اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم

نصوص و رواياتي از كتب معتمد برادران تشيع و از علماي بسيار معتبر آنان را از نظر شما مي گذرانيم كه در آنها اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم دختر گرامي علي و حضرت زهراء ‌رضي الله عنهم به روشني به چشم مي خورد.
اعتراف اول

صفي الدين محمد بن تاج الدين معروف به ابن الطقطقي الحسني متوفاي 709 هجري نسب شناس و مورخ معروف در كتابي كه تاليف آنرا به اصيل الدين حسن پسر خواجه نصير الدين طوسي وزير هلاكو تقديم نموده، و آنرا به اسم خودش نام گذاري كرده در ذيل عنوان بنات امير المؤمنين علي عليه السلام مي نويسد:‌ (وام كلثوم و أمها فاطمة‌ بنت رسول الله تزوجها عمر بن الخطاب فولدت له زيدا ثم خلف عليها عبد الله بن جعفر )
يعني « يكي ديگر از دختران امير المؤمنين ام كلثوم مي باشد كه مادرش فاطمه دختر رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم است كه عمر بن خطاب با وي ازدواج كرد و فرزندي به نام زيد از او به دنيا آورد و پس از عمر به عقد عبدالله ابن جعفر در آمد».

اعتراف دوم

محقق سيد مهدي رجائي مطالب بسياري نقل كرده از جمله تحقيق ابوالحسن العمري از نوه هاي عمر پسر امام زين العابدين (ع) در كتابش «المجدي» مي نويسد:‌ «آنچه از اين روايات مي توان بدان اعتماد كرد مطلبي است كه اكنون از نظر گذشت كه عباس ابن عبد المطلب ام كلثوم را بارضايت و اجازه پدرش به ازدواج عمر در آورد و از عمر فرزندي به نام زيد به دنيا آورد».

محقق مذكور اقوال بسيار ديگري نيز نقل كرده از جمله:‌ زني كه عمر با او ازدواج كرده شيطاني بوده!!! يا ممكن است ازدواج كرده اما با او هم بستري نكرده!!! يا اينكه به زور و با غصب با او ازدواج كرده است!!! .

اعتراف سوم

ملا باقر مجلسي مي نويسد:‌«… همچنين است انكار شيخ مفيد از اصل جريان ازدواج. اين براي بيان اين مطلب است كه آن (ازدواج)‌ از طريق آنها ثابت نشده است، و الاّ بعد از ورود آن روايات و روايات ديگري كه با سند خواهد آمد كه علي عليه السلام هنگامي كه عمر وفات كرد نزد ام كلثوم آمد و او را با خود به خانه خودش برد، و روايات ديگري كه از بحار الانوار آورده ام اين انكار، عجيب مي نمايد، ‌اصل جواب اين است كه اين ازدواج از روي تقيه واضطرار بوده است…….الخ » !!!

اعتراف چهارم

انصاف هم خوب است. ‌صاحب اصول كافي چندين حديث دركتابش آورده است از جمله ( باب المتوفي عنها زوجها المدخول بها أن تعتد وما يجب عليها: ‌حميد ابن زياد عن ابن سماعه عن محمد بن زياد عن عبدالله بن سنان و معاويه بن عمار عن ابي عبدالله عليه السلام قال: سألته عن المرأة‌ المتوفي عنها زوجها أتعتد في بيتها او حيث شاءت ؟‌ قال بل حيث شاءت إن عليا عليه السلام لما توفي عمر أتي ام كلثوم فانطلق بها إلي بيته)
« معاويه ابن عمار مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم زني كه همسرش وفات كند بايد در خانه اش (عده)بنشيند يا هر جايي كه خواست؟ فرمود بلكه هر جائيكه خواست، ‌علي عليه السلام هنگامي كه عمر وفات كرد، ام كلثوم را با خود به خانه خودش برد.)

اعتراف پنجم

خوانندة عزيز! با بعضي از علماي معاصر تشيع درباره اين ازدواج صحبت كردم،‌ از بهترين ردودي كه آنان براي توجيه اين ازدواج نوشته اند رد قاضي محكمة اوقاف و مواريث شيخ عبدالحميد الخطي در قطيف عربستان كه نماينده چندين مرجع بزرگ تقليد در عربستان سعودي است مي گويد: ‌« و اما اينكه قهرمان اسلام امام علي عليه السلام دخترش ام كلثوم را به ازدواج عمر در آورده جاي تعجب ندارد، زيرا رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم براي هر فردي از مسلمين أسوة ‌حسنه‌ هستند، ‌ايشان با ام حبيبه رضي الله عنها دختر ابوسفيان ازدواج كردند، در حاليكه شخصيت ابو سفيان در برابر عمر رضي الله عنهما اصلا قابل مقايسه نيست!، ‌اينكه درباره ازدواج عمر با دختر علي اظهار ترديد مي شود هيچ توجيهي ندارد،‌ و اما اين گفته شما كه عمر با جني ازدواج كرده! يا جني به شكل ام الكثوم در خانه عمر رضي الله عنه بوده! هم خنده دار و هم گريه آور است، و بقدري مسخره است كه ارزش ذكر كردن هم ندارد اگر قرار باشد دنبال اينگونه چرندها بگرديم بسيار است!».

شيخ پيرامون بحث مورد نظر يعني نقش مصاهره در پيوندهاي اجتماعي چيزي نگفته و حتي اشاره اي نكرده،‌كه اينگونه پيوند اجتماعي در واقع جز با قناعت و باور تحقق نمي يابد، ‌و در آن دلالت روشن و آشكاري بر محبت و أخوت و الفت بين دو خانواده عروس و داماد وجود دارد.
خوانندة عزيز! بر شما پوشيده نيست كه بين ازدواج مرد مسلمان با زن اهل كتاب و بين ازدواج مرد اهل كتاب با زن مسلمان چقدر فرق آشكار وجود دارد، كه اولي جايز و دومي ناجائز است،‌ دقت كنيد.

خلاصه:

مصاهره بين صحابه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم بسيار روشن و آشكار است بويژه بين خاندان علي با خاندان خلفاي راشدين رضي الله عنهم اجمعين، كما اينكه مصاهره بين بني اميه و بني هاشم قبل از اسلام و بعد از اسلام بسيار معروف است، كه بارزترين آن ازدواج رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم با دختر ابو سفيان است.

‌مقصود ما در اينجا اشاره به دستاوردهاي رواني و اجتماعي مصاهره بود كه از بزرگترين و بارزترين آن محبت بين طرفين مصاهره است. اميدواريم همين مقداري كه بعرض رسانديم كافي باشد

                                                                                                                   

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:55  توسط طاهره رحیم پور  | 

اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم

نصوص و رواياتي از كتب معتمد برادران تشيع و از علماي بسيار معتبر آنان را از نظر شما مي گذرانيم كه در آنها اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم دختر گرامي علي و حضرت زهراء ‌رضي الله عنهم به روشني به چشم مي خورد.
اعتراف اول

صفي الدين محمد بن تاج الدين معروف به ابن الطقطقي الحسني متوفاي 709 هجري نسب شناس و مورخ معروف در كتابي كه تاليف آنرا به اصيل الدين حسن پسر خواجه نصير الدين طوسي وزير هلاكو تقديم نموده، و آنرا به اسم خودش نام گذاري كرده در ذيل عنوان بنات امير المؤمنين علي عليه السلام مي نويسد:‌ (وام كلثوم و أمها فاطمة‌ بنت رسول الله تزوجها عمر بن الخطاب فولدت له زيدا ثم خلف عليها عبد الله بن جعفر )
يعني « يكي ديگر از دختران امير المؤمنين ام كلثوم مي باشد كه مادرش فاطمه دختر رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم است كه عمر بن خطاب با وي ازدواج كرد و فرزندي به نام زيد از او به دنيا آورد و پس از عمر به عقد عبدالله ابن جعفر در آمد».

اعتراف دوم

محقق سيد مهدي رجائي مطالب بسياري نقل كرده از جمله تحقيق ابوالحسن العمري از نوه هاي عمر پسر امام زين العابدين (ع) در كتابش «المجدي» مي نويسد:‌ «آنچه از اين روايات مي توان بدان اعتماد كرد مطلبي است كه اكنون از نظر گذشت كه عباس ابن عبد المطلب ام كلثوم را بارضايت و اجازه پدرش به ازدواج عمر در آورد و از عمر فرزندي به نام زيد به دنيا آورد».

محقق مذكور اقوال بسيار ديگري نيز نقل كرده از جمله:‌ زني كه عمر با او ازدواج كرده شيطاني بوده!!! يا ممكن است ازدواج كرده اما با او هم بستري نكرده!!! يا اينكه به زور و با غصب با او ازدواج كرده است!!! .

اعتراف سوم

ملا باقر مجلسي مي نويسد:‌«… همچنين است انكار شيخ مفيد از اصل جريان ازدواج. اين براي بيان اين مطلب است كه آن (ازدواج)‌ از طريق آنها ثابت نشده است، و الاّ بعد از ورود آن روايات و روايات ديگري كه با سند خواهد آمد كه علي عليه السلام هنگامي كه عمر وفات كرد نزد ام كلثوم آمد و او را با خود به خانه خودش برد، و روايات ديگري كه از بحار الانوار آورده ام اين انكار، عجيب مي نمايد، ‌اصل جواب اين است كه اين ازدواج از روي تقيه واضطرار بوده است…….الخ » !!!

اعتراف چهارم

انصاف هم خوب است. ‌صاحب اصول كافي چندين حديث دركتابش آورده است از جمله ( باب المتوفي عنها زوجها المدخول بها أن تعتد وما يجب عليها: ‌حميد ابن زياد عن ابن سماعه عن محمد بن زياد عن عبدالله بن سنان و معاويه بن عمار عن ابي عبدالله عليه السلام قال: سألته عن المرأة‌ المتوفي عنها زوجها أتعتد في بيتها او حيث شاءت ؟‌ قال بل حيث شاءت إن عليا عليه السلام لما توفي عمر أتي ام كلثوم فانطلق بها إلي بيته)
« معاويه ابن عمار مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم زني كه همسرش وفات كند بايد در خانه اش (عده)بنشيند يا هر جايي كه خواست؟ فرمود بلكه هر جائيكه خواست، ‌علي عليه السلام هنگامي كه عمر وفات كرد، ام كلثوم را با خود به خانه خودش برد.)

اعتراف پنجم

خوانندة عزيز! با بعضي از علماي معاصر تشيع درباره اين ازدواج صحبت كردم،‌ از بهترين ردودي كه آنان براي توجيه اين ازدواج نوشته اند رد قاضي محكمة اوقاف و مواريث شيخ عبدالحميد الخطي در قطيف عربستان كه نماينده چندين مرجع بزرگ تقليد در عربستان سعودي است مي گويد: ‌« و اما اينكه قهرمان اسلام امام علي عليه السلام دخترش ام كلثوم را به ازدواج عمر در آورده جاي تعجب ندارد، زيرا رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم براي هر فردي از مسلمين أسوة ‌حسنه‌ هستند، ‌ايشان با ام حبيبه رضي الله عنها دختر ابوسفيان ازدواج كردند، در حاليكه شخصيت ابو سفيان در برابر عمر رضي الله عنهما اصلا قابل مقايسه نيست!، ‌اينكه درباره ازدواج عمر با دختر علي اظهار ترديد مي شود هيچ توجيهي ندارد،‌ و اما اين گفته شما كه عمر با جني ازدواج كرده! يا جني به شكل ام الكثوم در خانه عمر رضي الله عنه بوده! هم خنده دار و هم گريه آور است، و بقدري مسخره است كه ارزش ذكر كردن هم ندارد اگر قرار باشد دنبال اينگونه چرندها بگرديم بسيار است!».

شيخ پيرامون بحث مورد نظر يعني نقش مصاهره در پيوندهاي اجتماعي چيزي نگفته و حتي اشاره اي نكرده،‌كه اينگونه پيوند اجتماعي در واقع جز با قناعت و باور تحقق نمي يابد، ‌و در آن دلالت روشن و آشكاري بر محبت و أخوت و الفت بين دو خانواده عروس و داماد وجود دارد.
خوانندة عزيز! بر شما پوشيده نيست كه بين ازدواج مرد مسلمان با زن اهل كتاب و بين ازدواج مرد اهل كتاب با زن مسلمان چقدر فرق آشكار وجود دارد، كه اولي جايز و دومي ناجائز است،‌ دقت كنيد.

خلاصه:

مصاهره بين صحابه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم بسيار روشن و آشكار است بويژه بين خاندان علي با خاندان خلفاي راشدين رضي الله عنهم اجمعين، كما اينكه مصاهره بين بني اميه و بني هاشم قبل از اسلام و بعد از اسلام بسيار معروف است، كه بارزترين آن ازدواج رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم با دختر ابو سفيان است.

‌مقصود ما در اينجا اشاره به دستاوردهاي رواني و اجتماعي مصاهره بود كه از بزرگترين و بارزترين آن محبت بين طرفين مصاهره است. اميدواريم همين مقداري كه بعرض رسانديم كافي باشد

                                                                                                                   

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:55  توسط طاهره رحیم پور  | 

زوج شدن :

!        توافق است برای تفاهم

!        سوختن است برای ساختن

!        کمال است  نه فقط رفاه

!        مداوا و رفع معایب است ، نه نمایش قدرت وثروت

!        انجا وظیفه است نه فقط ارضای غریزه [1]

!        حرکت در جهت خدا گونه شدن است نه تنوّع و تفنّن

!        خود را در کنار دیگری یافتن است نه خود را برای دیگری باختن

خوب شدن است نه فقط خوش بودن

پاره ای از خصوصیات مردان

!        این واقعیت ندارد که مردها اهمیت کمتری برای عشق و روابط قائل هستند بلکه حقیقت در این تفاوت هاست :

-    از اولویت های مهم برای مردان شغل آنان و موفقیت در آن است.

-    آنچه برای زنان در اولویت است روابط خانوادگی است .

!    مردان به سختی می توانند از تعلق و عقلانیت به یک باره به سمت احساسات تغییر موضع دهد ، گویی جایگاه مردها بیشتر در سرشان است تا اقلبشان .

!    مردان خود و هویتشان را با شغل و موفقیت هایشان تعریف می کنند و اعتماد به نفس و خود باوریشان را صرفاً با دستیابی به هدف هایشان می دانند.

!    مردها هنگامی که نقشه مشخصی داشته باشند ، راحت تر کار می کنند . بنابراین تعیین یک برنامه زمانی برای هر کاری ، امنیت بیشتری به آنها می دهد .

!        مردان معمولاً گله و شکایت خود را به درون می ریزند.

!    مردها تا موقعی که به راه حلّی نرسیده اند ، پاسخی نمی دهند اما آن ها در حین صحبت کردن به راه حلّ هم می رسند .

!    مردان به گونه ای تربیت شده اند که همیشه می خواهند دنیای بیرون را تحت کنترل خود داشته باشند و همواره به موفقیت دست یابند، در عوض به دنیای درونی خود کمتر توجه نشان می دهند

!    مردها از کوچکی شرطی شده اند که تمامی جواب ها را بدانند و تمامی کارها را به خوبی انجام دهند ، بنابراین به حمایت و تحسین زیادی احتیاج دارند .

!    مردانی که از درون احساس ناامنی می کنند ، سعی می کنند همسرشان را از سیستم های حمایتی اش مثل خانواده و دوستانش ، دور نمایند. این یکی از تاکتیک هایی است که آنان جهت نفوذ و سلطه بر روی همسرشان به کار می برند که البته دو نتیجه دارد :

   الف ) وابستگی زن به مردش بیشتر می شود.

   ب) به خاطر رابطه کمتری که مرد دارد از انتقاد و نظرات منفی نسبت به خودش مصون می ماند.

!    مردها هنگامی بهتر ارتباط برقرارمی کنند که بتوانند روی مکالمة خودشان با شما ، تمرکز کنند ، برای همین است که در مقابل در خواست ها و صحبت های مبهم ، معذب می شوند ، گویی می بایست هم خواسته واقعی شما را درک کنند و هم آن را بر آورده سازند اما زن ها چنین نیستند ، دو زن می توانند به راحتی به صحبت بنشینند در حالی که نمی دانند راجع به چه موضوعی می خواهند صحبت کنند و یا هدف از صحبت چیست . چرا که از ابراز کردن خودشان لذت می برند .

!    برای یک مرد غالباً خواندن یک کتاب در زمینه رشد شخصیتی و نزد مشاور رفتن به این معنی است که اعتراف کند که کارها را خوب انجام نمی دهد و مرد بدی است.

!    مردان عادت دارند یأس ها و سرخوردگی هایشان را به شکل خشم ابراز کنند ، به جای آن که احساسات دیگری از خود نشان دهند ، چرا که خشم امنیت بیشتری برایشان دارد .

!    برای اغلب مردان نشان دادن احساساتی نظیر عجز و ناتوانی و یا ترس بسیار مشکل است ، تنها هنگامی چنین احساساتی را از خودشان بروز می دهند که وضع آن ها خیلی خراب باشد .  

برگرفته از کتاب رازهایی درباره مردان

-        باربارا دی آنجلیس

عاطفه زن و هنر استفاده از آن

!    محبت زن نباید دست و پای مرد را ببندد ، مثلاً  به خاطر محبت از او بخواهد که همواره کنار او در منزل بماند ، چرا که در این صورت بعد از مدتی مرد به نفرت می ر سد .

!    با چشمان اشک آلود توأم با لبخند ، آن هم در حال پناه آوردن به مرد (گریه بر شانه مرد) می توان سنگدل ترین مرد را بدست آورد .

!    مردها مهارت چندانی در زمینه احساسات و عواطف ندارند . زنان به خاطر عدم آشنایی با این ویژگی مردان و مقایسه با خودشان ، رفتارهای جدی مردان را به حساب لجبازی و مقاومت آنها می گذارند و آنان را به خاطر بی احساسی بودنشان سرزنش می کنند .

عاطفه زن و هنر استفاده از آن

!        مردها عاشق استعداد و توانایی در زن هستند به شرط آن که زن همواره متواضع باقی بماند. یکی از نمودهای عاطفی زن فروتنی است .

!    هنگامی که زن از مسئله ای ناراحت است و نزد همسرش می رود ، مرد عملاً کلماتی را که زن برزبان می آورد نمی شنود ، بلکه چنین می فهمد : به من کمک کن . مرا نجات بده . چون مردان همواره به راه حل می اندیشند . در حالی که روحیه عاطفی زن ، تنها حمایت می طلبد .

!    مرد ها با شناختی که از زن دارند ، فکر می کنند زن ها به محض شروع به کلمه و شکایت ، دیگر دست از این کار بر نمی دارند و تا ابد ادامه می دهند . به همین دلیل می گویند : می خواهی همین طور ادامه بدهی ، - «الان حوصله ندارم درگیر یک دعوای بزرگ شویم » «بفرما باز دوباره شروع شد » .

    نباید ها

!    در حق مردِ زندگی تان مادری نکنید گر چه به خاطر انجام کارهایش بوسیله زن احساس رضایت می کند ولی تداعی جایگاه مادرانه ، نقش معشوق بودن را کم رنگ می کند زیرا رفتار عاطفی مادر با منع جنسی همراه بوده است و از طرف دیگر یاد آوری سلطة مادرانه ، نوعی عدم آزادی را در پی داشته است .

!    از اشتباهات بزرگ زن این است که در برخورد با همسرش همیشه از موضع ضعف عمل کند ، چرا که قابلیت ها و توانمندی ها در هر انسانی زیباست و جاذبه دارد .

!    بعضی از زنان تصور می کنند سکوت و تأیید همسرانشان ، و رأی و نظری از خود نداشتن ، موجب محبوبیت شان خواهد شد ، در حالی که زن ومرد قبل از این که زن و شوهر باشند دو انسانند که در سایر ابعاد نیاز به همراهی و همفکری دارند.

!    اصولاً مردان ترجیح می دهند نقط ضعفشان به صورت غیر مستقیم به آنان عرضه شود چرا که معمولاً نتیجه تذکر مداوم و بیان صریح عیب ها ، « لجبازی » است .

      نباید ها

!        آنچه مردان را از زندگی بیزار و خسته می کند :

الف) پرداختن به مباحث جزئی و اصرار در ثابت کردن یک مطلب در یک مقطع زمانی .

ب) گریه های طولانی

ج) ناز آوردن های بیجا و بی موقع (لوس کردن)

د) حساس و عاطفی بودن بیش از حدّ که موجب محدودیت غیر متعارف و غیر عادلانه برای مرد بشود .

چند مثال کاربردی :

!  هنگامی که ناراحت هستید اغراق نکنید ، ناراحتی تان را از آنچه هست بزرگتر جلوه ندهید (مردها همواره به معنای لغوی کلماتی که به کار می برید ، توجه می کنند. مثلاً وقتی می گویید دیگر صبرم تمام شده همسرتان فکر می کند دیگر همه چیز تمام شده است ).

!  به مجرد ورود همسرتان به منزل ، با مسائل و مشکلات احساسی تان به او هجوم نبرید ، به او فرصت بدهید تا آرام بگیرد.

!  هنگامی که مردها را در مورد احساساتشان محکوم می کنید . آنان احساس می کنند مورد انتقاد واقع شده و زن ها نمی توانند درکشان کنند ، بنابراین با سرد شدن به لحاظ عاطفی ، انتقام می گیرند و در مقابل برخورد احساسی که مطلوب شماست ، مقاومت می ورزند ، از شما عصبانی شده  و با متهم کردنتان به این که بیش از حد احساساتی هستید ، به شما حمله می کنند .

      نباید ها

!  زنان نباید خود و خواسته های معقولشان را فراموش کنند ، بلکه می تواننند منصفانه و هنرمندانه از حق خود دفاع نمایند و اگر در مواردی لازم به فداکاری و از خود گذشتگی باشد ، با توجه به توان و ظرفیت روحی ، می توانند از خواسته خود بگذرند ، چرا که در فرهنگ اعتقادی ما ، زمانی که آدمی کاری را به خاطر رضای خدا انجام می دهد ، مطمئن است که چیزی را از دست نداده است ، بلکه تجارت سودمندی کرده است (می توان هر نظر وعملی را با اتصال به باقی ، جاودانه ساخت ).

!  زنان نباید جملات و کلمات تحقیر آمیز در مورد خودشان به کار ببرند چون موقعیت طبیعی آنان را به خطر می اندازند .جملاتی مانند « خیلی بد قیافه شده ام » ، « از نگاه به من حالت بهم می خورد » ، « راه انداختن آن مهمانی کار سختی نبود دیگران هم کمک کردند ، لازم نیست تشکر کنی » .

!  زنان نباید هنگامی که می خواهند به همسرشان بگویند از دستش عصبانی و ناراحت هستند ، از حالت های بچگانه استفاده می کنند مثلاً به جای این که صدای قوی زنانه داشته باشند مانند دختر بچه ها حرف بزنند .

!  با مرد زندگیتان چنان رفتار نکنید که گویی پدرتان هستند البته هیچ اشکالی ندارد گاهی اوقات به مردی که دوستمان دارد اجازه بدهیم به طریقی پدرانه از ما مواظبت کند ، اما اغلب نباید این گونه باشد .

با الهام از کتاب رازهایی درباره مردان

     اقتدار مرد یک اصل مهم در زندگی مشترک

!        اجازه گرفتن از همسرش ، سبب تأمین حس ولایت و اقتدار مرد می شود.

!    تأمین حسّ اقتدرا مرد از سوی همسرش موجب بروز جوانمردی و مردانگی است . چون مرد هیچگاه نمی خواهد از زن کمتر باشد ، بنابراین در تمامی زمینه ها بهتر عمل می کند .

!    زن برای تقویت اقتدار در مرد ، بهتر است از جملاتی چون ک « تو تکیه گاه من هستی » ، « من به تو اعتماد کامل دارم » ، « تو پشتیبان من در تمامی مسائل زندگی هستی » و ... استفاده کند.

!    نه زن سالاری درست است و نه مرد سالاری ، بلکه آنچه شایسته شأن انسانی است ، حق مداری و حق سالاری است .

!    در خانواده ، باید زمینه ای فراهم شود که مرد با پذیرش ولایت و سرپرستی ، به خود ش اعتماد کند تا بتواند با قاطعیت و قدرت ، وظایف خطیر اجتماعی و خانوادگی را بر عهده بگیرد . ( البته مردان باید مراقب باشند که از این اقتدرا سوء استفاده نکنند) .

!        مرد به شدت از این که زن به او پناه بیاورد ، لذّت می برد و به شدت از قلدری و ریاست طلبی زن ، بیزار است .

!    مردان اساساً نیاز دارند ، کنترل کامل همسر خود را در دست داشته باشند ، اما از این  که خودشان کنترل شوند به شدت متنفرند .

!        رابطه زن و مرد در زندگی مشترک

!    زن وظیفه ندارد برای کمک مالی به خانواده ، مدت زمانی را خارج از منزل سپری کند ، اما این وظیفه را دارد که با آغوش باز و با نشاط با همسرش برخورد نماید و رضایت او را جلب کند.

!    هرگز عکس العمل های تند و دفعی کارساز نیست ، با فکر و صبر و حوصله و گفتار نرم و مشورت ، کارها بهتر پیش می رود .

!    مواظب باشید هیچ چیز را از همسرتان مخفی نکنید که در صورت رو شدن ، اعتمادش را به شما از دست خواهد داد .

!    خطاهای یکدیگر را بزرگ نکنید ، سعی کنید  اشتباهات را فراموش کنید و در صورت لزوم ، طرح آن را در زمان مناسب و با بهترین روش به انجام برسانید .

!        همیشه برای همسرتان یک فرد جدید باشید و برای پیشرفت فکری و ارتقای زندگی خود اهمیت قائل شوید .

!    زود احساس شکست نکنید ، استوار باشید و در عین حال احساس خوشبختی خود را هم در خلوت و هم در جمع بیان کنید .

!    مردی که از کار خسته شده ، اگر از او قدردانی نشود ، تعادلش را از دست می دهد و به یکی از شیوه های زیر رو می آورد :

          الف) معتاد به کر می شود و به طور سرسام آوری کار می کند.

         ب) در لاک خود فرو می رود و ازآن بیرون نمی آید .

               ج) به سمت جنبه های زنانه خویش سوق پیدا می کند و از مشکلات خودش

              صحبت می کند  .

!    هدف اولیه مرد این است که همسرش را خوشحال کند و هیچ لذتی برای مرد بالاتر از این نیست البته به شرط این که بینشان مشکلی نباشد .

!        معمولاً توقعات مرد از همسرش در دو چیز خلاصه می شود :

               الف) روحیه شاداب و با نشاط زن

        ب) ارتباط روحی و روانی و جسمی مثبت با او

رابطه زن و مرد در زندگی مشترک

!    اگر مردی بداند در بدو ورود به خانه باشور و نشاط و استقبال همسرش مواجه می شود و مورد قدردانی قرار می گیرد ، شوق آمدن به خانه ، سختی کار بیرون را آسان کرده و ختسگی او را بر طرف می سازد .

!        مرد با تشویق و توجهات همسرش ، به زندگی و کارش دلگرم می شود.

!    این که همسرتان احساس کند درکش می کنید ، مسئله مهمی است ، اگر از موضوعی رنج می برید ، حداقل با گفتار و رفتار خود نشان دهید که او را درک می کنید و سختی کار او را می فهمید .

!    زنی که انتظار دارد همسرش در تمامی زمینه ها با او مشورت کند در حقیقت به طور غیر مستقیم به او پیام می دهد که تو ناتوان و عاجز از تصمیم گیی هستی .

!    زن می تواند برای تقویت روابط زناشویی ، همسرش را به این باور برساند که تنها متعلق به اوست و به همین دلیل در ارتباطات اجتماعی اش به شدت محتاط است .

!        با همسرتان به مانند شخص لایق ، دانا ، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید ، سعی ننمایید به جای او فکر کنید .

!    طرز سؤال کردن از مرد باید به گونه ای باشد که او بتواند ساختار واضحی در ذهنش تسیم کند ، هر چه پرسش ها خصوصی تر باشند ، بهتر است پس رک و راست صحبت کنید ، وقتی در پرده ابهام وارد گفتگو می شوید ، مردها فکر می کنند ، آن ها را بازی می دهید و عصبانی می شوند .

!    هنگامی که همسرتان ساکت است به ااین معنی نیست که به شما بی توجه است بلکه ذهنش مشغول پردازش اطلاعاتی شده که به او داده اید یا این که سعی می کند ، با احساسات خود تماس برقرار کند .

!    وقتی زنان احساس سر درگمی و بیچارگی می کننند و به گونه ای رفتار می کنند که گویی دچار بحران عظیمی شده اند تا همسرتان بیاید و نجاتشان دهد ، البته این کار به  عنوان روشی برای جلب توجه همسر است اما کاملاً بچگانه است . در این صورت مردان جواب می دهند و با احساس برتری و رئیس بودنی که می کنند ، اما احترام برای شما قائل نخواهند بود و رفته رفته شور و حرارت روابط کاهش می یابد .

    مادرها و پدرها ( خانواده های طرفین )

!    هیچگاه همسرتان را به خاطر بدی خانواده اش ، محکوم و مؤاخذه نکنید ، شنیدن این عبارت که « تقصیر خانواده توست » برای هر دو طرف به شدت رنج آور است .

!        انتظار عصمت از همسرمان نداشته باشیم ، همانگونه که ما عیب داریم او هم قطعاً بی نقص نیست .

!    زن و مرد باید همواره به تکریم یکدیگر در مقابل خانواده هایشان بپردازند و حتی اگر اختلافی دارند نباید در هیچ یک از دو خانواده ، همسرشا ن را تضعیف و ذلیل کنند.

!        در زندگی مشترک ، هر یک از طرفین دو مادر و دو پدر دارد که باید به آنها به یک اندازه احترام گذاشت .

!        سعی کنید خوبی های همسرتان را جلوی دیگران مخصوصاً خانواده خودتان و بالاخص مادرتان بگویید .

 



[1] - به خواسته های غریزی هم آنقدر توجه دارند که وظایفشان را فراموش نکنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 11:49  توسط طاهره رحیم پور  | 

تربيت دختران در سيره معصومين (ع)

مهم ترين هدف از تربيت دختران افزون بر خودسازي و پرورش باورهاي ديني، آشنا کردن آنان با فنون و شيوه هاي زندگي مانند شيوه شوهرداري، فرزند پروري، همسايه داري و معاشرت با مردم است. بدين معنا که دختران در کنار فراگيري انديشه هاي ديني و آموختن رفتارهاي اسلامي، نقش آفريني در عرصه هاي گوناگون زندگي را بياموزند.

اهميت تربيت دختران

امروزه بيش از هر زمان ديگر بايد به تربيت دختران همت گماشت؛ زيرا از يک سو نزديک به نيمي از نيروهاي فعال و کارآمد جامعه را قشر زنان و دختران تشکيل مي دهند و از سوي ديگر، گستره فعاليت آنان، همه امور فردي و اجتماعي را در بر مي گيرد. ضمن آنکه پرهيز از اختلاط زن و مرد در بيشتر مراکز و اداره هاي خصوصي و دولتي، امري سخت شده است، در چنين شرايطي بايد دانست که تنها در صورت تربيت درست و اسلامي دختران است که جامعه در امنيت به سر مي برد و نابهنجاري هاي اخلاقي و اجتماعي کاهش مي يابد. اگر جامعه زنان و دختران در رفتار و داد و ستد و رفت و آمدهايشان، دستورهاي شرعي را رعايت کنند و با حفظ حجاب و پوشش اسلامي در اجتماع حضور يابند، انحراف هاي اخلاقي به ميزان قابل توجهي کاهش مي يابد؛ زيرا بيشتر نابساماني هاي فرهنگي و اجتماعي بر اثر اختلاط زن و مرد و جوانان دختر و پسر و در پي رعايت نکردن حدود اسلامي پديد مي آيد که با تربيت ديني نسل جوان به ويژه دختران مي توان از اين مسئله پيش گيري کرد.

حضور چشم گير دختران و زنان در جامعه و گسترده بودن فعاليت آنها، به فرهنگ سازي درست اين گونه ارتباط ها نيازمند است که با پرورش درست به دست مي آيد.

تربيت دختران در محيط خانواده

مهم ترين هدف از تربيت دختران افزون بر خودسازي و پرورش باورهاي ديني، آشنا کردن آنان با فنون و شيوه هاي زندگي مانند شيوه شوهرداري، فرزند پروري، همسايه داري و معاشرت با مردم است. بدين معنا که دختران در کنار فراگيري انديشه هاي ديني و آموختن رفتارهاي اسلامي، نقش آفريني در عرصه هاي گوناگون زندگي را بياموزند. وظيفه مادر است که از کوچکي به آموختن نقش ها به فرزندان و دختران شان بپردازد؛ زيرا محيط خانه مناسب ترين فضا براي نقش آموزي دختران است و مادر، شايسته ترين معلم و راهنما براي دختر به شمار مي رود.

ارتباط عميق مادر و فرزند و اعتماد همه جانبه دختر به مادر، مهم ترين عامل در اجراي فرآيند تربيت و اثر گذاري آن است. دختر با ديده اطمينان و اعتماد به مادر مي نگرند، به گفته او گوش مي دهد و هر چه بخواهد بدان عمل مي کند. بدين سان مادر، تنها کسي است که از نزديک با دخترش ارتباط دارد و از نيازهاي مادي و معنوي او آگاه است. او بيشترين زمان را در کنار دختر سپري مي کند و از خواسته هاي قلبي وي آگاهي کامل دارد. از اين رو، قادر است مسائل مهم و ضروري را روشن و آشکارا با دخترش در ميان بگذارد و انجام دادن آن را از وي بخواهد. البته مادر در صورتي مي تواند به نقش آفريني دختر کمک کند که خود، با نقش هاي مورد نظر آشنايي کامل داشته باشد.

هدف از تربيت دختران، افزون بر بيمه کردن آنان در برابر انحراف هاي ديني و اخلاقي، آموزش نقش هاي مورد نياز وي در زندگي خانوادگي و اجتماعي است، که مناسب ترين معلم در اين زمينه، مادر و بهترين مدرسه براي انجام اين کار، محيط خانه است .

تربيت اقتصادي دختران

يکي از جنبه هاي تربيت زنان و دختران، تربيت اقتصادي آنان است. اگر زنان و دختران از دانش اقتصاد خانواده بهره مند باشند، بهتر مي توانند به ايفاي نقش خانه داري بپردازند. تربيت اقتصادي به معناي کارآموزي فنون خانه داري و فراگيري شيوه هاي درست مصرف مالي است. آشنا ساختن دختران با آشپزي و تهيه غذاي مناسب بدون اسراف و تباه کردن مواد اوليه، از وظايف مادران است.

قرآن کريم دستورهاي متعددي در زمينه اقتصاد و امور معيشتي مردم دارد و همه آنها را به رعايت ميانه روي در دخل و خرج سفارش مي کند. مسرفين و کساني که در استفاده از منابع و امکانات مادي زياده روي مي کنند، در قرآن از اهل دوزخ شمرده شده اند، آنجا که خداوند مي فرمايد : «و ان المسرفين هم أصحاب النار؛ و مسرفان اهل آتشند.» (غافر43 )

ايجاد روحيه ميانه روي در دختران، از عوامل مهم در اداره اقتصاد خانواده است، به گونه اي که اين ويژگي در موفقيت و پيدايش رضايت اعضاي خانواده و سازگاري با آنان، به ويژه تأمين رضايت شوهر نقش حياتي دارد. اگر دختر در خانه پدر با روحيه ميانه روي و آينده نگري بزرگ شود، مي تواند آن روش را در خانه شوهر نيز ادامه دهد و زندگي آبرومندي را براي خود و اعضاي خانواده اش فراهم کند. در مقابل، اگر پدر و مادر به تربيت دختر توجه نکنند و او تجمل گرا و خودسر بار آيد، چنين دختري در اداره امور خانه موفق نخواهد بود، چنان که دختران خانواده هاي سرمايه دار که بيشتر در ناز و نعمت بزرگ مي شوند، توانايي چنداني در اداره خانه ندارند. در واقع، بسياري از آنها با توجه به نوع زندگي در خانه پدر، توقع زياد و خواسته هاي نامعقول دارند که شوهران سطح متوسط جامعه، از پاسخ گويي دچار سستي و فروپاشي مي شود.

سيره فاطمه زهرا عليها السلام، الگوي مناسب ميانه روي و قناعت و بي نيازي از مردم است که زنان مسلمان بايد از آن پيروي کنند. جريان انفاق لباس عروسي و بسنده کردن به پيراهن کهنه، از رويدادهاي بسيار زيبا و جالبي است که تنها در شب عروسي دخت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فاطمه زهرا عليها السلام واقع شده و در طول تاريخ نظير آن مشاهده نشده است. (اخلاق حضرت فاطمه زهرا ص 86) يکي از آرزوهاي معمول جوانان اين است که مراسم ازدواجشان به عنوان مراسمي که يک بار در زندگي شان اتفاق مي افتد، بايد هر چه با شکوه برگزار شود. اين مسئله، طبيعي است و هر جواني خواهان آن است، ولي حضرت زهرا عليها السلام که تربيت يافته مکتب مکتب وحي بود، فراتر از خواسته ها و گرايش هاي انساني مي انديشيد و با عمل به سيره رسول خدا صلي الله عليه و آله در قناعت ورزي، در همان شب به ياد ماندني زيباترين لباسش را به سائل داد و رضاي خدا و پيامبرش را بر خواسته هاي طبيعي خود مقدم داشت.

تربيت اقتصادي، در اداره کردن زندگي نقش اساسي دارد و در ايفاي نقش خانه داري و امور معيشتي اثر گذار است. از اين رو، لازم است از دوره کودکي به تربيت اقتصادي دختران اهتمام ورزيد و آنها را با روحيه قناعت و صرفه جويي پرورش داد. زندگي با عزت و شرافت فاطمه زهرا عليهاالسلام که با ايثار و از خود گذشتگي عجين بود،برترين راهنماي زنان و دختران مسلمان است .

دختران و مسائل بلوغ

بر اساس تفاوت هاي جسمي و روحي زن و مرد، شرايط بلوغ و زمان انجام دادن وظايف ديني و مذهبي آنان نيز متفاوت است. دختر زودتر از پسر به تکليف مي رسد و پدر و مادر بايد به اين مسئله توجه داشته باشند. چه بسا ممکن است برخي از خانواده ها از اهميت اين امر بي خبر باشند و سن تکليف فرزندان خود را از ياد ببرند و زماني با خبر شوند که بسياري از تکليف هاي الهي از آنان فوت شده و فرزندان به موقع آنها را انجام نداده اند. دختر بر اساس ويژگي هاي بيولوژيکي و رواني خود، زودتر آماده پذيرش وظايف و آموزه هاي ديني مي شود. اسلام با توجه به اين ويژگي مي خواهد، دختران پيش از پسران در زير خيمه انسان ساز دين و مذهب وارد شوند و معارف اسلامي را بياموزند؛ زيرا انجام دادن عبادت و پاي بندي به وظايف ديني و اسلامي، در اصلاح و تربيت انسان نقش اساسي دارد. خداوند خطاب به مريم - مادر حضرت عيسي عليه السلام - مي فرمايد: «اي مريم ! در برابر پروردگارت خضوع کن و پيشاني بر زمين بگذار و با رکوع کنندگان رکوع کن».(آل عمران : 43)

از بعضي تفسيرها بر مي آيد که اين خطاب در نه سالگي مريم بوده و او پس از آن، همواره در حال عبادت بود تا آنجا که بر اثر عبادت، در رسيدن به کمالات معنوي از بزرگان و دانشمندان عصر خود پيشي گرفت. (تفسير نمونه ج 2 ص 399) شايد به اين دليل بود که حضرت مريم با جان و دل پذيراي دستورهاي خدا شد و عاشقانه به عبادت او پرداخت. به هر حال، پاي بندي به انجام دادن وظايف ديني و مذهبي، اين امکان را به دختران مي دهد که زودتر آمادگي لازم را براي ايفا نقش هايي چون مادري و خانه داري پيدا کنند.

از آن جا دختر زودتر از پسر به تکليف مي رسد، آموزش هاي ويژه اي را مي طلبد. بدين معنا که احکام عملي ويژه زنان و دختران، بايد پيش از بلوغ ، به آنان آموزش داده شود تا هنگام روبه رو شدن با آنچه به زوي برايشان پيش مي آيد، دچار مشکل روحي نشوند. چه بسا دختراني که بر اثر بي خبري از آنچه هنگام بلوغ براي دختران اتفاق مي افتد، دچار نگراني و پريشاني رواني و گاه گرفتار پي آمدهاي ناگواري چون بيماري مي شوند. اين مسئله را با تربيت و آموزش به موقع وظايف ديني و آگاه سازي او مي توان کنترل کرد.

آگاهي دادن به دختر درباره آنچه بر اثر دگرگوني هاي جسمي هنگام بلوغ براي او رخ مي دهد، او را از سرگرداني و افسردگي حفظ مي کند.

نقش فرهنگی، تربیتی زنان؛ شاه کلید ایجاد جامعه مهدوی

در دنیای پرهیاهوی امروز که غوغاسالاران پشت پرده مدیریت رسانه ها، رشته حکومت دنیا را به دست گرفته اند و هر گاه که اراده کرده اند شگفتی نوینی را خلق کرده و با بوق و کرنا در ضمیر مخاطبان میلیاردی خود جای داده اند، نقشه های پیچیده و شگفت آوری وجود دارد.

در این رسانه ها که دیگر فقط به تلویزیون های ماهواره ای یا رادیوها و شبکه های عظیم و پیچیده اینترنتی محدود نیست، بلکه رسانه های دنیای مدرن شامل تمامی ابزارهایی که توان انتقال پیام همچون سینما، کتاب، رسانه های دیجیتال، عکس، آثار هنری مختلف و خیلی چیزهای دیگر را شامل می شوند نکته جالب و تعیین کننده ای نقش دارد که در عین حال مورد غفلت بسیاری از اندیشمندان شرقی هم قرار گرفته و ظاهرا تلاش چندانی برای بازیابی این نقش یعنی نقش زن صورت نمی گیرد. 
آری، زن در بسیاری از ممالک غربی به عنوان کالایی است که می تواند در جذب بیننده و افزایش بازاریابی موثرتر از هر چیز دیگری عمل کند، شاید استفاده از این کلمات برای موجود ارزشمندی چون زن در خور و شایسته نباشد ولی چه کنیم که در بسیاری از مناطق جهان امروزی هنوز معنای واقعی زن درک نشده و به زن با نگاهی به غیر از معنای اصلی آن نگریسته می شود و کارهایی همچون موارد ذکر شده بر روی آنها اعمال می شود و حتی بیشتر و بدتر از آن. 

در حالی که اگر دقیقتر و عمیق تر بیندیشم زن در عین ظرافت و زیبایی که خداوند به طور فطری در وجود آن خلق کرده، می تواند همچون مردان در امور مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و آموزشی نقش موثری ایفا کند، خصوصا آموزشی که به طور غریزی یکی از مسئولیت ها و وظایف زن به شمار می رود. 
زن در نقش یک مادر اصلی ترین عنصر تربیتی فرزند به شمار می رود و در زندگی یک فرد نحوه تعلیم و پرورش مادر از اهمیت ویژه ای برخوردار است، این نیز چنانچه یاد شد از حکمت و عظمت الهی سرچشمه می گیرد. 
نقش زن در تعلیم و تربیت خانواده

زن آئینه تمام نمای شخصیت انسان است . او مظهر پرورش است و صفت الهی پروردن از جانب خدای خویش را به ودیعه دارد. این وجود سراسر نیاز، خود نیازمندان را غنا می بخشد، آنان را به كمال معنوی سوق می دهد تا با احاطه بر كلیات هستی و شناخت برهانی به مبدا و غایت وجود دست یابند. آنان را به جایگاهی می رساند كه جز قداست و پاكی چیزی نیست، به راستی این وجود لطیف با همه ظرایف روحی كه دیگران ضعیف می خوانندش، چگونه می تواند جلوه و جمالی از حق و عامل تجلی صفات الهی در سایرین باشد؟ رمز آن قدرت عظیم  كه در این وجود نهفته است در چیست؟ اندیشه های والا و نگرش عمیق و دقیق، راز این حكمت را در قدرت پرورش و تعلیم می دانند كه از دامن زن و بلكه از بطن او آغاز می گردد.

 

در مكتب قرآن ، انسانیت را ابتدا  تزكیه لازم است، سپس افشاندن بذر آموزش. در مقام تعیین این دو عامل ارزشمند قرآن ابتداتربیت را توصیه می نماید، تا تزكیه بر آن مقدور گردد.  تربیت نفس كه باید از خواستگاه ایجاد و جایگاه تولد مهیای پاكی و عفاف گردد رسالتش به عهده اولینمربی حیات یعنیeاست. وجود ناتوانی به امانت به وی سپرده می شود تا به حول و قوه الهی وی را صاحب توان وقدرت نماید. (الله الذی خلقكم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه) این توانمندی می تواند در مسیر هدایت یا ضلالت باشد و زن بیشترین نقش را در استقرار هر یك از دو مسیر فوق در تكامل شخصیت انسان دارد. همراهی تعلیم و تربیت با تزكیه نفس، سازنده انسانی است والا یعنی همان انسان صاحبعلم و تقوا.

دامن مادر اولین كلاس درس و بهترین محل تربیت كودك است، خانواده نخستین جایگاه آموزش و پرورش او است. ظهور و بروز استعدادهای زیستی، فكری  و عاطفی وی تحت شعاع این كانون قرار دارد و از گرمی وجود مادر نشأت گرفته و كمال می یابد، به نحوی كه آثار آن تا پایان حیات در جهان ماده و تداومش در نشئه روح باقی خواهد ماند.

زن پایه گذار وجود و حیات آدمی است، در پی ریزی اساس و ساختار شخصیت انسان، زن معماری نقش آفرین و هنرمندی چیره دست است. او با رفتار خود آینده طفل را رقم می زند و اینگونه است كه به معراج رفتن مرد از دامن زن میسر می گردد. ادیان اهلی حكما و دانشمندان در این امر اتفاق نظر دارند كهبشردرسایه تربیت صحیحبهسعادترسیده و یا در مسیر طوفان های صلالت و گمراهی در چنگال شقاوت گرفتار می آید و نیز متفق القولند كه آن بخش از تعلیم و تربیت كه به دوران كودكی و طفولیت فرد مربوط می شود از اهمیت بیشتری برخوردار است،به گونه ای كه دوران كودكی را پدر حیات آدمی دانسته اند.

در آموزشگاه بزرگ حیات نقش اول در تعیین ساختار شخصیت كودك برعهده مادر است. او محور عاطفی خانواده را در ید قدرت خویش دارد و محبتش سبب رشد عاطفی می گردد. حاصل این ویژگی و نقش پذیری كودك از افعال و اقوال مادر است، كه آینده او رامعنی می بخشد و از طریق تجلی صفات ثانویه می تواند، انسان هایی وارسته و زنان و مردانی بزرگ و با فضیلت به حیات اجتماعی و تاریخ بشری تقدیم و نقش مستقیم خود را در صحنه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایفا نماید؛ یا اینكه بر اساس مضامینی از نظر اسلام مطرود و بر اساس تقلید و تزریق فرهنگ بیگانگان و سرسپردگان كودك را از بدو تولد از دامن پر مهر و محبت خویش جدا نموده و با اشتغالاتی بی اساس و مبتذل و بدور از منزلت علمی و فرهنگی و شخصیتی زن، دختران و پسرانی بیمار گونه و انسانهایی با عقده های روانی و مشكلات اخلاقی، وابسته به فرهنگ غرب و شرق، بی ثبات، بی اراده و ... تحویل جامعه دهد.

مبتذل نمودن شغل مادر توسط اجانب در آن رژیم به منظور عدم تربیت صحیح فرزند، درست نشدن انسان مومن طالب شهادت، جدا كردن كودكان از دامن مادر و سپردن آنان به موسسات فاقد صلاحیت و افراد غیر رحیم و پیدایش عقده و فاسد بار آوردن آنان، به دور از تربیت انسانی است. رابطه دور شدن فرزند از مهر و محبت مادری با انحطاط و فساد جامعه توام است كه در جامعه اگر حرمت عاطفه شكسته شود، نظام اجتماعی آن جامعه تدریجاً متلاشی خواهد شد.

سخن گفتن از مسئولیت های خطیر زن در امر انسان سازی و سازندگی و یا تخریب جامعه و بلكه دنیا، مطلبی ساده نیست. ادراكی ژرف و اندیشه های توانا و بصیرت همه جانبه، قدرت دریافت و تحلیل آن را دارد تا آن مقاصد الهی و اهداف متعالی تحقق یابد.

.. و تو ای زن با همه اوصاف كریمانه و نفوذ ماهرانه خود و توانمندی عادلانه كه در استعدادهای بالقوه خویش داری، چگونه آن را تجلی می بخشی؟

آیا در انتظاری كه بدور از تلاش و پویش، به طور معجزه آسا، فطرت  پاكت در دامن عفیفت ظهور یابد و یا آنكه بدنبال كسب بینش و معرفت الهی هستی؟

آیا می دانی كه هنز مدیریت و تدبیر صحیح در گردش فضای معنوی خانواده به دست توست؟ تو هستی كه نقش پایداری و بقای خانه و خانواده را رقم زده و به دنبال آن محیط دنیا را از آلودگی ها و خبث و تشبثات شیطانی پاك و مصفا می نمایی . به خود آئیم و حیات انسان ها را مظهر تجلی نعم الهی و عفت و پاكدامنی، ایثار و فداكاری ، عطوفت، مهرورزی، و خلوص و شهامت و شجاعت گردانیم، تا بدین وسیله افتخار تربیتِ بزرگ مردان و بزرگ زنان تاریخ را داشته باشیم

چگونگی حضور زنان در نظام آموزشی کشور 
حال با این مقدمه نگاهی می اندازیم به کیفیت و چگونگی حضور زنان در نظام آموزشی کشور. همزمان با گذشت سي‌امين بهار انقلاب اسلامي آمار ارائه شده از سوي مراجع رسمي آموزش عالي كشور گوياي گوشه‌اي از تحول چشمگير در نگرش به زنان است:
افزايش جمعيت دانشجويي زنان از 54 هزار و 250 نفر در سال 1357 به يك ميليون و 490 هزار نفر در سال 1385 و به‌عبارتي ديگر 27 برابر شدن جمعيت دانشجويي زنان؛ افزايش تعداد زنان هيأت علمي در كل نظام آموزش عالي كشور از يك هزار و 890 نفر در سال 1357 به 100 هزار و 98 نفر در سال 1385.
به نظر مي رسد رشد تصاعدي حضور زنان در بدنه آموزشي كشور كه با آمار كمي ارائه شده از سوي سازمانهاي رسمي به اثبات رسيده است، در اين مجال نيازي به مرور مجدد ندارد، اما پرسش اصلي آن است كه نظام آموزشي موجود تا چه حد در رشد و تعالي زنان در حوزه‌هاي فردي، خانوادگي و اجتماعي مؤثر بوده است؟

آيا ميان نظام آموزش رسمي و نظام ارزشي انقلاب رابطه‌اي معنادار وجود دارد؟ سهم آموزش کلاسیک کشور در ارتقای مادی و معنوی فراگیران به چه میزان است؟
رصد نمودن ادبيات بين‌الملل در حوزه آموزش عالي روشن مي‌نمايد كه با تقويت ايده جهاني‌سازي تلاش مي شود تا مرزهاي اعتقادي و ارزشي به نفع هم‌جواري جهاني از ميان برداشته شود.
امروزه با دور كردن دانش از ارزش و نقد غيرمنصفانه دين به نفع عقل، مذهب چنان در دايره علم ‌زدگي به حاشيه رانده مي‌شود كه هيچ ملتي نتواند در ساحت علوم از مذهبي حمايت كند كه مدعي ارزش‌هاي متعالي و واقعيت‌هاي و حياني است.
محدود نمودن دانش به تجربه حسي و محكوميت ارزش‌ها به بهانه اسطوره بودن، علم امروز را با بحران معنویت مواجه نموده است.
از سويي ديگر زماني كه آرمانهاي ارزشي و اعتقادات ديني بخواهند دستآوردهای علمی امروز به خصوص در حوزه علوم انسانی را مورد نقد و چالش قرار دهند و در مقابل آرمانهای بشر ساخته، الگویی متعالی را مطرح نمایند، شبهه ناكارآمدي دين، انتزاعی و ایده آلیستی بودن آن و عدم سنخيت علم و دين و در نهايت ضرورت رانده شدن دين به عرصه فردي رواج مي‌يابد.
این در حالی است که در جامعه کنونی ایران عده بسیاری سعی دارند بر خلاف حرکت جهانی سازی غربی در جهانی سازی مهدوی از تمامی پتانسیل های اجتماعی و منابع انسانی بهره جویند که در اندیشه اینان زنان نقشی بسیار اساسی داشته و در حقیقت بستر تربیت منابع انسانی به حساب می آیند. 
در این راستا باید اذعان داشت که مشاركت زنان در آموزش عالي يك واقعيت چند وجهي و داراي پيامدهاي گوناگون است. اين افزايش مشاركت که بر ابعاد كمي استوار است، بايد با عنایت به كيفيت و محتوا، هدايت و برنامه‌ريزي گردد.
دير زماني است كه در دنیا ايده‌هاي رايج در نظريه‌پردازي آموزشي با چشم‌پوشي از امر جنسيت، زنانگي و مردانگي را همانند ويژگي‌هاي قومي و نژادي بي‌اهميت تلقي مي‌نمايند.
اگرچه اين نگرش در پي سالها ظلم و بي‌عدالتي رفته بر زنان در محافل علمي و آموزشي شكل گرفته ، ليكن نتيجه اين ساده‌انديشي، افراطي در پي تفريط ديگری است.
در تدوين موفق يك الگوي كيفي جامع، در كنار حضور زناني متعهد و متخصص در ساختار آموزش عالي كشور، توجه به نیازهای عینی جامعه، پيش شرط كارآمدي است.
در این بین آنچه ضروري است حركت به سمتي است كه بتوان ارزشها و اصول ثابت دين را با اعتماد به نفس در كالبد تحول‌پذير نسل آينده اعم از پسر و دختر جاري و استوار به حركت درآورد.(1)
لازمه حرکت در این راستا در گام نخست شناسایی دکترین مهدویت و ترسیم مسیر توسعه و در نهایت به روزسازی تمامی امکانات برای جهانی سازی مهدوی است که این امر بدن توجه به نقش تربیتی و ظرفیت های بالای اجتماعی امکان پذیر نیست.
توسعه در جامعه مهدوی به تغيير نگرش هاي جنسيتي بستگی دارد 
به خوبی می دانیم در جمع 313 یار امام مهدی (عج) قریب به 50 نفر از بانوان حضور دارند که دقت در این امر و مقایسه آن با رویدادهای اسلامی در طول تاریخ نشان می دهد که به نسبت آنها بانوان در میان مبارزان و یاران حضرت مهدی (عج) نقش بارزتر و شاخص تری دارند به طوری که یک ششم از کل یاران را شامل می شوند که این امر حکایت از اهمیت نقش بانوان دارد.
حال براي رفع محروميت‌هاي زنان در جامعه ناچار و برای نیل به آرمان های جامعه مهدوی به فرهنگ‌سازي و ايجاد جامعه مدني نیازمند هستيم كه اين امر نيز جز در سايه تلاش‌هاي مداوم امكان پذير نيست.
با توجه به حضور پرتلاش زنان ايراني در انقلاب سال 57 می توان گفت اين فعاليت‌ها بر مبناي باورها و آرمانهاي آنان در دفاع از حقوق انساني صورت گرفت.
حال با درک این واقعیت اگرچه تغيير نگرش‌هاي جامعه در گرو سيستم آموزشي است ولي اين امر بدون كمك رسانه‌هايي نظير سينما، كتاب و… ميسر نمي‌شود.
در بررسی سیر تاریخی توجه به زنان در رویدادهای اجتماعی ، اولين حركت اجتماعي ، سياسي اي كه به طور يكسان در سيره نبوي و به دعوت قرآن به چشم مي خورد شركت همسر پيامبر در حركت هاي نماديني بود كه با اقتدار تمام پيدايش و ظهور دين جديدي را نويد مي داد.
حضور آن بانو در كنار رسول خدا (ص) و برپايي نماز جماعت در كنار كعبه بهترين شاهد بر ضرورت حضور زنان مؤمنه در چنان مواقعي است.
شجاعت خديجه(س) در كنار موقعيتي كه رسول خدا(ص) براي اين حضور و بروز مي گشود حكايت از تحولي عميق در زندگي زنان آن عصر بود.
زناني كه تا آن روز، وصف يا حضورشان مايه گرمي محافل فسق و فجور بود، اينك نشان و نماد جدي ترين حضورند.
با تامل در این واقعه بعید نیست که حرکت های قیام گونه مهدوی در دوران حکومت آن حضرت و یا در دوران انتظار نسخه ای بروز شده و الهام گرفته از چنین وقایعی باشد که این امر هم آموزش است و هم آثار تربیتی دارد.
رعایت عدالت جنسیتی در تصدى مناصب‏ در نظام مهدوی
مرد و زن در عين اشتراك در انسانيت، از نظر جسمى و روانى تفاوت‏هايى نيز دارند؛ چنان كه گويى نظام خلقت هر يك را براى انجام وظايفى متفاوت با ديگرى، آفريده است‏.
قانون آفرينش، گرمى كانون خانواده و پرورش نسل‏ها را بر عهده زن گذاشته به همين دليل، سهم بيشترى از عواطف و احساسات به او داده است.
در حالى كه وظايف خشن و سنگين اجتماعى، بر عهده مرد است و سهم بيشترى از قدرت و دورانديشى به او اختصاص يافته است.
بنابراين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم، بايد پاره‏اى از وظايف اجتماعى كه نياز بيشترى به انديشه و مقاومت و تحمل شدايد دارد، بر عهده مردان و وظايفى كه ظرافت، عواطف و احساسات لطيف‏ترى را مى‏طلبد، بر عهده زنان گذاشته شود.

قرآن كريم با توجه به اينكه لازمه عدالت، عدم تشابه بين زنان و مردان در برخى از روبناهاى حقوقى است، مى‏فرمايد: «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَهٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» براى زنان همانند وظايفى كه بر دوش آنان است، حقوق شايسته‏اى قرار داده شده و مردان بر آنان برترى دارند و خداوند توانا و حكيم است.
سندی تاریخی
در تفسير مجمع البيان آمده است‏ روزى ام‌سلمه يكى از همسران پيامبر(ص) به آن حضرت عرض كرد: چرا مردان به جهاد مى‏روند و زنان جهاد نمى‏كنند؟چرا براى ما نصف ميراث آنها مقرر شده است؟ اى كاش ما هم مرد بوديم و همانند آنها به جهاد مى‏رفتيم و موقعيت اجتماعى آنها را داشتيم!
همانند اين پرسش‏ها را ديگر زنان نيز نزد پيامبر(ص) مطرح كرده بودند كه اين آيه نازل شد:
«برترى‏هايى كه خداوند نسبت به برخى شما بر بعضى ديگر قرار داده را آرزو نكنيد. اين تفاوت‏هاى طبيعى و حقوقى براى حفظ نظام زندگى و اجتماع شما و طبق اصل عدالت است. با اين حال، مردان و زنان، هر كدام بهره‏اى از كوشش‏ها و تلاش‏ها و موقعيت خود دارند و نبايد حقوق هيچ يك پايمال گردد و از فضل و رحمت و بركت‏ خدا درخواست كنيد و خداوند به هر چيز داناست.»(2)
نظام مهدوی نقطه تعالی بهره مندی از تجربیات بشری در مورد زنان
تجربه انسان در تاریخ همواره با آزمایش و خطا در پی شکلی از حکومت بر بشریت بوده و رهبری نظام حکومتی توسط فرد یا گروهی با ویژگی های تربیتی و خواست های سطحی و دنیایی و نهایتاً افق فکری محدود و امیال شخصي تعیین کننده نظام های برنامه ریزی حکومتی بوده است.

اکنون در قرن بیست و یکم، بشریت خسته از آزمون و خطاهای گذشته تاریخ، در پي كمال به دنبال منجی و مشتاق تر از پیش تشنه آزادی و عدالت واقعی است.
برای پاسخگویی به این نیاز جهانی گسترش و تعمیق مهدی باوری در سطح جهان نیازمند فرهنگ سازی در حوزه کلان و بهره گیری از استعدادها و توان فکری و علمی همه افراد و گروهها به ويژه نخبگان و اندیشمندان و اجرای برنامه های منظم و فراگیر جهانی است.
علاوه بر دين مبين اسلام بسياري از اديان الهي بشارت منجي آخرالزمان را نويد داده اند و ما مسلمانان بر اساس آیه شریفه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی...» تمام دین و کمال نعمت را در گرو اعتقاد به امامت و رهبری مي دانيم و بر اين باوريم كه تمام امامت، قائم به باور مهدوی و تنها راهکار عملی است که سعادت و سلامت آینده جامعه بشری را تضمین می نماید.
یکی از عرصه های مهم در انتقال باور دینی و باور مهدوی بهره مندي از توان زنان به عنوان یکی از مهمترین بخشهای جامعه انسانی و مهمترین منبع سازنده اجتماعی یعنی خانواده و اولین معلمان تربیت در جامعه هم از حیث ارتقای فکری خود آنان و هم از حیث مدیریت افکار مي باشد و پرداختن به آنان حاوی اثراتی مضاعف است.

نقش تربیتی زنان در جامعه و اهتمام جهت ارائه آموزش دینی به ایفاکنندگان این نقش شاه کلید ایجاد جامعه ای ره یافته است.

چنانچه بخواهیم زمینه ظهور را فراهم و نسل منتظر تربیت نمائیم باید در نخستین گامها به تربیت دختران و زنان جامعه بپردازیم.
بر این اساس به نظر می رسد یکی از موثرترین فعالیتهای و اولویت مدیران فرهنگی در جامعه تقویت دین باوری در زنان و انتقال آگاهی به آنان در رابطه با نقش محوریشان در تربیت است.3
نتیجه گیری
انقلاب اسلامی ایران از سال 57 و در طول سه دهه گذشته به عنوان مدعی ترین و شاید تنهاترین حکومت در طول تاریخ و حال حاضر برای زمینه سازی ظهور در کنار فراز و نشیب های مختلف که در تمامی نظام های تازه استقرار یافته طبیعی است سعی کرده توجه ویپه را به زنان به عنوان نیمی از جامعه معطوف دارد.

در بررسی رویدادهای اجتماعی که جنبه اعتقادی و فرهنگی آنها از وجوه اصلی ارزیابی است دو سه دهه نمی تواند زمان زیادی باشد بلکه به تعبیری یا زمان میانه است و شاید هم کمتر از آن .

با این توصیف انتظار بیجایی نیست که اگر توقع داشته باشیم مسئولان نظام اسلامی در دهه چهارم انقلاب توجه ویژه و کاربردی به تئوری های پیشین مطرح شده در مورد زنان کرده و در کنار آن با الگو قرار دادن آرمان های جامعه مهدوی و ویژگی های زن در جامعی مدعی زمینه سازی ظهور به بازآفرینی و خلق نقش های جدید و بروز شده بانوان در ابعاد مختلف باشند که در این میان توجه به رویدادهای صدر اسلام از طریق منابع قرآنی و احادیث و روزآمدی و معاصر سازی آنان با نگاه به افق مهدوی هم ناگزیر و بلکه ضرورتی موکد است.

 

 

 

 

 


منابع و مأخذ:
(1) برگرفته از سخنرانی دکتر طبیب زاده نوری در نخستین گردهایی بانوان عضو هیأت علمی دانشگاه تهران 5/12/87
(2) ماهنامه معارف ، شماره 44
(3) مركز امورزنان و خانواده رياست جمهوري

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 11:41  توسط طاهره رحیم پور  | 

جايگاه زن در اسلام

درك اين نكته مهم است كه بر خلاف جهان غرب به ويژه آمريكا كه مي‌كوشد مرد و زن را به نحوي كمي و ظاهري، برابر قرار دهند، چنان كه گويي هيچ تفاوت و تمايزي ميان آنها نيست، اسلام، مردان و زنان را موجودات كامل كنندة يكديگر مي‌داند. تفاوت اين دو جنس در نقش و وظيفه ظاهري اجتماعي آن دو است و اسلام در اين زمينه، به نوعي استكمال زن و مرد نسبت به يكديگر قائل است تا برابري كمي ايشان، انتقادي كه غالباً به نقش زن در اسلام دارند بيش از هر چيز اطلاق متكلفانة رسم و روش‌هاي غربي بر جهان اسلام مبتني است. در اسلام به شدت بر ازدواج تأكيد شده و در جامعه اسلامي، فشار معنوي و اجتماعي نيرومندي، مردان و زنان را به ازدواج وامي‌دارد. تجرد و بي‌همسري در جامعه اسلامي، فوق‌العاده نادر بوده و افراد اعم از زن و مرد از طريق ازدواج، آن چنان در ساختار گستردة خانواده ادغام شده‌اند كه مانع از ذره‌اي شدن جامعه و استقلال يافتن مطلق فرد در آن بوده است. از حيث مشاركت سياسي زنان نيز اسلام، پيشرو بوده است. فراخوان مرد مسلمان به انجام وظيفه در مقابل زن و حفظ حرمت و حقوق او، مشاركت سياسي، نظامي و اجتماعي زنان از صدر اسلام به بعد (غزوات، مهاجرت‌ها، نماز جمعه و جماعات، حضور در مسجد و مشاركت فرهنگي ـ آموزشي) و طرح مستقل مسأله «بيعت زنان» با پيامبر و... همگي دال بر اين امر هستند كه اسلام، بسيار فراگيرتر و در فاصلة زماني بسيار پيش‌تر و دورتر از ليبراليسم و سوسياليسم، زن و حقوق سياسي و اجتماعي او را مدنظر داشته و اين مسأله را به نحوي مترقي و ارزشمند، جامة عمل پوشانده است. فهرست كتب متعددي كه سلسله نامهاي زنان دانشمند، پژوهشگر، شاعر و مبارزان صحنه‌هاي سياسي و... را ثبت كرده‌اند. جايي براي دغدغه ضعف زن، باقي نمي‌گذارد. . طنين انساني همين فرهنگ است كه حتي امروزه در دورترين نقاط غرب، باعث اقبال وسيع زنان به سوي اسلام شده است. روزنامه هرالدتريبون در 9 نوامبر 1993 در مقاله‌اي با عنوان «زنان مسلمان رو در روي آمريكا قرار مي‌گيرند» مي‌نويسد:

«زنان مسلمان كه از منطقة فلوريدا تا قلب لوس آنجلس و ويرجينيا درصدد حمايت از يكدگير بوده و از تبعيضات، خشمگين هستند درصدد سازماندهي گروه‌هاي كوچك برآمده‌اند».

خبرگزاري ايتاليا در 11 نوامبر 1993 در گزارشي از لندن، توضيح مي‌دهد كه زنان انگليسي، چه راه حلي براي مشكل زنان غرب به آنان نشان مي‌دهند:

«اين زنان هميشه در دور ماندن از دام‌هاي زندگي و پيش گرفتن راه‌هاي جديد، از ساير زنان غرب جلوتر بوده‌اند. راه حل زنان انگليسي، روي آوردن به اسلام است. تنها در 2 سال اخير بيش از 20 هزار نفر از باسوادترين زنان انگليسي به اسلام روي آوردند. »

در نظام اسلامي زن داراي مسئوليت‌هاي متعدد است از جمله:

1 ـ زن در جامعه اسلامي به عنوان يك مسلمان موظف به كسب آگاهي‌هاي لازم جهت حيات و فراهم كردن موجبات رشد و ارتقاي خويش است. زن وظيفه دارد خود را براساس وظايف و ضوابط و تعالي شرعي بسازد، صفات و ويژگي‌هاي مورد نظر اسلام را در خود پديد آورد، از طريق امر به معروف و نهي‌از منكر و تبشير و انذار به سازندگي ديگران اقدام نموده و در امور سياسي و اجتماعي و براساس ضوابط شرع به پيش رود و در كارهاي مالي و اقتصادي حق دخالت و نظر داشته باشد .

2 ـ دومين مسئوليت زن «در نقش همسري» است.                                                              

در صورت شايستگي در اداي وظيفة همسري مي‌توان او را فردي معجزه‌گر دانست و در تعبيرات اسلامي زن شايسته، به عنوان خير دنيا و آخرت معرفي شده، او را كارگزار خدا لقب داده‌اند و در برخي از روايات به عنوان يكي از سنت‌هاي الهي قلمداد گرديده است. وظيفه او را در دو عبارت مي‌توان خلاصه كرد. [22]

3 ـ مسئوليت ديگر زن نقش مادري است:

زن بايد بكوشد مادري الگو و تمام عيار باشد و فرزندان را در دامن پرمهر و محبت خود بپروراند. زن آگاه مسلمان مي‌داند كه بيش از شوهر در ساختن يا ويران كردن بناي اخلاقي كودك مؤثر است، سعادت‌ها و شقاوت‌ها تا حدود نسبتاً زيادي به مادران مربوط است.

4 ـ مسئوليت ديگر زنان «مديريت كانون» است.

زن مدير و كانون خانه است و وظيفة گردانندگي و گرمي آن را به عهده دارد. رفتارهاي در خانه بايد تابع زن باشد نه تابع خواست ديگران. ادارة امور اقتصادي خانواده، ادارة امور اخلاقي خانواده در خصوص همسر و فرزند، آموزگار درس انسانيت و اخلاق و تقوا و پاكي، حفظ محيط خانواده از نفوذ عوامل فساد و بالاخره مديريت حيات داخلي خانه بر عهدة زن است.

5 ـ مسؤوليت ديگر زن «نقش اقتصادي» است:

اسلام از زن وظيفة اقتصادي را نخواسته است، ولي دوست دارد در اين زمينه او هم نقش سازنده و مثبت داشته باشد. همين كه زن به كارخانه و فرزندان مي‌رسد وظيفه‌اي سنگين و شغلي دشواري است، در عين حال جنبة گذشت و ايثار زن، فداكاري او را در راه حفظ گرمي كانون، آدمي را طلب مي‌كند كه از او بخواهد در ساعت فراغت به كاري دستي و يا خدمت درآمدزا مشغول باشد. اين امر ضمن اين‌كه موجب رونق كانون خانواده است زمينه را براي ايجاد تنوع در زندگي او نيز فراهم خواهد كرد. . زن از لحاظ علم، جز دانستن اصول و معارف و فروع ديني كه عبارتند از احكام عبادات و قوانين اجتماعي، چيزي بر او نيست و از لحاظ عمل فقط بايد وظيفه ديني‌اش را انجام بدهد و از شوهرش در اموري كه مربوط به استمتاع از اوست اطاعت نمايد و اموري مانند تحصيل علم و كسب و پرورش نوباوگان امري زايد بر وظيفه و موجب افتخار اوست و اسلام تفاخر را بر زنان جايز، بلكه مطلوب شمرده است.

درست است كه بر مردان واجب است مخارج خانواده را تأمين كنند و بانوان شرعاً در اين باره مسؤوليتي ندارند، ليكن خانم‌ها نيز بايد شغل و كاري داشته باشند. در اسلام فراغت و بي‌كاري مذمت شده است.

كار زن يك نوع ايثار است: تحقيقات به عمل آمده نشان مي‌دهد كه اين خودخواهي زن نيست كه بر جان خود دردسر مي‌خرد، اين خيرخواهي و ايثار اوست كه موجب مي‌گردد تا هزاران صدمه را بر جان و عمر خويش بپذيرد، ريشه كار زن در بيرون حادثه‌جويي يا اثبات برتري خود نسبت به شوهر نيست هر چند مرداني كه از دسترنج زنان خويش بهره مي‌برند، عملاً ضعف خويش را به اثبات رسانده، شرعاً مديون همه آن‌چه زن هزينه كرده است مي‌باشند .  

* حقوق و مسئوليت‌هاي فردي زنان در منشور:
در اين منشور زنان، حق برخورداري از حيات شايسته و تماميت جسماني و مسئوليت حفاظت از آن در مقابل هرگونه بيماري حادثه و يا تعدي، حق برخورداري از تكريم و مسئوليت رعايت آن براي ديگران، حق آزادي انديشه و مصونيت از تعرض و عدم امنيت در داشتن اعتقاد،حق برخورداري از ايمان، تقوا و حفظ آن و تكامل معنوي در عرصه باورها و رفتارها و مصونيت از تعرض غيرقانوني را دارند . همچنين زنان داراي حق برخورداري از عدالت اجتماعي، حق داشتن نام، حفظ يا تغيير آن، همچنين نسب و حفظ آن، حق تابعيت كشور ايران و سلب تابعيت به درخواست خود او، حق آزادي انجام مراسم و تعليمات ديني و احوال شخصي بر طبق آئين خود در محدوده قانون، حق آزادي در استفاده از پوشش و گويش‌هاي بومي و اجراي آداب و سنت‌هاي محلي در صورت عدم مغايرت با اخلاق حسنه، حق مصونيت از ضرر‌هاي مادي و معنوي با توجيه اعمال ديگران وحق بهره‌مندي از محيط زيست سالم ومسئوليت محافظت از آن هستند.

* حقوق و مسئوليت‌ زنان در تشكيل و تداوم خانواده:
زنان در خانواده حق و مسئوليت در تحكيم بنيان خانواده و برخورداري از امكانات و حمايت‌هاي قانوني لازم به منظور پيشگيري از بروز اختلافات و كاهش طلاق، حق بهره‌مندي از امكانات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جهت تسهيل امر ازدواج در زمان مناسب و مسئوليت خويشتن‌داري تا آستانه ازدواج و حق آگاهي از حقوق و تكاليف زوجين و آئين همسرداري و برخورداري از امكانات لازم در اين زمينه را دارند.
همچنين زنان حق آشنايي با معيارهاي مناسب همسرگزيني و شناخت و انتخاب همسر، حق و مسئوليت آگاهي و رعايت ضوابط ديني و قانوني در ازدواج از جمله يكساني زوجين در باور با مباني اعتقادي و حق تعيين شروط موردنظر ضمن عقد نكاح در چارچوب ضوابط شرعي و تضمين اجراي اين شروط، حق ثبت ازدواج، طلاق و رجوع در مراسم رسمي و قانوني و حق برخورداري از حقوق مالي در ايام زوجيت را دارا هستند. علاوه بر موارد ذكر شده زنان، حق و مسئوليت تأمين، تخصيص، طهارت و سلامت در ارتباط جنسي با همسر قانوني و حق اعتراض قانوني در صورت نقض آنها، حق و مسئوليت سكونت مشترك و حسن معاشرت و تامين امنيت رواني در روابط با همسر و حق اعتراض طرح دعوا در مراجع قانوني در صورت سوء معاشرت همسر، حق و مسئوليت رشد علمي، معنوي و اخلاقي با همكاري و حمايت اعضاي خانواده و حق و مسئوليت جهت انجام صله رحم را دارد. همچنين بر اساس اين منشور زنان داراي حق باروري، بارداري، تنظيم و كنترل آن و بهره‌مندي از آموز‌ش‌ها و امكانات مناسب در اين زمينه، حق برخورداري از حمايت‌هاي مادي و معنوي در ايام بارداري و شيردهي، مسئوليت رعايت حقوق جنيني به ويژه محافظت از حيات و رشد آن، حق و مسئوليت حضانت و تأمين امنيت رواني و عاطفي فرزندان و تربيت شايسته ديني و اخلاقي آنان، حق برخورداري از حمايت و مشاركت همسر در تربيت فرزند، حق برخورداري مادران از امنيت مادي و معنوي خصوصا در ايام سالمندي و از كارافتادگي و حق زن نسبت به نگهداري و تأمين معاش والدين نيازمند در حد استطاعت هستند.
*حقوق و مسئوليت زنان در صورت انحلال خانواده:
زنان در خانواده حق جدايي از همسر در صورت عدم امكان سازش پس از مراجعه به دادگاه و ارايه دلايل موجه و مسئوليت رعايت قوانين طلاق، حق برخورداري از فسخ نكاح در صورت تدليس و عيوب مقرره و اخذ خسارت در تدليس، حق برخورداري از حقوق مادي خود هنگام انحلال خانواده و بهره‌مندي از رفتار نيكوي همسر هنگام جدايي، حق و مسئوليت حضانت فرزند و لزوم برخورداري از حمايت مالي پدر و حق ملاقات با فرزند در صورت انقضاء يا اسقاط دوران حضانت،حق بهره‌مندي از حقوق در ايام عده و برخورداري از حق ازدواج پس از انقضاء عده، حق طرح دعوا در محاكم جهت ممانعت از ازدواج مجدد همسر در صورت عدم توانايي شوهر در تأمين نفقه و اجراي عدالت و ساير حقوق و مسئوليت مدني و كيفري در قبال كوتاهي از محافظت كودك و مسئوليت نسبت به ممانعت از بهره‌مندي فرزندان از ملاقات با والدين را دارند.
*حقوق و مسئوليت‌هاي اجتماعي زنان:
زنان در جامعه داراي حق برخورداري از سلامت جسمي و رواني در زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي با توجه به ويژگي‌هاي زنان در مراحل مختلف زندگي و مسئوليت حفاظت از آن، حق بهره‌مندي از بهداشت (محيط كار و ...) و اطلاعات و آموزش‌هاي مورد نياز، حق مشاركت در سياستگذاري، قانونگذاري، مديريت، اجرا و نظارت در زمينه بهداشت و درمان به ويژه در خصوص زنان، حق بهره‌مندي از برنامه‌ها و تسهيلات بهداشتي و درماني مناسب جهت پيشگيري از بيماري و درماني بيماري‌هاي جسمي و اختلالات رواني و حق انتخاب فرد و مركز ارائه كننده خدمت در امر سلامت، بر اساس ضوابط اسلامي و استاندارد‌هاي علمي و پزشكي و بهره‌مندي از اطلاعات مناسب و كافي براي انتخاب آگاهانه و بهينه آنان هستند.
همچنين زنان در اجتماع داراي حق آگاهي و مشاركت در تصميم‌گيري‌ مربوط به كنترل باروري و تنظيم خانواده، حق دسترسي فراگير و عادلانه به امكانات ورزشي و آموزشي در زمينه تربيت بدني و تفريحات سالم حق پرورش و شكوفايي استعداد‌هاي ورزشي و حضور در ميادين ورزشي در سطح ملي و بين‌المللي متناب با موازين اسلامي، حق برخورداري از بهداشت باروري و بارداري، زايمان سالم، مراقبت‌هاي بهداشتي پس از زايمان با استفاده از زنان متخصص و پيشگيري و درمان بيماري‌هاي شايع زنان، بيماري‌هاي مقاربتي و نازايي هستند. .علاوه برآن زنان از حق برخورداري از خدمات مشاوره‌اي و آزمايش‌هاي پزشكي به منظور اطمينان از سلامت كامل مرد در امر ازدواج و در حين ازدواج،حق بهره‌مندي دختران بي‌سرپرست، زنان مطلقه، بيوه، سالخورده و خودسرپرست نيازمند از بيمه‌هاي عمومي، خدمات مددكاري و بيمه‌هاي خاص به ويژه در بخش بهداشت و درمان، حق بهره‌مندي زنان و دختران آسيب ديده جسمي، ذهني، رواني و در معرض ‌آسيب از امداد‌ رساني و توانبخشي مناسب وحق بهره‌مندي از تغذيه سالم خصوصاً در دوران بارداري و شيردهي و وظيفه مراقبت از كودك و تغذيه مناسب او، با اولويت استفاده از شير مادر در جامعه برخوردارند.
*
حقوق و مسئوليت‌هاي فرهنگي و معنوي زنان:
زنان از نظر فرهنگي داراي حق و مسئوليت در كسب و افزايش آگاهي نسبت به شخصيت، حقوق و نقش خويش در عرصه‌هاي مختلف زندگي منطبق با آئين مقدس اسلام، حق مصونيت از تعرض گفتاري و رفتاري ديگران و مسئوليت گفتار و رفتار خويش همراه با احترام نسبت به اعضاي جامعه، حق و مسئوليت برخورداري از امكان عمل به احكام اسلامي در پوشش اسلامي و مسئوليت رعايت عفاف در جامعه،حق و مسئوليت ارتقاي بينش، منش و كنش ديني و انساني و مصونيت از هنجارهاي فرهنگي و اخلاقي و رفع آنها حق شركت در اجتماعات عبادي، فرهنگي و سياسي هستند. همچنين زنان از حق توليد برنامه‌ها و كالاهاي فرهنگي و سالم و بهره‌مندي از آنها، حق تشكيل و اداره مركز و سازمانهاي فرهنگي، هنري توسط آنان به منظور تربيت زنان متعهد و متخصص جهت توسعه فعاليت‌هاي فرهنگي آنان، حق تبادل اطلاعات و ارتباطات فرهنگي سازنده در ابعاد ملي و بين‌المللي، حق و مسئوليت زنان در ترويج معارف و فرهنگ اسلام و ارايه الگوي زن مسلمان در سطح ملي و بين‌المللي و حق و مسئوليت زنان در ايجاد همگرايي با رويكرد اخلاقي، ديني در مسايل زنان در سطح بين‌المللي بهره‌مندند. علاوه بر آن زنان در حيطه فرهنگي داراي حق مشاركت در سياستگذاري، قانونگذاري، اجرا و نظارت در امور فرهنگي به ويژه در خصوص مسائل زنان،حق و مسئوليت آگاه و كسب مهارت‌هاي لازم در مديريت خانه و خانواده، تربيت و پرورش فرزند و مقابله با آسيب‌هاي فرهنگي و اجتماعي، حق بهره‌مندي از نظارت مستمر بر فعاليت‌هاي فرهنگي مرتبط با زنان به منظور حفظ شخصيت، حرمت و كرامت انساني زن در محصولات فرهنگي، حق بهره‌مندي از مراكز فرهنگي ويژه بانوان با رعايت ضوابط اسلامي، با توجه به خصوصيات روحي و جسمي آنان وبا اولويت مناطق محروم، حق برخورداري زنان آسيب‌ديده وآسيب‌پذير اجتماعي از حمايت‌هاي مناسب به منظور بهبود وضعيت فرهنگي خود و جامعه و مسئوليت در محافظت از استقلال فرهنگي، هويت اسلامي، ايراني و همبستگي ملي در فعاليت‌هاي فرهنگي، آموزشي هستند.
*
حقوق و مسئوليت زنان در آموزش:
زنان در زمينه آموزش داراي حق سوادآموزي عمومي، ارتقاي آموزشي و برخورداري از امكانات آموزش و پرورش، حق تحصيل در آموزش عالي تا بالاترين سطح علمي، حق كسب مهارت‌ها و آموزش‌هاي تخصصي به صورت كمي و كيفي تا بالاترين سطح، حق برخوداري از حمايت‌هاي خاص در امر آموزش در مناطق محروم، حق و مسئوليت در تدوين برنامه‌هاي درسي و متون آموزشي، حق و مسئوليت در برخورداري از جايگاه شايسته و متناسب با نقش، شأن و منزلت زنان در متون درسي و اموزشي و حق مشاركت در سياستگذاري و تصميم‌گيري و مديريت‌هاي آموزشي، علمي و حضور فعال در مجامع فرهنگي و علمي داخلي و بين‌المللي هستند.
*
حقوق و مسئوليت زنان در پژوهش:
زنان در زمينه پژوهش از حق پژوهش، تأليف، ترجمه و انتشار كتب، مقالات در نشريات عمومي و تخصصي با رعايت صداقت، امانت و مصلحت جامعه، حق برخورداري از حمايت‌هاي لازم نسبت به منابع و امكانات در خصوص تحقيق در مسايل زنان و تربيت نيروي انساني محقق و حق آگاهي از اطلاعات و نتايج تحقيقات در زمينه‌هاي مختلف، حق بهره‌مندي از حمايت در آثار علمي، پژوهشي زنان و گسترش مراكز تحقيقات با مديريت زنان و مسئوليت پژوهش در ارايه ديدگاه و تبيين دستاوردهاي مثبت ديني و ملي در زمينه مسايل زنان به جهانيان برخوردارند.
*حقوق و مسئوليت‌هاي اقتصادي زنان:
حقوق و مسئوليت‌هاي مالي زن در خانواده شامل حق بهره‌مندي از نفقه در ازدواج دايم مطابق با شأن زن، توسط شوهر يا توسط پدر و فرزند در صورت نياز زن و توانمندي آنان، حق برخورداري از ماترك متوفي و وصاياي مالي آن طبق قوانين اسلامي، حق وقف، پذيرش وقف و رسيدگي به آن و حق پذيرش وكالت يا وصايت در امور اقتصادي، حق تعيين مهريه و دريافت آن از همسر و هرگونه دخل و تصرف در آن، حق برخورداري از مستمري در صورت فوت پدر، همسر و فرزند طبق قانون يا قرارداد حق برخورداري وارث قانوني از حقوق بازنشستگي زن كارمند متوفي است. همچنين از ديگر موارد حقوق اقتصادي زن حق پذيرش قيمومت مالي فرزندان و مسئوليت رعايت حقوق اقتصادي فرزند، حق برخورداري زنان و دختران از حمايت‌هاي لازم در صورت فقر، طلاق، معلوليت، بي‌سرپرستي، بدسرپرستي و ايجاد امكانات جهت توانبخشي و خودكفايي آنها ، حق دريافت دستمزد از همسر در برابر انجام امور خانه‌داري در صورت تقاضا و حق حمايت از تاثير كار زن در منزل بر اقتصاد خانواده و درآمد ملي، حق مالكيت بر اموال و دارايي شخصي و بهره‌برداري از آنها با رعايت حدود شرعي و قانوني و حق زنان در انعقاد قراردادها و ايقاعات است.  علاوه بر آن حق اشتغال بعد از رسيدن به سن قانوني كار و آزادي انتخاب شغل و بكارگيري سرمايه‌هاي فردي و مسئوليت رعايت قوانين اسلامي در كسب درآمد و نحوه مصرف آن، حق بهره مندي زنان از اطلاعات، آموزش‌ها و كسب مهارت‌ها و امكانات كار جهت اشتغال مناسب و حق برخورداري از حمايت در اين امور براي زنان خودسرپرست (مستقل، غيروابسته) و سرپرست خانوار، حق برخورداري زنان از مشاوره شغلي و كاريابي توسط بانوان،حق برخورداري از مزد و مزاياي برابر در شرايط كار مساوي با مردان و ساير زنان و حق بهره‌مندي از امنيت شغلي، اخلاقي و ايمني و مسئوليت رعايت عفاف در محيط كار از ديگر موارد حقوق اقتصادي زنان در منشور است.  همچنين حق معافيت زنان از كار اجباري، خطرناك، سخت و زيان آور در محيط كار، حق برخورداري از تسهيلات و ضوابط و قوانين متناسب با مسئوليت‌هاي خانوادگي (همسري ـ مادري) زنان در جذب، بكارگيري، ارتقاء و بازنشستگي آنان در زمان اشتغال، حق برخورداري از تامين اجتماعي تسهيلات اقتصادي ،حق مشاركت زنان در سياستگذاري اقتصادي و ايجاد و اداره تشكل‌هاي اقتصادي و عضويت در آنها حق و مسئوليت دريافت و پرداخت ديه و خسارات بر اساس قوانين و مقررات و حق برخورداري از حمايت‌هاي قانوني مناسب و كارآمد براي ممانعت از بهره‌كشي و تجارت و جلوگيري از به كارگيري زنان و دختران در مشاغل غيرقانوني و غيرمشروع از جمله حقوق مالي و اقتصادي زنان است.
*حقوق و مسئوليت هاي سياسي زنان در منشور:

حقوق و مسئوليت‌هاي زنان در سياست داخلي شامل حق و مسئوليت كسب آگاهي و مشاركت و نقش‌آفريني در تعيين مقدرات اساسي كشور جهت حفظ و تحكيم نظام اسلامي،حق و مسئوليت مشاركت در امور جامعه و نظارت بر آن جهت هدايت جامعه به سوي معنويت و فضايل اخلاقي و پيراستن آن از ناهنجاري‌هاي اخلاقي و رفتاري، حق آزادي قلم، بيان، اجتماعات با رعايت موازين، حق تاسيس احزاب و ديگر تشكل‌هاي سياسي و فعاليت در آنها با رعايت حفظ استقلال كشور، وحدت ملي و مصالح نظام اسلامي ، حق شركت در انتخابات و انتخاب شدن در مجلس يا شوراهاي مختلف، مشاركت در برنامه‌ريزي‌هاي دولتي و تصدي مديريت‌هاي عالي با رعايت موازين است . حقوق و مسئوليت‌هاي زنان در سياست بين‌المللي نيز شامل حق و مسئوليت آگاهي از رويداد‌ها و مسائل سياسي جهان، به ويژه جهان اسلام، حق توسعه ارتباط و تبادل اطلاعات سياسي سازنده بين بانوان ايران و جهان با رعايت مصالح ملي و ضوابط قانوني، حق و مسئوليت حضور فعال و موثر در مجامع اسلامي، منطقه‌اي و بين‌المللي به ويژه در زمينه مسايل مربوط به زنان با رعايت ضوابط قانوني، مسئوليت تلاش جهت تقويت همبستگي در ميان زنان مسلمان و حمايت‌هاي از حقوق زنان و كودكان محروم و مستضعف جهان، حق برخورداري زنان پناهنده به جمهوري اسلامي ايران در تامين امنيت، سلامت و امكان بازگشت آنها به وطن خود، حق برخورداري اتباع زن ايراني از حمايت‌هاي دولت در برابر اتباع ساير كشورها در حدود مقررات و معاهدات و حق بهره‌مندي زنان ايراني از حمايت‌هاي قانوني در خصوص ازدواج و تشكيل خانواده با مردان غيرايراني با رعايت ضوابط است.
*
حقوق و مسئوليت‌هاي زنان در امور دفاعي ـ نظامي:
حق و مسئوليت زنان در دفاع مشروع از دين و كشور و نيز جان، مال و ناموس خود و ديگران، حق و مسئوليت زنان در مشاركت و تلاش براي تأمين و تحكيم صلح عادلانه جهاني، حق برخورداري زنان از حمايت‌هاي لازم به منظور حفظ تماميت جسماني و جلوگيري از هتك حيثيت و ناموس زنان در دوران جنگ، اسارت و اشغال نظامي، حق برخورداري از مصونيت خانه و خانواده از تهاجمات نظامي، حق برخورداري خانواده‌هاي شهدا، جانبازان، رزمندگان و آزادگان از حمايت‌هاي ويژه نظام اسلامي ،حق و مسئوليت مادران در نگهداري، تربيت و اولويت در قيمومت فرزندان در صورت شهادت، اسارت و مفقود الأثر شدن همسر و حق بهره‌مندي از آموزش و تصدي مشاغل انتظامي از حقوق و مسئوليت زنان در امور دفاعي و نظامي است.
* حقوق و مسئوليت‌هاي قضايي زنان:
حق برخورداري زنان از‌ آموزش‌هاي حقوقي، حق برخورداري از تدابير قانوني و حمايت قضايي به منظور پيشگيري از جرم و ستم به زنان در خانواده و جامعه و رفع آن، حق برخورداري از محاكم خاص خانواده در جهت حفظ اسرار، ايجاد صلح و سازش در خانواده‌ و تسهيل در حل و فصل اختلافات، حق دسترسي زنان به نيروي انتظامي و ضابطين دادگستري زن در صورت تعرض، بزه‌ديدگي، اتهام و ارتكاب جرم،حق زنان در تصدي مشاغل حقوقي و قضايي مطابق قانون، حق اقامه دعوا و دفاع در نزد محاكم دادگستري و ساير مراجع قانوني و حق استفاده از وكيل و مشاور حقوقي در دادگاه و يا ساير مراجع قانوني از جمله حجقوق قضايي زنان است . همچنين حق برخورداري از حمايت‌هاي همه‌جانبه دستگاه قضايي با عوامل زمينه‌ساز جرايم عليه زنان و ارتكاب جرايم توسط زنان، حق مصونيت زنان متهم از هتك حرمت، اهانت و محروميت هاي فردي و اجتماعي فراتر از مجازات قانوني، حق زنان در معافيت از مجازات در صورت وجود عوامل رافع مسئوليت كيفري، حق اعاده حيثيت زنان در اثر تقصير، اشتباه قاضي در موضوع حكم يا در تطبيق حكم در مورد خاص و جبران خسارت مادي و معنوي از آنها، حق برخورداري از تخفيف قانوني از نظر ميزان مجازات يا معافيت از آن يا نحوه اجرا، در صورت ندامت و اثبات توبه زنان بزهكار در زمان بارداري، شيردهي و بيماري و حق زنان در ملاقات والدين، فرزندان و همسر در دوران حبس طبق قوانين كشور از ديگر حقوق قضايي زنان است . علاوه بر آن حق زنان در برخورداري از امكانات مناسب بهداشتي، فرهنگي، آموزشي و تربيتي در زندان‌ها جهت اصلاح و بازگشت به زندگي سالم اجتماعي، حق دختران در برخورداري از كانون‌هاي اصلاح و تربيت با شرايط مناسب، حق زنان در رسيدگي به شكايات از آئين‌هاي دولتي، مأمورين قضايي و يا واحد‌هاي دولتي جهت احقاق حقوق خود، حق و مسئوليت شهادت در دادگاه مطابق با موازين شرعي و قانوني و حق برخورداري از حمايت‌هاي قضايي از سوي مدعي‌العموم عليه ولي و سرپرست قانوني فاقد صلاحيت و ديگر متجاوزان به حقوق آنان از حقوق قضايي زنان است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 11:19  توسط طاهره رحیم پور  | 

اشتغال زنان در ایران

 

 

اشتغال زنان

در دو قرن اخیر، جهان، شاهد پدیده اجتماعی ـ اقتصادی جدیدی به نام مشارکت زنان در بازار کار» بوده است. این رخداد، پیامد تغییر و تحوّلات اساسی در رویکردهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جوامع بشری به مسئله زنان و کار» بوده است.

در کل، دو سوم کارهای انجام شده در جهان را زنان ـ‌‌که نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهندـ، به عهده دارند. چنانچه به استعدادهای بالقوّه این پتانسیل قوی ـ‌که انواع مختلف کارها را چه به صورت رسمی و چه غیررسمی انجام می‌دهندـ‌، توجّه شود، می‌تواند آن را به یکی از بزرگ‌ترین منابع سرمایه‌گذاری برای کشورهای در حال توسعه تبدیل کند.

مشارکت زنان ایرانی در بازار کار، صد سال بعد از حضور همتایانشان در جوامع صنعتی بوده است و این مشارکت، در طول سه دهه اخیر، با نوسان‌های شدیدی روبه‌رو شده است. طبق آمارهای ارائه شده، نرخ مشارکت زنان در بازار کار کشورهای پیشرفته امریکای شمالی و کانادا، حدود پنجاه درصد است، در حالی که این عدد در کشور‌های خاورمیانه، بین یازده تا سیزده درصد است. نرخ اشتغال زنان در ایران، بر اساس آمارهای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، حدود یازده درصد و بر اساس برخی آمارهای غیر رسمی، بالغ بر سیزده درصد است.

در بررسی عرصه‌های بین‌المللی، شاخص رفاه زنان را می‌توان از سطح آموزش، باروری و میانگین عمر آنان مشخّص نمود. آمارهای موجود در این زمینه، در کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا، نشانگر پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای بوده است؛ امّا در زمینه مشارکت زنان در اقتصاد و ارتقای توانمندی آنان در عرصه‌های سیاسی، شاهد حضور بسیار کم‌رنگ این کشورها در این زمینه بوده‌ایم. این امر را می‌توان به علّت وجود منابع سرشار نفتی و بالا بودن سطح درآمدِ غیر از حاصل کار دانست. رونق نفتی‌ای که در دهه 1970 میلادی در خاورمیانه به وقوع پیوست، موجب افزایش سریع دستمزدهای واقعی شد و افراد شاغل را قادر ساخت تا بتوانند مخارج بستگان غیر شاغل خود را تا اندازه‌ای تأمین نمایند؛ امّا در دهه 1980م، با شروع رکود اقتصادی و افزایش فشارهای اقتصادی بر خانوارها، اشتغال زنان در بیرون از منزل، ضرورت پیدا کرد. البته ذکر این نکته، دارای اهمیت است که زنان، همواره در کنار کار و اشتغال رسمی، به امور منزل نیز پرداخته‌اند و در قبال آن، هیچ گونه مزدی دریافت نکرده‌اند. لذا این بخش از فعّالیت‌های آنان، در آمارهای رسمی به حساب نمی‌اید.

در کشورهایی نظیر کشور ما، هم به لحاظ میراث سنّتی و هم به لحاظ واقعیت‌های فرهنگی موجود، مردان، تأمین‌کننده اصلی اقتصاد خانواده هستند. همچنین با توجّه به بعضی از کارکردهای زنان، از جمله، به دنیا آوردن فرزندان و تغذیه و تربیت آنها و نیز وظایف زناشویی، در مجموع، زنان، میزان کمتری از مسئولیت کاری و اجتماعی جامعه را بر عهده دارند و این فرصت را به مردان واگذار می‌کنند. حال، این پرسش مطرح است که: ایا زنان، توانایی به دستگیری مشاغل تخصّصی و مدیریتی را در جامعه دارند؟

ایا زنان می‌توانند؟

در اقتصاد جهانی، با مکانیزه شدن تولید بعد از انقلاب صنعتی، دیگر، قدرت جسمانی، عامل تعیین‌کننده برای انجام یافتن بسیاری از امور، به حساب نمی‌اید. در این میان، در بسیاری از جوامع، خصوصاً کشورهای آسیایی (از جمله چین)، زنان، سهم به‌سزایی در رشد اقتصادی جامعه خود ایفا کرده‌اند. از سوی دیگر، با خدماتی شدن اقتصاد (از آموزش و پرورش و بانکداری گرفته تا بهداشت و درمان)، نقش اقتصادی ـ اجتماعی زنان، رشد به‌سزایی یافته است.

با نگاهی به وضعیت فعلی بازار کار ایران، می‌توان دریافت که زنان ایرانی، فاصله زیادی تا وضعیت مطلوب دارند. در حال حاضر، نرخ مشارکت زنان، حدود یازده درصد و نرخ بیکاری آنان حدود بیست درصد است. از ترکیب جمعیت فعّال کشور، 85 درصدِ نیروی فعّال را مردان و فقط پانزده درصدِ آن را زنان تشکیل می‌دهند؛ امّا این آمار در کشورهای صنعتی پیشرفته، بسیار متفاوت است. در بعضی از این کشورها، حدود پنجاه درصد نیروی کار را زنانْ در اختیار دارند و در کشورهای در حال توسعه، در بخش کشاورزی، 67 درصد از نیروی کار، به زنان اختصاص دارد و 55 درصد محصولات غذایی در جهان را زنان تولید می‌کنند. در کشورهای آسیای شرقی ـ‌که در بخش منسوجات و کالاهای خانگی، رکورددار صادرات هستندـ، 74 درصد زنان، جزو نیروی کار هستند.

عوامل مؤثّر بر اشتغال زنان

الف. توانمندسازی زنان

صاحب‌نظران، تعاریف گوناگونی برای توانمندسازی ارائه داده‌اند. نویسنده کتاب توسعه و چالش‌های زنان ایران» می‌نویسد: توانمندسازی، یعنی این که مردم، به سطحی از توسعه فردی دست یابند که به آنها امکان انتخابْ بر اساس خواسته‌های خود را بدهد». در کل، توانمندسازی، از دو طریقْ امکان‌پذیر است:

1.حذف عواملی که مانع فعّالیت‌های زنان هستند؛

2. افزایش قابلیت‌ها و توانایی‌های زنان.

برای حذف موانع موجود بر سر راه اشتغال زنان، می‌توان به: رفع تبعیض میان زن و مرد در بازار کار، دسترسی یکسان داشتن زن و مرد به منابع مالی و آموزشی، برخورداری زنان از حقّ مالکیت قانونی، مشارکت احتمالی دیگران در نگهداری از کودکانِ زنان شاغل و تقسیم کار در منزل، اشاره نمود. در نهایت، باید در حفظ سلامت زنان برای ایفای نقش دوگانه آنان در مقام مادر و مدیر منزل، از سویی و همچنین تقویت نقش اجتماعی آنان از سوی دیگر، کوشش نمود.

در کل، می‌توان مهم‌ترین مانع اجتماعی اشتغال زنان را مسئله آموزش آنان دانست. زنان، با دشوار شدن راهیابی به مشاغل رسمی، در دستیابی به سطوح آموزشی بالاتر برای یافتن شغل مناسب‌تر، سعی کرده‌اند و همگام با این افزایش سطح تحصیلات، سهم آنان در بازار کار نیز روند صعودی یافته است. از این رو، چنانچه موانع فرهنگی‌ای که ریشه در باورهای سنّتی برخی جوامع دارند، گسترش مشارکت زنان در بازار کار را با مشکل روبه‌رو نسازند و موانع موجود، برای حضور آنان در مناصب مدیریتی و مشاغل تخصّصی از بین برود و اصل شایسته‌سالاری در پذیرش افراد، مدّ نظر قرار گیرد، می‌توان امیدوار بود که زنان تحصیلکرده و لایق ایرانی، در اینده نزدیک، جایگاه واقعی خود را در بازار کار کشور (بویژه در بخش‌های مُدرن و مشاغل تخصّصی) به دست آورند. هر چند تا کنون نیز در بررسی جایگاه زنان ایرانی، کشور ما شاهد حضور زنان تحصیلکرده و متخصّص در سطوح مختلف (کار و کارآفرینی، تولید علم و فنّاوری، آموزش، خدمات، مدیریت، فعّالیت‌های حرفه‌ای هنری و ادبی و ورزشی و رسانه‌ای و...) بوده است و این حضور گسترده، پیامدهای مهمّی داشته است که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1. بالا رفتن سطح درآمد خانواده.

2. کاهش بار سرپرستی مردان در خانواده و کاهش فشار اقتصادی بر آنان.

3. بالارفتن عرضه نیروی کار از سوی زنان و به تبع آن، کاهش هزینه‌های تولید و خدمات در کل جامعه.

پس اوّلین قدم، احیای مقام زن ایرانی است و در این راه باید به شایستگی و توانمندی زنان، ایمان داشت و مسئولیت‌های متناسب با توانمندی‌شان را به آنها سپرد و در نهایت، موانع قانونی را از سر راه اشتغال آنان برداشت؛ زیرا توسعه پایدار، تنها در گرو مشارکت همه‌جانبه آحاد ملت (زن و مرد) است.

ب. گسترش زمینه‌‌های اشتغال زنان

از آن هنگام که مدیران و کارفرمایان ایرانی، به ضرورت حضور نیروی کار زنان در بخش‌های تولیدی و خدماتی پی بردند و زنان را باور کردند، تا زمانی که این حضور، به صورت گسترده و انبوه در آمد، تحوّلاتی کُند و آهسته، رقم خورده است.

در سال‌های اخیر، با افزایش سطح تحصیلات زنان در جامعه، نگرش آنها نیز تغییر کرده و به اهمیت فرصت‌های از دست رفته، آگاه شده‌اند. این، خود، موجب کاهش منطقی میزان باروری و کنترل نرخ رشد جمعیت شده و همچنین تقاضای زنان را برای حضور در بازار کار و به دست آوردن استقلال مالی، افزایش داده است. در این سال‌ها، اگرچه همراه با رشد سطح تحصیلات زنان و بالا رفتن سنّ ازدواج، عرضه نیروی کار زنان افزایش یافته و نرخ مشارکت آنان از 1/9 درصد در سال 1375، به 8/11 درصد در سال 1382 رسیده است، ولی فرصت‌های شغلی آنان با همان سرعت، رشد نکرده است، به گونه‌‌ای که نرخ بیکاری زنان شهری خواستار اشتغال، در عرض هشت سال اخیر، دو برابر و بالغ بر 5/24 درصد شده است.

در جدول شماره یک، نرخ بیکاری زنان و مردان طی سال‌های 1380 تا 1384، به تصویر کشیده شده و پیش‌بینی آن تا سال 1388 نیز انجام شده است. با مقایسه نرخ بیکاری زنان و مردان، متوجّه اختلاف ناشی میان این دو جنس می‌شویم. طبق آمار سال 1384، نرخ بیکاری مردان، یازده درصد و زنان، هفده درصد بوده است. همچنین از دیگر شاخص‌های مهم، نرخ باسوادی است که بر اساس آمارها در سال 1384، حدود 3/90 درصد مردان کشور، باسواد بوده‌اند و این آمار برای زنان، 82 درصد بوده است. بر اساس این جدول، از معدود شاخص‌هایی که زنان ایران در آن نسبت به مردان، از وضعیت بهتری برخوردارند، سنّ امید به زندگی است که این آمار در سال 1388 برای مردان، 07/69 درصد و برای زنان، 5/71 درصد، پیش‌بینی شده است.

مقایسه مردان و زنان ایران

سال - جمعیت کشور -جمعیت نرخ بیکاری -ترکیب جمعیت فعّال- نرخ فعّالیت اقتصادی -نرخ باسوادی -سن امید به زندگی

1380 90/64 91/32 99/31 93/13 9/18 22/84 78/15 82/61 69/11 84/83 89/77 61/67 2/72

1381 51/65 31/33 22/32 7/11 5/17 51/84 49/15 4/62 0/12 8/84 6/72 06/68 69/72

1382 99/66 05/34 93/32 19/10 18/20 79/85 21/14 8/62 9/10 3/86 2/75 5/68 16/73

1383 65/67 31/34 34/33 30/11 8/17 6/83 4/16 5/64 9/12 0/89 0/80 0/68 8/70

1384* 46/68 80/34 66/33 0/11 0/17 5/83 5/16 0/65 9/12 3/90 0/82 44/68 28/71

1388* 90/77 75/39 15/38 2/8 3/9 3/81 7/18 2/69 2/16 0/95 0/86 07/69 5/71

*یادداشت : در آمارهای سال 1384، شاخص‌های نرخ بیکاری، ترکیب جمعیت فعّال، نرخ فعّالیت اقتصادی، باسوادی و امید به زندگی، پیش بینی واحد تحقیقات ماه‌نامه اقتصاد ایران» هستند.

*در آمارهای سال 1388، شاخص‌های نرخ باسوادی و سن امید به زندگی، پیش‌بینی واحد تحقیقات ماه‌نامه اقتصاد ایران» هستند.

استخراج : واحد تحقیقات ماه‌نامه اقتصاد ایران» از گزارش آماری دفتر اشتغال زنان، وزارت کار و امور اجتماعی، تیر ماه 1384.

در چند دهه اخیر، افزایش ورود زنان به بازار کار، کمک قابل توجّهی به رشد اقتصادی جهان کرده است؛ زیرا با مکانیزه شدن کارخانه‌ها، تقاضا برای نیروی کار فیزیکی، کمتر مورد توجّه قرار گرفته و در نتیجه، حضور زنان در عرصه‌های اقتصادی (تجارت کالا و خدمات، مدیریت بازرگانی و تبلیغات و...) گسترده‌تر شده است. این امر، موجب شده که زنان و مردان در کشور‌های غربی، به طور یکسان در کفه ترازو قرار گیرند و ارزیابی شوند و با موفّقیت و شانس تقریباً برابری، جذب بازار کار شوند. در همین راستا، در بازارهای آسیای شرقی، در برابر هر صد نفر نیروی کار مرد، حدود 83 نفر نیروی کار زن وجود دارد. این ارقام، از حدّ متوسّط کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی» (OECD)1 فراتر رفته است. در حقیقت، یکی از رموز موفّقیت اقتصادی کشورهای در حال توسعه آسیای شرقی (چین، مالزی، کره و...) در بخش صادرات و بویژه منسوجات را می‌توان در به کارگیری زنان در این صنایع، جستجو کرد.

ج. رفع بی‌عدالتی جنسیتی

از نظر جامعه‌شناسی امروز، توسعه به معنای: افزایش مستمر استفاده بهینه از منابع، برای افزایش تولیدات ناخالص ملّی2 و داخلی،3، صادرات محصول و دانش فنّی، رشد بخش‌های صنعت، خدمات و کشاورزی و افزایش مستمر درآمد سرانه، به منظور تأمین آموزش، بهداشت، مسکن و اشتغال افراد جامعه و در نهایت، بهبود کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی است. در این میان، نیروی انسانی، هم هدف و هم عامل توسعه است و می‌تواند ابعاد مختلف توسعه را تعریف کند.

با توجّه به این که در سنجش شاخص توسعه، دو عنصر مهم میزان بهره‌گیری از منابع مادی و انسانی» و میزان توزیع عدالت»، به عنوان دو رکن اصلی در عملکرد آن، تعریف شده‌اند و از آن جا که زنان، با دارا بودن نیمی از نیروی انسانی (عامل توسعه) و نیمی از جمعیت (هدف توسعه)، می‌توانند عاملی برای ایجاد و گسترش توسعه باشند، حال، این پرسش مطرح است که: ایا جامعه ما توانسته است منابع و فرصت‌ها را به طور برابر برای زنان و مردانْ فراهم آورد؟

متخصّصان معتقدند که زنان و نهاد خانواده، عامل اساسی توسعه محسوب می‌شوند؛ زیرا هم تولیدکننده نسل‌اند و هم عامل توسعه به حساب می‌ایند. در گذشته، سیاست‌های حمایت از حقوق زنان، بر محور امور رفاهی آنان متمرکز بود؛ امّا امروزه، زنان از حالت انفعالی، خارج شده‌اند و خود، عامل توسعه به حساب می‌ایند و می‌توانند همراه مردان، جامعه خود را متحوّل سازند. با این حال، با توجّه به آمارها، هنوز هم دو سوم فقرای جهان را زنان تشکیل می‌دهند و این روند افزایشی، نشانگر جنسیتی شدن فقر است که خود، موجب کاهش هم‌زمان ثروت اجتماعی، محصول ناخالص ملّی و بهره‌وری شده است. همچنین سهم ساعات کار زنان، دو برابر مردان و دستمزد آنان، نصف مردان است.

در کشور ما نیز زنان، در وضعیتی نابرابر از نظر توزیع منابع و رفاه قرار دارند. بر اساس گزارش مرکز آمار و اطلاعات شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان، با وجود موفّقیت زنان در آموزش و بخصوص آموزش عالی (شصت درصد ورودی دانشگاه‌ها)، نرخ اشتغال آنها، در سال 1383، به میزان 14/82 درصد، کاهش نشان می‌دهد.

از سوی دیگر، نرخ بیکاری زنان (زنان نیازمند کار)، در سال 1383، برابر با 81/17 درصد برآورد شده که نسبت به سال 1375، 41/4 درصد، افزایش نشان می‌دهد. همچنین نرخ بیکاری زنان تحصیلکرده کشورمان، معادل 25 درصد است که نسبت به بیکاری مردان تحصیلکرده، حدود هفت درصد، بیشتر است.

مهم‌ترین عوامل عدم حضور زنان در حوزه‌های مختلف، در ایران را می‌توان در سه عامل زیر خلاصه کرد:

1. عدم خودباوری زنان.

2. حاکمیت نظام مردسالارانه که بسترهای قانونی و عرفی را برای حضور اجتماعی زنان، محدود می‌کند.

3. وجود قوانینی که مسئولیت تأمین هزینه زندگی را تحت هر شرایطی، به عهده مردان (شوهر، پدر یا برادر بزرگ‌تر)گذاشته‌اند و توانمندی‌ها و نیازهای زنان (بویژه زنان طبقات پایین جامعه و زنان سرپرست خانواده) را نادیده می‌گیرند.

در کل، می‌توان گفت که مشارکت زنان در همه عرصه‌ها، ارتباطی معنادار با قوانین حقوقی و مدنی جامعه دارد. تشویق زنان برای حضور در جامعه، نیاز به یک تحوّل اساسی در زیرساخت‌های فکری و فرهنگی آن جامعه دارد. امروزه، یکی از شاخص‌های مهم توسعه انسانی را امکان رقابت برابر زنان و مردان در همه فعّالیت‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی می‌دانند. در این میان، کشورهایی موفّق‌تر بوده‌اند که زنان آن جوامع، حضور و مشارکت پُررنگ‌تری در عرصه‌های مختلف اجتماعی داشته‌اند.

بر اساس آمارهای سال 2004م، رتبه جنسیتی ایران در میان 124 کشور جهان که هر ساله برنامه عمران سازمان ملل متّحد (UNDP)»4 منتشر می‌کند، رقم 82 است. این رقم، از کشورهای همسایه ایران نیز پایین‌تر است. رتبه ترکیه: 70، اردن: 76، مالزی: 51، عربستان: 72 و بحرین: 39 بوده است. رتبه جنسیتی را می‌توان از سه شاخص: بهداشت، آموزش، اقتصاد و کسب درآمد به دست آورد. در ایران، رتبه بهداشت و آموزش زنان، هر ساله، رو به افزایش بوده است و این وضعیت اقتصادی و درآمدی زنان ماست که این رتبه را در مقام پایین‌تری قرار داده است.

در مورد ایران نیز آمارها نویدبخش اینده بهتری برای زنان هستند؛ چرا که بنا بر گزارش واحد تحقیقات ماه‌نامه اقتصاد ایران» ـ‌که در جدول شماره دو، به تصویر کشیده شده است‌ـ، نرخ مشارکت زنان کشورمان، از 9/12 درصد در سال 1383، به 2/16 درصد در سال 1388، افزایش خواهد یافت. همچنین نرخ بیکاری زنان دارای تحصیلات عالی، از 6/23 درصد در سال 1383، به 3/9 درصد در سال 1388، تقلیل پیدا خواهد کرد.

پیش‌بینی وضعیت بازار کار کشور

شاخص 1383 1388

کلّ جمعیت شاغل(میلیون نفر) 90/18 38/23

کلّ جمعیت بیکار (میلیون نفر) 62/26 50/21

نرخ مشارکت مردان 5/64 20/69

نرخ مشارکت زنان 9/12 2/16

نرخ بیکاری زنان 8/17 3/9

نرخ بیکاری مردان 3/11 2/8

فاصله بین نرخ بیکاری زنان و مردان 5/6 1/1

سهم اشتغال زنان (از کلّ جمعیت زنان) 4/15 5/18

نسبت نرخ مشارکت مردان به زنان 0/5 4/3

سهم جمعیت فعّال زنانِ دارای تحصیلات عالی، از کلّ جمعیت فعّال زنان 50/23 60/27

سهم جمعیت فعّال مردانِ دارای تحصیلات عالی، از کلّ جمعیت فعّال مردان 3/9 10/11

نرخ بیکاری زنانِ دارای تحصیلات عالی 6/23 3/9

نرخ بیکاری مردانِ دارای تحصیلات عالی 09/9 9/7

فاصله نرخ بیکاری مردان و زنانِ دارای تحصیلات عالی 50/14 4/1

استخراج : واحد تحقیقات ماه‌نامه اقتصاد ایران»، از سند اشتغال برنامه چهارم توسعه

در کل، با رفع تبعیض در تمامی حوز‌ه‌ها و بازنگری قوانین کشور در راستای نگاه حقوق بشری و با هدف برقراری عدالت جنسیتی، می‌توان شاهد افزایش نقش زنان در جامعه بود. در این میان، زنان و مردان باید در برابر قانون، از حقوقی مساوی برخوردار باشند و به آنان به یک چشم نگاه شود. اگر زنان ایرانی، از فرصت‌های برابر با مردان و در نتیجه، امکان رقابت برابر با آنان در کسب موقعیت‌های اجتماعی، برخوردار باشند، می‌توان امید داشت که جامعه ایران، یک گام به شایسته‌سالاری و عدالت و پیشرفت، نزدیک‌تر شود.

نتیجه‌گیری

در کشور ما، زنان، همواره دوشادوش مردان در صحنه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی، حضور داشته‌اند؛ امّا هیچ گاه این حضور، به مشارکتی جدّی در صحنه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، تبدیل نشده بود و زنان، معمولاً به ساده‌ترین کارها در پایین‌ترین رده‌ها اشتغال داشتند؛ ولی در سال‌های اخیر، با تغییرات اجتماعی‌ای که در کشور رخ داده، گرایش زنان، به عرصه‌های فنّاوری، دانش و کارآفرینی، افزایش یافته است. امید است که این روند، به مشارکتی جدّی و فعّال تبدیل شود؛ زیرا این افزایش کیفی اشتغال زنان، می‌تواند در بخش‌های مختلف جامعه، اثرات حائز اهمّیتی داشته باشد. از جمله، موجب بالا رفتن سطح درآمد خانواده و به تبع آن، بالا رفتن سطح رفاه آن خانواده خواهد شد و در این میان، بار سرپرستی خانواده برای مردان، سبک‌تر و با بالارفتن عرضه نیروی کار، سطح دستمزدها و هزینه تولید و قیمت محصولات، کمتر می‌شود.

در وضعیت فعلی اقتصاد ایران، کاهش دستمزدها در شرایط رکود تورّمی، باعث تقاضای بیشتر برای نیروی کار است و در نتیجه، به کاهش بیکاری می‌انجامد. به علاوه، چون بخش مهمی از زنان بیکار، از قشر فقیر جامعه هستند، درآمد ناشی از کار آنان، از یک طرف، سپری محافظتی برای زنان محسوب می‌گردد و از سوی دیگر، به کاهش فقر در جامعه منجر می‌شود.

در پایان، به چند راه‌کار اساسی که زنان می‌توانند از طریق آنها به ارتقای وضعیت اشتغال خود کمک کنند، اشاره می‌‌شود:

1. شناسایی مشاغل غیرسنّتی و تلاش برای ورود به این گونه مشاغل، مانند: بازرگانی، آموزش و پژوهش، ارتباطات و رسانه‌ها.

2. شرکت در دوره‌های آموزش کارآفرینی و مدیریت و آشنایی با این مراکز و رفع مشکلاتْ با کمک آنها.

3. دفاع از شایسته‌سالاری و مبارزه با تبعیض جنسیتی، به منظور ارتقای رتبه کارکنان زن، به پست‌های مدیریتی بالاتر.

4. حمایت از سازمان‌های مربوط به زنان، در بخش‌های دولتی و غیردولتی و همچنین دیدن آموزش‌های لازم و تلاش برای ایجاد تشکّل‌های غیر دولتی(NGO) مربوط به زنان.

بدون تردید، شناخت جایگاه واقعی زنان ایرانی و احیای جایگاه سازندگی آنها، نیازمند بازنگری جدّی به این مقوله است. اوّلین قدم را می‌توان در خودباوری و توجّه به شایستگی‌ها و توانمندی‌های زنان و رفتن به سمت کسب جایگاه‌های متناسب با این توانمندی‌ها و در نهایت، تلاش برای بازنگری قوانین رسمی که مانعی در سر راه پیشرفت آنان (و در نتیجه، خلاف عدالت) است، دانست.

 

اشتغال زنان چالش جديد كشورهاي صنعتي

 

 

ایران اکونومیست: نشريه اكونوميست در تحليلي از بروز يك چالش جديد طي دهه هاي آتي در كشورهاي توسعه يافته و صنعتي جهان به نام "اشتغال زنان " خبر داد و نوشت: اين مساله مي‌تواند چالشهاي جدي و بزرگي را براي اقتصاد كشورهاي صنعتي به وجود آورد.

به گزارش فارس، نشريه تخصصي اكونوميست در ادامه افزود، قدرت اقتصادي زنان در كشورهاي ثروتمند به يكي از مهمترين و قابل توجه ترين تحولات 50 سال گذشته در اين كشورها تبديل شده است. اين تحولات از اين جهت قابل توجه بوده كه تغييرات ساختاري زيادي در اقتصاد

 

كشورهاي صنعتي ايجاد كرده است.


تبعات اجتماعي اشتغال زنان بزرگترين چالش 50 سال آينده
ميليونها نفر از زنان اروپا كه زندگي اقتصادي خود را با تكيه به مردان تامين مي كردند، اكنون كنترل شرايط اقتصادي خود را بر عهده گرفته اند. اين مساله علاوه بر ايجاد تغييرات ساختاري در اقتصاد كشورهاي صنعتي و ثروتمند، آثار اجتماعي، سياسي و فرهنگي خاصي نيز دربر داشته است. البته قراردادها و تعهدات اجتماعي در خصوص كار و فعاليت زنان هماهنگ و متناسب با قراردادهاي اقتصادي توسعه و پيشرفت نداشته است. اگر قدرت اقتصادي زنان به عنوان يكي از بزرگترين تحولات اقتصادي 50 سال گذشته در كشورهاي صنعتي ارزيابي شود بايد گفت تاثيرات و تبعات اجتماعي اين مساله يكي از بزرگترين چالشهاي كشورهاي صنعتي طي 50 سال آينده خواهد بود.


زنان آمريكايي هم اكنون نيمي از جمعيت شاغل و نيروي كار اين كشور را تشكيل مي دهند رقمي معادل 9/49 درصد . زنان آمريكايي كنترل و هدايت برخي از شركتهاي بزرگ و مهم اين كشور مثل پپسي، آرشر دانيلز ميدلند و دبليو ال گور را بر عهده دارند. زنان هم اكنون 60 درصد دانش آموختگان دانشگاهها را در اروپا و آمريكا تشكيل مي دهند . البته ميزان فعاليت اقتصادي زنان در كليه كشورهاي صنعتي و ثروتمند يكنواخت و متناسب نيست . در ايتاليا و ژاپن نرخ اشتغال مردان 20 درصد بيشتر از زنان است . نرخ اشتغال زنان ايتاليايي طي دهه اخير رشد چشمگيري داشته ولي همچنان كمتر از 50 درصد است ولي اين رقم 20 درصد كمتر از نرخ اشتغال زنان در سوئد و دانمارك است.
درآمد زنان در غرب كمتر از مردان است.


ميزان درآمد زنان به طور ميانگين كمتر از مردان است و به ندرت در راس هرم مديريتي شركتهاي بزرگ قرار مي گيرند . نكته قابل ذكر اينكه نحوه حضور و فعاليت هاي اقتصادي زنان در كشورهاي صنعتي و ثروتمند نسبت به دهه 1960 ميلادي تحول زيادي داشته است . اگر زنان در اوايل دهه 1960 ميلادي بيشتر براي بهره كشي جنسي مورد استفاده قرار مي گرفتند و بيشتر كارهاي ابتدايي و نه چندان مهم شركتها به آنها واگذار مي شد ولي اكنون بخش زيادي از كارهاي حرفه اي و تخصصي در شركتهاي معتبر و مهم به آنها واگذار مي شود. به عنوان مثال اين نرخ در آمريكا به بيش از 51 درصد رسيده است . اين وضعيت در كشورهاي حوزه مديترانه نيز تغييرات زيادي داشته است . در اسپانيا سهم زنان جوان در بازار كار اين كشور معادل آمريكا شده است. تقريبا نيمي از فرصتهاي شغلي اسپانيا از سوي زنان اين كشور اشغال شده است . چگونه مي توان اين تحول و انقلاب بزرگ را توجيه كرد؟ سياست البته نقش مهم و كليدي داشته است. تفكرات فمينيستي بتي فريدمن ابعاد جديدي به زندگي اقتصادي زنان در كشورهاي ثروتمند بخشيده است. دولتها طي سالهاي اخير قوانين زيادي را براي تساوي حقوق زن و مرد در

كشورهاي توسعه يافته به تصويب رسانده اند.


سياستمداران زن مثل مارگارت تاچر و هيلاري كلينتون بر اين باورند كه امكان انجام هر كاري براي زنان جوان ميسر است . ولي سياست تنها بخشي از پاسخ اين سوال است . به نظر مي رسد در جهان توسعه يافته و صنعتي نيز تقاضا براي كار و اشتغال زنان افزايش يافته است. يكي از مهمترين عوامل فمينيستي شدن فضاي كار و اشتغال در كشورهاي صنعتي ، بيرحمي بخش خدمات است كه زنان به خوبي مي توانند در اين بخش با مردان رقابت كنند. تقاضا در بازار كار كشورهاي صنعتي براي كار زنان به خوبي از سوي شركتها عرضه تامين مي شود . زنان طي سالهاي اخير تمايل زيادي براي كار كردن خارج از خانه پيدا كرده اند. پيشرفت تكنولوژي موجب كاهش ساعات كار زنان در منزل شده است و زنان براي انجام كارهاي منزل مثل پخت غذا و شستشو وقت كمتري صرف مي كنند . زنان ترجيح مي دهند وقت مازاد خود را براي كسب مهارتهاي جديد و بيشتر به منظور كسب درآمد بيشتر صرف كنند. افزايش سطح تحصيلات و دانش زنان نيز تاثير زيادي در تحولات جايگاه زنان در بازار كار كشورهاي صنعتي و ثروتمند داشته است .


امروزه زنان تحصيل كرده و ماهر موقعيتهاي شغلي زيادي را در كشورهاي صنعتي اشغال كرده اند . امروزه يك زن تحصيل كرده به مراتب بهتر از يك زن با تحصيلات پايين مي تواند شغل مناسب پيدا كند . در سال 1962 ميلادي حدود 62 درصد زنان فارغ التحصيل از دانشگاههاي امريكا جذب بازار كار مي شدند و اين رقم در بين زنان با مدرك دبيرستان تنها

4درصد بوده است.


امروزه بيش از 80 درصد زنان تحصيل كرده در دانشگاههاي آمريكا جذب بازار كار مي شوند و 67 درصد دارندگان مدرك ديپلم دبيرستان به بازار كار وارد مي شوند . اين رقم براي زنان بدون اين مدرك نيز به 47 درصد رسيده است . البته رشته هاي تحصيلي زنان آمريكايي نيز طي سالهاي اخير متحول شده است . در سال 1966 بيش از 40 درصد زنان آمريكايي ليسانس آموزش ، 2 درصد ليسانس مديريت و بازرگاني داشتند . اين رقم امروز به ترتيب به 12 و 50 درصد تغيير كرده است . البته زنان در كسب مهارتهاي خاص در رشته هاي صنعتي و دانش كامپيوتر هنوز عقب تر از مردان هستند . زنان آمريكايي در سال 2006 تنها بيست درصد مدارك دانشگاهي در اين رشته ها را در اختيار داشتند.


مردان آمريكايي از اشغال موقعيت شغلي خود توسط زنان به شدت

نگران هستند


يكي از مهمترين تحولاتي كه طي سالهاي اخير به وقوع پيوسته افزايش ميانگين درآمد زنان نسبت به مردان است . تازه ترين تحقيق بنياد راكفلر نشان مي دهد سه چهارم آمريكايي ها از اين تحولات استقبال مي كنند. 90 درصد مردان آمريكايي نيز با اين مساله هيچ مشكلي ندارند . البته مردان آمريكايي از اشغال موقعيتهاي شغلي خود توسط زنان به شدت نگران و ناراحت هستند . البته زنان در كشورهاي صنعتي ناچار به فعاليت اقتصادي هستند . افزايش تعداد مادران تنها و بي سرپرست بسياري از زنان در اين گونه جوامع را به انجام فعاليتهاي اقتصادي سوق داده است.
زنان از روي ناچاري به هر كار تن مي‌دهند.


تعداد شوهران آمريكايي كه مجبورند اين روزها در خانه بمانند و به جاي انها همسرانشان فعاليت اقتصادي داشته باشند به طور چشمگيري افزايش داشته است و به سطح ركوردهاي دهه 1970 ميلادي رسيده است . البته به نظر مي رسد اين مساله چالشهاي زيادي را براي جوامع صنعتي طي سالهاي آينده ايجاد كند . يكي از مهمترين چالشها اين است كه نيازهاي احساسي و عاطفي زنان در خصوص مسائل شغلي به طور كامل پاسخ داده نمي شود . تنها 2 درصد روساي 500 شركت بزرگ آمريكايي و 5 شركت در بازار بورس آمريكا ، زن هستند . زنان تنها 13 درصد اعضاي هيات مديره شركتهاي بزرگ آمريكايي را تشكيل مي دهند . اكثر پستهاي عالي رتبه مديريتي به مردان اختصاص داده شده است .

در آمريكا و انگليس يك زن كارگر تمام وقت معادل 80 درصد يك مرد حقوق دريافت مي كند . علت اصلي اين مساله اين است كه بسياري از زنان در جوامع صنعتي از روي نياز و ناچاري كار مي كنند و بنابراين به هر گونه شرايط كاري و قراردادي تن مي دهند.


ميزان درآمد زنان با فرزند در شركتهاي آمريكايي تقريبا معادل مردان است . ميزان درآمد مادران با والدين و زنان مجرد كمتر از مردان است . معمولا درآمد معلمان زن در طول سال تغيير چنداني ندارد و افزايش چشمگيري ندارد ولي اين مساله در ساير بخشهاي اقتصادي متفاوت است . شكاف درامدي بين زنان و مردان هزينه هاي زيادي را بر افراد و جامعه تحميل مي كند.


بسياري از زنان ماهر و متخصص به طور كامل از مسئوليت مادر شدن شانه خالي مي كنند . در سوييس 40 درصد زنان شاغل بدون فرزند هستند . درصد زيادي از زنان شاغل نيز زمان بچه دار شدن را تا سالهاي زيادي به تاخير مي اندازند .


بچه‌دار شدن براي زنان آمريكا كابوس شده است.


بر اساس تازه ترين تحقيق دانشگاه شيكاگو در آمريكا ، پس از گذشت ده سال از فارغ التحصيلي زنان آمريكايي از دانشگاهها ، تنهاي نيمي از آنها تمايلي براي بچه دار شدن دارند . بر اساس تحقيق ديگري كه انجام شده مشخص شد تنها 7 درصد زنان آمريكايي پس از بچه دار شدن تمايلي براي بازگشت به سر كارهاي خود دارند . براي خانوارهاي فقير كار كردن و بچه دار شدن به طور همزمان به يك كابوس بزرگ تبديل شده است . بزرگ كردن بچه ها هزنيه سنگيني را بر بودجه خانوارها تحميل مي كند و به همين علت بسياري از خانوارها ترجيح مي دهند بچه دار نشوند . از دست دادن شغل پس از بچه دار شدن نيز به معناي بحران مالي خانواده خواهد بود .


بر اساس تازه ترين تحقيق موسسه خيريه جامعه كودكان انگليس ، 60 درصد والدين بر اين باورند كه وقت كافي را براي رسيدگي به فرزندان خود ندارند . 74 درصد والدين آمريكايي نيز با اين مساله موافقند . بسياري از كودكان در كشورهاي توسعه يافته و صنعتي از نبودن كنار مادر رنج مي برند . البته در برخي كشورها تدابيري براي رفع اين مشكل انديشيده شده است . مثلا در اتريش ، جمهوري چك ، فنلاند و مجارستان سه سال حقوق براي مادران شاغل بچه دار در نظر گرفته اند . آلمان نيز طرح حقوق والدين را در نظر گرفته است تا مادران را براي ماندن در خانه ترغيب كنند . كشورهاي ديگر بر آموزشهاي قبل از مدرسه تاكيد مي كنند . نيوزلند و برخي كشورهاي همسايه بر بازگشت مادران به سر كارهاي خود و نگهداري كودكان در مهد كودكها تاكيد مي كنند .
انگليس ، آلمان ، ژاپن ، سوييس و هلند نيز كار موقت وپاره وقت را براي مادران پيشنهاد مي كنند . كشورهاي اسكانديناوي نيز انگيزه هاي زيادي را براي پدران ايجاد مي كنند تا وقت بيشتري را براي نگهداري از فرزندان صرف كنند . وضعيت آمريكا از اين لحاظ پايين تر از سطح استانداردهاي ساير كشورهاي عضو سازمان توسعه و همكاري هاي اقتصادي است . آمريكا تنها 0.5 درصد توليد ناخالص داخلي خود را صرف برنامه هاي حمايت از كودكان مي كند . اين رقم در فرانسه 1.3 درصد و در دانمارك 2.7 درصد بوده است . نكته قابل ذكر اينكه روند افزايش شغل و كار زنان رو به افزايش و ادامه است .


بحران مردان را سه برابر زنان بيكار كرده است


در اروپا زنان 6 ميليون از 8 ميليون فرصت شغلي ايجاد شده از سال 2000 تا كنون را اشغال كرده اند . در آمريكا از زمان آغاز بحران مالي و اقتصادي از هر چهار فرصت شغلي از دست رفته سه فرصت شغلي در اختيار مردان بوده است . نرخ بيكاري زنان در آمريكا 8.6 درصد و در مردان بيش از 11.2 درصد است . زنان آمريكايي طي سالهاي اخير بيش از دو سوم فرصتهاي شغلي جديد را در اختيار گرفته اند . تا سال 2011 تعداد زنان دانشگاهي در آمريكا 2.6 ميليون نفر بيشتر از مردان خواهد بود .
بالا رفتن سن نيروي كار و تخصصي شدن شغلهاي مختلف به اين معني است كه جامعه آمريكا بايد از جمعيت زنان شاغل بهتر استفاده كند. بر اساس محاسبات گلد من ساش سهم زنان در افزايش توليد ناخالص داخلي در ايتاليا 21 درصد ، اسپانيا 19 درصد ، ژاپن 16 درصد و آمريكا 9 درصد ، فرانسه و آلمان و انگليس تنها 8 درصد است.


غرب تازه به فكر كار زن در خانه افتاد


به نظر مي رسد راهكار هاي مناسب تري براي ايجاد اشتغال زنان در منزل وجود داشته باشد تا بتوان از اين طريق علاوه بر حفظ درامد مالي براي زنان ، جايگاه مادر بودن آنها نيز در كشورهاي صنعتي و توسعه يافته به خطر نيفتد . آلمان طي سالهاي اخير تمركز ويژه اي بر شغلهاي درون منزل براي زنان داشته است تا اجازه دهد مادران به وظايف مادري خود در قبال فرزندان نيز عمل كنند.

 

 زنان و اقتصاد جهاني  

زنان تحصيلکرده و مجرب، نه فقط به افزايش بهره وري و بازدهي نيروي کار جوامع مي افزايند، بلکه فرزنداني سالم تر، باسوادتر و ماهرتر را تربيت مي کنند و از اين طريق نيز به رشد و ترقي همه جانبه و پايدار کشورها کمک مي کنند.


دولت ها مي بايد براي بهره گيري کامل از استعدادها و توانايي هاي سرشار زنان، ضمن برداشتن موانع موجود بر سر راه مشارکت هرچه بيشتر زنان، «مادران شاغل و موفقي» را در جامعه و در کنار مردان، به کار گيرند.


در کشورهاي ثروتمند، هم اکنون، دختران، بهتر از پسران درس مي خوانند، در دانشگاه ها موفق ترند و مشاغل بهتري را به خود اختصاص مي دهند. در نتيجه، امروز شاهديم که زنان به مهم ترين و قوي ترين موتور محرکه رشد جهاني، تبديل شده و سکاندار کشتي اقتصاد جهاني شده اند.


در سال 1950، فقط يک سوم زنان و دختراني که در سن اشتغال قرار داشتند، به طور رسمي، داراي شغلي خاص بودند و حقوق دريافت  مي کردند، حال آنکه امروزه دو سوم زنان در چنين موقعيتي قرار دارند. هم اکنون، زنان، نزديک به نيمي از نيروي کار آمريکا را تشکيل مي دهند.


از سال 1950 به بعد، سهم مردان از اشتغال با 12 درصد کاهش به 77 درصد رسيد و در نتيجه، فضا براي نقش آفريني بيشتر و پررنگ تر زنان در عرصه کار و کسب و اقتصاد، فراهم شد و پس از سال 1950 بود که درصد مردان شاغل در آمريکا رو به کاهش نهاد. هرچند که در کشورهايي مانند ژاپن و ايتاليا، سهم زنان از مشاغل، هنوز هم در سطح 40 درصد يا کمتر باقي مانده است.


افزايش اشتغال زنان در کشورهاي توسعه يافته، با تحولي عظيم در نوع مشاغلي که غالبا به زنان پيشنهاد مي شود، همراه شد. در چند دهه اخير، کارهاي توليدي که به طور سنتي کارهاي مردانه قلمداد مي شود، دچار کاهش شد و کارهاي خدماتي رو به افزايش نهاد; يعني همان کارهايي که هم زنان و هم مردان قادر به انجام دادن آن هستند. علاوه بر اين، تقاضا براي کارهاي دستي و طاقت فرسا به شدت کاهش يافت و در نتيجه شرايط برابري براي کار زنان، فراهم شد.
امروزه در کشورهاي در حال توسعه نيز وضعيت در حال دگرگرني است و در اين کشورها نيز زنان، حضور پررنگ تري در مجامع کاري و خدماتي را تجربه مي کنند. هم اکنون در کشورهاي پيشرفته جنوب شرقي آسيا، در ازاي هر 100 نفر نيروي کار مرد، 83 زن شاغل وجود دارد که اين نرخ، حتي از ميانگين اشتغال زنان در کشورهاي عضو سازمان توسعه همکاري هاي اقتصادي(
DECD)  نيز بيشتر است. در سال هاي اخير زنان کشورهاي آسيايي سهم بسزايي در موفقيت صنايع صادراتي داشته اند، به طوري که بين 60 تا 80 درصد مشاغل بخش هاي صادراتي اين کشورها، به ويژه بخش نساجي و پوشاک با دستان توانمند زنان اداره مي شود.


البته، بايد دانست که نقش آفريني زنان در اقتصاد جهاني، صرفا به حضور آنها در محيط کار و سهم آنها از کل نيروي کار کشورها محدود نمي شود: زنان، علاوه بر اشتغال رسمي، در خانه نيز مشغول به کار هستند و به اصطلاح «خانه داري» مي کنند، از کودکان خود نگهداري و مراقبت مي کنند، خانه را تميز مي کنند، آشپزي مي کنند و هزاران کاري را انجام مي دهند که در ازاي آنها، هيچ مزدي نمي گيرند. کارهايي که با وجود پيامدهاي مثبت بسيار، در آمار و ارقام رسمي وارد نمي شوند. با اين وجود به همان اندازه که بر اشتغال رسمي زنان افزوده مي شود، از ميزان ساعات کار غيررسمي و بدون مزد آنها در خانه کاسته مي شود. البته اين کاهش ساعات کار در خانه مي تواند به افزايش بهره وري کليت اقتصاد جامعه کمک کند. براي اثبات اين ادعا کافي است به نرخ عظيم توليد ماشين هاي شستشوي ظرف و ماشين لباس شويي  يا تعداد قابل توجه پرستار بچه، مهد کودک و خدمتکاران پاره وقت در جوامع امروزي نگاهي بيندازيد تا دريابيد اشتغال زنان در بيرون از خانه، تا چه حد مي تواند به اشتغال آفريني و رونق اقتصادي کمک کند.


در اقتصادهاي توسعه يافته، هنوز هم سهم زنان از توليد ناخالص داخلي  در سطح (
GDP) کمتر از 40 درصد قرار دارد. اما اگر ارزش واقعي کار زنان در خانه (به جاي پرستار بچه يا خدمتکار) را محاسبه کنيم، درمي يابيم که زنان، بيش از نيمي از توليد ناخالص داخلي کشورهاي توسعه يافته را به وجود مي آورند.


افزايش در اشتغال زنان، يکي از عوامل اصلي رشد جهاني، طي دهه هاي اخير بوده است. رشد توليد ناخالص داخلي، از سه منبع، ناشي مي شود: اشتغال افراد بيشتر، استفاده از سرمايه بيشتر در ازاي هر کارگر و افزايش بهره وري نيروي کار و سرمايه با کمک فن آوري هاي نوين.


پس از سال 1970، از هر سه فرصت شغلي جديد، دو فرصت نصيب زنان و تنها يک فرصت نصيب مردان شده است. نتايج بررسي هاي کارشناسانه، حاکي از آن است که اشتغال هرچه بيشتر زنان، نه تنها باعث افزايش
GDP شده است، بلکه در مقايسه با تاثير اشتغال مردان بر GDP  افزايش بيشتر و سريع تر بهره وري نيروي کار و سرمايه را نيز به دنبال داشته است. همه اين نتايج و تحولات، ما را به اين نتيجه گيري جالب مي رساند که: طي پانزده سال اخير، تاثير اشتغال روزافزون زنان در اقتصادهاي توسعه يافته بر رشد اقتصاد جهاني، بيش از تاثير رشد اقتصادي چين بر اقتصاد جهاني، طي همين دوره بوده است.

قدرت زنان

 اهميت و قدرت روزافزون زنان در بازارهاي جهاني، نه فقط به عنوان کارگر، بلکه به عنوان مصرف کننده، مدير، مخترع، مبتکر، محقق و سرمايه گذار، جلوه گر شده است. زنان، به طور سنتي بخش عمده خريد خانه را انجام مي دادند. اما، امروزه آنها پول بيشتري براي خرج کردن در اختيار دارند که حاصل زحمت و تلاش خودشان است و آنها قادرند اين پول را هر کجا که دلشان خواست، هزينه کنند. پژوهش ها نشان مي دهند که بيش از 80 درصد از تصميم هاي مربوط به خريدهاي مصرفي را زنان مي گيرند و اين مسئله شامل مواردي از قبيل خريد لوازم منزل، غذا و پوشاک نيز مي شود.
«کاتي ماتسوي«، از برنامه ريزان و کارشناسان موسسه «گلدمن ساکس» در توکيو، معتقد است که زنان تاثيري کليدي بر رونق اقتصادي ژاپن طي دهه هاي اخير داشته اند. او براي اثبات اين ادعا، به تحقيقي اشاره مي کند که براساس نتايج به دست آمده از آن، 115 شرکت بزرگ ژاپني، صرفا به واسطه قدرت خريد زنان و تغيير کردن روش زندگي زنان در ژاپن، به حيات توام با پيشرفت خود ادامه مي دهند. برخي از اين شرکت ها در حوزه خدمات مالي ويژه زنان فعاليت مي کنند و برخي ديگر در حوزه توليد لوازم آرايشي، زيبايي، پوشاک و تهيه غذاهاي آماده براي زنان شاغل، مشغول فعاليت هستند.
با وجود همه اين پيشرفت ها، سهم زنان از کل نيروي کار، داراي حد و مرزي است که اين حد در آمريکا از سال ها پيش مشخص و رعايت شده است. در نتيجه زنان در بسياري از کشورهاي جهان ترجيح مي دهند به جاي کشمکش و رقابت با مردان بر سر تصاحب مناصب عالي، بر کيفيت و بهره وري کار خود بيفزايند. در سال هاي اخير، دختران نمره هاي بهتري در مقايسه با پسران همکلاسي خود در مدارس کسب مي کنند و در بسياري از کشورهاي توسعه يافته، نزديک به نيمي از فارغ التحصيلان دانشگاه ها و دانشجويان شاغل به تحصيل را دختران تشکيل مي دهند. در آمريکا، دختران دانشجو بر پسران دانشجو پيشي گرفته اند، به طوري که در ازاي هر 100 نفر فارغ التحصيل پسر، 140 دختر از دانشگاه هاي آمريکا فارغ التحصيل مي شوند. دختران سوئدي دست آمريکايي ها را نيز از اين حيث از پشت بسته اند، زيرا در ازاي هر 100 پسري که از دانشگاه هاي اين کشور فارغ التحصيل مي شوند، 150 دختر فارغ التحصيل حضور دارند، ژاپن از اين نظر داراي وضعيت خوبي نيست، زيرا در اين کشور نسبت فارغ التحصيلان دختر به پسر، 90 به 100 است.
پيش بيني مي شود در سال هاي آينده بر تعداد زنان تحصيلکرده اي که به مدارج عالي و مناصب با ارزشي چون وزارت و نمايندگي پارلمان و مديريت سازمان ها و شرکت ها مي رسند، افزوده شود. هم اکنون نيز تعداد پزشکان و وکلاي زن در انگليس بر تعداد پزشکان و وکلاي مرد برتري دارد، هر چند که پزشکان زن متخصص و جراح يا وکلاي درجه يک زن در اين کشور، بسيار محدود و انگشت شمارند. دليل اصلي اين مسئله که دستمزد پرداختي به زنان به مراتب کمتر از دستمزد مردان است، اين نيست که نسبت به زنان، تبعيض وجود دارد، بلکه اين امر از آنجا ناشي مي شود که زنان (به اندازه مردان)، تمايلي به بالا رفتن از نردبان ترقي و پيشرفت نشان نمي دهند  يا اينکه به انجام دادن مشاغل کم درآمد و آسان گرايش بيشتري نشان مي دهند. با اين حال، همين الگو نيز در حال تغيير و دگرگوني است.
 منصفانه تر و مناسب تر استفاده بهينه از مهارت ها و توانايي هاي زنان، مسئله اي صرفا اقتصادي يا اجتماعي نيست، بلکه همان گونه که از تحقيقات و بررسي هاي انجام شده، برمي آيد، اين امر، براي رونق کار و کسب و تجارت جهاني نيز مفيد خواهد بود. هنوز هم سهم زنان از اعضاي هيات مديره شرکت هاي بزرگ جهان، به طور متوسط 7 درصد است.


بررسي هاي اخير حاکي از آن است که شرکت هاي محدودي که زنان بيشتري در هيات مديره آنها عضويت دارند، از سودآوري و درآمد بيشتري در مقايسه با شرکت هاي «مردسالار» برخوردار بوده اند. به عقيده کارشناسان، کارآيي و کارآمدي تيم هاي کاري مرکب از زنان و مردان، از بازدهي و موفقيت بيشتري نسبت به تيم هاي کاري تک جنسيتي، برخوردارند که اين موفقيت در حوزه حل مسئله و مقابله با تهديدات و خطرات و مديريت ريسک، پررنگ تر و مشخص تر است. تجربه ثابت کرده است که زنان گرايش بيشتري براي کار گروهي و برقراري ارتباطات شغلي با ديگران، از خود نشان مي دهند.
ممکن است اين واقعيت براي مردان تلخ و ناگوار باشد، اما پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند که زنان، هم سرمايه گذاران خوبي هستند و هم استفاده کنندگان خوبي از سرمايه. بررسي موسسه مالي ديجيتال لوک نشان مي دهد که زنان در پول درآوردن و ترقي اقتصادي از مردان پيشي گرفته اند. دليل اصلي اين موفقيت نيز در اين مسئله نهفته است که زنان نسبت به «هدر رفتن» سرمايه خود، بسيار حساس و دقيق هستند و معمولا پيش از تصميم گيري، با افراد مختلفي، هم انديشي و مشورت مي کنند، حال آنکه مردان به نخستين ايده اي که از آن خوششان آيد، اکتفا و براساس آن عمل مي کنند.


به رغم همه اين دستاوردها و موفقيت هاي زنان در عرصه هاي ملي و بين المللي، هنوز هم زنان جزو آن دسته از منابع اقتصاد جهاني هستند که به فعاليت کافي نرسيده اند، هنوز هم جاي زنان در بسياري از مشاغل و مناصب خالي است و بسياري از زنان شاغل نيز در جايي مشغول به کار هستند که از مهارت ها و توانايي هاي بالقوه آنها، به درستي استفاده نمي شود.

 
مشارکت بيشتر و عميق تر زنان در بازار کار و نقش آفريني جدي تر آنها در عرصه هاي گوناگون، مي تواند راه چاره اي باشد براي مقابله با معضلاتي همچون پير شدن جمعيت و در نتيجه تقويت فرايند رشد و توسعه. خانم «ماتسوي» معتقد است که اگر ژاپن بتواند از خواب غفلت بيدار شود و سهم زنان از بازار کار را به سطح کشورهايي چون ايالات متحده آمريکا برساند، در آن صورت، قادر خواهد بود ظرف 20 سال آينده تا 3 درصد بر نرخ رشد سالانه خود بيفزايد.
شبيه همين ادعا را مي توان در خصوص اتحاديه اروپا مطرح کرد: در حال حاضر، کمتر از 50 درصد زنان ايتاليايي و 55 درصد تا 60 درصد زنان آلماني و فرانسوي کار مي کنند که اين آمار و ارقام بسيار نگران کننده است. با اين همه، نرخ مشارکت زنان 25 تا 29 سال در فعاليت هاي اقتصادي و تجاري کشورهاي اروپايي، در حد آمريکاست که اين نزديکي و شباهت، با افزايش سن زنان اروپايي کاهش مي يابد. به هرحال، چنين به نطر مي رسد که اشتغال زنان در اروپا نيز روبه فزوني مي رود و بخش هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي کشورهاي اروپايي نيز از مزاياي حضور پررنگ و موثر زنان در صحنه بهره مند شوند.


  در کشورهاي فقير نيز استفاده نکردن بهينه از ظرفيت ها و توانايي زنان باعث کندي و تاخير در رشد اقتصادي شده است. پژوهشي که در سال گذشته از سوي مجمع جهاني اقتصاد به عمل آمد، نشان دهنده اين نکته عميق و کليدي بود که يک همگرايي آشکار و قوي بين برابري هاي جنسي و توليد ناخالص داخلي بلندمدت در کشورها، به ويژه کشورهاي در حال توسعه مي شود.
شواهد و مدارک مستدلي وجود دارند که نشان مي دهند تحصيل دختران موجب ارتقاي سطح سعادت و خوشبختي عمومي در جامعه مي شود. لذا سرمايه گذاري بر روي زنان، بهترين و آينده دارترين سرمايه گذاري در کشورهاي در حال توسعه خواهد بود. زنان تحصيلکرده و مجرب، نه فقط به افزايش بهره وري و بازدهي نيروي کار جوامع مي افزايند، بلکه فرزنداني سالم تر، باسوادتر و ماهرتر را تربيت مي کنند و از اين طريق نيز به رشد و ترقي همه جانبه و پايدار کشورها کمک مي کنند. با اين همه، متاسفانه شاهديم که به رغم افزايش درآمد سرانه در بسياري از کشورهاي در حال توسعه، هنوز هم تعداد اندکي از دختران اين کشورها، راهي مدارس و دانشگاه ها مي شوند و هنوز هم بيش از دو سوم بي سوادان دنيا را زنان تشکيل مي دهند.


گاهي اوقات از گوشه و کنار مي شنويم که دادن سهم قابل توجه به زنان از کل اشتغال، سياستي نابخردانه و کوته بينانه است و اين روند مي بايد متوقف شود. طرفداران اين نظريه معتقدند که هرچه بر ميزان اشتغال زنان در بيرون از خانه افزوده شود، از ميزان زاد و ولد آنها کاسته مي شود، حال آنکه آمار و ارقام عکس اين مطلب را ثابت مي کند. در کشورهايي که نرخ مشارکت زنان در بازار کار آنها، بالاتر است (از قبيل سوئد)، ميزان زاد و ولد زنان نيز به همان اندازه، بيشتر بوده است.

 
اين واقعيت ما را به اين نتيجه مي رساند که در کشورهايي که سهم زنان از بازار کار در حد نازلي قرار دارد، نه تنها باروري و زاد و ولد زنان بيشتر نيست، بلکه به دليل فقر اقتصادي و عواملي همچون نبود امکانات بهداشتي و رفاهي، يا زاد و ولد در سطح پاييني قرار دارد و يا نرخ مرگ و مير کودکان زير 5 سال، در سطح بسيار بالايي است.
چنانچه مشارکت زنان در نيروي کار با سياست هاي درست راهبردي، همراه و همساز شود، جوامع دچار کاهش زاد و ولد و پديده پير شدن جمعيت نخواهد شد. بنابراين، دولت ها مي بايد براي بهره گيري کامل از استعدادها و توانايي هاي سرشار زنان، ضمن برداشتن موانع موجود بر سر راه مشارکت هرچه بيشتر زنان، «مادران شاغل و موفقي» را در جامعه و در کنار مردان، به کار گيرند. براي رسيدن به اين هدف، دولت ها بايد اقداماتي از قبيل انعطاف پذيرتر کردن ساعات کار، تغيير نظام مالياتي و تقويت نظام هاي حمايتي به نفع زنان انجام دهند تا از اين طريق، انگيزه زنان براي کار کردن بيشتر و قوي تر شود.


قدر مسلم اين است که در کشورهايي که نرخ مشارکت زنان در بازار کار آنها اندک است (مانند آلمان، ايتاليا، ژاپن و بسياري از کشورهاي در حال توسعه)، دولت ها نتوانسته اند به نحو مطلوبي از توانايي ها و استعدادهاي زنان بهره گيرند و علاوه بر آن، آنها را از مادر شدن آسان و با خيال راحت محروم کرده اند.


اگرچه اهميت زنان در عرصه اقتصاد جهاني، طي دهه هاي اخير به سرعت افزايش يافته است، اما هنوز هم زنان مي توانند در اين عرصه پيشرفت کنند. هنوز هم زنان قادرند در سلسله مراتب سازماني و اداري به پيش روند و از نردبان ترقي، صعود کنند و رشد بلندمدت و پايداري را براي جوامع به ارمغان آورند. زنان، کليد رشد و ترقي کشورهاي در حال توسعه و تنها راه برون رفت از فقر و فساد را در دستان خود دارند.

  احياي مقام زن ايراني در سازندگي

 

يك زن در وهله اول بايد يك مادر خوب باشد. به همين ترتيب، مهم ترين وظيفه يك مرد ،يك پدر خوب بودن است. لذا در اين ارتباط، تقارن ميان زن و مرد از ديدگاه سلول خانواده جاري است.
ولي براي اشرف مخلوقات، وظايف مرد و زن به چارچوب خانواده منحصر نمي شود. انسان فارغ از جنسيت در كنار بُعد فردي، بُعد و مسؤوليت هاي اجتماعي نيز دارد.
قطعاً، مكمل هم بودن زن و مرد در اجتماع و در سياست و اقتصاد مي تواند همافزايي )Synergy( خارق العاده اي ايجاد كند. اين همبستگي تا جايي پيش مي رود كه مي بينيم در تاريخ اسلامي- ايراني كشورمان، زنان دوشادوش مردان در ميادين جنگ حاضر ميشوند.
جايگاه زن ايراني پس از انقلاب از منظري پيشرفت و از ديدگاهي، دچار سكون شده است. مهمترين پيشرفت زنان از منظر مقام اجتماعي بوده است كه به آنان حق انتخاب )Choice( داده شده تا مقام خود را از جايگاه صرفاً فيزيكي ارتقاء بخشند كه اين قدمي بزرگ و جاي بسي خوشوقتي است. اما از ديدگاه ديگر، هنوز بسياري از استادان، مديران و كارشناسان زن كشورمان از نگرش هاي تبعيض آميز و مردسالارانه جامعه كه در سال هاي قبل از انقلاب هم وجود داشت، انتقاد كرده و رنج مي برند. آنها فرصت ها را برابر نمي بينند، گزينش ها در انتصاب ها و انتخاب ها را براساس شايسته سالاري تفسير نمي كنند، نرخ مشاركتشان در اقتصاد بسيار نازل است و نقشي در توسعه و سازندگي كشور احساس نمي كنند.
در اقتصاد، طبيعي است كه با مكانيزه شدن توليد، قدرت فيزيكي و جسماني در بسياري از كارها ديگر عامل تعيين كننده اي نمي باشد. برعكس، در بسياري از جوامع - خصوصاً در ببرهاي آسيا و چين- زنان سهم بسزايي در رشد اقتصادي معجزه آساي كشورهايشان داشته اند. در بسياري از توليدات- شامل منسوجات- نيروي كار را غالباً زنان تشكيل مي دهند. از سوي ديگر، با خدماتي شدن اقتصادها - از بانكداري و آموزش و پرورش گرفته تا بهداشت و درمان - نقش اقتصادي و اجتماعي زن ارتقاء يافته است. از شرق آسيا تا روسيه و از اروپا تا آمريكا، زنان مشاركت و تأثيرغيرقابل باوري در اقتصادها دارند.
از ديدگاه مدرن و در اقتصادهاي نوين، اين جنسيت نيست كه تعيين كننده شايسته سالاري مرد يا زن است، بلكه بهره وري هر فرد- بدون عامل جنسيت- ملاك قرار مي گيرد.


زنان و بازار كار

نگاهي به وضعيت فعلي بازار كار زنان كشورمان، نشان دهنده فاصله هاي زياد با وضعيت مطلوب است:

در حال حاضر نرخ مشاركت زنان در ايران بسيار نازل و در حدود 11 درصد و نرخ بيكاري آنان در حدود 20 درصد است.
تركيب جمعيت فعال كشور بسيار نامتعادل بوده و هم اكنون از 85 درصد نيروي فعال مرد و تنها 15 درصد زن تشكيل شده است، در حالي كه در برخي از كشورهاي توسعه يافته اين نسبت 50 -50 است. حتي در كل كشورهاي در حال توسعه 67 درصد نيروي كار كشاورزي را زنان تشكيل داده و 55 درصد محصولات غذايي جهان توسط آنان توليد مي شود. جالب آنكه، 74 درصد زنان در آسياي شرقي جزو نيروي كار هستند. نكته قابل تأمل تر اينكه، آمار بيكاري زنان داراي تحصيلات عالي كشورمان، روز به روز در حال افزايش است. طبيعتاً، اين واقعيت كه علاوه بر مسايل فرهنگي، ناشي از ضعيف تدبير نيز مي باشد، چيزي جز افزايش نارضايتي در جامعه و اتلاف منابع به ارمغان نمي آورد.


افزايش مشاركت زنان در بازار كار كشور مي تواند چند اثر حايز اهميت داشته باشد:

مهم ترين بازخورد حضور زنان، بالا رفتن سطح درآمد خانواده و بالطبع رفاه خانواده است.


تقليل بار تكفل مردان و كاهش فشار اقتصادي كه در حال حاضر بر دوش آنان است، منجر به آزادتر شدن وقت مردان و پرداختن آنها به وظايف حياتي پدر، همسر و پسر بودن خواهد شد.


اثر وضعي بالا رفتن عرضه نيروي كار توسط زنان، كاهش سطح دستمزدهاست. در وضعيت فعلي اقتصاد ايران كه در يك ركود تورمي به سر مي برد، كاهش دستمزدها به تقاضاي بيشتر براي نيروي كار و نهايتاً به كاهش نرخ بيكاري منجر خواهد شد.
با كاهش سطح دستمزدها، هزينه تمام شده توليد پايين آمده و مي توان بسياري از مزيت هاي نسبي كشور را در رقابت با جهانيان احياء كرد.


يكي از راهكارهايي كه مي تواند به اشتغال زنان كمك بسزايي بنمايد و با سياست هاي دولت جديد نيز همخواني دارد، تشويق زنان براي فعاليت در بنگاه هاي كوچك اقتصادي است. تجربه كشورهاي نوظهور نشان مي دهد كه بنگاه هاي كوچك با مديريت زنان تأثير قابل توجهي بر رشد اقتصادي و رفع معضل بيكاري داشته اند.

به علاوه، چون بخش عمدهاي از زنان ، از فقيرترين فقراي يك جامعه محسوب مي شوند، درآمد ناشي از كار، از يك سو سپري براي محافظت آنها و از سوي ديگر، نوعي استراتژي كاهش فقر در جامعه به حساب مي آيد.
البته يك بحث رايج در مورد اشتغال زنان، بحث دستمزدهاي آنها و تفاوت آن با دستمزدهاي مردان است. اين امر نبايد باعث نگراني زنان و احساس تبعيض شود. اين تفاوت دستمزد به دلايلي از قبيل شرايط خاص زنان شامل بارداري و ورود و خروجشان به بازار كار مرتبط مي باشد كه در تمامي جوامع نيز قابل مشاهده است. با وجود اين، هرگونه تبعيض ميان مرد و زن بايد در جامعه از بين برداشته شود.
هنوز وزير زن نداريم! آيا تاكنون هيچ زن شايسته اي در كشورمان در حد وزارت وجود نداشته است؟ قطعاً پاسخ اين سؤال منفي است و علّت اين امر چيزي جز وجود ديدگاه هاي تبعيض آميز نسبت به زنان در كشور نيست.
سهم زنان از قضات، مديران و كاركنان ارشد در ايران فقط 13 درصد است كه البته نسبت به متوسط جهاني قابل قبول است. اين رقم در ژاپن 10 و در تركيه 6 درصد مي باشد. اما اين نسبت در مالزي 23 درصد است. همچنين سهم كرسي هاي زنان در مجلس طبق آخرين مقايسه سازمان ملل، در كشورمان 1/4 درصد است.

 اين نسبت در دانمارك 37 و در هند 3/ 8 درصد است.

زن يا نفت

سرمايه انساني، يكي از اركان اساسي هر كشور در روند توسعه به حساب مي آيد.

استفاده از تمام ظرفيت هاي انساني كشور كه زنان هم جزيي از آن هستند و تاكنون كمتر به طور شايسته مورد استفاده قرار گرفته اند، مي تواند به توسعه همه جانبه كشور كمك كند. اين سياست مي تواند به تحقق اهداف سند چشم انداز 20 ساله كمك نمايد.
همچنين برخي از زنان به دليل وظايفي كه در خانواده به عهده دارند، امكان كار كردن پاره وقت را دارا بوده و اين نياز جامعه و بازار كار را بهتر از مردان مي توانند تأمين كنند.


كشور ما از لحاظ درآمدي شديداً به نفت و يا به عبارت ديگر، به فروش ثروت نفت، معتاد است. با استفاده از جايگزيني درآمد كار به جاي فروش ثروت و استفاده از انرژي زنان، مي توان وابستگي به نفت را در اقتصاد ايران كاهش داد. طبيعتاً در هر استراتژي اقتصادي، بكارگيري سرمايه انساني بايد به فروش ثروت ارجحيت داشته باشد.

بدون شك، جايگاه زنان و احياي مقام سازندگي آنان در جمهوري اسلامي نيازمند بازنگري جدي است. اولين قدم در اين زمينه، توجه به شايستگي و توانمندي هاي زنان و سپردن مسؤوليت هاي متناسب با اين توانمندي ها به آنها و بازنگري در موانع رسمي موجود از جمله قوانين مي باشد. توسعه پايدار تنها با مشاركت همه جانبه و با خواست تمامي مردان و زنان ايراني و فراهم شدن پيش نيازهاي فرهنگي آن به وقوع خواهد پيوست.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 11:11  توسط طاهره رحیم پور  | 

بهداشت و رسيدن به زمينه اي مشترك : فرهنگ ، جنسيت و حقوق بشر

 فرهنگ به عنوان بخشي بنيادين و اصلي از زندگي انسان ها، بايستي در سياست ها و برنامه ريزي هاي مربوط به توسعه گنجانده شود. گزارش صندوق جمعيت سازمان ملل متحد،UNFPA ، از وضعيت جمعيت جهان در سال 2008 نشان مي دهد كه اين فرايند چگونه در عمل قابل اجراست.

امسال شصتمين سالگرد صدور اعلاميه جهاني حقوق بشر است. اين گزارش با اشاره به اين نكته آغاز مي شود كه  حقوق بشربازتابي از ارزش هاي جهاني است. بنابراين، شيوه هايي با رویکردفرهنگی را  براي دستيابي به توسعه لازم مي داند، زيرا چنين رويكردهايي براي حقوق بشر به طور كلي و حقوق زنان به طور خاص ضروري می باشند.

شيوه هایی با رویکرد فرهنگي نيز نيازمند روان بودن و سلاست فرهنگي وآشنايي با چگونگي كاركرد و عملكرد فرهنگ ها مورد بررسی و توجه قرارگرفته اند. بنا بر اين گزارش، مشاركت ها،  بعنوان  مثال ميان صندوق جمعیت ملل متحد و تشكيلات غيردولتي NGO)هاي( داخلی ، مي تواند خط مشي هاي مفيد و موثري را جهت توسعه حقوق بشر نظير توانمندسازی زنان و برابري جنسیتی؛ و خاتمه دادن به سوءاستفاده از حقوق بشرو تجاوز به آن مانند قطع يا ناقص كردن اعضاي تناسلي زنان به وجود آورد.

بنا بر اين گزارش، فرهنگ بركيفيت اداره زندگي مردم تأثير مي گذارد. فرهنگ ها چگونگي تفكر و رفتار مردم را تحت تأثير قرار مي دهند؛ اما باعث نمي شوند كه همه افراد مانند هم فكر و عمل كنند. فرهنگ ها از شرايط و پيشامدهاي خارجي تأثير مي پذيرند، برآنها اثر مي گذارند و در پاسخ به آنها دستخوش تغيير مي شوند. مردم دائماً فرهنگ ها را دچار تغيير شكل مي كنند،  هرچند كه بعضي از جنبه هاي فرهنگ همچنان بر انتخاب ها و شيوه هاي زندگي به مدت طولاني اثر گذارهستند.

اين گزارش مي گويد كه تعميم دادن فرهنگ ها كار پرمخاطره اي است و به خصوص قضاوت درباره يك فرهنگ توسط ارزش ها، معيارها و هنجارهاي يك فرهنگ ديگر كار خطرناكي است. حتي در يك فرهنگ واحد، تمامي افراد در مورد ارزش ها و هنجارها توافق نظر ندارند- در حقيقت تغيير هنگامي رخ مي دهد كه مردم در برابر فشارهاي فرهنگي مقاومت مي كنند. جنبش برابري جنسیتی مثال خوبي در مورد چگونگي كاركرد اين مسئله است.

توسعه فرهنگي نيز به اندازه توسعه اقتصادي يا اجتماعي يك حق محسوب مي شود. رویکردهایی با دیدگاه فرهنگي در جستجوي راه حل هاي خلاقی هستند كه در ميان فرهنگ ها توليد شده و با آنها كار كرده اند. اين شيوه ها در درك مناسبات ميان قدرت قانوني، سياسي، اقتصادي و اجتماعي و اين كه آنها براي توسعه چه مفهومي دارند، تعيين كننده هستند.

اين گزارش هشدار مي دهد كه حساسيت نسبت به مسائل فرهنگي و پرداختن به آن، به معني قبول آداب و رسوم مضر سنتي يا راهي مجاز براي سوءاستفاده از حقوق بشر نبوده و بسيار از اين مفاهيم دور است. آداب و رسومي كه حقوق بشر را نقض مي كنند در تمامي فرهنگ ها يافت مي شوند. پذيرفتن حقايق فرهنگي مي تواند مؤثرترين راه براي مبارزه با عادات مضر فرهنگي و تقويت و تحكيم عادات مفيد را آشكار كند.

حقوق بشر

كشورهاي عضو سازمان ملل متحد، علاوه براعلاميه جهاني حقوق بشر (1948) دامنه گسترده اي از اسناد حقوق بشرو توافق نامه هاي عمومي نظير برنامه كاری كنفرانس بين المللي جمعيت و توسعه 1994 (ICPD) و يا خط مشي براي كارهای مربوط به چهارمين كنفرانس جهاني زنان (1995) را نيزپذيرفته اند.

گزارش وضعيت جمعيت جهان در سال 2008 مي گويد كه بحث درباره اين كه آيا حقوق بشر حقيقتاً جهاني هستند يا نه، اغلب باعث چشم پوشي از تأثيرات متقابل حساس و مهمي شده است كه ميان حقوق بشر و فرهنگ ها وجود دارد. حقوق بشر همانگونه كه از تك تك افراد حمايت مي كند، حافظ گروه ها نيز مي باشد. مثلاً يكي از انواع حمايت ازحقوق اجتماعي گروه ها، حق بهداشت و سلامتي است كه شامل بهداشت باروری نيز مي شود. مخالفت با محروميت و ظلم و ستم دربين تمامي فرهنگ ها مشترك است و مردم براي ابراز اين مخالفت، از زبان حقوق استفاده مي كنند. اما چه تك تك افراد و چه گروه هاي فرهنگي، حقوق جهاني را به روش خودشان درك مي كنند و از اين حقوق تا جايي كه متناسب با مفاهيم فرهنگي آنها باشد جانبداري مي نمايند. آن چه را كه اين گزارش " مشروعيت فرهنگي" مي نامد، مي تواند حقوق بشر را ریشه دار كند اما براي دستيابي به اين مشروعيت، آگاهي از فرهنگ و به کارگیری آن الزامي است.

شيوه هاي با رویکرد فرهنگي بايستي به تمامي جوامع، منجمله گروه هاي حاشيه اين جوامع، دسترسي پيدا كنند. اين روندي سريع يا قابل پيش گويي نيست. توسعه بشري با درك كامل از حقوق بشر، بستگي به تعامل جدي و احترام آمير با فرهنگ ها دارد.

توانمند سازی  زنان و برابري جنسیتی

اين گزارش نشان مي دهد كه عليرغم توافق هاي بين المللي، من جمله اهدف توسعه هزاره (MDGs) كه به تازگي مطرح شده است، نابرابري جنسیتی همچنان به صورت گسترده و عميقي در بسياري از فرهنگ ها وجود دارد. زنان و دختران سه پنجم جمعيت يك ميلياردي فقيرترين افراد دنيا را تشكيل مي دهند؛ زنان دو سوم از 960 ميليون نفراشخاص بالغي در جهان هستند كه سواد خواندن و نوشتن ندارند؛ و دختران 70% از 130 ميليون كودكي كه به مدرسه نمي روند را تشكيل مي دهند. آداب و رسوم و سنت هاي فرهنگي مي توانند خشونت بر مبناي جنسيت را به صورت يك روال دائمي درآورند و به هردو گروه زنان و مردان بياموزند كه چشم خود را به روي اين حقايق ببندند.

بنا بر اين گزارش، فرهنگ سلطه خود را به صورت قهري و  اجباري تحميل مي كند. اين تحميل ممكن است به صورت آشكار، پنهان در ساختارهاي حكومتي و قانون، يا نهادينه شده در دريافت و ادراك مردم از خودشان باشد. روابط و مناسبات سلطه جويانه روابط جنسیتی را شكل مي دهند و زمينه ساز رسومي نظير ازدواج كودكان ( كه يك علت عمده زخم زايمان و مرگ در اثر زايمان است) و قطع يا ناقص كردن (ختنه زنان) را به وجود مي آورند. با اين كه قوانين مخالف چنين رفتارهايي هستند، اين رسوم و ساير آداب مضر در بسياري از كشورها همچنان ادامه دارند. ممكن است كه زنان با اين باور كه این رسوم از فرزندان يا خود آنان محافظت خواهند كرد، از اين رسوم حمايت بكنند.

پيشرفت هايي كه در زمينه برابري جنسیتی به دست آمده اند هرگز بدون مبارزات و كشمكش هاي فرهنگي نبوده اند. به عنوان مثال، زنان در آمريكاي لاتين در آشكار سازي خشونت جنسي و تدوين و تصويب قوانيني برعليه آن موفق بوده اند، اما اجراي آن همچنان يك مسئله است.

اين گزارش خاطرنشان مي كند كه شيوه كار صندوق جمعیت ملل متحد درباره حقوق بشر و برابري جنسیتی به گونه اي است كه آنها را با حساسيت نسبت به مسائل فرهنگي توأم كرده است. اين شيوه، درعين احترام به تماميت فرهنگي و حاكميت ملي، تغييرو تحول از درون را تشويق مي نمايد. صندوق جمعیت ملل متحد نه تنها با دولت ها، بلكه با انواع سازمان ها و افراد محلي كه بسياري از آنان را به عنوان نمايندگان تحول مي شناسد همكاري مي كند.

  صندوق جمعیت ملل متحد براي اجراي اين خط مشي از ابزاري به نام "ذره بين فرهنگ" استفاده مي كند. براي گفتگو درباره پذيرش فرهنگي و تشويق و ترويج آن، سلاست و روان بودن فرهنگي امري ضروري مي باشد و ذره بين فرهنگ به گسترش اين مطلب كمك مي نمايد. اين ابزار به برنامه هايي كه صندوق حامي آنهاست كمك    مي كند كه پاسخگوي نيازها، تجارب و فرهنگ هاي گوناگون باشند؛ متوجه شوند كه مردم چگونه مفاهيم موردنظرشان را منتقل مي كنند و از مقاومت ها و مخالفت هاي داخلی درس هايي بياموزند.

 

حقوق باروري

اين گزارش به اين نكته اشاره دارد كه شناخت مردم و فرهنگ هاي مختلف از بهداشت و سلامت و حقوق باروري، ممكن است بسيار متفاوت و متنوع باشد حتي در درون يك جامعه. حساسيت نسبت به مسائل فرهنگي، ‌درباره آگاه شدن از اين مفاهيم متفاوت و آمادگي پيدا كردن براي رويارويي با مسائل پيش بيني نشده است :‌ بطورمثال امكان دارد بعضي از مردان عليرغم  اين كه در ظاهر علاقه شخصي به برابري جنسیتی نشان ندهند، اما براي دستیابی به تلاش كنند و يا بعضي از زنان از رفتارهايي كه آنها را ظاهراً آزار مي دهد حمايت كنند. شيوه هاي حساس به مسائل فرهنگي بر آن است كه ديدگاه هاي يك جامعه را شناخته و بر روي آنها كار كند: مثلاً درباره اين كه وقتي يك زن يا يك زوج بچه دار نمي شوند، چه معنايي دارد ؛ تأثير جلوگيري از بارداري بر قابليت حامله شدن يك زن؛ و يا بر روي نگاه يك مرد به آنچه كه "مردانگي" او را مي سازد.

شيوه هاي با رویکرد فرهنگي، كمك مي كنند كه مقاومت فرهنگي در برابر زوج ها و افراد مجردي كه به شيوه هاي امروزي از بارداري جلوگيري مي كنند، كاهش يافته و از بين برود. راه توانمندسازی زنان را بخصوص با كنترل باروري آنها هموار مي نمايد. اين گونه شيوه هاي با رویکرد فرهنگي براي سازمان ها و نهادهاي توسعه كه مرتبط با ترويج سلامت جنسي و باروری هستند، ابزاري لازم و ضروري است.

براي مثال، اكثر حكومت هاي ملي، جوامع محلي و بين المللي به طرز گسترده اي، قطع يا نقص عضو تناسلي زنان را تجاوز به حقوق بشرو خطري براي سلامت جسمي و رواني مي دانند. اما در بعضي از جوامع، اين كار بسيار گسترده و ريشه دار است. ممكن است براي ورود كامل يك دختر به دوران بزرگسالي و عضويت او در جامعه، امري ضروري درنظر گرفته شود؛ يا امكان دارد زنان بدون اين وضعيت، زشت يا ناپاك محسوب شوند. لازمه پايان بخشيدن به اين اعمال، به حساب آوردن تمام مفاهيم گوناگون فرهنگي و يافتن جايگزين هاي معنادار براي آنها به وسيله همكاري و گفتگوي نزديك با آن جامعه است.

ايجاد همبستگي با رهبران، نظريه پردازان و نيز مردم و سازمان هايي كه در اين زمينه ها فعال هستند، نكته اي مهم است. گاهي اوقات خود مسئولان فرهنگي، حاميان و مبلغان حقوق زنان هستند. در كامبوج راهبان زن و مرد بودايي در مبارزه بر عليه HIV  و AIDS نقش مهمي دارند؛ در زيمبابوه رهبران محلي اين مبارزه را به دست گرفته اند. همبستگي هاي موفقيت آميز، مشاركت هاي گسترده را مي طلبند كه به عنوان مثال شامل سازمان هاي زنان، جوانان و كارگران مي شود، تشكيلاتي كه مي توانند با هم كار كرده و يكديگر را تقويت كنند.

براساس اين گزارش، شيوه هاي حساس به مسائل فرهنگي براي دستيابي به اهداف هزاره ، من جمله هدف 5 جهت بهبود سلامت مادران ، ضروري هستند. تعداد زناني كه دراثر بارداري و زايمان مي ميرند، از دهه 1980 تا كنون تغييري نيافته و حدود 536000 نفر است. چندين برابر اين تعداد،  يعني بين 10 تا 15 ميليون نفر، از بيماري يا جراحت رنج مي برند. كاهش ميزان مرگ و ميرهاي مربوط به توليدمثل و اجتناب از جراحات و صدماتي نظير زخم عميق زايمان، مشروط به مراقبت بهتر در زمان بارداري و زايمان، خدمات اورژانسي در موارد خاص و داشتن برنامه ريزي براي خانواده است. بکاربردن شیوه های با رویکرد فرهنگی براي موفقيت در اين اقدامات حساس و مهم، لازم و ضروري است.

اين گزارش تصديق مي كند كه مذهب هسته مركزي زندگي بسياري از مردم است و خصوصي ترين تصميم ها و اعمال آنها را تحت تأثيرخود قرار مي دهد. اما اين گزارش همچنين متذكر مي شود كه اين توجه مردم به مذهب مي تواند براي توجيه و تبرئه تجاوزهاي خشن به حقوق بشر نظير كشتن زنان به نام "عزت و شرف" يا "غیرت" مورد استفاده قرار گيرد. شیوه های با رویکرد فرهنگی، در مواردی كه مخالف با اين اعمال است از زنان و مردان حمايت مي كند.

 درگير كردن مردان در اين طرح، به عنوان مثال انتقال برنامه هاي بهداشت باروری به آنها و به كارگيري آن، راهي براي اطمینان یافتن از اين نکته است كه اين گونه برنامه ها رویکردی فرهنگي دارند. توجه به تجارب مردان از جنسيت و نابرابري هاي آن، مي تواند به خاتمه بخشيدن به مقاومت مردان كمك نمايد.

فقر، نابرابري و جمعيت

بنا بر اين گزارش، توسعه علاوه بر ساير عوامل، بستگي به دستيابي به اهداف جمعيتي نيزدارد. در كنفرانس بين المللي جمعيت و توسعه (1994)، 179 دولت بر سر اين كه تا سال 2015 به برخي اهداف برسند، با هم توافق كردند. بسياري از آنها هم اكنون وارد اهداف توسعه هزاره ( MDGs ) شده اند كه شامل دستيابي جهاني به خدمات بهداشت باروری، تعليم و تربيت همگاني، توانمند سازی زنان و برابري جنسیتی مي شود.

جوامع بسيار فقير و جوامع حاشيه اي، كمترين بهره را از خط مشي هاي مربوط به توسعه مي برند. سطح تحصيلات و خدمات درماني آنها پائين ترو عمر آنان نيز كوتاهتر از جوامعي است كه شرايط بهتري دارند. به خصوص زنان فقيرتر، با احتمال بيشتري از مرگ و مير، جراحت و بيماري هاي ناشي از بارداري و زايمان كه براي آنها وجود دارد، از عواقب زيان آور سنت و فرهنگ رنج مي برند.

"توسعه" نابرابر، فقراي بيشتري را به دنبال آورده و آنهايي را كه فقيرند فقيرتر مي كند. برخورداري از سطح بهداشت، سلامتي و تحصيلات پائين تر، راههای افزایش درآمد خانواده را دشوارتر مي سازد. دستيابي به فرصت ها و منابع و نيز برخوردار شدن از حقوق بشر، تا اندازه اي به ارتباطات مربوط به  جنسيت و  ظرفيت ها و استعدادهاي فيزيكي بستگي دارد. اين گزارش نتيجه مي گيرد كه تجزيه و تحليل سلائق و انتخاب هاي مردم، در شرايط محلي و زمينه هاي فرهنگي آنها، پيش شرطي براي سياست ها و خط مشي هاي بهتر مي باشد.

گزارش وضعيت جمعيت جهان در سال 2008، به اين یافته مي رسد كه درجايي كه فشارها و محدوديت هاي فرهنگي بيش از فقر، مانع استفاده زنان از برنامه ريزي براي خانواده مي شود، حتي اگر اندكي رشد اقتصادي حاصل شده باشد، برنامه ها با موفقيت اجرا خواهند شد، همچنان كه در بنگلادش اتفاق افتاد. از سوي ديگر، بعضي از زنان فقيراز برنامه هاي جلوگيري از بارداري استفاده مي كنند زيرا علاوه بر آن كه نمي توانند سلامت خود را به هنگام باروری حفظ كنند، استطاعت بزرگ كردن چند فرزند را نيز ندارند.

اين گزارش بيان مي دارد كه راه حل مادرشدن بي خطرتر و سالم تر، بهداشت باروري بهتر است، ازطریق : 1- دست يابي به تنظیم خانواده جهت كاهش بارداري هاي ناخواسته و فاصله گذاري ميان بارداري هاي برنامه ريزي شده ؛ 2- مراقبت هاي تخصصي براي تمام زايمان ها ؛ 3- مراقبت های اورژانسی در زمان زایمان؛ و 4- مراقبت تخصصي از زنان و نوزادان پس از تولد كودك.

هرچقدر امكان زايمان يك زن در حضور يك متخصص بيشتر باشد، احتمال رسيدن به نتيجه اي بهتر نيز افزايش مي يابد. زنان فقيرتر و كشورهاي ضعيف تركه از تعداد كمتري زايمان هاي داراي مراقبت هاي تخصصي برخوردارند، درصد مرگ و مير و بيماري ناشي از زايمان بيشتري دارند. اما اين گزارش معتقد است كه اين مسئله بيشتربه صورت اعداد و ارقام است. رقابت بر سر خدمات بهداشت باروری، نه تنها باعث تأمين تعداد بيشتري متخصصان زايمان شده است، بلكه متخصصاني را عرضه كرده كه پيوندي فرهنگي با زنان مراجعه كننده دارند و علاوه بر آن، مراقبت هاي پشتیبانی اورژانسي، در زمان زايمان و پس از زايماني را ارائه مي دهند كه از لحاظ فرهنگي براي مراجعين قابل قبول و پذيرفتني است.

اين گزارش تاييد مي كند كه مهاجرت تجربه اي مركب و درهم آميخته براي تمام كساني است كه به نوعي با آن مرتبطند. مهاجرين بين المللي – حدود 191 ميليون نفر در سال 2005 – سالانه حداقل 251 ميليارد دلار پول به خانه هايشان مي فرستند. اين كمك آنها علاوه بر اقتصادي بودن،‌ فرهنگي نيز مي باشد‌ : مهاجرين با پيام هاي فرهنگي آشنا شده و آنها را منتقل مي كنند، پيام هايي كه شامل گرايش هايي به حقوق بشر و برابري جنسیتی مي شوند.

 مشكلات كشورهاي ميزبان شامل سوءتفاهم، تبعيض، دشمني و رفتارهاي خصومت آميز با مهاجرين بوده و مشكلات كشورهاي مبدأ علاوه بر از دست دادن افراد خانواده ها و جامعه، شامل از دست دادن افراد ماهر و نيروهاي متخصص نيز مي شود. قاچاق بعنوان لايه زيرين و سياه مهاجرت، به هر دو كشور و به افرادي كه درگير آن هستند آسيب مي زند.

مهاجرت داخلي مجموعه اي از خطرات و فرصت ها را فراهم مي آورد، هرچندكه اين گزارش اشاره مي كند كه افراد فقير دچار خطرات بيشتر شده و فرصت هاي كمتري را به دست مي آورند. خدمات شهري بهترند اما فقرا استطاعت استفاده از آنها را ندارند. به عنوان مثال، بسياري از مهاجرين عليرغم مراقبت هايي با كيفيت ظاهراً پائين تر و كمتر، براي زايمان به زادگاه خود مي روند.

گزارش وضعيت جمعيت جهان در سال 2008 نتيجه مي گيرد كه فشار شديد تغييرات اقتصادي و اجتماعي، فرهنگ ها را نيز در پاسخ به تغيير وامي دارد، ليكن سازگاري و تطبيق صحیح به درك درست اين كه چه اتفاقي درحال رخ دادن است و پاسخ به آن، بستگي دارد.

سلامتي و بهداشت جنسي و توليد مثل در موقعيت هاي بحرانی

موقعيت زنان به عنوان "محافظين فرهنگ" اغلب در جنگ ها آنان را به يك هدف تبديل مي كند. تجاوز خشونتي است كه نه تنها يك زن را نشانه مي گيرد، بلكه تمامي فرهنگ او را هدف قرار مي دهد. اين گزارش مي گويد چنين زني به طور مضاعف آسيب مي بيند : ممكن است جوامع او را به چشم يك شخص آلوده شده يا بي ارزش نگاه كنند و درنتيجه اين نگاه ممكن است كه او مورد خشونت هاي بيشتري قرار گيرد.

نظامی کردن يك فرهنگ، قابليت پذيرش خشونت را بالا برده، احتمال بروز آن را بيشتر كرده و مانع زنان براي  به دست گرفتن اختياراتشان و برابري با مردان مي گردد. درعين حال، در غياب مردان ناچار به تحمل هزينه ها و مسئوليت هاي اضافي نظيركار كردن به عنوان سرپرستان خانواده مي شوند. مردان نيز كه احساس مي كنند در وظيفه خود براي حفاظت از خانواده شان ناموفق بوده اند، ممكن است بي محبت و خشن شوند.

در مصوبه شماره1325 شوراي امنيت (در سال 2000)، پذيرفته شده است كه حقوق انساني زنان امري مربوط به امنيت جهاني است. با وجود نگراني هايي در مورد اين كه بعضي از نكات در آن از قلم افتاده اند، اين مصوبه مشكلات سياسي مهمي را تشخيص داده و تغيير را ضروري مي داند.

اين گزارش تأكيد مي كند كه كمك هاي مربوط به توسعه و كمك هاي بشر دوستانه بايد نسبت به فشارهاي روحي و رواني كه توسط مبارزات مسلحانه به وجود مي آيند حساسيت نشان دهند. هدف شيوه هاي با رویکرد فرهنگي، حمايت از هرگونه پيشرفتي است كه زنان در زمينه برابري جنسیتی، منجمله سلامت، بهداشت و حقوق باروري به دست آورده اند. همچنين ممكن است اين شيوه ها بتوانند از زنان در برابر خشونت حفاظت كرده و به مردان كمك كند كه از ابراز آن خودداري نمايند.

توصيف زنان به عنوان قربانيان و مردان به عنوان متجاوزان، باعث مي شود مسئوليت هاي گوناگوني را كه زنان در زمان جنگ به دوش مي كشند نظير گردانندگان زندگي، نان آوران، محافظان و مبارزان، ناديده گرفته شود. سياست ها و خط مشي ها بايد انعطاف پذیری، تدبير و كارداني مردم و آنچه را كه در نتيجه جنگ تغيير كرده است، تشخيص دهند. كوتاهي در انجام اين مسئله مهم، ممكن است زنان و اقليت ها- نظير كساني كه ناتواني هايي دارند- را  از درگير شدن در اولويت هاي پس از جنگ و استراتژي هاي توسعه دور نگاه دارد.

شيوه هاي بارویکرد فرهنگي همچنين براي مردمي كه با آسيب هاي روحي و رواني دست به گريبانند؛ شناخت نيازهاي پناهندگان در زمينه مراقبت هاي بهداشت باروری و جنسي؛ ايجاد مشاركت با سازمان هاي داخلی و كمك به مردم براي حفظ يا بازيابي حس هويت فرهنگي شان در كشاكش درگيري با بلاياي جنگ، لازم و ضروري است.

نتيجه گيري

حاميان بين المللي توسعه، در زمينه مسئوليت هاي خود، فرهنگ را ناديده گرفته و يا آن را در حاشيه قرار مي دهند. به پيش بردن حقوق بشر نيازمند درك ميزان پيچيدگي، سياليت و مركزيت فرهنگ از طريق شناخت نمايندگان محلي تحول و مشاركت با آنان است.

شيوه هايي كه مبني بر دانش و آگاهي فرهنگي باشند، به سياست گذاري هاي ماندگار و سودبخش دست يافته و "سياست هاي فرهنگي" مورد نياز براي حقوق بشر را فراهم مي آورند.

سلاست و روان بودن فرهنگ است كه تعيين مي كند سيستم هاي مخالف و متعارض سياسي، اقتصادي و محتوايي يا خط مشي هاي حمايتي چگونه گسترش يافته - و مي توانند توسعه يابند

صندوق جمعیت ملل متحد براي توسعه سلاست فرهنگي، "ذره بين فرهنگ" را به عنوان وسيله اي براي برنامه ريزي توصيه مي كند.

خط مشي هاي با رویکرد فرهنگي بررسي مي كنند كه چگونه متغيرهايي نظير وضعيت اقتصادي، اصول سياسي، قانون، طبقه، سن، جنس، مذهب و نژاد، مفاهيم و جلوه هاي قدرت را  تقسيم كرده و منجربه گرايشات متفاوت و دور از هم مي شود.

شيوه هاي حساس به مسائل فرهنگي، چهارچوب هاي تحليلي و عملي و نيز نگرش عميق به درون جامعه پيشرفته را لازم و ضروري مي داند.

www.unfpa.org 

 

 

 

گزارش جديد سازمان ملل رویکرد فرهنگي را در جهت برنامه های راهبردی موفق توسعه و تساوی حقوق زنان نشان می دهد

 تهران 22 آبان ماه 1387 (مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد)— بر اساس گزارش وضعيت جمعيت جهان در سال 2008 كه توسط صندوق جمعيت سازمان ملل متحد(UNFPA) تهيه شده است، راهبردها و تدابير مربوط به توسعه كه با رویکرد فرهنگی برنامه ریزی شده باشند، مي توانند آداب و رسوم مضري را كه بر عليه زنان وجود دارد كاهش داده و حقوق بشر را كه شامل تساوي حقوق جنسیتی و قدرت بخشيدن به زنان مي شود، ترويج نمايند.

در این گزارش با عنوان" رسيدن به زمينه اي مشترك : فرهنگ ، جنسيت و حقوق بشر"  كه امروز در جها ن ارئه شده است آمده است فرهنگ، جزئي اصلي از توسعه موفق در كشورهاي فقير بوده و بايستي در برنامه ريزي و سياست گذاري هاي توسعه گنجانده شود.اين گزارش كه با شصتمين سالگرد صدور اعلاميه جهاني حقوق بشر همزمان است، بر اين مفهوم تكيه دارد كه چارچوب حقوق بشر درسطح بین الملل، داراي اعتباري جهاني است. حقوق بشر ارزش هايي را بيان مي دارد كه در تمامي فرهنگ ها مشترك بوده و علاوه بر تك تك افراد از گروه ها نيزحمايت مي نمايد. اين گزارش بر شيوه هاي با رویکرد فرهنگی جهت دستيابي به توسعه و ترويج حقوق بشر به طور كلي و حقوق زنان به طور خاص تأکید دارد.

ثريا احمد عبيد، مدير اجرايي صندوق جمعيت ملل متحد می گويد " حقوق بشر وظيفه تمام انسان هاست و شیوه های با رویکرد فرهنگی و درك اين مفهوم، بايد مشغله هر كسي باشد." شيوه هاي با رویکرد فرهنگي نيازمند جریان فرهنگي است – آشنايي با چگونگي كاركرد و عملكرد فرهنگ ها و اين كه چگونه بايد با آنها كار كرد. بنا بر پيشنهاد اين گزارش، مشاركت ها – براي مثال ميان صندوق جمعیت و سازمان ها، نهادها و رهبران اجتماعي -  مي تواند خط مشي هاي مفيد و موثري را جهت توسعه حقوق بشر و خاتمه دادن به سوءاستفاده و تجاوز به آن مانند قطع يا ناقص كردن اعضاي تناسلي زنان به وجود آورد.

شيوه هاي با رویکرد فرهنگي در جستجوي راه حل هاي خلاقی هستند كه در ميان فرهنگ ها بوجودآمده و با آنها كار كرده است.خانم عبيد همچنين خاطر نشان كرد:"جوامع ناگزيرند كه به ارزش ها و آداب و رسوم فرهنگي خود نگاهي انداخته و مشخص كنند كه آيا این آداب مانع تحقق حقوق بشر يا پيشرفت آن شده است. سپس قادر خواهند بود عوامل منفي را تغيير داده و عوامل مثبت را تقويت كنند."

وضعيت جمعيت جهان  هشدار مي دهد كه حساسيت نسبت به مسائل فرهنگي و پرداختن به آن، به معني قبول آداب و رسوم مضر سنتی يا راهي مجاز براي سوءاستفاده از حقوق بشر نبوده بلکه تا حد زیادی از اين مفاهيم دور است. آداب و رسومي كه حقوق بشر را نقض مي كنند در تمامي فرهنگ ها يافت مي شوند. پذيرفتن حقايق فرهنگي مي تواند مؤثرترين راه ها براي مبارزه با عادات مضر فرهنگي و تقويت و تحكيم عادات مفيد را آشكار كند.

اين گزارش نشان مي دهد كه عليرغم اعلاميه ها و تأكيدهاي فراوان در حمايت از حقوق زنان، نابرابري جنسیتی همچنان به صورت گسترده و عميقي در بسياري از فرهنگ ها وجود دارد. مناسبات اجباري قدرت، زمينه آداب و رسومي نظير ازدواج كودكان – كه يك علت عمده زخم زايمان و مرگ در اثر زايمان است- و قطع يا نقص آلت تناسلي زنان را فراهم مي آورد. با اين كه قوانين مخالف چنين رفتارهايي هستند، اين رسوم و ساير آداب مضر در بسياري از كشورها همچنان ادامه دارند. ممكن است كه زنان با اين باور كه آن رسوم از فرزندان يا خود آنان محافظت خواهند كرد، از اين رسوم حمايت نمایند.

بنا بر اين گزارش، شيوه صندوق جمعیت ملل متحد مشوق تغيير و تحول از درون است. اين صندوق با دولت ها، سازمان ها و افراد گوناگون محلي به واسطه يك "ذره بين فرهنگ" كار مي كند. خانم عبيد مي گويد:" در درون هر فرهنگي،‌ كساني هستند كه با آداب و رسوم مضر فرهنگي مخالفند. تجربه ما نشان مي دهد كه مي توانيم براي ايجاد تحول فرهنگي به منظور حمايت از حقوق بشر، با اين افراد همكاري نزديك داشته باشيم."

اين گزارش بر اهميت به كارگيري شيوه اي  كه نسبت به مسائل فرهنگي حساس باشد، نه تنها درمورد توسعه بلكه در زمينه فعاليت هاي بشردوستانه، تأكيد مي كند. اين گزارش همچنين تأكيد مي كند كه كمك هاي بشردوستانه بايد در زمان تعارضات و جنگ ها، از هرگونه پيشرفتي كه زنان در زمينه برابري جنسیتی منجمله سلامت، بهداشت و حقوق باروري به دست آورده اند، حمايت نمايند. توصيف زنان به عنوان قربانيان و مردان به عنوان متجاوزان، باعث مي شود حقايق فرهنگي و مسئوليت هاي گوناگوني را كه زنان در زمان جنگ به دوش مي كشند نظير گردانندگان زندگي، نان آوران، محافظان و مبارزان، ناديده گرفته شود. بر اساس اين گزارش، شيوه هاي با رویکرد فرهنگي جهت دستيابي به اهداف توسعه هزاره، از جمله هدف شماره 5 : بهبود بهداشت باروری، ضروري هستند. خانم عبيد مي گويد: " سالم بودن درطول چرخه زندگي – پيش از بارداري، درطي بارداري وپس از آن – يك حق انساني است."

اين گزارش در انتها نتيجه مي گيرد كه تجزيه و تحليل سلایق و انتخاب هاي مردم، در شرايط داخلی و زمينه هاي فرهنگي آنها، پيش شرطي براي سياست ها و خط مشي هاي بهتر توسعه است.خانم عبيد می گوید: " فرهنگ ها تغيير مي كنند، به سوي بهتر يا بدتر شدن، در شرايط خوب و بد . اين گزارش درباره ترويج حقوق بشر در هرگونه شرايطي است." او خاطر نشان كرد:" فرهنگ ديواري نيست كه بايد فرو بريزد. پنجره اي است براي اين كه از خلال آن بنگريم و دري است كه باید براي پيشرفت بيشتر حقوق بشر بگشاييم."

***

صندوق جمعيت سازمان ملل متحد (UNFPA)، نماينده بين المللي توسعه است كه حقوق هر زن، مرد و كودك را براي برخورداري از يك زندگي سالم و داراي فرصت هاي برابر، توسعه مي بخشد. این صندوق  در زمينه استفاده از اطلاعات جمعيتي جهت سياست گذاري ها و برنامه ريزي هاي مربوط به كاهش فقر و اطمينان از اين كه هر بارداري خودخواسته؛ هر تولد امن و بي خطر؛ هر جوان رها از اچ آی وی و ایدز بوده و با هر دختر و زني با احترام رفتار مي شود، از كشورها حمايت مي نمايد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:59  توسط طاهره رحیم پور  | 

در مسائل مربوط به زنان زمینه های بررسی و پژوهش بسیار است و کارهای بر جای مانده فراوان.

با این که پس از انقلاب اسلامی، کتابها و مقاله های فراوانی در این باره نگاشته شده و سمینارهای بسیاری برپا شده است، ولی هنوز کاری در خور انجام نگرفته است; از این روی، بایسته است پژوهشگران مسائل و معارف اسلامی، با توجه به گستردگی میدان تحقیق و گوناگونی موضوعها، با همتی بلند و عزمی آهنین در این عرصه به تحقیق و پژوهشهای بایسته بپردازند و به پرسشهای گوناگون پاسخ دهند.

از جمله بحثهای بایسته تحقیق و پژوهش، جایگاه زنان در جهانگردی است که در دو بخش پی می گیریم:

الف. زنان مسلمان جهانگرد: یعنی زنانی که با اعتقاد و باور به ارزشهای مکتبی و اسلامی می خواهند به گردشگری بپردازند.

ب. زنان غیر مسلمان جهانگرد: یعنی زنان غیر مسلمانی که برای گردشگری به کشورهای اسلامی سفر می کنند.

در هر دو بخش، با پرسش های فراوانی رو به رو هستیم که پاسخهای بایسته ای را می طلبد. در بخش نخست با پرسشهایی از این دست روبه رو هستیم:

آیا سیروسفر و گردشگری زن مسلمان به کشورهای اسلامی و یا غیر اسلامی جایز ست یا نه؟ آیا در این مساله بین زن و مرد تفاوت است؟

بر فرض جواز، آیا این حکم، مطلق است یا محدود؟ یعنی آیا سیروسفر زن محدود به شرایط و آدابی است که رعایت آن از سوی زن واجب باشد یا نه؟ از باب نمونه:

آیا سیروسفر زن نیاز به اجازه پدر و یا شوهر دارد؟

اگر گفتیم نیاز به اجازه است، حدودآن کدام است؟

آیا بین سفرهای واجب، مستحب و مباح تفاوت است، و یا همه این ها یک حکم دارند؟

آیا وجود همراه: شوهر یا یکی از محرم های دیگر در سفر لازم است یا نه؟

بر فرض این که زن مجاز باشد بدون همراه مسافرت کند، در صورتی که امنیت جانی، مالی یا آبرویی او تضمینی نداشته باشد، سیروسفر او چه حکمی دارد؟

اگر بداند که برای گردشگری در کشورهای غیراسلامی، باید به پاره ای از گناهان و کارهای زشت تن در دهد، آیا در این صورت سفر او جایز است یا نه؟ و....

در بخش دوم، یعنی زنانی که برای جهانگردی به کشورهای اسلامی وارد می شوند، پرسشهای زیر در خور طرح است:

آیا رفت وآمد زنهای غیر مسلمان، به کشورهای اسلامی، جایز است یا نه؟

بر فرض جواز، آیا زنان غیر مسلمان، همانند: زنان مسلمان، باید محدودیتهای شرعی را رعایت کند؟ از باب نمونه: دارای پوشش اسلامی باشند؟ یا می توانند بدون حجاب در کشورهای اسلامی به گردشگری بپردازند؟

اگر گفتیم حجاب برای آنان الزامی نیست، آیا به عنوان ثانوی و ضرورت و یا براساس مصلحت و حکم حاکم اسلامی، می توان حدود و ضوابطی برای پوشش و یا حتی ورود آنان به کشورهای اسلامی، وضع کرد؟

رفتار مسلمانان، با آنان چگونه باید باشد؟ آیا نگاه کردن به سروصورت و موهای آنان جایز است یا نه؟

آیا ورود زنان به مساجد و مشاهد مشرفه جایز است یا نه؟

آنچه در این دو بخش آمد، نمونه ای از پرسشهای درخور طرح بودند که تلاش خواهیم کرد در این مقاله، درحد توان، بدان پاسخ دهیم.

مشروع بودن گردشگری زنان مسلمان

درباره سیروسفر و گردشگری زنان مسلمان دو دیدگاه اساسی وجود دارد:

الف. مشروع بودن: زنان همانند مردان می توانند با نگهداشت ترازها و معیارهای اسلامی به گردشگری بپردازند.

ب. مشروع نبودن: گردشگری با وظیفه اساسی زن که خانه داری و بچه داری و دوری از جامعه و انظار عمومی است، ناسازگاری دارد. بنابراین، سیروسفر زن، مگر برای انجام واجب، جایز نیست.

در این نوشتار، به دلیلهای دو دیدگاه یاد شده اشاره می کنیم و سپس به نقد و بررسی آنها می پردازیم:

مشترک بودن زن و مرد در تکالیف الهی

دیدگاه نخست، بر این باور است که در بینش اسلامی، زن و مرد هر دو انسانند، هویتی یگانه دارند و از گوهری یگانه برآمده اند. (1) محور تکلیفها و دستورهای اسلامی، انسان است. این اوست که بارسنگین مسؤولیت پذیری را که آسمانها و زمین و کوهها، با همه بزرگی که دارند، تحمل پذیرش آن را نداشته اند بر دوش گرفت:

 

«انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان.» (2)

 

ما این امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسیدند، انسان، آن امانت را بر دوش گرفت....

 

مخاطب انذارها و تبشیرهای الهی انسان است. قرآن کریم، پیامها و دستورهای خود را گاه با واژه هایی فراگیر، همانند: انسان، بنی آدم و الناس، بیان می کند که این واژه ها بر نوع بشر، بی هیچ تمایزی بین زن و مرد اطلاق می شوند.

 

«من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون.» (3)

 

هر زن و مردی که کاری نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد، زندگی خوش و پاکیزه ای به او خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان به آنان خواهیم داد.

 

در آیه ای دیگر می فرماید:

 

«ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیرا و الذاکرات اعد الله لهم مغفرة و اجرا عظیما.» (4)

 

خداوند در این آیه شریفه، ده ماده ارزشی بسیار مهم را ملاک و معیار کمال تقوا دانسته است و به روشنی اعلام می کند که زن در این عرصه می تواند پا به پای مرد، به همه این مراتب و مدارج بالا رود. در دو آیه یاد شده و مانند آن، اساس تکلیفها و ارزشهای الهی و همچنین پاداش آنها به صورتی یکسان برای مرد و زن بیان شده است.

 

در پاره ای دیگر از آیات، به روشنی از مشترک بودن زن و مرد در حقوق و واجبات الهی، سخن به میان آمده است از باب نمونه:

 

در امر به معروف و نهی از منکر (5) ، شرکت در مسائل سیاسی اجتماعی از جمله: بیعت پیامبر(ص) با زنان (6) ، آموختن دانش (7) ، هجرت از دارالکفر به دارالاسلام (8) و... زن و مرد یکسانند.

 

بر همین اساس، امام خمینی می فرماید:

 

«از نظر حقوق انسانی، بین زن و مرد تفاوتی نیست، زیرا که هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش، همچون مرد را دارد.» (9) بر این اساس، اصل در تکالیف و مسؤولیتهای اسلامی، بر مشترک بودن است; مگر آن جا که دلیل ویژه ای بر اختصاص داشته باشیم.

 

با توجه به همین اصل در جاهایی که خطابهای شرعی به صیغه های مذکر آمده است، همانند:«یا ایها الذین آمنوا»، یا ضمائر مذکر «کم » و «هم » همه فقیهان و مفسران حمل بر عموم می کنند، مگر آن جا که قرینه ویژه ای درمیان باشد.

 

«قد اجمع المسلمون علی کل ما فرضه الله تعالی علی عباده وکل ما ندبهم الیه فالرجال والنساء فیه سواء الا ما استثنی مما هو خاص بالنساء لانوثتهن فی الطهاره والولاده والحضانه وما رفع عنهن من القتال و غیر ذلک مما هو معروف.» (10) همه مسلمانان بر این باورند که هر چه را خدا بر بندگانش واجب کرده و آنان را بدان فرا خوانده، زنان و مردان در آن مشترکند، مگر آن مواردی که به سبب زن بودن، ویژه زنان است. از قبیل: طهارت، ولادت، حضانت و... همچنین مواردی که خداوند از آنان تکلیف را برداشته است مانند: جنگ و غیر آن از مواردی که معروف و مشهور است و نیازی به یادآوری آنها نیست.

 

نتیجه:

در هر جا که در ویژه بودن حکمی از احکام شریعت، به زن یا مرد، تردید داشته باشیم، باید به سراغ دلیل محکم برای ثابت کردن اختصاص برویم، نه به دنبال دلیل، جهت ثابت کردن اشتراک.

 

بر این اساس، کسانی که در موضوع های مربوط به زنان پرسش را به گونه زیر طرح می کنند نادرست است:

 

آیا زن حق فلان کار و یا پذیرش فلان مسؤولیت را دارد یا نه؟

 

زیرا طرح این گونه پرسش از کسانی است که در وظایف و مسؤولیتهای شرعی، اصل را بر اختصاص نهاده اند، نه بر اشتراک.

 

گردشگری یک ارزش اسلامی

با توجه به اصل اشتراک مرد و زن در تکالیف، آیات و روایاتی که انسان را به سیروسفر و گردشگری در روی زمین دعوت می کنند، ویژه مردان نیستند، زنان نیز در این تکلیف شریکند. در نتیجه زنان، همانند مردان مجازند که به سیروسفر و گردشگری بپردازند.

 

آیات قرآن در این باره به پنج گروه تقسیم می شود:

 

1. در پاره ای از آیات، مسلمانان با اهداف ویژه ای به سیروسفر و گردشگری در روی زمین فراخوانده شده اند از جمله:

 

«قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین. هذا بیان للناس و هدی و موعظة للمتقین.» (11)

 

پیش از شما سنتهایی وجود داشت [هر قوم برابر کارها و ویژگیهای خود سرنوشتی داشتند که شما نیز همانند آن را دارید] پس در روی زمین گردش کنید و ببینید سرانجام تکذیب کنندگان [آیات الهی] چگونه بود؟ این روشنگری برای همه مردم و هدایت و اندرزی برای تقواپیشگان است.

 

خداوند در دو آیه بالا و چندین آیه دیگر (12) ، گذشته را با زمان حاضر، و زمان حاضر را با گذشته پیوند می دهد; از این روی، از انسانها می خواهد به سیروسفر بپردازند و در آثار پیشینیان، ملتها و زمامداران و آثار بر جای مانده از آنان دقت کنند، تا با بهره وری از آن، راه زندگی را بیابند.

 

«هذا بیان للناس » خداوند در آیه بالا، عموم مردم چه کافر و چه مسلمان، چه مرد و چه زن را به سیروسفر و گردشگری فراخوانده است.

 

2. در بسیاری از آیات کافران و مشرکان (13) نکوهش شده اند که چرا برای عبرت آموزی به سیروسفر نپرداخته اند:

 

«قل سیروا فی الارض ثم انظروا کیف کان عاقبة المکذبین.» (14)

 

بگو: در زمین گردش کنید، سپس بنگرید سرانجام آنان که آیات الهی را تکذیب می کردند چه شد؟

 

خداوند در آیه بالا به پیامبرش دستور می دهد که مشرکان و کافران را به سیروسیاحت در زمین فرا خواند تا سرانجام کسانی که حقایق را تکذیب کردند با چشم خود ببینند، تا شاید به خود آیند و بیدار شوند و از خودخواهی و لجاجت ست بردارند و حق را بپذیرند.

 

هر چند آیه خطاب به مشرکان و کافران است ولی ویژه آنان نیست، مردان و زنان مسلمان را نیز در بر می گیرد.

 

3. در شماری از آیات قرآن، سهمی از زکات به «ابن السبیل » اختصاص داده شده است (15); یعنی کسانی که به سفر رفته اند و پولی برای برگشت به خانه و یا وطن خود ندارند. همان گونه که دادن زکات بر زن و مرد واجب است; زن و مردی هم که در راه مانده باشند از این سهم می توانند استفاده کنند.

 

4. قرآن، در برخی از آیات، از زنان مؤمن به عنوان: «سائحات » و از مردان به «سائحین » یاد کرده است. (16) سائح به کسی گفته می شود که برای هدفی درست به گردشگری می پردازد.

 

یکی از مفسران قرآن می نویسد: برخی از مفسران «سائحات » را به «صائمات » یعنی زنهای روزه دار تفسیر کرده اند و سپس در انگیزه آنان می نویسد:

 

«اینان، ستایش خداوند را از زنانی که به سیروسفر بپردازند، بعید دانسته اند با این که اگر آداب و شرایط را رعایت کنند سفر آنان جایز و ستایش خداوند بی اشکال است. بالاتر، زنان و مردان، نه تنها در تشویق به سیر و سیاحت که در همه کارهای سودمند در زندگانی مشترکند. بنابراین، تفسیر، سائحات، به روزه داران بسیار بعید است.» (17)

 

وی سپس، به سیره پیامبر(ص) و یاران آن حضرت که همسران خود را در جنگها همراه می بردند استناد جسته است و سیروسفر آنان را به همراه همسران خود نه تنها جایز، که شایسته دانسته در همه سفرها زن و مرد با هم به سیاحت بپردازند. (18)

 

5. در شماری از آیات نمونه ای از انسانهایی که در زمین به سیروسفر پرداخته اند آمده است (19) که می تواند الگویی برای زنان و مردان مسلمان جهانگرد باشد.

 

با توجه به اصل اشتراک در تکلیف و آیاتی که در تشویق به سیروسفر و نکوهش ترک آن و.. . آمده است، زن همانند مرد می تواند با شرایط و آداب آن، به سیروسفر بپردازد، مگر آن که دلیل محکم و قانع کننده ای بر ممنوع بودن آن داشته باشیم.

 

این جاست که باید دلیلهای کسانی را که مدعی ممنوع بودن هستند به دقت بررسی کنیم، تا ببینیم آیا این دلیلها برای چشم پوشی، از اصل اولی و اثبات ممنوع بودن، کافی است یا نه؟

 

دلیلهای مشروع نبودن گردشگری زنان

هرچند در فقه، از سیروسیاحت زنان سخنی به میان نیامده است، ولی مبانی اندیشه کسانی که حضور زنان را در اجتماع نمی پذیرند، به روشنی بر ممنوع بودن گردشگری آنان نیز دلالت دارد; چرا که گردشگری زنان مصداق کاملی از حضور آنان در اجتماع است.

 

براین اساس، دلیلهای مشروع نبودن جهانگردی زنان، همان دلیلهایی است که از سوی مخالفان برای حضور زنان در اجتماع بدان استناد شده است:

 

1. آیات قرآن:

باورمندان به ممنوع بودن حضور زنان در اجتماع به آیاتی استناد کرده اند، از جمله:

 

«و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی.» (20)

 

درخانه های خود بمانید و همانند جاهلیت نخستین، با خودنمایی و خودآرایی از خانه بیرون نروید.

 

مخاطب آیه شریفه، گرچه زنان پیامبرند، ولی ویژه آنان نیست. برابر این دستور شریف، قرآن، زنان مسلمان را به خانه نشینی و پیوند و معاشرت نداشتن با نامحرمان دستور داده است. بنابراین، هر کاری که با این فرمان الهی ناسازگار باشد، انجام آن برای زنان، جایز نیست. سیروسفر و گردشگری به طور طبیعی بیرون رفتن از خانه و ارتباط با نامحرمان، بالاتر ارتباط با بیگانگان و کافران را در پی دارد. بنابراین، روا نیست که زنان مسلمان به سیروسفر و جهانگردی بپردازند.

 

پاسخ:

برابر باور بسیاری از مفسران و فقیهان با توجه به صدر و ذیل آیه شریفه، دستور یاد شده ویژه زنان پیامبر(ص) است.

 

و بر فرض فراگیر بودن، مقصود از «قرن فی بیوتکن » خانه نشینی و انزوای از جامعه نیست و گرنه زنان پیامبر(ص) که مخاطبان اصلی آیه شریفه اند، هیچ کدام، چه در زمان حیات آن حضرت و چه پس از آن، به این دستور عمل نکرده اند (21). سیره خود پیامبر(ص) نیز خلاف این بوده است (22). آن بزرگوار زنان خود را به سفر می برد و آنان را از بیرون رفتن از خانه باز نمی داشت. بنابراین، مقصود از این دستور آن است که زن با هدف خودنمایی از خانه بیرون نرود، نه این که هیچ گاه حق بیرون رفتن نداشته باشد. زنان پیامبر(ص) در جامعه آمدوشد داشته اند مردان به حضورشان می رفته اند که احادیث پیامبر(ص) را از آنان بشنوند.

 

افزون بر این، هیچ فقیهی به مقتضای ظاهر این آیه شریفه، فتوا به واجب بودن خانه نشینی و حرام بودن آمدوشد زنان را در جامعه نداده است.

 

خداوند در جای دیگر می فرماید:

 

«و اذا سالتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب ذلک اطهر لقلوبکم و قلوبهن.» (23)

 

اگر از زنان پیامبر چیزی خواستید، از پشت پرده بخواهید. این کار، هم برای دلهای شما و هم برای دلهای آنان پاکیزه تر است.

 

گفته اند از آیه شریفه بالا استفاده می شود که زن باید در خانه بماند و هیچ گونه پیوندی با مردان نداشته باشد و اگر خواست با مردی بیگانه و نامحرم سخن بگوید از پشت پرده (24) با او سخن بگوید. بنابراین، حضور او درعرصه های اجتماعی از جمله سیرو سفر به هیچ روی جایز نیست.

 

با توجه به صدر آیه:

 

«یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی...»

 

و ذیل آن:

 

«و ما لکم ان توذوا رسول الله و لا تنکحوا ازواجه...»

 

دستور یاد شده ویژه زنان پیامبر(ص) است. عربهای مسلمان بدون اجازه و سرزده وارد اتاقهای پیامبر(ص) می شدند. زنان پیامبر(ص) نیز در آن جا بودند. آیه آمد که بدون اجازه داخل نشوید وقتی می خواهید چیزی از زنان پیامبر(ص) بگیرید، از پشت پرده بخواهید بدون این که داخل خانه شوید. این کار برای پاکیزگی دل شما و آنان بهتر است.

 

بر فرض فراگیر بودن آیه، مقصود این نیست که زنان به هیچ روی حق معاشرت با مردان را ندارند وگرنه همان گونه که در نقد برداشت از آیه پیش آوردیم، زنان پیامبر و حتی خود آن حضرت باید نخستین کسانی باشند که به این دستور عمل نکرده اند; چرا که آن بزرگوار، با همسران خود به سفر می رفت. (25) زنان آن حضرت نیز در میان اجتماع آمدوشد داشتند. مردم نیز به خانه آنها رفت و آمد داشتند و با آنها گفت وگو می کردند. (26) بنابراین، آنچه که از آن نهی شده این است که انسان بدون اجازه وارد خانه دیگران شود. از باب نمونه:

 

امام صادق(ع) می فرماید:

 

«نهی رسول الله(ص) ان یدخل الرجال علی النساء الا باذنهن.» (27)

 

پیامبر(ص) ازاین که مردان بدون اجازه وارد بر زنان گردند نهی کرد.

 

افزون بر این، سیره و عمل پیامبر(ص) با این برداشت ناسازگار است. پیامبر اسلام(ع)، هم به خانه همسرانش و هم به خانه دخترش فاطمه زهرا(س) با یاران خود رفت وآمد داشتند، از باب نمونه: جابربن عبدالله انصاری، همراه پیامبر از فاطمه زهراء(س) عیادت کردند. (28) به نقلی دیگر: پیامبر(ص) با شماری از یارانش برای عیادت زهراء(س) به قصدخانه آن بزرگوار حرکت کردند، هنگامی که در زدند به فاطمه(ع) فرمود:

 

«شدی علیک ثیابک فان القوم جائوا یعودونک.» (29) خودت را بپوشان گروهی به عیادت تو آمده اند.

 

فاطمه در پاسخ گفت:

 

«چیزی جز یک عبای کوچک ندارم.»

 

پیامبر(ص) عبای خودش را از پشت در به او داد و فرمود: «شدی بها راسک » سر را با این عبا بپوشان. پس از آن پیامبر(ص) با یاران به خانه درآمدند و از حال آن بزرگوار جویا شدند.

 

2. احادیث

از دلیلهایی که ممکن است بر ممنوع بودن زن از سیروسفر و گردشگری استناد شود، روایاتی است که صدای زن را «عورت » دانسته اند. (30) و از سلام کردن بر آنان بازداشته اند. (31) در گذشته برخی، بر اساس همین روایات فتوا داده اند که شنیدن صدای زن نامحرم، حرام است. (32) گردشگری لوازمی دارد از جمله: خارج شدن از منزل، ارتباط با نامحرم و سخن گفتن با آنان را در پی دارد، بنابراین، جایز نیست که زنان به سیروسفر بپردازند.

 

نقد و بررسی

آیا صدای زن عورت است؟ و اگر در حدیث آمده که در برخورد با زنان ابتدای به سلام نکنید و یا این که سلام ندهید، چون صدای آنها عورت است و جایز نیست مردی صدای آنان را بشنود و یا قضیه چیز دیگری است؟

 

صاحب جواهر، پس از نقل روایات و اشاره به برخی از فتاوا در این باب، می نویسد:

 

«ولکن ذلک کله مشکل بالسیرة المستمره فی الاعصار والامصار من العلماء والمتدینین وغیرهم علی خلاف ذلک، وبالمتواتر او المعلوم مما ورد من کلام الزهراء وبناتها علیها و علیهن السلام، ومن مخاطبة النساء للنبی(ص) و الائمه(ع) علی وجه لایمکن احصاؤه ولاتنزیله علی الاضطرار لدین او دنیا بل قوله تعالی: «فلاتخضعن بالقول »دال علی خلاف ذلک ایضا، ولعله لذا وغیره صرح جماعة کالکرکی والفاضل فی المحکی عن تذکرته و غیرهما ممن تاخر عنه کالمجلسی و غیره بالجواز، بل بملاحظه ذلک یحصل للفقیه القطع بالجواز فضلا عن ملاحظة احوالهم فی ذلک الزمان، من کونهم، اهل بادیه، وتقام المآتم والاعراس و غیرها فیما بینهم، ولازالت الرجال منهم مختلطه مع النساء فی المعاملات والمخاطبات وغیرها.» (33) عورت بودن صدای زن و حرام بودن شنیدن صدای او با استناد به روایاتی که گذشت، درست نمی نماید; زیرا با سیره پایدار عالمان دینی و انسانهای متدین و غیر آنان، در همه دوره ها و شهرها ناسازگار است. به نقل متواتر و معروف فاطمه زهرا(س) و دختران آن بزرگوار، با مردم سخن گفته اند (اگر صدای زن عورت بود آنان به چنین کاری دست نمی زدند.)

 

پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) در جاهای بسیاری با زنان به گفت وگو پرداخته اند، به گونه ای که شمارش این گفت وگوها ممکن نیست. همچنین نمی توان این گفت وگوها را از باب اضطرار در دین یا دنیای آنان دانست [چون در بسیاری از این موارد چنین اضطراری نبوده است و یا راه دیگری برای پرسیدن مسائل وجود داشته است.]آیه شریفه:«فلا تخضعن بالقول » (34) نیز با این برداشت «عورت بودن صدای زن » ناسازگار است. [چون در این آیه، از زنان خواسته شده است که خضوع در گفتار نداشته باشند نه این که حق حرف زدن با مردان را ندارند.]شاید به سبب همین شواهد و مانند آن بوده است که گروهی از فقها چون: محقق کرکی، علامه حلی و غیر آن دو، از کسانی که پس از آنها آمده اند مانند: علامه مجلسی و غیر او به جایز بودن فتوا داده اند [یعنی گفته اند: صدای زن عورت نیست و شنیدن آن نیز جایز است] با توجه به این همه شواهد، فقیه یقین پیدا می کند که صدای زن عورت نیست. افزون بر اینها، با اندک دقتی در زندگی مردم صدر اسلام که بیش تر آنان در بیابان زندگی می کردند، در مجالس عزا و عروسی، در خرید و فروشها و آمدورفتنها زنها و مردها با هم بوده اند... [همه این ها نشانگر این است که صدای زن عورت نیست و شنیدن صدای او نیز جایز است.] آیة الله حکیم نیز، حرمت شنیدن صدای زن را بر خلاف سیره مستمره قطعی مسلمانان دانسته است. او نیز، همانند صاحب جواهر، اشاره می کند که زنها از صدر اسلام، تاکنون، پیوسته در بازارها، صحنه های جنگ، در خانه های خود و آمد و رفتنها با مردها سخن می گفته اند و کسی نگفته است که عمل آنان با اسلام ناسازگاری دارد. (35)

 

2. در برابر آن روایات، روایاتی داریم که پیامبر(ص) (36) و علی(ع) (37) به زنان سلام می کردند و آنان نیز جواب می دادند. اگر صدای زن عورت بود چگونه رسول خدا(ص) و علی(ع) بدون هیچ ضرورتی ابتدای به سلام می کردند. شاید جمع این روایات به این باشد: سخن گفتن زن عورت نیست، اما در صورتی که تهییج نامحرمان را در پی داشته باشد همان گونه که آیه شریفه:«فلا تخضعن بالقول »به آن اشاره کرده است جایز نباشد. در روایت نیز آمده است که علی(ع) به زنان سلام می کرد، اما بر زنان جوان سلام نمی کرد و در علت آن می فرمود:

 

«می ترسم که صدای او مرا به گناه وادارد و بیش از آن که ثواب ببرم گناه کرده باشم.» (38)

 

3. از روایات دیگری نیز استفاده می شود که صدای زن عورت نیست از باب نمونه:

 

ابی بصیر می گوید: در حضور امام صادق(ع) بودم که ام خالد، اجازه خواست که به حضور آن حضرت مشرف شود. امام(ع) به من گفت:

 

«ایسرک ان تسمع کلامها؟ قلت نعم. فاذن لها واجلسنی معه علی طنفسته قال: ثم دخلت فتکلمت فاذا هی امراة بلغیه فساله عنها...» (39)

 

می خواهی سخنان ام خالد، را بشنوی؟

 

گفتم: بله.

 

امام به او اجازه حضور داد، و مرا در کنار خود نشاند.

 

ام خالد، داخل شد و سخن گفت. او، زنی فصیح بود و شیوا سخن می گفت.

 

اگر صدای زن عورت بود، هرگز امام صادق(ع) اجازه نمی داد که ابی بصیر بنشیند و به سخنان نامحرم گوش دهد. اگر صدای زن همانند دیگر اعضا و جوارح او برای نامحرم حرام بود، امام(ع) نخستین کسی بود که از آن پرهیز می کرد. در صورتی که برابر حدیث بالا، نه تنها ابوبصیر را از آن منع نکرد که او را تشویق به شنیدن سخنان، ام خالد نیز کرد.

 

افزون بر این، پس از شهادت امام صادق(ع) ابی بصیر نزد همسر امام صادق(ع) برای تسلیت گویی رفت در هنگام ورود، ام حمیده با دیدن ابوبصیر، به گریه افتاد ابوبصیر نیز، از گریه او گریان شد پس از آن ام حمیده گفت:

 

«امام(ع) به هنگام مرگ چشمانش را باز کرد و فرمود: همه بستگان مرا گردآورید، پس از آن که همه جمع شدند به آنان نگاهی کرد و فرمود:

 

«ان شفاعتنا لاتنال مستخفا بالصلوة »

 

شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد.» (40)

 

اگر صدای زن عورت بود و گفت وگوی او، با مردان نامحرم حرام، پس چگونه ابی بصیر برای تسلیت به خانه ام حمیده می رود و او نیز جریانی که به هنگام مرگ امام(ع) رخ داده است، شرح می دهد.

 

بنابراین، اگر زن به صورت عادی و به شکل طبیعی سخن بگوید به هیچ روی، حرام نیست. بله، زنان باید به گونه ای سخن بگویند که سبب تحریک و تهییج مردان بیگانه نشوند و بر فرض این که تحریک آمیز سخن بگویند صدایشان عورت نیست، بلکه آن گونه سخن گفتن نارواست.

 

از این روی، بسیاری از فقیهان چون: آیة الله حکیم، امام خمینی (41) و بسیاری دیگر از بزرگان فقه، همانند: صاحب جواهر، شیخ انصاری، علامه حلی، محقق کرکی و... شنیدن صدای زن را جایز دانسته اند. (42) مرحوم سید محمد کاظم یزدی در عروة الوثقی می نویسد:

 

«لاباس بسماع صوت الاجنبیه ما لم یکن تلذذ و ریبه... ویحرم علیها اسماع الصوت الذی فیه تهییج للسامع بتحسینه وترقیقه، قال تعالی:فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض.» (43)

 

شنیدن صدای زن نامحرم در صورتی که به قصد لذت بردن و ترس از گرفتار شدن به گناه نباشد، جایز است. حرام است بر زن به گونه ای سخن بگوید که سبب تحریک شنونده شود، مثل این که که صدایش را نازک کند و زنانه سخن بگوید. خداوند می فرماید: در سخن گفتن نرمش به کار نبرید تا بیماردلان در شما طمع نورزند.

 

3. مذاق شریعت

درموضوع مورد بحث ممکن است شماری از مذاق شریعت به عنوان دلیل یاد کنند به این بیان: مذاق شریعت حکم می کند که زنان در پس پرده باشند و از هرگونه آمدوشد و سیروسفر و کارهای اجتماعی، مگر به هنگام ضرورت دامن برچینند. این گروه بر این باورند که: وظیفه زن خانه داری و تربیت فرزندان است و بس:

 

«سلامت و سعادت زن در این است که یا حامله باشد و یا بچه به زیر پستان خود داشته باشد.» (44)

 

«زنان باید پیوسته یا حامله باشند و یا شیر دهند تا در کاروان انسانیت... با مردان هماهنگ باشند.» (45)

 

این دیدگاه به زن، به عنوان کارخانه مولد انسان می نگرد، از این روی، هرگونه حضور او را در جامعه ناپسند می داند.

 

آیت الله خویی، در این باب سخنی دارد، ما را به کار می آید. البته سخن ایشان، در باب تقلید از زن است، ولی استدلال ایشان فراگیر است و موضوع ما را نیز در بر می گیرد. ایشان پس از آن که دلیلهای کسانی که می گویند مرجع تقلید باید مرد باشد به نقد و بررسی گذاشته و نتیجه می گیرد: هیچ دلیلی بر این که مرجع تقلید باید مرد باشد نداریم و مقتضای اطلاقات و سیره عقلا همسانی زن و مرد در مرجعیت تقلید است. ولی ایشان از این مبنا، به استناد مذاق شریعت صرف نظر می کند و فتوا می دهد که مرجع تقلید باید مرد باشد و تقلید از زن جایز نیست:

 

«والصحیح ان المقلد یعتبر فیه الرجولیه ولایسوغ تقلید المرئه بوجه وذلک لاناقد استفدنا من مذاق الشارع ان الوظیفة المرغوبه من النساء هی التحجب والتستر وتصدی الامور البیتیه دون التدخل فیما ینافی تلک الامور.» (46) درست این است که مفتی باید مرد باشد و تقلید از زنان به هیچ روی، روا نیست;زیرا از مذاق شریعت استفاده می شود که زنان باید حجاب و پوشش خود را حفظ کنند و به کارهای منزل بپردازند و به کارهایی دست نزنند که با این امور ناسازگار است.

 

ایشان در گفتار بالا، بر این باور است که مذاق شریعت حکم می کند که: زن حجاب و پوشش خود را حفظ کند و به کارهای منزل بپردازد و با کارهایی که با این امر سازگار نیست روی نیاورد.

 

ایشان، چون درباره مرجعیت بحث می کند، نتیجه می گیرد که تصدی مقام افتاء، زن را در مقام پرسش و پاسخ قرار می دهد و این کار با وظیفه اصلی او که حجاب و دوری از نامحرمان باشد سازگار نیست. بنابراین، شارع مقدس، به هیچ روی، به چنین کاری راضی نیست. دلیل ایشان فراگیر است و مسائلی از قبیل: سیروسفر و گردشگری را نیز می گیرد. چون گردشگری نیز بر این اساس، با وظیفه اصلی زن ناسازگار است.

 

این استدلال بر دو پایه استوار است:

 

1. تصدی مقام افتاء، با حفظ حجاب و پوشش و تستر ناسازگار است. در موضوع بحث هم می توان گفت: حفظ حجاب و پوشش با گردشگری منافات دارد.

 

2. مذاق شریعت حکم می کند که زنها به کارهای منزل بپردازند و خود را در معرض دید نامحرمان قرار ندهند.

 

نقد و بررسی

در پاسخ بخش نخست این دیدگاه می توان گفت: زن می تواند به سیروسفر برود، با این حال، حجاب و دیگر وظایف خود را نیز به خوبی رعایت کند. لازمه گردشگری بی حجابی و بی بندوباری نیست. پایه اصلی این استدلال، این است که مذاق شریعت را درحدی می داند که می توان به وسیله آن به دیگر دلیلها اهمیتی نداد از این روی، باید دید مذاق شریعت درباره زن بر چه پایه ای استوار است. آیا همان گونه است که اینان ادعا می کنند، یا این که مذاق شریعت، حفظ حجاب و رعایت حریم میان زن و مرد است و اگر این باشد با حضور اجتماعی زن، هیچ ناسازگاری ندارد.

 

باید توجه داشت که دستیابی به مذاق شریعت، کار آسانی نیست، تا بتوان با دیدن چند حدیث و نگاهی گذرا به فقه چنین ادعایی کرد. شریعت دستگاه و سیستمی به هم پیوسته است و دریافتن مذاق شرع، در یک مساله و یا یک بخش، بدون تصویر و برداشت از کل شریعت نادرست و غیرممکن است. برای دستیابی به مذاق شریعت افزون بر قرآن کریم و روایات رسیده از معصومان(ع)، سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم و مسلمانان متدین و متشرع نیز باید مطالعه شود. باید دید، زنان پیامبر(ص) و امامان(ع)، و نزدیکان آنان چگونه عمل می کرده اند. رفتار زنان مسلمان در صدر اسلام چگونه بوده است. آیا پس از پذیرش دین اسلام همه فعالیتهای اجتماعی را به کنار نهاده و انزوا گزیده اند؟ یا افزون بر اداره خانه در بسیاری از کارهای اجتماعی و سیروسفرها همراه مردان بوده اند. در بینش اسلامی، زن افزون بر مسؤولیت اداره خانه و تربیت فرزندان که از مهم ترین وظایف اوست در بسیاری از مسؤولیتهای اجتماعی با مرد شریک است. به برخی از آن مسؤولیتها در گذشته اشاره کردیم. انجام آن وظایف خواه ناخواه، او را از خانه به صحنه های اجتماع می کشاند، این نه تنها با حفظ حجاب و عفاف که وظیفه دیگر اوست ناسازگار نیست که او را در انجام بهتر مسؤولیتها یاری می رساند. بله، آنچه ناسازگار است واجب بودن خانه نشینی زن است که اسلام، به هیچ روی، آن را نخواسته است. جای جای آموزه ها و دستورهای اسلامی، سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و مسلمانان متعهد گواه این مدعاست. به گونه ای که محقق را در گزینش شواهد و نمونه ها متحیر می سازد. روشنی این موضوع، به اندازه ای است که درازگویی در آن به یقین ملال آور است. ولی در هر صورت ناگزیریم به برخی از نمونه ها اشاره کنیم:

 

1. با نگاهی گذرا به تاریخ اسلام می یابیم که در صدر اسلام، زنان به تنهایی و یا همراه با شوهران خود در صحنه های پیکار و جهاد با دشمن برای امدادگری و تهیه آب و غذا و... حضور می یافته اند و در صورت نیاز، به نبرد نیز می پرداخته اند. اینک به نمونه هایی تاریخی از سیره پیامبر(ص) اشاره می کنیم:

 

در جنگ خیبر، زنانی با اجازه پیامبر(ص) شرکت داشته اند که مجروحان را مداوا و آب و غذا برای رزمندگان تهیه می کرده اند:

 

یکی از زنان بنی غفار می گوید: به هنگام عزیمت پیامبر(ص) به خیبر، با عده ای از زنان بنی غفار، خدمت آن حضرت رسیدیم و عرض کردیم می خواهیم با شما همراه باشیم. مجروحان را مداوا کنیم، مسلمانان را در حد توان کمک کنیم پیامبر(ص) فرمود: «اخرجی علی برکة الله »:آن حضرت اجازه فرمودند و دعا کردند. (47) ام سنان اسلمیه، (48) ام مطاع (49) و... نیز با اجازه آن حضرت در جنگ خیبر شرکت جسته اند.

 

در جنگ احد، نیز شماری از زنان برای مداوای مجروحان و کمک به مجاهدان اسلام شرکت داشته اند:

 

واقدی می نویسد:

 

«چهارده زن، از جمله: فاطمه دختر رسول خدا(ص)، به احد آمده بودند، غذا و آب سربازان را بر پشت خود حمل می کردند. به مجروحان آب می دادند و آنان را مداوا می کردند.» (50) در جنگ احد، زنی به نام «نسیبه » برای امدادگری شرکت کرده بود، ولی به هنگام سختی کارزار و فرار بسیاری از جنگجویان مسلمان از میدان جنگ، خود را به پیامبر(ص) رساند و به دفاع از آن حضرت پرداخت، به گونه ای که زخمهای بسیاری برداشت. پیامبر(ص) از وی تجلیل کرد و وقتی آن حضرت از حمراءالاسد برگشت پیش از آن که به خانه برود از حال نسیبه که در خانه بستری بود جویا شد و وقتی که خبر سلامتی او را شنید، بسیار خوشحال شد. (51) شماری از زنان صحابی، در جنگهای گوناگون شرکت کرده اند از جمله ام عطیه می گوید:

 

«در هفت غزوه همراه پیامبر(ص) بودم، غذا بر ایشان می پختم و از اثاثیه آنها محافظت می کردم، مجروحان را مداوا کرده و به کار مریضان می پرداختم.» (52) برخی از زنان هم در رکاب پیامبر(ص) بوده اند و هم در رکاب علی(ع) از جمله: لیلا غفاریه، که افتخار لقب مجاهد و رزمنده را گرفته است، در جنگهای متعدد با پیامبر(ص) و در جنگ جمل در کنار سربازان علی(ع) بوده است:

 

«لیلی الغفاریه مجاهدة غازیه کانت تخرج مع النبی(ص) فی مغازیه فتداوی الجرحی وتقوم علی المرضی. ولما خرج علی بن ابیطالب(ع) الی البصره خرجت معه.» (53) لیلا غفاری، زنی مجاهد و رزمنده بود. با پیامبر(ص) به غزوات می رفت. مجروحان را مداوا می کرد و به امور مریضان می پرداخت و هنگامی که علی(ع) برای سرکوبی اصحاب جمل، به بصره می رفت همراه آن حضرت بود.

 

ام الخیر، از زنان تابعی، در جنگ صفین شرکت کرد و با نطقهای مهیج خود روح شجاعت و حماسه آفرینی را در سربازان علی(ع) تقویت می کرد. تاثیر کار او به گونه ای بود که سالها بعد معاویه او را بر این کار سرزنش کرد، اما او پاسخی کوبنده و شجاعانه داد. (54) ام هیثم، یکی دیگر از زنان مسلمان است که همراه با شوهر خود در سپاه معاویه بوده است، ولی چون پیرو علی(ع) بوده، اخبار سپاه معاویه را به علی(ع) می داده است. (55) اینها و دهها نمونه بارز دیگر، حکایت گر حضور فعال زنان در اجتماع و سیروسفر آنان برای کمک رساندن به مجاهدان اسلام بوده است.

 

2. زنان در صدر اسلام به خدمت پیامبر(ص) رفت وآمد داشتند. پرسشهای خود را از آن حضرت می پرسیدند. شمار زیادی از این زنان به مقام بلند راویان احادیث پیامبر(ص) راه یافتند.

 

به این رفت وآمدها کسی خرده نمی گرفت و آن را خلاف شرع نمی دانست که صاحب شریعت، بارها با عمل خود آن را تایید کرده است، از باب نمونه:

 

روزی پیامبر(ص) در جمع صحابه نشسته بود. اسماء که زنی فاضل و سخنور بود و به خطیب زنان شهرت داشت، بر آن جمع وارد شد و پس از احترام به پیامبر(ص) عرض کرد: به نمایندگی از سوی زنان پرسشی دارم و پرسش خود را مطرح کرد. پیامبر(ص) و اصحاب گوش می دهند. حضرت روبه یاران می کند و در تشویق و تحسین وی می فرماید:

 

«هل سمعتم مسالة امراة قط احسن من مسالتها فی امر دینها من هذه.» (56) آیا تاکنون به این زیبایی که این زن، درباره دینش سؤال کرد از کسی شنیده اند؟

 

آن گاه پیامبر(ص) پاسخ می دهد و در ضمن می فرماید:

 

«آنچه را گفتم، به همه زنانی که از سوی آنان نمایندگی داری ابلاغ کن.»

 

براساس این روایت، روشن می شود که حضور زنان در مجامع، برای فراگیری مسائل دینی، امری عادی، بلکه خوش آیند بوده است.

 

3. گروه زیادی، از زنان مسلمان در صدر اسلام، برای امر به معروف و نهی از منکر به سیروسفر پرداخته و با حکومتهایی چون معاویه و حجاج بن یوسف ثقفی و... درگیر شده اند از جمله:

 

سوده، از قبیله همدان، پس از شهادت علی(ع) برای شکایت از حاکمی که معاویه بر آنان گمارده بود به شام آمد و پس از گفت وگوی بسیار، معاویه مجبور شد که به خواسته او تن در دهد. (57) همین سوده در زمان علی(ع) وقتی با بی عدالتی مامور مالیاتی علی(ع) روبه رو شد به نمایندگی از قبیله خود به نزد علی(ع) رفت و حکم عزل آن مامور را از علی(ع) گرفت. (58) زرقاء یکی دیگر، از زنان مسلمان بود که از کوفه به شام آمد و در برابر معاویه ایستاد. (59) «بکاره هلالیه » و «اروی » دختر حارث بن عبدالمطلب، (60) دو زن سالخورده ای بودند که به هنگام ورود بر معاویه او و پیرامونیانش را به باد انتقاد گرفتند.

 

ابن عبد ربه، در عقدالفرید، نامهای بسیاری از زنانی که در برابر معاویه ایستاده اند، آورده است: ام سنان بنت خیثمه، عکرشه بنت اطریش، درامیه حجونیه، ام الخیر بنت حریش، از جمله این افراد هستند. (61)

 

سیره

افزون بر نمونه های یاد شده، که هر کدام دلیلی بر درستی مدعای ما در باب مذاق شریعت بود، سیره پیامبر(ص) و معصومان(ع) ومتشرعان و متدینان در رابطه با زنان، بویژه بستگان خود دلیل دیگری بر مدعا و پاسخی است به کسانی که سیره متشرعان را هماهنگ با مذاق شریعتی می دانستند که از دین و دستورهای آن می فهمیدند.

 

1. به نقل شیعه و سنی، پیامبرگرامی اسلام(ص) در مسافرتها و جنگها به قید قرعه یکی از همسران خود را همراه می برد. (62)

 

2. پس از جنگ جمل، علی(ع) چهل زن را مسلح کرد و برای پاسداری از عایشه از بصره تا مدینه فرستاد. (63)

 

3. به همراه بردن امام حسین(ع) همسران، خواهران و دختران خود را به سمت کوفه، چه به قصد حکومت و چه با آگاهی از شهادت، هر کدام باشد، بردن زنان به همراه خود، ضرورتی نداشت و حتی به نظر بزرگان قوم، به صلاح نبود. محمد بن حنفیه از سر خیرخواهی گفت:

 

«حال که مصمم به رفتن هستی، زنان و کودکان را با خود نبر.»

امام می فرماید:

«ان الله شاء ان یراهن سبایا.» (64)

امام حسین(ع) زنان را به کاری واداشته که در غیر چهارچوب خانه است و آن را نه تنها ناسازگار با شریعت نمی داند که مشیت صاحب شریعت می داند.

4. سخنرانی فاطمه زهراء(س) در جمع مهاجران و انصار: خطبه ای است مفصل درباره توحید، نبوت، کوششهای پیامبر(ص) فلسفه احکام و محاجه با سران حکومت درباره فدک و ارثیه خود از پیامبر(ص) و... (65)

اگر گفته شود که حضور آن بزرگوار براساس ضرورت بوده است، پاسخ آن روشن است چون «الضرورات تتقدر بقدرها» بنابراین لزومی نداشت که آن حضرت مطالبی درباره توحید، فلسفه نبوت و احکام و... بگوید. همه اینها حاکی از این است که فاطمه زهرا(ع) این گونه امور را ناسازگار با شان زن نمی داند.

5. امام صادق(ع) می فرماید: پدرم وصیت کرد که مقداری ازاموالش را وقف کنم و به زنان بدهم که به مدت ده سال به هنگام انجام مراسم حج در منی برایش ندبه و زاری کنند. (66)

هدف امام(ع) این بوده است که زنان به این وسیله مکتب و فضائل امام(ع) را نشر دهند. اگر حضور زن در اجتماع جایز نبود چگونه دو امام معصوم(ع) دستور می دهند زنان در اجتماع بزرگ مکه صدایشان را به نوحه خوانی بلند کنند و به مدیحه سرایی بپردازند.

6. امام صادق(ع) مادر و همسر خود را می فرستاد تا حقوق اهل مدینه را ادا کنند.

شخصی به امام موسی بن جعفر(ع) عرض می کند:

«همسرم با همسر یکی دیگر برای شرکت در مجالس عزا از خانه بیرون می روند. من مانع آنان می شوم. همسرم می گوید: اگر حرام است، بگو تا نرویم و گرنه چرا باز می داری؟ با این عمل تو، اگر ما هم مجلسی داشته باشیم کسی شرکت نخواهد کرد.

امام موسی بن جعفر(ع) می فرماید: از حقوق پرسش می کنی، این جزو حقوقی است که افراد جامعه به گردن یکدیگر دارند.

پدرم پیوسته مادرم و ام فروه، مادر خود را، می فرستاد تا حقوق مردم مدینه را ادا کنند.» (67)

نتیجه:

بنابر شواهد و نمونه های یاد شده، این سخن که مذاق شریعت بر خانه نشینی زنان و حضورنیابیدن آنان در اجتماع است، نه از شرع دلیل دارد و نه از سیره، بلکه سیره معصومان(ع) و متشرعان برخلاف آن است.

بنابراین، این دلیل آنان نیز، همانند دلیلهای دیگر آنان ناتوان از اثبات ممنوع بودن حضور زنان در اجتماع و مسؤولیت پذیری آنان است. و خود این ناتوانی دلیلهای یاد شده کافی است برای این که دیدگاه جواز را بپذیریم و بگوییم حضور زنان در صحنه های اجتماعی از جمله: سیروسفر و گردشگری بی شک، جایز، و برابر با اصول اولیه است و ممنوع بودن زنان از حضور در اجتماع و سیروسفر نیاز به دلیل دارد که نداشتیم، بلکه دلیل برخلاف آن بود.

محدویتها و شرایط

از آنچه گذشت روشن شد که حضور زنان مسلمان در عرصه های اجتماعی از جمله سیروسفر و گردشگری جایز است. ولی از آن جا، که زن مسلمان، پایبند به ارزشهای اسلامی و دستورهای دینی است، حضور او دارای شرایط و محدودیتهایی است که باید در همه تلاشهای اجتماعی وی و از جمله در سیروسفر به آن توجه داشته باشد از جمله:

رعایت عفاف و حجاب

در بینش اسلامی، آنچه سلامت اخلاق جامعه را خدشه دار کند، باید با آن مبارزه کرد; و آنچه آن را تضمین می کند باید تقویت کرد. بنابراین، پاسداری از عفت اجتماعی، وظیفه همگان است، ولی سهم زنان در این بعد سنگین تر و مهم تر است; زیرا این زنهای بی بندوبارند که مردان را به گمراهی می کشانند.

از دیدگاه اسلامی، بی حجابی با عفاف سازگار نیست. خودداری از آمیزشهای نامشروع تنها عفاف به شمار نمی آید، بلکه خودداری از نگاههای مسموم و پوششهای نامناسب، لباسهای تحریک آمیز و مهیج و... نیز لازم است.

در سوره نور، آیاتی که مربوط به عفاف و حجاب است (68) وظایف زن و مرد را در معاشرتها و رفت وآمدها با یکدیگر بر سه اصل زیر مبتنی می داند:

1. مردان و زنان مسلمان باید از نگاههای مسموم به یکدیگر بپرهیزند.

2. مردان و زنان مسلمان باید عفیف و پاکدامن باشند.

3. زنان باید پوشش داشته باشند. آرایش و زیور خود را در نزد نامحرمان آشکار نکنند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند.

چگونگی پوشش نیز در همین آیات آمده است. با رعایت این شرایط حضور زن در جامعه بی اشکال است. قرآن، به روشنی بر حضور عفیفانه زن در اجتماع تاکید دارد. از باب نمونه:

داستان موسی در برخورد با دختران شعیب بهترین نمونه است. پس از کمک موسی به دختران شعیب در آب دادن گوسفندانشان، یکی از دختران شعیب، با اجازه پدرش، از ایشان دعوت می کند وقتی که او به خانه شعیب می آید، آن بزرگوار در حضور دخترانش پیشنهاد ازدواج با یکی از آنان را به موسی می دهد. دقت و تامل در آیاتی که این داستان آمده (69) بیانگر این مطلب است که حضور عفیفانه زن در اجتماع جایز است.

متانت درگفتار و رفتار

زن و مرد هر دو باید از کارهایی که سبب فتنه در دین و اخلاقشان می گردد بپرهیزند. با متانت و وقار در اجتماع حاضر شوند. البته چون حرکت و حضور زن در جامعه حساس تر و راه لغزش برای او فراهم تر است، او باید به هنگام حضور، دقیق تر باشد و از حرکتها و رفتارهای خودش بیش تر مواظبت کند:

«و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن.» (70)

زنان با هدف آشکار ساختن زینتهای خود پا بر زمین نکوبند.

 

در گذشته، زنهای عرب، خلخال به پا می کردند، برخی از آنان برای این که آن را به دیگران نشان دهند، پا بر زمین می کوبیدند. آیه بالا، آنها را از این کار باز داشت.

 

بی گمان، مورد مخصص نیست. بنابراین، هر چیزی که سبب جلب توجه مردان گردد از قبیل: آرایش چهره، لباسهای مهیج و تحریک آمیزو... حرام است. به طور کلی زن در رفت و آمدها نباید کاری کند که سبب تحریک و تهیج و جلب توجه مردان نامحرم گردد.

 

به گفته استاد شهید مرتضی مطهری:

 

«شرافت زن اقتضاء می کند هنگامی که از خانه بیرون می رود، متین و سنگین و باوقار باشد. در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچ گونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد. عملا مردم را به سوی خود دعوت نکند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد، چه آن که گاهی اوقات ژستها سخن می گویند. راه رفتن سخن می گوید، طرز حرف زدنش حرف دیگر می زند.» (71)

 

«فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا.» (72)

 

در گفتار خضوع نکنید، تا آن که دلش بیمار است طمع کند و به خوبی و شایستگی سخن گویید.

 

هر چند در این آیه، روی سخن با زنان پیامبر(ص) است، اما بی شک، حکم ویژه آنها نیست. بنابراین، از آیه استفاده می شود که هیچ زنی حق ندارد به گونه ای سخن بگوید که افراد منحرف تحریک شده و در او طمع کنند. هر کار دیگری که سبب تحریک و تطمیع گردد، ممنوع است; زیرا هنگامی که علت حکمی به روشنی آمده باشد به استناد آن، می توان حکم را تعمیم و یا تخصیص داد.

 

درحقیقت در این آیه شریفه، تحریک و تطمیع افراد بیمار دل از سوی زنان نهی شده است، به وسیله سخن باشد و یا چیز دیگر.

 

اجازه همسر برای جهانگردی

آیا زن، برای سیروسفر باید از پدر و یا شوهر خود اجازه بگیرد؟

 

اگر اجازه را لازم دانستیم آیا بین سفرهای واجب، مستحب و مباح تفاوت ست یا نه؟

 

بی شک، زن اگر شوهر نداشته باشد خارج شدن او از منزل و یا سیروسفر او هیچ منعی ندارد. او تنها باید، حدود و شرایط اسلامی را رعایت کند، همان گونه که مرد به هنگام خارج شدن از خانه و یا گردشگری باید حدود و معیارهای اسلامی را رعایت نماید. البته اگر پدر از سیروسفر دخترش جلو بگیرد در این مورد دختر از باب حقوق والدین باید از وی پیروی کند. این ویژه زن نیست اگر پدری راضی به سیروسفر جوانش نباشد سفر او نیز روا نیست.

 

اما زنی که ازدواج کرده است، به سبب ازدواج بر زن و مرد به گونه ای متقابل حقوق و وظایفی واجب می گردد. این حقوق و وظایف گاه جنبه مالی دارد و گاه غیرمالی. در بعد مالی از قبیل: مهر، نفقه، جهیزیه و... تکلیف بر عهده شوهر و حق از آن زن است. شوهر مکلف است به همسر خود مهر بپردازد، زن مالک مهر می گردد. آنچه به عنوان جهیزیه به خانه شوهر می آورد از آن خود اوست،تامین مخارج زندگی زن بر عهده شوهر است و زن هر چند توانگر باشد وظیفه ندارد که دراین باره مشارکت کند.

 

اما در روابط غیرمالی می توان گفت: مطلب به عکس است. یکی از حقوق مرد بر زن اطاعت و پیروی از شوهر است.

 

استاد شهید مرتضی مطهری در این باره می نویسد:

 

«مصلحت خانوادگی ایجاب می کند که خارج شدن زن از خانه توام با رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد. البته مرد هم باید در حدود مصالح خانوادگی نظر بدهد نه بیش تر.» (73)

 

شوهرنباید از این اختیار قانونی، بسان حاکمی خودخواه و مستبد استفاده کند، بلکه او باید همانند مسؤولی دلسوز با بردباری و متانت از این اختیار بهره بگیرد. زن نیز نظرهای منطقی شوهر را بپذیرد.

 

روایات زیادی دراین باره آمده است از جمله:

 

امام باقر از قول پیامبر(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود:

 

«نهی رسول الله ان تخرج المرئه من بیتها بغیر اذن زوجها فان خرجت لعنها کل ملک فی السماء وکل شی تمر علیه من الجن والانس حتی ترجع الی بیتها و نهی ان تتزین لغیر زوجها فان فعلت کان حقا علی الله ان یحرقها بالنار.» (74)

 

پیامبر(ص) از خارج شدن زن بدون اجازه شوهرش نهی کرده است. اگر زن بدون اجازه خارج شود همه ملائکه آسمانها و هر چه آن زن بر آنان گذر کند از جن و انسان بر او نفرین می کنند، تا به خانه بازگردد.

 

همچنین، پیامبر(ص) از زینت کردن زن برای غیرشوهرش نهی کرد. اگر زن چنین کاری را انجام دهد، سزاوار است که خداوند او ر ا به آتش جهنم بسوزاند.

 

فقهای شیعه، با توجه به روایت بالا و مانند آنها، دو دیدگاه زیر را طرح کرده اند:

 

1. مشهور فقهای شیعه بر این باورند که خارج شدن زن از منزل بدون اجازه شوهر جایز نیست. و این، حق مستقلی است و هیچ ارتباطی به تمکین زن ندارد. بنابراین، زن باید برای خارج شدن از منزل و یا سیروسفر از شوهرش اجازه بگیرد. (75)

 

2. وظیفه زن «تمکین و ایفای حقوق همسری » است. و هر کاری از جمله خارج شدن از خانه و سیروسفر و گردشگری اگر با آن وظیفه ناسازگاری نداشته باشد، نیاز به اجازه شوهر نیست. براساس این دیدگاه پیروی زن از مرد در خارج شدن از خانه و سیروسفر مطلق نیست. (76) تنها در زمانی که مرد به او نیاز دارد جایز نیست که از خانه خارج شود، ولی اگر خارج شدن او با این حق ناسازگار نباشد، مثل این که مرد در اداره یا مسافرت باشد و... خارج شدن زن از خانه جایز است.

 

فقیهان شیعه، در کتابهای خود خارج شدن زن از خانه و یا سیروسفر او را به دوگونه زیر تقسیم کرده اند: (77)

 

1. خارج شدن از خانه و یا سفر او برای انجام یکی از واجبات باشد.

 

2. خارج شدن او برای امری مستحب و یا مباح باشد.

 

در صورت نخست، مثل این که زن می خواهد مسائل مورد نیاز خود را بیاموزد و یا این که مستطیع است می خواهد برای حج واجب سفر کند و یا در صورتی که برخی از واجبات کفایی بر زن واجب عینی شود در این گونه جاها مرد حق ندارد او را از بیرون رفتن و سیروسفر باز دارد از باب نمونه:

 

محمدبن مسلم می گوید از امام باقر(ع) پرسیدم از زنی که حج بر او واجب است ولی شوهرش اجازه نمی دهد به این سفر برود، آیا می تواند بدون اجازه او به این سفر برود؟

 

امام(ع) در پاسخ فرمودند:

 

«لاطاعة له علیها فی حجة الاسلام.» (78)

 

پیروی زن، از شوهرش در حج واجب، واجب نیست.

 

در روایت دیگری امام(ع) می فرماید:

 

لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق.» (79)

 

در معصیت آفریدگار، پیروی از بنده روا نیست.

 

و اما اگر سیروسفر از گونه دوم باشد; یعنی سفرمستحب و یا مباح باشد، در این جا اجازه شوهر لازم است.

 

اسحاق بن عمار از امام جواد(ع) می پرسد که زنی ثروتمند، حج واجب خود را انجام داده است، ولی از شوهرش اجازه می خواهد که حج استحبابی انجام دهد، آیا شوهرش می تواند او را باز دارد؟

 

امام(ع) می فرماید: بله، می تواند او را از حج استحبابی منع کند. (80)

 

فقهای شیعه، نیز به مضمون، این روایت فتوا داده اند. (81) با توجه به روایات یاد شده، سیروسفر زن یا همانند سفر حج، واجب است که نیاز به اجازه شوهر ندارد و حتی زن با منع شوهر نیز می تواند برای انجام حج واجب و یا همانند آن مسافرت کند و اما اگر سفر او مستحب، همانند حج استحبابی و یا مباح باشد باید با اجازه شوهر باشد و یا دست کم با حق همسرش ناسازگار نباشد.

 

همراه محرم در سفر برای زن

آیا همراه محرم برای زنان در سیروسفر لازم است یانه؟

 

دراین مساله دو دیدگاه وجود دارد:

 

1. فقهای شیعه بر این باورند که وجود همراه لازم نیست. زن بدون همراه نیز می تواند مسافرت کند، از باب نمونه:

 

محقق در شرایع می نویسد:

 

«الرابعة: لایشترط وجود المحرم فی النساء بل یکفی غلبة ظنها بالسلامه.» (82) وجود همراه محرم برای زنان در سفر شرط نیست، بلکه اطمینان زن به سلامت و امنیت در سفر کافی است.

 

صاحب جواهر، می نویسد: در این مساله بین فقهای شیعه اختلافی نیست. (83) فقهای شیعه، فرع بالا را درباب حج طرح کرده اند ولی ملاک در حج و غیر حج، بویژه اگر سفر، سفر واجب باشد یکسان است. بنابراین، از دیدگاه علمای شیعه، سفر زن به تنهایی در صورتی که امنیت جانی، مالی و آبرویی او تامین باشد مانعی ندارد، مثل این که با فردی و یا افرادی درستکارهم سفر گردد و یا با کاروانها و گروههایی که امنیت آن را تا حدودی حکومتها تضمین می کنند مسافرت کند.

 

صفوان جمال، چنان که از نامش پیداست، افراد را برای انجام حج با شترانش به مکه می برد. او از امام صادق(ع) می پرسد:

 

«قد عرفتنی بعملی، تاتینی المرئه اعرفها باسلامها وحبها ایاکم و ولایتها لکم لیس لها محرم، قال: اذا جاءت المراه المسلمه فاحملها فان المؤمن محرم المؤمنه، ثم تلاهذه الایه:«و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض...» (84) روایات بسیاری داریم (85) که مضمون روایت بالا را تایید می کنند از جمله:

 

در روایتی معاویة بن عمار، از امام صادق(ع) سؤال می کند، آیا زن می تواند بدون سرپرست به سفر حج برود، امام(ع) می فرماید:

 

«لاباس تخرج مع قوم ثقات.» (86)

 

مانعی ندارد. با گروهی که مورد اطمینان هستند می تواند به حج برود.

 

فرعهای فراوانی در این جا مطرح است که فقهای شیعه درکتابهای فقهی خود آن را طرح و بدان پاسخ گفته اند.

 

از باب نمونه:

 

اگر بدون همراه محرم، از امنیت برخوردارنیست، در این جا، آیا وجود همراه محرم، لازم است یا نه؟

 

در صورتی که زن از شوهرش بخواهد که در سفر همراه او باشد، آیا بر مرد لازم است که بپذیرد؟ اگر شوهر و یا یکی از محرمهای دیگر به زنی که حج بر او واجب شده ست بگوید در صورتی همراه تو به حج خواهم آمد که مخارج سفر و افزون بر آن هم مقداری پول به من بدهی، آیا بر زن پذیرش آن لازم است؟ آیا بین سفر واجب همانند حج و غیر آن تفاوت است؟

 

آیا در صورتی که رفتن به حج بستگی بر وجود شوهر باشد، آیا لازم است که زن ازدواج کند؟

 

اگر مرد ادعا کند که همسر او در این سفر امنیت ندارد و زن برخلاف او اعتقاد داشته باشد در این جا چه باید کرد؟ سخن کدامیک مقدم است؟

 

صاحب جواهر پرسشهای بالا را طرح و بدانها پاسخ گفته است (87) و ما برای این که این مقال به درازا نکشد از آوردن آن صرف نظرمی کنیم.

 

دیدگاه اهل سنت

بیش تر اهل سنت، همراه محرم را در سیروسفر برای زنان واجب می دانند. از باب نمونه: حنفیان پس از آن که بین شرائط وجوب حج و شرائط ادای آن فرق می گذارند، وجود همراه را برای انجام حج لازم می دانند.

 

«ثالثها: وجود زوج او محرم للمراة، لافرق بین ان یکون المراة شابه اوعجوزا، اذا کان بینها وبین مکه ثلاثه ایام، فاکثر، اما اذا کانت المسافه اقل من ذلک فیجب علیها اداء الحج و ان لم یکن معها محرم.» (88) سومین شرط از شرایط واجب بودن ادای حج آن است که: شوهر و یا یکی از محرمهای زن، همراه او باشد. زن جوان و پیر در این حکم تفاوتی ندارد. البته لزوم وجود همراه برای زن در صورتی است که زن بخواهد از جایی به مکه برود که سه روز یا بیش تر راه باشد و اما اگر کم تر از آن اندازه باشد، بر او واجب است حج بگزارد، هر چند شوهر یا یکی از محرمهایش با او نباشد.

 

در مذهب حنبلی آمده است:

 

«واما المراه لایجب علیها الحج الا اذا کان معها زوجها او احد من محارمها.» (89) بر زن، حج واجب نیست مگر این که شوهر یا یکی از محرمهای زن همراه او باشند.

 

در مذهب مالکی: در صورتی که شوهر یا یکی از محرمها و یا گروهی مورد اطمینان برای همراهی وجود داشته باشند، حج بر زن واجب است و اگر نباشند واجب نیست. (90) در مذهب شافعی آمده است:

 

در صورتی حج بر زن واجب است که شوهر یا یکی از محرمها و یا زنان مورد اطمینان: دو نفر یا بیش تر همراه او باشند. اگر تنها یک زن به عنوان همراه پیدا کند، حج بر او واجب نیست، هر چند جایز است که حج واجب را همراه همان یک زن انجام دهد، بلکه جایز است به تنهایی برای ادای حج واجب مسافرت کند در صورتی که امنیت باشد. (91) نویسنده «المنار فی تفسیر القرآن » پس از آن که «سائحون » در سوره توبه (92) ، را به سیاحت و سیروسفر در زمین برای هدفی درست همانند: دانش آموختن، جهاد در راه خدا، هجرت در راه خدا و... تفسیر می کند و می گوید:

 

«علت این که برخی از مفسران «سائحات » را به روزه داران، تفسیرکرده اند، این است که بعید دانسته اند، خداوند زن را به خاطر سیاحت در روی زمین ستایش کرده باشد.»

 

سپس ایشان می نویسد:

 

«انما یحظر فی الاسلام سفرالمراة منفردة دون زوجها او احد محارمها واما اذا کانت تسیح مع الزوج و المحرم حیث یسیح لغرض صحیح من علم نافع او عمل صالح اوطلب الصحه او الرزق فلااشکال فی مدحها بالسیاحه.» (93) در اسلام، سفر زن به تنهایی بدون شوهر و یا یکی از محرمهایش حرام است، اما اگر زن با شوهر و یا یکی از محرم هایش و با انگیزه و هدف درستی چون: آموختن دانش سودمند، عمل صالح، حفظ سلامتی و یاکسب رزق و در آمد، به سیروسیاحت بپردازد هیچ اشکالی ندارد که خداوند چنین زنانی را ستایش کند.

 

سپس ایشان استدلال می کند که زنان پیامبر(ص) و یاران او، همراه آنان به سیروسفر می رفته اند. (94)

 

امنیت زن مسلمان در سیروسفر

یکی دیگر از محدودیتها برای سیروسفر زن مسلمان، این است که امنیت مالی و جانی و آبرویی داشته باشد. در روایات ما درباره حکومت جهانی امام زمان(ع) آمده است:

 

«در آن روزگار زن با زیب و زیور خویش از عراق درآید و تا شام برود و از هیچ چیز نترسد.» (95) از این روایت و مانند آن فهمیده می شود که اگر جامعه سالم باشد و خطری زن را تهدید نکند سفر او به تنهایی هیچ منعی ندارد.

 

در چندین روایت (96) از امامان معصوم(ع) آمده است که سفر زن برای حج در صورتی که امنیت باشد و خطری او را تهدید نکند جایز است، از باب نمونه:

 

از امام صادق(ع) سؤال شد که زنی می خواهد به حج برود، اما همراه محرم ندارد آیا چنین سفری برای او جایز است؟ امام(ع) در پاسخ می فرماید:

 

«نعم، اذا کانت مامونة.» (97)

 

بله، جایز است، اگر سفر او بی خطر و از امنیت برخوردار باشد.

 

و در جای دیگر در پاسخ می فرماید:

 

«ان کانت مامونة تحج مع اخیها المسلم.» (98)

 

بنابراین، جایز نیست به کشور و یا شهری برود که از پیش می داند در آن جا امنیتی برای او وجود ندارد.

 

آیا ارزیابی و تشخیص شرایط به فهم خودش واگذاشته شده است؟ یعنی اگر زن می خواهد به شهر یا کشوری مسافرت کند خودش باید تشخیص بدهد که در آن جا شرائط چگونه است؟

 

بی گمان، اگر انسان به شهر و یا کشوری که می خواهد مسافرت کند دارای آگاهیهای کافی از آن جا باشد، به گونه ای که بتواند موقعیت و شرائط آن جا را ارزیابی کند، او خود به این کار می پردازد; زیرا این کار، به تکلیف شرعی او مربوط می شود، ولی اگر دارای آگاهی و بصیرت کافی نیست، باید از کسانی که آگاهیهای لازم را دارند جست وجو کند و وظیفه خود را باز شناسد.

 

ممکن است در این گونه موارد صلاح اندیشی زن از پدر و یا شوهر کارساز باشد.

 

زنان جهانگرد غیر مسلمان

ضرورت بحث و بررسی درباره قوانین حاکم بر روابط ملتها وملیتها و تدوین قانونهایی روشن در این راستا، بویژه در دنیای امروز، بر کسی پوشیده نیست. امروزه، پیوند مسلمانان باغیر مسلمانان بسیار گسترده و گونه گون است، از این روی، بایسته است که بررسی درباره مسائل و احکام آن، در سرلوحه کارهای پژوهشی فقهی قرار گیرد. خوشبختانه کتابهای حدیثی و فقهی ما سرشار از احادیث و قواعدی است که می توان احکام مورد نیاز را از آن استنباط کرد.

 

در این بخش به گوشه ای از این موضوع می پردازیم یعنی گردشگری زنان غیر مسلمان به کشورهای اسلامی.

 

بخشی از اصولی که در روابط غیرمسلمانان با مسلمانان مطرح است، فراگیرند و اختصاص به زنان یا مردان ندارد; از قبیل: لزوم احترام متقابل، حسن معاشرت با آنان، رعایت حرمت جان و مال و آبروی آنان....

 

همچنین برخی از محدودیتهایی که آنان باید بدان تن در دهند، از جمله: آنان باید در کشورهای اسلامی آشکارا گناه نکنند، قانونهای کشوری را که وارد آن می شوند رعایت کنند. در پی توطئه، جاسوسی، گسترش فساد و... نباشند.

 

این اصول و محدودیتهایی است که در آن تفاوتی بین زن و مرد نیست. همه غیر مسلمانان در سرزمینهای اسلامی باید بدان پایبند باشند. ما در این جا در صدد شرح این بخش نیستیم. ما در این بخش بر آنیم به پاره ای از ترازها که رعایت آنها اختصاص به زنهای غیر مسلمان دارد و یا رعایت آن ازسوی آنان از اهمیت بیش تری برخوردار است، اشاره ای گذرا داشته باشیم، از جمله:

 

1. پوشش زنان جهانگرد

پوشش زن، در برابر مردان بیگانه از ویژگیهای اسلام نیست. در شریعت موسی و عیسی(ع) و دیگر آیینهای توحیدی نیز «پوشش » وجود داشته است.

 

در عهد قدیم، زنانی که بدون پوشش و با قصد خودنمایی درمیان مردم حرکت کنند، نکوهش شده اند و کیفر سختی ازسوی خداوند برای آنان وعده داده شده است. (99) ویل دورانت درباره این قانون در میان یهود می نویسد:

 

«اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت: چنانکه مثلا بی آن که چیزی به سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت و یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد، یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.» (100) عهد جدید، نیز پوشش سر را برای زنان واجب می داند و برای کسانی که از این قانون سرباز زنند کیفر سختی همانند: تراشیدن موهای سر آنان را در نظر گرفته است.

 

حجابی که امروزه، راهبه های مسیحی دارند، همان حجاب و پوششی است که شریعت عیسی(ع) از زنان مسیحی خواسته است. (101) برای شناخت حکم پوشش زنان غیرمسلمان، و یا وادار کردن آنان به پوشش اسلامی، به هنگام حضور در جوامع اسلامی، باید به دو نکته اساسی زیر توجه داشته باشیم:

 

1. با مطالعه قراردادهایی که پیامبر اسلام(ص) با اهل ذمه داشته است، (102) به این نتیجه می رسیم که آنان می توانند بر اساس فرهنگ خودشان رفتار کنند و هیچ الزامی نسبت به پوشش اسلامی ندارند; زیرا با این که در این قراردادها اهداف و مواد آن به گونه ای روشن تنظیم می شده است، در عین حال، هیچ سخنی از پوشش زنان آنها به میان نیامده است.

 

افزون بر این، در قراردادهای ذمه، فقهای شیعه، دوگونه شرط را یادآوری کرده اند:

 

الف. شرایطی که باید در متن قرارداد قید گردد از قبیل: جزیه، احترام به قانونهای اسلام، پذیرش احکام جزایی و قضایی اسلام و...

 

ب. شرایطی که با توافق مسلمانان و اهل ذمه بهتر است در قرارداد گنجانده شود: از قبیل: خودداری از پیشنهاد ازدواج با زنان مسلمان، خودداری از تلاشهای تبلیغی و... (103) در هر دو بخش اشاره ای به الزام زنان اهل ذمه به حجاب نیامده است.

 

با این که اگر از مواد اساسی بود و یا دست کم از مواردی بود که بهتر بود که در قرارداد گنجانده شود، باید جزو آن شرایط آورده می شد.

 

2. در شماری از روایات از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) سؤال شده که نگاه کردن به سروصورت و موهای اهل ذمه چه حکمی دارد؟ از باب نمونه:

 

درحدیثی از علی(ع) آمده است:

 

«لاباس بالنظر الی رؤوس النساء من اهل الذمه.» (104) نگاه به سرهای زنان اهل ذمه جایز است.

 

در روایتی دیگر، سکونی، از امام صادق(ع) نقل کرده که پیامبر اسلام(ص) فرمود:

 

«لاحرمة لنساء اهل الذمه ان ینظرالی شعورهن وایدیهن.» (105) حرام نیست که به موها و دستهای زنان اهل ذمه نگاه شود.

 

از این روایات، به دست می آید که زنان اهل ذمه، فرهنگ پیش از اسلام را حفظ کرده بودند و به پوشش اسلامی پایبند نبوده اند و الزامی هم برای آنان از سوی پیامبر(ص) و یا امامان معصوم(ع) همانند زنان مسلمان وجود نداشته است. پرسش مسلمانان نیز، برای این بوده است که تکلیف خودشان را در برخورد با آنان بفهمند.

 

از این دو نکته به این نتیجه می رسیم که زنان اهل ذمه ملزم به حجاب و پوشش اسلامی نبوده اند. وقتی که زنان اهل ذمه ملزم نباشند، به طریق اولی، زنان دیگر کافران ملزم به پوشش اسلامی نیستند.

 

فقهای شیعه، با توجه به این مطلب که واداشتن آنان به پوشش واجب نیست، حکم شرعی نگاه به سروصورت و موهای آنان را بیان کرده اند.

 

همه فقهای شیعه، نگاه به زنان غیرمسلمان را جایز دانسته اند، ولی شماری از آنان قیدی را اضافه کرده اند و آن این است: باید به اندازه ای که در زمان پیامبر(ص) نپوشیدن آن معمول بوده است، بسنده کرد. یعنی باید دید چه اندازه از بدن خود را در آن زمان نمی پوشانده اند، نگاه به همان مقدارجایز است، اما بیش از آن، مثل نگاه کردن به برخی از زنهایی که به گونه ای نیمه عریان، در میان مردم ظاهر می شوند، جایز نیست. ولی دیدگاه دیگر بر آن است که هر اندازه از بدنشان که به طور معمول آن را در میان مردم نمی پوشانند، نگاه به آن مانعی ندارد. هر چند در زمان پیامبر(ص) کم تر از آن را باز می گذاشته اند.

 

امام خمینی در این باره می نویسد:

 

«نگاه کردن به زنان نامحرم غیرمسلمان جایز است. بنابر احتیاط واجب نمی توان به مواضعی که به طور معمولی می پوشانند نگاه کرد، مشروط به آن که به قصد ریبه و تلذذ نباشد.» (106) بسیاری از فقهای شیعه، این دو قید را در نگاه کردن به زنان اهل کتاب و دیگر زنان غیرمسلمان، آورده اند. مقصود از این دو چیست؟

 

تلذذ: لذت بردن، یعنی نگاهی نباشد که به قصد لذت باشد.

 

ریبه: یعنی نگاهی که برای چشم چرانی و لذت بردن نیست، ولی وضعیت به گونه ای است که نگاه کردن ممکن است، لغزشی را در پی داشته باشد.

 

صاعب عروه، ریبه، را به ترس از این که به حرام بیفتد معنی کرده است. (107) مرحوم آیت الله حکیم، می نویسد:

 

«روایات مطلق است و دارای هیچ گونه قیدی نیستند; از این روی، فقهای شیعه، برای لزوم آن دو قید، به اجماع استناد کرده اند.» (108) بنابراین، نگاه کردن به صورت و دستها و موهای زنان اهل کتاب و دیگر زنهای غیرمسلمان جایز است. البته اگر انسان ترس از آن داشته باشد که با نگاه کردن به حرام بیفتد، نباید نگاه کند. از این فتاوا نیز می فهمیم که واداشتن آنان به پوشش لازم نیست.

 

یادآوری: فقهای شیعه بر این باورند: کافران، چه اهل کتاب و چه غیرآنان، همان گونه که مکلف به اصول دین هستند، مکلف به فروع و احکام دین نیز هستند. (109) در نتیجه بر آنان واجب است که همه واجبات اسلامی را انجام دهند. از جمله: حجاب و پوشش اسلامی را رعایت کنند و از همه حرامها نیز بپرهیزند.

 

باور یاد شده، هیچ گونه ناسازگاری با آنچه آوردیم ندارد. و دلیلی برای ضرورت پوشش زنان غیر مسلمان نخواهد بود; چرا که تکلیف کافران تنها اثر اخروی دارد، نه دنیوی، از این روی، اگر آنان به واجبات عمل کنند پذیرفته نیست، چون شرط درستی این تکالیف اسلام است که در آنان نیست.

 

مسلمانان با این که قدرت داشتند که اهل ذمه را به انجام نماز، حج و... و دادن زکات و پوشش و... مجبور کنند، چنین نکردند.

 

حکم ثانوی یا حکومتی

از آنچه آمد، روشن شد که زنان اهل کتاب و کافران می توانند با لباس معمولی خودشان و با پوششی متناسب با عرف و آیین خودشان درکشورهای اسلامی به سیروسفر و گردشگری بپردازند.

 

در عین حال، آیا واداشتن آنان به رعایت حجاب و یا پوشش مشخصی براساس مصلحت و حکم حکومتی و یا به عنوان ثانوی، جایز است یا نه؟

 

بی گمان، حکومت اسلامی، باید از عفت عمومی جامعه اسلامی پاسداری کند و از راهها و عواملی که سبب فساد و انحراف می گردد، جلو بگیرد. بر این اساس، اگر حاکم اسلامی تشخیص دهد که رفت وآمد زنان غیرمسلمان بدون پوشش مناسب در میان جامعه اسلامی گسترش فسادرا در پی دارد و یا سبب می شود که زنان مسلمان به بی حجابی روی آورند، می تواند از اختیارات حکومتی خود بهره گرفته و با در نظر گرفتن مصلحت اسلام و امت اسلامی آنان را به پوشش خاصی وادارد، پوششی که از فساد و انحراف جلوگیری کند، هر چند همانند پوشش زنهای مسلمان نباشد، دست کم، بدن و سروگردن آنها پوشیده باشد.

 

ورود زنان کافر به مساجد و مشاهد مشرفه

درباره ورود کافران به مساجد و مشاهد مشرفه دیدگاهها یکسان نیست. اگر پذیرفتیم که ورود کافران به مساجد و مشاهد مشرفه جایز است و کفر به تنهایی سبب حرام بودن ورود آنان نیست، روشن است که ورود زنان نیز جایز است; زیرا در این جهت فرقی بین زنان و مردان نیست، آیا در این صورت حکومت اسلامی می تواند به عنوان ثانوی و یا براساس مصلحت، برای ورود آنان به طور عموم و برای زنان بویژه محدودیتهایی را به اجرا بگذارد. از باب نمونه: دستور دهد در صورتی زنان غیرمسلمان می توانند به این مکانهای مقدس وارد شوند که حجاب کامل و یا دست کم با پوشش بدن و روسری باشند.

 

بی شک، هر چند کفر را مانع از ورود کافران به مسجد ندانیم، ولی این بدان معنی نیست که در مساجد و مشاهد مشرفه، بدون قاعده و برنامه به روی هر غیر مسلمانی باز باشد. مسجد مکان عبادت، ارشاد و هدایت، و تبلیغ دین است انجام هر کاری که با این امور ناسازگار باشد روا نیست، حتی برای مسلمانان، چه رسد به غیر مسلمانان.

 

بر این اساس، ورود کافران به مساجد در درجه نخست باید انگیزه شرع پسند داشته باشد، مانند: آشنایی با معارف اسلامی، شنیدن سخن وحی، آشنایی با آداب و رسوم عبادی مسلمانان و... و یا دست کم انگیزه های عقلایی همانند: مشاهده آثار و تمدن اسلامی بر جای مانده در بناهای مساجد.

 

با این همه، حفظ شؤون مسجد و مکانهای مقدس نیز لازم است. به این معنی که از نظر پوشش و چگونگی رفت وآمد و نگهداشت ادب و احترام، رفتارها باید به گونه ای باشد که بی احترامی به مسجد و حرم امامان(ع) و امام زادگان و هتک حرمت آن مکانهای مقدس نشود که در این صورت، بدون تردید، جایز نیست.

 

احترام متقابل

روابط مسلمانان با غیرمسلمانان باید براساس احترام متقابل باشد. همان گونه که مسلمانان وظیفه دارند به نیکی با آنان معاشرت کنند... آنان نیز وظیفه دارند در وطن اسلامی، برای مردم، مذهب و حکومت ما احترام قائل شوند. بدین معنی: از کارهایی که ناسازگار با اصل «احترام متقابل » است خودداری کنند. از باب نمونه: به آزار و اذیت مسلمانان نپردازند. به دشمنان اسلام و مسلمانان کمک نکنند، آشکارا منکرها را انجام ندهند، در پی جاسوسی و گسترش فساد نباشند و....

 

اگر بدانیم گروهی از مردان و یا زنانی که به عنوان جهانگردی می خواهند به ایران اسلامی مسافرت کنند، در پی جاسوسی و یا اشاعه فحشا و فسادند وظیفه ما در برابر آنها چیست؟

 

آیا می توانیم آنان را به عنوان جهانگرد بپذیریم؟

 

در صورت پذیرش، اگر دست به چنین کارهایی زدند، با آنها چگونه باید برخورد کنیم؟

 

آیا تنها باید آنها را از کشور خارج کنیم؟ و یا آنان را براساس معیارها اسلامی محاکمه کنیم؟

 

و....

 

بی گمان، پذیرش مردان و یا زنانی که انسان آگاهی دارد در صورتی که به کشور اسلامی وارد شوند گناه و منکرات را گسترش می دهند و یا در پی اهداف دیگری برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی هستند جایز نیست. البته در صورتی که توان نظارت و مراقبت بر آنها را داشته باشیم به گونه ای که نتوانند اهداف خود را عملی کنند پذیرش آنان اشکالی ندارد... پرسشهای یاد شده چون از مسائل ویژه زنان نیست و در جای خود به شرح خواهد آمد از بحث و بررسی بیش تر پیرامون آن صرف نظر می کنیم.

 

در پایان این مقال، یادآوری مجدد این نکته را بی سود نمی دانیم که: در احکام مربوط به زنان زمینه های تحقیق و پژوهش بسیار است و پرسشهای بر جای مانده فراوان، امید آن که محققان و پژوهشگران در این راه گامهای مؤثر و اساسی بردارند.

 

پی نوشتها:

 

1. سوره «حجرات »، آیه 13; «نساء»، آیه 1; «اعراف »، آیه 189; «نحل »، آیه 72.

 

2. سوره «احزاب »، آیه 72.

 

3. سوره «نحل »، آیه 97; سوره «نساء»، آیه 124; «آل عمران »، آیه 195; «غافر»، آیه 40.

 

4. سوره «احزاب »، آیه 35; سوره «توبه »، آیه 72.

 

5. سوره «توبه »، آیه 71، «وسائل الشیعه »، شیخ حر عاملی، ج 11/353-416 «العقدالفرید»، ابن عبدربه اندلسی، تحقیق عبدالمجید ترحیینی، ج 1/344-358، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، گروهی از زنان صدر اسلام را که در برابر معاویه ایستاده اند و یا مردم را به جنگ او تحریض می کرده اند آورده است.

 

6. سوره «ممتحنه »، آیه 12; «الطبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/11، دار صادر، بیروت; «تاریخ الامم والملوک »، ابی جعفر محمدبن جریر طبری، ج 2/92 و 337، انتشارات ارومیه، قم; «الکامل فی التاریخ »، ابن اثیر، ج 2/252، دار صادر، بیروت.

 

7. «بحارالانوار»، علامه مجلسی، ج 1/177، 180، مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان; «نهج الفصاحه » مجموعه کلمات قصار پیامبر اسلام(ص) مترجم و گردآورنده: ابوالقاسم پاینده، 64، سازمان انتشارات جاویدان.

 

8. سوره «نساء»، آیه 97 98.

 

9. «صحیفه نور»، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، ج 3/49، ارشاد اسلامی.

 

10. «حقوق النساء فی الاسلام »، سید محمد رشید رضا، 31، دارالاضواء.

 

11. سوره «آل عمران »، آیه 138-137.

 

12. سوره «روم »، آیه 9، 42.

 

13. سوره «نمل »، آیه 69; «عنکبوت »، آیه 20; «فاطر»، آیه 44; «مؤمن »، آیه 82; «حج »، آیه 46; «یوسف »، آیه 109.

 

14. سوره «انعام »، آیه 11.

 

15. سوره «توبه »، آیه 60.

 

16. سوره «توبه »، آیه 112; «تحریم »، آیه 5.

 

17. «تفسیر القرآن الکریم الشهیر بتفسیر المنار»، محمد رشید رضا، ج 11/52، ج 8/289، دارالمعرفة، بیروت.

 

18. همان مدرک، ج 11/53.

 

19. در این باره، آیاتی که در آن، قصه خضر(ع) ، موسی(ع)، ابراهیم(ع)، و... آمده، مطالعه کنید.

 

20. سوره «احزاب »، آیه 34.

 

21. «وسائل الشیعه »، ج 12/89، ام سلمه با اجازه پیامبر(ص) در مجلس عزا شرکت می کند. افزون بر این، ام سلمه، با خلفا نیز، گفت وگوهایی داشته است، روایاتی نیز از او نقل کرده اند.

 

22. «سیرة النبویه »، ابن هشام، ج 3/356، داراحیاء التراث العربی; «طبقات الکبری »، ج 8/294; «در المنثور»، سیوطی، ج 5/25، کتابخانه آیت الله مرعشی; «المیزان »، ج 18/96، اعلمی، بیروت.

 

23. سوره «احزاب »، آیه 53.

 

24. در گفتار عالمان دینی هر جا سخن از آیه حجاب رفته مقصود همین آیه است. دستور حجاب در این آیه، غیر از «ستر و پوشش » است که هر زن مسلمان موظف است آن را رعایت کند.

 

بر اساس این آیه مرد اگر چیزی از زن می خواهد بدون این که داخل اطاق شود، باید از پشت پرده صدا بزند. در قرآن و کتابهای فقهی ما برای پوشش زن از نامحرم واژه حجاب نیامده است.

 

در گذشته در کتابهای فقها «ستر» به کار می رفته است و به گفته برخی از عالمان معاصر روشن نیست این کلمه (حجاب) از چه زمانی به جای «ستر» به کار گرفته شده است.

 

«مساله حجاب » شهید مطهری، نشریه انجمن پزشکان/62-66.

 

25. «در المنثور»، ج 5/25; «المنار»، ج 11/53; «المیزان »، علامه طباطبایی، ج 18/96.

 

26. «وسائل الشیعه »، ج 12/89، دیگر همسران پیامبر(ص) نیز در جامعه رفت وآمد داشتند; «صحیح بخاری »، ج 7/49; ج 8/66.

 

27. «الفروع من الکافی »، کلینی، 5/528، دارصعب، دارالتعارف.

 

28. «همان مدرک »، 528 529.

 

29. «حلیة الاولیاء» ج 2/69 70، چهره زن در آئینه اسلام و قرآن، مرتضی فهیم کرمانی 20/.

 

30. «وسائل الشیعه »، ج 14/173; «فروع کافی »، ج 5/535.

 

31. همان مدرک.

 

32. «جواهر الکلام »، شیخ محمد حسین نجفی، ج 29/97; «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48 خود این دو بزرگوار این فتوا را نپذیرفته اند.

 

33. «جواهرالکلام »، ج 29/98.

 

34. سوره «احزاب »، آیه 36.

 

35. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48.

 

36. «فروع کافی »، ج 5/535; «وسائل الشیعه »، ج 18/451.

 

37. «همان مدرک ».

 

38. «فروع کافی »، ج 5/535; «وسائل الشیعه »، ج 8/452; ج 14/173.

 

39. «وسائل الشیعه »، ج 14/143.

 

40. «بحارالانوار»، ج 47/2، ج 80/19، ج 81/235، ج 79/227 و 236.

 

41. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48; «تحریر الوسیله »، ج 2/245.

 

42. «جواهر الکلام »، ج 29/98; «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48.

 

43. «عروة الوثقی »، سید محمد کاظم یزدی، کتاب النکاح، مساله 39.

 

44. «انوار الملکوت »، محمد حسین تهرانی ج 1/178، انتشارات علامه طباطبایی، مشهد.

 

45. همان مدرک/ 178، 182.

 

46. «التنقیح فی شرح عروة الوثقی »، تقریر درس آیت الله خوئی، مقرر: میرزا علی تبریزی غروی، ج 1/226، کتاب اجتهاد وتقلید، دارالهادی، قم.

 

47. «سیرة النبویة »، ابن هشام، ج 3/356، دار احیاء التراث العربی، بیروت; «اعلام النساء»، عمر رضا کحاله، ج 4/336، مؤسسة الرساله، بیروت، «الطبقات الکبری »، ج 8/293.

 

48. «الطبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/292.

 

49. همان مدرک.

 

50. «المغازی »، واقدی، ج 1/248، نشر دانش، قم.

 

51. «شرح نهج البلاغه »، ابن ابی الحدید، ج 14/266.

 

52. «طبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/455.

 

53. «سیرة النبویه » ابن هشام، ج 3/356.

 

54. «اعیان الشیعه »، سید محسن امین، ج 3/476، دارالتعارف للمطبوعات; بیروت، «ریاحین الشریعه »، ذبیح الله محلاتی، ج 3/383.

 

55. «شرح نهج البلاغه »، ابن ابی الحدید، ج 4/92، داراحیاء التراث العربی، بیروت.

 

56. «سیرة النبویة »، ابن هشام، ج 3/356، داراحیاء التراث العربی; «اعلام النساء»، عمر رضا کحاله، ج 4/336، مؤسسه الرساله، بیروت.

 

57. «بحارالانوار»، ج 41/119-120.

 

58. همان مدرک.

 

59. «العقد الفرید»، ابن عبد ربه، ج 1/347-349، دارالکتب العلمیه.

 

60. همان مدرک/346، 357.

 

61. «همان مدرک » 349، 352، 354.

 

62. «در المنثور»، جلال الدین سیوطی،ج 5/25، کتابخانه آیت الله مرعشی; «المنار»، ج 11/53; «المیزان »، علامه طباطبائی، ج 18/96، مؤسسه اعلمی، بیروت.

 

63. «الجمل »، شیخ مفید، تحقیق سید علی میرشریفی، 415، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم.

 

64. «لهوف »، سیدبن طاووس/ 28، حیدریه، نجف.

 

65. «الاحتجاج » طبرسی، تعلیق و تحقیق، محمد باقر موسوی خرسان، ج 1/97 107; مؤسسه اعلمی، بیروت.

 

66. «وسائل الشیعه »، ج 12/88.

 

67. «الفروع من الکافی »، ج 3/217، دار صعب، دارالتعارف، بیروت.

 

68. سوره «نور»، آیه 30-31.

 

69. سوره «قصص »، 25-28.

 

70. سوره «نور»، آیه 31.

 

71. «مساله حجاب »، شهید مطهری/86.

 

72. سوره «احزاب »، آیه 32.

 

73. «مساله حجاب »/ 88.

 

74. «وسائل الشیعه »، ج 14/112، 114، 156، 157.

 

75. «جواهرالکلام »، ج 31/314; ج 17/333.

 

76. همان مدرک; «المسائل الفقهیه »، آیة الله سید محمد حسین فضل الله، ج 1/261، 264، مجله «الموسم » شماره 21-22/92.

 

77. «جواهر الکلام »، ج 31/313. فقهای بزرگوار ما تقسیم بندی را برای تعیین وجوب نفقه و یا سقوط نفقه انجام داده اند که در نتیجه حکم سفر زن نیز از آن فهمیده می شود.

 

78. «وسائل الشیعه »، ج 8/110.

 

79. همان مدرک/ 111.

 

80. همان مدرک/ 110.

 

81. «جواهر الکلام »، ج 17/332، ج 31/314.

 

82. «شرایع الاسلام »، محقق حلی، ج 1/229، دارالاضواء، بیروت.

 

83. «جواهر الکلام »، ج 17/330.

 

84. «وسائل الشیعه »، ج 8/108.

 

85. همان مدرک/ 108-110.

 

86. همان مدرک/ 109.

 

87. «جواهر الکلام »، ج 17/331-332.

 

88. «الفقه علی المذاهب الاربعه »، عبدالرحمن حریزی، ج 1/633، احیاء التراث العربی.

 

89. همان مدرک/ 635.

 

90. همان مدرک/ 634.

 

91. همان مدرک/ 636.

 

92. سوره «توبه »، آیه 112.

 

93. تفسیر «المنار»، ج 11/52.

 

94. همان مدرک/ 53.

 

95. «منتخب الاثر»، لطف الله صافی گلپایگانی، 474، مکتبة الداوری، قم.

 

96. «وسائل الشیعه »، ج 8/108-111.

 

97. همان مدرک/ 109.

 

98. همان مدرک.

 

99. «المراة فی التاریخ والشریعه »، دکتر اسعد سحمرانی، 195، دارالنفائس، بیروت.

 

100. «مساله حجاب » شهید مطهری، 5 6 به نقل از «تاریخ تمدن »، ویل دورانت ج 12/30.

 

101. «المراة فی التاریخ والشریعه »، 196-195.

 

102. «السیرة النبویه »، ابن هشام، 2/147، دار احیاء التراث العربی; «مجموعة الوثائق السیاسه »، محمد حمید، دارالنفائس، بسیاری از این قراردادها را آورده است.

 

103. «تذکرة الفقهاء»، علامه حلی، ج 1/443-442، مکتبة المرتضویه لاحیاء الآثار الجعفریه.

 

104. «وسائل الشیعه »، ج 14/149.

 

105. همان مدرک.

 

106. «تحریر الوسیله »، امام خمینی، ج 2/244.

 

107. «عروة الوثقی »، کتاب النکاح، مساله، 27.

 

108. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/20.

 

109. «تذکرة الفقهاء»، ج 1/202 و 204; «شرائع الاسلام »، محقق حلی، ج 1/142، دارالاضواء، بیروت; «جواهر الکلام »، ج 15/64-61، دار احیاء التراث العربی.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:45  توسط طاهره رحیم پور  | 

1ـ لازم است خانواده هاى عزيز قبل از ازدواج دختر و پسر، زمينه ديدار آن دورا با هم فراهم نمايند، در اين زمينه خواندن عقد و ايجاد محرميّت لازمنيست، اين واقعيتى است كه اسلام آن را اجازه مى دهد، و فقه اسلامى آن رابى مانع مى داند، اين ديدار براى هر دو ضرورى است، تا با ديدن يكديگركمالات و عيوب ظاهرى را بفهمند، و سپس در تصميم گيرى اقدام نمايند، علاوهراه ردّ و ايراد و اشكال تراشى را براى بعد از ازدواج ببندند، البته دراين ديدار بايد قصد و نيت ازدواج، و پسند و عدم پسند مطرح باشد، تا فضاىبرنامه از معصيت حق پاك بماند، به رواياتى كه در اين زمينه وارد شده عنايتكنيد :قالَ النَّبِىُّ لِلْمُغيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ وَ قَدْ خَطَبَإِمْرَأَةً لَوْ نَظَرْتَ اِلَيْها فَإِنَّهُ اَحْرى اَنْ يَدُومَبَيْنَكُما. رسول حق به مغيرة بن شعبه كه با زنى ازدواج كرده بود فرمود :اگر قبلاً او را مى ديدى اميد توافق و سازش در بين شما بيشتر بود.محمد بنمسلم مى گويد از حضرت باقر (عليه السلام) پرسيدم :عَنِ الرَّجُلِ يُريدُاَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ أَيَنْظُرُ اِلَيْها ؟ قالَ نَعَمْ اِنَّمايَشْتَريها بِاَغْلَى الثَّمَنِ. مردى كه مى خواهد ازدواج كند، حق دارد زنمورد نظر براى ازدواج را ببيند ؟ فرمود : آرى به گران ترين قيمت مى خرد،چرا حقّ ديدن نداشته باشد ؟حسن سرى گويد :ُلْتُ لاَِبى عَبْدِاللّهِالرَّجُلُ يُريدُ اَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ يَتَأَمَّلُها وَ يَنْظُرُاِلى خَلْفِها وَ اِلى وَجْهِها ؟ قالَ نَعَمْ لا بَأْسَ اَنْ يَنْظُرَالرَّجُلُ اِلَى الْمَرْأَةِ اِذا اَرادَ اَنْ يَتَزَوَّجَها يَنْظُرُاِلى خَلْفِها وَ اِلى وَجْهِها. به حضرت صادق(عليه السلام) عرضه داشتمبراى مرد جايز است پيش از ازدواج در وجود زن دقت كند، پشت سر و صورتش راببيند ؟ فرمود : آرى مانعى ندارد كه زن مورد نظر را از پشت سر يا جلوى روببيند.و مردى به امام ششم گفت :اَيَنْظُرُ الرَّجُلُ اِلَى الْمَرْأَةِيُريدُ تَزْويجَها فَيَنْظُرُ اِلى شَعْرِها وَ مَحاسِنِها قالَ لا بَأْسَبِذلِكَ اِذا لَمْ يَكُنْ مُتَلَذِّذاً ـ وَ فى خَبَر : وَ تَقُومُ حَتّىيَنْظُرَ اِلَيْها ؟ قالَ نَعَمْ وَ تُرَقِّقُ لَهُ الثِّيابَ.جائز استمرد موى سر و زيبائيهاى زنى را كه مى خواهد بگيرد، ببيند ؟ فرمود : اگرمنظور آگاهى از خصوصيات اوست اشكال ندارد، در خبر ديگرى آمده كه از حضرتسئوال شد، جايز است زن بايستد تا مرد او را نظر كند، فرمود : آرى، بلكهپوشيدن لباس نازك هم در آن وقت مانعى ندارد.وَ قالَ (صلى الله عليه وآلهوسلم) لِصَحابِىٍّ خَطَبَ إِمْرَأَةً : أُنْظُرْ اِلى وَجْهِها وَكَفَّيْها. رسول خدا به مردى از صحابه كه زنى را خواستگارى كرده بود فرمود: صورت و دستهاى او را ببين.امثال اين روايات مى خواهد بگويد اگر كسى زنىرا براى همسرى انتخاب كرد پس از بررسيهاى لازم در رابطه با خانواده واخلاق و ايمان او، مانعى ندارد براى آگاهى از خصوصيات بدنى او نظير مو،قيافه، زيبائى، قد و قامت، اندام، وى را ببيند، مبادا نقص و عيبى در وجوداو باشد، يا موردى در او ببيند كه باعث دلسردى، يا موجب تفرقه شود، نهاينكه حق دارد خانه به خانه برود، و ناموس اسلام را يك به يك از نظربگذراند، و سراپاى همه را دقت نمايد تا اگر خواست يكى را از آن ميانانتخاب كند .
2 ـ چون زن را پسنديد، و مايل به ازدواج با او شد در عينزيبائى زن، و آراسته بودنش به جمال و كمال، و دلبرى و طنازى وى، نيت خودرا در ازدواج با او براى خدا قرار دهد، و به عنوان عمل به دستور و فرمانحضرت حق و اجراى سنت انبياء الهى، بخصوص رسول باكرامت اسلام قدم بردارد.
دراين زمينه يعنى اقدام براى ازدواج به قصد قربت و به نيت جلب خوشنودى حقروايت بسيار مهمى از رسول خدا نقل شده :مَنْ نَكَحَ لِلّهِ وَ أَنْكَحَلِلّهِ اِسْتَحَقَّ وِلايَةَ اللّهِ. آنكه براى خدا ازدواج مى كند، و براىفراهم كردن وسيله ازدواج ديگران محض خدا قدم برمى دارد استحقاق قرار گرفتندر ولايت خدا را پيدا مى كند .آرى چنين انسانهاى بافضيلتى مشمول اين آيهشريفه مى گردند :الله ولىّ الّذين آمنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور.خداوند سرپرست كسانى است كه ايمان آوردند، آنان را از ظلمت جهل، ظلم، ضعفروحى، بداخلاقى، سستى در عمل به نورانيت فهم و بصيرت، عدالت، قوت قلب خوشخلقى و قدرت در عمل مى برد.خداوند داشتن زن و فرزند را دوست دارد، به همينخاطر در سن پيرى به زكريا، يحيى و به ابراهيم، اسماعيل را عنايت فرمود، ودر آيه اى از كتابش به رسول مطهّرش فرمود :و لقد ارسلنا رسلاً من قبلك وجعلنا لهم ازواجاً و ذريّة. و به تحقيق رسولانى براى هدايت مردم، پيش ازتو فرستاديم و براى آنان زنان و فرزندان قرار داديم.
3 ـ عجله درازدواج كار صحيحى نيست، در معارف اسلامى آمده كه : عجله كار شيطان است،انتخاب همسر بايد بادقت و وقت گذارى و مشورت، و شناخت لازم از او وخانواده اش صورت بگيرد، مبادا كه در اين زمينه خسارتى به طرفين وارد شود،و ضربه روحى و روانى ببار آيد.حضرت صادق (عليه السلام) در اين زمينهفرموده :اِنَّما الْمَرْأَةُ قِلادَةٌ فَانْظُرْ ما تَتَقَلَّدُ...
همانا زن گردن بند است، دقت كن چه گردن بندى بر گردن زندگى و حيات خود مى افكنى.
4ـ در رواياتى كه از رسول حق و اهل بيت طاهرين آن حضرت در كتابهاى پرارزششيعه آمده خصوصيات زنى كه لايق همسرى مرد مؤمن و جوان مسلمان است و باظرافت و دقت كامل بيان شده :
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود :اِذا اَرادَ اَحَدَكُمْ اَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ فَلْيَسْأَلْعَنْ شَعْرِها كَما يَسْأَلُ عَنْ وَجْهِها فَاِنَّ الشَّعْرَ اَحَدُالْجَمالَيْنِ. به هنگامى كه يكى از شما قصد ازدواج با زنى را داشت، ( درصورت پيش آمدن مانع از ديدن او ) از مويش تحقيق كند، چنانكه از رويش، چهمو هم يكى از مايه هاى زيبائيست.
5 تا 13 ـ جابر بن عبد اللّه انصارىگويد : با رسول خدا نشسته بوديم، سخن از زنان، و برترى بعضى از آنان بربعض ديگر به ميان آمد، رسول الهى فرمود، من در اين زمينه با شما سخن بگويم؟ عرضه داشتم آرى.فرمود : بهترين زنان شما زنى است كه فرزند آورد، مهربانباشد، از پاكدامنى نصيب داشته، نزد فاميل خود عزيز و محترم، و در برابرشوهر متواضع و فروتن باشد.براى شوهر زينت كند، و نسبت به ديگران باوقار وبى اعتنا ديده شود، سخن شوهر را بشنود، و از وى فرمان ببرد، در خلوت دراختيار او باشد، ولى مانند مردان مبتذل نباشد .
14 تا 18 ـ اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود :
خَيْرُنِسائِكُمْ اَلْخَمْسُ فَقيلَ مَا الْخَمْسُ قالَ : اَلْهَيِّنَةُاللَّيِّنَةُ الْمُواتِيَةُ الَّتى اِذا غَضِبَ زَوْجُها لَمْ تَكْتَحِلْبِغُمْض حَتّى يَرْضى، وَ الَّتى اِذا غابَ زَوْجُها حَفِظَتْهُ فىغَيْبَتِهِ فَتِلْكَ عامِلَةٌ مِنْ عُمّالِ اللّهِ لا تَخيبُ. بهترين زنانشما پنج گونه اند، گفته شد پنج گونه كدام است ؟ فرمود : آسان گير، نرم خو،بساز، چون شوهر به خشم آيد نيارامد تا خوشنودى او را فراهم آورد، در غيابشوهر حيثيت او را حفظ كند، اين زن از عمّال حق است و از لطف پروردگارنااميد نشود.
19 ـ حضرت باقر (عليه السلام) فرمود :
أَتى رَجُلٌرَسُولَ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) يَسْتَأْمِرُهُ فِى النِّكاحِفَقالَ : نَعَمْ اِنْكِحْ وَ عَلَيْكَ بِذَواتِ الدّينِ تَرِبَتْ يَداكَوَ قالَ اِنَّما مَثَلُ الْمَرْأَةِ الصّالِحِةِ مَثَلُ الْغُرابِالاَْعْصَمِ الَّذى لا يَكادُ يُقْدَرُ عَلَيْهِ قالَ : وَ مَا الْغُرابُالاَْعْصَمُ ؟ قالَ اَلاَْبْيَضُ اِحْدى رِجْلَيْهِ. مردى با رسول خدا درمسئله ازدواج مشورت كرد، حضرت فرمود : ازدواج كن، ولى با زن ديندار، خدايتخير دهد، زن شايسته مانند كلاغ اعصم است كه دسترسى به او آسان نيست، عرضهداشت كلاغ اعصم كدام است ؟ فرمود كلاغى كه يك پايش سپيد است.
20 و 21 ـابراهيم كرخى گويد به حضرت صادق (عليه السلام) گفتم : همسرم از دنيا رفت ،زنى همدم و همساز بود، اينك به فكر ازدواج هستم، حضرت فرمود :أُنْظُرْأَيْنَ تَضَعُ نَفْسَكَ وَ مَنْ تُشْرِكُهُ فى مالِكَ وَ تُطْلِعُهُ عَلىدينِكَ وَ سِرِّكَ وَ اَمانَتِكَ فَإِنْ كُنْتَ لابُدَّ فاعِلاً فَبِكْراًتُنْسَبُ اِلَى الْخَيْرِ وَ اِلى حُسْنِ الْخُلُقِ. كمال دقت را به خرجبده كه وجودت را كجا قرار مى دهى و چه كسى را شريك مال و آگاه بر دين و براسرار و امانت خود مى نمائى، اگر از ازدواج چاره اى ندارى، دوشيزه اى پيداكن نيك رفتار و خوش اخلاق.
22 ـ رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود :إِنَّ مِنَ الَقِسَمِ الْمُصْلِحِ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ اَنْتَكُونَ لَهُ اِمْرَأَةٌ اِذا نَظَرَ اِلَيْها سَرَّتْهُ، وَ اِنْ غَابَحَفِظَتْهُ، وَ اِنْ اَمَرَها أَطاعَتْهُ. از مقدرات الهى براى مرد مسلمانكه وضع او را اصلاح مى كند، زنى است كه چون شوهر بر وى نظر كند خرسند شود،در غياب او آبرويش را حفظ كند، و در حضور وى فرمانش را اطاعت نمايد.
23ـ رسول خدا (عليه السلام) فرمود :اَفْضَلُ نِساءِ أُمَّتى أَصْبَحُهُنَّوَجْهاً وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً.برترين زنان امّتم زيباترين آنان و كممهريه ترينشان هستند.
24 ـ
عَنْ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ (عليهالسلام) أَنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ :أَخْبِرُونى أَىُّ شَيْء خَيْرٌ لِلنِّساءِ ؟ فَقالَتْ فاطِمَةُ (عليهاالسلام) أَنْ لا يَرَيْنَ الرِّجالَ وَ لا يَراهُنَّ الرِّجالُ فَأَعْجَبَالنَّبِيُّ (صلى الله عليه وآله وسلم) وَ قالَ إِنَّ فاطِمَةَ بَضْعَةٌمِنّى. اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: رسول خدا به مردم گفت: به منخبر دهيد چه چيزى براى زنان بهتر است ؟ فاطمه(عليها السلام) پاسخ دادمردان را نبينند، و مردان هم آنها را نبينند « هرزه و بى بند و بار غيرمقيد  به مسائل شرعى و اخلاقى نباشد » رسول حق از اين جواب شگفت زده شد وفرمود: فاطمه پاره تن من است!!
25 و26 ـ
قالَ الصّادِقُ (عليهالسلام) :خَيْرُ نِسائِكُمُ الَّتى اِنْ أُعْطِيَتْ شَكَرَتْ وَ اِنْمُنِعَتْ رَضِيَتْ. امام صادق(عليه السلام)فرمود: بهترين زنان شما زنى استكه اگر مال دراختيارش گذاشتى سپاسگزارى كند، و اگر به مصلحتى از وى منعنمودى خوشنود و راضى باشد.
27 تا 30 ـ امام ششم(عليه السلام) فرمود:
خَيْرُنِسائِكُمُ الطَّيِّبَةُ الرّيحِ، الطَّيِّبَةُ الطَّبيخِ الَّتى اِذاأَنْفَقَتْ، أَنْفَقَتْ بِمَعْرُوف وَ اِذا أَمْسَكَتْ، أَمْسَكَتْبِمَعْرُوف فَتِلْكَ عامِلٌ مِنْ عُمّالِ اللّهِ وَ عامِلُ اللّهِ لايَخيبُ وَ لا يَنْدَمُ.بهترين زنان شما زنى است كه خوشبو و خوش پخت و پزباشد، بجا خرج كند، و بجا امساك نمايد، چنين زنى از كاركنان حق است، وعامل حق را نااميدى و پشيمانى نيست.
31 ـ رسول خدا (صلى الله عليه وآلهوسلم) فرمود :أَعْظَمُ النِّساءِ بَرَكَةً أَيْسَرُهُنَّ مَؤُونَةً.پربركت ترين همسر، زنى است كه براى شوهر هزينه اش كمتر باشد.
32 تا 34 ـ اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود :
خَيارُخِصالِ النِّساءِ شِرارُ خِصالِ الرِّجالِ: الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَالْبُخْلُ فَإِذا كانَتِ الْمَرْأَةُ ذاتَ زَهْو لَمْ تُمَكِّنْ مِنْنَفْسِها، وَ اِذا كانَتْ بَخيلَةً حَفِظَتْ مالَها وَ مالَ بَعْلِها وَاِذا كانَتْ جَبانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَىْء يُعْرَضُ لَها. بهترينويژگيهاى زن در فضاى زناشوئى و شوهردارى بدترين صفات مرد است: كبر، ترس،بخل، اگر زن متكبر باشد تسليم غيرشوهر نمى شود، اگر بخيل باشد مال خود وشوهر را حفظ مى كند، و اگر ترسو باشد از هر پيش آمدى بيمناك مى شود و درصدد حفظ خود بر مى آيد، و در نتيجه به دام ديگران نمى افتد.
35 تا 38 ـرسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :تَزَوَّجُوا الاَْبْكارَفَإِنَّهُنَّ أَعْذَبُ أَفْواهاً، وَ اَرْتَقُ أَرْحاماً، وَ أَسْرَعُتَعَلُّماً، وَ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّةِ. با دختران بكر و دست نخوردهازدواج كنيد كه دهانهاى گواراتر، و رحِم هاى جمع تر دارند، يادگيرى آنانسريع تر، و عشق و علاقه آنان به شوهر و زندگى پايدارتر است.
39 و 40 ـامام صادق (عليه السلام) فرمود :خَيْرُ نِسائِكُمُ الَّتى اِذا خَلَتْمَعَ زَوْجِها خَلَعَتْ لَهُ دِرْعَ الْحَياءِ وَ اِذا لَبِسَتْ لَبِسَتْدِرْعَ الْحَياءِ. بهترين زنان شما زنى است كه چون با شوهر خلوت كند وجامه از تن برگيرد پرده حيا را نسبت به شوهر خود به دور افكند « همه گونهو به هر شكل در اختيار شوهر باشد » و چون جامه بر تن پوشد، لباس حيا رانيز همراه آن بپوشد.اين است خصوصياتى كه بايد در زن مسلمان و دوشيزه مؤمنهباشد، و بر جوانان عزيز مؤمن و مسلمان فرض است كه به هنگام آماده شدن براىازدواج از اين خصوصيات كه با حذف مكررات آن در روايات حدود چهل ويژگى استجستجو كنند، چنانچه در حد قابل قبول در دوشيزه اى يافتند او را براى همسرىخود و مادرى فرزندانشان انتخاب كنند، و بر اين معنى سعى داشته باشند كه دراين زمينه دچار سخت گيرى بيجا و وسواس در انتخاب نگردند، كه وسواس و دقتزياد كار را سخت و زمينه ازدواج را به بن بست دچار مى كند.( والـذينيقولـون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرّيّاتنا قرة اعين و اجعلنا للمتقيناماماً )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:40  توسط طاهره رحیم پور  | 

تفاوت های روان شناختی بین زن ومرد

 

 

 

 

 

 

 

بنابرمفاهیم دینی ومبانی جدیدعلمی دردانش روان شناسی بین زن ومرداختلاف های رفتاری ،روانی وجسمی وجودداردکه به هیچ عنوان قابل انکارنبوده وامری مسلم است.

اینک بحث تفاوت های زن ومردرادرابعادی گوناگون پی می گیریم:

 

 

 

·        تفاوت های عاطفی:

از نظر روانی، احساسات زن جوشان تر از مرد است و زنان سریع الهیجان تر از مردها هستند. زنان محتاط تر، مذهبی تر، پر حرف تر و ترسوتر و تشریفاتی از مردان هستند. زنان به ارتباط های عاطفی علاقه نشان می دهند و احساس محبت در دختان بیش از پسران است.

زنان در علوم استدلالی و مسایل خشک عقلانی به پای مردها نمی رسند ولی در ادبیاتف نقاشی و سایر مسایلی که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مردها ندارند.

قدرت کتمان مردها بیشتر از زنان است. احساسات زن صلح جویانه و بزمی و احساسات مرد مبارزانه و جنگی است.

جینالمبروزو می گوید:

«زنان به سوی امور زنده (غیرانتزاعی) و سودمند تمایل دارند. زنان دیگر خواه هستند و از تصور این که زحمت آن ها موجب راحتی دیگران است خرسند شده و به هر رنجی تن می دهند. ولی مرد قیدی به مفید بودن اعمال خود برای دیگران نداشته و تنها منظورش آن است که خرسندی خاطر خویش را فراهم سازد.»

گفتنی است که صفات ذکر شده توسط خانم لمبروزو به صورت مطلق و برای همه مردان و زنان صادق نیست بلکه صفت غالبی زنان و مردان چنین است از این رو اگر در هر زمانی استثناهایی به وجود آمد از موارد نقض این قضایا نبوده  جزء غیر غالب ها محسوب می شوند.

برای مثال بسیاری از مردان بزرگ و اولیاء الهی که عمر خویش را صرف خدمت به بشریت کرده اند و با مولفه های اخلاقی و دینی زندگی می کنند این صفات را با نی شهرت که بیان شد ندارند.

جان گری می گوید:

«زن فقط احتیاج به گفتگو دارد و به نتیجه نمی اندیشد در حالی که مرد احساس می کند او توقع حل مشکلات را دارد.»

شاید یکی از دلایل جواز دادن وعده دروغ به همسر از نظر شرع مقدس اسلام، ارضاء نیاز روانی زنان است. زنان نیاز به گفتگو با همسر دارند و حتی اگر همسرشان به وعده هایش عمل نکند آن ها با صرف حرف زدن با او آرامش می یابند و در واقع پاسخی برای سئوال همیشگی خویش می یابند که «آیا او مرا دوست دارد؟»

روان شناسان می گویند زنان حسابگر بزرگی هستند. آن ها در باطن حساب همه چیز را دارند. می پندارند یک روزباید همه حسابها تسویه شود.

این ویژگی زنان در روایات نیز به چشم می خورد آن جا که حضرت علی (ع) می فرماید:

«بارهای زندگی خویش را بر دوش زنان مگذارید و تا می توانید خود را از آنان بی نیاز کنید زیرا آن ها بسیار منت گذارند و نیکی را کفران می کنند.»

زن در مورد اموری که علاقمند به آن هاست و یا موجب ترس او می شوند زودتر و سریع تر تحت تاثیر احساسات خویش قرار می گیرد. در واقع مناشا رفتارهای زنان احساسات و عواطف آن هاست.

از دیدگاه روان شناسان و متخصصان فن، زنان در تحمل مسئولیت های سنگین و بارهای ثقیل و طاقت فرسا نسبت به مردان متفاوت بوده و آثار روانی تحمیل مسئولیت های بیش از حد توان زنان در جسم و روح آن ها کاملا مشهود است.

جان گری می گوید:

«زنان چون دارای دید بسیار باز و گسترده هستند احتیاجات دیگران آنها را خیلی زود کلافه می کند. زنان در آن واحد حواس خود را به چندین موضوع و مشکل معطوف می دارند و یکی از عواملی که باعث کلافه شدن زنان می شود این است که خیلی سریع توانایی خود را در تعیین اولویت امور از دست می دهند و نمی دانند کدام یک از مسایل را زودتر بررسی کنند .... این حالت سبب می شود که زودتر از مردان مغشوش و آشفته شوند و در یک لحظه احساس می کنند توانایی انجام هیچ کاری را ندارند.»

ولی مردان به علت هوشیاری و درایت مرکزی صمم تر از زنان بوده و کارآیی مثبت تری در انجام تکالیف سنگینی که به عهده دارند خواهند داشت. بسیاری از روان شناسان علت افسردگی در زنان را تحمیل وظایف و انتخاب اهدافی بیش از حد توان آنها و یا کمتر از توانش آنان ذکر کرده اند. از این رو حضرت علی (ع) به پیروان خویش در قالب نامه ای به امام حسن (ع) توصیه می فرماید که بر زنان بیش از توان آنها بارهای سنگین روحی و روانی حمل نکنید که آن ها موجوداتی لطیف بوده و محتاج به مراقبت هستند.

جینالمبروزو، روان شناس غربی می گوید:

«آن چه زن را به اتخاذ مهمترین تصمیمات خود برمی انگیزد احساسات قلبی اوست نه مقدمات عقلی ... در عالم انفعالات که ظاهرا عالمی مرموز است زن می تاند سیر و گردش نموده به خوبی در آن عالم نفوذ کند حال آن که مرد فقط در عالم منافع  سیر می نماید.»

شناخت دنیای احساسات و عواطف زنان و محدوده تاثیر آن بر دنیای بیرون نخستین گام به سوی شناخت واقعی زن و روان شناسی زنان است. حضرت امیر (ع) با شناخت عمیق و آگاهی نبت به این دنیای مرموز و ناشناخته خطاب به لشگری که آماده روبرو شدن با دشمن، در صفین بودند فرمود: «زنان را با آزار دادن تحریک نکنید، هرچند آبروی شما را بریزندف یا امیران شما را دشمنام دهند، که آنان در نیروی بدنی و روانی و اندیشه کم توانند، در روزگاری که زنان مشرک بودند مامور بودیم دست از آزارشان برداریم، و در جاهیت اگر مردی با سنگ یا چوب دستی به زنی حمله می کرد، او و فرزندانش را سرزنش می کردند.

به عبارت دیگر حضرت در این سخنان اشاره به کم بودن نیروی تحمل زنان در مواجهه با دشمن کرده و می فرماید آن ها زودتر از مردان تحت تاثیر احساسات خود واقع شده و به هیجان می آیند و تصمیمات آن ها و رفتارهایشان بر اساس عواطف و احساسات آن هاست که غلبه بر عقل و اندیشه ی زنان دارد.

در طبیعت، مرد بنده شهوت خویشتن است و زن در بند محبت مرد. مرد می خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می خواهد دل مرد را تسخیر کند.

پروفسور ریک در این مورد می گوید:

«زن و مرد از نظر ترکیب به کلی با هم فرق می کنند، علاوه بر این احساس این دو موجود هیچ وقت مقل هم نخواهند بود و هیچ گاه یک جور در مقابل حوادث و اتفاق ها عمکس العمل نشان نمی دهند.»

او مقایسه ای میان روحیه زن و مرد کرده و تفاوت های روانی آن ها را یافته و می گوید:

«برای مرد خسته کننده است که دائم زنی که دوستش دارد به سر ببرد اما هیچ لذتی برای زنان بالاتر از این نیست که همیشه در کنار مرد مورد علاقه خویش به سر برند. (البته این موضوع با توجه به فرهنگ و اعتقادات در بین افراد متفاوت است.)

خوشبختی از نظر مردها به دست آوردن مقام شخصیتی قابل احترام در اجتماع است ولی برای یک زن خوشبختی یعنی به دست آوردن قلب یک مرد و نگاهداری او برای تمام عمر. یک مرد همیشه می خواهد که زن مورد علاقه اش را به دین و ملیت خو در آورد و برای یک زن همان قدر که تغییر دادن نام خانوادگی بعد از ازدواج آسان است. عوض کردن دین و ملیت به خاطر مردی که دوستش دارد آسان است.»

با توجه به همه سونگری، در قوانیم شرع مقدس اسلام و نکته روان شناسی فوق که پس از سالها تحقیق و پژوهش به دست آمده است می توان رمز جایز نبودن ازدواج زن با مرد غیر مسلمان و حتی غیرشیعه را درک کرد. بنابر دین مبین اسلام مردان می توانند با هال کتاب و غیرشیعه ازدواج کنند ولی زنان مجاز به چنین پیوندی نیستند.

به راستی زنان با روحیه دیگرخواهی و وفاداری که نسبت به همسر خویش دارند اگر با غیر مسلمان ازدواج کنند بنا به نظر پرفسور ریک به همان مقدار که تغییر نام خانوادگی برای آن ها آسان است دین و ملیت خود را هم تغییر می دهند. ولی مردان بنا بر نظر روان شناسان خواستار این هستند که زن مورد علاقه خود را به دین خویش درآورند و با تاثیری که روی زنان دارند می توانند چنین کاری را انجام دهند و اینگونه به شمار مسلمانان اضافه خواهد شد.

حضرت امیر (ع) در این زمینه سخن زیبایی می فرماید:

«زنان، آرمانشان مردان هستند.»

زنان و مردان از نظر نوع استفاده از مکانزیمهای دفاعی متفاوت هستند و از نظر شخصیتی زنان حسودتر و کنجکاوتر از مردان هستند و اعتماد به نفس کمتری دارند. در هر حال نمود عاطفی زنان بیش تر از مردان است. برخی می نویسند:

«نقطه افتراق و تمایز بین زنان و مردان در دوست داشتن، در نمایش محبت و دوستی است.»

البته احساس خشم هم در زنان بیش از مردان است و نمایش آن هم بیشتر است.

 

·        تفاوت در برخورد با تنش ها:

یکی از مسایل مهم در رابطه با زندگی فردی و اجتماعی افراد، چگونگی برخورد آن ها هنگام مقابله با سختی ها و تنش هاست. در زندگی با توجه به گستردگی روابط انسانی و تفاوت های فردی ناگزیر شاهد بروز حالتهای غیرطبیعی و تنش زا هستیم که با تنش زدایی افراد اندیشمند و آگاه برطرف می گردد.

تفاوت زن و مرد در مواجهه با این حالات یکی از مباحث جالب روان شناسی و جامعه شناسی است که با در نظر گرفتن این تفاوت ها می توان به حل مشکلات ناشی از آن پرداخت.

روان شناسان می گویند:

«زمانی که مرد تحت فشار و تنش است تعداد مراکز توجه او افزایش می یابد و حتی نسبت به سایرین بی اعتنا می شود. این حالت مردان باعث می شود که ظاهرا آن ها را خودخواه و بی مبالات نشان دهند. اما زنان در مواقع تنش هوشیار می شوند و در مورد آن هایی که دوست دارند هوشیارتر به نظر می رسند. مردی که مشکل شغلی دارد روی کار خود متمرکز می شود گویا خانواده را فراموش می کند اما زن که در محل کارش مضطرب است در این حالت نیازها و خواسته های خانواده اش را بیش تر احساس می کند. شوهر متمرکز می شود در حالی که زن گسترده تر و بازتر به مسایل می نگرد.»

پیش از این در مورد شیوه کار مرد و زن و نگرش آن ها به جهان هستی و مسایل اطراف آن ها سخن گفتیم و دانستیم که مردان بر روی یک موضوع به ویژه اگر مربوط به شغل و امور مردانه باشد متمرکز می شوند ولی زنان هر چیزی را با محیط اطراف آن می سنجند و به تناسب اهمیت بیش تری می دهند. در رابطه با چگونگی برخورد با تنش های موجود در زندگی این ویژگی های مردانه و زنانه حرف اول را می زنند. ما با مشاهده برخوردهای زنان در هر سطح و از هر نژاد که باشند می بینیم که حتی در اوج مشکلات و مصایب و سختی ها هرگز از وظایف تربیتی خویش غافل نمی شوند.

آن ها در هر حالتی رفتار فرزندان را کنترل می کنند و به میهمان های تازه از راه رسیده و دوستان خود توجه دارند. حتی به نظم موجود در مکانی که نشسته اند توجه دارند. اگرچه آواری از مصیبت ها و مشکلات بر سر آن ها فرو ریخته باشد.

هرگز از پذیرایی شرکت کندگان غافل نمی شوند و از طریق گوناگون و با تذکرهای مگرر به خدمتگزاران در مجلس سعی در حفظ آبروی خویش دارند.

حتی آنگونه که «جان گری» می گوید در سختی ها و تنش ها دید آن ها گسترده تر می شود و بیش از پیش به تحلیل مسایل می پردازند از طرفی در چنین مجالسی اگر رفتار مردان را مورد توجه قرار دهیم می بینیم که در مصیبت وارده و یا شادی متمرکز شده و کمتر متوجه مسایل پیرامون خود هستند. در واقع مردان احساس غمگینی عمیقی دارند و تفاوت عمده آن ها با زنان در غم و شادی، کیفیت نمود آن است. به عبارتی زن غم و شادی خود را بیش تر می نمایانند ولی در مردان کمتر نمود دارد.

اگرچه زنان بیش از مردان افسرده می شوند ولی این افسردگی سطحی است در حالی که افسردگی مردان عمقی است و سریعتر رو به افسردگی می گذراند.

در هر حال نمایش عاطفه در زن قوی تر است ولی در مرد عمیق تر است از این رو زنان قهرهای طولانی دارند و همه مظاهر عاطفه را از شادی و نفرت و خشم و دوست داشتن و ترس و ... در کوتاهترین مدت بروز می دهند.

نیاز حقیقی زن در مواقع سختی ها و تنش هاف محبت و عشق است نه موعظه و امر و نهی. در حالی که مردان در چنین حالات بحرانی نیاز به فرصت برای بررسی و سنجش عمل خویش دارند.

 

 

 

 

 

 

 

·        تفاوت درنیازها:

یکی ازنیازهای مشترک زن ومردعشق است ودرزن ومردبه طورمساوی وجودداردامازنان ومردان درکیفیت ابرازعشق ومحبت تفاوت هایی دارند که به نیازهای متفاوت آن هامربوط می شود.نیازهای متفاوت زن ومردعبارتنداز:

-          مردان نیازدارندکه مورداعتمادهمسرشان قرارگیرندودرمقابل زنان بیشترنیازمندبه مراقبت ازسوی همسرخودهستندوبرای انجام کارهاوتصمیم گیری خودبه حمایت اواحتیاج دارند.

-          زنان نیازمندبه درک احساسات درونی اشان ازسوی همسرشان هستند.دوست دارندکه به سخنان آن هاگوش داده شودوهمسرشان آن هارادرک کندومردها به پذیرش ازسوی همسرنیازدارند.درواقع مردان برای این که اعتمادبه نفس پیداکرده ومردانه به تدبیراموربپردازند،نیازمندبه پذیرش همسرشان هستندواگرزنان مردهاراپذیراباشند،مردهاهم آن ها درک می کنندونیازهای درونی هردوبه صورت غیرمستقیم پاسخ داده می شود.

-          مردان نیازمندبه ستایش ازطرف همسرخویش هستندوهمواره درانتظارواژه هایی هستندکه درآن ها به نوعی ازآنهاقدردانی وسپاسگذاری شده باشدومتفابلازنان به احترام نیازمندهستند.زنان دوست دارند که مرداحترام همسرودیگران قرارگیرندوبه سخن وسلیقه ورفتارآنان احترام گذاشته شود.

-          جان گری می گوید:

چون زنان ومردان نمی دانندکه نیازهای عاطفی اصلی آن ها نسبت به یکدیگرمتفاوت است مرتکب اشتباه مشترکی می شوندیعنی آن چه رابرای خودمی خواهندبرای دیگری هم می خواهند.

·        تفاوت های عقلی:

یکی ازتفاوت های غیرقابل انکاربین زن ومردتفاوت ازحیث قوای دماغی،عقلانی وعاطفی است.مردان ازنظرعقل تجریدی وبه عبارت دیگرعقل نظری اززنان قوی تربوده وزنان ازنظرعقل عملی برمردان غلبه دارند.یعنی عقل تئوریک وتحلیل گروفرضیه باف وعقل سیاسی –اجتماعی درمردان دامنه ی گسترده تری نسبت به زنان داردواین برتری به علت وظیفه ی طبیعی مردان که تسخیرطبیعت ومبارزه بامشکلات اجتماعی برای ایجادرفاه خانوادگی است درمردان وجوددارد.لازم به ذکراست که اگرچه دنیای عقلی وشهودی باهم تفاوت دارنداماهیچ یک ازاین مواردمعیاری برای ارزشگذاری افرادنبوده وتنهاوسیله ای برای جداکردن راه های رسیدن به کمال انسانی است.قیاس واستقراوحل معادلات ریاضی ازیک طرف وکشف وشهودوبینش درونی ازطرف دیگرابزارویاراه هایی برای رسیدن به کمال مطلوب هستند.

ازآن جاکه شدت عواطف درزنان  بیش تراست،ادراکات عقلی زن بیش ترازعواطف اوجهت وتاثیرمی پذیردولی مردان به جهت آن که کمترتحت تاثیرعواطف خویش قرارمی گیرندازجهت عقلانی قوی تراززنان بوده وتصمیمات جدی تروقابل قبول تری می گیرند.برخی می نویسند:

گرچه فعالیت عقلی تجرید ی وتعمیمی درمغزمردبیشتراست امابزگتربودن جمجه وسنگین تربودن مغزمردان وبیشتربودن عقل نظری درآنان به معنای نزدیک بودن به آستان حقیقت متعالی ودرک بهتری ازواقعیت هستی نیست بلکه اگرمردبه وسیله ی حواس وعقل نظری خودبه حیات می نگردوبه حقیقت نایل می شود،زن بیش ترنوعی علم حضوری وشهودی دارد.اگرمرددرآیینه ی عقل به حقایق چشم می دوزدولی زن درآیینه ذات خودبه حقیقت می نگرد.

از آن جاکه درقرآن کریم وروایات آن چه مایه ی کرامت وبزرگواری انسان می شودتقواوپرهیزگاری است وبه عبارت دیگر ملاک ارزشگذاری برافرادمیزان تقوای آنان است وازطرفی تقوا،عملی بوده ودراثرعمل صالح ،رشدیافته ودروجودافرادنهادینه می شودوهمان طورکه گفته شدزنان درعقل عملی نه تنهاضعیف ترازمردان نیستندبلکه مساوی ودربرخی اموربرترازمردان هستندازاین روصعف درعقل تجریدی هیچ گونه آسیبی درصعودبه قله ی کمال ازناحیه ی زن واردنمی کند.درقرآن کریم آمده است:

وزنهارآنچه راخداوندبهضی ازشمارابربعضی برتری داده آرزونکنیدبرای مردان ازآنچه به اختیارکسب کرده اندبهره ایست وبرای زنان نیزازآنچه کسب کرده اندبهره ای است.

برتری مرددرعقل تجریدی فضلی است ازسوی خداوندمتعال به مردان همان گونه که برتری زنان درعقل عملی وعواطف ازالطاف الهی نسبت به زنان است وهیچ یک نبایدآرزوی داشتن فضلی چونان دیگری راداشته وازنعمت خویش غافل شود.خداوندبه هرانسانی وسیله ی رسیدن به کمال وارتقامعنوی رامتناسب باساختارطبیعی وروانی اواعطافرموده واین لازمه ی خلقت حکیمانه است که باافزایش درک وبینش متعالی می توان به این حقیقت بلندوحکمت آمیزپی برد.

·        تفاوت درتصمیم گیری:

آنگونه که بیان شدزنان ومردان درنوع هشیاری متفاوت هستند.مردان،هشیاری بادیدمتمرکزدارندوزنان هشیاری باحواس ودیدازتر.همین مسئله درنوع قضاوت مردوزن تاثیرمی گذارد.مردان درصدوررای تمام جوانب مخفی رامی بیننداماخانم هابه اشدمجازات فکرمی کنندزیراهمان گونه که درابراز محبت سریع هستنددراعمال خشم هم شدیدهستند.زنان ازهر100محرکه،90محرکه رادرک می کنندوذهن آن هامعمولاشلوغ ترازمردان است ازاین رودرتصمیم گیری هاباهم متفاوت هستند.این متمرکزبودن مردان وگسترده نگری زنان درتصمیم گیری های آنان نقش بسیاوموثری ایفا می کند.زنان برای حل مشکلات چنذین راه حل پیدا می کنندلذاقدرت تمرکزدریک راه کاروتصمیم گیری راندارند.

برای مثال درصورتی که زنان قصدخریدن هدیه راداشته باشندیه علت دیدبازوگسترده آنقدرمواردمتنوع راموردتوجه قرارمی دهندکه درتصمیم گیری دچارمشکل می شوندوگاه بایدبارهاوبارهابه مغازه ای رجوع کنندتاهدیه ی موردنظرراانتخاب نمایند.زنان به علت حس تناسب ودمسازی درباره ی شی موردنظرشان همه ی جوانب رادرنظرگرفته وبه تناسب همه جانبه می اندیشندوشایداین یکی ازمهمترین دلایل عدم قدرت درتصمیم گیری سریع ازسوی آن هاباشد.

نکته ی قابل توجه دیگراین که زنان همیشه خواهان برقراری ارتباط هستندازاین رومایل به شرکت دادن دیگران درتصمیم گیری خودهستندوچون سلیقه های افرادمتفاوت است روندانتخاب وتصمیم گیری زنان نسبت به مردان که محورتصمیم گیری آن ها خودشان وقدرت تعقل آن هاست کندترخواهدبود.

روان شناسان می گویند:مردان درابتداخودشان تصمیم می گیرندوبعدآماده هستندکه برمبنای اطلاعات دیگران تصمیم خودراتغییردهند.

بارهادرزندگی نزدیکان ودوستان خوددیده ایم که مردان بدون درنظرگرفتن نظرهای دیگرافرادخانواده تصمیم به انجام کاری می گیرندوآنگاه که درمقام مشورت برمی آینددرصورتی که بادلیل منطقی برای ترک ویاانجام کاربرخوردکردندتصمیم خودراعوض می کنند.

دراینجانتیجه ی عمل موردنظرمانیست بلکه نوع تصمیم گیریوراه هاوشیوه هایی که زن ومردازآن استفاده می کنندبرای اتخاذیک تصمیم مهم است.

جان گری می گوید:

مردابتداهدف راپیدامی کندبعدحرف می زندوزن حرف می زندوبعدهذف راپیدامی کند.

درواقع می توان گفت زنان باایجادهماهنگی وتوازن بین نظریه های دیگران ودرنظرگرفتن کلیه ی سلیقه ها وخواسته های افرادخانواده تصمیم می گیرندوسعی می کننددرتصمیم گیری خودنظرهمه تاحدی تامین شودودراین صورت بامقاومت روانی هیچ یک ازافرادمواجه نشوند.

گفتنی است درایت وهوشیاری مرکزی درمردان باعث مصمم بودن وکارامدتربودن آن هامی شودامااین صفت نوعی فراموشی نسبت به نیازهای دیگران ایجادمی کندوباعث می شودکه نیازهای همسرودیگراعضای خانواده درلیست اولویت اهداف مردان قرارنگیردوآزردگی روحی-روانی درهمسروفرزندان اوایجادشود.برخی روانشناسان می گویند:

آنگاه که مردان همه چیزرانادیده گیرندواگرهمسروفرزندانشان آزرده وناراحت شدندواکنش آنهابه این صورت باشدکه نبایدآزرده شونداین بی توجهی هاوانکارکردن ها تاثیردردآوری روی سایرین می گذاردویکی ازعوامل ویرانگرزن وشوهرخواهدبود.

حضرت علی تفاوت های زن ومرددرتصمیم گیری رابابینشی هوشمندانه چنین بیان می کند:

ازمشورت بازنان بپرهیزکه رای آنان زودسست می شودوتصمیم آنان ناپایداراست.

ناپایداری وسستی درتصمیم گیری زنان ازیکسوبه علت تاثیرعواطف واحساسات برآن ها وازسوی دیگرهمان گونه که بیان شدبرجاسته ازدیدگسترده وبازآن هاست.وهن درعزم شایداشاره به کندی درتصمیم گیری آن هاباشده ازنظرروان شناسان نیزموردتاییداست سستی درتصمیم گیری هادرنهج البلاغه تنهابه زنان نسبت داده نشده است بلکه می بینیم که به صورت عام آن گاه که حضرت امیره دسته بندی مردم می پردازدومی فرماید:

وبرخی ازآنهاازتصمیمات خودبازگشته و...

که این سخن به نوع انسان اشاره داردنه تنهایک جنس.

·        تفاوت ازنظرتوانایی شناختی:

توانایی ها شناختی رامی توان درسه نوع کلامی فضایی وریاضیات موردبررسی قرارداد.یافته های علمی نشان می دهدکه زن ومرددرهرسه قسم دارای تفاوت های محسوسی هستند.

آزمون های کلامی توانایی افرادرادرزبان گفتاری ونوشتاری اندازه می گیرندکه درواقع بیشتردرک کلام موردنظراست نه طرزبیان مثل حافظه ی عددی،کلمات متشابه ومتضادومعنی لغات ولی درآزمون های غیرکلامی توانایی های افرادرادرانجام دادن برخی ازکارهای عملی اندازه می گیرندمانندتکمیل تصاویر،تنظیم تصاویر،سوارکردن ابزارهاوالحاق قطعات و...

روان شناسان بهترین آزمون کلامی وغیرکلامی راازمون هوشی وکسلرمی دانندودرنتیجه ی این آزمون می خوانیم که:

دختران وپسران ازنظرآزمون کلامی تفاوت معناداری ندارندولی درآزمون های غیرکلامی تفاوت های چشم گیری نشان می دهند.دراستعدادتجسم فضایی تشخیص جهت وهدف گیری پسرهابهترازدختران هستند.ازنظراستعدادکلامی دختران زودترازپسرهاسخن گفتن رامی آموزندوبیش ترازپسرهای هم سن وسال خودلغت یادمی گیرند.بهترمی نویسندوبهترکلمات رابیان می کنندودرگرامروجمله سازی نیزمهارت دارند.رشدهوشی دختران بیشترازطریق زبان آموزی شروع می شوددرصورتی که رشدهوشی پسران ازطریق مهارت های عملی صورت می گیرد.

پسرهادراستعدادهای ریاضی به مراتب بهترازدخترهاهستندامادرکارها ی دستی مخصوصاکارهایی که نیازبه چالاکی دستان دارنددخترهابهترند.

اگرچه دراین زمان نفاوت معناداری درتوانایی های کلامی ذکرنشده است اماذکرنکته ای ضروری است وآن این که بنابرنظرروان شناسان دختران ازابتداازبدوتکلم درقدرت گویایی جلوترازپسران هستند.

بنابراین می توان گفت که رشدذهنی دختران باقدرت تکلم آنان درارتباط است.

برخی ازنویسندگان برابرنگروجودتفاوت های کلامی بین زن ومردراناچیزدانسته وبااعتراض به نظریه پردازان گذشته می نویسند:

اگرچه ازگذشته القاکرده اندکه توانایی کلامی زنان بیشترازمردان است امابایدخاطرنشان کردکه این تفاوت بسیارجزیی وسطحی است.

یکی دیگرازتوانایی های شناختی مردوزن توانایی درک ودریافت ریاضیات است که یافته های علمی نشان می دهدکه توانایی حل مسئله درپسران بهترازدختران است.

انچه مسلم است این که شناخت تفاوت های زن ومرددرنوع نگرش وزاویه ی دیدآن هانسبت به یکدیگرومسایل پیرامون آن هاضروری است زیرابرای زن ومرداین فرصت راایجادمی کندکه باآگاهی بیشتربه ارتباط باهم پرداخته وخودراازپرتگاه آسیب های روانی ناشی ازانتظارات  نابجانجات دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:37  توسط طاهره رحیم پور  | 

زوج شدن :

!        توافق است برای تفاهم

!        سوختن است برای ساختن

!        کمال است  نه فقط رفاه

!        مداوا و رفع معایب است ، نه نمایش قدرت وثروت

!        انجا وظیفه است نه فقط ارضای غریزه [1]

!        حرکت در جهت خدا گونه شدن است نه تنوّع و تفنّن

!        خود را در کنار دیگری یافتن است نه خود را برای دیگری باختن

خوب شدن است نه فقط خوش بودن

پاره ای از خصوصیات مردان

!        این واقعیت ندارد که مردها اهمیت کمتری برای عشق و روابط قائل هستند بلکه حقیقت در این تفاوت هاست :

-    از اولویت های مهم برای مردان شغل آنان و موفقیت در آن است.

-    آنچه برای زنان در اولویت است روابط خانوادگی است .

!    مردان به سختی می توانند از تعلق و عقلانیت به یک باره به سمت احساسات تغییر موضع دهد ، گویی جایگاه مردها بیشتر در سرشان است تا اقلبشان .

!    مردان خود و هویتشان را با شغل و موفقیت هایشان تعریف می کنند و اعتماد به نفس و خود باوریشان را صرفاً با دستیابی به هدف هایشان می دانند.

!    مردها هنگامی که نقشه مشخصی داشته باشند ، راحت تر کار می کنند . بنابراین تعیین یک برنامه زمانی برای هر کاری ، امنیت بیشتری به آنها می دهد .

!        مردان معمولاً گله و شکایت خود را به درون می ریزند.

!    مردها تا موقعی که به راه حلّی نرسیده اند ، پاسخی نمی دهند اما آن ها در حین صحبت کردن به راه حلّ هم می رسند .

!    مردان به گونه ای تربیت شده اند که همیشه می خواهند دنیای بیرون را تحت کنترل خود داشته باشند و همواره به موفقیت دست یابند، در عوض به دنیای درونی خود کمتر توجه نشان می دهند

!    مردها از کوچکی شرطی شده اند که تمامی جواب ها را بدانند و تمامی کارها را به خوبی انجام دهند ، بنابراین به حمایت و تحسین زیادی احتیاج دارند .

!    مردانی که از درون احساس ناامنی می کنند ، سعی می کنند همسرشان را از سیستم های حمایتی اش مثل خانواده و دوستانش ، دور نمایند. این یکی از تاکتیک هایی است که آنان جهت نفوذ و سلطه بر روی همسرشان به کار می برند که البته دو نتیجه دارد :

   الف ) وابستگی زن به مردش بیشتر می شود.

   ب) به خاطر رابطه کمتری که مرد دارد از انتقاد و نظرات منفی نسبت به خودش مصون می ماند.

!    مردها هنگامی بهتر ارتباط برقرارمی کنند که بتوانند روی مکالمة خودشان با شما ، تمرکز کنند ، برای همین است که در مقابل در خواست ها و صحبت های مبهم ، معذب می شوند ، گویی می بایست هم خواسته واقعی شما را درک کنند و هم آن را بر آورده سازند اما زن ها چنین نیستند ، دو زن می توانند به راحتی به صحبت بنشینند در حالی که نمی دانند راجع به چه موضوعی می خواهند صحبت کنند و یا هدف از صحبت چیست . چرا که از ابراز کردن خودشان لذت می برند .

!    برای یک مرد غالباً خواندن یک کتاب در زمینه رشد شخصیتی و نزد مشاور رفتن به این معنی است که اعتراف کند که کارها را خوب انجام نمی دهد و مرد بدی است.

!    مردان عادت دارند یأس ها و سرخوردگی هایشان را به شکل خشم ابراز کنند ، به جای آن که احساسات دیگری از خود نشان دهند ، چرا که خشم امنیت بیشتری برایشان دارد .

!    برای اغلب مردان نشان دادن احساساتی نظیر عجز و ناتوانی و یا ترس بسیار مشکل است ، تنها هنگامی چنین احساساتی را از خودشان بروز می دهند که وضع آن ها خیلی خراب باشد .  

برگرفته از کتاب رازهایی درباره مردان

-        باربارا دی آنجلیس

عاطفه زن و هنر استفاده از آن

!    محبت زن نباید دست و پای مرد را ببندد ، مثلاً  به خاطر محبت از او بخواهد که همواره کنار او در منزل بماند ، چرا که در این صورت بعد از مدتی مرد به نفرت می ر سد .

!    با چشمان اشک آلود توأم با لبخند ، آن هم در حال پناه آوردن به مرد (گریه بر شانه مرد) می توان سنگدل ترین مرد را بدست آورد .

!    مردها مهارت چندانی در زمینه احساسات و عواطف ندارند . زنان به خاطر عدم آشنایی با این ویژگی مردان و مقایسه با خودشان ، رفتارهای جدی مردان را به حساب لجبازی و مقاومت آنها می گذارند و آنان را به خاطر بی احساسی بودنشان سرزنش می کنند .

عاطفه زن و هنر استفاده از آن

!        مردها عاشق استعداد و توانایی در زن هستند به شرط آن که زن همواره متواضع باقی بماند. یکی از نمودهای عاطفی زن فروتنی است .

!    هنگامی که زن از مسئله ای ناراحت است و نزد همسرش می رود ، مرد عملاً کلماتی را که زن برزبان می آورد نمی شنود ، بلکه چنین می فهمد : به من کمک کن . مرا نجات بده . چون مردان همواره به راه حل می اندیشند . در حالی که روحیه عاطفی زن ، تنها حمایت می طلبد .

!    مرد ها با شناختی که از زن دارند ، فکر می کنند زن ها به محض شروع به کلمه و شکایت ، دیگر دست از این کار بر نمی دارند و تا ابد ادامه می دهند . به همین دلیل می گویند : می خواهی همین طور ادامه بدهی ، - «الان حوصله ندارم درگیر یک دعوای بزرگ شویم » «بفرما باز دوباره شروع شد » .

    نباید ها

!    در حق مردِ زندگی تان مادری نکنید گر چه به خاطر انجام کارهایش بوسیله زن احساس رضایت می کند ولی تداعی جایگاه مادرانه ، نقش معشوق بودن را کم رنگ می کند زیرا رفتار عاطفی مادر با منع جنسی همراه بوده است و از طرف دیگر یاد آوری سلطة مادرانه ، نوعی عدم آزادی را در پی داشته است .

!    از اشتباهات بزرگ زن این است که در برخورد با همسرش همیشه از موضع ضعف عمل کند ، چرا که قابلیت ها و توانمندی ها در هر انسانی زیباست و جاذبه دارد .

!    بعضی از زنان تصور می کنند سکوت و تأیید همسرانشان ، و رأی و نظری از خود نداشتن ، موجب محبوبیت شان خواهد شد ، در حالی که زن ومرد قبل از این که زن و شوهر باشند دو انسانند که در سایر ابعاد نیاز به همراهی و همفکری دارند.

!    اصولاً مردان ترجیح می دهند نقط ضعفشان به صورت غیر مستقیم به آنان عرضه شود چرا که معمولاً نتیجه تذکر مداوم و بیان صریح عیب ها ، « لجبازی » است .

      نباید ها

!        آنچه مردان را از زندگی بیزار و خسته می کند :

الف) پرداختن به مباحث جزئی و اصرار در ثابت کردن یک مطلب در یک مقطع زمانی .

ب) گریه های طولانی

ج) ناز آوردن های بیجا و بی موقع (لوس کردن)

د) حساس و عاطفی بودن بیش از حدّ که موجب محدودیت غیر متعارف و غیر عادلانه برای مرد بشود .

چند مثال کاربردی :

!  هنگامی که ناراحت هستید اغراق نکنید ، ناراحتی تان را از آنچه هست بزرگتر جلوه ندهید (مردها همواره به معنای لغوی کلماتی که به کار می برید ، توجه می کنند. مثلاً وقتی می گویید دیگر صبرم تمام شده همسرتان فکر می کند دیگر همه چیز تمام شده است ).

!  به مجرد ورود همسرتان به منزل ، با مسائل و مشکلات احساسی تان به او هجوم نبرید ، به او فرصت بدهید تا آرام بگیرد.

!  هنگامی که مردها را در مورد احساساتشان محکوم می کنید . آنان احساس می کنند مورد انتقاد واقع شده و زن ها نمی توانند درکشان کنند ، بنابراین با سرد شدن به لحاظ عاطفی ، انتقام می گیرند و در مقابل برخورد احساسی که مطلوب شماست ، مقاومت می ورزند ، از شما عصبانی شده  و با متهم کردنتان به این که بیش از حد احساساتی هستید ، به شما حمله می کنند .

      نباید ها

!  زنان نباید خود و خواسته های معقولشان را فراموش کنند ، بلکه می تواننند منصفانه و هنرمندانه از حق خود دفاع نمایند و اگر در مواردی لازم به فداکاری و از خود گذشتگی باشد ، با توجه به توان و ظرفیت روحی ، می توانند از خواسته خود بگذرند ، چرا که در فرهنگ اعتقادی ما ، زمانی که آدمی کاری را به خاطر رضای خدا انجام می دهد ، مطمئن است که چیزی را از دست نداده است ، بلکه تجارت سودمندی کرده است (می توان هر نظر وعملی را با اتصال به باقی ، جاودانه ساخت ).

!  زنان نباید جملات و کلمات تحقیر آمیز در مورد خودشان به کار ببرند چون موقعیت طبیعی آنان را به خطر می اندازند .جملاتی مانند « خیلی بد قیافه شده ام » ، « از نگاه به من حالت بهم می خورد » ، « راه انداختن آن مهمانی کار سختی نبود دیگران هم کمک کردند ، لازم نیست تشکر کنی » .

!  زنان نباید هنگامی که می خواهند به همسرشان بگویند از دستش عصبانی و ناراحت هستند ، از حالت های بچگانه استفاده می کنند مثلاً به جای این که صدای قوی زنانه داشته باشند مانند دختر بچه ها حرف بزنند .

!  با مرد زندگیتان چنان رفتار نکنید که گویی پدرتان هستند البته هیچ اشکالی ندارد گاهی اوقات به مردی که دوستمان دارد اجازه بدهیم به طریقی پدرانه از ما مواظبت کند ، اما اغلب نباید این گونه باشد .

با الهام از کتاب رازهایی درباره مردان

     اقتدار مرد یک اصل مهم در زندگی مشترک

!        اجازه گرفتن از همسرش ، سبب تأمین حس ولایت و اقتدار مرد می شود.

!    تأمین حسّ اقتدرا مرد از سوی همسرش موجب بروز جوانمردی و مردانگی است . چون مرد هیچگاه نمی خواهد از زن کمتر باشد ، بنابراین در تمامی زمینه ها بهتر عمل می کند .

!    زن برای تقویت اقتدار در مرد ، بهتر است از جملاتی چون ک « تو تکیه گاه من هستی » ، « من به تو اعتماد کامل دارم » ، « تو پشتیبان من در تمامی مسائل زندگی هستی » و ... استفاده کند.

!    نه زن سالاری درست است و نه مرد سالاری ، بلکه آنچه شایسته شأن انسانی است ، حق مداری و حق سالاری است .

!    در خانواده ، باید زمینه ای فراهم شود که مرد با پذیرش ولایت و سرپرستی ، به خود ش اعتماد کند تا بتواند با قاطعیت و قدرت ، وظایف خطیر اجتماعی و خانوادگی را بر عهده بگیرد . ( البته مردان باید مراقب باشند که از این اقتدرا سوء استفاده نکنند) .

!        مرد به شدت از این که زن به او پناه بیاورد ، لذّت می برد و به شدت از قلدری و ریاست طلبی زن ، بیزار است .

!    مردان اساساً نیاز دارند ، کنترل کامل همسر خود را در دست داشته باشند ، اما از این  که خودشان کنترل شوند به شدت متنفرند .

!        رابطه زن و مرد در زندگی مشترک

!    زن وظیفه ندارد برای کمک مالی به خانواده ، مدت زمانی را خارج از منزل سپری کند ، اما این وظیفه را دارد که با آغوش باز و با نشاط با همسرش برخورد نماید و رضایت او را جلب کند.

!    هرگز عکس العمل های تند و دفعی کارساز نیست ، با فکر و صبر و حوصله و گفتار نرم و مشورت ، کارها بهتر پیش می رود .

!    مواظب باشید هیچ چیز را از همسرتان مخفی نکنید که در صورت رو شدن ، اعتمادش را به شما از دست خواهد داد .

!    خطاهای یکدیگر را بزرگ نکنید ، سعی کنید  اشتباهات را فراموش کنید و در صورت لزوم ، طرح آن را در زمان مناسب و با بهترین روش به انجام برسانید .

!        همیشه برای همسرتان یک فرد جدید باشید و برای پیشرفت فکری و ارتقای زندگی خود اهمیت قائل شوید .

!    زود احساس شکست نکنید ، استوار باشید و در عین حال احساس خوشبختی خود را هم در خلوت و هم در جمع بیان کنید .

!    مردی که از کار خسته شده ، اگر از او قدردانی نشود ، تعادلش را از دست می دهد و به یکی از شیوه های زیر رو می آورد :

          الف) معتاد به کر می شود و به طور سرسام آوری کار می کند.

         ب) در لاک خود فرو می رود و ازآن بیرون نمی آید .

               ج) به سمت جنبه های زنانه خویش سوق پیدا می کند و از مشکلات خودش

              صحبت می کند  .

!    هدف اولیه مرد این است که همسرش را خوشحال کند و هیچ لذتی برای مرد بالاتر از این نیست البته به شرط این که بینشان مشکلی نباشد .

!        معمولاً توقعات مرد از همسرش در دو چیز خلاصه می شود :

               الف) روحیه شاداب و با نشاط زن

        ب) ارتباط روحی و روانی و جسمی مثبت با او

رابطه زن و مرد در زندگی مشترک

!    اگر مردی بداند در بدو ورود به خانه باشور و نشاط و استقبال همسرش مواجه می شود و مورد قدردانی قرار می گیرد ، شوق آمدن به خانه ، سختی کار بیرون را آسان کرده و ختسگی او را بر طرف می سازد .

!        مرد با تشویق و توجهات همسرش ، به زندگی و کارش دلگرم می شود.

!    این که همسرتان احساس کند درکش می کنید ، مسئله مهمی است ، اگر از موضوعی رنج می برید ، حداقل با گفتار و رفتار خود نشان دهید که او را درک می کنید و سختی کار او را می فهمید .

!    زنی که انتظار دارد همسرش در تمامی زمینه ها با او مشورت کند در حقیقت به طور غیر مستقیم به او پیام می دهد که تو ناتوان و عاجز از تصمیم گیی هستی .

!    زن می تواند برای تقویت روابط زناشویی ، همسرش را به این باور برساند که تنها متعلق به اوست و به همین دلیل در ارتباطات اجتماعی اش به شدت محتاط است .

!        با همسرتان به مانند شخص لایق ، دانا ، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید ، سعی ننمایید به جای او فکر کنید .

!    طرز سؤاب کردن از مرد باید به گونه ای باشد که او بتواند ساختار واضحی در ذهنش تسیم کند ، هر چه پرسش ها خصوصی تر باشند ، بهتر است پس رک و راست صحبت کنید ، وقتی در پرده ابهام وارد گفتگو می شوید ، مردها فکر می کنند ، آن ها را بازی می دهید و عصبانی می شوند .

!    هنگامی که همسرتان ساکت است به ااین معنی نیست که به شما بی توجه است بلکه ذهنش مشغول پردازش اطلاعاتی شده که به او داده اید یا این که سعی می کند ، با احساسات خود تماس برقرار کند .

!    وقتی زنان احساس سر درگمی و بیچارگی می کننند و به گونه ای رفتار می کنند که گویی دچار بحران عظیمی شده اند تا همسرتان بیاید و نجاتشان دهد ، البته این کار به  عنوان روشی برای جلب توجه همسر است اما کاملاً بچگانه است . در این صورت مردان جواب می دهند و با احساس برتری و رئیس بودنی که می کنند ، اما احترام برای شما قائل نخواهند بود و رفته رفته شور و حرارت روابط کاهش می یابد .

    مادرها و پدرها ( خانواده های طرفین )

!    هیچگاه همسرتان را به خاطر بدی خانواده اش ، محکوم و مؤاخذه نکنید ، شنیدن این عبارت که « تقصیر خانواده توست » برای هر دو طرف به شدت رنج آور است .

!        انتظار عصمت از همسرمان نداشته باشیم ، همانگونه که ما عیب داریم او هم قطعاً بی نقص نیست .

!    زن و مرد باید همواره به تکریم یکدیگر در مقابل خانواده هایشان بپردازند و حتی اگر اختلافی دارند نباید در هیچ یک از دو خانواده ، همسرشا ن را تضعیف و ذلیل کنند.

!        در زندگی مشترک ، هر یک از طرفین دو مادر و دو پدر دارد که باید به آنها به یک اندازه احترام گذاشت .

!        سعی کنید خوبی های همسرتان را جلوی دیگران مخصوصاً خانواده خودتان و بالاخص مادرتان بگویید .



[1] - به خواسته های غریزی هم آنقدر توجه دارند که وظایفشان را فراموش نکنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:27  توسط طاهره رحیم پور  | 

مسائل روبط اجتماعی

آیا می دانید سه ركن اصلی زندگی سالم چیست ؟

بسیاری از جوان ها رسیدن به سن خاص و یا دارا بودن شرایط متعارف مادی را ، برای ازدواج كافی می دانند ، در حالی كه در كنار رشد جسمی ، رسیدن به رشد  اجتماعی ، اخلاقی و عاطفی از شروط لازم برای ازدواج است كه به آن اشاره می كنیم :

1) رشد اجتماعی

رشد اجتماعی ، سازگاری خوب اجتماعی با همه ی آدم ها  و از جمله با همسری است كه قرار است عمری با او زندگی كنیم . افرادی كه در زندگی مشتركشان رعایت حقوق همسر را می كنند، احترام می گذارند و حق تصمیم گیری برای همسر قائل می شوند از رشد اجتماعی برخوردارند. یكی دیگر از مشخصه های رشد اجتماعی ، داشتن استقلال فكری است . افراد مستقل توانایی ها و محدودیت هایشان را به خوبی می شناسند و این شناخت به تصمیم گیری صحیح كمك می كند، آنها در مورد مسائل مختلف خوب می اندیشند و ارزیابی می كنند و پیامدها و نتایج كارهای خود را بر عهده می گیرند. در بسیاری از ازدواج ها عدم استقلال یكی از زوجین باعث بروز اختلافات بسیاری می شود. افرادی كه استقلال ندارند ، وابسته اند و توجهشان بیشتر معطوف به دیگران است تا خودشان ، اهل فكر كردن و اندیشیدن نیستند وچون خود را قبول ندارند دائماً دنبال كسی هستند تا به جای آنها تصمیم بگیرد و مسئولیت را از گردن آنها سلب كند . گاهی حتی برای امور ساده ای مثل انتخاب رنگ پارچه دچار تزلزل می شوند. افرادی كه روحیه استقلال طلبانه ندارند زندگی مشترك ناموفقی خواهند داشت.

استقلال فكری از دو راه به دست می آید : یكی از طریق مطالعه ( درسی ، متفرقه و آزاد ) در مورد چگونگی رفتارهای اجتماعی و دیگری از طریق تجربه ؛ به این معنا كه تجربه ای كه از كارهای گذشته داریم درمورد كارهای آتی در نظر بگیریم . در اینجا ذكر این  نكته لازم است كه مستقل بودن به معنای مشورت نكردن نیست ، استقلال فكری وقتی تحقق پیدا می كند كه هدفی را كه شخص دنبال می كند تنها به واسطه صحبت دیگران زیر پا نگذارد بلكه برای رسیدن به آن اهداف از مشورت كردن با دیگران استفاده كند.

یكی دیگر از فاكتورهای رشد اجتماعی اعتماد به نفس است . یعنی باور داشتن توانایی ها و شناخت محدودیت ها واین كه فرد بداند می تواند از عهده ی مسئولیت های خود برآید. می توان اعتماد به نفس را  نوعی واقع بینی نیز دانست؛ زیرا افرادی كه دارای اعتماد به نفس هستند . تصویر درستی ازخود دارند و افرادی كه اعتماد به نفس ندارند مردد و دودل هستند . كاری را شروع كرد ه ولی به آخر نمی رسانند و بیشتر منفی بافند . " من نمی توانم " " غیر ممكن است" " نمی توانم تصمیم بگیرم " جملاتی هستند كه این افراد زیاد به كار می برند و تحت تأثیر دیگران قرار گرفته تصمیم گیری شان سست می شود. نقطه مقابل این افراد ، افراد مغرورند كه توانایی های خود را بیش از اندازه می پندارند و در ارزیابی خود دچار اشتباهند . برای تقویت اعتماد به نفس باید شناخت واقع بینانه ای از توانایی ها و نقاط مثبت خود داشته باشیم و آنها را تقویت كنیم.  به كار بردن عبارات مثبت نیز در تقویت اعتماد به نفس نقش مؤثری دارد. باید هدف هایی را كه انتخاب می كنیم در حد توانایی هایمان باشد تا هر بار كه كاری را با موفقیت به اتمام می رسانیم یك لایه به اعتماد به نفس ما اضافه شود.

هنر گوش دادن

عامل دیگری كه درزندگی زناشویی بسیار حائز اهمیت است ولی كمتر به آن پرداخته می شود؛ هنرگوش دادن و چگونگی سخن گفتن است.

دقت و توجه به صحبت دیگران و مفاهیم آن ، به موقع صحبت كردن و سخن مفید و نه بیهوده گفتن یكی از عواملی است كه به درك متقابل زوجین كمك بسزایی می كند. باید به صحبت های طرف مقابل به خوبی گوش داد . به خصوص در زمان بحث و گفتگو كه آن نیز زمان مخصوصی دارد . این امر باعث می شود كه بحث به مشاجره كشیده نشود . مطلب دیگر با ملاطفت صحبت كردن است چرا كه گاهی نحوه و چگونگی سخن گفتن مقدم بر محتوا و به عبارتی "چه گفتن" است.

در مهارت گوش دادن چنان قدرتي نهفته است كه به واسطه آن مي‌توان از بسياري از موانع گذشت، افراد زيادي را در اختيار داشت و در انزواي ناخواسته روزگار نو درگير نماند. در اين نوشته تلاش شده راهكارهايي در باب گوش دادن موثر بيان شود تا قدرت پنهاني اين مهارت آشكار گردد.

هر نكته به شكلي بيان شده است كه شما مي‌توانيد با توجه به نوع عملكرد خود در حين گوش دادن و شناسايي نقاط ضعفتان در اين زمينه، جمله‌اي را كه توجه به آن منجر به قوت توانايي گوش دادن در شما مي‌شود انتخاب كرده و روي يك برگه نوشته و در مكان مناسبي كه در معرض ديدتان باشد، قرار دهيد. به اين ترتيب با مراقبت از رفتارتان و توجه بر نكته ياد شده مي‌توانيد به سرعت به مهارت گوش دادن در خود قوت بيشتري ببخشيد.در حالت كاملاً عادي، گوش كردن بيش از هر فعاليت ديگر زمان بيداري فرد را به خود اختصاص مي‌دهد. مطالعه بر روي افراد شاغل در زمينه‌هاي متفاوت، نشان داده است كه 70 درصد لحظه‌هاي بيداري افراد به برقراري ارتباط مي‌گذرد. از اين زمان نوشتن 9 درصد، مطالعه 16 درصد، صحبت كردن 30 درصد و گوش كردن 45 درصد را به خود اختصاص مي‌دهد. اما با اين وجود، متاسفانه فقط عده معدودي از افراد شنوندگان خوبي به شمار مي‌روند. محققان مدعي‌اند كه حتي در سطوح اطلاعاتي خاص و وقتي كه شنونده براي كسب معلومات گوش مي‌دهد نيز 75 درصد ارتباط كلامي ناديده گرفته مي‌شود، اشتباه درك مي‌شود و يا به سرعت فراموش مي‌شود. توانايي گوش كردن، براي درك معناي عميق آنچه افراد مي‌گويند، از اين هم نادرتر است و شايد بر همين اساس بوده كه نقل مي‌كنند حضرت عيسي(ع) فرمود: اگر چه يك گوش تو كاملاً شنواست، اما گوش ديگرت ناشنواست.» بيشتر اوقات حرف‌هاي گوينده از يك گوش وارد مي‌شوند و از گوش ديگر خارج مي‌شوند. در جامعه ما يكي از دلايل عمده گوش كردن نامناسب، آن است كه بيشتر ما آموزش مقدماتي بسيار عميقي را براي گوش نكردن دريافت مي‌كنيم.در دوره پيش‌دبستان، تاكيد والدين به توجه نكردن به آنچه خوب نيست و در سال‌هاي اوليه تحصيل پرداختن و تاكيد صرف بر خواندن، از سويي ديگر آغاز الگوبرداري ما از همان سال‌هاي نخست كودكي از بزرگترهايي كه خود هرگز درست گوش نمي‌دهند همه از جمله عوامل ياد دهنده گوش نكردن هستند. نتايج بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه عدم استفاده صحيح از اين مهارت، موجب ناتواني افراد در حل مشكلات اعم از خانوادگي و يا شغلي مي‌شود. اما اين مهارت نيز همچون ساير مهارت‌ها، كسب كردني و آموختني است، كافي است به برخي نكات و اصول لازم در اين خصوص توجه و عمل كنيم تا از نيروي حاصل از آن در پيشگيري از مسائل و حل مشكلات موجود و نيز برقراري روابطي سازنده بهره‌مند شويم. از جمله اين نكات مي‌توان به موارد زير اشاره كرد. اين نكات ساده در قالب جملاتي بيان شده است كه توجه به آنها در رفتار عملكرد موجب تقويت گوش دادن فعالانه و موثر مي‌شود.

در حين رويارويي با هر مراجعه كننده‌اي اعم از همكاران و يا اعضاء خانواده‌ام تا زماني كه كاملاً متوجه موضوع نشده‌ام، زمان گفت‌وگو را به بعد موكول نمي‌كنم.

در طول صحبت كردن طرف مقابل، مشغول قضاوت و ارزش‌گذاري كلام او در ذهن خودم نيستيم.

بدون پيشداوري و فارغ از شنيده‌هاي قبلي‌ام به سخنان طرف مقابل گوش مي‌كنم. به اين ترتيب ذهن من با نگاهي تازه به تحليل مسئله مورد نظر مي‌پردازد.

بعد از اتمام حرف‌هاي طرف مقابل به خودم فرصت فكر كردن مي‌دهم. من مجبور نيستم بلافاصله تصميم بگيرم و يا چيزي بگويم.

كوتاه و روشن سخن مي‌گويم تا فرصت لازم براي درك كلامم و نيز صحبت كردن از طرف مقابل وجود داشته باشد.

براي ذكر مصاديق در حرفهايم از خاطرات دور و دراز خود كه تعريف آنها زمان زيادي صرف مي‌كند و رشته كلام را نيز از هم مي‌گسلد، پرهيز مي‌كنم.

در حين گفت‌وگو با حركات سر و كلمات مناسب تمايل و علاقمندي خود را به شنيدن نشان مي‌دهم.

در طول گفت‌وگو تلاش مي‌كنم كه اصل كلام و منظور طرف مقابل را درك كنم و به برداشت ذهنم اكتفا نكنم.

مي‌دانم خشم مانع فهم درست معاني خواهد شد، بنابراين در اين زمان تلاش مي‌كنم با سكوت بيشتر و توجه به بيان و احساس گوينده موجب كنترل خشم در خود شوم.

صريح سخن گفتن

بيان آن چه مي‌خواهيم و انتظار داريم به طريق مستقيم و شفاف بهترين روش براي انتقال ايده‌ها و تفكرات يك مدير به مجموعه‌اش است. گفتن مطالب و خواسته‌ها به صورت غيرمستقيم و توسط افراد نامرتبط به موضوع باعث سر در گمي كاركنان مي‌شود.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در وبلاگ"خاطرات يك مدير" به نشاني http://yekmodir.irآمده است: اگر از سبك كار يا روند پيشرفت كارها راضي نيستيم، بهترين كار بيان دقيق علت نگراني با فرد مسؤول اين كار است.

بيان اين موارد با افرادي كه مستقيم با موضوع درگير نيستند يا اصلا كار به آن‌ها مرتبط نيست باعث تشويش ذهنيت كساني مي‌شود كه درگير كار هستند، يا در انتقال اين خواسته‌ها به علل مختلف سهوي يا عمدي تغيير ايجاد مي‌شود كه رسيدن پيام يا ايده را دچار اختلال مي‌كند.

مدير توليد در اجراي برنامه توليد ماه دچار مشكل است، بهترين كار تشكيل جلسه‌اي با او براي براي بررسي مشكلات و خواستن گزارش از او است، ولي اگر بيايم و از روند كار او به مدير فني و مدير بازرگاني و… انتقاد كنيم و آن‌ها با نيت خوب يا بد اين موارد را منتقل كنند، اولين ناراحتي براي مدير توليد اين است كه چرا مسائل مرتبط با من با ديگران در ميان گذاشته مي‌شود. يا اگر فرياد و نگراني از نرسيدن ملزومات توليد را كه وظيفه تداركات است بر سر مدير فني خالي كنيم در ايجاد ارتباط درست و بي تنش موفق عمل نكرده‌ايم.

كاركنان دوست دارند كارشان به طور مستقيم و شفاف مورد ارزيابي قرار گيرد. از پيشرفت كارشان قدرداني شود و كندي كارشان مورد بررسي منصفانه قرار گيرد....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:22  توسط طاهره رحیم پور  | 

سایت سینا که «خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی» نامیده می شود، خبرها و مطالب بسیاری درباره ی آسیب های اجتماعی ایران امروز دارد. بررسی آسیب های اجتماعی که به مردم یک کشور روزانه وارد می شود می تواند آیینه ای فرض شود که نتایج سیاست های حکمرانان را باز می تاباند. حکمرانان می توانند زیباترین حرف ها را بزنند و جالب ترین وعده ها را بارها و بارها تکرار کنند اما وقتی که دامنه ی ناهنجاری اجتماعی این چنین گسترده است، دیگر چه جایی برای واژه های زیبا می ماند؟

ویژگی کشور ما اینجاست که حکمرانان امروز، بدون توجه به نیازهای اجتماعی و مشکلات روزافزون اجتماعی، به گونه ای دور از هر منطق و عقل اجتماعی حرف می زنند و عمل می کنند که شاید نمونه های مشابه زیادی در دنیای امروز نداشته باشند. نمونه ی آشکار آن همین موضوع تماس های غیبی با امام زمان و ارائه لیست نمایندگان و انتخابات و مانند آن...

گستردگی و جدی بودن آسیب های اجتماعی که به مردم و بویژه جوانان و زنان ما وارد می شود، نمی تواند نگرانی آور نباشد. اما امروز دغدغه ی حکمرانان، مال اندوزی بیشتر و حفظ قدرت است. و اینها به هر قیمتی.

اینروزها سالروز 18 تیر است. در تمام این سالها اراده ای جدی وجود داشته است که با هر وسیله ای می خواسته است امید مردم و بویژه جوانان را به یک تغییر سیاسی و اجتماعی به سخره بگیرد و عقیم بگذارد. 18 تیر یکی از نشانه های آن بود. امروز جناحی که تمامیت خواه ، راست یا هر نامی که بر آن بخواهیم بگذاریم بر موج یک پیروزی بسیار لرزان و بی پشتوانه تاخت گذاشته است. پیروزیی که تنها نتیجه ی مخالفت و به میزان زیادی بی تفاوتی جامعه بوده است.

جامعه ای که امروز به صورت غیرقانونی زندگی می کند، به صورت غیر قانونی لباس می پوشد و به خیابان می آید، به صورت غیرقانونی تفریح می کند، به صورت غیرقانونی رابطه می گیرد، به صورت غیرقانونی تلویریون ماهواره ای می بیند، به صورت غیرقانونی به وبگردی می نشیند.

و از سوی دیگر جامعه ای که بصورت قانونی شلاق می خورد، تحقیر می شود، تهدید می شود جامعه ای که نتایج کارهای این حکمرانان را در زندگی روزانه ی خود دیده است. اینکه این بی تفاوتی تا چه زمان بپاید را شاید نتوان حدس زد و تعیین کرد اما نتایج پایان آن را می توان به سادگی دید.

روسپيگری در ايران

  آسيب‌پذيری يك مفهوم

 باوجوديكه قدمت پديده روسپيگری در ايران بويژه بصورت رسمی به سالهای پيش از انقلاب و دوران حكومت پهلوی دوم باز می‌گردد وليكن اين پديده با وقوع انقلاب و فوران برخوردها و آرمانهای دينی و اخلاقی ماهيتا دستخوش تغييرات مهمی گرديد كه برخی از اين ويژگيها و زمينه‌ها و تبعات آن عبارتند از:

با وقوع انقلاب ايدئولوژيك مبتنی بر احيا و به حداكثر رساندن اصول و احكام دينی و اخلاقی در سال ۱۳۵۷، يكی از سازمان‌های اجتماعی مورد هدف در تغييرات ساختاری ، سازمان روسپيگری در ايران بود. تعطيلی مركز فعاليت و فروپاشی سازمان و سازوكار اين پديده از يكسـو و خذف فيـزيكی و اعدام روسپی‌های شاغل در اين سازمان از سوی ديگر ، عمدتأ بر پايه اين انديشه بوقوع پيوست كه در جامعه دينی ، اين كنش غيراخلاقی و غيرانسانی است و هيچكس نمی‌بايست «بخاطر يك مشت ريال»! اقدام به تن فروشی كرده و اخلاق و هنجار اجتماعی را مخدوش سازد. با اين رويكرد بهترين نحوه برخورد در بدو امر زدودن و به اصطلاح «پاك كردن مسئله» بود كه چنين نيز شد.

باوجود تعطيلی رسمی سازمان و فعاليت روسپيگری، به دلايل مختلف از جمله كاركردی بودن و ماهيت خدمت‌رسانی اين پديده (فارغ از هرگونه ارزشگذاری) به عنوان يك واقعيت و نياز ساختاری اجتماعات و جوامع شهری روبه رشد ، فعاليت اين پديده و كنشگران آن در ساختار غيررسمی به حيات خود ادامه داد و بدين ترتيب در سازمانهای مردمی و نه حكومـتی، بصورت خودجوش و خودگردان و كارگاهی و البته زيرزمينی و غيرقانونی به رشد خود ادامه داد. اين وضعيت منجر بدان شد كه پديده روسپيگری بی‌هيچ مهاری به شكل رهاشده و بدون نظارت اجتماعی ، فرهنگی ، بهداشتی، اخلاقی و حتی اقتصادی در ساير سازمانهـا و نهادهای اجتماعی رسمی رخنه كرده و در هر محـلی كه بارقه‌ها و علائمی از تقاضای اين خدمت بروز می‌يافت، عرضه آن نيز صورت گيرد. لذا سازمان بروكراسی رسمی، نهاد خانواده ، نهاد آموزش رسمی اعم از آموزش عمومی و عالی، گروههای اجتماعی غيررسمی جوانان و محلات شهری و روستايی و... نيز از اين پديده دور نبوده و دامنه آن و كنشـگرانش بصورت روزافزون روبه گسترش نهاد ، بطوريكه امروزه با ارقام رسمی و غيررسمی اعلام شده نسبت اين پديده از نظر كمی و كيفی، پراكنش جغرافيايی، سنی و جنسی بسيار شگفت آور و تبعات آسيب شناختی آن همـچنان دارای آثار منفی هنجاری و اخلاقی ، فيزيكی و بهداشتی، اجتماعی وفرهنگی است. برخی از اهم زمينه‌های گسترش اين پديده را می‌توان به شرح زير فهرست كرد:
 1. وقوع جنگ ناخواسته فرسایشی و تبعات حاصل از آسیب‌های اجتماعی آن در بین گروهها و اقشاری که بیشترین صدمات را متحمل شدند و وقوع و شیوع پدیده بی‌سرپرستی از یکسو و تنگناهای مالی برای گذراندن امور زندگی از سوی دیگر یکی از زمینه‌های نخستین گسترش این پدیده است.

2. فقر روزافزون و فاصله طبقاتی بین اقشار و گروههای مختلف اجتماعی نیز از عمده دلایل رشد این پدیده بشمار می‌رود. بنحوی که در طبقات صاحب یا فاقد ثروت هر یک با انگیزه خاصی چنین پدیده‌ای قابل شناسایی است. در طبقه‌ای به دلایل طغیان امیال جنسی و توانایی خرید خدمت در این راستا و همچنین میل به اطفای این نیازجنسی از طرق غیرمشروع یاغیررسمی و فارغ از هدف دستیابی به پول و درآمدزایی ، ودر طبقه دیگر به دلیل تامین نیاز روزمره و کسب درآمد نسبتا مکفی با کمترین سرمایه مالی و انسانی (تخصص ومهارت) بتدریج رو به رشد نهاد. فاصله و تبعیض طبقاتی و میل و عطش دستیابی به امکانات زندگی بهتر و مرفه‌تر برای اقشار اجتماعی خاص و همچنین الگوبرداری و تاسی از روابط آزاد در تامین نیازهای جنسی ومیل به "زن بارگی" از سوی دیگر بویژه در بین اقشار مرفه و نوکیسه‌ای که در طول دوران پس از انقلاب به یکباره به ثروت و مکنت غیر قانونمند و رسمی رسیده بودند ، تعبیر عینی این مثل عمومی گردید که "شلوار مرد که دوتابشه، زن دیگه‌ای می‌گیره."!

3. انسداد روابط سالم اجتماعی و فرهنگی بین زنان و مردان بویژه بین دختران و پسران با ایجاد دیوارهای فیزیکی و غیرفیزیکی سرد و یکسویه از سوی حاکمیت و جدایی بین این دو جنس از محیط خانواده تا مدرسه و دانشگاه و حتی در فضای اشتغال و حوزه عمومی زندگی اجتماعی و شهری و برخوردهای سرهنگی در کنترل و تعطیلی این مناسبات بی‌هیچ اندیشه و تدبیری برای شناسایی ابعاد، دامنه و سطح و عمق این نیاز فیزیکی ، طبیعی و در جای خود انسانی و تلاش و عزم برای راهیابی و چاره جویی‌های مبتنی بر شرایط جغرافیایی ، فرهنگی، سنی، و جنسی هریک از اقشار مختلف، منجر به فرو کوفته شدن این میل و نیاز در قالبهای رسمی گردید. نتیجه طبیعی این برخوردها، آسیب پذیری مناسبات دو جنس ، شفافیت بیش از حد و رخنه پذیر مرزهای هنجار و بی هنجاری و افزایش و گاه جذابیت هنجارشکنی و قبح زدایی این امر بود که امروزه زنان و دختران با پوشش فراگیر و متراکم "پارچه و حیا" نیز از چشمان تجاوزگران کوی و برزن در امان نیستند.
  4. این پدیده بویژه با گسترش شهرنشینی و همچنین افزایش جمعیت و جوانسالی آن در کشور از یکسو و عدم امکان پاسخگویی مناسب به نیاز نوجوانان و جوانان و آموزش مناسب و عدم آمیزش هنجارمند آنان از سوی دیگر، در کنار افزایش سن ازدواج به دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی، منجربه گسترش روز افزون تقاضای غیررسمی میل به ارتباط دو جنس از حداقل تا حداکثر آن گردید و این تقاضا نیز بطور خودبخودی زمینه‌های ذهنی عینی ظهور و توسعه میدان و امکانات عرضه را گسترش داده و بصورت سازمان یافته و نایافته پدیده روسپیگری رو به توسعه نهاد.

5. درنوردیده شدن مرزهای جغرافیایی با وقوع تحولات تکنولوژیهای اطلاع رسانی و ورود و گسترش استفاده از فیلم‌ها و برنامه‌های نمایشی و آموزشی ویدئویی، کامپیوتری و دسترسی به برنامه‌های تحریک آمیز و درعین حال ارضا کننده از طریق اینترنت و ماهواره (که درجای خود با چنین اهدافی طراحی نشده‌اند ولی دارای چنین کارکردهایی هم هستند) از یکسو و تعطیلی مناسبات دوجنس در حوزه‌های عمومی و رسمی و حتی در بسیاری از میادین روابط و مناسبات غیررسمی (غیردولتی) منجر به آشنایی یکباره و تهییج امیال جنسی جوانان و میل به تقاضا و عرضه متناسب در ایجاد و گسترش مناسبات جنسی گردید. این مناسبات بویژه باتوجه به پنهانی بودن شکل و عمل آن، بدون هرگونه هشدارهای اخلاقی ، بهداشتی ، اعم از بهداشت فردی، روانی و اجتماعی ، از حداقل‌های خود در حد مکالمات و رفت وآمدها تا حداکثرهای خود در قالب آمیزش جنسی در پیوستار بود.

6. شکاف بین نسلی در خانواده‌ها و جدایی آموزه‌های اولیا و مربیان در نهادهای آموزشی و تربیتی رسمی و غیر رسمی با جوانان و نسل نونهال و جدی نگرفتن تحولات فیزیکی و شخصیتی نوجوانان که نقطه شروع آن بلوغ جنسی است و اکتفای صرف به توصیه‌های نخ‌نما شده اخلاقی ، نیز از عمده دلایلی است که با بی‌تدبیری و غفلت مدیریت امور اجتماعی و فرهنگی از سوی حاکمیت و بلاتکلیفی خانواده‌ها در این خصوص که کدامین عمل و تجویز عمل راهگشا خواهد بود، زمینه گسترش این پدیده را بیش از پیش فراهم ساخت.
 7. آسیب پذیری مرز‌های هنجار و بی هنجاری و بزرگی دامنه تعیین خطوط قرمز در مناسبات بین دو جنس به قدری است که هیچ نوجوان، جوان و بزرگسالی با هرجنسیتی امکان گشودن قدم از قدم را ندارد. این مرزها در سالهای نخست انقلاب از یک لاک زدن و استفاده لوازم اولیه آرایشی برای دختران و پوشیدن شلوار جین و آرایش موی و اصلاح صورت پسران تا قدم زدن در میادین اجتماعی، پارکها و خیابان گسترش یافته بود و بی تردید ارتکاب هر یک از این اعمال خودبخود فرد عامل را در زمره بی‌هنجاران و کسانی که از خطوط قرمز و بی اخلاقی گذشته‌اند، جای میدهد. در چنین فضای ذهنی و ترس از مرزبندی هنجار و بی‌هنجاری ، قبح و ناپسند بودن یک رفتار بسیار آسیب پذیر و قابل تصرف می‌نماید. این امر بویژه با ناهمسویی روشها و الگوهای تربیتی رسمی و غیررسمی و آنچه که در آموزه‌های مدارس و نهادهای حکومتی با آموزه‌های خانواده و گروههای همسالان رو به تشدید نهاد.

8. فقدان ممارست اجتماعی تنظیم روابط دختر و پسر و عدم آموزش بهنگام، کارآمد و آشکار جنسی در ساختارهای رسمی و غیررسمی تحت عناوین ارزشی و گاه ناکارآمدی چون حیا ، شرم ، اخلاق و.. ، منجر به عدم شناخت دو جنس از یکدیگر و رومانتیک و افلاطونی شدن روابط عاطفی و در نهایت تبدیل شدن هیستریک و بیمارگونه آن به روابط جنسی ناهشیارانه و بدون فرهنگ و آداب لازم این فعل انسانی (و نه حیوانی) گردیده است. عدم پیش بینی روشهای اطفای رسمی و هنجارمند و تایید شده این نیازها به اشکالی غیر از شکل رسمی و "دائم العمر ازدواج " منجر به بروز رویای تعبیر نشده و کابوس آمیزش جنسی در جامعه ایران شده است ، به نحوی که برای اکثریت دختران و پسران جوانسال و بزرگسال بصورت رویای دست نیافتنی است (که اگر فرصتی هم دست دهد، بصورت مرضی و بیمارگونه اقدام می‌شود) و در نزد اولیا و مربیان و مدیریت اجتماعی دستگاه حاکمیت در سطح کلان نیز بصورت کابوسی است که یارای بازخوانی آن را در زمان بیداری نیز ندارند. و چنین است که این پدیده بصورت بیمارگونه‌ای درجامعه رشد و رخنه می‌کند.

نکته آخر اینکه بنابه دلایل پیش گفته و همچنین فقدان و خلاء تئوریک اجتماعی ، دینی و فقهی برخورد و مدیریت روابط جنسی زن و مرد / دختر و پسر در جامعه ایران امروز مفهوم آسیب پذیری و آسیب‌های اجتماعی از نوع جنسی در ذات خود و در مفهوم و تعریف آن دستخوش یک آسیب پذیری ذاتی است. همچنین مرز میان روسپی‌گری و فعل آزاد و تعریف شده میان این دو جنس نیز تعریف مشخص و متمایزی ندارد. تن فروشی و یا ارتباط جنسی غیرارادی ، غیر عاطفی و غیرانسانی بین زن و مرد ، با رابطه جنسی آگاهانه ، خودخواسته ، عاطفی و انسانی بی‌هیچ تمایز مفهومی و حقوقی ، هردو با پیوستاری از حداقل‌های منکرات تا حداکثرهای آن (تجاوز به عنف) در‌ هاله‌ای از مفهوم بی‌هنجاری چنان اسیر شده است که امروزه ارتکاب عمل جنسی از سوی افرادی که در نقطه شروع حداقل‌ها قرار دارند، تا حداکثرها همه با یک چوب هنجارشکن از جامعه رانده می‌شوند. به دیگر سخن پدیده روسپیگری پیش از آنکه شایسته استیضاح اجتماعی و کیفری مرتکبین و عاملان آن باشد، نیازمند محاکمه سیاستگذاران و کسانی است که با زدودن طرح مسئله و پاسخ ندادن به آن ، زمینه شیوع آن را ایجاد کرده و با بی‌تدبیری در مدیریت این واقعیت اجتماعی و فیزیولوژیک ، خود در تشدید آن سهیم بوده‌اند!

دومین همایش آسیب شناسی روابط دختر و پسر

دومین نشست همایش آسیب شناسی روابط دختر و پسر توسط بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور تهران در تاریخ 25 آذرماه در تالار فردوسی دانشگاه تهران از ساعت 13تا 17 با محورهای " نقش نهاد خانواده در ساماندهی روابط مطلوب بین دختر و پسر" و "بررسی این روابط در غرب" برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر ، سلیمانی مسوول بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور تهران ، هدف از برگزار ی این همایش را نقد فضای فرهنگی اجتماعی موجود وارایه راهکارهای علمی به جوانان برای برقراری رابطه صحیح وسالم عنوان کرد وافزود: غفلت مسوولان فرهنگی کشوروبی توجهی به این امر مهم فضایی را درجامعه ایجاد کرده که برخی از دختران وپسران به سبب عدم آگاهی وآموزش مناسب ، با مشکلات زیادی در این زمینه مواجه هستند.

وی خاطر نشان کرد: چگونگی روابط دختر وپسر وتبیین وکنترل آن به گونه ای که به معضل منجر نشود از دیگر اهداف همایش مذکور است که در نشستهای متعدد با استفاده از موضوعات ومحورهای پیشنهادی دانشجویان واساتید اهل فن در دانشگاههای مختلف برگزار می شود.

دبیر همایش با اشاره به اینکه اسلام به عنوان دینی پویا ، بنابرمقتضیات زمان حرفهای فراوانی برای گفتن دارد ، گفت: متاسفانه احکام روابط دختر وپسر از مسایلی است که به دلایل مختلف به زبان جوان امروزی تبیین نشده بنابراین ماقصد داریم در این همایش با بهره گیری از اساتید حوزه ودانشگاه این خلاء را به نوعی پر کنیم.

به گفته وی دراین نشست ، دکتر محمد کرمی استاد فلسفه ، کلام وکارشناس مرکز مطالعات زنان ، دکتر شکوه نوابی نژاد روانشناس وفوق تخصص مسایل خانواده ، دکتر محمد والی دکترای قرآن وحدیث وسید مهدی شجاعی محقق ونویسنده در بخشهای مختلف این همایش به سوالات دانشجویان پاسخ می دهند.

 بحث قاچاق زنان ايرانى در فوروم اجتماعى جهان 

پنجمين فوروم اجتماعى جهان كه حدود يكصد و پنجاه و پنج هزار نفر در آن شركت جسته بودند، در حالى به كار خود پايان داد كه بيش از ۲۰۰۰ كارگاه آموزشى، سمينار و سخنرانى مختلف در آن برگزار شد. خانم نرگس محمدى از طرف كانون مدافعان حقوق بشر ايران نيز در اين همايش حضور داشت كه يكى از دو سخنرانى خود را به موضوع قاچاق زنان ايرانى به كشورهاى حاشيه خليج فارس اختصاص داده بود.

موضوع قاچاق زنان در روز ۲۷ ژانويه در پورتوآلگره با همراه چند شركت كننده از اوكراين و نپال مطرح شد كه بحث مفصلى در پى داشت و چند ساعت طول كشيد. خانم محمدى  ميگويد:

 «بحث قاچاق زنان بعنوان يك پديده اجتماعى مورد بررسى كارشناسان و محققان در ايران قرار گرفته و در نشريات و تحقيقات مختلف هم منتشر شده است. قاچاق زنان به ويژه در تهران كه از طريق مسافرت هوايى به كشورهاى حوزه خليج فارس از جمله كشورهاى عربي صورت ميگيرد، يكي از دغدغه هاى متخصصان و فعالان حقوق زن است. در ايران آمارى وجود دارد كه نگران كننده است و آمارى است رو به رشد. بحث قاچاق زنان موضوع پر استقبالى در اجلاس بود. چون يكى از محور هاى اين همايش احقاق حقوق زنان بود و مبارزه براى رفع تبعيض نسبت به زنان و مبارزه با مرد سالارى.»

خانم محمدى در پاسخ به اين سوال كه آيا تنها فرد شركت كننده از ايران در اين همايش بود، توضيح ميدهد:

«من در اجلاس تنها بودم. البته خانم عبادى هم به همايش دعوت داشت كه پيامى فرستاد و گفت به دليل احضار به دادگاه نمى تواند در آن شركت جويد اما حمايت خود را از همايش با اين پيام اعلام كرد.»

نرگس محمدى اضافه ميكند كه دنبال كردن بحث قاچاق زنان  تنها منحصر به جلسات خانمها نبود بلكه در جلسات عموممى با حضور همه سازمانهاى حقوق بشر انجام ميگرفت. مطالب ايشان در اجلاس محمدى  به طور همزمان به پرتغالى و انگليسي ترجمه ميشد تا قابل فهم براى همگان باشد.

مى پرسيم حاصل مبادله اطلاعات با فعالان حقوق زن براى مقابله با خريد و فروش زنان در بازار جهانى سكس چه بود؟

«موضوع هايي كه در اجلاس بعنوان راهكار عنوان شدند، الحاق كشورها به كنوانسيون هاى منع اين پديده ها بود كه به اين ترتيب ميتوان مبدا و مقصد را تحت كنترل قرار داد. راهكار ديگر اين بود كه قوانين داخلى كشورها، قوانين بازدارنده باشند طورى كه از جرمهاى سازمان يافته از جمله قاچاق زنان از كشورى به كشور ديگر پيشگيرى كند و سومين راهكار هم بسط آموزش و آگاهى در ميان مردم بود و نقش حاكميت ها و دولت ها در كنترل و حتى پيشگيرى اين پديده.»

خانم محمدى حضور فعال زنان در اين همايش را تحسين ميكند و دستاوردهاى فوروم اجتماعـى پورتوالگره را چنين بر ميشمرد:

« اين يك نمايش قدرت بود برا‌ي اينكه شركت كنندگان با ارائه بحث هاى تخصصى و با انسجام، يك نوع همسويى را به نمايش ميگذاشتند. مسئله جالب ديگر تعداد زنان شركت كننده بود كه با وجود موانع مختلف، بسيار چشمگير بود و برخى با وجوديكه بچه هاى كوچك همراهشان بود، حضور بسيار فعال داشتند.” ورك شاپ” هاى مختلف،  آموزش ها ودستاوردهاى خوبى براي ما مدافعان حقوق بشر بخصوص زنان داشت كه همه را دلگرم به ادامه كار در منطقه و كشور خود ميكرد.»

 

 

منابع وماخذ:

روزنامه صدای عدالت

هفته نامه جلوه

روزنامه جام جم

روزنامه صدای عدالت

از خبرگزلری سينا

http://mag.gooya.ws/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/26718

Inroozha - اين روزها - تازه ترين خبرهاي از سرتاسر دنيا

خبرگزاری مهر "

:   webmaster@if-id.de

آسیبهای اجتماعی\وبلاگ پویا آسیب های اجتماعی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 18:6  توسط طاهره رحیم پور  | 

مقدمه

ناباروري يك بحران در زندگي است. بحراني كه مانند بقيه تجربيات دور از انتظار منجر به اختلالات رفتاري و هيجاني مي‌شود. ناباروري يا نازايي اختلالي مزمن و غيرانتخابي است.

در ایران از هر هفت زوج یک زوج مايل به داشتن فرزند و به دنبال يافتن راه‌حلي براي درمان نازايي خود هستند. در شرايطي كه زوج‌هاي بسياري به علل مختلف از قبيل بالا رفتن سن ازدواج، شيوه زندگي، عوامل عفوني و شيميايي، اشعه و شيمي درماني، مسائل ژنتيكي، يائسگي زودرس و ... با رنج و مشكلات ناشي از ناباروري مواجه‌اند، حفظ قدرت باروري و درمان ناباروري اقدامي بسيار مهم است و از نظر اخلاق پزشكي نيز گامي بسيار مهم و ضروري است. با توجه به تقاضا برای استفاده از روشهای نوین با روری و وجود مسائل جانبی استفاده از این روشها بنظر می رسد لازم است مسائل حاشیه ای این روشها، بحث های قانونی و پزشکی، جنبه های اخلاقی استفاده ازاین روشها و اینکه چه روابط مالکیتی بین والدین و فرزندان وجود دارد و یا باید باشد و نگرش ما در مورد اهمیت ژنتیکی بین والدین و فرزندان چگونه است؟

به طور کامل بررسی واصلاح شوند.در استفاده از هر کدام از این روشهای درمان نازایی می توان به روشهای زیر اشاره کرد: تحریک تخمک گذاری،انتقال گامت به داخل لوله رحمی، (GIFT) انتقال زیگوت به داخل لوله رحمی (ZIFT)، لقاح آزمایشگاهی (IVF) ،وانتقال جنین،(ET) تزریق اسپرم به درون سیتوپلاسم(ICSI)،گامتهای اهدایی،رحمجایگزین در استفاده از هر کدام از این روشها و همچنین در روش تشخیص ژنتیکی قبل از لانه گزینی یکسری مسایل اخلاقی باید درنظر گرفته شود که در این مقاله بطور خلاصه بررسی می کنیم.

در انتخاب این روشهای درمانی باید به عرف جامعه، اعتقادات مذهبی و شخصی بیمار جدا از مسایل درمانی توجه کرد و در طول درمان کلیه اصول اخلاقی که منجر به بهبود روند درمان ورضایت بیشتر بیمار در چهار چوب قانون می شود را در نظر گرفت. پیشنهاد می شود پزشکان و بیمارستانها موظف شوند با کمک بروشورهای اطلاع رسانی و طی جلسات حضوری بیماران را از روش انجام کار، عوارض،فواید و حقوق قانونی ایشان آگاه کنند و تنها پس از گرفتن رضایت نامه کتبی از بیمار ، نه تنها برای مداخله جراحی بلکه حتی دارویی ، درمان را آغاز کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 17:8  توسط طاهره رحیم پور  | 

در مسائل مربوط به زنان زمینه های بررسی و پژوهش بسیار است و کارهای بر جای مانده فراوان.

با این که پس از انقلاب اسلامی، کتابها و مقاله های فراوانی در این باره نگاشته شده و سمینارهای بسیاری برپا شده است، ولی هنوز کاری در خور انجام نگرفته است; از این روی، بایسته است پژوهشگران مسائل و معارف اسلامی، با توجه به گستردگی میدان تحقیق و گوناگونی موضوعها، با همتی بلند و عزمی آهنین در این عرصه به تحقیق و پژوهشهای بایسته بپردازند و به پرسشهای گوناگون پاسخ دهند.

از جمله بحثهای بایسته تحقیق و پژوهش، جایگاه زنان در جهانگردی است که در دو بخش پی می گیریم:

الف. زنان مسلمان جهانگرد: یعنی زنانی که با اعتقاد و باور به ارزشهای مکتبی و اسلامی می خواهند به گردشگری بپردازند.

ب. زنان غیر مسلمان جهانگرد: یعنی زنان غیر مسلمانی که برای گردشگری به کشورهای اسلامی سفر می کنند.

در هر دو بخش، با پرسش های فراوانی رو به رو هستیم که پاسخهای بایسته ای را می طلبد. در بخش نخست با پرسشهایی از این دست روبه رو هستیم:

آیا سیروسفر و گردشگری زن مسلمان به کشورهای اسلامی و یا غیر اسلامی جایز ست یا نه؟ آیا در این مساله بین زن و مرد تفاوت است؟

بر فرض جواز، آیا این حکم، مطلق است یا محدود؟ یعنی آیا سیروسفر زن محدود به شرایط و آدابی است که رعایت آن از سوی زن واجب باشد یا نه؟ از باب نمونه:

آیا سیروسفر زن نیاز به اجازه پدر و یا شوهر دارد؟

اگر گفتیم نیاز به اجازه است، حدودآن کدام است؟

آیا بین سفرهای واجب، مستحب و مباح تفاوت است، و یا همه این ها یک حکم دارند؟

آیا وجود همراه: شوهر یا یکی از محرم های دیگر در سفر لازم است یا نه؟

بر فرض این که زن مجاز باشد بدون همراه مسافرت کند، در صورتی که امنیت جانی، مالی یا آبرویی او تضمینی نداشته باشد، سیروسفر او چه حکمی دارد؟

اگر بداند که برای گردشگری در کشورهای غیراسلامی، باید به پاره ای از گناهان و کارهای زشت تن در دهد، آیا در این صورت سفر او جایز است یا نه؟ و....

در بخش دوم، یعنی زنانی که برای جهانگردی به کشورهای اسلامی وارد می شوند، پرسشهای زیر در خور طرح است:

آیا رفت وآمد زنهای غیر مسلمان، به کشورهای اسلامی، جایز است یا نه؟

بر فرض جواز، آیا زنان غیر مسلمان، همانند: زنان مسلمان، باید محدودیتهای شرعی را رعایت کند؟ از باب نمونه: دارای پوشش اسلامی باشند؟ یا می توانند بدون حجاب در کشورهای اسلامی به گردشگری بپردازند؟

اگر گفتیم حجاب برای آنان الزامی نیست، آیا به عنوان ثانوی و ضرورت و یا براساس مصلحت و حکم حاکم اسلامی، می توان حدود و ضوابطی برای پوشش و یا حتی ورود آنان به کشورهای اسلامی، وضع کرد؟

رفتار مسلمانان، با آنان چگونه باید باشد؟ آیا نگاه کردن به سروصورت و موهای آنان جایز است یا نه؟

آیا ورود زنان به مساجد و مشاهد مشرفه جایز است یا نه؟

آنچه در این دو بخش آمد، نمونه ای از پرسشهای درخور طرح بودند که تلاش خواهیم کرد در این مقاله، درحد توان، بدان پاسخ دهیم.

مشروع بودن گردشگری زنان مسلمان

درباره سیروسفر و گردشگری زنان مسلمان دو دیدگاه اساسی وجود دارد:

الف. مشروع بودن: زنان همانند مردان می توانند با نگهداشت ترازها و معیارهای اسلامی به گردشگری بپردازند.

ب. مشروع نبودن: گردشگری با وظیفه اساسی زن که خانه داری و بچه داری و دوری از جامعه و انظار عمومی است، ناسازگاری دارد. بنابراین، سیروسفر زن، مگر برای انجام واجب، جایز نیست.

در این نوشتار، به دلیلهای دو دیدگاه یاد شده اشاره می کنیم و سپس به نقد و بررسی آنها می پردازیم:

مشترک بودن زن و مرد در تکالیف الهی

دیدگاه نخست، بر این باور است که در بینش اسلامی، زن و مرد هر دو انسانند، هویتی یگانه دارند و از گوهری یگانه برآمده اند. (1) محور تکلیفها و دستورهای اسلامی، انسان است. این اوست که بارسنگین مسؤولیت پذیری را که آسمانها و زمین و کوهها، با همه بزرگی که دارند، تحمل پذیرش آن را نداشته اند بر دوش گرفت:

 

«انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان.» (2)

 

ما این امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسیدند، انسان، آن امانت را بر دوش گرفت....

 

مخاطب انذارها و تبشیرهای الهی انسان است. قرآن کریم، پیامها و دستورهای خود را گاه با واژه هایی فراگیر، همانند: انسان، بنی آدم و الناس، بیان می کند که این واژه ها بر نوع بشر، بی هیچ تمایزی بین زن و مرد اطلاق می شوند.

 

«من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون.» (3)

 

هر زن و مردی که کاری نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد، زندگی خوش و پاکیزه ای به او خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان به آنان خواهیم داد.

 

در آیه ای دیگر می فرماید:

 

«ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیرا و الذاکرات اعد الله لهم مغفرة و اجرا عظیما.» (4)

 

خداوند در این آیه شریفه، ده ماده ارزشی بسیار مهم را ملاک و معیار کمال تقوا دانسته است و به روشنی اعلام می کند که زن در این عرصه می تواند پا به پای مرد، به همه این مراتب و مدارج بالا رود. در دو آیه یاد شده و مانند آن، اساس تکلیفها و ارزشهای الهی و همچنین پاداش آنها به صورتی یکسان برای مرد و زن بیان شده است.

 

در پاره ای دیگر از آیات، به روشنی از مشترک بودن زن و مرد در حقوق و واجبات الهی، سخن به میان آمده است از باب نمونه:

 

در امر به معروف و نهی از منکر (5) ، شرکت در مسائل سیاسی اجتماعی از جمله: بیعت پیامبر(ص) با زنان (6) ، آموختن دانش (7) ، هجرت از دارالکفر به دارالاسلام (8) و... زن و مرد یکسانند.

 

بر همین اساس، امام خمینی می فرماید:

 

«از نظر حقوق انسانی، بین زن و مرد تفاوتی نیست، زیرا که هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش، همچون مرد را دارد.» (9) بر این اساس، اصل در تکالیف و مسؤولیتهای اسلامی، بر مشترک بودن است; مگر آن جا که دلیل ویژه ای بر اختصاص داشته باشیم.

 

با توجه به همین اصل در جاهایی که خطابهای شرعی به صیغه های مذکر آمده است، همانند:«یا ایها الذین آمنوا»، یا ضمائر مذکر «کم » و «هم » همه فقیهان و مفسران حمل بر عموم می کنند، مگر آن جا که قرینه ویژه ای درمیان باشد.

 

«قد اجمع المسلمون علی کل ما فرضه الله تعالی علی عباده وکل ما ندبهم الیه فالرجال والنساء فیه سواء الا ما استثنی مما هو خاص بالنساء لانوثتهن فی الطهاره والولاده والحضانه وما رفع عنهن من القتال و غیر ذلک مما هو معروف.» (10) همه مسلمانان بر این باورند که هر چه را خدا بر بندگانش واجب کرده و آنان را بدان فرا خوانده، زنان و مردان در آن مشترکند، مگر آن مواردی که به سبب زن بودن، ویژه زنان است. از قبیل: طهارت، ولادت، حضانت و... همچنین مواردی که خداوند از آنان تکلیف را برداشته است مانند: جنگ و غیر آن از مواردی که معروف و مشهور است و نیازی به یادآوری آنها نیست.

 

نتیجه:

در هر جا که در ویژه بودن حکمی از احکام شریعت، به زن یا مرد، تردید داشته باشیم، باید به سراغ دلیل محکم برای ثابت کردن اختصاص برویم، نه به دنبال دلیل، جهت ثابت کردن اشتراک.

 

بر این اساس، کسانی که در موضوع های مربوط به زنان پرسش را به گونه زیر طرح می کنند نادرست است:

 

آیا زن حق فلان کار و یا پذیرش فلان مسؤولیت را دارد یا نه؟

 

زیرا طرح این گونه پرسش از کسانی است که در وظایف و مسؤولیتهای شرعی، اصل را بر اختصاص نهاده اند، نه بر اشتراک.

 

گردشگری یک ارزش اسلامی

با توجه به اصل اشتراک مرد و زن در تکالیف، آیات و روایاتی که انسان را به سیروسفر و گردشگری در روی زمین دعوت می کنند، ویژه مردان نیستند، زنان نیز در این تکلیف شریکند. در نتیجه زنان، همانند مردان مجازند که به سیروسفر و گردشگری بپردازند.

 

آیات قرآن در این باره به پنج گروه تقسیم می شود:

 

1. در پاره ای از آیات، مسلمانان با اهداف ویژه ای به سیروسفر و گردشگری در روی زمین فراخوانده شده اند از جمله:

 

«قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین. هذا بیان للناس و هدی و موعظة للمتقین.» (11)

 

پیش از شما سنتهایی وجود داشت [هر قوم برابر کارها و ویژگیهای خود سرنوشتی داشتند که شما نیز همانند آن را دارید] پس در روی زمین گردش کنید و ببینید سرانجام تکذیب کنندگان [آیات الهی] چگونه بود؟ این روشنگری برای همه مردم و هدایت و اندرزی برای تقواپیشگان است.

 

خداوند در دو آیه بالا و چندین آیه دیگر (12) ، گذشته را با زمان حاضر، و زمان حاضر را با گذشته پیوند می دهد; از این روی، از انسانها می خواهد به سیروسفر بپردازند و در آثار پیشینیان، ملتها و زمامداران و آثار بر جای مانده از آنان دقت کنند، تا با بهره وری از آن، راه زندگی را بیابند.

 

«هذا بیان للناس » خداوند در آیه بالا، عموم مردم چه کافر و چه مسلمان، چه مرد و چه زن را به سیروسفر و گردشگری فراخوانده است.

 

2. در بسیاری از آیات کافران و مشرکان (13) نکوهش شده اند که چرا برای عبرت آموزی به سیروسفر نپرداخته اند:

 

«قل سیروا فی الارض ثم انظروا کیف کان عاقبة المکذبین.» (14)

 

بگو: در زمین گردش کنید، سپس بنگرید سرانجام آنان که آیات الهی را تکذیب می کردند چه شد؟

 

خداوند در آیه بالا به پیامبرش دستور می دهد که مشرکان و کافران را به سیروسیاحت در زمین فرا خواند تا سرانجام کسانی که حقایق را تکذیب کردند با چشم خود ببینند، تا شاید به خود آیند و بیدار شوند و از خودخواهی و لجاجت ست بردارند و حق را بپذیرند.

 

هر چند آیه خطاب به مشرکان و کافران است ولی ویژه آنان نیست، مردان و زنان مسلمان را نیز در بر می گیرد.

 

3. در شماری از آیات قرآن، سهمی از زکات به «ابن السبیل » اختصاص داده شده است (15); یعنی کسانی که به سفر رفته اند و پولی برای برگشت به خانه و یا وطن خود ندارند. همان گونه که دادن زکات بر زن و مرد واجب است; زن و مردی هم که در راه مانده باشند از این سهم می توانند استفاده کنند.

 

4. قرآن، در برخی از آیات، از زنان مؤمن به عنوان: «سائحات » و از مردان به «سائحین » یاد کرده است. (16) سائح به کسی گفته می شود که برای هدفی درست به گردشگری می پردازد.

 

یکی از مفسران قرآن می نویسد: برخی از مفسران «سائحات » را به «صائمات » یعنی زنهای روزه دار تفسیر کرده اند و سپس در انگیزه آنان می نویسد:

 

«اینان، ستایش خداوند را از زنانی که به سیروسفر بپردازند، بعید دانسته اند با این که اگر آداب و شرایط را رعایت کنند سفر آنان جایز و ستایش خداوند بی اشکال است. بالاتر، زنان و مردان، نه تنها در تشویق به سیر و سیاحت که در همه کارهای سودمند در زندگانی مشترکند. بنابراین، تفسیر، سائحات، به روزه داران بسیار بعید است.» (17)

 

وی سپس، به سیره پیامبر(ص) و یاران آن حضرت که همسران خود را در جنگها همراه می بردند استناد جسته است و سیروسفر آنان را به همراه همسران خود نه تنها جایز، که شایسته دانسته در همه سفرها زن و مرد با هم به سیاحت بپردازند. (18)

 

5. در شماری از آیات نمونه ای از انسانهایی که در زمین به سیروسفر پرداخته اند آمده است (19) که می تواند الگویی برای زنان و مردان مسلمان جهانگرد باشد.

 

با توجه به اصل اشتراک در تکلیف و آیاتی که در تشویق به سیروسفر و نکوهش ترک آن و.. . آمده است، زن همانند مرد می تواند با شرایط و آداب آن، به سیروسفر بپردازد، مگر آن که دلیل محکم و قانع کننده ای بر ممنوع بودن آن داشته باشیم.

 

این جاست که باید دلیلهای کسانی را که مدعی ممنوع بودن هستند به دقت بررسی کنیم، تا ببینیم آیا این دلیلها برای چشم پوشی، از اصل اولی و اثبات ممنوع بودن، کافی است یا نه؟

 

دلیلهای مشروع نبودن گردشگری زنان

هرچند در فقه، از سیروسیاحت زنان سخنی به میان نیامده است، ولی مبانی اندیشه کسانی که حضور زنان را در اجتماع نمی پذیرند، به روشنی بر ممنوع بودن گردشگری آنان نیز دلالت دارد; چرا که گردشگری زنان مصداق کاملی از حضور آنان در اجتماع است.

 

براین اساس، دلیلهای مشروع نبودن جهانگردی زنان، همان دلیلهایی است که از سوی مخالفان برای حضور زنان در اجتماع بدان استناد شده است:

 

1. آیات قرآن:

باورمندان به ممنوع بودن حضور زنان در اجتماع به آیاتی استناد کرده اند، از جمله:

 

«و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی.» (20)

 

درخانه های خود بمانید و همانند جاهلیت نخستین، با خودنمایی و خودآرایی از خانه بیرون نروید.

 

مخاطب آیه شریفه، گرچه زنان پیامبرند، ولی ویژه آنان نیست. برابر این دستور شریف، قرآن، زنان مسلمان را به خانه نشینی و پیوند و معاشرت نداشتن با نامحرمان دستور داده است. بنابراین، هر کاری که با این فرمان الهی ناسازگار باشد، انجام آن برای زنان، جایز نیست. سیروسفر و گردشگری به طور طبیعی بیرون رفتن از خانه و ارتباط با نامحرمان، بالاتر ارتباط با بیگانگان و کافران را در پی دارد. بنابراین، روا نیست که زنان مسلمان به سیروسفر و جهانگردی بپردازند.

 

پاسخ:

برابر باور بسیاری از مفسران و فقیهان با توجه به صدر و ذیل آیه شریفه، دستور یاد شده ویژه زنان پیامبر(ص) است.

 

و بر فرض فراگیر بودن، مقصود از «قرن فی بیوتکن » خانه نشینی و انزوای از جامعه نیست و گرنه زنان پیامبر(ص) که مخاطبان اصلی آیه شریفه اند، هیچ کدام، چه در زمان حیات آن حضرت و چه پس از آن، به این دستور عمل نکرده اند (21). سیره خود پیامبر(ص) نیز خلاف این بوده است (22). آن بزرگوار زنان خود را به سفر می برد و آنان را از بیرون رفتن از خانه باز نمی داشت. بنابراین، مقصود از این دستور آن است که زن با هدف خودنمایی از خانه بیرون نرود، نه این که هیچ گاه حق بیرون رفتن نداشته باشد. زنان پیامبر(ص) در جامعه آمدوشد داشته اند مردان به حضورشان می رفته اند که احادیث پیامبر(ص) را از آنان بشنوند.

 

افزون بر این، هیچ فقیهی به مقتضای ظاهر این آیه شریفه، فتوا به واجب بودن خانه نشینی و حرام بودن آمدوشد زنان را در جامعه نداده است.

 

خداوند در جای دیگر می فرماید:

 

«و اذا سالتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب ذلک اطهر لقلوبکم و قلوبهن.» (23)

 

اگر از زنان پیامبر چیزی خواستید، از پشت پرده بخواهید. این کار، هم برای دلهای شما و هم برای دلهای آنان پاکیزه تر است.

 

گفته اند از آیه شریفه بالا استفاده می شود که زن باید در خانه بماند و هیچ گونه پیوندی با مردان نداشته باشد و اگر خواست با مردی بیگانه و نامحرم سخن بگوید از پشت پرده (24) با او سخن بگوید. بنابراین، حضور او درعرصه های اجتماعی از جمله سیرو سفر به هیچ روی جایز نیست.

 

با توجه به صدر آیه:

 

«یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی...»

 

و ذیل آن:

 

«و ما لکم ان توذوا رسول الله و لا تنکحوا ازواجه...»

 

دستور یاد شده ویژه زنان پیامبر(ص) است. عربهای مسلمان بدون اجازه و سرزده وارد اتاقهای پیامبر(ص) می شدند. زنان پیامبر(ص) نیز در آن جا بودند. آیه آمد که بدون اجازه داخل نشوید وقتی می خواهید چیزی از زنان پیامبر(ص) بگیرید، از پشت پرده بخواهید بدون این که داخل خانه شوید. این کار برای پاکیزگی دل شما و آنان بهتر است.

 

بر فرض فراگیر بودن آیه، مقصود این نیست که زنان به هیچ روی حق معاشرت با مردان را ندارند وگرنه همان گونه که در نقد برداشت از آیه پیش آوردیم، زنان پیامبر و حتی خود آن حضرت باید نخستین کسانی باشند که به این دستور عمل نکرده اند; چرا که آن بزرگوار، با همسران خود به سفر می رفت. (25) زنان آن حضرت نیز در میان اجتماع آمدوشد داشتند. مردم نیز به خانه آنها رفت و آمد داشتند و با آنها گفت وگو می کردند. (26) بنابراین، آنچه که از آن نهی شده این است که انسان بدون اجازه وارد خانه دیگران شود. از باب نمونه:

 

امام صادق(ع) می فرماید:

 

«نهی رسول الله(ص) ان یدخل الرجال علی النساء الا باذنهن.» (27)

 

پیامبر(ص) ازاین که مردان بدون اجازه وارد بر زنان گردند نهی کرد.

 

افزون بر این، سیره و عمل پیامبر(ص) با این برداشت ناسازگار است. پیامبر اسلام(ع)، هم به خانه همسرانش و هم به خانه دخترش فاطمه زهرا(س) با یاران خود رفت وآمد داشتند، از باب نمونه: جابربن عبدالله انصاری، همراه پیامبر از فاطمه زهراء(س) عیادت کردند. (28) به نقلی دیگر: پیامبر(ص) با شماری از یارانش برای عیادت زهراء(س) به قصدخانه آن بزرگوار حرکت کردند، هنگامی که در زدند به فاطمه(ع) فرمود:

 

«شدی علیک ثیابک فان القوم جائوا یعودونک.» (29) خودت را بپوشان گروهی به عیادت تو آمده اند.

 

فاطمه در پاسخ گفت:

 

«چیزی جز یک عبای کوچک ندارم.»

 

پیامبر(ص) عبای خودش را از پشت در به او داد و فرمود: «شدی بها راسک » سر را با این عبا بپوشان. پس از آن پیامبر(ص) با یاران به خانه درآمدند و از حال آن بزرگوار جویا شدند.

 

2. احادیث

از دلیلهایی که ممکن است بر ممنوع بودن زن از سیروسفر و گردشگری استناد شود، روایاتی است که صدای زن را «عورت » دانسته اند. (30) و از سلام کردن بر آنان بازداشته اند. (31) در گذشته برخی، بر اساس همین روایات فتوا داده اند که شنیدن صدای زن نامحرم، حرام است. (32) گردشگری لوازمی دارد از جمله: خارج شدن از منزل، ارتباط با نامحرم و سخن گفتن با آنان را در پی دارد، بنابراین، جایز نیست که زنان به سیروسفر بپردازند.

 

نقد و بررسی

آیا صدای زن عورت است؟ و اگر در حدیث آمده که در برخورد با زنان ابتدای به سلام نکنید و یا این که سلام ندهید، چون صدای آنها عورت است و جایز نیست مردی صدای آنان را بشنود و یا قضیه چیز دیگری است؟

 

صاحب جواهر، پس از نقل روایات و اشاره به برخی از فتاوا در این باب، می نویسد:

 

«ولکن ذلک کله مشکل بالسیرة المستمره فی الاعصار والامصار من العلماء والمتدینین وغیرهم علی خلاف ذلک، وبالمتواتر او المعلوم مما ورد من کلام الزهراء وبناتها علیها و علیهن السلام، ومن مخاطبة النساء للنبی(ص) و الائمه(ع) علی وجه لایمکن احصاؤه ولاتنزیله علی الاضطرار لدین او دنیا بل قوله تعالی: «فلاتخضعن بالقول »دال علی خلاف ذلک ایضا، ولعله لذا وغیره صرح جماعة کالکرکی والفاضل فی المحکی عن تذکرته و غیرهما ممن تاخر عنه کالمجلسی و غیره بالجواز، بل بملاحظه ذلک یحصل للفقیه القطع بالجواز فضلا عن ملاحظة احوالهم فی ذلک الزمان، من کونهم، اهل بادیه، وتقام المآتم والاعراس و غیرها فیما بینهم، ولازالت الرجال منهم مختلطه مع النساء فی المعاملات والمخاطبات وغیرها.» (33) عورت بودن صدای زن و حرام بودن شنیدن صدای او با استناد به روایاتی که گذشت، درست نمی نماید; زیرا با سیره پایدار عالمان دینی و انسانهای متدین و غیر آنان، در همه دوره ها و شهرها ناسازگار است. به نقل متواتر و معروف فاطمه زهرا(س) و دختران آن بزرگوار، با مردم سخن گفته اند (اگر صدای زن عورت بود آنان به چنین کاری دست نمی زدند.)

 

پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) در جاهای بسیاری با زنان به گفت وگو پرداخته اند، به گونه ای که شمارش این گفت وگوها ممکن نیست. همچنین نمی توان این گفت وگوها را از باب اضطرار در دین یا دنیای آنان دانست [چون در بسیاری از این موارد چنین اضطراری نبوده است و یا راه دیگری برای پرسیدن مسائل وجود داشته است.]آیه شریفه:«فلا تخضعن بالقول » (34) نیز با این برداشت «عورت بودن صدای زن » ناسازگار است. [چون در این آیه، از زنان خواسته شده است که خضوع در گفتار نداشته باشند نه این که حق حرف زدن با مردان را ندارند.]شاید به سبب همین شواهد و مانند آن بوده است که گروهی از فقها چون: محقق کرکی، علامه حلی و غیر آن دو، از کسانی که پس از آنها آمده اند مانند: علامه مجلسی و غیر او به جایز بودن فتوا داده اند [یعنی گفته اند: صدای زن عورت نیست و شنیدن آن نیز جایز است] با توجه به این همه شواهد، فقیه یقین پیدا می کند که صدای زن عورت نیست. افزون بر اینها، با اندک دقتی در زندگی مردم صدر اسلام که بیش تر آنان در بیابان زندگی می کردند، در مجالس عزا و عروسی، در خرید و فروشها و آمدورفتنها زنها و مردها با هم بوده اند... [همه این ها نشانگر این است که صدای زن عورت نیست و شنیدن صدای او نیز جایز است.] آیة الله حکیم نیز، حرمت شنیدن صدای زن را بر خلاف سیره مستمره قطعی مسلمانان دانسته است. او نیز، همانند صاحب جواهر، اشاره می کند که زنها از صدر اسلام، تاکنون، پیوسته در بازارها، صحنه های جنگ، در خانه های خود و آمد و رفتنها با مردها سخن می گفته اند و کسی نگفته است که عمل آنان با اسلام ناسازگاری دارد. (35)

 

2. در برابر آن روایات، روایاتی داریم که پیامبر(ص) (36) و علی(ع) (37) به زنان سلام می کردند و آنان نیز جواب می دادند. اگر صدای زن عورت بود چگونه رسول خدا(ص) و علی(ع) بدون هیچ ضرورتی ابتدای به سلام می کردند. شاید جمع این روایات به این باشد: سخن گفتن زن عورت نیست، اما در صورتی که تهییج نامحرمان را در پی داشته باشد همان گونه که آیه شریفه:«فلا تخضعن بالقول »به آن اشاره کرده است جایز نباشد. در روایت نیز آمده است که علی(ع) به زنان سلام می کرد، اما بر زنان جوان سلام نمی کرد و در علت آن می فرمود:

 

«می ترسم که صدای او مرا به گناه وادارد و بیش از آن که ثواب ببرم گناه کرده باشم.» (38)

 

3. از روایات دیگری نیز استفاده می شود که صدای زن عورت نیست از باب نمونه:

 

ابی بصیر می گوید: در حضور امام صادق(ع) بودم که ام خالد، اجازه خواست که به حضور آن حضرت مشرف شود. امام(ع) به من گفت:

 

«ایسرک ان تسمع کلامها؟ قلت نعم. فاذن لها واجلسنی معه علی طنفسته قال: ثم دخلت فتکلمت فاذا هی امراة بلغیه فساله عنها...» (39)

 

می خواهی سخنان ام خالد، را بشنوی؟

 

گفتم: بله.

 

امام به او اجازه حضور داد، و مرا در کنار خود نشاند.

 

ام خالد، داخل شد و سخن گفت. او، زنی فصیح بود و شیوا سخن می گفت.

 

اگر صدای زن عورت بود، هرگز امام صادق(ع) اجازه نمی داد که ابی بصیر بنشیند و به سخنان نامحرم گوش دهد. اگر صدای زن همانند دیگر اعضا و جوارح او برای نامحرم حرام بود، امام(ع) نخستین کسی بود که از آن پرهیز می کرد. در صورتی که برابر حدیث بالا، نه تنها ابوبصیر را از آن منع نکرد که او را تشویق به شنیدن سخنان، ام خالد نیز کرد.

 

افزون بر این، پس از شهادت امام صادق(ع) ابی بصیر نزد همسر امام صادق(ع) برای تسلیت گویی رفت در هنگام ورود، ام حمیده با دیدن ابوبصیر، به گریه افتاد ابوبصیر نیز، از گریه او گریان شد پس از آن ام حمیده گفت:

 

«امام(ع) به هنگام مرگ چشمانش را باز کرد و فرمود: همه بستگان مرا گردآورید، پس از آن که همه جمع شدند به آنان نگاهی کرد و فرمود:

 

«ان شفاعتنا لاتنال مستخفا بالصلوة »

 

شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد.» (40)

 

اگر صدای زن عورت بود و گفت وگوی او، با مردان نامحرم حرام، پس چگونه ابی بصیر برای تسلیت به خانه ام حمیده می رود و او نیز جریانی که به هنگام مرگ امام(ع) رخ داده است، شرح می دهد.

 

بنابراین، اگر زن به صورت عادی و به شکل طبیعی سخن بگوید به هیچ روی، حرام نیست. بله، زنان باید به گونه ای سخن بگویند که سبب تحریک و تهییج مردان بیگانه نشوند و بر فرض این که تحریک آمیز سخن بگویند صدایشان عورت نیست، بلکه آن گونه سخن گفتن نارواست.

 

از این روی، بسیاری از فقیهان چون: آیة الله حکیم، امام خمینی (41) و بسیاری دیگر از بزرگان فقه، همانند: صاحب جواهر، شیخ انصاری، علامه حلی، محقق کرکی و... شنیدن صدای زن را جایز دانسته اند. (42) مرحوم سید محمد کاظم یزدی در عروة الوثقی می نویسد:

 

«لاباس بسماع صوت الاجنبیه ما لم یکن تلذذ و ریبه... ویحرم علیها اسماع الصوت الذی فیه تهییج للسامع بتحسینه وترقیقه، قال تعالی:فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض.» (43)

 

شنیدن صدای زن نامحرم در صورتی که به قصد لذت بردن و ترس از گرفتار شدن به گناه نباشد، جایز است. حرام است بر زن به گونه ای سخن بگوید که سبب تحریک شنونده شود، مثل این که که صدایش را نازک کند و زنانه سخن بگوید. خداوند می فرماید: در سخن گفتن نرمش به کار نبرید تا بیماردلان در شما طمع نورزند.

 

3. مذاق شریعت

درموضوع مورد بحث ممکن است شماری از مذاق شریعت به عنوان دلیل یاد کنند به این بیان: مذاق شریعت حکم می کند که زنان در پس پرده باشند و از هرگونه آمدوشد و سیروسفر و کارهای اجتماعی، مگر به هنگام ضرورت دامن برچینند. این گروه بر این باورند که: وظیفه زن خانه داری و تربیت فرزندان است و بس:

 

«سلامت و سعادت زن در این است که یا حامله باشد و یا بچه به زیر پستان خود داشته باشد.» (44)

 

«زنان باید پیوسته یا حامله باشند و یا شیر دهند تا در کاروان انسانیت... با مردان هماهنگ باشند.» (45)

 

این دیدگاه به زن، به عنوان کارخانه مولد انسان می نگرد، از این روی، هرگونه حضور او را در جامعه ناپسند می داند.

 

آیت الله خویی، در این باب سخنی دارد، ما را به کار می آید. البته سخن ایشان، در باب تقلید از زن است، ولی استدلال ایشان فراگیر است و موضوع ما را نیز در بر می گیرد. ایشان پس از آن که دلیلهای کسانی که می گویند مرجع تقلید باید مرد باشد به نقد و بررسی گذاشته و نتیجه می گیرد: هیچ دلیلی بر این که مرجع تقلید باید مرد باشد نداریم و مقتضای اطلاقات و سیره عقلا همسانی زن و مرد در مرجعیت تقلید است. ولی ایشان از این مبنا، به استناد مذاق شریعت صرف نظر می کند و فتوا می دهد که مرجع تقلید باید مرد باشد و تقلید از زن جایز نیست:

 

«والصحیح ان المقلد یعتبر فیه الرجولیه ولایسوغ تقلید المرئه بوجه وذلک لاناقد استفدنا من مذاق الشارع ان الوظیفة المرغوبه من النساء هی التحجب والتستر وتصدی الامور البیتیه دون التدخل فیما ینافی تلک الامور.» (46) درست این است که مفتی باید مرد باشد و تقلید از زنان به هیچ روی، روا نیست;زیرا از مذاق شریعت استفاده می شود که زنان باید حجاب و پوشش خود را حفظ کنند و به کارهای منزل بپردازند و به کارهایی دست نزنند که با این امور ناسازگار است.

 

ایشان در گفتار بالا، بر این باور است که مذاق شریعت حکم می کند که: زن حجاب و پوشش خود را حفظ کند و به کارهای منزل بپردازد و با کارهایی که با این امر سازگار نیست روی نیاورد.

 

ایشان، چون درباره مرجعیت بحث می کند، نتیجه می گیرد که تصدی مقام افتاء، زن را در مقام پرسش و پاسخ قرار می دهد و این کار با وظیفه اصلی او که حجاب و دوری از نامحرمان باشد سازگار نیست. بنابراین، شارع مقدس، به هیچ روی، به چنین کاری راضی نیست. دلیل ایشان فراگیر است و مسائلی از قبیل: سیروسفر و گردشگری را نیز می گیرد. چون گردشگری نیز بر این اساس، با وظیفه اصلی زن ناسازگار است.

 

این استدلال بر دو پایه استوار است:

 

1. تصدی مقام افتاء، با حفظ حجاب و پوشش و تستر ناسازگار است. در موضوع بحث هم می توان گفت: حفظ حجاب و پوشش با گردشگری منافات دارد.

 

2. مذاق شریعت حکم می کند که زنها به کارهای منزل بپردازند و خود را در معرض دید نامحرمان قرار ندهند.

 

نقد و بررسی

در پاسخ بخش نخست این دیدگاه می توان گفت: زن می تواند به سیروسفر برود، با این حال، حجاب و دیگر وظایف خود را نیز به خوبی رعایت کند. لازمه گردشگری بی حجابی و بی بندوباری نیست. پایه اصلی این استدلال، این است که مذاق شریعت را درحدی می داند که می توان به وسیله آن به دیگر دلیلها اهمیتی نداد از این روی، باید دید مذاق شریعت درباره زن بر چه پایه ای استوار است. آیا همان گونه است که اینان ادعا می کنند، یا این که مذاق شریعت، حفظ حجاب و رعایت حریم میان زن و مرد است و اگر این باشد با حضور اجتماعی زن، هیچ ناسازگاری ندارد.

 

باید توجه داشت که دستیابی به مذاق شریعت، کار آسانی نیست، تا بتوان با دیدن چند حدیث و نگاهی گذرا به فقه چنین ادعایی کرد. شریعت دستگاه و سیستمی به هم پیوسته است و دریافتن مذاق شرع، در یک مساله و یا یک بخش، بدون تصویر و برداشت از کل شریعت نادرست و غیرممکن است. برای دستیابی به مذاق شریعت افزون بر قرآن کریم و روایات رسیده از معصومان(ع)، سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم و مسلمانان متدین و متشرع نیز باید مطالعه شود. باید دید، زنان پیامبر(ص) و امامان(ع)، و نزدیکان آنان چگونه عمل می کرده اند. رفتار زنان مسلمان در صدر اسلام چگونه بوده است. آیا پس از پذیرش دین اسلام همه فعالیتهای اجتماعی را به کنار نهاده و انزوا گزیده اند؟ یا افزون بر اداره خانه در بسیاری از کارهای اجتماعی و سیروسفرها همراه مردان بوده اند. در بینش اسلامی، زن افزون بر مسؤولیت اداره خانه و تربیت فرزندان که از مهم ترین وظایف اوست در بسیاری از مسؤولیتهای اجتماعی با مرد شریک است. به برخی از آن مسؤولیتها در گذشته اشاره کردیم. انجام آن وظایف خواه ناخواه، او را از خانه به صحنه های اجتماع می کشاند، این نه تنها با حفظ حجاب و عفاف که وظیفه دیگر اوست ناسازگار نیست که او را در انجام بهتر مسؤولیتها یاری می رساند. بله، آنچه ناسازگار است واجب بودن خانه نشینی زن است که اسلام، به هیچ روی، آن را نخواسته است. جای جای آموزه ها و دستورهای اسلامی، سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و مسلمانان متعهد گواه این مدعاست. به گونه ای که محقق را در گزینش شواهد و نمونه ها متحیر می سازد. روشنی این موضوع، به اندازه ای است که درازگویی در آن به یقین ملال آور است. ولی در هر صورت ناگزیریم به برخی از نمونه ها اشاره کنیم:

 

1. با نگاهی گذرا به تاریخ اسلام می یابیم که در صدر اسلام، زنان به تنهایی و یا همراه با شوهران خود در صحنه های پیکار و جهاد با دشمن برای امدادگری و تهیه آب و غذا و... حضور می یافته اند و در صورت نیاز، به نبرد نیز می پرداخته اند. اینک به نمونه هایی تاریخی از سیره پیامبر(ص) اشاره می کنیم:

 

در جنگ خیبر، زنانی با اجازه پیامبر(ص) شرکت داشته اند که مجروحان را مداوا و آب و غذا برای رزمندگان تهیه می کرده اند:

 

یکی از زنان بنی غفار می گوید: به هنگام عزیمت پیامبر(ص) به خیبر، با عده ای از زنان بنی غفار، خدمت آن حضرت رسیدیم و عرض کردیم می خواهیم با شما همراه باشیم. مجروحان را مداوا کنیم، مسلمانان را در حد توان کمک کنیم پیامبر(ص) فرمود: «اخرجی علی برکة الله »:آن حضرت اجازه فرمودند و دعا کردند. (47) ام سنان اسلمیه، (48) ام مطاع (49) و... نیز با اجازه آن حضرت در جنگ خیبر شرکت جسته اند.

 

در جنگ احد، نیز شماری از زنان برای مداوای مجروحان و کمک به مجاهدان اسلام شرکت داشته اند:

 

واقدی می نویسد:

 

«چهارده زن، از جمله: فاطمه دختر رسول خدا(ص)، به احد آمده بودند، غذا و آب سربازان را بر پشت خود حمل می کردند. به مجروحان آب می دادند و آنان را مداوا می کردند.» (50) در جنگ احد، زنی به نام «نسیبه » برای امدادگری شرکت کرده بود، ولی به هنگام سختی کارزار و فرار بسیاری از جنگجویان مسلمان از میدان جنگ، خود را به پیامبر(ص) رساند و به دفاع از آن حضرت پرداخت، به گونه ای که زخمهای بسیاری برداشت. پیامبر(ص) از وی تجلیل کرد و وقتی آن حضرت از حمراءالاسد برگشت پیش از آن که به خانه برود از حال نسیبه که در خانه بستری بود جویا شد و وقتی که خبر سلامتی او را شنید، بسیار خوشحال شد. (51) شماری از زنان صحابی، در جنگهای گوناگون شرکت کرده اند از جمله ام عطیه می گوید:

 

«در هفت غزوه همراه پیامبر(ص) بودم، غذا بر ایشان می پختم و از اثاثیه آنها محافظت می کردم، مجروحان را مداوا کرده و به کار مریضان می پرداختم.» (52) برخی از زنان هم در رکاب پیامبر(ص) بوده اند و هم در رکاب علی(ع) از جمله: لیلا غفاریه، که افتخار لقب مجاهد و رزمنده را گرفته است، در جنگهای متعدد با پیامبر(ص) و در جنگ جمل در کنار سربازان علی(ع) بوده است:

 

«لیلی الغفاریه مجاهدة غازیه کانت تخرج مع النبی(ص) فی مغازیه فتداوی الجرحی وتقوم علی المرضی. ولما خرج علی بن ابیطالب(ع) الی البصره خرجت معه.» (53) لیلا غفاری، زنی مجاهد و رزمنده بود. با پیامبر(ص) به غزوات می رفت. مجروحان را مداوا می کرد و به امور مریضان می پرداخت و هنگامی که علی(ع) برای سرکوبی اصحاب جمل، به بصره می رفت همراه آن حضرت بود.

 

ام الخیر، از زنان تابعی، در جنگ صفین شرکت کرد و با نطقهای مهیج خود روح شجاعت و حماسه آفرینی را در سربازان علی(ع) تقویت می کرد. تاثیر کار او به گونه ای بود که سالها بعد معاویه او را بر این کار سرزنش کرد، اما او پاسخی کوبنده و شجاعانه داد. (54) ام هیثم، یکی دیگر از زنان مسلمان است که همراه با شوهر خود در سپاه معاویه بوده است، ولی چون پیرو علی(ع) بوده، اخبار سپاه معاویه را به علی(ع) می داده است. (55) اینها و دهها نمونه بارز دیگر، حکایت گر حضور فعال زنان در اجتماع و سیروسفر آنان برای کمک رساندن به مجاهدان اسلام بوده است.

 

2. زنان در صدر اسلام به خدمت پیامبر(ص) رفت وآمد داشتند. پرسشهای خود را از آن حضرت می پرسیدند. شمار زیادی از این زنان به مقام بلند راویان احادیث پیامبر(ص) راه یافتند.

 

به این رفت وآمدها کسی خرده نمی گرفت و آن را خلاف شرع نمی دانست که صاحب شریعت، بارها با عمل خود آن را تایید کرده است، از باب نمونه:

 

روزی پیامبر(ص) در جمع صحابه نشسته بود. اسماء که زنی فاضل و سخنور بود و به خطیب زنان شهرت داشت، بر آن جمع وارد شد و پس از احترام به پیامبر(ص) عرض کرد: به نمایندگی از سوی زنان پرسشی دارم و پرسش خود را مطرح کرد. پیامبر(ص) و اصحاب گوش می دهند. حضرت روبه یاران می کند و در تشویق و تحسین وی می فرماید:

 

«هل سمعتم مسالة امراة قط احسن من مسالتها فی امر دینها من هذه.» (56) آیا تاکنون به این زیبایی که این زن، درباره دینش سؤال کرد از کسی شنیده اند؟

 

آن گاه پیامبر(ص) پاسخ می دهد و در ضمن می فرماید:

 

«آنچه را گفتم، به همه زنانی که از سوی آنان نمایندگی داری ابلاغ کن.»

 

براساس این روایت، روشن می شود که حضور زنان در مجامع، برای فراگیری مسائل دینی، امری عادی، بلکه خوش آیند بوده است.

 

3. گروه زیادی، از زنان مسلمان در صدر اسلام، برای امر به معروف و نهی از منکر به سیروسفر پرداخته و با حکومتهایی چون معاویه و حجاج بن یوسف ثقفی و... درگیر شده اند از جمله:

 

سوده، از قبیله همدان، پس از شهادت علی(ع) برای شکایت از حاکمی که معاویه بر آنان گمارده بود به شام آمد و پس از گفت وگوی بسیار، معاویه مجبور شد که به خواسته او تن در دهد. (57) همین سوده در زمان علی(ع) وقتی با بی عدالتی مامور مالیاتی علی(ع) روبه رو شد به نمایندگی از قبیله خود به نزد علی(ع) رفت و حکم عزل آن مامور را از علی(ع) گرفت. (58) زرقاء یکی دیگر، از زنان مسلمان بود که از کوفه به شام آمد و در برابر معاویه ایستاد. (59) «بکاره هلالیه » و «اروی » دختر حارث بن عبدالمطلب، (60) دو زن سالخورده ای بودند که به هنگام ورود بر معاویه او و پیرامونیانش را به باد انتقاد گرفتند.

 

ابن عبد ربه، در عقدالفرید، نامهای بسیاری از زنانی که در برابر معاویه ایستاده اند، آورده است: ام سنان بنت خیثمه، عکرشه بنت اطریش، درامیه حجونیه، ام الخیر بنت حریش، از جمله این افراد هستند. (61)

 

سیره

افزون بر نمونه های یاد شده، که هر کدام دلیلی بر درستی مدعای ما در باب مذاق شریعت بود، سیره پیامبر(ص) و معصومان(ع) ومتشرعان و متدینان در رابطه با زنان، بویژه بستگان خود دلیل دیگری بر مدعا و پاسخی است به کسانی که سیره متشرعان را هماهنگ با مذاق شریعتی می دانستند که از دین و دستورهای آن می فهمیدند.

 

1. به نقل شیعه و سنی، پیامبرگرامی اسلام(ص) در مسافرتها و جنگها به قید قرعه یکی از همسران خود را همراه می برد. (62)

 

2. پس از جنگ جمل، علی(ع) چهل زن را مسلح کرد و برای پاسداری از عایشه از بصره تا مدینه فرستاد. (63)

 

3. به همراه بردن امام حسین(ع) همسران، خواهران و دختران خود را به سمت کوفه، چه به قصد حکومت و چه با آگاهی از شهادت، هر کدام باشد، بردن زنان به همراه خود، ضرورتی نداشت و حتی به نظر بزرگان قوم، به صلاح نبود. محمد بن حنفیه از سر خیرخواهی گفت:

 

«حال که مصمم به رفتن هستی، زنان و کودکان را با خود نبر.»

امام می فرماید:

«ان الله شاء ان یراهن سبایا.» (64)

امام حسین(ع) زنان را به کاری واداشته که در غیر چهارچوب خانه است و آن را نه تنها ناسازگار با شریعت نمی داند که مشیت صاحب شریعت می داند.

4. سخنرانی فاطمه زهراء(س) در جمع مهاجران و انصار: خطبه ای است مفصل درباره توحید، نبوت، کوششهای پیامبر(ص) فلسفه احکام و محاجه با سران حکومت درباره فدک و ارثیه خود از پیامبر(ص) و... (65)

اگر گفته شود که حضور آن بزرگوار براساس ضرورت بوده است، پاسخ آن روشن است چون «الضرورات تتقدر بقدرها» بنابراین لزومی نداشت که آن حضرت مطالبی درباره توحید، فلسفه نبوت و احکام و... بگوید. همه اینها حاکی از این است که فاطمه زهرا(ع) این گونه امور را ناسازگار با شان زن نمی داند.

5. امام صادق(ع) می فرماید: پدرم وصیت کرد که مقداری ازاموالش را وقف کنم و به زنان بدهم که به مدت ده سال به هنگام انجام مراسم حج در منی برایش ندبه و زاری کنند. (66)

هدف امام(ع) این بوده است که زنان به این وسیله مکتب و فضائل امام(ع) را نشر دهند. اگر حضور زن در اجتماع جایز نبود چگونه دو امام معصوم(ع) دستور می دهند زنان در اجتماع بزرگ مکه صدایشان را به نوحه خوانی بلند کنند و به مدیحه سرایی بپردازند.

6. امام صادق(ع) مادر و همسر خود را می فرستاد تا حقوق اهل مدینه را ادا کنند.

شخصی به امام موسی بن جعفر(ع) عرض می کند:

«همسرم با همسر یکی دیگر برای شرکت در مجالس عزا از خانه بیرون می روند. من مانع آنان می شوم. همسرم می گوید: اگر حرام است، بگو تا نرویم و گرنه چرا باز می داری؟ با این عمل تو، اگر ما هم مجلسی داشته باشیم کسی شرکت نخواهد کرد.

امام موسی بن جعفر(ع) می فرماید: از حقوق پرسش می کنی، این جزو حقوقی است که افراد جامعه به گردن یکدیگر دارند.

پدرم پیوسته مادرم و ام فروه، مادر خود را، می فرستاد تا حقوق مردم مدینه را ادا کنند.» (67)

نتیجه:

بنابر شواهد و نمونه های یاد شده، این سخن که مذاق شریعت بر خانه نشینی زنان و حضورنیابیدن آنان در اجتماع است، نه از شرع دلیل دارد و نه از سیره، بلکه سیره معصومان(ع) و متشرعان برخلاف آن است.

بنابراین، این دلیل آنان نیز، همانند دلیلهای دیگر آنان ناتوان از اثبات ممنوع بودن حضور زنان در اجتماع و مسؤولیت پذیری آنان است. و خود این ناتوانی دلیلهای یاد شده کافی است برای این که دیدگاه جواز را بپذیریم و بگوییم حضور زنان در صحنه های اجتماعی از جمله: سیروسفر و گردشگری بی شک، جایز، و برابر با اصول اولیه است و ممنوع بودن زنان از حضور در اجتماع و سیروسفر نیاز به دلیل دارد که نداشتیم، بلکه دلیل برخلاف آن بود.

محدویتها و شرایط

از آنچه گذشت روشن شد که حضور زنان مسلمان در عرصه های اجتماعی از جمله سیروسفر و گردشگری جایز است. ولی از آن جا، که زن مسلمان، پایبند به ارزشهای اسلامی و دستورهای دینی است، حضور او دارای شرایط و محدودیتهایی است که باید در همه تلاشهای اجتماعی وی و از جمله در سیروسفر به آن توجه داشته باشد از جمله:

رعایت عفاف و حجاب

در بینش اسلامی، آنچه سلامت اخلاق جامعه را خدشه دار کند، باید با آن مبارزه کرد; و آنچه آن را تضمین می کند باید تقویت کرد. بنابراین، پاسداری از عفت اجتماعی، وظیفه همگان است، ولی سهم زنان در این بعد سنگین تر و مهم تر است; زیرا این زنهای بی بندوبارند که مردان را به گمراهی می کشانند.

از دیدگاه اسلامی، بی حجابی با عفاف سازگار نیست. خودداری از آمیزشهای نامشروع تنها عفاف به شمار نمی آید، بلکه خودداری از نگاههای مسموم و پوششهای نامناسب، لباسهای تحریک آمیز و مهیج و... نیز لازم است.

در سوره نور، آیاتی که مربوط به عفاف و حجاب است (68) وظایف زن و مرد را در معاشرتها و رفت وآمدها با یکدیگر بر سه اصل زیر مبتنی می داند:

1. مردان و زنان مسلمان باید از نگاههای مسموم به یکدیگر بپرهیزند.

2. مردان و زنان مسلمان باید عفیف و پاکدامن باشند.

3. زنان باید پوشش داشته باشند. آرایش و زیور خود را در نزد نامحرمان آشکار نکنند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند.

چگونگی پوشش نیز در همین آیات آمده است. با رعایت این شرایط حضور زن در جامعه بی اشکال است. قرآن، به روشنی بر حضور عفیفانه زن در اجتماع تاکید دارد. از باب نمونه:

داستان موسی در برخورد با دختران شعیب بهترین نمونه است. پس از کمک موسی به دختران شعیب در آب دادن گوسفندانشان، یکی از دختران شعیب، با اجازه پدرش، از ایشان دعوت می کند وقتی که او به خانه شعیب می آید، آن بزرگوار در حضور دخترانش پیشنهاد ازدواج با یکی از آنان را به موسی می دهد. دقت و تامل در آیاتی که این داستان آمده (69) بیانگر این مطلب است که حضور عفیفانه زن در اجتماع جایز است.

متانت درگفتار و رفتار

زن و مرد هر دو باید از کارهایی که سبب فتنه در دین و اخلاقشان می گردد بپرهیزند. با متانت و وقار در اجتماع حاضر شوند. البته چون حرکت و حضور زن در جامعه حساس تر و راه لغزش برای او فراهم تر است، او باید به هنگام حضور، دقیق تر باشد و از حرکتها و رفتارهای خودش بیش تر مواظبت کند:

«و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن.» (70)

زنان با هدف آشکار ساختن زینتهای خود پا بر زمین نکوبند.

 در گذشته، زنهای عرب، خلخال به پا می کردند، برخی از آنان برای این که آن را به دیگران نشان دهند، پا بر زمین می کوبیدند. آیه بالا، آنها را از این کار باز داشت.

 بی گمان، مورد مخصص نیست. بنابراین، هر چیزی که سبب جلب توجه مردان گردد از قبیل: آرایش چهره، لباسهای مهیج و تحریک آمیزو... حرام است. به طور کلی زن در رفت و آمدها نباید کاری کند که سبب تحریک و تهیج و جلب توجه مردان نامحرم گردد.

 به گفته استاد شهید مرتضی مطهری:

 «شرافت زن اقتضاء می کند هنگامی که از خانه بیرون می رود، متین و سنگین و باوقار باشد. در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچ گونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد. عملا مردم را به سوی خود دعوت نکند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد، چه آن که گاهی اوقات ژستها سخن می گویند. راه رفتن سخن می گوید، طرز حرف زدنش حرف دیگر می زند.» (71)

 «فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا.» (72)

 در گفتار خضوع نکنید، تا آن که دلش بیمار است طمع کند و به خوبی و شایستگی سخن گویید.

 هر چند در این آیه، روی سخن با زنان پیامبر(ص) است، اما بی شک، حکم ویژه آنها نیست. بنابراین، از آیه استفاده می شود که هیچ زنی حق ندارد به گونه ای سخن بگوید که افراد منحرف تحریک شده و در او طمع کنند. هر کار دیگری که سبب تحریک و تطمیع گردد، ممنوع است; زیرا هنگامی که علت حکمی به روشنی آمده باشد به استناد آن، می توان حکم را تعمیم و یا تخصیص داد.

 درحقیقت در این آیه شریفه، تحریک و تطمیع افراد بیمار دل از سوی زنان نهی شده است، به وسیله سخن باشد و یا چیز دیگر.

 اجازه همسر برای جهانگردی

آیا زن، برای سیروسفر باید از پدر و یا شوهر خود اجازه بگیرد؟

 اگر اجازه را لازم دانستیم آیا بین سفرهای واجب، مستحب و مباح تفاوت ست یا نه؟

 بی شک، زن اگر شوهر نداشته باشد خارج شدن او از منزل و یا سیروسفر او هیچ منعی ندارد. او تنها باید، حدود و شرایط اسلامی را رعایت کند، همان گونه که مرد به هنگام خارج شدن از خانه و یا گردشگری باید حدود و معیارهای اسلامی را رعایت نماید. البته اگر پدر از سیروسفر دخترش جلو بگیرد در این مورد دختر از باب حقوق والدین باید از وی پیروی کند. این ویژه زن نیست اگر پدری راضی به سیروسفر جوانش نباشد سفر او نیز روا نیست.

 اما زنی که ازدواج کرده است، به سبب ازدواج بر زن و مرد به گونه ای متقابل حقوق و وظایفی واجب می گردد. این حقوق و وظایف گاه جنبه مالی دارد و گاه غیرمالی. در بعد مالی از قبیل: مهر، نفقه، جهیزیه و... تکلیف بر عهده شوهر و حق از آن زن است. شوهر مکلف است به همسر خود مهر بپردازد، زن مالک مهر می گردد. آنچه به عنوان جهیزیه به خانه شوهر می آورد از آن خود اوست،تامین مخارج زندگی زن بر عهده شوهر است و زن هر چند توانگر باشد وظیفه ندارد که دراین باره مشارکت کند.

 اما در روابط غیرمالی می توان گفت: مطلب به عکس است. یکی از حقوق مرد بر زن اطاعت و پیروی از شوهر است.

 استاد شهید مرتضی مطهری در این باره می نویسد:

 «مصلحت خانوادگی ایجاب می کند که خارج شدن زن از خانه توام با رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد. البته مرد هم باید در حدود مصالح خانوادگی نظر بدهد نه بیش تر.» (73)

 شوهرنباید از این اختیار قانونی، بسان حاکمی خودخواه و مستبد استفاده کند، بلکه او باید همانند مسؤولی دلسوز با بردباری و متانت از این اختیار بهره بگیرد. زن نیز نظرهای منطقی شوهر را بپذیرد.

 روایات زیادی دراین باره آمده است از جمله:

 امام باقر از قول پیامبر(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود:

 «نهی رسول الله ان تخرج المرئه من بیتها بغیر اذن زوجها فان خرجت لعنها کل ملک فی السماء وکل شی تمر علیه من الجن والانس حتی ترجع الی بیتها و نهی ان تتزین لغیر زوجها فان فعلت کان حقا علی الله ان یحرقها بالنار.» (74)

 پیامبر(ص) از خارج شدن زن بدون اجازه شوهرش نهی کرده است. اگر زن بدون اجازه خارج شود همه ملائکه آسمانها و هر چه آن زن بر آنان گذر کند از جن و انسان بر او نفرین می کنند، تا به خانه بازگردد.

 همچنین، پیامبر(ص) از زینت کردن زن برای غیرشوهرش نهی کرد. اگر زن چنین کاری را انجام دهد، سزاوار است که خداوند او ر ا به آتش جهنم بسوزاند.

 فقهای شیعه، با توجه به روایت بالا و مانند آنها، دو دیدگاه زیر را طرح کرده اند:

 1. مشهور فقهای شیعه بر این باورند که خارج شدن زن از منزل بدون اجازه شوهر جایز نیست. و این، حق مستقلی است و هیچ ارتباطی به تمکین زن ندارد. بنابراین، زن باید برای خارج شدن از منزل و یا سیروسفر از شوهرش اجازه بگیرد. (75)

 2. وظیفه زن «تمکین و ایفای حقوق همسری » است. و هر کاری از جمله خارج شدن از خانه و سیروسفر و گردشگری اگر با آن وظیفه ناسازگاری نداشته باشد، نیاز به اجازه شوهر نیست. براساس این دیدگاه پیروی زن از مرد در خارج شدن از خانه و سیروسفر مطلق نیست. (76) تنها در زمانی که مرد به او نیاز دارد جایز نیست که از خانه خارج شود، ولی اگر خارج شدن او با این حق ناسازگار نباشد، مثل این که مرد در اداره یا مسافرت باشد و... خارج شدن زن از خانه جایز است.

 فقیهان شیعه، در کتابهای خود خارج شدن زن از خانه و یا سیروسفر او را به دوگونه زیر تقسیم کرده اند: (77)

 1. خارج شدن از خانه و یا سفر او برای انجام یکی از واجبات باشد.

 2. خارج شدن او برای امری مستحب و یا مباح باشد.

 در صورت نخست، مثل این که زن می خواهد مسائل مورد نیاز خود را بیاموزد و یا این که مستطیع است می خواهد برای حج واجب سفر کند و یا در صورتی که برخی از واجبات کفایی بر زن واجب عینی شود در این گونه جاها مرد حق ندارد او را از بیرون رفتن و سیروسفر باز دارد از باب نمونه:

 محمدبن مسلم می گوید از امام باقر(ع) پرسیدم از زنی که حج بر او واجب است ولی شوهرش اجازه نمی دهد به این سفر برود، آیا می تواند بدون اجازه او به این سفر برود؟

 امام(ع) در پاسخ فرمودند:

 «لاطاعة له علیها فی حجة الاسلام.» (78)

 پیروی زن، از شوهرش در حج واجب، واجب نیست.

 در روایت دیگری امام(ع) می فرماید:

 لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق.» (79)

 در معصیت آفریدگار، پیروی از بنده روا نیست.

 و اما اگر سیروسفر از گونه دوم باشد; یعنی سفرمستحب و یا مباح باشد، در این جا اجازه شوهر لازم است.

 اسحاق بن عمار از امام جواد(ع) می پرسد که زنی ثروتمند، حج واجب خود را انجام داده است، ولی از شوهرش اجازه می خواهد که حج استحبابی انجام دهد، آیا شوهرش می تواند او را باز دارد؟

 امام(ع) می فرماید: بله، می تواند او را از حج استحبابی منع کند. (80)

 فقهای شیعه، نیز به مضمون، این روایت فتوا داده اند. (81) با توجه به روایات یاد شده، سیروسفر زن یا همانند سفر حج، واجب است که نیاز به اجازه شوهر ندارد و حتی زن با منع شوهر نیز می تواند برای انجام حج واجب و یا همانند آن مسافرت کند و اما اگر سفر او مستحب، همانند حج استحبابی و یا مباح باشد باید با اجازه شوهر باشد و یا دست کم با حق همسرش ناسازگار نباشد.

 همراه محرم در سفر برای زن

آیا همراه محرم برای زنان در سیروسفر لازم است یانه؟

 دراین مساله دو دیدگاه وجود دارد:

 1. فقهای شیعه بر این باورند که وجود همراه لازم نیست. زن بدون همراه نیز می تواند مسافرت کند، از باب نمونه:

 محقق در شرایع می نویسد:

 «الرابعة: لایشترط وجود المحرم فی النساء بل یکفی غلبة ظنها بالسلامه.» (82) وجود همراه محرم برای زنان در سفر شرط نیست، بلکه اطمینان زن به سلامت و امنیت در سفر کافی است.

 صاحب جواهر، می نویسد: در این مساله بین فقهای شیعه اختلافی نیست. (83) فقهای شیعه، فرع بالا را درباب حج طرح کرده اند ولی ملاک در حج و غیر حج، بویژه اگر سفر، سفر واجب باشد یکسان است. بنابراین، از دیدگاه علمای شیعه، سفر زن به تنهایی در صورتی که امنیت جانی، مالی و آبرویی او تامین باشد مانعی ندارد، مثل این که با فردی و یا افرادی درستکارهم سفر گردد و یا با کاروانها و گروههایی که امنیت آن را تا حدودی حکومتها تضمین می کنند مسافرت کند.

 صفوان جمال، چنان که از نامش پیداست، افراد را برای انجام حج با شترانش به مکه می برد. او از امام صادق(ع) می پرسد:

 «قد عرفتنی بعملی، تاتینی المرئه اعرفها باسلامها وحبها ایاکم و ولایتها لکم لیس لها محرم، قال: اذا جاءت المراه المسلمه فاحملها فان المؤمن محرم المؤمنه، ثم تلاهذه الایه:«و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض...» (84) روایات بسیاری داریم (85) که مضمون روایت بالا را تایید می کنند از جمله:

 در روایتی معاویة بن عمار، از امام صادق(ع) سؤال می کند، آیا زن می تواند بدون سرپرست به سفر حج برود، امام(ع) می فرماید:

 «لاباس تخرج مع قوم ثقات.» (86)

 مانعی ندارد. با گروهی که مورد اطمینان هستند می تواند به حج برود.

 فرعهای فراوانی در این جا مطرح است که فقهای شیعه درکتابهای فقهی خود آن را طرح و بدان پاسخ گفته اند.

 از باب نمونه:

 اگر بدون همراه محرم، از امنیت برخوردارنیست، در این جا، آیا وجود همراه محرم، لازم است یا نه؟

 در صورتی که زن از شوهرش بخواهد که در سفر همراه او باشد، آیا بر مرد لازم است که بپذیرد؟ اگر شوهر و یا یکی از محرمهای دیگر به زنی که حج بر او واجب شده ست بگوید در صورتی همراه تو به حج خواهم آمد که مخارج سفر و افزون بر آن هم مقداری پول به من بدهی، آیا بر زن پذیرش آن لازم است؟ آیا بین سفر واجب همانند حج و غیر آن تفاوت است؟

 آیا در صورتی که رفتن به حج بستگی بر وجود شوهر باشد، آیا لازم است که زن ازدواج کند؟

 اگر مرد ادعا کند که همسر او در این سفر امنیت ندارد و زن برخلاف او اعتقاد داشته باشد در این جا چه باید کرد؟ سخن کدامیک مقدم است؟

 صاحب جواهر پرسشهای بالا را طرح و بدانها پاسخ گفته است (87) و ما برای این که این مقال به درازا نکشد از آوردن آن صرف نظرمی کنیم.

 دیدگاه اهل سنت

بیش تر اهل سنت، همراه محرم را در سیروسفر برای زنان واجب می دانند. از باب نمونه: حنفیان پس از آن که بین شرائط وجوب حج و شرائط ادای آن فرق می گذارند، وجود همراه را برای انجام حج لازم می دانند.

 «ثالثها: وجود زوج او محرم للمراة، لافرق بین ان یکون المراة شابه اوعجوزا، اذا کان بینها وبین مکه ثلاثه ایام، فاکثر، اما اذا کانت المسافه اقل من ذلک فیجب علیها اداء الحج و ان لم یکن معها محرم.» (88) سومین شرط از شرایط واجب بودن ادای حج آن است که: شوهر و یا یکی از محرمهای زن، همراه او باشد. زن جوان و پیر در این حکم تفاوتی ندارد. البته لزوم وجود همراه برای زن در صورتی است که زن بخواهد از جایی به مکه برود که سه روز یا بیش تر راه باشد و اما اگر کم تر از آن اندازه باشد، بر او واجب است حج بگزارد، هر چند شوهر یا یکی از محرمهایش با او نباشد.

 در مذهب حنبلی آمده است:

 «واما المراه لایجب علیها الحج الا اذا کان معها زوجها او احد من محارمها.» (89) بر زن، حج واجب نیست مگر این که شوهر یا یکی از محرمهای زن همراه او باشند.

 در مذهب مالکی: در صورتی که شوهر یا یکی از محرمها و یا گروهی مورد اطمینان برای همراهی وجود داشته باشند، حج بر زن واجب است و اگر نباشند واجب نیست. (90) در مذهب شافعی آمده است:

 در صورتی حج بر زن واجب است که شوهر یا یکی از محرمها و یا زنان مورد اطمینان: دو نفر یا بیش تر همراه او باشند. اگر تنها یک زن به عنوان همراه پیدا کند، حج بر او واجب نیست، هر چند جایز است که حج واجب را همراه همان یک زن انجام دهد، بلکه جایز است به تنهایی برای ادای حج واجب مسافرت کند در صورتی که امنیت باشد. (91) نویسنده «المنار فی تفسیر القرآن » پس از آن که «سائحون » در سوره توبه (92) ، را به سیاحت و سیروسفر در زمین برای هدفی درست همانند: دانش آموختن، جهاد در راه خدا، هجرت در راه خدا و... تفسیر می کند و می گوید:

 «علت این که برخی از مفسران «سائحات » را به روزه داران، تفسیرکرده اند، این است که بعید دانسته اند، خداوند زن را به خاطر سیاحت در روی زمین ستایش کرده باشد.»

 سپس ایشان می نویسد:

 «انما یحظر فی الاسلام سفرالمراة منفردة دون زوجها او احد محارمها واما اذا کانت تسیح مع الزوج و المحرم حیث یسیح لغرض صحیح من علم نافع او عمل صالح اوطلب الصحه او الرزق فلااشکال فی مدحها بالسیاحه.» (93) در اسلام، سفر زن به تنهایی بدون شوهر و یا یکی از محرمهایش حرام است، اما اگر زن با شوهر و یا یکی از محرم هایش و با انگیزه و هدف درستی چون: آموختن دانش سودمند، عمل صالح، حفظ سلامتی و یاکسب رزق و در آمد، به سیروسیاحت بپردازد هیچ اشکالی ندارد که خداوند چنین زنانی را ستایش کند.

 سپس ایشان استدلال می کند که زنان پیامبر(ص) و یاران او، همراه آنان به سیروسفر می رفته اند. (94)

 امنیت زن مسلمان در سیروسفر

یکی دیگر از محدودیتها برای سیروسفر زن مسلمان، این است که امنیت مالی و جانی و آبرویی داشته باشد. در روایات ما درباره حکومت جهانی امام زمان(ع) آمده است:

 «در آن روزگار زن با زیب و زیور خویش از عراق درآید و تا شام برود و از هیچ چیز نترسد.» (95) از این روایت و مانند آن فهمیده می شود که اگر جامعه سالم باشد و خطری زن را تهدید نکند سفر او به تنهایی هیچ منعی ندارد.

 در چندین روایت (96) از امامان معصوم(ع) آمده است که سفر زن برای حج در صورتی که امنیت باشد و خطری او را تهدید نکند جایز است، از باب نمونه:

 از امام صادق(ع) سؤال شد که زنی می خواهد به حج برود، اما همراه محرم ندارد آیا چنین سفری برای او جایز است؟ امام(ع) در پاسخ می فرماید:

 «نعم، اذا کانت مامونة.» (97)

 بله، جایز است، اگر سفر او بی خطر و از امنیت برخوردار باشد.

 و در جای دیگر در پاسخ می فرماید:

 «ان کانت مامونة تحج مع اخیها المسلم.» (98)

 بنابراین، جایز نیست به کشور و یا شهری برود که از پیش می داند در آن جا امنیتی برای او وجود ندارد.

 آیا ارزیابی و تشخیص شرایط به فهم خودش واگذاشته شده است؟ یعنی اگر زن می خواهد به شهر یا کشوری مسافرت کند خودش باید تشخیص بدهد که در آن جا شرائط چگونه است؟

 بی گمان، اگر انسان به شهر و یا کشوری که می خواهد مسافرت کند دارای آگاهیهای کافی از آن جا باشد، به گونه ای که بتواند موقعیت و شرائط آن جا را ارزیابی کند، او خود به این کار می پردازد; زیرا این کار، به تکلیف شرعی او مربوط می شود، ولی اگر دارای آگاهی و بصیرت کافی نیست، باید از کسانی که آگاهیهای لازم را دارند جست وجو کند و وظیفه خود را باز شناسد.

 ممکن است در این گونه موارد صلاح اندیشی زن از پدر و یا شوهر کارساز باشد.

 زنان جهانگرد غیر مسلمان

ضرورت بحث و بررسی درباره قوانین حاکم بر روابط ملتها وملیتها و تدوین قانونهایی روشن در این راستا، بویژه در دنیای امروز، بر کسی پوشیده نیست. امروزه، پیوند مسلمانان باغیر مسلمانان بسیار گسترده و گونه گون است، از این روی، بایسته است که بررسی درباره مسائل و احکام آن، در سرلوحه کارهای پژوهشی فقهی قرار گیرد. خوشبختانه کتابهای حدیثی و فقهی ما سرشار از احادیث و قواعدی است که می توان احکام مورد نیاز را از آن استنباط کرد.

 در این بخش به گوشه ای از این موضوع می پردازیم یعنی گردشگری زنان غیر مسلمان به کشورهای اسلامی.

 بخشی از اصولی که در روابط غیرمسلمانان با مسلمانان مطرح است، فراگیرند و اختصاص به زنان یا مردان ندارد; از قبیل: لزوم احترام متقابل، حسن معاشرت با آنان، رعایت حرمت جان و مال و آبروی آنان....

 همچنین برخی از محدودیتهایی که آنان باید بدان تن در دهند، از جمله: آنان باید در کشورهای اسلامی آشکارا گناه نکنند، قانونهای کشوری را که وارد آن می شوند رعایت کنند. در پی توطئه، جاسوسی، گسترش فساد و... نباشند.

 این اصول و محدودیتهایی است که در آن تفاوتی بین زن و مرد نیست. همه غیر مسلمانان در سرزمینهای اسلامی باید بدان پایبند باشند. ما در این جا در صدد شرح این بخش نیستیم. ما در این بخش بر آنیم به پاره ای از ترازها که رعایت آنها اختصاص به زنهای غیر مسلمان دارد و یا رعایت آن ازسوی آنان از اهمیت بیش تری برخوردار است، اشاره ای گذرا داشته باشیم، از جمله:

 ۱. پوشش زنان جهانگرد

پوشش زن، در برابر مردان بیگانه از ویژگیهای اسلام نیست. در شریعت موسی و عیسی(ع) و دیگر آیینهای توحیدی نیز «پوشش » وجود داشته است.

 در عهد قدیم، زنانی که بدون پوشش و با قصد خودنمایی درمیان مردم حرکت کنند، نکوهش شده اند و کیفر سختی ازسوی خداوند برای آنان وعده داده شده است. (99) ویل دورانت درباره این قانون در میان یهود می نویسد:

 «اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت: چنانکه مثلا بی آن که چیزی به سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت و یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد، یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.» (100) عهد جدید، نیز پوشش سر را برای زنان واجب می داند و برای کسانی که از این قانون سرباز زنند کیفر سختی همانند: تراشیدن موهای سر آنان را در نظر گرفته است.

 حجابی که امروزه، راهبه های مسیحی دارند، همان حجاب و پوششی است که شریعت عیسی(ع) از زنان مسیحی خواسته است. (101) برای شناخت حکم پوشش زنان غیرمسلمان، و یا وادار کردن آنان به پوشش اسلامی، به هنگام حضور در جوامع اسلامی، باید به دو نکته اساسی زیر توجه داشته باشیم:

 1. با مطالعه قراردادهایی که پیامبر اسلام(ص) با اهل ذمه داشته است، (102) به این نتیجه می رسیم که آنان می توانند بر اساس فرهنگ خودشان رفتار کنند و هیچ الزامی نسبت به پوشش اسلامی ندارند; زیرا با این که در این قراردادها اهداف و مواد آن به گونه ای روشن تنظیم می شده است، در عین حال، هیچ سخنی از پوشش زنان آنها به میان نیامده است.

 افزون بر این، در قراردادهای ذمه، فقهای شیعه، دوگونه شرط را یادآوری کرده اند:

 الف. شرایطی که باید در متن قرارداد قید گردد از قبیل: جزیه، احترام به قانونهای اسلام، پذیرش احکام جزایی و قضایی اسلام و...

 ب. شرایطی که با توافق مسلمانان و اهل ذمه بهتر است در قرارداد گنجانده شود: از قبیل: خودداری از پیشنهاد ازدواج با زنان مسلمان، خودداری از تلاشهای تبلیغی و... (103) در هر دو بخش اشاره ای به الزام زنان اهل ذمه به حجاب نیامده است.

 با این که اگر از مواد اساسی بود و یا دست کم از مواردی بود که بهتر بود که در قرارداد گنجانده شود، باید جزو آن شرایط آورده می شد.

 

2. در شماری از روایات از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) سؤال شده که نگاه کردن به سروصورت و موهای اهل ذمه چه حکمی دارد؟ از باب نمونه:

 درحدیثی از علی(ع) آمده است:

 «لاباس بالنظر الی رؤوس النساء من اهل الذمه.» (104) نگاه به سرهای زنان اهل ذمه جایز است.

 در روایتی دیگر، سکونی، از امام صادق(ع) نقل کرده که پیامبر اسلام(ص) فرمود:

 «لاحرمة لنساء اهل الذمه ان ینظرالی شعورهن وایدیهن.» (105) حرام نیست که به موها و دستهای زنان اهل ذمه نگاه شود.

 از این روایات، به دست می آید که زنان اهل ذمه، فرهنگ پیش از اسلام را حفظ کرده بودند و به پوشش اسلامی پایبند نبوده اند و الزامی هم برای آنان از سوی پیامبر(ص) و یا امامان معصوم(ع) همانند زنان مسلمان وجود نداشته است. پرسش مسلمانان نیز، برای این بوده است که تکلیف خودشان را در برخورد با آنان بفهمند.

 از این دو نکته به این نتیجه می رسیم که زنان اهل ذمه ملزم به حجاب و پوشش اسلامی نبوده اند. وقتی که زنان اهل ذمه ملزم نباشند، به طریق اولی، زنان دیگر کافران ملزم به پوشش اسلامی نیستند.

 فقهای شیعه، با توجه به این مطلب که واداشتن آنان به پوشش واجب نیست، حکم شرعی نگاه به سروصورت و موهای آنان را بیان کرده اند.

 همه فقهای شیعه، نگاه به زنان غیرمسلمان را جایز دانسته اند، ولی شماری از آنان قیدی را اضافه کرده اند و آن این است: باید به اندازه ای که در زمان پیامبر(ص) نپوشیدن آن معمول بوده است، بسنده کرد. یعنی باید دید چه اندازه از بدن خود را در آن زمان نمی پوشانده اند، نگاه به همان مقدارجایز است، اما بیش از آن، مثل نگاه کردن به برخی از زنهایی که به گونه ای نیمه عریان، در میان مردم ظاهر می شوند، جایز نیست. ولی دیدگاه دیگر بر آن است که هر اندازه از بدنشان که به طور معمول آن را در میان مردم نمی پوشانند، نگاه به آن مانعی ندارد. هر چند در زمان پیامبر(ص) کم تر از آن را باز می گذاشته اند.

 

امام خمینی در این باره می نویسد:

 «نگاه کردن به زنان نامحرم غیرمسلمان جایز است. بنابر احتیاط واجب نمی توان به مواضعی که به طور معمولی می پوشانند نگاه کرد، مشروط به آن که به قصد ریبه و تلذذ نباشد.» (106) بسیاری از فقهای شیعه، این دو قید را در نگاه کردن به زنان اهل کتاب و دیگر زنان غیرمسلمان، آورده اند. مقصود از این دو چیست؟

 تلذذ: لذت بردن، یعنی نگاهی نباشد که به قصد لذت باشد.

 ریبه: یعنی نگاهی که برای چشم چرانی و لذت بردن نیست، ولی وضعیت به گونه ای است که نگاه کردن ممکن است، لغزشی را در پی داشته باشد.

 صاعب عروه، ریبه، را به ترس از این که به حرام بیفتد معنی کرده است. (107) مرحوم آیت الله حکیم، می نویسد:

 روایات مطلق است و دارای هیچ گونه قیدی نیستند; از این روی، فقهای شیعه، برای لزوم آن دو قید، به اجماع استناد کرده اند.» (108) بنابراین، نگاه کردن به صورت و دستها و موهای زنان اهل کتاب و دیگر زنهای غیرمسلمان جایز است. البته اگر انسان ترس از آن داشته باشد که با نگاه کردن به حرام بیفتد، نباید نگاه کند. از این فتاوا نیز می فهمیم که واداشتن آنان به پوشش لازم نیست.

 یادآوری: فقهای شیعه بر این باورند: کافران، چه اهل کتاب و چه غیرآنان، همان گونه که مکلف به اصول دین هستند، مکلف به فروع و احکام دین نیز هستند. (109) در نتیجه بر آنان واجب است که همه واجبات اسلامی را انجام دهند. از جمله: حجاب و پوشش اسلامی را رعایت کنند و از همه حرامها نیز بپرهیزند.

 باور یاد شده، هیچ گونه ناسازگاری با آنچه آوردیم ندارد. و دلیلی برای ضرورت پوشش زنان غیر مسلمان نخواهد بود; چرا که تکلیف کافران تنها اثر اخروی دارد، نه دنیوی، از این روی، اگر آنان به واجبات عمل کنند پذیرفته نیست، چون شرط درستی این تکالیف اسلام است که در آنان نیست.

 مسلمانان با این که قدرت داشتند که اهل ذمه را به انجام نماز، حج و... و دادن زکات و پوشش و... مجبور کنند، چنین نکردند.

 حکم ثانوی یا حکومتی

از آنچه آمد، روشن شد که زنان اهل کتاب و کافران می توانند با لباس معمولی خودشان و با پوششی متناسب با عرف و آیین خودشان درکشورهای اسلامی به سیروسفر و گردشگری بپردازند.

 در عین حال، آیا واداشتن آنان به رعایت حجاب و یا پوشش مشخصی براساس مصلحت و حکم حکومتی و یا به عنوان ثانوی، جایز است یا نه؟

 بی گمان، حکومت اسلامی، باید از عفت عمومی جامعه اسلامی پاسداری کند و از راهها و عواملی که سبب فساد و انحراف می گردد، جلو بگیرد. بر این اساس، اگر حاکم اسلامی تشخیص دهد که رفت وآمد زنان غیرمسلمان بدون پوشش مناسب در میان جامعه اسلامی گسترش فسادرا در پی دارد و یا سبب می شود که زنان مسلمان به بی حجابی روی آورند، می تواند از اختیارات حکومتی خود بهره گرفته و با در نظر گرفتن مصلحت اسلام و امت اسلامی آنان را به پوشش خاصی وادارد، پوششی که از فساد و انحراف جلوگیری کند، هر چند همانند پوشش زنهای مسلمان نباشد، دست کم، بدن و سروگردن آنها پوشیده باشد.

 ورود زنان کافر به مساجد و مشاهد مشرفه

درباره ورود کافران به مساجد و مشاهد مشرفه دیدگاهها یکسان نیست. اگر پذیرفتیم که ورود کافران به مساجد و مشاهد مشرفه جایز است و کفر به تنهایی سبب حرام بودن ورود آنان نیست، روشن است که ورود زنان نیز جایز است; زیرا در این جهت فرقی بین زنان و مردان نیست، آیا در این صورت حکومت اسلامی می تواند به عنوان ثانوی و یا براساس مصلحت، برای ورود آنان به طور عموم و برای زنان بویژه محدودیتهایی را به اجرا بگذارد. از باب نمونه: دستور دهد در صورتی زنان غیرمسلمان می توانند به این مکانهای مقدس وارد شوند که حجاب کامل و یا دست کم با پوشش بدن و روسری باشند.

 بی شک، هر چند کفر را مانع از ورود کافران به مسجد ندانیم، ولی این بدان معنی نیست که در مساجد و مشاهد مشرفه، بدون قاعده و برنامه به روی هر غیر مسلمانی باز باشد. مسجد مکان عبادت، ارشاد و هدایت، و تبلیغ دین است انجام هر کاری که با این امور ناسازگار باشد روا نیست، حتی برای مسلمانان، چه رسد به غیر مسلمانان.

 بر این اساس، ورود کافران به مساجد در درجه نخست باید انگیزه شرع پسند داشته باشد، مانند: آشنایی با معارف اسلامی، شنیدن سخن وحی، آشنایی با آداب و رسوم عبادی مسلمانان و... و یا دست کم انگیزه های عقلایی همانند: مشاهده آثار و تمدن اسلامی بر جای مانده در بناهای مساجد.

 با این همه، حفظ شؤون مسجد و مکانهای مقدس نیز لازم است. به این معنی که از نظر پوشش و چگونگی رفت وآمد و نگهداشت ادب و احترام، رفتارها باید به گونه ای باشد که بی احترامی به مسجد و حرم امامان(ع) و امام زادگان و هتک حرمت آن مکانهای مقدس نشود که در این صورت، بدون تردید، جایز نیست.

 

احترام متقابل

روابط مسلمانان با غیرمسلمانان باید براساس احترام متقابل باشد. همان گونه که مسلمانان وظیفه دارند به نیکی با آنان معاشرت کنند... آنان نیز وظیفه دارند در وطن اسلامی، برای مردم، مذهب و حکومت ما احترام قائل شوند. بدین معنی: از کارهایی که ناسازگار با اصل «احترام متقابل » است خودداری کنند. از باب نمونه: به آزار و اذیت مسلمانان نپردازند. به دشمنان اسلام و مسلمانان کمک نکنند، آشکارا منکرها را انجام ندهند، در پی جاسوسی و گسترش فساد نباشند و....

 اگر بدانیم گروهی از مردان و یا زنانی که به عنوان جهانگردی می خواهند به ایران اسلامی مسافرت کنند، در پی جاسوسی و یا اشاعه فحشا و فسادند وظیفه ما در برابر آنها چیست؟

 آیا می توانیم آنان را به عنوان جهانگرد بپذیریم؟

 در صورت پذیرش، اگر دست به چنین کارهایی زدند، با آنها چگونه باید برخورد کنیم؟

 آیا تنها باید آنها را از کشور خارج کنیم؟ و یا آنان را براساس معیارها اسلامی محاکمه کنیم؟

 و....

 بی گمان، پذیرش مردان و یا زنانی که انسان آگاهی دارد در صورتی که به کشور اسلامی وارد شوند گناه و منکرات را گسترش می دهند و یا در پی اهداف دیگری برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی هستند جایز نیست. البته در صورتی که توان نظارت و مراقبت بر آنها را داشته باشیم به گونه ای که نتوانند اهداف خود را عملی کنند پذیرش آنان اشکالی ندارد... پرسشهای یاد شده چون از مسائل ویژه زنان نیست و در جای خود به شرح خواهد آمد از بحث و بررسی بیش تر پیرامون آن صرف نظر می کنیم.

 در پایان این مقال، یادآوری مجدد این نکته را بی سود نمی دانیم که: در احکام مربوط به زنان زمینه های تحقیق و پژوهش بسیار است و پرسشهای بر جای مانده فراوان، امید آن که محققان و پژوهشگران در این راه گامهای مؤثر و اساسی بردارند.

 

پی نوشتها:

 1. سوره «حجرات »، آیه 13; «نساء»، آیه 1; «اعراف »، آیه 189; «نحل »، آیه 72.

 2. سوره «احزاب »، آیه 72.

 3. سوره «نحل »، آیه 97; سوره «نساء»، آیه 124; «آل عمران »، آیه 195; «غافر»، آیه 40.

 4. سوره «احزاب »، آیه 35; سوره «توبه »، آیه 72.

 5. سوره «توبه »، آیه 71، «وسائل الشیعه »، شیخ حر عاملی، ج 11/353-416 «العقدالفرید»، ابن عبدربه اندلسی، تحقیق عبدالمجید ترحیینی، ج 1/344-358، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، گروهی از زنان صدر اسلام را که در برابر معاویه ایستاده اند و یا مردم را به جنگ او تحریض می کرده اند آورده است.

 6. سوره «ممتحنه »، آیه 12; «الطبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/11، دار صادر، بیروت; «تاریخ الامم والملوک »، ابی جعفر محمدبن جریر طبری، ج 2/92 و 337، انتشارات ارومیه، قم; «الکامل فی التاریخ »، ابن اثیر، ج 2/252، دار صادر، بیروت.

 7. «بحارالانوار»، علامه مجلسی، ج 1/177، 180، مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان; «نهج الفصاحه » مجموعه کلمات قصار پیامبر اسلام(ص) مترجم و گردآورنده: ابوالقاسم پاینده، 64، سازمان انتشارات جاویدان.

 8. سوره «نساء»، آیه 97 98.

 ۹. «صحیفه نور»، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، ج 3/49، ارشاد اسلامی.

 ۱0. «حقوق النساء فی الاسلام »، سید محمد رشید رضا، 31، دارالاضواء.

 11. سوره «آل عمران »، آیه 138-137.

 12. سوره «روم »، آیه 9، 42.

 13. سوره «نمل »، آیه 69; «عنکبوت »، آیه 20; «فاطر»، آیه 44; «مؤمن »، آیه 82; «حج »، آیه 46; «یوسف »، آیه 109.

 14. سوره «انعام »، آیه 11.

 15. سوره «توبه »، آیه 60.

 16. سوره «توبه »، آیه 112; «تحریم »، آیه 5.

 17. «تفسیر القرآن الکریم الشهیر بتفسیر المنار»، محمد رشید رضا، ج 11/52، ج 8/289، دارالمعرفة، بیروت.

 18. همان مدرک، ج 11/53.

 19. در این باره، آیاتی که در آن، قصه خضر(ع) ، موسی(ع)، ابراهیم(ع)، و... آمده، مطالعه کنید.

 20. سوره «احزاب »، آیه 34.

 21. «وسائل الشیعه »، ج 12/89، ام سلمه با اجازه پیامبر(ص) در مجلس عزا شرکت می کند. افزون بر این، ام سلمه، با خلفا نیز، گفت وگوهایی داشته است، روایاتی نیز از او نقل کرده اند.

 22. «سیرة النبویه »، ابن هشام، ج 3/356، داراحیاء التراث العربی; «طبقات الکبری »، ج 8/294; «در المنثور»، سیوطی، ج 5/25، کتابخانه آیت الله مرعشی; «المیزان »، ج 18/96، اعلمی، بیروت.

 23. سوره «احزاب »، آیه 53.

 24. در گفتار عالمان دینی هر جا سخن از آیه حجاب رفته مقصود همین آیه است. دستور حجاب در این آیه، غیر از «ستر و پوشش » است که هر زن مسلمان موظف است آن را رعایت کند.

 بر اساس این آیه مرد اگر چیزی از زن می خواهد بدون این که داخل اطاق شود، باید از پشت پرده صدا بزند. در قرآن و کتابهای فقهی ما برای پوشش زن از نامحرم واژه حجاب نیامده است.

 در گذشته در کتابهای فقها «ستر» به کار می رفته است و به گفته برخی از عالمان معاصر روشن نیست این کلمه (حجاب) از چه زمانی به جای «ستر» به کار گرفته شده است.

 «مساله حجاب » شهید مطهری، نشریه انجمن پزشکان/62-66.

 25. «در المنثور»، ج 5/25; «المنار»، ج 11/53; «المیزان »، علامه طباطبایی، ج 18/96.

 26. «وسائل الشیعه »، ج 12/89، دیگر همسران پیامبر(ص) نیز در جامعه رفت وآمد داشتند; «صحیح بخاری »، ج 7/49; ج 8/66.

 27. «الفروع من الکافی »، کلینی، 5/528، دارصعب، دارالتعارف.

 28. «همان مدرک »، 528 529.

 29. «حلیة الاولیاء» ج 2/69 70، چهره زن در آئینه اسلام و قرآن، مرتضی فهیم کرمانی 20/.

 30. «وسائل الشیعه »، ج 14/173; «فروع کافی »، ج 5/535.

 31. همان مدرک.

 32. «جواهر الکلام »، شیخ محمد حسین نجفی، ج 29/97; «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48 خود این دو بزرگوار این فتوا را نپذیرفته اند.

 33. «جواهرالکلام »، ج 29/98.

 34. سوره «احزاب »، آیه 36.

 35. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48.

 36. «فروع کافی »، ج 5/535; «وسائل الشیعه »، ج 18/451.

 37. «همان مدرک ».

 38. «فروع کافی »، ج 5/535; «وسائل الشیعه »، ج 8/452; ج 14/173.

 39. «وسائل الشیعه »، ج 14/143.

 40. «بحارالانوار»، ج 47/2، ج 80/19، ج 81/235، ج 79/227 و 236.

 41. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48; «تحریر الوسیله »، ج 2/245.

 42. «جواهر الکلام »، ج 29/98; «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48.

 43. «عروة الوثقی »، سید محمد کاظم یزدی، کتاب النکاح، مساله 39.

 44. «انوار الملکوت »، محمد حسین تهرانی ج 1/178، انتشارات علامه طباطبایی، مشهد.

 45. همان مدرک/ 178، 182.

 46. «التنقیح فی شرح عروة الوثقی »، تقریر درس آیت الله خوئی، مقرر: میرزا علی تبریزی غروی، ج 1/226، کتاب اجتهاد وتقلید، دارالهادی، قم.

 47. «سیرة النبویة »، ابن هشام، ج 3/356، دار احیاء التراث العربی، بیروت; «اعلام النساء»، عمر رضا کحاله، ج 4/336، مؤسسة الرساله، بیروت، «الطبقات الکبری »، ج 8/293.

 48. «الطبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/292.

 49. همان مدرک.

 50. «المغازی »، واقدی، ج 1/248، نشر دانش، قم.

 51. «شرح نهج البلاغه »، ابن ابی الحدید، ج 14/266.

 52. «طبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/455.

 53. «سیرة النبویه » ابن هشام، ج 3/356.

 54. «اعیان الشیعه »، سید محسن امین، ج 3/476، دارالتعارف للمطبوعات; بیروت، «ریاحین الشریعه »، ذبیح الله محلاتی، ج 3/383.

 55. «شرح نهج البلاغه »، ابن ابی الحدید، ج 4/92، داراحیاء التراث العربی، بیروت.

 56. «سیرة النبویة »، ابن هشام، ج 3/356، داراحیاء التراث العربی; «اعلام النساء»، عمر رضا کحاله، ج 4/336، مؤسسه الرساله، بیروت.

 57. «بحارالانوار»، ج 41/119-120.

 58. همان مدرک.

 59. «العقد الفرید»، ابن عبد ربه، ج 1/347-349، دارالکتب العلمیه.

 60. همان مدرک/346، 357.

 61. «همان مدرک » 349، 352، 354.

 62. «در المنثور»، جلال الدین سیوطی،ج 5/25، کتابخانه آیت الله مرعشی; «المنار»، ج 11/53; «المیزان »، علامه طباطبائی، ج 18/96، مؤسسه اعلمی، بیروت.

 63. «الجمل »، شیخ مفید، تحقیق سید علی میرشریفی، 415، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم.

 64. «لهوف »، سیدبن طاووس/ 28، حیدریه، نجف.

 65. «الاحتجاج » طبرسی، تعلیق و تحقیق، محمد باقر موسوی خرسان، ج 1/97 107; مؤسسه اعلمی، بیروت.

 66. «وسائل الشیعه »، ج 12/88.

 67. «الفروع من الکافی »، ج 3/217، دار صعب، دارالتعارف، بیروت.

 68. سوره «نور»، آیه 30-31.

 69. سوره «قصص »، 25-28.

 70. سوره «نور»، آیه 31.

 71. «مساله حجاب »، شهید مطهری/86.

 72. سوره «احزاب »، آیه 32.

 73. «مساله حجاب »/ 88.

 74. «وسائل الشیعه »، ج 14/112، 114، 156، 157.

 75. «جواهرالکلام »، ج 31/314; ج 17/333.

 76. همان مدرک; «المسائل الفقهیه »، آیة الله سید محمد حسین فضل الله، ج 1/261، 264، مجله «الموسم » شماره 21-22/92.

 77. «جواهر الکلام »، ج 31/313. فقهای بزرگوار ما تقسیم بندی را برای تعیین وجوب نفقه و یا سقوط نفقه انجام داده اند که در نتیجه حکم سفر زن نیز از آن فهمیده می شود.

 78. «وسائل الشیعه »، ج 8/110.

 79. همان مدرک/ 111.

 80. همان مدرک/ 110.

 81. «جواهر الکلام »، ج 17/332، ج 31/314.

 82. «شرایع الاسلام »، محقق حلی، ج 1/229، دارالاضواء، بیروت.

 83. «جواهر الکلام »، ج 17/330.

 84. «وسائل الشیعه »، ج 8/108.

85. همان مدرک/ 108-110.

 86. همان مدرک/ 109.

 87. «جواهر الکلام »، ج 17/331-332.

 88. «الفقه علی المذاهب الاربعه »، عبدالرحمن حریزی، ج 1/633، احیاء التراث العربی.

 89. همان مدرک/ 635.

 90. همان مدرک/ 634.

 91. همان مدرک/ 636.

 92. سوره «توبه »، آیه 112.

 93. تفسیر «المنار»، ج 11/52.

 94. همان مدرک/ 53.

 95. «منتخب الاثر»، لطف الله صافی گلپایگانی، 474، مکتبة الداوری، قم.

 96. «وسائل الشیعه »، ج 8/108-111.

 97. همان مدرک/ 109.

 98. همان مدرک.

 99. «المراة فی التاریخ والشریعه »، دکتر اسعد سحمرانی، 195، دارالنفائس، بیروت.

 100. «مساله حجاب » شهید مطهری، 5 6 به نقل از «تاریخ تمدن »، ویل دورانت ج 12/30.

 101. «المراة فی التاریخ والشریعه »، 196-195.

 102. «السیرة النبویه »، ابن هشام، 2/147، دار احیاء التراث العربی; «مجموعة الوثائق السیاسه »، محمد حمید، دارالنفائس، بسیاری از این قراردادها را آورده است.

 103. «تذکرة الفقهاء»، علامه حلی، ج 1/443-442، مکتبة المرتضویه لاحیاء الآثار الجعفریه.

 104. «وسائل الشیعه »، ج 14/149.

 105. همان مدرک.

 106. «تحریر الوسیله »، امام خمینی، ج 2/244.

 107. «عروة الوثقی »، کتاب النکاح، مساله، 27.

108. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/20.

 109. «تذکرة الفقهاء»، ج 1/202 و 204; «شرائع الاسلام »، محقق حلی، ج 1/142، دارالاضواء، بیروت; «جواهر الکلام »، ج 15/64-61، دار احیاء التراث العربی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:58  توسط طاهره رحیم پور  | 

·        تفاوت های عاطفی

از نظر روانی، احساسات زن جوشان تر از مرد است و زنان سریع الهیجان تر از مردها هستند. زنان محتاط تر، مذهبی تر، پر حرف تر و ترسوتر و تشریفاتی از مردان هستند. زنان به ارتباط های عاطفی علاقه نشان می دهند و احساس محبت در دختان بیش از پسران است.

زنان در علوم استدلالی و مسایل خشک عقلانی به پای مردها نمی رسند ولی در ادبیاتف نقاشی و سایر مسایلی که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مدها ندارند.

قدرت کتمان مردها بیشتر از زنان است. احساسات زن صلح جویانه و بزمی و احساسات مرد مبارزانه و جنگی است.

جینالمبروزو می گوید:

«زنان به سوی امور زنده (غیرانتزاعی) و سودمند تمایل دارند. زنان دیگر خواه هستند و از تصور این که زحمت آن ها موجب راحتی دیگران است خرسند شده و به هر رنجی تن می دهند. ولی مرد قیدی به مفید بودن اعمال خود برای دیگران نداشته و تنها منظورش آن است که خرسندی خاطر خویش را فراهم سازد.»

گفتنی است که صفات ذکر شده توسط خانم لمبروزو به صورت مطلق و برای همه مردان و زنان صادق نیست بلکه صفت غالبی زنان و مردان چنین است از این رو اگر در هر زمانی استثناهایی به وجود آمد از موارد نقض این قضایا نبوده  جزء غیر غالب ها محسوب می شوند.

برای مثال بسیاری از مردان بزرگ و اولیاء الهی که عمر خویش را صرف خدمت به بشریت کرده اند و با مولفه های اخلاقی و دینی زندگی می کنند این صفات را با نی شهرت که بیان شد ندارند.

جان گری می گوید:

«زن فقط احتیاج به گفتگو دارد و به نتیجه نمی اندیشد در حالی که مرد احساس می کند او توقع حل مشکلات را دارد.»

شاید یکی از دلایل جواز دادن وعده دروغ به همسر از نظر شرع مقدس اسلام، ارضاء نیاز روانی زنان است. زنان نیاز به گفتگو با همسر دارند و حتی اگر همسرشان به وعده هایش عمل نکند آن ها با صرف حرف زدن با او آرامش می یابند و در واقع پاسخی برای سئوال همیشگی خویش می یابند که «آیا او مرا دوست دارد؟»

روان شناسان می گویند زنانا حسابگر بزرگی هستند. آن ها در باطن حساب همه چیز را دارند. می پندارند یک روزباید همه حسابها تسویه شود.

این ویژگی زنان در روایات نیز به چشم می خورد آن جا که حضرت علی (ع) می فرماید:

«بارهای زندگی خویش را بر دوش زنان مگذارید و تا می توانید خود را از آنان بی نیاز کنید زیرا آن ها بسیار منت گذارند و نیکی را کفران می کنند.»

زن در مورد اموری که علاقمند به آن هاست و یا موجب ترس او می شوند زودتر و سریع تر تحت تاثیر احساسات خویش قرار می گیرد. در واقع مناشا رفتارهای زنان احساسات و عواطف آن هاست.

از دیدگاه روان شناسان و متخصصان فن، زنان در تحمل مسئولیت های سنگین و بارهای ثقیل و طاقت فرسا نسبت به مردان متفاوت بوده و آثار روانی تحمیل مسئولیت های بیش از حد توان زنان در جسم و روح آن ها کاملا مشهود است.

جان گری می گوید:

«زنان چون دارای دید بسیار باز و گسترده هستند احتیاجات دیگران آنها را خیلی زود کلافه می کند. زنان در آن واحد حواس خود را به چندین موضوع و مشکل معطوف می دارند و یکی از عواملی که باعث کلافه شدن زنان می شود این است که خیلی سریع توانایی خود را در تعیین اولویت امور از دست می دهند و نمی دانند کدام یک از مسایل را زودتر بررسی کنند .... این حالت سبب می شود که زودتر از مردان مغشوش و آشفته شوند و در یک لحظه احساس می کنند توانایی انجام هیچ کاری را ندارند.»

ولی مردان به علت هوشیاری و درایت مرکزی صمم تر از زنان بوده و کارآیی مثبت تری در انجام تکالیف سنگینی که به عهده دارند خواهند داشت. بسیاری از روان شناسان علت افسردگی در زنان را تحمیل وظایف و انتخاب اهدافی بیش از حد توان آنها و یا کمتر از توانش آنان ذکر کرده اند. از این رو حضرت علی (ع) به پیروان خویش در قالب نامه ای به امام حسن (ع) توصیه می فرماید که بر زنان بیش از توان آنها بارهای سنگین روحی و روانی حمل نکنید که آن ها موجوداتی لطیف بوده و محتاج به مراقبت هستند.

جینالمبروزو، روان شناس غربی می گوید:

«آن چه زن را به اتخاذ مهمترین تصمیمات خود برمی انگیزد احساسات قلبی اوست نه مقدمات عقلی ... در عالم انفعالات که ظاهرا عالمی مرموز است زن می تاند سیر و گردش نموده به خوبی در آن عالم نفوذ کند حال آن که مرد فقط در عالم منافع  سیر می نماید.»

شناخت دنیای احساسات و عواطف زنان و محدوده تاثیر آن بر دنیای بیرون نخستین گام به سوی شناخت واقعی زن و روان شناسی زنان است. حضرت امیر (ع) با شناخت عمیق و آگاهی نبت به این دنیای مرموز و ناشناخته خطاب به لشگری که آماده روبرو شدن با دشمن، در صفین بودند فرمود: «زنان را با آزار دادن تحریک نکنید، هرچند آبروی شما را بریزندف یا امیران شما را دشمنام دهند، که آنان در نیروی بدنی و روانی و اندیشه کم توانند، در روزگاری که زنان مشرک بودند مامور بودیم دست از آزارشان برداریم، و در جاهیت اگر مردی با سنگ یا چوب دستی به زنی حمله می کرد، او و فرزندانش را سرزنش می کردند.

به عبارت دیگر حضرت در این سخنان اشاره به کم بودن نیروی تحمل زنان در مواجهه با دشمن کرده و می فرماید آن ها زودتر از مردان تحت تاثیر احساسات خود واقع شده و به هیجان می آیند و تصمیمات آن ها و رفتارهایشان بر اساس عواطف و احساسات آن هاست که غلبه بر عقل و اندیشه ؟؟؟؟؟

در طبیعت، مرد بنده شهوت خویشتن است و زن در بند محبت مرد. مرد می خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می خواهد دل مرد را تسخیر کند.

پروفسور ریک در این مورد می گوید:

«زن و مرد از نظر ترکیب به کلی با هم فرق می کنند، علاوه بر این احساس این دو موجود هیچ وقت مقل هم نخواهند بود و هیچ گاه یک جور در مقابل حوادث و اتفاق ها عمکس العمل نشان نمی دهند.»

او مقایسه ای میان روحیه زن و مرد کرده و تفاوت های روانی آن ها را یافته و می گوید:

«برای مرد خسته کننده است که دائم زنی که دوستش دارد به سر ببرد اما هیچ لذتی برای زنان بالاتر از این نیست که همیشه در کنار مرد مورد علاقه خویش به سر برند. (البته این موضوع با توجه به فرهنگ و اعتقادات در بین افراد متفاوت است.)

خوشبختی از نظر مردها به دست آوردن مقام شخصیتی قابل احترام در اجتماع است ولی برای یک زن خوشبختی یعنی به دست آوردن قلب یک مرد و نگاهداری او برای تمام عمر. یک مرد همیشه می خواهد که زن مورد علاقه اش را به دین و ملیت خو در آورد و برای یک زن همان قدر که تغییر دادن نام خانوادگی بعد از ازدواج آسان است. عوض کردن دین و ملیت به خاطر مردی که دوستش دارد آسان است.»

با توجه به همه سونگری، در قوانیم شرع مقدس اسلام و نکته روان شناسی فوق که پس از سالها تحقیق و پژوهش به دست آمده است می توان رمز جایز نبودن ازدواج زن با مرد غیر مسلمان و حتی غیرشیعه را درک کرد. بنابر دین مبین اسلام مردان می توانند با هال کتاب و غیرشیعه ازدواج کنند ولی زنان مجاز به چنین پیوندی نیستند.

به راستی زنان با روحیه دیگرخواهی و وفاداری که نسبت به همسر خویش دارند اگر با غیر مسلمان ازدواج کنند بنا به نظر پرفسور ریک به همان مقدار که تغییر نام خانوادگی برای آن ها آسان است دین و ملیت خود را هم تغییر می دهند. ولی مردان بنا بر نظر روان شناسان خواستار این هستند که زن مورد علاقه خود را به دین خویش درآورند و با تاثیری که روی زنان دارند می توانند چنین کاری را انجام دهند و اینگونه به شمار مسلمانان اضافه خواهد شد.

حضرت امیر (ع) در این زمینه سخن زیبایی می فرماید:

«زنان، آرمانشان مردان هستند.»

زنان و مردان از نظر نوع استفاده از مکانزیمهای دفاعی متفاوت هستند و از نظر شخصیتی زنان حسودتر و کنجکاوتر از مردان هستند و اعتماد به نفس کمتری دارند. در هر حال نمود عاطفی زنان بیش تر از مردان است. برخی می نویسند:

«نقطه افتراق و تمایز بین زنان و مردان در دوست داشتن، در نمایش محبت و دوستی است.»

البته احساس خشم هم در زنان بیش از مردان است و نمایش آن هم بیشتر است.

 

·        تفاوت در برخورد با تنش ها

یکی از مسایل مهم در رابطه با زندگی فردی و اجتماعی افراد، چگونگی برخورد آن ها هنگام مقابله با سختی ها و تنش هاست. در زندگی با توجه به گستردگی روابط انسانی و تفاوت های فردی ناگزیر شاهد بروز حالتهای غیرطبیعی و تنش زا هستیم که با تنش زدایی افراد اندیشمند و آگاه برطرف می گردد.

تفاوت زن و مرد در مواجهه با این حالات یکی از مباحث جالب روان شناسی و جامعه شناسی است که با در نظر گرفتن این تفاوت ها می توان به حل مشکلات ناشی از آن پرداخت.

روان شناسان می گویند:

«زمانی که مرد تحت فشار و تنش است تعداد مراکز توجه او افزایش می یابد و حتی نسبت به سایرین بی اعتنا می شود. این حالت مردان باعث می شود که ظاهرا آن ها را خودخواه و بی مبالات نشان دهند. اما زنان در مواقع تنش هوشیار می شوند و در مورد آن هایی که دوست دارند هوشیارتر به نظر می رسند. مردی که مشکل شغلی دارد روی کار خود متمرکز می شود گویا خانواده را فراموش می کند اما زن که در محل کارش مضطرب است در این حالت نیازها و خواسته های خانواده اش را بیش تر احساس می کند. شوهر متمرکز می شود در حالی که زن گسترده تر و بازتر به مسایل می نگرد.»

پیش از این در مورد شیوه کار مرد و زن و نگرش آن ها به جهان هستی و مسایل اطراف آن ها سخن گفتیم و دانستیم که مردان بر روی یک موضوع به ویژه اگر مربوط به شغل و امور مردانه باشد متمرکز می شوند ولی زنان هر چیزی را با محیط اطراف آن می سنجند و به تناسب اهمیت بیش تری می دهند. در رابطه با چگونگی برخورد با تنش های موجود در زندگی این ویژگی های مردانه و زنانه حرف اول را می زنند. ما با مشاهده برخوردهای زنان در هر سطح و از هر نژاد که باشند می بینیم که حتی در اوج مشکلات و مصایب و سختی ها هرگز از وظایف تربیتی خویش غافل نمی شوند.

آن ها در هر حالتی رفتار فرزندان را کنترل می کنند و به میهمان های تازه از راه رسیده و دوستان خود توجه دارند. حتی به نظم موجود در مکانی که نشسته اند توجه دارند. اگرچه آواری از مصیبت ها و مشکلات بر سر آن ها فرو ریخته باشد.

هرگز از پذیرایی شرکت کندگان غافل نمی شوند و از طریق گوناگون و با تذکرهای مگرر به خدمتگزاران در مجلس سعی در حفظ آبروی خویش دارند.

حتی آنگونه که «جان گری» می گوید در سختی ها و تنش ها دید آن ها گسترده تر می شود و بیش از پیش به تحلیل مسایل می پردازند از طرفی در چنین مجالسی اگر رفتار مردان را مورد توجه قرار دهیم می بینیم که در مصیبت وارده و یا شادی متمرکز شده و کمتر متوجه مسایل پیرامون خود هستند. در واقع مردان احساس غمگینی عمیقی دارند و تفاوت عمده آن ها با زنان در غم و شادی، کیفیت نمود آن است. به عبارتی زن غم و شادی خود را بیش تر می نمایانند ولی در مردان کمتر نمود دارد.

اگرچه زنان بیش از مردان افسرده می شوند ولی این افسردگی سطحی است در حالی که افسردگی مردان عمقی است و سریعتر رو به افسردگی می گذراند.

در هر حال نمایش عاطفه در زن قوی تر است ولی در مرد عمیق تر است از این رو زنان قهرهای طولانی دارند و همه مظاهر عاطفه را از شادی و نفرت و خشم و دوست داشتن و ترس و ... در کوتاهترین مدت بروز می دهند.

نیاز حقیقی زن در مواقع سختی ها و تنش هاف محبت و عشق است نه موعظه و امر و نهی. در حالی که مردان در چنین حالات بحرانی نیاز به فرصت برای بررسی و سنجش عمل خویش دارند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:50  توسط طاهره رحیم پور  | 

فهرست

 

·       تاریخچه حسابداری

·       حسابداری در ایران

·       تعریف حسابداری

·       آینده شغلی –بازار-کار-درآمد (زن و مرد)

·       تاریخچه حسابرسی در ایران

·       تعریف حسابرسی

·       شاغلان در حسابرسی (مرد و زن)

·       تاریخچه کار زنان

·       نقش زنان در جامعه

·       زنان در عرصه حسابداری

·       زن و کار(محدود بودن تنوع مشاغل زنان)

·       مشاغل در انحصار مردان

·       مشاغل کم ارزش

·       زنان به دلایلی چند اشتیاق بیشتری به کار کردن نشان میدهند

·       برای اینکه زنان نیز بتوانند همپای مردان در جهت رشد اقتصادی کشور تلاش کنند چند مورد لازم است

·       تفاوتهای فردی موجود بین زنان و مردان حسابدار و حسابرس

·       از لحاظ روحی

·       از لحاظ اخلاقی رفتاری

·       مذهب و حسابداری

·       تاثیر فرهنگ بر حسابداری

·       مرد منشی در برابر زن منشی در حسابداری و حسابرسی

·       بررسی تاثیر فرد گرایی بر ارزشهای حسابداری

·       بررسی تاثیر مرد منشی بر ارزشهای حسابداری

·       تقلب در حسابرسی صورت های مالی

·       تفاوت در تقلب بین مردان و زنان حسابدار

·       نمونه ای از زن موفق در عرصه امور مالی دادگستری



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:43  توسط طاهره رحیم پور  | 

بررسی جايگاه زنان در نهضت حسينی

 


اگر زنان‌ عاشورايی‌ در اين‌ قيام‌ نبودند، شايد از عاشورا و قيام‌ امام‌ حسين‌

(ع) كمتر ياد می‌شد و در اذهان‌ محو می‌ماند، زيرا كه‌ رسالت‌ عظيم‌ پيام‌

عاشورا را زنان‌ بزرگواری‌ چون‌ زينب‌(ع) و ام‌‌كلثوم‌(ع) و زنان‌ و دختران‌ امام‌

(ع) برعهده‌ داشتند و به‌ راستی‌ هم‌ كه‌اين‌ رسالت‌ را چه‌ خوب‌ به‌ انجام‌

رسانيدند.

مقاله‌ حاضر جايگاه‌ زنان‌ عاشورا را در دو فصل‌ بررسی‌ می‌كند:

در فصل‌ اول‌ قبل‌ از ورود به‌ بحث‌ اصلی‌ اشاره‌ای‌ به‌ زنان‌ صدر اسلام‌ كرده و

سپس‌ اوضاع‌ سياسی‌ و اجتماعی‌ زمان‌ معاويه‌ و يزيد را به‌ طور خلاصه‌

بررسی‌ كرده‌ و همچنين‌ در بخش‌ بعدی‌ علت‌ همراه‌ بردن‌ زنان‌ و كودكان‌ در

كاروان‌ هجرت‌ امام‌ از مدينه‌ به‌سوی‌ عراق‌ را بررسی‌ كوتاه‌ كرده‌ و در فصل‌

دوم‌ ـ كه‌ موضوع‌ اصلی‌ مقاله‌ است ـ به‌نقش‌ اين‌ زنان‌ و كودكان‌ در قيام‌ با

عنوان‌ « زنان‌ قبل‌ از عاشورا» و « زنان‌ در جريان‌عاشورا» و « زنان‌ پس‌ از

عاشورا» و در پايان‌ نقش‌ كلی‌ آنان‌ را در قيام‌ و تأثيرشان‌ در زنده‌ماندن‌ نام‌ و

ياد عاشورا می‌پردازيم‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:40  توسط طاهره رحیم پور  | 

تربيت دختران در سيره معصومين (ع)

مهم ترين هدف از تربيت دختران افزون بر خودسازي و پرورش باورهاي ديني، آشنا کردن آنان با فنون و شيوه هاي زندگي مانند شيوه شوهرداري، فرزند پروري، همسايه داري و معاشرت با مردم است. بدين معنا که دختران در کنار فراگيري انديشه هاي ديني و آموختن رفتارهاي اسلامي، نقش آفريني در عرصه هاي گوناگون زندگي را بياموزند.

اهميت تربيت دختران

امروزه بيش از هر زمان ديگر بايد به تربيت دختران همت گماشت؛ زيرا از يک سو نزديک به نيمي از نيروهاي فعال و کارآمد جامعه را قشر زنان و دختران تشکيل مي دهند و از سوي ديگر، گستره فعاليت آنان، همه امور فردي و اجتماعي را در بر مي گيرد. ضمن آنکه پرهيز از اختلاط زن و مرد در بيشتر مراکز و اداره هاي خصوصي و دولتي، امري سخت شده است، در چنين شرايطي بايد دانست که تنها در صورت تربيت درست و اسلامي دختران است که جامعه در امنيت به سر مي برد و نابهنجاري هاي اخلاقي و اجتماعي کاهش مي يابد. اگر جامعه زنان و دختران در رفتار و داد و ستد و رفت و آمدهايشان، دستورهاي شرعي را رعايت کنند و با حفظ حجاب و پوشش اسلامي در اجتماع حضور يابند، انحراف هاي اخلاقي به ميزان قابل توجهي کاهش مي يابد؛ زيرا بيشتر نابساماني هاي فرهنگي و اجتماعي بر اثر اختلاط زن و مرد و جوانان دختر و پسر و در پي رعايت نکردن حدود اسلامي پديد مي آيد که با تربيت ديني نسل جوان به ويژه دختران مي توان از اين مسئله پيش گيري کرد.

حضور چشم گير دختران و زنان در جامعه و گسترده بودن فعاليت آنها، به فرهنگ سازي درست اين گونه ارتباط ها نيازمند است که با پرورش درست به دست مي آيد.

تربيت دختران در محيط خانواده

مهم ترين هدف از تربيت دختران افزون بر خودسازي و پرورش باورهاي ديني، آشنا کردن آنان با فنون و شيوه هاي زندگي مانند شيوه شوهرداري، فرزند پروري، همسايه داري و معاشرت با مردم است. بدين معنا که دختران در کنار فراگيري انديشه هاي ديني و آموختن رفتارهاي اسلامي، نقش آفريني در عرصه هاي گوناگون زندگي را بياموزند. وظيفه مادر است که از کوچکي به آموختن نقش ها به فرزندان و دختران شان بپردازد؛ زيرا محيط خانه مناسب ترين فضا براي نقش آموزي دختران است و مادر، شايسته ترين معلم و راهنما براي دختر به شمار مي رود.

ارتباط عميق مادر و فرزند و اعتماد همه جانبه دختر به مادر، مهم ترين عامل در اجراي فرآيند تربيت و اثر گذاري آن است. دختر با ديده اطمينان و اعتماد به مادر مي نگرند، به گفته او گوش مي دهد و هر چه بخواهد بدان عمل مي کند. بدين سان مادر، تنها کسي است که از نزديک با دخترش ارتباط دارد و از نيازهاي مادي و معنوي او آگاه است. او بيشترين زمان را در کنار دختر سپري مي کند و از خواسته هاي قلبي وي آگاهي کامل دارد. از اين رو، قادر است مسائل مهم و ضروري را روشن و آشکارا با دخترش در ميان بگذارد و انجام دادن آن را از وي بخواهد. البته مادر در صورتي مي تواند به نقش آفريني دختر کمک کند که خود، با نقش هاي مورد نظر آشنايي کامل داشته باشد.

هدف از تربيت دختران، افزون بر بيمه کردن آنان در برابر انحراف هاي ديني و اخلاقي، آموزش نقش هاي مورد نياز وي در زندگي خانوادگي و اجتماعي است، که مناسب ترين معلم در اين زمينه، مادر و بهترين مدرسه براي انجام اين کار، محيط خانه است .

تربيت اقتصادي دختران

يکي از جنبه هاي تربيت زنان و دختران، تربيت اقتصادي آنان است. اگر زنان و دختران از دانش اقتصاد خانواده بهره مند باشند، بهتر مي توانند به ايفاي نقش خانه داري بپردازند. تربيت اقتصادي به معناي کارآموزي فنون خانه داري و فراگيري شيوه هاي درست مصرف مالي است. آشنا ساختن دختران با آشپزي و تهيه غذاي مناسب بدون اسراف و تباه کردن مواد اوليه، از وظايف مادران است.

قرآن کريم دستورهاي متعددي در زمينه اقتصاد و امور معيشتي مردم دارد و همه آنها را به رعايت ميانه روي در دخل و خرج سفارش مي کند. مسرفين و کساني که در استفاده از منابع و امکانات مادي زياده روي مي کنند، در قرآن از اهل دوزخ شمرده شده اند، آنجا که خداوند مي فرمايد : «و ان المسرفين هم أصحاب النار؛ و مسرفان اهل آتشند.» (غافر43 )

ايجاد روحيه ميانه روي در دختران، از عوامل مهم در اداره اقتصاد خانواده است، به گونه اي که اين ويژگي در موفقيت و پيدايش رضايت اعضاي خانواده و سازگاري با آنان، به ويژه تأمين رضايت شوهر نقش حياتي دارد. اگر دختر در خانه پدر با روحيه ميانه روي و آينده نگري بزرگ شود، مي تواند آن روش را در خانه شوهر نيز ادامه دهد و زندگي آبرومندي را براي خود و اعضاي خانواده اش فراهم کند. در مقابل، اگر پدر و مادر به تربيت دختر توجه نکنند و او تجمل گرا و خودسر بار آيد، چنين دختري در اداره امور خانه موفق نخواهد بود، چنان که دختران خانواده هاي سرمايه دار که بيشتر در ناز و نعمت بزرگ مي شوند، توانايي چنداني در اداره خانه ندارند. در واقع، بسياري از آنها با توجه به نوع زندگي در خانه پدر، توقع زياد و خواسته هاي نامعقول دارند که شوهران سطح متوسط جامعه، از پاسخ گويي دچار سستي و فروپاشي مي شود.

سيره فاطمه زهرا عليها السلام، الگوي مناسب ميانه روي و قناعت و بي نيازي از مردم است که زنان مسلمان بايد از آن پيروي کنند. جريان انفاق لباس عروسي و بسنده کردن به پيراهن کهنه، از رويدادهاي بسيار زيبا و جالبي است که تنها در شب عروسي دخت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فاطمه زهرا عليها السلام واقع شده و در طول تاريخ نظير آن مشاهده نشده است. (اخلاق حضرت فاطمه زهرا ص 86) يکي از آرزوهاي معمول جوانان اين است که مراسم ازدواجشان به عنوان مراسمي که يک بار در زندگي شان اتفاق مي افتد، بايد هر چه با شکوه برگزار شود. اين مسئله، طبيعي است و هر جواني خواهان آن است، ولي حضرت زهرا عليها السلام که تربيت يافته مکتب مکتب وحي بود، فراتر از خواسته ها و گرايش هاي انساني مي انديشيد و با عمل به سيره رسول خدا صلي الله عليه و آله در قناعت ورزي، در همان شب به ياد ماندني زيباترين لباسش را به سائل داد و رضاي خدا و پيامبرش را بر خواسته هاي طبيعي خود مقدم داشت.

تربيت اقتصادي، در اداره کردن زندگي نقش اساسي دارد و در ايفاي نقش خانه داري و امور معيشتي اثر گذار است. از اين رو، لازم است از دوره کودکي به تربيت اقتصادي دختران اهتمام ورزيد و آنها را با روحيه قناعت و صرفه جويي پرورش داد. زندگي با عزت و شرافت فاطمه زهرا عليهاالسلام که با ايثار و از خود گذشتگي عجين بود،برترين راهنماي زنان و دختران مسلمان است .

دختران و مسائل بلوغ

بر اساس تفاوت هاي جسمي و روحي زن و مرد، شرايط بلوغ و زمان انجام دادن وظايف ديني و مذهبي آنان نيز متفاوت است. دختر زودتر از پسر به تکليف مي رسد و پدر و مادر بايد به اين مسئله توجه داشته باشند. چه بسا ممکن است برخي از خانواده ها از اهميت اين امر بي خبر باشند و سن تکليف فرزندان خود را از ياد ببرند و زماني با خبر شوند که بسياري از تکليف هاي الهي از آنان فوت شده و فرزندان به موقع آنها را انجام نداده اند. دختر بر اساس ويژگي هاي بيولوژيکي و رواني خود، زودتر آماده پذيرش وظايف و آموزه هاي ديني مي شود. اسلام با توجه به اين ويژگي مي خواهد، دختران پيش از پسران در زير خيمه انسان ساز دين و مذهب وارد شوند و معارف اسلامي را بياموزند؛ زيرا انجام دادن عبادت و پاي بندي به وظايف ديني و اسلامي، در اصلاح و تربيت انسان نقش اساسي دارد. خداوند خطاب به مريم - مادر حضرت عيسي عليه السلام - مي فرمايد: «اي مريم ! در برابر پروردگارت خضوع کن و پيشاني بر زمين بگذار و با رکوع کنندگان رکوع کن».(آل عمران : 43)

از بعضي تفسيرها بر مي آيد که اين خطاب در نه سالگي مريم بوده و او پس از آن، همواره در حال عبادت بود تا آنجا که بر اثر عبادت، در رسيدن به کمالات معنوي از بزرگان و دانشمندان عصر خود پيشي گرفت. (تفسير نمونه ج 2 ص 399) شايد به اين دليل بود که حضرت مريم با جان و دل پذيراي دستورهاي خدا شد و عاشقانه به عبادت او پرداخت. به هر حال، پاي بندي به انجام دادن وظايف ديني و مذهبي، اين امکان را به دختران مي دهد که زودتر آمادگي لازم را براي ايفا نقش هايي چون مادري و خانه داري پيدا کنند.

از آن جا دختر زودتر از پسر به تکليف مي رسد، آموزش هاي ويژه اي را مي طلبد. بدين معنا که احکام عملي ويژه زنان و دختران، بايد پيش از بلوغ ، به آنان آموزش داده شود تا هنگام روبه رو شدن با آنچه به زوي برايشان پيش مي آيد، دچار مشکل روحي نشوند. چه بسا دختراني که بر اثر بي خبري از آنچه هنگام بلوغ براي دختران اتفاق مي افتد، دچار نگراني و پريشاني رواني و گاه گرفتار پي آمدهاي ناگواري چون بيماري مي شوند. اين مسئله را با تربيت و آموزش به موقع وظايف ديني و آگاه سازي او مي توان کنترل کرد.

آگاهي دادن به دختر درباره آنچه بر اثر دگرگوني هاي جسمي هنگام بلوغ براي او رخ مي دهد، او را از سرگرداني و افسردگي حفظ مي کند.

نقش فرهنگی، تربیتی زنان؛ شاه کلید ایجاد جامعه مهدوی

در دنیای پرهیاهوی امروز که غوغاسالاران پشت پرده مدیریت رسانه ها، رشته حکومت دنیا را به دست گرفته اند و هر گاه که اراده کرده اند شگفتی نوینی را خلق کرده و با بوق و کرنا در ضمیر مخاطبان میلیاردی خود جای داده اند، نقشه های پیچیده و شگفت آوری وجود دارد.

در این رسانه ها که دیگر فقط به تلویزیون های ماهواره ای یا رادیوها و شبکه های عظیم و پیچیده اینترنتی محدود نیست، بلکه رسانه های دنیای مدرن شامل تمامی ابزارهایی که توان انتقال پیام همچون سینما، کتاب، رسانه های دیجیتال، عکس، آثار هنری مختلف و خیلی چیزهای دیگر را شامل می شوند نکته جالب و تعیین کننده ای نقش دارد که در عین حال مورد غفلت بسیاری از اندیشمندان شرقی هم قرار گرفته و ظاهرا تلاش چندانی برای بازیابی این نقش یعنی نقش زن صورت نمی گیرد. 
آری، زن در بسیاری از ممالک غربی به عنوان کالایی است که می تواند در جذب بیننده و افزایش بازاریابی موثرتر از هر چیز دیگری عمل کند، شاید استفاده از این کلمات برای موجود ارزشمندی چون زن در خور و شایسته نباشد ولی چه کنیم که در بسیاری از مناطق جهان امروزی هنوز معنای واقعی زن درک نشده و به زن با نگاهی به غیر از معنای اصلی آن نگریسته می شود و کارهایی همچون موارد ذکر شده بر روی آنها اعمال می شود و حتی بیشتر و بدتر از آن. 

در حالی که اگر دقیقتر و عمیق تر بیندیشم زن در عین ظرافت و زیبایی که خداوند به طور فطری در وجود آن خلق کرده، می تواند همچون مردان در امور مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و آموزشی نقش موثری ایفا کند، خصوصا آموزشی که به طور غریزی یکی از مسئولیت ها و وظایف زن به شمار می رود. 
زن در نقش یک مادر اصلی ترین عنصر تربیتی فرزند به شمار می رود و در زندگی یک فرد نحوه تعلیم و پرورش مادر از اهمیت ویژه ای برخوردار است، این نیز چنانچه یاد شد از حکمت و عظمت الهی سرچشمه می گیرد. 
نقش زن در تعلیم و تربیت خانواده

زن آئینه تمام نمای شخصیت انسان است . او مظهر پرورش است و صفت الهی پروردن از جانب خدای خویش را به ودیعه دارد. این وجود سراسر نیاز، خود نیازمندان را غنا می بخشد، آنان را به كمال معنوی سوق می دهد تا با احاطه بر كلیات هستی و شناخت برهانی به مبدا و غایت وجود دست یابند. آنان را به جایگاهی می رساند كه جز قداست و پاكی چیزی نیست، به راستی این وجود لطیف با همه ظرایف روحی كه دیگران ضعیف می خوانندش، چگونه می تواند جلوه و جمالی از حق و عامل تجلی صفات الهی در سایرین باشد؟ رمز آن قدرت عظیم  كه در این وجود نهفته است در چیست؟ اندیشه های والا و نگرش عمیق و دقیق، راز این حكمت را در قدرت پرورش و تعلیم می دانند كه از دامن زن و بلكه از بطن او آغاز می گردد.

 

در مكتب قرآن ، انسانیت را ابتدا  تزكیه لازم است، سپس افشاندن بذر آموزش. در مقام تعیین این دو عامل ارزشمند قرآن ابتداتربیت را توصیه می نماید، تا تزكیه بر آن مقدور گردد.  تربیت نفس كه باید از خواستگاه ایجاد و جایگاه تولد مهیای پاكی و عفاف گردد رسالتش به عهده اولینمربی حیات یعنیeاست. وجود ناتوانی به امانت به وی سپرده می شود تا به حول و قوه الهی وی را صاحب توان وقدرت نماید. (الله الذی خلقكم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه) این توانمندی می تواند در مسیر هدایت یا ضلالت باشد و زن بیشترین نقش را در استقرار هر یك از دو مسیر فوق در تكامل شخصیت انسان دارد. همراهی تعلیم و تربیت با تزكیه نفس، سازنده انسانی است والا یعنی همان انسان صاحبعلم و تقوا.

دامن مادر اولین كلاس درس و بهترین محل تربیت كودك است، خانواده نخستین جایگاه آموزش و پرورش او است. ظهور و بروز استعدادهای زیستی، فكری  و عاطفی وی تحت شعاع این كانون قرار دارد و از گرمی وجود مادر نشأت گرفته و كمال می یابد، به نحوی كه آثار آن تا پایان حیات در جهان ماده و تداومش در نشئه روح باقی خواهد ماند.

زن پایه گذار وجود و حیات آدمی است، در پی ریزی اساس و ساختار شخصیت انسان، زن معماری نقش آفرین و هنرمندی چیره دست است. او با رفتار خود آینده طفل را رقم می زند و اینگونه است كه به معراج رفتن مرد از دامن زن میسر می گردد. ادیان اهلی حكما و دانشمندان در این امر اتفاق نظر دارند كهبشردرسایه تربیت صحیحبهسعادترسیده و یا در مسیر طوفان های صلالت و گمراهی در چنگال شقاوت گرفتار می آید و نیز متفق القولند كه آن بخش از تعلیم و تربیت كه به دوران كودكی و طفولیت فرد مربوط می شود از اهمیت بیشتری برخوردار است،به گونه ای كه دوران كودكی را پدر حیات آدمی دانسته اند.

در آموزشگاه بزرگ حیات نقش اول در تعیین ساختار شخصیت كودك برعهده مادر است. او محور عاطفی خانواده را در ید قدرت خویش دارد و محبتش سبب رشد عاطفی می گردد. حاصل این ویژگی و نقش پذیری كودك از افعال و اقوال مادر است، كه آینده او رامعنی می بخشد و از طریق تجلی صفات ثانویه می تواند، انسان هایی وارسته و زنان و مردانی بزرگ و با فضیلت به حیات اجتماعی و تاریخ بشری تقدیم و نقش مستقیم خود را در صحنه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایفا نماید؛ یا اینكه بر اساس مضامینی از نظر اسلام مطرود و بر اساس تقلید و تزریق فرهنگ بیگانگان و سرسپردگان كودك را از بدو تولد از دامن پر مهر و محبت خویش جدا نموده و با اشتغالاتی بی اساس و مبتذل و بدور از منزلت علمی و فرهنگی و شخصیتی زن، دختران و پسرانی بیمار گونه و انسانهایی با عقده های روانی و مشكلات اخلاقی، وابسته به فرهنگ غرب و شرق، بی ثبات، بی اراده و ... تحویل جامعه دهد.

مبتذل نمودن شغل مادر توسط اجانب در آن رژیم به منظور عدم تربیت صحیح فرزند، درست نشدن انسان مومن طالب شهادت، جدا كردن كودكان از دامن مادر و سپردن آنان به موسسات فاقد صلاحیت و افراد غیر رحیم و پیدایش عقده و فاسد بار آوردن آنان، به دور از تربیت انسانی است. رابطه دور شدن فرزند از مهر و محبت مادری با انحطاط و فساد جامعه توام است كه در جامعه اگر حرمت عاطفه شكسته شود، نظام اجتماعی آن جامعه تدریجاً متلاشی خواهد شد.

سخن گفتن از مسئولیت های خطیر زن در امر انسان سازی و سازندگی و یا تخریب جامعه و بلكه دنیا، مطلبی ساده نیست. ادراكی ژرف و اندیشه های توانا و بصیرت همه جانبه، قدرت دریافت و تحلیل آن را دارد تا آن مقاصد الهی و اهداف متعالی تحقق یابد.

.. و تو ای زن با همه اوصاف كریمانه و نفوذ ماهرانه خود و توانمندی عادلانه كه در استعدادهای بالقوه خویش داری، چگونه آن را تجلی می بخشی؟

آیا در انتظاری كه بدور از تلاش و پویش، به طور معجزه آسا، فطرت  پاكت در دامن عفیفت ظهور یابد و یا آنكه بدنبال كسب بینش و معرفت الهی هستی؟

آیا می دانی كه هنز مدیریت و تدبیر صحیح در گردش فضای معنوی خانواده به دست توست؟ تو هستی كه نقش پایداری و بقای خانه و خانواده را رقم زده و به دنبال آن محیط دنیا را از آلودگی ها و خبث و تشبثات شیطانی پاك و مصفا می نمایی . به خود آئیم و حیات انسان ها را مظهر تجلی نعم الهی و عفت و پاكدامنی، ایثار و فداكاری ، عطوفت، مهرورزی، و خلوص و شهامت و شجاعت گردانیم، تا بدین وسیله افتخار تربیتِ بزرگ مردان و بزرگ زنان تاریخ را داشته باشیم

چگونگی حضور زنان در نظام آموزشی کشور 
حال با این مقدمه نگاهی می اندازیم به کیفیت و چگونگی حضور زنان در نظام آموزشی کشور. همزمان با گذشت سي‌امين بهار انقلاب اسلامي آمار ارائه شده از سوي مراجع رسمي آموزش عالي كشور گوياي گوشه‌اي از تحول چشمگير در نگرش به زنان است:
افزايش جمعيت دانشجويي زنان از 54 هزار و 250 نفر در سال 1357 به يك ميليون و 490 هزار نفر در سال 1385 و به‌عبارتي ديگر 27 برابر شدن جمعيت دانشجويي زنان؛ افزايش تعداد زنان هيأت علمي در كل نظام آموزش عالي كشور از يك هزار و 890 نفر در سال 1357 به 100 هزار و 98 نفر در سال 1385.
به نظر مي رسد رشد تصاعدي حضور زنان در بدنه آموزشي كشور كه با آمار كمي ارائه شده از سوي سازمانهاي رسمي به اثبات رسيده است، در اين مجال نيازي به مرور مجدد ندارد، اما پرسش اصلي آن است كه نظام آموزشي موجود تا چه حد در رشد و تعالي زنان در حوزه‌هاي فردي، خانوادگي و اجتماعي مؤثر بوده است؟

آيا ميان نظام آموزش رسمي و نظام ارزشي انقلاب رابطه‌اي معنادار وجود دارد؟ سهم آموزش کلاسیک کشور در ارتقای مادی و معنوی فراگیران به چه میزان است؟
رصد نمودن ادبيات بين‌الملل در حوزه آموزش عالي روشن مي‌نمايد كه با تقويت ايده جهاني‌سازي تلاش مي شود تا مرزهاي اعتقادي و ارزشي به نفع هم‌جواري جهاني از ميان برداشته شود.
امروزه با دور كردن دانش از ارزش و نقد غيرمنصفانه دين به نفع عقل، مذهب چنان در دايره علم ‌زدگي به حاشيه رانده مي‌شود كه هيچ ملتي نتواند در ساحت علوم از مذهبي حمايت كند كه مدعي ارزش‌هاي متعالي و واقعيت‌هاي و حياني است.
محدود نمودن دانش به تجربه حسي و محكوميت ارزش‌ها به بهانه اسطوره بودن، علم امروز را با بحران معنویت مواجه نموده است.
از سويي ديگر زماني كه آرمانهاي ارزشي و اعتقادات ديني بخواهند دستآوردهای علمی امروز به خصوص در حوزه علوم انسانی را مورد نقد و چالش قرار دهند و در مقابل آرمانهای بشر ساخته، الگویی متعالی را مطرح نمایند، شبهه ناكارآمدي دين، انتزاعی و ایده آلیستی بودن آن و عدم سنخيت علم و دين و در نهايت ضرورت رانده شدن دين به عرصه فردي رواج مي‌يابد.
این در حالی است که در جامعه کنونی ایران عده بسیاری سعی دارند بر خلاف حرکت جهانی سازی غربی در جهانی سازی مهدوی از تمامی پتانسیل های اجتماعی و منابع انسانی بهره جویند که در اندیشه اینان زنان نقشی بسیار اساسی داشته و در حقیقت بستر تربیت منابع انسانی به حساب می آیند. 
در این راستا باید اذعان داشت که مشاركت زنان در آموزش عالي يك واقعيت چند وجهي و داراي پيامدهاي گوناگون است. اين افزايش مشاركت که بر ابعاد كمي استوار است، بايد با عنایت به كيفيت و محتوا، هدايت و برنامه‌ريزي گردد.
دير زماني است كه در دنیا ايده‌هاي رايج در نظريه‌پردازي آموزشي با چشم‌پوشي از امر جنسيت، زنانگي و مردانگي را همانند ويژگي‌هاي قومي و نژادي بي‌اهميت تلقي مي‌نمايند.
اگرچه اين نگرش در پي سالها ظلم و بي‌عدالتي رفته بر زنان در محافل علمي و آموزشي شكل گرفته ، ليكن نتيجه اين ساده‌انديشي، افراطي در پي تفريط ديگری است.
در تدوين موفق يك الگوي كيفي جامع، در كنار حضور زناني متعهد و متخصص در ساختار آموزش عالي كشور، توجه به نیازهای عینی جامعه، پيش شرط كارآمدي است.
در این بین آنچه ضروري است حركت به سمتي است كه بتوان ارزشها و اصول ثابت دين را با اعتماد به نفس در كالبد تحول‌پذير نسل آينده اعم از پسر و دختر جاري و استوار به حركت درآورد.(1)
لازمه حرکت در این راستا در گام نخست شناسایی دکترین مهدویت و ترسیم مسیر توسعه و در نهایت به روزسازی تمامی امکانات برای جهانی سازی مهدوی است که این امر بدن توجه به نقش تربیتی و ظرفیت های بالای اجتماعی امکان پذیر نیست.
توسعه در جامعه مهدوی به تغيير نگرش هاي جنسيتي بستگی دارد 
به خوبی می دانیم در جمع 313 یار امام مهدی (عج) قریب به 50 نفر از بانوان حضور دارند که دقت در این امر و مقایسه آن با رویدادهای اسلامی در طول تاریخ نشان می دهد که به نسبت آنها بانوان در میان مبارزان و یاران حضرت مهدی (عج) نقش بارزتر و شاخص تری دارند به طوری که یک ششم از کل یاران را شامل می شوند که این امر حکایت از اهمیت نقش بانوان دارد.
حال براي رفع محروميت‌هاي زنان در جامعه ناچار و برای نیل به آرمان های جامعه مهدوی به فرهنگ‌سازي و ايجاد جامعه مدني نیازمند هستيم كه اين امر نيز جز در سايه تلاش‌هاي مداوم امكان پذير نيست.
با توجه به حضور پرتلاش زنان ايراني در انقلاب سال 57 می توان گفت اين فعاليت‌ها بر مبناي باورها و آرمانهاي آنان در دفاع از حقوق انساني صورت گرفت.
حال با درک این واقعیت اگرچه تغيير نگرش‌هاي جامعه در گرو سيستم آموزشي است ولي اين امر بدون كمك رسانه‌هايي نظير سينما، كتاب و… ميسر نمي‌شود.
در بررسی سیر تاریخی توجه به زنان در رویدادهای اجتماعی ، اولين حركت اجتماعي ، سياسي اي كه به طور يكسان در سيره نبوي و به دعوت قرآن به چشم مي خورد شركت همسر پيامبر در حركت هاي نماديني بود كه با اقتدار تمام پيدايش و ظهور دين جديدي را نويد مي داد.
حضور آن بانو در كنار رسول خدا (ص) و برپايي نماز جماعت در كنار كعبه بهترين شاهد بر ضرورت حضور زنان مؤمنه در چنان مواقعي است.
شجاعت خديجه(س) در كنار موقعيتي كه رسول خدا(ص) براي اين حضور و بروز مي گشود حكايت از تحولي عميق در زندگي زنان آن عصر بود.
زناني كه تا آن روز، وصف يا حضورشان مايه گرمي محافل فسق و فجور بود، اينك نشان و نماد جدي ترين حضورند.
با تامل در این واقعه بعید نیست که حرکت های قیام گونه مهدوی در دوران حکومت آن حضرت و یا در دوران انتظار نسخه ای بروز شده و الهام گرفته از چنین وقایعی باشد که این امر هم آموزش است و هم آثار تربیتی دارد.
رعایت عدالت جنسیتی در تصدى مناصب‏ در نظام مهدوی
مرد و زن در عين اشتراك در انسانيت، از نظر جسمى و روانى تفاوت‏هايى نيز دارند؛ چنان كه گويى نظام خلقت هر يك را براى انجام وظايفى متفاوت با ديگرى، آفريده است‏.
قانون آفرينش، گرمى كانون خانواده و پرورش نسل‏ها را بر عهده زن گذاشته به همين دليل، سهم بيشترى از عواطف و احساسات به او داده است.
در حالى كه وظايف خشن و سنگين اجتماعى، بر عهده مرد است و سهم بيشترى از قدرت و دورانديشى به او اختصاص يافته است.
بنابراين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم، بايد پاره‏اى از وظايف اجتماعى كه نياز بيشترى به انديشه و مقاومت و تحمل شدايد دارد، بر عهده مردان و وظايفى كه ظرافت، عواطف و احساسات لطيف‏ترى را مى‏طلبد، بر عهده زنان گذاشته شود.

قرآن كريم با توجه به اينكه لازمه عدالت، عدم تشابه بين زنان و مردان در برخى از روبناهاى حقوقى است، مى‏فرمايد: «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَهٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» براى زنان همانند وظايفى كه بر دوش آنان است، حقوق شايسته‏اى قرار داده شده و مردان بر آنان برترى دارند و خداوند توانا و حكيم است.
سندی تاریخی
در تفسير مجمع البيان آمده است‏ روزى ام‌سلمه يكى از همسران پيامبر(ص) به آن حضرت عرض كرد: چرا مردان به جهاد مى‏روند و زنان جهاد نمى‏كنند؟چرا براى ما نصف ميراث آنها مقرر شده است؟ اى كاش ما هم مرد بوديم و همانند آنها به جهاد مى‏رفتيم و موقعيت اجتماعى آنها را داشتيم!
همانند اين پرسش‏ها را ديگر زنان نيز نزد پيامبر(ص) مطرح كرده بودند كه اين آيه نازل شد:
«برترى‏هايى كه خداوند نسبت به برخى شما بر بعضى ديگر قرار داده را آرزو نكنيد. اين تفاوت‏هاى طبيعى و حقوقى براى حفظ نظام زندگى و اجتماع شما و طبق اصل عدالت است. با اين حال، مردان و زنان، هر كدام بهره‏اى از كوشش‏ها و تلاش‏ها و موقعيت خود دارند و نبايد حقوق هيچ يك پايمال گردد و از فضل و رحمت و بركت‏ خدا درخواست كنيد و خداوند به هر چيز داناست.»(2)
نظام مهدوی نقطه تعالی بهره مندی از تجربیات بشری در مورد زنان
تجربه انسان در تاریخ همواره با آزمایش و خطا در پی شکلی از حکومت بر بشریت بوده و رهبری نظام حکومتی توسط فرد یا گروهی با ویژگی های تربیتی و خواست های سطحی و دنیایی و نهایتاً افق فکری محدود و امیال شخصي تعیین کننده نظام های برنامه ریزی حکومتی بوده است.

اکنون در قرن بیست و یکم، بشریت خسته از آزمون و خطاهای گذشته تاریخ، در پي كمال به دنبال منجی و مشتاق تر از پیش تشنه آزادی و عدالت واقعی است.
برای پاسخگویی به این نیاز جهانی گسترش و تعمیق مهدی باوری در سطح جهان نیازمند فرهنگ سازی در حوزه کلان و بهره گیری از استعدادها و توان فکری و علمی همه افراد و گروهها به ويژه نخبگان و اندیشمندان و اجرای برنامه های منظم و فراگیر جهانی است.
علاوه بر دين مبين اسلام بسياري از اديان الهي بشارت منجي آخرالزمان را نويد داده اند و ما مسلمانان بر اساس آیه شریفه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی...» تمام دین و کمال نعمت را در گرو اعتقاد به امامت و رهبری مي دانيم و بر اين باوريم كه تمام امامت، قائم به باور مهدوی و تنها راهکار عملی است که سعادت و سلامت آینده جامعه بشری را تضمین می نماید.
یکی از عرصه های مهم در انتقال باور دینی و باور مهدوی بهره مندي از توان زنان به عنوان یکی از مهمترین بخشهای جامعه انسانی و مهمترین منبع سازنده اجتماعی یعنی خانواده و اولین معلمان تربیت در جامعه هم از حیث ارتقای فکری خود آنان و هم از حیث مدیریت افکار مي باشد و پرداختن به آنان حاوی اثراتی مضاعف است.

نقش تربیتی زنان در جامعه و اهتمام جهت ارائه آموزش دینی به ایفاکنندگان این نقش شاه کلید ایجاد جامعه ای ره یافته است.

چنانچه بخواهیم زمینه ظهور را فراهم و نسل منتظر تربیت نمائیم باید در نخستین گامها به تربیت دختران و زنان جامعه بپردازیم.
بر این اساس به نظر می رسد یکی از موثرترین فعالیتهای و اولویت مدیران فرهنگی در جامعه تقویت دین باوری در زنان و انتقال آگاهی به آنان در رابطه با نقش محوریشان در تربیت است.3
نتیجه گیری
انقلاب اسلامی ایران از سال 57 و در طول سه دهه گذشته به عنوان مدعی ترین و شاید تنهاترین حکومت در طول تاریخ و حال حاضر برای زمینه سازی ظهور در کنار فراز و نشیب های مختلف که در تمامی نظام های تازه استقرار یافته طبیعی است سعی کرده توجه ویپه را به زنان به عنوان نیمی از جامعه معطوف دارد.

در بررسی رویدادهای اجتماعی که جنبه اعتقادی و فرهنگی آنها از وجوه اصلی ارزیابی است دو سه دهه نمی تواند زمان زیادی باشد بلکه به تعبیری یا زمان میانه است و شاید هم کمتر از آن .

با این توصیف انتظار بیجایی نیست که اگر توقع داشته باشیم مسئولان نظام اسلامی در دهه چهارم انقلاب توجه ویژه و کاربردی به تئوری های پیشین مطرح شده در مورد زنان کرده و در کنار آن با الگو قرار دادن آرمان های جامعه مهدوی و ویژگی های زن در جامعی مدعی زمینه سازی ظهور به بازآفرینی و خلق نقش های جدید و بروز شده بانوان در ابعاد مختلف باشند که در این میان توجه به رویدادهای صدر اسلام از طریق منابع قرآنی و احادیث و روزآمدی و معاصر سازی آنان با نگاه به افق مهدوی هم ناگزیر و بلکه ضرورتی موکد است.

  


منابع و مأخذ:
(1) برگرفته از سخنرانی دکتر طبیب زاده نوری در نخستین گردهایی بانوان عضو هیأت علمی دانشگاه تهران 5/12/87
(2) ماهنامه معارف ، شماره 44
(3) مركز امورزنان و خانواده رياست جمهوري
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:33  توسط طاهره رحیم پور  | 

جايگاه زن در اسلام

درك اين نكته مهم است كه بر خلاف جهان غرب به ويژه آمريكا كه مي‌كوشد مرد و زن را به نحوي كمي و ظاهري، برابر قرار دهند، چنان كه گويي هيچ تفاوت و تمايزي ميان آنها نيست، اسلام، مردان و زنان را موجودات كامل كنندة يكديگر مي‌داند. تفاوت اين دو جنس در نقش و وظيفه ظاهري اجتماعي آن دو است و اسلام در اين زمينه، به نوعي استكمال زن و مرد نسبت به يكديگر قائل است تا برابري كمي ايشان، انتقادي كه غالباً به نقش زن در اسلام دارند بيش از هر چيز اطلاق متكلفانة رسم و روش‌هاي غربي بر جهان اسلام مبتني است. در اسلام به شدت بر ازدواج تأكيد شده و در جامعه اسلامي، فشار معنوي و اجتماعي نيرومندي، مردان و زنان را به ازدواج وامي‌دارد. تجرد و بي‌همسري در جامعه اسلامي، فوق‌العاده نادر بوده و افراد اعم از زن و مرد از طريق ازدواج، آن چنان در ساختار گستردة خانواده ادغام شده‌اند كه مانع از ذره‌اي شدن جامعه و استقلال يافتن مطلق فرد در آن بوده است. از حيث مشاركت سياسي زنان نيز اسلام، پيشرو بوده است. فراخوان مرد مسلمان به انجام وظيفه در مقابل زن و حفظ حرمت و حقوق او، مشاركت سياسي، نظامي و اجتماعي زنان از صدر اسلام به بعد (غزوات، مهاجرت‌ها، نماز جمعه و جماعات، حضور در مسجد و مشاركت فرهنگي ـ آموزشي) و طرح مستقل مسأله «بيعت زنان» با پيامبر و... همگي دال بر اين امر هستند كه اسلام، بسيار فراگيرتر و در فاصلة زماني بسيار پيش‌تر و دورتر از ليبراليسم و سوسياليسم، زن و حقوق سياسي و اجتماعي او را مدنظر داشته و اين مسأله را به نحوي مترقي و ارزشمند، جامة عمل پوشانده است. فهرست كتب متعددي كه سلسله نامهاي زنان دانشمند، پژوهشگر، شاعر و مبارزان صحنه‌هاي سياسي و... را ثبت كرده‌اند. جايي براي دغدغه ضعف زن، باقي نمي‌گذارد. . طنين انساني همين فرهنگ است كه حتي امروزه در دورترين نقاط غرب، باعث اقبال وسيع زنان به سوي اسلام شده است. روزنامه هرالدتريبون در 9 نوامبر 1993 در مقاله‌اي با عنوان «زنان مسلمان رو در روي آمريكا قرار مي‌گيرند» مي‌نويسد:

«زنان مسلمان كه از منطقة فلوريدا تا قلب لوس آنجلس و ويرجينيا درصدد حمايت از يكدگير بوده و از تبعيضات، خشمگين هستند درصدد سازماندهي گروه‌هاي كوچك برآمده‌اند».

خبرگزاري ايتاليا در 11 نوامبر 1993 در گزارشي از لندن، توضيح مي‌دهد كه زنان انگليسي، چه راه حلي براي مشكل زنان غرب به آنان نشان مي‌دهند:

«اين زنان هميشه در دور ماندن از دام‌هاي زندگي و پيش گرفتن راه‌هاي جديد، از ساير زنان غرب جلوتر بوده‌اند. راه حل زنان انگليسي، روي آوردن به اسلام است. تنها در 2 سال اخير بيش از 20 هزار نفر از باسوادترين زنان انگليسي به اسلام روي آوردند. »


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:30  توسط طاهره رحیم پور  | 

مقدمه

حیات هر کسی و هر چیزی مستلزم داشتن هدف و جهت است، بدون داشتن هدف زندگی معنا نخواهد داشت، یکی از مراحل هدفمند زندگی ازدواج است و خانواده یکی از ارکان اجتماعی و عاملی است که زمینه ساز بهداشت روانی جامعه و نسل آینده می باشد. سلامت خانواده در گرو تداوم و سلامت رابطه بین زن و شوهر است و رابطه زناشویی هسته مرکزی نظام خانواده است پس رضایت فرد از رابطه زناشویی به منزله رضایت وی از خانواده است.

اولسون پارسونز و ریترز( 1998) عقیده دارند که سه زمینه کلی رضایتمندی زناشویی که با هم تداخل دارند و به هم وابسته هستند عبارتند از:

1- رضایت فرد از ازدواج

 2- رضایت از زندگی خانوادگی

3- رضایت از زندگی کلی

شناخت عوامل موثردر رضامندی زناشویی از جمله شناخت ویژگیهای یک خانواده سالم، عوامل تنش زای خانوادگی درک و فهم دست اندرکاران تعلیم و تربیت به خصوص درمانگران را در حل مسائل و مشکلات خانوادگی و تاثیر آن را در جهت سالم سازی جامعه بالا می برد و به حل مشکلات زندگی کمک می کند .

سلامت جامعه در گرو سلامت خانواده است و از طرفی در دنیای صنعتی امروز زنان همپای مردان در امر اقتصادی و اجتماعی جامعه فعالیت می نماید از طرفی نقش زن چه در فعالیت اجتماعی و چه در خانه بالا بردن رشد و تعالی همه جانبه جامعه بسیار حائز اهمیت است بنابراین حفظ بهداشت روانی خانواده و احساس رضامندی زناشوئی که باید به آن پرداخته شود.

لذا این پژوهش میزان رضایت زناشویی زنان متاهل شاغل و خانه دار 30 الی 40 ساله محلات 4 و 7 منطقه 4 شهر تهران در سال 1385 انجام می شود که با شناخت و آگاهی از تفاوت های اجتماعی در دو گروه زنان شاغل و خانه دار مقدمات بهسازی یا تغییر محیط زندگی و کاری آنها را فراهم می آورد، باید دانست که بدون  تحقیق و بررسی نمی توان به روشنی مشخص نمود که کدامیک از این دو گروه زنان رضایت بیشتری از زندگی زناشویی دارند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:25  توسط طاهره رحیم پور  | 

۱۳- مديريت در خانه

۱۴- ايزو 9001 (ISO 9001) و مديريت كيفيت در خانواده

۱۵- تأثير كار زنان بر زندگي خانوادگي

۱۶- الگوهای مدیریت زنان در قرآن

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:20  توسط طاهره رحیم پور  | 

۹- تقویت مشارکت کارکنان زن در مدیریت

۱۰- زنان مدیران فرهنگ بهروه وری

۱۱- زنان نقش اصلي را در مديريت اقتصاد خانواده دارند

۱۲-مدیریت زنان خانه دار در شاد کردن محیط خانواده
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:15  توسط طاهره رحیم پور  | 

۵-نشت تخصصی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان: جامعه، نظام اسلامی و مدیریت مطالبات زنان

۶- كارآفريني زنان

۷- جایگاه زن در عرصه مدیریت و تصمیم‌گیری

۸- نقش زنان فرهیخته در مدیریت بحران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:10  توسط طاهره رحیم پور  | 

 فهرست مقالات:

 1-مدیریت زنان                         

2- زنان در عرصه مديريت

3- گزارش همایش مدیریت تحول در حوزه با رویکرد تحول در حوز‌های علمیه خواهران

4- چشم انداز مشارکت سياسي اجتماعي زنان 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:7  توسط طاهره رحیم پور  | 

به طور کلی حالات روانی مادر در دوره بارداری تأثیرات زیادی روی جنین دارد. به همین دلیل برای بررسی رشد کودک لازم است از زمان پیش از تولد او آغاز کنیم. جنین در دوره بارداری تحت تأثیر حالات مادر و محیط قرار دارد که این دو عامل در رشد او نقش بسیاری خواهند داشت.
در تحقیقاتی که در زمینه رشد کودکان انجام می شود، بررسی ها را از زمان جنینی آغاز می کنند و به همین دلیل دوره بارداری را به سه مرحله تقسیم کرده اند:
1- سه ماهه اول بارداری؛
2- سه ماهه دوم بارداری؛
3- سه ماهه سوم بارداری.

هر خانم باردار در سه ماهه اول حاملگی نگرانی های خاصی را تحمل می کند؛ مانند نگرانی در مورد سلامت جنین که آیا سالم است یا خیر؟ آیا زنده است و آیا خطری او را تهدید می کند یا خیر؟ در این دوره توجه به اینکه مادر در چه شرایط روحی، روانی و جسمی به سر می برد مهم است. بعضی از مادران خود دچار مشکلاتی هستند که در نتیجه مشکلاتی نیز برای جنین به وجود می آورند.
در سه ماهه دوم با شروع حرکات جنین، مادر آرامش بیشتری پیدا می کند، زیرا تا حدودی مطمئن می شود که جنین زنده است و به حیات خود ادامه می دهد. در این دوره نگرانی دیگری برای مادر به وجود می آید که در مورد جنسیت نوزاد است. این نگرانی به نحوه تفکر فرهنگی و اجتماعی مادر (و اطرافیان) مربوط می شود. در این دوره مادر به جنسیت فرزندش فکر می کند و اگر والدین علاقه مند باشند که فرزندشان جنسیت خاصی داشته باشد (پسر باشد یا دختر)، این نگرانی افزایش می یابد. محققان درباره ویارهایی که در دوره بارداری جود دارد، تحقیق کرده اند و ریشه های روانشناختی برای آن قائل شده اند. برخلاف آنچه در گذشته گفته می شد، ویار در نتیجه کمبود مواد غذایی در بدن مادر رخ نمی دهد و این نظریه امروزه منسوخ شده است. به عنوان مثال، اگر مادری تمایل یابد که از مواد غیر خوراکی مانند خاک و گچ و زغال تغذیه کند، در وضعیت ذهنی و شناختی نوزاد تأثیر می گذارد.

در سه ماهه دوم به لحاظ مسائل فرهنگی و اجتماعی تغییراتی در نحوه تفکر خانم باردار به وجود می آید. خیلی از خانم ها ممکن است از ظاهر خود رنج ببرند، مثلا از اینکه جاق شده اند و مانند گذشته نمی توانند در اجتماع ظاهر شوند. برخی از خانم ها نسبت به همسرانشان، به لحاظ ظاهری که پیدا کرده اند دچار دغدغه هایی می گردند و مشکلاتی برایشان به وجود می آید. نگرانی های سه ماهه دوم بیشتر حول و حوش این موارد دور می زند.
با آغاز ماه هفتم بارداری نگرانی های دیگری برای مادر بروز خواهد کرد. مثلا به زایمان خود فکر می کند: آیا زایمان بدون خطر انجام خواهد گرفت؟ آیا پزشک به موقع بر بالینم حاضر خواهد شد؟ آیا به تنهایی می توانم نوزادم را پرورش دهم؟ آیا زایمان به صورت طبیعی انجام خواهد شد یا مجبورم از روش های غیر طبیعی نظیر سزارین یا فورسپس استفاده کنم؟ و موارد دیگری در مورد نحوه زایمان و هزینه های مربوط به آن که تمام اینها می تواند باعث نگرانی مادر شود.
در اینجا ذکر این نکته لازم است که هیجان های مادر باردار بر سلامت جنین تأثیر می گذارد و اگر این هیجان ها به شکل مستمر ادامه یابند، جنین را بیشتر تحت تأثیر قرار می دهند. جالب است بدانیم که تحقیقات جدید ثابت کرده که جنین تمام حواس پنجگانه را داراست و قبل از تولد می تواند از آنها استفاده کند. صداهای محیط بیرون را می شنود و به محض به دنیا آمدن به تمام عوامل و عناصر محیط اطراف خود آگاهی دارد. بنابراین اگر مادر در یک وضعیت هیجانی دائمی و مستمر قرار بگیرد (فرق نمی کند که این هیجان نسبت به چه موضعی است) جنین هم از آن تأثیر می پذیرد. به همین دلیل مادران باید از لحاظ روحی و روانی تحت مراقبت باشند و اگر مادری در این دوره افسرده باشد و افسردگی او به گونه ای باشد که باید از دارو استفاده کند، باید با تجویز پزشک چنین کاری صورت گیرد. در غیر این صورت افسردگی مادر روی جنین تأثیر خواهد گذاشت.

افسردگی پس از زایمان چیست؟ چه تأثیری بر کودک دارد؟

آیا ممکن است غیر از افسردگی، بیماری های روانی دیگری (مانند روان گسستگی) بعد از وضع حمل برای مادر به وجود آید؟ در این صورت چگونه باید با آن روبه رو شد؟
بعضی از مادران بعد از تولد فرزندشان، از لحاظ خلق و خو و از نظر عاطفی دچار مشکل می شوند که اصطلاحا آن را افسردگی می نامند. البته در اینجا باید تفاوت بین افسردگی پس از زایمان و غمگین بودن را متذکر شویم.
اغلب مادران ممکن است پس از زایمان دچار حالتی شوند که به آن غم مادری می گویند. این حالت غمگینی تا حدودی شدید است اما به حد بیماری افسردگی نمی رسد. اغلب مادران پس از زایمان نگران هستند و این غمگینی حاکی از نگرانی آنهاست؛ از چیزی لذت نمی برند، بیش از حد به فرزندشان توجه می کنند و می ترسند، به ویژه خانم هایی که برای اولین بار مادر شده اند، غم مادری را بیشتر بروز می دهند. البته در این وضعیت هیچ نیازی به مراجعه به پزشک و مصرف دارو نیست، ولی چنین افرادی باید به شدت تحت حمایت اطرافیان قرار گیرند. باید دور و بر این افراد شلوغ باشد. با کسانی که او را دوست دارند و او هم به آنها علاقه مند است بیشتر در ارتباط باشد و این غم مادری پس از یک دوره کوتاه و با توجه و اقدامات مثبت اطرافیان برطرف خواهد شد. اما بعضی از مادران دچار حالت افسردگی می شوند. این افسردگی نیز ممکن است شدید نباشد و نیازی به مراجعه به پزشک نداشته باشد. در این صورت هم باید ببینیم که شرایط این خانم چگونه است و چه کسانی در اطرافش هستند و چه صحبت هایی رد و بدل می شود و آیا کمک های لازم را دریافت می کند؟ آیا به اندازه کافی استراحت می کند؟ آیا توانسته است خود را با وضعیت جدید وفق دهد؟ به این ترتیب برای رفع افسردگی باید شرایط آن خانم مورد توجه قرار بگیرد.
نوع دیگر افسردگی که تا حدودی شدید است، برای برخی از مادران به وجود می آید. به این حالت سایکوز بعد از زایمان می گویند. سایکوز بعد از زایمان نوعی روانپریشی است که بعد از زایمان به وجود می آید. در این حالت ممکن است علائم افسردگی وجود داشته باشد و علائم بیماری های روانپریشی دیگر را هم بروز دهد؛ مثلا علائم و نشانه های مانیا (نوع دیگری از افسردگی) که به صورت نوعی سرخوشی و شیدایی بروز می کند. مادر ممکن است علائم بیماری اسکیزوفرنی را از خود نشان دهد که علائم آن به شکل توهم، هذیان و رفتارهای به ظاهر آشفته بروز می کند. در هر صورت، هر یک از این علائم و نشانه های بیماری که نوعی سایکوز بعد از زایمان محسوب می شود، باید طی 3 یا 4 ماه با دارو و مراقبت های پزشکی و حمایت و توجه اطرافیان بهبود یابد. در چنین شرایطی بیمار حتما باید دارو مصرف کند و نوزاد باید از مادر جدا شود و فرد مطمئنی از او مراقبت کند. این کار به دو دلیل باید صورت بگیرد: اول اینکه مادر در دوره استفاده از دارو نمی تواند و نباید به نوزادش شیر بدهد؛ دوم اینکه بیمار روانپریش متوجه اعمال و رفتار خود نیست که در این صورت ممکن است برای نوزاد خطرآفرین باشد. در صورتی که علائم بیماری بعد از دوره درمان از بین رفت یا کاهش یافت، فرد می تواند به زندگی عادی خود باز گردد و از نوزادش مراقبت کند. البته باید به او گوشزد کنیم که ممکن است در زایمان های بعدی نیز چنین حالتی تکرار شود.
اما نوع دیگری از روانپریشی نیز وجود دارد که بعد از سه یا چهار ماه از بین نمی رود و ادامه پیدا می کند. در این صورت اگر زمان بیماری تا 6 ماه طول بکشد، می توان گفت که این علائم حاکی از یک بیماری روانپریشی است که قرار بوده اتفاق بیفتد و حالا، بعد از زایمان بروز کرده است و معالجه خاص همان بیماری را می طلبد. بنابراین نباید اشتباه کنیم و توجه داشته باشیم که سایکوز بعد از زایمان باید طی 3 یا 4 ماه درمان برطرف شود.
بارداری دوره بسیار حساسی است و زنان باردار به افراد بسیار حساسی تبدیل می شوند که بسیاری از رفتارهای اطرافیان و آنچه دورو برشان می گذرد می تواند برایشان آزار دهنده باشد. به هیمن دلیل رعایت بهداشت روانی زن باردار بسیار مهم است. زن باردار بعد از زایمان و گذراندن دوره سخت بارداری و نگرانی هایی که در این مدت تحمل کرد است، انتظار دارد اطرافیان و به ویژه همسرش به او توجه خاصی داشته باشد و به گونه ای می خواهد به دیگران بگوید که دوره بسیار پر مشقتی را سپری کرده است و حالا احتیاج دارد که کمک های لازم را به او برسانند.
پس، بارداری دوره بسیار مهمی در زندگی یک خانم به شمار می آید و تأثیر روانی وضعیت مادر در این دوره، بر حالات روحی او بعد از زایمان و همچنین روی فرزندش ادامه می یابد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:53  توسط طاهره رحیم پور  | 

اشتغال زنان

در دو قرن اخیر، جهان، شاهد پدیده اجتماعی ـ اقتصادی جدیدی به نام مشارکت زنان در بازار کار» بوده است. این رخداد، پیامد تغییر و تحوّلات اساسی در رویکردهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جوامع بشری به مسئله زنان و کار» بوده است.

در کل، دو سوم کارهای انجام شده در جهان را زنان ـ‌‌که نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهندـ، به عهده دارند. چنانچه به استعدادهای بالقوّه این پتانسیل قوی ـ‌که انواع مختلف کارها را چه به صورت رسمی و چه غیررسمی انجام می‌دهندـ‌، توجّه شود، می‌تواند آن را به یکی از بزرگ‌ترین منابع سرمایه‌گذاری برای کشورهای در حال توسعه تبدیل کند.

مشارکت زنان ایرانی در بازار کار، صد سال بعد از حضور همتایانشان در جوامع صنعتی بوده است و این مشارکت، در طول سه دهه اخیر، با نوسان‌های شدیدی روبه‌رو شده است. طبق آمارهای ارائه شده، نرخ مشارکت زنان در بازار کار کشورهای پیشرفته امریکای شمالی و کانادا، حدود پنجاه درصد است، در حالی که این عدد در کشور‌های خاورمیانه، بین یازده تا سیزده درصد است. نرخ اشتغال زنان در ایران، بر اساس آمارهای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، حدود یازده درصد و بر اساس برخی آمارهای غیر رسمی، بالغ بر سیزده درصد است.

در بررسی عرصه‌های بین‌المللی، شاخص رفاه زنان را می‌توان از سطح آموزش، باروری و میانگین عمر آنان مشخّص نمود. آمارهای موجود در این زمینه، در کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا، نشانگر پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای بوده است؛ امّا در زمینه مشارکت زنان در اقتصاد و ارتقای توانمندی آنان در عرصه‌های سیاسی، شاهد حضور بسیار کم‌رنگ این کشورها در این زمینه بوده‌ایم. این امر را می‌توان به علّت وجود منابع سرشار نفتی و بالا بودن سطح درآمدِ غیر از حاصل کار دانست. رونق نفتی‌ای که در دهه 1970 میلادی در خاورمیانه به وقوع پیوست، موجب افزایش سریع دستمزدهای واقعی شد و افراد شاغل را قادر ساخت تا بتوانند مخارج بستگان غیر شاغل خود را تا اندازه‌ای تأمین نمایند؛ امّا در دهه 1980م، با شروع رکود اقتصادی و افزایش فشارهای اقتصادی بر خانوارها، اشتغال زنان در بیرون از منزل، ضرورت پیدا کرد. البته ذکر این نکته، دارای اهمیت است که زنان، همواره در کنار کار و اشتغال رسمی، به امور منزل نیز پرداخته‌اند و در قبال آن، هیچ گونه مزدی دریافت نکرده‌اند. لذا این بخش از فعّالیت‌های آنان، در آمارهای رسمی به حساب نمی‌اید.

در کشورهایی نظیر کشور ما، هم به لحاظ میراث سنّتی و هم به لحاظ واقعیت‌های فرهنگی موجود، مردان، تأمین‌کننده اصلی اقتصاد خانواده هستند. همچنین با توجّه به بعضی از کارکردهای زنان، از جمله، به دنیا آوردن فرزندان و تغذیه و تربیت آنها و نیز وظایف زناشویی، در مجموع، زنان، میزان کمتری از مسئولیت کاری و اجتماعی جامعه را بر عهده دارند و این فرصت را به مردان واگذار می‌کنند. حال، این پرسش مطرح است که: ایا زنان، توانایی به دستگیری مشاغل تخصّصی و مدیریتی را در جامعه دارند؟

ایا زنان می‌توانند؟

در اقتصاد جهانی، با مکانیزه شدن تولید بعد از انقلاب صنعتی، دیگر، قدرت جسمانی، عامل تعیین‌کننده برای انجام یافتن بسیاری از امور، به حساب نمی‌اید. در این میان، در بسیاری از جوامع، خصوصاً کشورهای آسیایی (از جمله چین)، زنان، سهم به‌سزایی در رشد اقتصادی جامعه خود ایفا کرده‌اند. از سوی دیگر، با خدماتی شدن اقتصاد (از آموزش و پرورش و بانکداری گرفته تا بهداشت و درمان)، نقش اقتصادی ـ اجتماعی زنان، رشد به‌سزایی یافته است.

با نگاهی به وضعیت فعلی بازار کار ایران، می‌توان دریافت که زنان ایرانی، فاصله زیادی تا وضعیت مطلوب دارند. در حال حاضر، نرخ مشارکت زنان، حدود یازده درصد و نرخ بیکاری آنان حدود بیست درصد است. از ترکیب جمعیت فعّال کشور، 85 درصدِ نیروی فعّال را مردان و فقط پانزده درصدِ آن را زنان تشکیل می‌دهند؛ امّا این آمار در کشورهای صنعتی پیشرفته، بسیار متفاوت است. در بعضی از این کشورها، حدود پنجاه درصد نیروی کار را زنانْ در اختیار دارند و در کشورهای در حال توسعه، در بخش کشاورزی، 67 درصد از نیروی کار، به زنان اختصاص دارد و 55 درصد محصولات غذایی در جهان را زنان تولید می‌کنند. در کشورهای آسیای شرقی ـ‌که در بخش منسوجات و کالاهای خانگی، رکورددار صادرات هستندـ، 74 درصد زنان، جزو نیروی کار هستند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:47  توسط طاهره رحیم پور  | 

زنان نیمی از جامعه بشری را تشکیل داده و از جهات مختلف دارای اهمیت بوده و در برنامه ریزی های گوناگون جامعه، باید در نظر گرفته شوند.یکی از اموری که برای زنان مطرح است، ورزش است. امروزه زنان زیادی در سطح جهان به ورزش های مختلف اشتغال دارند. گروهی ورزشکار حرفه ای اند و تعدادی ورزشکار آماتور؛ گروهی به ورزش های سبک می پردازند و برخی به ورزش های سنگین و خشن؛ گروهی از آنان برای رسیدن به مقامات و قهرمانی تلاش می کنند و برخی برای حفظ سلامتی و یا تناسب اندام. و عدّه بیش تری از زنان نیز از ورزش و ورزشکار، بیگانه و یا حتی از آن بیزارند. حال باید دانست، کار کدامین گروه از این زنان صحیح تر بوده و به صلاح نزدیک تر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:30  توسط طاهره رحیم پور  | 

پس از مطرح کردن معیارهای انتخاب همسر ، سؤالی که در ذهن همه افراد مطرح می شود این است که چگونه می توان قبل از ازدواج به خصوصیات روحی و روانی  همسر پی برد؟ و آیا می شود با رعایت موازین شرعی و عرفی، شخصی را قبل از ازدواج شناخت؟

خواستگاری در درجه اول احترام و اکرام به جنس مؤنث است.

جواب این سؤال تا حدودی مثبت است به شرطی که عاقلانه با موضوع برخورد شود.

دقت کنید شخصی را که برای ازدواج انتخاب می کنید، آیا شخصیت اجتماعی، یعنی مجموعه حرکات، رفتارها، آدابِ معاشرت و برخورد اجتماعی اش با عقاید شما همخوان هست یا خیر؟ اگر همخوانی وجود داشت تحقیقات جزیی در مورد خانواده اش به عمل آورید و خانواده او را با خانواده خود از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی مقایسه کنید، اگر در یک ردیف بودید به خواستگاری  بروید.

دختر خانم های جوان  باید ابتدا تحقیقات جزیی در مورد خواستگارشان به عمل آورند اگر در کلیات مانند وضعیت اقتصادی و اجتماعی، موقعیت شغلی و تحصیلی، فرد مورد نظرشان با آنها همخوان است، اجازه دهند خواستگار به خانه آنها بیاید.

تاریخچه خواستگاری به قبل از میلاد مسیح برمی گردد. خواستگاری از طرف مردان انجام می شده. به عبارت دیگر مرد به خواستگاری زن می رود، و این امر به خاطر تفاوت های روان شناختی زن و مرد  است، خواستگاری در درجه اول احترام و اکرام به جنس مؤنث است.

زمانی که به خواستگاری می روید و یا از شما خواستگاری می شود، زیباترین لباسهایتان را به تن کنید و پوششی شیک و مناسب داشته باشید. اولین دیدارها همیشه در اذهان باقی می مانند. عده ای با لباس های نامناسب و نه چندان تمیز به خواستگاری می روند و تصورشان این است که این شخص باید وضعیت زندگی مرا بداند در صورتی که این وضعیت خاطره خوشی به جا نمی گذارد. در تمام طول مراسم خواستگاری متانت و وقار باید از ناحیه هر دو خانواده مراعات شود و رفتارهای نامناسب و جلف ، ذهنیت های بدی را رقم می زنند.

 هنگام صحبت کردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، و دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و هنگامی که خودتان صحبت می کنید نیز سعی کنید، سنجیده حرف بزنید. پس از این که از گذشته و شرح حال فرد مقابل مطلع شدید می توانید دیدگاهش را راجع به مذهب سؤال کنید.

در هنگام صحبت کردن با فرد مورد نظر در اولین جلسه بنا را بر صداقت  و یکرنگی بگذارید و متعهد شوید که آنچه می گوئید کاملاً از سر صدق و صفا باشد و به این تعهد خود نیز پای بند شوید. بهتر است به عنوان اولین سؤال از فرد مقابل بخواهید خودش را کامل معرفی کند؛ به عبارت دیگر از او بخواهید خلاصه ای از گذشته زندگیش برای شما بگوید خودتان نیز متقابلاً خلاصه ای از سرگذشت خود را مطرح نمایید.سرگذشت و بیوگرافی شامل این موارد می شود: معرفی کامل نام و نام خانوادگی، شغل، سن، شغل پدر و مادر، میزان تحصیلات هر یک از آنها، وضعیت شغلی و تحصیلی و سنی دیگر افراد خانواده، و این که شما در چه خانواده ای و با چه شرایطی بزرگ شدید و مسائل خاص زندگی شما در گذشته چگونه بوده است. در هنگام صحبت کردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، و دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و هنگامی که خودتان صحبت می کنید نیز سعی کنید، سنجیده حرف بزنید. پس از این که از گذشته و شرح حال فرد مقابل مطلع شدید می توانیددیدگاهش را راجع به مذهب سؤال کنید. بپرسید نگرش شما راجع به مذهب چیست؟ مذهب چقدر در زندگی شما نقش دارد و تا چه اندازه به آن اهمیت می دهید؟ و بعد متقابلاً دیدگاه خودتان را راجع به مذهب مطرح نمایید و دقیقاً نگرش خود را در این مورد تشریح نمایید؛ اگر برای مثال در مورد احکام مقید هستید و علاوه بر واجبات، مستحبات را نیز رعایت می کنید، این مورد را حتماً تذکر دهید و با نگرش ها و احساسات فرد مقابل مقایسه نمایید.

مطلب دیگری که می توانید سؤال کنید نگرش مخاطب شما راجع به مسائل اقتصادی  و نحوه درآمد است، در اینجا شغل خود و میزان درآمد ماهیانه خود را مطرح کنید؛ بلوف نزنید، آنچه واقعاً هست را بگویید.

خانم ها نیز باید از خواستگارشان سؤال کنند به نظر شما یک زن و همسر ایده آل چگونه فردی می تواند باشد و بعد صفات مطرح شده را با خصوصیات و ساختمان روانی خود مقایسه کنند، اگر ناهمخوانی یافتند باید بگویند این ویژگی ها را ما نداریم و یا اصلاً با ساختمان روانی ما بیگانه است، خانم ها حتماً سؤال کنند انتظار مرد مورد نظرشان از آنها چیست، به نظر آنها زن باید با چه نوع پوششی در اجتماع ظاهر شود، چگونه باید با مردم نشست و برخاست نماید. نظرش راجع به شاغل بودن زن چیست.

امکانات مالی خود را توضیح دهید، اگر توان مالی شما در شرایط فعلی بیشتر از امکانات موجود نیست این مورد را نیز تذکر دهید و سپس نظر دختر خانم را در این مورد بخواهید، ببینید ایشان چه مقدار پول  را برای داشتن یک رفاه نسبی لازم می دانند، و اگر خواسته های ایشان با درآمد شما همخوان نیست موضوع را مطرح و روی آن تأکید نمایید،

وعده ها و قول هایی که با امکانات شما نمی خواند و امکان برآورده شدنش نیست ندهید.

همیشه برای بهتر شدن زندگی تلاش کنید ولی قول های نابه جا ندهید. علاوه بر نگرش خود و فرد مورد نظر، در مورد مسائل مادی و اقتصادی باید موقعیت اقتصادی هر دو خانواده را با یکدیگر مقایسه کنید. فراموش نکنید بسیار مهم است که دختر و پسر  از یک ردیف اقتصادی با یکدیگر ازدواج کنند و ازدواج  طبقات متضاد اجتماعی اصلاً صلاح نیست.

یکی دیگر از مطالبی که حتماً باید در جلسه خواستگاری پرسیده شود،ارزش های خانوادگی است. باید بفهمید در خانواده فرد مقابل چه چیزهایی ارزش است. اگر در خانواده شما تحصیل جایگاه مهمی دارد و خانواده برای تحصیلات و فرد تحصیل کرده ارزش زیادی قائل هستند، ولی در خانواده شخص مورد نظر شما هیچ بهایی به تحصیل و تحصیل کرده داده نمی شود، جای تأمل دارد؛ باید اندکی دست نگه دارید. یا چنانچه در خانواده شما حجاب و رعایت کردن آن بسیار مهم است و یکی از ارزش های حساس در خانواده به شمار می رود ولی در خانواده طرف مقابل حجاب کم رنگ است و یا اصلاً جایگاهی ندارد و در عوض پول مهمترین ارزش است، در اینجا شما با یکدیگر همخوانی ندارید.

بعد از بررسی نگرش های فرد مقابل راجع به مذهب و مسائل اقتصادی و ارزش های خانوادگی، نوبت به بررسیارزش های درون فردی می رسد. در اینجا افکار، عقاید، ایده آل ها و علائق را به طور کاملاً جزیی مطرح کنید. آقایان حتماً از خانم ها بپرسند، به نظر آنها یک مرد ایده آل چگونه فردی است، و چه شرایطی باید داشته باشد؟ اگر خصوصیاتی را که خانم مطرح می کند در وجود شما نیست سریعاً اعلام نمایید این خصوصیات فردی مورد نظر شما، در ما نیست و یا اصلاً نمی توانیم اینگونه باشیم. خانم ها نیز باید از خواستگارشان سؤال کنند به نظر شما یک زن و همسر ایده آل چگونه فردی می تواند باشد و بعد صفات مطرح شده را با خصوصیات و ساختمان روانی خود مقایسه کنند، اگر ناهمخوانی یافتند باید بگویند این ویژگی ها را ما نداریم و یا اصلاً با ساختمان روانی ما بیگانه است، خانم ها حتماً سؤال کنند انتظار مرد مورد نظرشان از آنها چیست، به نظر آنها زن باید با چه نوع پوششی در اجتماع ظاهر شود، چگونه باید با مردم نشست و برخاست نماید. نظرش راجع به شاغل بودن زن چیست. اگر خانم ها در شرایط فعلی شاغلند و به شغلشان نیز علاقه مند هستند و کار کردن برایشان اهمیت دارد، ولی احساس می کنند خواستگارشان نظر چندان مساعدی نسبت به شاغل بودن زن ندارد باید به این نکته تأکید شدید کنند، حتی در صورت لزوم آن را شرط ضمن عقد قرار دهند.

 فرد مورد نظر را مورد مطالعه قرار دهید نکات مثبت را در شخصیت و موقعیت وی جستجو کنید و آن را در یک ستون زیر هم قرار دهید در مقابل ستونی را نیز به صفات و خصوصیات منفی اختصاص دهید. آن مورد یا مواردی از خصوصیات منفی را که اطمینان صد در صد دارید تغییر می نماید مثبت حساب کنید. و سپس آنها را مورد سنجش قرار دهید و تحلیل کنید.

مسئله دیگری که باید در خواستگاری مطرح شودبرنامه های فعلی و برنامه های آینده است. وضعیت فعلی تان را کاملاً مشخص نمایید، برنامه های آینده را نیز حتماً مطرح کنید. اگر قصد ادامه تحصیل دارید این نکته را تذکر دهید. اگر قصد جا به جایی و مسافرت خارج از کشور دارید، باید قبل از ازدواج مطرح نمایید. اگر بیماری های جسمانی خاص دارید، و یا قبلاً در زندگی شما اتفاقی افتاده است (احتمالاً نامزدی  یا عقد داشته اید و ناموفق بوده است و یا مسائل مشابهی داشته اید) آنها را پنهان نکنید قبل از این که همسرتان از دیگران بشنود و نسبت به شما بی اعتماد گردد خودتان مطرح نمایید؛ در این صورت وجدان راحتی نیز خواهید داشت.

شاید همه این مطالب را در جلسه خواستگاری نتوان مطرح کرد، هیچ اشکالی ندارد تعداد جلسات خواستگاری را اضافه نمایید، مشروط به این که حسن نیت داشته باشید. بعد از این که طی جلسات خواستگاری اطلاعات لازم را دریافت کردید و نکته ای بر شما مبهم نماند، زمان ارزشیابی و تجزیه و تحلیل فرا می رسد. در اینجا فرد مورد نظر را مورد مطالعه قرار دهید نکات مثبت را در شخصیت و موقعیت وی جستجو کنید و آن را در یک ستون زیر هم قرار دهید در مقابل ستونی را نیز به صفات و خصوصیات منفی اختصاص دهید. آن مورد یا مواردی از خصوصیات منفی را که اطمینان صد در صد دارید تغییر می نماید مثبت حساب کنید. و سپس آنها را مورد سنجش قرار دهید و تحلیل کنید. گاهی اوقات یک مورد منفی به تمام موارد مثبت می چربد مثلاً فرد مورد نظر تحصیلات و شغل خوب دارد از خانواده خوب و نجیب و موقعیت اقتصادی اش نیز مناسب است، اخلاق خوبی هم دارد ولی معتاد است. در این شرایط باید دست نگه داشت و برای ازدواج عجله نکرد و یا این که شرایط زندگی خوب است ولی شغل غیرقانونی دارد. مسلماً زندگی با چنین شخصی سراسر اضطراب  خواهد بود.

پس از آنکه ارزشیابی انجام شد و وجوه اشتراک و تفاهم  زیاد بود باید تحقیقات کامل، در محل زندگی و محیط کار در مورد چگونگی رفت و آمد با دوستانش و دیگر موارد به عمل آید عده ای معتقد به انجام تحقیق قبل از ازدواج  نیستند و می پندارند افرادی که از آنها تحقیق می شود اگر گرایش و نظر خوب به فرد داشته باشند همه چیز را مثبت جلوه می دهند و اگر با فرد مورد نظر مشکل داشته باشند وی را آدمی منفی ارزیابی می نمایند و واقعیات را مطرح نمی کنند. در صورتی که در واقع چنین نیست. اگر از تعداد زیادی تحقیق به عمل آید حداقل نتیجه اش این خواهد بود که به شما می گویند آیا این فرد قبلاً ازدواج کرده است یا خیر؟ و آیا اینها خانواده جار و جنجالی هستند یا خیر؟ آیا برخورد اجتماعی خوبی با مردم دارند یا نه؟ بنابراین تحقیق بدون منفعت هم نیست؛ شناخت شما را نسبت به همسر آینده و فرد مورد نظر افزایش می دهد.

پشتوانه تمامی مسائل گفته شده، توکل به خدای متعال و قادر مطلق است. در صورتی که تشابهات زیاد و تحقیقات انجام شده، مثبت بود با توکل بر خدا ازدواج کنید. ان شاءا... زندگی خوب و سرنوشت خوبی در انتظار شما خواهد بود.

در اینجا نکته ای قابل ذکر است و آن این که، هر ازدواجی علیرغم تمامی دقت هایی که برای آن به عمل آید و با رعایت کلیه ملاک ها و معیارهای گفته شده، باز هم حدود بیست درصد ریسک دارد. و این ریسک به خاطر جنبه های ناشناخته آن است یا پیش بینی هایی که به وقوع پیوسته است یا خلاف تصور بوده است و به خاطر مسائلی بوده که قبل از ازدواج سؤال و مطرح نشده اند و یا اگر پرسیده شده اند جواب صحیحی برای آنها دریافت نکرده اند. بنابراین رعایت کردن معیارهای ازدواج ، تضمین صد در صد برای  ازدواج موفق  را همراه ندارد ولی در بسیاری از مواقع از به وجود آمدن مشکلات پس از ازدواج جلوگیری می کند و از تنش ها و ناراحتی های درون خانوادگی پس از ازدواج می کاهد.

سخنی با خانواده ها

بعضی از خانواده ها مقیدند بلافاصله پس از یک جلسه خواستگاری، تکلیف دختر و پسر مورد نظرشان مشخص شود و موافق نیستند خواستگاری به چندین جلسه موکول شود. به این دسته خانواده ها متذکر می شویم انتخاب همسر  و ازدواج نیاز به مطالعه و شناخت دارد و این شناخت در یک جلسه خواستگاری مثلاً یک ساعته مقدور نیست. بنابراین اگر دختر و پسر به قصد ازدواج می خواهند با یکدیگر صحبت بیشتری داشته باشند ، خانواده ها باید در این مورد قدری انعطاف به خرج دهند:شناخت لازمه زندگی است. نگرانی این نوع خانواده ها به خاطر قضاوت مردم و آشنایان است در صورتی که مردم، آشنایان و همسایگان هم نظر منفی راجع به خواستگاری کردن از دختران ندارند. پسری هم که به قصد خواستگاری وارد خانه شما می شود حریم خانه برایش اخلاق ایجاد می کند و این امر بسیار بهتر از آن است که دختر و پسر در خارج از محیط خانه و دور از اطلاع خانواده ها رفت و آمد داشته باشند و تصمیمات نسنجیده بگیرند و یا معضلات اخلاقی به وجود آورند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 12:50  توسط طاهره رحیم پور  | 

سوال این است كه برای شناخت بیشتر به چه مسائلی باید پرداخته شود؟ بسیاری از دختران و پسران هنگام مصاحبت قبل از ازدواج نمی‌دانند كه برای شناخت و تفاهم چه باید بكنند. بسیاری از همان ابتدا وارد جزئیات غیر ضروری می‌شوند و یا خاطرات خود را تعریف می‌كنند. در حالی كه مهمترین مقطع یك ازدواج موفق ، مرحله شناخت از یك‌دیگر قبل از ازدواج است. و این مرحله برای آن نیست كه دو نفر صرفا با هم ارتباط داشته باشند. بلكه برای آن است كه با صحبت و گفتگو و كنترل رفتاری محترمانه یك‌دیگر ، بتوانند شناخت بیشتری نسبت به فرد مورد نظر خود پیدا كنند و به مرحله‌ای برسند كه بتوانند تشخیص دهند آیا قادر به زندگی با آن فرد هستند یا نه. یكی از نكات بسیار مهم این مرحله كه متاسفانه در بسیاری از موارد نادیده گرفته می‌شود این است كه طرفین باید از ایجاد روابط صمیمانه با یك‌دیگر تا قبل از عقد شرعی و رسمی پرهیز كنند. چرا كه ایجاد روابط صمیمانه و ابراز علاقمندی هر كدام از طرفین به دیگری ، موجب بسته شدن مسیر شناخت او از طرف مقابل شده و دخیل شدن احساسات و عواطف موجب می‌شود كه انسان نتواند به شناخت كافی نسبت به فرد مورد نظر خود برسد و هر آن‌چه را كه از طرف مقابل می‌بیند برایش توجیه مثبت می‌سازد. از این رو، این مرحله هر قدر هم طولانی شود نه تنها تاثیری در شناخت وی نسبت به طرف مقابل ندارد بلكه وی را شیفته‌تر و وابسته‌تر می‌نماید. این نكته را به خاطر بسپارید كه مرحله مصاحبت قبل از ازدواج ، فرصتی برای مطالعه رفتار و كردار و گفتار فرد مورد نظر و تطبیق آن‌ها با معیارهای ازدواج خود است نه برای ایجاد یك ارتباط صمیمانه بین دو جنس مخالف.

خب بهتر است قبل از ورود به جلسه خواستگاری و مراحل شناخت قبل از ازدواج ، نگاهی به معیارهای ازدواج و نكاتی كه باید در نظر داشته باشیم بیاندازیم. البته این معیارها مطلق نیستند و ممكن است مواردی پیدا شوند كه در آن‌ها این معیارها صدق نكند ولی آن‌چه كه مهم است این است كه عمومیت دارد و قطعا رعایت این نكات در زندگی آینده و موفقیت‌های ازدواج تاثیر بسزایی دارد.

معیارهای انتخاب همسر : (1)
معیارها و ملاک هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است:
الف – آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتماً لازم اند.
ب – آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی لازم اند و بیشتر به سلیقه افراد و موقعیت آنها بستگی دارند.


مذهب:
یکی از معیارهایی که باید حتماً در ازدواج در نظر گرفته شود، عامل مذهب و نگرش فرد مقابل نسبت به مذهب است. طبیعی است فردی که به اصول و ارزش‌های مذهبی معتقد است با شخصی كه نسبت به مذهب بی اعتماد یا بی تفاوت باشد، زندگی خوبی نخواهد داشت. انسان متدین، همسری متدین می خواهد، اگر یکی متدین و دیگری بی دین و بی قید باشد، خوشبخت نخواهند شد. بنابراین از این لحاظ باید فردی را انتخاب کنید که همانند شما فکر کند.


تناسب خانوادگی:
یکی دیگر از مسائل تناسب خانوادگی است. بر خلاف تصور بسیاری از افراد ، ازدواج با یک فرد مساوی است با پیوند با یک خانواده، فامیل و یک نسل. خانواده دختر و پسر باید با یکدیگر سنخیت و تناسب داشته باشند. در انتخاب همسر معقول نیست شما بگویید «من می خواهم با این فرد زندگی کنم و کاری با خانواده اش ندارم» چرا که این فرد جزیی از همان خانواده و فامیل و شاخه ای از همان درخت است. این شاخه، از ریشه همان درخت تغذیه کرده؛ مسلم است که بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، عقلی و جسمی آن خانواده و فامیل از راه وراثت و تربیت و محیط به این فرد منتقل شده است، این فرد در دامن همان خانواده بزرگ شده است. باید موقع ازدواج ارزش های درون خانواده فرد را بررسی کنید و با ارزش های درون خانواده خودتان مقایسه نمایید. اگر این ارزش‌ها با یک‌دیگر تناسب داشته باشند، زندگی آرامی خواهید داشت. در مقایسه ارزش‌ها دقت داشته باشید. برای مثال اگر در خانواده شما تحصیل یک ارزش است، در خانواده فرد مقابل نیز تحصیل یک ارزش باشد، اگر در خانواده شما حجاب یک ارزش است، در خانواده طرف مقابل حجاب ضد ارزش نباشد.
آنچه در تناسب اجتماعی باید در نظر داشت، ارتباطات و رفت و آمدهای خانوادگی است. این که خانواده با چه افرادی رفت و آمد می کنند و دارای چه جایگاهی هستند، آیا شهرت اجتماعی دارند یا خیر، مهم است. همه اینها در جایی جمع می شود که به آن تناسب اجتماعی می گوییم. در حقیقت مردم دوست دارند با افرادی رفت و آمد کنند که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار باشند. دو خانواده باید از این حیث با یکدیگر تناسب داشته باشند. مسئله دوم تناسب رفتار اجتماعی دختر و پسر است. مثلاً اگر یک دختر لوس و جلف با مرد متین و موقری ازدواج کند، تحمل رفتار اجتماعی زن برای مرد مشکل است.
بنابراین از مسائل مهم انتخاب همسر در نظر گرفتن تناسب اجتماعی دو خانواده است و چقدر خوب است که پسر و دختر در یک ردیف اجتماعی با هم ازدواج کنند.


مسائل مالی و اقتصادی:

یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی است. هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانواده‌هایشان از لحاظ مالی و ثروت تفاوت زیادی با هم داشته باشند. ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد داشت. شما نمی‌توانید با فردی زندگی کنید که از نظر اقتصادی در ردیف شما نیست، هرگز این کار را نکنید. برای مثال کسی که از نظر اقتصادی در یک طبقه بالای اجتماعی است در ناز و نعمت بزرگ شده، همه چیز برایش مهیا بوده، هیچوقت مشکلات و تنگنای مالی نداشته است، حالا با فردی از خانواده بسیار پایین از نظر اقتصادی ازدواج می کند که سبک زندگیش با این فرد متفاوت بوده است. فرهنگ خانوادگیش متفاوت، نیازهایش متفاوت. فرضاً قرار می شود این دو با یکدیگر به مهمانی بروند، شخص اول هر لباسی می پوشد خجالت می کشد، احساس می کند نازیباست ، مورد تأییدش نیست، در عوض همسرش زمانی که به خانه آنها می رود احساس کدخدایی می کند. خانه سطحش پایین است. این احساسات در وی ایجاد تعارض می کند. عصبانی می شوند، با هم دعوا می کنند، دعوا بر سر یک قضیه بسیار ساده زندگی است ولی ریشه اش در عدم همخوانی و تناسب طبقه اقتصادی است، اکثر دعواهای چنین زن و شوهرهایی بعد از میهمانی ها شروع می شود.


تناسب تحصیلی :

یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفته شود، تناسب تحصیلی است. بسیار خوب است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمی، خیلی با هم فاصله نداشته باشند و در ردیف یکدیگر باشند تا تفاهم بیشتر در زندگی شان به وجود آید. مهم است که زن و شوهر سطح دانششان به هم نزدیک باشد، زنی که تحصیل کرده و دانشگاهی است نمی‌تواند همسر یک مرد بی سواد یا کم سواد باشد. اگر هم توانست مدت کوتاهی می‌تواند ولی در درازمدت خیر. متقابلاً مردی که دارای تحصیلات عالی است نمی تواند با زنی که دارای تحصیلات پایینی است ازدواج کند. حتی بهتر است مردان یا زنان پزشک با هم ردیفان خود ازدواج بکنند. یکی از چیزهایی که باید در ازدواج رعایت شود فاکتورهای حرفه‌ای است. بنابراین سطح تحصیلات و سطح حرفه در زندگی زناشویی بسیار مهم است.

سطح فكر:

حالا که به مسئله تحصیل اشاره کردیم خوب است که به مسئله تفکر نیز اشاره کنیم. متأسفانه مردان ما بسیار مقیدند که همسر زیبا داشته باشند، در صورتی که زیبایی در آمار جهانی بهداشت فقط 25 نمره دارد در حالی که به تفکر 300 نمره داده اند. در مورد عروس خانم همیشه می پرسند آیا زیبا هست یا نیست. زیبایی دوره محدودی دارد ، ولی ما نمی توانیم تفکر و تعلیم و تربیت را انکار کنیم. بعضی از مردم ما در ازدواج جایی برای تفکر باز نگذاشته اند.
اولین چیزی که در تفکر جلوه گر می شود، عامل هوش است. زندگی با یک آدم کم هوش بسیار مشکل است. ممکن است بپرسید چگونه می شود هوش یک نفر را قبل از ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ بسیار آسان است. افرادی که درجه هوشی خیلی پائین دارند کاملاً در رفتار و کردارشان مشخص است، پختگی لازم را ندارند، قدرت تشخیصشان ضعیف است. عامل دیگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعی است. انتزاع کردن یعنی بیرون کشیدن، و تفکر انتزاعی یعنی توانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت‌های کلی. این نوع تفکر ابعادش بسیار گسترده است، افرادی که تفکر انتزاعی دارند خیلی زود شما را می‌فهمند. لازم نیست که دائم برایشان تکرار کنید. بعد دیگرش، تفکر حل مسئله‌ای است، تفکری که در آن انسان می تواند مسائل خودش را حل کند. کسانی که این نوع تفکر را ندارند دائم دور خودشان می چرخند، گیجند، دائم می پرسند چه گفتی، یعنی چه، منظورت چه بود…. کسی که این نوع تفکر را ندارد به همسری برنگزینید. گاهی اوقات افراد از روی ترحم با فردی ازدواج می کنند که از نظر هوشی در سطح پایینی است، می خواهند ایثار کنند ولی سخت در اشتباهند. زندگی با افراد کم هوش بسیار مشکل است. کسی که تفکر و هوش خوبی دارد کیفیت فراوان در مدیریت دارد. یکی از ارکان اصلی مدیریت ، تفکر خوب است.

گذشته:

یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفت گذشته افراد است. یعنی، باید تشابهاتی بین گذشته شما با گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید باشد. اگر این تشابهات بود، آن وقت شما به درک متقابل خواهید رسید. بسیاری از مردم می گویند همسرم مرا درک نمی کند. درک چه موقع صورت می گیرد، زمانی که ما سرنوشت مشابهی داریم، شما کسی را درک می‌کنید که در زندگی‌تان باشد، یک غریبه را نمی‌شود درک کرد. اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده‌اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست. گذشته بسیار مهم است. این فرد نمی‌تواند شما را درک کند. نمی‌تواند بفهمد موقعیت فعلی را به چه قیمتی به دست آورده‌اید، برایش اهمیتی ندارد. تمام آنچه با زحمت به دست آورده‌اید را جزء بدیهیات و ملزومات زندگی می‌داند، حتی گاهی اوقات اصرار می‌کند موقعیت فعلی را نیز از دست بدهید در حالی که موقعیت فعلی حاصل یک عمر تلاش شماست. در ازدواج به سراغ فردی بروید که گذشته‌ای مشابه شما داشته باشد و شما را درک کند.
یکی از مسائلی که در گذشته ماست، عشق و عاطفه در زندگی است. بعضی‌ها در گذشته ، بسیار دوست داشته شده‌اند، مثل این که هیچ‌کس به اندازه اینها مهم نبوده است، مانند عروسک در دست این و آن مورد نوازش و محبت قرار گرفته‌اند. عده‌ای دیگر اصلاً مورد توجه نبوده‌اند و کسی به اینها اهمیتی نداده است مثل این که اصلاً شناسنامه‌ای ندارند . حالا اگر این دو نفر با هم ازدواج کنند، نمی‌دانند چه اتفاقی می‌افتد . گاهی می‌گویند این شخصیت خلاء عاطفی مرا پر خواهد کرد. در صورتی که چنین نیست. کسی که هیچ‌وقت مورد محبت قرار نگرفته، تشنه محبت است، هرچه محبت کنید سیراب نمی‌شود. همیشه می‌پرسد مرا دوست داری، می گویید بله، باز می‌پرسد، قسم می‌خورید، ولی باور نمی‌کند. برعکس، شخصی که برایش همه چیز مهیا بوده سیراب است هیچ چیز چشمش را نمی‌گیرد، به زحمت هدیه‌ای را برایش فراهم می‌کنید اما جلب توجهش را نمی‌کند. گاهی اصلاً شما را تحویل نمی‌گیرد، آنها آدم های سردی‌اند، هر کاری کنید فایده‌ای ندارد، در مقابل آنها وضعیت شما مثل فردی است که می گوید نمی دانم چرا دستم نمک ندارد. می گوییم دست شما نمک دارد اما این شخص سیراب است. پس بهترین حالت، تعادل است. باید دنبال کسی بگردید که گذشته معتدل داشته است گذشته ما سرنوشت ما را تعیین می‌کند. خب حالا چطور می‌توانید به این مسئله پی ببرید؟ کافی است از او سؤال کنید شما را چقدر دوست داشته اند. اگر گفت «تا حالا هیچ‌کس را به اندازه من دوست نداشته‌اند و از ابتدای امر هر چه خواسته‌ام برایم فراهم بوده است.» قدری دست نگه دارید. یا مثلاً چنانچه مادر دختر خانم می گوید «اگر قسمت شد و داماد ما شدید این را بدانید که ما تا حالا بالاتر از گل به این دختر نگفته‌ایم.» قدری تامل كنید. ممكن است این دختر خیلی به درد شما نخورد. پدر و مادرها در محبت کردن به بچه ها، باید حد تعادل را رعایت کنند.

رديف فرزندان:

از ديدگاه دكتر مجد یکی از مسائل بسیار مهم که باید در ازدواج مورد توجه قرار گیرد ردیف فرزندان خانه است. فرزند چندم خانواده باشد خوب است و یا چرا خوب نیست. به اعتقاد ایشان بچه های ردیف اول غالباً دارای وضعیتی هستند که عمدتاً معاون اند، دختر معاون مادر، پسر معاون پدر، بچه های ارشد خانواده غالباً مسئولیت های زیادی را قبول می کنند و مثلاً از دیگر فرزندان مراقبت می کنند، تکالیف اقتصادی و خرید به آنها واگذار می شود بسیاری از کارهای خانه را انجام می دهند. بچه های اول سنگ های زیرین آسیاب هستند. علاوه بر کارهای منزل و خرید و مواظبت از بچه های دیگر باید به عنوان قاضی، مجادلات بین پدر و مادر را نیز حل کنند. بچه های اول عمدتاً زندگی سختی دارند. این زندگی سخت ، مزایا و معایبی دارد. از این جهت خوب است؛ افرادی که زندگی سختی تجربه کرده اند مسئولیت پذیرند، اتفاقاتی را تجربه می کنند که سبب می شود برای زندگی بعدی پخته شوند، غالباً نظرشان شرط است. اینها رأی شان نافذ است اگر پدر و مادر بخواهند با کسی مشورت کنند معمولاً با فرزندان ارشد است. روی دیگر فرزندان نفوذ دارند، اصلاً گاهی به جای پدر و مادر مهار زندگی را اینها به دست می گیرند. از بعضی جهات هم خوب نیست. اینها معمولاً مظلوم واقع می شوند، حقشان خورده می شود. همیشه زمانی که دو بچه با یکدیگر دعوا می کنند به بچه بزرگتر می گویند تو بزرگتری تو ببخش، و غافل از این که اینها هر دو کودک اند و هر دو احساسات کودکانه دارند.
بچه های آخری چه وضعیتی دارند؟ بچه آخر معمولاًً هیچ مسئولیتی ندارد. ریلکس است خیلی راحت است. بعد از او دیگر بچه ای به دنیا نیامده و تاج پادشاهی همچنان بر سرش باقی مانده است. اگر در خانه مشکلاتی به وجود بیاید این قدر افراد هستند که مشکلات را حل بکنند بنابراین کاری به این فرد ندارند. به اینها سرویس زیاد داده شده و خیلی به آنها خوش گذشته است به کسی هم که زیاد خوش بگذرد ... تمام افرادی که به این ترتیب بزرگ می شوند تحمل اتفاقات عادی زندگی را ندارند. هیچ استرسی را نمی توانند تحمل بکنند.
حالا اگر بچه اول خانواده ( پسر) با دختری ازدواج کند که فرزند آخر خانواده است چه اتفاقی می افتد؟ بیچاره پسر، عمری حقش ضایع شده بود و در خانه بچه داری کرده بود حالا هم بایستی از خانمش به عنوان یک بچه نگهداری کند! این دختر خانم هم به کوچکترین مطلبی قهر می کند. اینها همان افرادی هستند که دو ماه بعد از ازدواج چمدانهایشان را بسته اند و راهی خانه پدرشان می شوند.
اگر دختر فرزند اول باشد و پسر فرزند آخر، چه خواهد شد؟ خانم ها معمولاً تحملشان خیلی زیاد است معمولاً دندان روی جگر می گذارند، گاهی نقش مادر را برای همسر بازی می کنند و بعضی مردها نیز از این حالت استقبال می کنند. بچه های اول عادت کرده اند بگویند خب حالا مهم نیست و بعد می بینند که به دردهای روان تنی دچار شده اند.

اما آن‌چه كه مسلم است اين است كه تربیت خانوادگی بر شخصیت و نحوه رشد افراد اثر می‌گذارد. به نظر می‌رسد آنچه بیشتر از ردیف و جایگاه فرزندان خانه اهمیت دارد نحوه تربیت آنهاست. اگر در خانواده راه و رسم زندگی مشترک به افراد آموخته شود و آنها را برای پذیرش یک سری از مسائل و واقعیات زندگی آماده نمایند آخر یا اول بودن آنها چندان اهمیتی ندارد. نکته دیگر این که همیشه برای فرزندان آخر همه چیز مهیا نبوده است. گاهی فرزندان آخر بیشتر از دیگر فرزندان دچار استرس می شوند برای این که پدر و مادر در جوانی بیمار نبوده اند و حالا بیمار شده اند و این در حالی است که دیگر فرزندان خانواده ازدواج کرده اند و مسئولیت پدر و مادر بیمار بر عهده فرزند آخر است. گاهی نیز فرزند آخر خانواده نقش مربی مهد كودك را بازی می کند و خواهران و برادران جهت نگهداری فرزندانشان از بچه آخر کمک می گیرند. از همه اینها گذشته اگر در یک خانواده دو فرزند بیشتر وجود نداشت، یکی اولی بود و دیگری آخری، تکلیف چیست؟ در اینجاست که می گوییم نوع تربیت، نحوه برخورد و گذشته افراد مهمتر از جایگاه آنها در خانواده است.

تناسب سنی:
در انتخاب همسر توجه به همتایی و تناسب در سن نیز لازم است. تفاوت سن بلوغ جنسی در دختر و پسر، یک امر طبیعی است، پسر حدود چهار سال دیرتر از دختر به بلوغ جنسی می رسد. پس خوب است که تفاوت سن آنها در امر ازدواج نیز حداقل به همین مقدار باشد ( پسر بزرگتر باشد) بهتر است چنین باشد ولی الزامی نیست. اگر در بقیه موارد گفته شده یعنی زمینه‌های اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی، عاطفی، تناسب وجود داشته باشد ولی تناسب سنی وجود نداشته باشد مثلاً زن و شوهر هم سن باشند و یا حتی زن یک سال نیز بزرگتر باشد به شرط این که مرد وقوف و آگاهی کامل به این موضوع داشته باشد مشکل خاصی ایجاد نمی‌شود. اما ازدواج هایی که اختلاف سنی زیاد وجود دارد مثلاً یک نفر بیست سال از دیگری بزرگتر است اصلاً صلاح نیست.


اخلاق نیک:
یکی از ویژگی های اساسی و لازم برای زندگی شاد، اخلاق نیک است. منظور از اخلاق نیک تنها خنده رویی وخوش خلقی اصطلاحی نیست، زیرا خندیدن و ... در بعضی مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نیست بلکه ضداخلاق نیز هست. منظور از اخلاق نیک ، داشتن صفات و خلق و خوهای پسندیده از نظر عقل و شرع است.

سلامت جسمانی و روانی:
سلامت جسمانی و روانی در موفقیت و سعادت زندگی مشترک، نقش مهمی بر عهده دارد. بعضی از بیماری‌های جسمانی و روانی اهمیت چندانی ندارند و مانع زندگی نیستند و لطمه ای به آن وارد نمی‌کنند و با معالجه و مراقبت، درمان می شوند. آنچه باید در زمینه انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد بیماری‌ها و نقص‌ها و معلولیت‌های جسمی و روحی عمیق و غیرقابل درمان است که در طول عمر همراه انسان است و تحملش برای همسر سخت است. توجه نکردن به این امر و برخورد «احساساتی و غیرمنطقی» با آن ممکن است لطمه‌های سنگینی به زندگی بزند.

همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری:
تفاهم و توافق فکری و فرهنگی میان دو همسر در زندگی مشترک، نقش اساسی دارد. برای ایجاد یک زندگی پربار و سعادتمند، باید معماران این کانون بتوانند یکدیگر را درک کنند و مکنونات و محتویات درونی خود را به هم تفهیم کنند و در بسیاری از مسائل، تصمیم مشترک و یکسان بگیرند و بر مبنای آن عمل کنند و در نشیب و فرازهای زندگی، یاور هم باشند و فرزندانشان را براساس یک طرح هماهنگ تربیت کنند.
چنانچه امام صادق (ع) می فرمایند:
«العارفة لا توضع الا عند العارف».
زن عارفه ( فهمیده فرزانه ) باید در کنار مرد عارف ( اهل معرفت ) قرار گیرد نه غیر آن.

تناسب سیاسی:
دختر و پسر باید از لحاظ گرایش نسبت به مسائل سیاسی شبیه به هم باشند. اگر یک نفر علاقه شدیدی به مسائل سیاسی و شرکت در آن دارد و برای دیگری سیاست هیچ جایی در زندگیش ندارد، در زندگی مشترک دچار مشکلاتی خواهند شد و آرامش لازم را از دست می دهند.

تناسب شخصیتی:
دختر و پسری که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، بهتر است تناسب شخصیتی داشته باشند و از نظر صفات شخصیتی با یکدیگر همسان باشند.


البته يك نكته خيلی مهم اين است كه با وجود تمام معيارهای بالا نبايستی در امر ازدواج زياد سخت گيری كرد و به همان اندازه ای كه خودمان خوب هستيم بايستی انتظار خوبی و بی نقصی از طرف مقابل داشته باشيم. تمامی اين موارد همگی در طی دو تا چهار جلسه قابل بررسی هستند و نيازی به يك دوره طولانی نيست و هر چه سريعتر بتوانيد به نتيجه برسيد اثرات روحی و روانی كمتري نصيبتان خواهد شد و بهتر می توانيد نسبت به زندگی مشترك با او تصميم بگيريد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 12:43  توسط طاهره رحیم پور  |