|
اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم نصوص و رواياتي از كتب معتمد برادران تشيع و از علماي بسيار معتبر آنان را از نظر شما مي گذرانيم كه در آنها اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم دختر گرامي علي و حضرت زهراء رضي الله عنهم به روشني به چشم مي خورد. صفي الدين محمد بن تاج الدين معروف به ابن الطقطقي الحسني متوفاي 709 هجري نسب شناس و مورخ معروف در كتابي كه تاليف آنرا به اصيل الدين حسن پسر خواجه نصير الدين طوسي وزير هلاكو تقديم نموده، و آنرا به اسم خودش نام گذاري كرده در ذيل عنوان بنات امير المؤمنين علي عليه السلام مي نويسد: (وام كلثوم و أمها فاطمة بنت رسول الله تزوجها عمر بن الخطاب فولدت له زيدا ثم خلف عليها عبد الله بن جعفر ) اعتراف دوم محقق سيد مهدي رجائي مطالب بسياري نقل كرده از جمله تحقيق ابوالحسن العمري از نوه هاي عمر پسر امام زين العابدين (ع) در كتابش «المجدي» مي نويسد: «آنچه از اين روايات مي توان بدان اعتماد كرد مطلبي است كه اكنون از نظر گذشت كه عباس ابن عبد المطلب ام كلثوم را بارضايت و اجازه پدرش به ازدواج عمر در آورد و از عمر فرزندي به نام زيد به دنيا آورد». محقق مذكور اقوال بسيار ديگري نيز نقل كرده از جمله: زني كه عمر با او ازدواج كرده شيطاني بوده!!! يا ممكن است ازدواج كرده اما با او هم بستري نكرده!!! يا اينكه به زور و با غصب با او ازدواج كرده است!!! . اعتراف سوم ملا باقر مجلسي مي نويسد:«… همچنين است انكار شيخ مفيد از اصل جريان ازدواج. اين براي بيان اين مطلب است كه آن (ازدواج) از طريق آنها ثابت نشده است، و الاّ بعد از ورود آن روايات و روايات ديگري كه با سند خواهد آمد كه علي عليه السلام هنگامي كه عمر وفات كرد نزد ام كلثوم آمد و او را با خود به خانه خودش برد، و روايات ديگري كه از بحار الانوار آورده ام اين انكار، عجيب مي نمايد، اصل جواب اين است كه اين ازدواج از روي تقيه واضطرار بوده است…….الخ » !!! اعتراف چهارم انصاف هم خوب است. صاحب اصول كافي چندين حديث دركتابش آورده است از جمله ( باب المتوفي عنها زوجها المدخول بها أن تعتد وما يجب عليها: حميد ابن زياد عن ابن سماعه عن محمد بن زياد عن عبدالله بن سنان و معاويه بن عمار عن ابي عبدالله عليه السلام قال: سألته عن المرأة المتوفي عنها زوجها أتعتد في بيتها او حيث شاءت ؟ قال بل حيث شاءت إن عليا عليه السلام لما توفي عمر أتي ام كلثوم فانطلق بها إلي بيته) اعتراف پنجم خوانندة عزيز! با بعضي از علماي معاصر تشيع درباره اين ازدواج صحبت كردم، از بهترين ردودي كه آنان براي توجيه اين ازدواج نوشته اند رد قاضي محكمة اوقاف و مواريث شيخ عبدالحميد الخطي در قطيف عربستان كه نماينده چندين مرجع بزرگ تقليد در عربستان سعودي است مي گويد: « و اما اينكه قهرمان اسلام امام علي عليه السلام دخترش ام كلثوم را به ازدواج عمر در آورده جاي تعجب ندارد، زيرا رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم براي هر فردي از مسلمين أسوة حسنه هستند، ايشان با ام حبيبه رضي الله عنها دختر ابوسفيان ازدواج كردند، در حاليكه شخصيت ابو سفيان در برابر عمر رضي الله عنهما اصلا قابل مقايسه نيست!، اينكه درباره ازدواج عمر با دختر علي اظهار ترديد مي شود هيچ توجيهي ندارد، و اما اين گفته شما كه عمر با جني ازدواج كرده! يا جني به شكل ام الكثوم در خانه عمر رضي الله عنه بوده! هم خنده دار و هم گريه آور است، و بقدري مسخره است كه ارزش ذكر كردن هم ندارد اگر قرار باشد دنبال اينگونه چرندها بگرديم بسيار است!». شيخ پيرامون بحث مورد نظر يعني نقش مصاهره در پيوندهاي اجتماعي چيزي نگفته و حتي اشاره اي نكرده،كه اينگونه پيوند اجتماعي در واقع جز با قناعت و باور تحقق نمي يابد، و در آن دلالت روشن و آشكاري بر محبت و أخوت و الفت بين دو خانواده عروس و داماد وجود دارد. خلاصه: مصاهره بين صحابه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم بسيار روشن و آشكار است بويژه بين خاندان علي با خاندان خلفاي راشدين رضي الله عنهم اجمعين، كما اينكه مصاهره بين بني اميه و بني هاشم قبل از اسلام و بعد از اسلام بسيار معروف است، كه بارزترين آن ازدواج رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم با دختر ابو سفيان است. مقصود ما در اينجا اشاره به دستاوردهاي رواني و اجتماعي مصاهره بود كه از بزرگترين و بارزترين آن محبت بين طرفين مصاهره است. اميدواريم همين مقداري كه بعرض رسانديم كافي باشد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:55  توسط طاهره رحیم پور
|
اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم نصوص و رواياتي از كتب معتمد برادران تشيع و از علماي بسيار معتبر آنان را از نظر شما مي گذرانيم كه در آنها اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم دختر گرامي علي و حضرت زهراء رضي الله عنهم به روشني به چشم مي خورد. صفي الدين محمد بن تاج الدين معروف به ابن الطقطقي الحسني متوفاي 709 هجري نسب شناس و مورخ معروف در كتابي كه تاليف آنرا به اصيل الدين حسن پسر خواجه نصير الدين طوسي وزير هلاكو تقديم نموده، و آنرا به اسم خودش نام گذاري كرده در ذيل عنوان بنات امير المؤمنين علي عليه السلام مي نويسد: (وام كلثوم و أمها فاطمة بنت رسول الله تزوجها عمر بن الخطاب فولدت له زيدا ثم خلف عليها عبد الله بن جعفر ) اعتراف دوم محقق سيد مهدي رجائي مطالب بسياري نقل كرده از جمله تحقيق ابوالحسن العمري از نوه هاي عمر پسر امام زين العابدين (ع) در كتابش «المجدي» مي نويسد: «آنچه از اين روايات مي توان بدان اعتماد كرد مطلبي است كه اكنون از نظر گذشت كه عباس ابن عبد المطلب ام كلثوم را بارضايت و اجازه پدرش به ازدواج عمر در آورد و از عمر فرزندي به نام زيد به دنيا آورد». محقق مذكور اقوال بسيار ديگري نيز نقل كرده از جمله: زني كه عمر با او ازدواج كرده شيطاني بوده!!! يا ممكن است ازدواج كرده اما با او هم بستري نكرده!!! يا اينكه به زور و با غصب با او ازدواج كرده است!!! . اعتراف سوم ملا باقر مجلسي مي نويسد:«… همچنين است انكار شيخ مفيد از اصل جريان ازدواج. اين براي بيان اين مطلب است كه آن (ازدواج) از طريق آنها ثابت نشده است، و الاّ بعد از ورود آن روايات و روايات ديگري كه با سند خواهد آمد كه علي عليه السلام هنگامي كه عمر وفات كرد نزد ام كلثوم آمد و او را با خود به خانه خودش برد، و روايات ديگري كه از بحار الانوار آورده ام اين انكار، عجيب مي نمايد، اصل جواب اين است كه اين ازدواج از روي تقيه واضطرار بوده است…….الخ » !!! اعتراف چهارم انصاف هم خوب است. صاحب اصول كافي چندين حديث دركتابش آورده است از جمله ( باب المتوفي عنها زوجها المدخول بها أن تعتد وما يجب عليها: حميد ابن زياد عن ابن سماعه عن محمد بن زياد عن عبدالله بن سنان و معاويه بن عمار عن ابي عبدالله عليه السلام قال: سألته عن المرأة المتوفي عنها زوجها أتعتد في بيتها او حيث شاءت ؟ قال بل حيث شاءت إن عليا عليه السلام لما توفي عمر أتي ام كلثوم فانطلق بها إلي بيته) اعتراف پنجم خوانندة عزيز! با بعضي از علماي معاصر تشيع درباره اين ازدواج صحبت كردم، از بهترين ردودي كه آنان براي توجيه اين ازدواج نوشته اند رد قاضي محكمة اوقاف و مواريث شيخ عبدالحميد الخطي در قطيف عربستان كه نماينده چندين مرجع بزرگ تقليد در عربستان سعودي است مي گويد: « و اما اينكه قهرمان اسلام امام علي عليه السلام دخترش ام كلثوم را به ازدواج عمر در آورده جاي تعجب ندارد، زيرا رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم براي هر فردي از مسلمين أسوة حسنه هستند، ايشان با ام حبيبه رضي الله عنها دختر ابوسفيان ازدواج كردند، در حاليكه شخصيت ابو سفيان در برابر عمر رضي الله عنهما اصلا قابل مقايسه نيست!، اينكه درباره ازدواج عمر با دختر علي اظهار ترديد مي شود هيچ توجيهي ندارد، و اما اين گفته شما كه عمر با جني ازدواج كرده! يا جني به شكل ام الكثوم در خانه عمر رضي الله عنه بوده! هم خنده دار و هم گريه آور است، و بقدري مسخره است كه ارزش ذكر كردن هم ندارد اگر قرار باشد دنبال اينگونه چرندها بگرديم بسيار است!». شيخ پيرامون بحث مورد نظر يعني نقش مصاهره در پيوندهاي اجتماعي چيزي نگفته و حتي اشاره اي نكرده،كه اينگونه پيوند اجتماعي در واقع جز با قناعت و باور تحقق نمي يابد، و در آن دلالت روشن و آشكاري بر محبت و أخوت و الفت بين دو خانواده عروس و داماد وجود دارد. خلاصه: مصاهره بين صحابه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم بسيار روشن و آشكار است بويژه بين خاندان علي با خاندان خلفاي راشدين رضي الله عنهم اجمعين، كما اينكه مصاهره بين بني اميه و بني هاشم قبل از اسلام و بعد از اسلام بسيار معروف است، كه بارزترين آن ازدواج رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم با دختر ابو سفيان است. مقصود ما در اينجا اشاره به دستاوردهاي رواني و اجتماعي مصاهره بود كه از بزرگترين و بارزترين آن محبت بين طرفين مصاهره است. اميدواريم همين مقداري كه بعرض رسانديم كافي باشد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:55  توسط طاهره رحیم پور
|
زوج شدن : ! توافق است برای تفاهم ! سوختن است برای ساختن ! کمال است نه فقط رفاه ! مداوا و رفع معایب است ، نه نمایش قدرت وثروت ! انجا وظیفه است نه فقط ارضای غریزه [1] ! حرکت در جهت خدا گونه شدن است نه تنوّع و تفنّن ! خود را در کنار دیگری یافتن است نه خود را برای دیگری باختن خوب شدن است نه فقط خوش بودن پاره ای از خصوصیات مردان ! این واقعیت ندارد که مردها اهمیت کمتری برای عشق و روابط قائل هستند بلکه حقیقت در این تفاوت هاست : - از اولویت های مهم برای مردان شغل آنان و موفقیت در آن است. - آنچه برای زنان در اولویت است روابط خانوادگی است . ! مردان به سختی می توانند از تعلق و عقلانیت به یک باره به سمت احساسات تغییر موضع دهد ، گویی جایگاه مردها بیشتر در سرشان است تا اقلبشان . ! مردان خود و هویتشان را با شغل و موفقیت هایشان تعریف می کنند و اعتماد به نفس و خود باوریشان را صرفاً با دستیابی به هدف هایشان می دانند. ! مردها هنگامی که نقشه مشخصی داشته باشند ، راحت تر کار می کنند . بنابراین تعیین یک برنامه زمانی برای هر کاری ، امنیت بیشتری به آنها می دهد . ! مردان معمولاً گله و شکایت خود را به درون می ریزند. ! مردها تا موقعی که به راه حلّی نرسیده اند ، پاسخی نمی دهند اما آن ها در حین صحبت کردن به راه حلّ هم می رسند . ! مردان به گونه ای تربیت شده اند که همیشه می خواهند دنیای بیرون را تحت کنترل خود داشته باشند و همواره به موفقیت دست یابند، در عوض به دنیای درونی خود کمتر توجه نشان می دهند ! مردها از کوچکی شرطی شده اند که تمامی جواب ها را بدانند و تمامی کارها را به خوبی انجام دهند ، بنابراین به حمایت و تحسین زیادی احتیاج دارند . ! مردانی که از درون احساس ناامنی می کنند ، سعی می کنند همسرشان را از سیستم های حمایتی اش مثل خانواده و دوستانش ، دور نمایند. این یکی از تاکتیک هایی است که آنان جهت نفوذ و سلطه بر روی همسرشان به کار می برند که البته دو نتیجه دارد : الف ) وابستگی زن به مردش بیشتر می شود. ب) به خاطر رابطه کمتری که مرد دارد از انتقاد و نظرات منفی نسبت به خودش مصون می ماند. ! مردها هنگامی بهتر ارتباط برقرارمی کنند که بتوانند روی مکالمة خودشان با شما ، تمرکز کنند ، برای همین است که در مقابل در خواست ها و صحبت های مبهم ، معذب می شوند ، گویی می بایست هم خواسته واقعی شما را درک کنند و هم آن را بر آورده سازند اما زن ها چنین نیستند ، دو زن می توانند به راحتی به صحبت بنشینند در حالی که نمی دانند راجع به چه موضوعی می خواهند صحبت کنند و یا هدف از صحبت چیست . چرا که از ابراز کردن خودشان لذت می برند . ! برای یک مرد غالباً خواندن یک کتاب در زمینه رشد شخصیتی و نزد مشاور رفتن به این معنی است که اعتراف کند که کارها را خوب انجام نمی دهد و مرد بدی است. ! مردان عادت دارند یأس ها و سرخوردگی هایشان را به شکل خشم ابراز کنند ، به جای آن که احساسات دیگری از خود نشان دهند ، چرا که خشم امنیت بیشتری برایشان دارد . ! برای اغلب مردان نشان دادن احساساتی نظیر عجز و ناتوانی و یا ترس بسیار مشکل است ، تنها هنگامی چنین احساساتی را از خودشان بروز می دهند که وضع آن ها خیلی خراب باشد . برگرفته از کتاب رازهایی درباره مردان - باربارا دی آنجلیس عاطفه زن و هنر استفاده از آن ! محبت زن نباید دست و پای مرد را ببندد ، مثلاً به خاطر محبت از او بخواهد که همواره کنار او در منزل بماند ، چرا که در این صورت بعد از مدتی مرد به نفرت می ر سد . ! با چشمان اشک آلود توأم با لبخند ، آن هم در حال پناه آوردن به مرد (گریه بر شانه مرد) می توان سنگدل ترین مرد را بدست آورد . ! مردها مهارت چندانی در زمینه احساسات و عواطف ندارند . زنان به خاطر عدم آشنایی با این ویژگی مردان و مقایسه با خودشان ، رفتارهای جدی مردان را به حساب لجبازی و مقاومت آنها می گذارند و آنان را به خاطر بی احساسی بودنشان سرزنش می کنند . عاطفه زن و هنر استفاده از آن ! مردها عاشق استعداد و توانایی در زن هستند به شرط آن که زن همواره متواضع باقی بماند. یکی از نمودهای عاطفی زن فروتنی است . ! هنگامی که زن از مسئله ای ناراحت است و نزد همسرش می رود ، مرد عملاً کلماتی را که زن برزبان می آورد نمی شنود ، بلکه چنین می فهمد : به من کمک کن . مرا نجات بده . چون مردان همواره به راه حل می اندیشند . در حالی که روحیه عاطفی زن ، تنها حمایت می طلبد . ! مرد ها با شناختی که از زن دارند ، فکر می کنند زن ها به محض شروع به کلمه و شکایت ، دیگر دست از این کار بر نمی دارند و تا ابد ادامه می دهند . به همین دلیل می گویند : می خواهی همین طور ادامه بدهی ، - «الان حوصله ندارم درگیر یک دعوای بزرگ شویم » «بفرما باز دوباره شروع شد » . نباید ها ! در حق مردِ زندگی تان مادری نکنید گر چه به خاطر انجام کارهایش بوسیله زن احساس رضایت می کند ولی تداعی جایگاه مادرانه ، نقش معشوق بودن را کم رنگ می کند زیرا رفتار عاطفی مادر با منع جنسی همراه بوده است و از طرف دیگر یاد آوری سلطة مادرانه ، نوعی عدم آزادی را در پی داشته است . ! از اشتباهات بزرگ زن این است که در برخورد با همسرش همیشه از موضع ضعف عمل کند ، چرا که قابلیت ها و توانمندی ها در هر انسانی زیباست و جاذبه دارد . ! بعضی از زنان تصور می کنند سکوت و تأیید همسرانشان ، و رأی و نظری از خود نداشتن ، موجب محبوبیت شان خواهد شد ، در حالی که زن ومرد قبل از این که زن و شوهر باشند دو انسانند که در سایر ابعاد نیاز به همراهی و همفکری دارند. ! اصولاً مردان ترجیح می دهند نقط ضعفشان به صورت غیر مستقیم به آنان عرضه شود چرا که معمولاً نتیجه تذکر مداوم و بیان صریح عیب ها ، « لجبازی » است . نباید ها ! آنچه مردان را از زندگی بیزار و خسته می کند : الف) پرداختن به مباحث جزئی و اصرار در ثابت کردن یک مطلب در یک مقطع زمانی . ب) گریه های طولانی ج) ناز آوردن های بیجا و بی موقع (لوس کردن) د) حساس و عاطفی بودن بیش از حدّ که موجب محدودیت غیر متعارف و غیر عادلانه برای مرد بشود . چند مثال کاربردی : ! هنگامی که ناراحت هستید اغراق نکنید ، ناراحتی تان را از آنچه هست بزرگتر جلوه ندهید (مردها همواره به معنای لغوی کلماتی که به کار می برید ، توجه می کنند. مثلاً وقتی می گویید دیگر صبرم تمام شده همسرتان فکر می کند دیگر همه چیز تمام شده است ). ! به مجرد ورود همسرتان به منزل ، با مسائل و مشکلات احساسی تان به او هجوم نبرید ، به او فرصت بدهید تا آرام بگیرد. ! هنگامی که مردها را در مورد احساساتشان محکوم می کنید . آنان احساس می کنند مورد انتقاد واقع شده و زن ها نمی توانند درکشان کنند ، بنابراین با سرد شدن به لحاظ عاطفی ، انتقام می گیرند و در مقابل برخورد احساسی که مطلوب شماست ، مقاومت می ورزند ، از شما عصبانی شده و با متهم کردنتان به این که بیش از حد احساساتی هستید ، به شما حمله می کنند . نباید ها ! زنان نباید خود و خواسته های معقولشان را فراموش کنند ، بلکه می تواننند منصفانه و هنرمندانه از حق خود دفاع نمایند و اگر در مواردی لازم به فداکاری و از خود گذشتگی باشد ، با توجه به توان و ظرفیت روحی ، می توانند از خواسته خود بگذرند ، چرا که در فرهنگ اعتقادی ما ، زمانی که آدمی کاری را به خاطر رضای خدا انجام می دهد ، مطمئن است که چیزی را از دست نداده است ، بلکه تجارت سودمندی کرده است (می توان هر نظر وعملی را با اتصال به باقی ، جاودانه ساخت ). ! زنان نباید جملات و کلمات تحقیر آمیز در مورد خودشان به کار ببرند چون موقعیت طبیعی آنان را به خطر می اندازند .جملاتی مانند « خیلی بد قیافه شده ام » ، « از نگاه به من حالت بهم می خورد » ، « راه انداختن آن مهمانی کار سختی نبود دیگران هم کمک کردند ، لازم نیست تشکر کنی » . ! زنان نباید هنگامی که می خواهند به همسرشان بگویند از دستش عصبانی و ناراحت هستند ، از حالت های بچگانه استفاده می کنند مثلاً به جای این که صدای قوی زنانه داشته باشند مانند دختر بچه ها حرف بزنند . ! با مرد زندگیتان چنان رفتار نکنید که گویی پدرتان هستند البته هیچ اشکالی ندارد گاهی اوقات به مردی که دوستمان دارد اجازه بدهیم به طریقی پدرانه از ما مواظبت کند ، اما اغلب نباید این گونه باشد . با الهام از کتاب رازهایی درباره مردان اقتدار مرد یک اصل مهم در زندگی مشترک ! اجازه گرفتن از همسرش ، سبب تأمین حس ولایت و اقتدار مرد می شود. ! تأمین حسّ اقتدرا مرد از سوی همسرش موجب بروز جوانمردی و مردانگی است . چون مرد هیچگاه نمی خواهد از زن کمتر باشد ، بنابراین در تمامی زمینه ها بهتر عمل می کند . ! زن برای تقویت اقتدار در مرد ، بهتر است از جملاتی چون ک « تو تکیه گاه من هستی » ، « من به تو اعتماد کامل دارم » ، « تو پشتیبان من در تمامی مسائل زندگی هستی » و ... استفاده کند. ! نه زن سالاری درست است و نه مرد سالاری ، بلکه آنچه شایسته شأن انسانی است ، حق مداری و حق سالاری است . ! در خانواده ، باید زمینه ای فراهم شود که مرد با پذیرش ولایت و سرپرستی ، به خود ش اعتماد کند تا بتواند با قاطعیت و قدرت ، وظایف خطیر اجتماعی و خانوادگی را بر عهده بگیرد . ( البته مردان باید مراقب باشند که از این اقتدرا سوء استفاده نکنند) . ! مرد به شدت از این که زن به او پناه بیاورد ، لذّت می برد و به شدت از قلدری و ریاست طلبی زن ، بیزار است . ! مردان اساساً نیاز دارند ، کنترل کامل همسر خود را در دست داشته باشند ، اما از این که خودشان کنترل شوند به شدت متنفرند . ! رابطه زن و مرد در زندگی مشترک ! زن وظیفه ندارد برای کمک مالی به خانواده ، مدت زمانی را خارج از منزل سپری کند ، اما این وظیفه را دارد که با آغوش باز و با نشاط با همسرش برخورد نماید و رضایت او را جلب کند. ! هرگز عکس العمل های تند و دفعی کارساز نیست ، با فکر و صبر و حوصله و گفتار نرم و مشورت ، کارها بهتر پیش می رود . ! مواظب باشید هیچ چیز را از همسرتان مخفی نکنید که در صورت رو شدن ، اعتمادش را به شما از دست خواهد داد . ! خطاهای یکدیگر را بزرگ نکنید ، سعی کنید اشتباهات را فراموش کنید و در صورت لزوم ، طرح آن را در زمان مناسب و با بهترین روش به انجام برسانید . ! همیشه برای همسرتان یک فرد جدید باشید و برای پیشرفت فکری و ارتقای زندگی خود اهمیت قائل شوید . ! زود احساس شکست نکنید ، استوار باشید و در عین حال احساس خوشبختی خود را هم در خلوت و هم در جمع بیان کنید . ! مردی که از کار خسته شده ، اگر از او قدردانی نشود ، تعادلش را از دست می دهد و به یکی از شیوه های زیر رو می آورد : الف) معتاد به کر می شود و به طور سرسام آوری کار می کند. ب) در لاک خود فرو می رود و ازآن بیرون نمی آید . ج) به سمت جنبه های زنانه خویش سوق پیدا می کند و از مشکلات خودش صحبت می کند . ! هدف اولیه مرد این است که همسرش را خوشحال کند و هیچ لذتی برای مرد بالاتر از این نیست البته به شرط این که بینشان مشکلی نباشد . ! معمولاً توقعات مرد از همسرش در دو چیز خلاصه می شود : الف) روحیه شاداب و با نشاط زن ب) ارتباط روحی و روانی و جسمی مثبت با او رابطه زن و مرد در زندگی مشترک ! اگر مردی بداند در بدو ورود به خانه باشور و نشاط و استقبال همسرش مواجه می شود و مورد قدردانی قرار می گیرد ، شوق آمدن به خانه ، سختی کار بیرون را آسان کرده و ختسگی او را بر طرف می سازد . ! مرد با تشویق و توجهات همسرش ، به زندگی و کارش دلگرم می شود. ! این که همسرتان احساس کند درکش می کنید ، مسئله مهمی است ، اگر از موضوعی رنج می برید ، حداقل با گفتار و رفتار خود نشان دهید که او را درک می کنید و سختی کار او را می فهمید . ! زنی که انتظار دارد همسرش در تمامی زمینه ها با او مشورت کند در حقیقت به طور غیر مستقیم به او پیام می دهد که تو ناتوان و عاجز از تصمیم گیی هستی . ! زن می تواند برای تقویت روابط زناشویی ، همسرش را به این باور برساند که تنها متعلق به اوست و به همین دلیل در ارتباطات اجتماعی اش به شدت محتاط است . ! با همسرتان به مانند شخص لایق ، دانا ، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید ، سعی ننمایید به جای او فکر کنید . ! طرز سؤال کردن از مرد باید به گونه ای باشد که او بتواند ساختار واضحی در ذهنش تسیم کند ، هر چه پرسش ها خصوصی تر باشند ، بهتر است پس رک و راست صحبت کنید ، وقتی در پرده ابهام وارد گفتگو می شوید ، مردها فکر می کنند ، آن ها را بازی می دهید و عصبانی می شوند . ! هنگامی که همسرتان ساکت است به ااین معنی نیست که به شما بی توجه است بلکه ذهنش مشغول پردازش اطلاعاتی شده که به او داده اید یا این که سعی می کند ، با احساسات خود تماس برقرار کند . ! وقتی زنان احساس سر درگمی و بیچارگی می کننند و به گونه ای رفتار می کنند که گویی دچار بحران عظیمی شده اند تا همسرتان بیاید و نجاتشان دهد ، البته این کار به عنوان روشی برای جلب توجه همسر است اما کاملاً بچگانه است . در این صورت مردان جواب می دهند و با احساس برتری و رئیس بودنی که می کنند ، اما احترام برای شما قائل نخواهند بود و رفته رفته شور و حرارت روابط کاهش می یابد . مادرها و پدرها ( خانواده های طرفین ) ! هیچگاه همسرتان را به خاطر بدی خانواده اش ، محکوم و مؤاخذه نکنید ، شنیدن این عبارت که « تقصیر خانواده توست » برای هر دو طرف به شدت رنج آور است . ! انتظار عصمت از همسرمان نداشته باشیم ، همانگونه که ما عیب داریم او هم قطعاً بی نقص نیست . ! زن و مرد باید همواره به تکریم یکدیگر در مقابل خانواده هایشان بپردازند و حتی اگر اختلافی دارند نباید در هیچ یک از دو خانواده ، همسرشا ن را تضعیف و ذلیل کنند. ! در زندگی مشترک ، هر یک از طرفین دو مادر و دو پدر دارد که باید به آنها به یک اندازه احترام گذاشت . ! سعی کنید خوبی های همسرتان را جلوی دیگران مخصوصاً خانواده خودتان و بالاخص مادرتان بگویید .
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 11:49  توسط طاهره رحیم پور
|
تربيت دختران در سيره معصومين (ع) مهم ترين هدف از تربيت دختران افزون بر خودسازي و پرورش باورهاي ديني، آشنا کردن آنان با فنون و شيوه هاي زندگي مانند شيوه شوهرداري، فرزند پروري، همسايه داري و معاشرت با مردم است. بدين معنا که دختران در کنار فراگيري انديشه هاي ديني و آموختن رفتارهاي اسلامي، نقش آفريني در عرصه هاي گوناگون زندگي را بياموزند. اهميت تربيت دختران امروزه بيش از هر زمان ديگر بايد به تربيت دختران همت گماشت؛ زيرا از يک سو نزديک به نيمي از نيروهاي فعال و کارآمد جامعه را قشر زنان و دختران تشکيل مي دهند و از سوي ديگر، گستره فعاليت آنان، همه امور فردي و اجتماعي را در بر مي گيرد. ضمن آنکه پرهيز از اختلاط زن و مرد در بيشتر مراکز و اداره هاي خصوصي و دولتي، امري سخت شده است، در چنين شرايطي بايد دانست که تنها در صورت تربيت درست و اسلامي دختران است که جامعه در امنيت به سر مي برد و نابهنجاري هاي اخلاقي و اجتماعي کاهش مي يابد. اگر جامعه زنان و دختران در رفتار و داد و ستد و رفت و آمدهايشان، دستورهاي شرعي را رعايت کنند و با حفظ حجاب و پوشش اسلامي در اجتماع حضور يابند، انحراف هاي اخلاقي به ميزان قابل توجهي کاهش مي يابد؛ زيرا بيشتر نابساماني هاي فرهنگي و اجتماعي بر اثر اختلاط زن و مرد و جوانان دختر و پسر و در پي رعايت نکردن حدود اسلامي پديد مي آيد که با تربيت ديني نسل جوان به ويژه دختران مي توان از اين مسئله پيش گيري کرد. حضور چشم گير دختران و زنان در جامعه و گسترده بودن فعاليت آنها، به فرهنگ سازي درست اين گونه ارتباط ها نيازمند است که با پرورش درست به دست مي آيد. تربيت دختران در محيط خانواده مهم ترين هدف از تربيت دختران افزون بر خودسازي و پرورش باورهاي ديني، آشنا کردن آنان با فنون و شيوه هاي زندگي مانند شيوه شوهرداري، فرزند پروري، همسايه داري و معاشرت با مردم است. بدين معنا که دختران در کنار فراگيري انديشه هاي ديني و آموختن رفتارهاي اسلامي، نقش آفريني در عرصه هاي گوناگون زندگي را بياموزند. وظيفه مادر است که از کوچکي به آموختن نقش ها به فرزندان و دختران شان بپردازد؛ زيرا محيط خانه مناسب ترين فضا براي نقش آموزي دختران است و مادر، شايسته ترين معلم و راهنما براي دختر به شمار مي رود. ارتباط عميق مادر و فرزند و اعتماد همه جانبه دختر به مادر، مهم ترين عامل در اجراي فرآيند تربيت و اثر گذاري آن است. دختر با ديده اطمينان و اعتماد به مادر مي نگرند، به گفته او گوش مي دهد و هر چه بخواهد بدان عمل مي کند. بدين سان مادر، تنها کسي است که از نزديک با دخترش ارتباط دارد و از نيازهاي مادي و معنوي او آگاه است. او بيشترين زمان را در کنار دختر سپري مي کند و از خواسته هاي قلبي وي آگاهي کامل دارد. از اين رو، قادر است مسائل مهم و ضروري را روشن و آشکارا با دخترش در ميان بگذارد و انجام دادن آن را از وي بخواهد. البته مادر در صورتي مي تواند به نقش آفريني دختر کمک کند که خود، با نقش هاي مورد نظر آشنايي کامل داشته باشد. هدف از تربيت دختران، افزون بر بيمه کردن آنان در برابر انحراف هاي ديني و اخلاقي، آموزش نقش هاي مورد نياز وي در زندگي خانوادگي و اجتماعي است، که مناسب ترين معلم در اين زمينه، مادر و بهترين مدرسه براي انجام اين کار، محيط خانه است . تربيت اقتصادي دختران يکي از جنبه هاي تربيت زنان و دختران، تربيت اقتصادي آنان است. اگر زنان و دختران از دانش اقتصاد خانواده بهره مند باشند، بهتر مي توانند به ايفاي نقش خانه داري بپردازند. تربيت اقتصادي به معناي کارآموزي فنون خانه داري و فراگيري شيوه هاي درست مصرف مالي است. آشنا ساختن دختران با آشپزي و تهيه غذاي مناسب بدون اسراف و تباه کردن مواد اوليه، از وظايف مادران است. قرآن کريم دستورهاي متعددي در زمينه اقتصاد و امور معيشتي مردم دارد و همه آنها را به رعايت ميانه روي در دخل و خرج سفارش مي کند. مسرفين و کساني که در استفاده از منابع و امکانات مادي زياده روي مي کنند، در قرآن از اهل دوزخ شمرده شده اند، آنجا که خداوند مي فرمايد : «و ان المسرفين هم أصحاب النار؛ و مسرفان اهل آتشند.» (غافر43 ) ايجاد روحيه ميانه روي در دختران، از عوامل مهم در اداره اقتصاد خانواده است، به گونه اي که اين ويژگي در موفقيت و پيدايش رضايت اعضاي خانواده و سازگاري با آنان، به ويژه تأمين رضايت شوهر نقش حياتي دارد. اگر دختر در خانه پدر با روحيه ميانه روي و آينده نگري بزرگ شود، مي تواند آن روش را در خانه شوهر نيز ادامه دهد و زندگي آبرومندي را براي خود و اعضاي خانواده اش فراهم کند. در مقابل، اگر پدر و مادر به تربيت دختر توجه نکنند و او تجمل گرا و خودسر بار آيد، چنين دختري در اداره امور خانه موفق نخواهد بود، چنان که دختران خانواده هاي سرمايه دار که بيشتر در ناز و نعمت بزرگ مي شوند، توانايي چنداني در اداره خانه ندارند. در واقع، بسياري از آنها با توجه به نوع زندگي در خانه پدر، توقع زياد و خواسته هاي نامعقول دارند که شوهران سطح متوسط جامعه، از پاسخ گويي دچار سستي و فروپاشي مي شود. سيره فاطمه زهرا عليها السلام، الگوي مناسب ميانه روي و قناعت و بي نيازي از مردم است که زنان مسلمان بايد از آن پيروي کنند. جريان انفاق لباس عروسي و بسنده کردن به پيراهن کهنه، از رويدادهاي بسيار زيبا و جالبي است که تنها در شب عروسي دخت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فاطمه زهرا عليها السلام واقع شده و در طول تاريخ نظير آن مشاهده نشده است. (اخلاق حضرت فاطمه زهرا ص 86) يکي از آرزوهاي معمول جوانان اين است که مراسم ازدواجشان به عنوان مراسمي که يک بار در زندگي شان اتفاق مي افتد، بايد هر چه با شکوه برگزار شود. اين مسئله، طبيعي است و هر جواني خواهان آن است، ولي حضرت زهرا عليها السلام که تربيت يافته مکتب مکتب وحي بود، فراتر از خواسته ها و گرايش هاي انساني مي انديشيد و با عمل به سيره رسول خدا صلي الله عليه و آله در قناعت ورزي، در همان شب به ياد ماندني زيباترين لباسش را به سائل داد و رضاي خدا و پيامبرش را بر خواسته هاي طبيعي خود مقدم داشت. تربيت اقتصادي، در اداره کردن زندگي نقش اساسي دارد و در ايفاي نقش خانه داري و امور معيشتي اثر گذار است. از اين رو، لازم است از دوره کودکي به تربيت اقتصادي دختران اهتمام ورزيد و آنها را با روحيه قناعت و صرفه جويي پرورش داد. زندگي با عزت و شرافت فاطمه زهرا عليهاالسلام که با ايثار و از خود گذشتگي عجين بود،برترين راهنماي زنان و دختران مسلمان است . دختران و مسائل بلوغ بر اساس تفاوت هاي جسمي و روحي زن و مرد، شرايط بلوغ و زمان انجام دادن وظايف ديني و مذهبي آنان نيز متفاوت است. دختر زودتر از پسر به تکليف مي رسد و پدر و مادر بايد به اين مسئله توجه داشته باشند. چه بسا ممکن است برخي از خانواده ها از اهميت اين امر بي خبر باشند و سن تکليف فرزندان خود را از ياد ببرند و زماني با خبر شوند که بسياري از تکليف هاي الهي از آنان فوت شده و فرزندان به موقع آنها را انجام نداده اند. دختر بر اساس ويژگي هاي بيولوژيکي و رواني خود، زودتر آماده پذيرش وظايف و آموزه هاي ديني مي شود. اسلام با توجه به اين ويژگي مي خواهد، دختران پيش از پسران در زير خيمه انسان ساز دين و مذهب وارد شوند و معارف اسلامي را بياموزند؛ زيرا انجام دادن عبادت و پاي بندي به وظايف ديني و اسلامي، در اصلاح و تربيت انسان نقش اساسي دارد. خداوند خطاب به مريم - مادر حضرت عيسي عليه السلام - مي فرمايد: «اي مريم ! در برابر پروردگارت خضوع کن و پيشاني بر زمين بگذار و با رکوع کنندگان رکوع کن».(آل عمران : 43) از بعضي تفسيرها بر مي آيد که اين خطاب در نه سالگي مريم بوده و او پس از آن، همواره در حال عبادت بود تا آنجا که بر اثر عبادت، در رسيدن به کمالات معنوي از بزرگان و دانشمندان عصر خود پيشي گرفت. (تفسير نمونه ج 2 ص 399) شايد به اين دليل بود که حضرت مريم با جان و دل پذيراي دستورهاي خدا شد و عاشقانه به عبادت او پرداخت. به هر حال، پاي بندي به انجام دادن وظايف ديني و مذهبي، اين امکان را به دختران مي دهد که زودتر آمادگي لازم را براي ايفا نقش هايي چون مادري و خانه داري پيدا کنند. از آن جا دختر زودتر از پسر به تکليف مي رسد، آموزش هاي ويژه اي را مي طلبد. بدين معنا که احکام عملي ويژه زنان و دختران، بايد پيش از بلوغ ، به آنان آموزش داده شود تا هنگام روبه رو شدن با آنچه به زوي برايشان پيش مي آيد، دچار مشکل روحي نشوند. چه بسا دختراني که بر اثر بي خبري از آنچه هنگام بلوغ براي دختران اتفاق مي افتد، دچار نگراني و پريشاني رواني و گاه گرفتار پي آمدهاي ناگواري چون بيماري مي شوند. اين مسئله را با تربيت و آموزش به موقع وظايف ديني و آگاه سازي او مي توان کنترل کرد. آگاهي دادن به دختر درباره آنچه بر اثر دگرگوني هاي جسمي هنگام بلوغ براي او رخ مي دهد، او را از سرگرداني و افسردگي حفظ مي کند. نقش فرهنگی، تربیتی زنان؛ شاه کلید ایجاد جامعه مهدوی در دنیای پرهیاهوی امروز که غوغاسالاران پشت پرده مدیریت رسانه ها، رشته حکومت دنیا را به دست گرفته اند و هر گاه که اراده کرده اند شگفتی نوینی را خلق کرده و با بوق و کرنا در ضمیر مخاطبان میلیاردی خود جای داده اند، نقشه های پیچیده و شگفت آوری وجود دارد. در این رسانه ها که دیگر فقط به تلویزیون های ماهواره ای یا رادیوها و شبکه های عظیم و پیچیده اینترنتی محدود نیست، بلکه رسانه های دنیای مدرن شامل تمامی ابزارهایی که توان انتقال پیام همچون سینما، کتاب، رسانه های دیجیتال، عکس، آثار هنری مختلف و خیلی چیزهای دیگر را شامل می شوند نکته جالب و تعیین کننده ای نقش دارد که در عین حال مورد غفلت بسیاری از اندیشمندان شرقی هم قرار گرفته و ظاهرا تلاش چندانی برای بازیابی این نقش یعنی نقش زن صورت نمی گیرد. زن آئینه تمام نمای شخصیت انسان است . او مظهر پرورش است و صفت الهی پروردن از جانب خدای خویش را به ودیعه دارد. این وجود سراسر نیاز، خود نیازمندان را غنا می بخشد، آنان را به كمال معنوی سوق می دهد تا با احاطه بر كلیات هستی و شناخت برهانی به مبدا و غایت وجود دست یابند. آنان را به جایگاهی می رساند كه جز قداست و پاكی چیزی نیست، به راستی این وجود لطیف با همه ظرایف روحی كه دیگران ضعیف می خوانندش، چگونه می تواند جلوه و جمالی از حق و عامل تجلی صفات الهی در سایرین باشد؟ رمز آن قدرت عظیم كه در این وجود نهفته است در چیست؟ اندیشه های والا و نگرش عمیق و دقیق، راز این حكمت را در قدرت پرورش و تعلیم می دانند كه از دامن زن و بلكه از بطن او آغاز می گردد.
در مكتب قرآن ، انسانیت را ابتدا تزكیه لازم است، سپس افشاندن بذر آموزش. در مقام تعیین این دو عامل ارزشمند قرآن ابتداتربیت را توصیه می نماید، تا تزكیه بر آن مقدور گردد. تربیت نفس كه باید از خواستگاه ایجاد و جایگاه تولد مهیای پاكی و عفاف گردد رسالتش به عهده اولینمربی حیات یعنیeاست. وجود ناتوانی به امانت به وی سپرده می شود تا به حول و قوه الهی وی را صاحب توان وقدرت نماید. (الله الذی خلقكم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه) این توانمندی می تواند در مسیر هدایت یا ضلالت باشد و زن بیشترین نقش را در استقرار هر یك از دو مسیر فوق در تكامل شخصیت انسان دارد. همراهی تعلیم و تربیت با تزكیه نفس، سازنده انسانی است والا یعنی همان انسان صاحبعلم و تقوا. دامن مادر اولین كلاس درس و بهترین محل تربیت كودك است، خانواده نخستین جایگاه آموزش و پرورش او است. ظهور و بروز استعدادهای زیستی، فكری و عاطفی وی تحت شعاع این كانون قرار دارد و از گرمی وجود مادر نشأت گرفته و كمال می یابد، به نحوی كه آثار آن تا پایان حیات در جهان ماده و تداومش در نشئه روح باقی خواهد ماند. زن پایه گذار وجود و حیات آدمی است، در پی ریزی اساس و ساختار شخصیت انسان، زن معماری نقش آفرین و هنرمندی چیره دست است. او با رفتار خود آینده طفل را رقم می زند و اینگونه است كه به معراج رفتن مرد از دامن زن میسر می گردد. ادیان اهلی حكما و دانشمندان در این امر اتفاق نظر دارند كهبشردرسایه تربیت صحیحبهسعادترسیده و یا در مسیر طوفان های صلالت و گمراهی در چنگال شقاوت گرفتار می آید و نیز متفق القولند كه آن بخش از تعلیم و تربیت كه به دوران كودكی و طفولیت فرد مربوط می شود از اهمیت بیشتری برخوردار است،به گونه ای كه دوران كودكی را پدر حیات آدمی دانسته اند. در آموزشگاه بزرگ حیات نقش اول در تعیین ساختار شخصیت كودك برعهده مادر است. او محور عاطفی خانواده را در ید قدرت خویش دارد و محبتش سبب رشد عاطفی می گردد. حاصل این ویژگی و نقش پذیری كودك از افعال و اقوال مادر است، كه آینده او رامعنی می بخشد و از طریق تجلی صفات ثانویه می تواند، انسان هایی وارسته و زنان و مردانی بزرگ و با فضیلت به حیات اجتماعی و تاریخ بشری تقدیم و نقش مستقیم خود را در صحنه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایفا نماید؛ یا اینكه بر اساس مضامینی از نظر اسلام مطرود و بر اساس تقلید و تزریق فرهنگ بیگانگان و سرسپردگان كودك را از بدو تولد از دامن پر مهر و محبت خویش جدا نموده و با اشتغالاتی بی اساس و مبتذل و بدور از منزلت علمی و فرهنگی و شخصیتی زن، دختران و پسرانی بیمار گونه و انسانهایی با عقده های روانی و مشكلات اخلاقی، وابسته به فرهنگ غرب و شرق، بی ثبات، بی اراده و ... تحویل جامعه دهد. مبتذل نمودن شغل مادر توسط اجانب در آن رژیم به منظور عدم تربیت صحیح فرزند، درست نشدن انسان مومن طالب شهادت، جدا كردن كودكان از دامن مادر و سپردن آنان به موسسات فاقد صلاحیت و افراد غیر رحیم و پیدایش عقده و فاسد بار آوردن آنان، به دور از تربیت انسانی است. رابطه دور شدن فرزند از مهر و محبت مادری با انحطاط و فساد جامعه توام است كه در جامعه اگر حرمت عاطفه شكسته شود، نظام اجتماعی آن جامعه تدریجاً متلاشی خواهد شد. سخن گفتن از مسئولیت های خطیر زن در امر انسان سازی و سازندگی و یا تخریب جامعه و بلكه دنیا، مطلبی ساده نیست. ادراكی ژرف و اندیشه های توانا و بصیرت همه جانبه، قدرت دریافت و تحلیل آن را دارد تا آن مقاصد الهی و اهداف متعالی تحقق یابد. .. و تو ای زن با همه اوصاف كریمانه و نفوذ ماهرانه خود و توانمندی عادلانه كه در استعدادهای بالقوه خویش داری، چگونه آن را تجلی می بخشی؟ آیا در انتظاری كه بدور از تلاش و پویش، به طور معجزه آسا، فطرت پاكت در دامن عفیفت ظهور یابد و یا آنكه بدنبال كسب بینش و معرفت الهی هستی؟ آیا می دانی كه هنز مدیریت و تدبیر صحیح در گردش فضای معنوی خانواده به دست توست؟ تو هستی كه نقش پایداری و بقای خانه و خانواده را رقم زده و به دنبال آن محیط دنیا را از آلودگی ها و خبث و تشبثات شیطانی پاك و مصفا می نمایی . به خود آئیم و حیات انسان ها را مظهر تجلی نعم الهی و عفت و پاكدامنی، ایثار و فداكاری ، عطوفت، مهرورزی، و خلوص و شهامت و شجاعت گردانیم، تا بدین وسیله افتخار تربیتِ بزرگ مردان و بزرگ زنان تاریخ را داشته باشیم چگونگی حضور زنان در نظام آموزشی کشور
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 11:41  توسط طاهره رحیم پور
|
جايگاه زن در اسلام درك اين نكته مهم است كه بر خلاف جهان غرب به ويژه آمريكا كه ميكوشد مرد و زن را به نحوي كمي و ظاهري، برابر قرار دهند، چنان كه گويي هيچ تفاوت و تمايزي ميان آنها نيست، اسلام، مردان و زنان را موجودات كامل كنندة يكديگر ميداند. تفاوت اين دو جنس در نقش و وظيفه ظاهري اجتماعي آن دو است و اسلام در اين زمينه، به نوعي استكمال زن و مرد نسبت به يكديگر قائل است تا برابري كمي ايشان، انتقادي كه غالباً به نقش زن در اسلام دارند بيش از هر چيز اطلاق متكلفانة رسم و روشهاي غربي بر جهان اسلام مبتني است. در اسلام به شدت بر ازدواج تأكيد شده و در جامعه اسلامي، فشار معنوي و اجتماعي نيرومندي، مردان و زنان را به ازدواج واميدارد. تجرد و بيهمسري در جامعه اسلامي، فوقالعاده نادر بوده و افراد اعم از زن و مرد از طريق ازدواج، آن چنان در ساختار گستردة خانواده ادغام شدهاند كه مانع از ذرهاي شدن جامعه و استقلال يافتن مطلق فرد در آن بوده است. از حيث مشاركت سياسي زنان نيز اسلام، پيشرو بوده است. فراخوان مرد مسلمان به انجام وظيفه در مقابل زن و حفظ حرمت و حقوق او، مشاركت سياسي، نظامي و اجتماعي زنان از صدر اسلام به بعد (غزوات، مهاجرتها، نماز جمعه و جماعات، حضور در مسجد و مشاركت فرهنگي ـ آموزشي) و طرح مستقل مسأله «بيعت زنان» با پيامبر و... همگي دال بر اين امر هستند كه اسلام، بسيار فراگيرتر و در فاصلة زماني بسيار پيشتر و دورتر از ليبراليسم و سوسياليسم، زن و حقوق سياسي و اجتماعي او را مدنظر داشته و اين مسأله را به نحوي مترقي و ارزشمند، جامة عمل پوشانده است. فهرست كتب متعددي كه سلسله نامهاي زنان دانشمند، پژوهشگر، شاعر و مبارزان صحنههاي سياسي و... را ثبت كردهاند. جايي براي دغدغه ضعف زن، باقي نميگذارد. . طنين انساني همين فرهنگ است كه حتي امروزه در دورترين نقاط غرب، باعث اقبال وسيع زنان به سوي اسلام شده است. روزنامه هرالدتريبون در 9 نوامبر 1993 در مقالهاي با عنوان «زنان مسلمان رو در روي آمريكا قرار ميگيرند» مينويسد: «زنان مسلمان كه از منطقة فلوريدا تا قلب لوس آنجلس و ويرجينيا درصدد حمايت از يكدگير بوده و از تبعيضات، خشمگين هستند درصدد سازماندهي گروههاي كوچك برآمدهاند». خبرگزاري ايتاليا در 11 نوامبر 1993 در گزارشي از لندن، توضيح ميدهد كه زنان انگليسي، چه راه حلي براي مشكل زنان غرب به آنان نشان ميدهند: «اين زنان هميشه در دور ماندن از دامهاي زندگي و پيش گرفتن راههاي جديد، از ساير زنان غرب جلوتر بودهاند. راه حل زنان انگليسي، روي آوردن به اسلام است. تنها در 2 سال اخير بيش از 20 هزار نفر از باسوادترين زنان انگليسي به اسلام روي آوردند. » در نظام اسلامي زن داراي مسئوليتهاي متعدد است از جمله: 1 ـ زن در جامعه اسلامي به عنوان يك مسلمان موظف به كسب آگاهيهاي لازم جهت حيات و فراهم كردن موجبات رشد و ارتقاي خويش است. زن وظيفه دارد خود را براساس وظايف و ضوابط و تعالي شرعي بسازد، صفات و ويژگيهاي مورد نظر اسلام را در خود پديد آورد، از طريق امر به معروف و نهياز منكر و تبشير و انذار به سازندگي ديگران اقدام نموده و در امور سياسي و اجتماعي و براساس ضوابط شرع به پيش رود و در كارهاي مالي و اقتصادي حق دخالت و نظر داشته باشد . 2 ـ دومين مسئوليت زن «در نقش همسري» است. در صورت شايستگي در اداي وظيفة همسري ميتوان او را فردي معجزهگر دانست و در تعبيرات اسلامي زن شايسته، به عنوان خير دنيا و آخرت معرفي شده، او را كارگزار خدا لقب دادهاند و در برخي از روايات به عنوان يكي از سنتهاي الهي قلمداد گرديده است. وظيفه او را در دو عبارت ميتوان خلاصه كرد. [22] 3 ـ مسئوليت ديگر زن نقش مادري است: زن بايد بكوشد مادري الگو و تمام عيار باشد و فرزندان را در دامن پرمهر و محبت خود بپروراند. زن آگاه مسلمان ميداند كه بيش از شوهر در ساختن يا ويران كردن بناي اخلاقي كودك مؤثر است، سعادتها و شقاوتها تا حدود نسبتاً زيادي به مادران مربوط است. 4 ـ مسئوليت ديگر زنان «مديريت كانون» است. زن مدير و كانون خانه است و وظيفة گردانندگي و گرمي آن را به عهده دارد. رفتارهاي در خانه بايد تابع زن باشد نه تابع خواست ديگران. ادارة امور اقتصادي خانواده، ادارة امور اخلاقي خانواده در خصوص همسر و فرزند، آموزگار درس انسانيت و اخلاق و تقوا و پاكي، حفظ محيط خانواده از نفوذ عوامل فساد و بالاخره مديريت حيات داخلي خانه بر عهدة زن است. 5 ـ مسؤوليت ديگر زن «نقش اقتصادي» است: اسلام از زن وظيفة اقتصادي را نخواسته است، ولي دوست دارد در اين زمينه او هم نقش سازنده و مثبت داشته باشد. همين كه زن به كارخانه و فرزندان ميرسد وظيفهاي سنگين و شغلي دشواري است، در عين حال جنبة گذشت و ايثار زن، فداكاري او را در راه حفظ گرمي كانون، آدمي را طلب ميكند كه از او بخواهد در ساعت فراغت به كاري دستي و يا خدمت درآمدزا مشغول باشد. اين امر ضمن اينكه موجب رونق كانون خانواده است زمينه را براي ايجاد تنوع در زندگي او نيز فراهم خواهد كرد. . زن از لحاظ علم، جز دانستن اصول و معارف و فروع ديني كه عبارتند از احكام عبادات و قوانين اجتماعي، چيزي بر او نيست و از لحاظ عمل فقط بايد وظيفه دينياش را انجام بدهد و از شوهرش در اموري كه مربوط به استمتاع از اوست اطاعت نمايد و اموري مانند تحصيل علم و كسب و پرورش نوباوگان امري زايد بر وظيفه و موجب افتخار اوست و اسلام تفاخر را بر زنان جايز، بلكه مطلوب شمرده است. درست است كه بر مردان واجب است مخارج خانواده را تأمين كنند و بانوان شرعاً در اين باره مسؤوليتي ندارند، ليكن خانمها نيز بايد شغل و كاري داشته باشند. در اسلام فراغت و بيكاري مذمت شده است. كار زن يك نوع ايثار است: تحقيقات به عمل آمده نشان ميدهد كه اين خودخواهي زن نيست كه بر جان خود دردسر ميخرد، اين خيرخواهي و ايثار اوست كه موجب ميگردد تا هزاران صدمه را بر جان و عمر خويش بپذيرد، ريشه كار زن در بيرون حادثهجويي يا اثبات برتري خود نسبت به شوهر نيست هر چند مرداني كه از دسترنج زنان خويش بهره ميبرند، عملاً ضعف خويش را به اثبات رسانده، شرعاً مديون همه آنچه زن هزينه كرده است ميباشند . * حقوق و مسئوليتهاي فردي زنان در منشور: * حقوق و مسئوليت زنان در تشكيل و تداوم خانواده: حقوق و مسئوليتهاي زنان در سياست داخلي شامل حق و مسئوليت كسب آگاهي و مشاركت و نقشآفريني در تعيين مقدرات اساسي كشور جهت حفظ و تحكيم نظام اسلامي،حق و مسئوليت مشاركت در امور جامعه و نظارت بر آن جهت هدايت جامعه به سوي معنويت و فضايل اخلاقي و پيراستن آن از ناهنجاريهاي اخلاقي و رفتاري، حق آزادي قلم، بيان، اجتماعات با رعايت موازين، حق تاسيس احزاب و ديگر تشكلهاي سياسي و فعاليت در آنها با رعايت حفظ استقلال كشور، وحدت ملي و مصالح نظام اسلامي ، حق شركت در انتخابات و انتخاب شدن در مجلس يا شوراهاي مختلف، مشاركت در برنامهريزيهاي دولتي و تصدي مديريتهاي عالي با رعايت موازين است . حقوق و مسئوليتهاي زنان در سياست بينالمللي نيز شامل حق و مسئوليت آگاهي از رويدادها و مسائل سياسي جهان، به ويژه جهان اسلام، حق توسعه ارتباط و تبادل اطلاعات سياسي سازنده بين بانوان ايران و جهان با رعايت مصالح ملي و ضوابط قانوني، حق و مسئوليت حضور فعال و موثر در مجامع اسلامي، منطقهاي و بينالمللي به ويژه در زمينه مسايل مربوط به زنان با رعايت ضوابط قانوني، مسئوليت تلاش جهت تقويت همبستگي در ميان زنان مسلمان و حمايتهاي از حقوق زنان و كودكان محروم و مستضعف جهان، حق برخورداري زنان پناهنده به جمهوري اسلامي ايران در تامين امنيت، سلامت و امكان بازگشت آنها به وطن خود، حق برخورداري اتباع زن ايراني از حمايتهاي دولت در برابر اتباع ساير كشورها در حدود مقررات و معاهدات و حق بهرهمندي زنان ايراني از حمايتهاي قانوني در خصوص ازدواج و تشكيل خانواده با مردان غيرايراني با رعايت ضوابط است.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 11:19  توسط طاهره رحیم پور
|
اشتغال زنان در ایران
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 11:11  توسط طاهره رحیم پور
|
بهداشت و رسيدن به زمينه اي مشترك : فرهنگ ، جنسيت و حقوق بشر فرهنگ به عنوان بخشي بنيادين و اصلي از زندگي انسان ها، بايستي در سياست ها و برنامه ريزي هاي مربوط به توسعه گنجانده شود. گزارش صندوق جمعيت سازمان ملل متحد،UNFPA ، از وضعيت جمعيت جهان در سال 2008 نشان مي دهد كه اين فرايند چگونه در عمل قابل اجراست. امسال شصتمين سالگرد صدور اعلاميه جهاني حقوق بشر است. اين گزارش با اشاره به اين نكته آغاز مي شود كه حقوق بشربازتابي از ارزش هاي جهاني است. بنابراين، شيوه هايي با رویکردفرهنگی را براي دستيابي به توسعه لازم مي داند، زيرا چنين رويكردهايي براي حقوق بشر به طور كلي و حقوق زنان به طور خاص ضروري می باشند. شيوه هایی با رویکرد فرهنگي نيز نيازمند روان بودن و سلاست فرهنگي وآشنايي با چگونگي كاركرد و عملكرد فرهنگ ها مورد بررسی و توجه قرارگرفته اند. بنا بر اين گزارش، مشاركت ها، بعنوان مثال ميان صندوق جمعیت ملل متحد و تشكيلات غيردولتي NGO)هاي( داخلی ، مي تواند خط مشي هاي مفيد و موثري را جهت توسعه حقوق بشر نظير توانمندسازی زنان و برابري جنسیتی؛ و خاتمه دادن به سوءاستفاده از حقوق بشرو تجاوز به آن مانند قطع يا ناقص كردن اعضاي تناسلي زنان به وجود آورد. بنا بر اين گزارش، فرهنگ بركيفيت اداره زندگي مردم تأثير مي گذارد. فرهنگ ها چگونگي تفكر و رفتار مردم را تحت تأثير قرار مي دهند؛ اما باعث نمي شوند كه همه افراد مانند هم فكر و عمل كنند. فرهنگ ها از شرايط و پيشامدهاي خارجي تأثير مي پذيرند، برآنها اثر مي گذارند و در پاسخ به آنها دستخوش تغيير مي شوند. مردم دائماً فرهنگ ها را دچار تغيير شكل مي كنند، هرچند كه بعضي از جنبه هاي فرهنگ همچنان بر انتخاب ها و شيوه هاي زندگي به مدت طولاني اثر گذارهستند. اين گزارش مي گويد كه تعميم دادن فرهنگ ها كار پرمخاطره اي است و به خصوص قضاوت درباره يك فرهنگ توسط ارزش ها، معيارها و هنجارهاي يك فرهنگ ديگر كار خطرناكي است. حتي در يك فرهنگ واحد، تمامي افراد در مورد ارزش ها و هنجارها توافق نظر ندارند- در حقيقت تغيير هنگامي رخ مي دهد كه مردم در برابر فشارهاي فرهنگي مقاومت مي كنند. جنبش برابري جنسیتی مثال خوبي در مورد چگونگي كاركرد اين مسئله است. توسعه فرهنگي نيز به اندازه توسعه اقتصادي يا اجتماعي يك حق محسوب مي شود. رویکردهایی با دیدگاه فرهنگي در جستجوي راه حل هاي خلاقی هستند كه در ميان فرهنگ ها توليد شده و با آنها كار كرده اند. اين شيوه ها در درك مناسبات ميان قدرت قانوني، سياسي، اقتصادي و اجتماعي و اين كه آنها براي توسعه چه مفهومي دارند، تعيين كننده هستند. اين گزارش هشدار مي دهد كه حساسيت نسبت به مسائل فرهنگي و پرداختن به آن، به معني قبول آداب و رسوم مضر سنتي يا راهي مجاز براي سوءاستفاده از حقوق بشر نبوده و بسيار از اين مفاهيم دور است. آداب و رسومي كه حقوق بشر را نقض مي كنند در تمامي فرهنگ ها يافت مي شوند. پذيرفتن حقايق فرهنگي مي تواند مؤثرترين راه براي مبارزه با عادات مضر فرهنگي و تقويت و تحكيم عادات مفيد را آشكار كند. حقوق بشر كشورهاي عضو سازمان ملل متحد، علاوه براعلاميه جهاني حقوق بشر (1948) دامنه گسترده اي از اسناد حقوق بشرو توافق نامه هاي عمومي نظير برنامه كاری كنفرانس بين المللي جمعيت و توسعه 1994 (ICPD) و يا خط مشي براي كارهای مربوط به چهارمين كنفرانس جهاني زنان (1995) را نيزپذيرفته اند. گزارش وضعيت جمعيت جهان در سال 2008 مي گويد كه بحث درباره اين كه آيا حقوق بشر حقيقتاً جهاني هستند يا نه، اغلب باعث چشم پوشي از تأثيرات متقابل حساس و مهمي شده است كه ميان حقوق بشر و فرهنگ ها وجود دارد. حقوق بشر همانگونه كه از تك تك افراد حمايت مي كند، حافظ گروه ها نيز مي باشد. مثلاً يكي از انواع حمايت ازحقوق اجتماعي گروه ها، حق بهداشت و سلامتي است كه شامل بهداشت باروری نيز مي شود. مخالفت با محروميت و ظلم و ستم دربين تمامي فرهنگ ها مشترك است و مردم براي ابراز اين مخالفت، از زبان حقوق استفاده مي كنند. اما چه تك تك افراد و چه گروه هاي فرهنگي، حقوق جهاني را به روش خودشان درك مي كنند و از اين حقوق تا جايي كه متناسب با مفاهيم فرهنگي آنها باشد جانبداري مي نمايند. آن چه را كه اين گزارش " مشروعيت فرهنگي" مي نامد، مي تواند حقوق بشر را ریشه دار كند اما براي دستيابي به اين مشروعيت، آگاهي از فرهنگ و به کارگیری آن الزامي است. شيوه هاي با رویکرد فرهنگي بايستي به تمامي جوامع، منجمله گروه هاي حاشيه اين جوامع، دسترسي پيدا كنند. اين روندي سريع يا قابل پيش گويي نيست. توسعه بشري با درك كامل از حقوق بشر، بستگي به تعامل جدي و احترام آمير با فرهنگ ها دارد. توانمند سازی زنان و برابري جنسیتی اين گزارش نشان مي دهد كه عليرغم توافق هاي بين المللي، من جمله اهدف توسعه هزاره (MDGs) كه به تازگي مطرح شده است، نابرابري جنسیتی همچنان به صورت گسترده و عميقي در بسياري از فرهنگ ها وجود دارد. زنان و دختران سه پنجم جمعيت يك ميلياردي فقيرترين افراد دنيا را تشكيل مي دهند؛ زنان دو سوم از 960 ميليون نفراشخاص بالغي در جهان هستند كه سواد خواندن و نوشتن ندارند؛ و دختران 70% از 130 ميليون كودكي كه به مدرسه نمي روند را تشكيل مي دهند. آداب و رسوم و سنت هاي فرهنگي مي توانند خشونت بر مبناي جنسيت را به صورت يك روال دائمي درآورند و به هردو گروه زنان و مردان بياموزند كه چشم خود را به روي اين حقايق ببندند. بنا بر اين گزارش، فرهنگ سلطه خود را به صورت قهري و اجباري تحميل مي كند. اين تحميل ممكن است به صورت آشكار، پنهان در ساختارهاي حكومتي و قانون، يا نهادينه شده در دريافت و ادراك مردم از خودشان باشد. روابط و مناسبات سلطه جويانه روابط جنسیتی را شكل مي دهند و زمينه ساز رسومي نظير ازدواج كودكان ( كه يك علت عمده زخم زايمان و مرگ در اثر زايمان است) و قطع يا ناقص كردن (ختنه زنان) را به وجود مي آورند. با اين كه قوانين مخالف چنين رفتارهايي هستند، اين رسوم و ساير آداب مضر در بسياري از كشورها همچنان ادامه دارند. ممكن است كه زنان با اين باور كه این رسوم از فرزندان يا خود آنان محافظت خواهند كرد، از اين رسوم حمايت بكنند. پيشرفت هايي كه در زمينه برابري جنسیتی به دست آمده اند هرگز بدون مبارزات و كشمكش هاي فرهنگي نبوده اند. به عنوان مثال، زنان در آمريكاي لاتين در آشكار سازي خشونت جنسي و تدوين و تصويب قوانيني برعليه آن موفق بوده اند، اما اجراي آن همچنان يك مسئله است. اين گزارش خاطرنشان مي كند كه شيوه كار صندوق جمعیت ملل متحد درباره حقوق بشر و برابري جنسیتی به گونه اي است كه آنها را با حساسيت نسبت به مسائل فرهنگي توأم كرده است. اين شيوه، درعين احترام به تماميت فرهنگي و حاكميت ملي، تغييرو تحول از درون را تشويق مي نمايد. صندوق جمعیت ملل متحد نه تنها با دولت ها، بلكه با انواع سازمان ها و افراد محلي كه بسياري از آنان را به عنوان نمايندگان تحول مي شناسد همكاري مي كند. صندوق جمعیت ملل متحد براي اجراي اين خط مشي از ابزاري به نام "ذره بين فرهنگ" استفاده مي كند. براي گفتگو درباره پذيرش فرهنگي و تشويق و ترويج آن، سلاست و روان بودن فرهنگي امري ضروري مي باشد و ذره بين فرهنگ به گسترش اين مطلب كمك مي نمايد. اين ابزار به برنامه هايي كه صندوق حامي آنهاست كمك مي كند كه پاسخگوي نيازها، تجارب و فرهنگ هاي گوناگون باشند؛ متوجه شوند كه مردم چگونه مفاهيم موردنظرشان را منتقل مي كنند و از مقاومت ها و مخالفت هاي داخلی درس هايي بياموزند.
حقوق باروري اين گزارش به اين نكته اشاره دارد كه شناخت مردم و فرهنگ هاي مختلف از بهداشت و سلامت و حقوق باروري، ممكن است بسيار متفاوت و متنوع باشد حتي در درون يك جامعه. حساسيت نسبت به مسائل فرهنگي، درباره آگاه شدن از اين مفاهيم متفاوت و آمادگي پيدا كردن براي رويارويي با مسائل پيش بيني نشده است : بطورمثال امكان دارد بعضي از مردان عليرغم اين كه در ظاهر علاقه شخصي به برابري جنسیتی نشان ندهند، اما براي دستیابی به تلاش كنند و يا بعضي از زنان از رفتارهايي كه آنها را ظاهراً آزار مي دهد حمايت كنند. شيوه هاي حساس به مسائل فرهنگي بر آن است كه ديدگاه هاي يك جامعه را شناخته و بر روي آنها كار كند: مثلاً درباره اين كه وقتي يك زن يا يك زوج بچه دار نمي شوند، چه معنايي دارد ؛ تأثير جلوگيري از بارداري بر قابليت حامله شدن يك زن؛ و يا بر روي نگاه يك مرد به آنچه كه "مردانگي" او را مي سازد. شيوه هاي با رویکرد فرهنگي، كمك مي كنند كه مقاومت فرهنگي در برابر زوج ها و افراد مجردي كه به شيوه هاي امروزي از بارداري جلوگيري مي كنند، كاهش يافته و از بين برود. راه توانمندسازی زنان را بخصوص با كنترل باروري آنها هموار مي نمايد. اين گونه شيوه هاي با رویکرد فرهنگي براي سازمان ها و نهادهاي توسعه كه مرتبط با ترويج سلامت جنسي و باروری هستند، ابزاري لازم و ضروري است. براي مثال، اكثر حكومت هاي ملي، جوامع محلي و بين المللي به طرز گسترده اي، قطع يا نقص عضو تناسلي زنان را تجاوز به حقوق بشرو خطري براي سلامت جسمي و رواني مي دانند. اما در بعضي از جوامع، اين كار بسيار گسترده و ريشه دار است. ممكن است براي ورود كامل يك دختر به دوران بزرگسالي و عضويت او در جامعه، امري ضروري درنظر گرفته شود؛ يا امكان دارد زنان بدون اين وضعيت، زشت يا ناپاك محسوب شوند. لازمه پايان بخشيدن به اين اعمال، به حساب آوردن تمام مفاهيم گوناگون فرهنگي و يافتن جايگزين هاي معنادار براي آنها به وسيله همكاري و گفتگوي نزديك با آن جامعه است. ايجاد همبستگي با رهبران، نظريه پردازان و نيز مردم و سازمان هايي كه در اين زمينه ها فعال هستند، نكته اي مهم است. گاهي اوقات خود مسئولان فرهنگي، حاميان و مبلغان حقوق زنان هستند. در كامبوج راهبان زن و مرد بودايي در مبارزه بر عليه HIV و AIDS نقش مهمي دارند؛ در زيمبابوه رهبران محلي اين مبارزه را به دست گرفته اند. همبستگي هاي موفقيت آميز، مشاركت هاي گسترده را مي طلبند كه به عنوان مثال شامل سازمان هاي زنان، جوانان و كارگران مي شود، تشكيلاتي كه مي توانند با هم كار كرده و يكديگر را تقويت كنند. براساس اين گزارش، شيوه هاي حساس به مسائل فرهنگي براي دستيابي به اهداف هزاره ، من جمله هدف 5 جهت بهبود سلامت مادران ، ضروري هستند. تعداد زناني كه دراثر بارداري و زايمان مي ميرند، از دهه 1980 تا كنون تغييري نيافته و حدود 536000 نفر است. چندين برابر اين تعداد، يعني بين 10 تا 15 ميليون نفر، از بيماري يا جراحت رنج مي برند. كاهش ميزان مرگ و ميرهاي مربوط به توليدمثل و اجتناب از جراحات و صدماتي نظير زخم عميق زايمان، مشروط به مراقبت بهتر در زمان بارداري و زايمان، خدمات اورژانسي در موارد خاص و داشتن برنامه ريزي براي خانواده است. بکاربردن شیوه های با رویکرد فرهنگی براي موفقيت در اين اقدامات حساس و مهم، لازم و ضروري است. اين گزارش تصديق مي كند كه مذهب هسته مركزي زندگي بسياري از مردم است و خصوصي ترين تصميم ها و اعمال آنها را تحت تأثيرخود قرار مي دهد. اما اين گزارش همچنين متذكر مي شود كه اين توجه مردم به مذهب مي تواند براي توجيه و تبرئه تجاوزهاي خشن به حقوق بشر نظير كشتن زنان به نام "عزت و شرف" يا "غیرت" مورد استفاده قرار گيرد. شیوه های با رویکرد فرهنگی، در مواردی كه مخالف با اين اعمال است از زنان و مردان حمايت مي كند. درگير كردن مردان در اين طرح، به عنوان مثال انتقال برنامه هاي بهداشت باروری به آنها و به كارگيري آن، راهي براي اطمینان یافتن از اين نکته است كه اين گونه برنامه ها رویکردی فرهنگي دارند. توجه به تجارب مردان از جنسيت و نابرابري هاي آن، مي تواند به خاتمه بخشيدن به مقاومت مردان كمك نمايد. فقر، نابرابري و جمعيت بنا بر اين گزارش، توسعه علاوه بر ساير عوامل، بستگي به دستيابي به اهداف جمعيتي نيزدارد. در كنفرانس بين المللي جمعيت و توسعه (1994)، 179 دولت بر سر اين كه تا سال 2015 به برخي اهداف برسند، با هم توافق كردند. بسياري از آنها هم اكنون وارد اهداف توسعه هزاره ( MDGs ) شده اند كه شامل دستيابي جهاني به خدمات بهداشت باروری، تعليم و تربيت همگاني، توانمند سازی زنان و برابري جنسیتی مي شود. جوامع بسيار فقير و جوامع حاشيه اي، كمترين بهره را از خط مشي هاي مربوط به توسعه مي برند. سطح تحصيلات و خدمات درماني آنها پائين ترو عمر آنان نيز كوتاهتر از جوامعي است كه شرايط بهتري دارند. به خصوص زنان فقيرتر، با احتمال بيشتري از مرگ و مير، جراحت و بيماري هاي ناشي از بارداري و زايمان كه براي آنها وجود دارد، از عواقب زيان آور سنت و فرهنگ رنج مي برند. "توسعه" نابرابر، فقراي بيشتري را به دنبال آورده و آنهايي را كه فقيرند فقيرتر مي كند. برخورداري از سطح بهداشت، سلامتي و تحصيلات پائين تر، راههای افزایش درآمد خانواده را دشوارتر مي سازد. دستيابي به فرصت ها و منابع و نيز برخوردار شدن از حقوق بشر، تا اندازه اي به ارتباطات مربوط به جنسيت و ظرفيت ها و استعدادهاي فيزيكي بستگي دارد. اين گزارش نتيجه مي گيرد كه تجزيه و تحليل سلائق و انتخاب هاي مردم، در شرايط محلي و زمينه هاي فرهنگي آنها، پيش شرطي براي سياست ها و خط مشي هاي بهتر مي باشد. گزارش وضعيت جمعيت جهان در سال 2008، به اين یافته مي رسد كه درجايي كه فشارها و محدوديت هاي فرهنگي بيش از فقر، مانع استفاده زنان از برنامه ريزي براي خانواده مي شود، حتي اگر اندكي رشد اقتصادي حاصل شده باشد، برنامه ها با موفقيت اجرا خواهند شد، همچنان كه در بنگلادش اتفاق افتاد. از سوي ديگر، بعضي از زنان فقيراز برنامه هاي جلوگيري از بارداري استفاده مي كنند زيرا علاوه بر آن كه نمي توانند سلامت خود را به هنگام باروری حفظ كنند، استطاعت بزرگ كردن چند فرزند را نيز ندارند. اين گزارش بيان مي دارد كه راه حل مادرشدن بي خطرتر و سالم تر، بهداشت باروري بهتر است، ازطریق : 1- دست يابي به تنظیم خانواده جهت كاهش بارداري هاي ناخواسته و فاصله گذاري ميان بارداري هاي برنامه ريزي شده ؛ 2- مراقبت هاي تخصصي براي تمام زايمان ها ؛ 3- مراقبت های اورژانسی در زمان زایمان؛ و 4- مراقبت تخصصي از زنان و نوزادان پس از تولد كودك. هرچقدر امكان زايمان يك زن در حضور يك متخصص بيشتر باشد، احتمال رسيدن به نتيجه اي بهتر نيز افزايش مي يابد. زنان فقيرتر و كشورهاي ضعيف تركه از تعداد كمتري زايمان هاي داراي مراقبت هاي تخصصي برخوردارند، درصد مرگ و مير و بيماري ناشي از زايمان بيشتري دارند. اما اين گزارش معتقد است كه اين مسئله بيشتربه صورت اعداد و ارقام است. رقابت بر سر خدمات بهداشت باروری، نه تنها باعث تأمين تعداد بيشتري متخصصان زايمان شده است، بلكه متخصصاني را عرضه كرده كه پيوندي فرهنگي با زنان مراجعه كننده دارند و علاوه بر آن، مراقبت هاي پشتیبانی اورژانسي، در زمان زايمان و پس از زايماني را ارائه مي دهند كه از لحاظ فرهنگي براي مراجعين قابل قبول و پذيرفتني است. اين گزارش تاييد مي كند كه مهاجرت تجربه اي مركب و درهم آميخته براي تمام كساني است كه به نوعي با آن مرتبطند. مهاجرين بين المللي – حدود 191 ميليون نفر در سال 2005 – سالانه حداقل 251 ميليارد دلار پول به خانه هايشان مي فرستند. اين كمك آنها علاوه بر اقتصادي بودن، فرهنگي نيز مي باشد : مهاجرين با پيام هاي فرهنگي آشنا شده و آنها را منتقل مي كنند، پيام هايي كه شامل گرايش هايي به حقوق بشر و برابري جنسیتی مي شوند. مشكلات كشورهاي ميزبان شامل سوءتفاهم، تبعيض، دشمني و رفتارهاي خصومت آميز با مهاجرين بوده و مشكلات كشورهاي مبدأ علاوه بر از دست دادن افراد خانواده ها و جامعه، شامل از دست دادن افراد ماهر و نيروهاي متخصص نيز مي شود. قاچاق بعنوان لايه زيرين و سياه مهاجرت، به هر دو كشور و به افرادي كه درگير آن هستند آسيب مي زند. مهاجرت داخلي مجموعه اي از خطرات و فرصت ها را فراهم مي آورد، هرچندكه اين گزارش اشاره مي كند كه افراد فقير دچار خطرات بيشتر شده و فرصت هاي كمتري را به دست مي آورند. خدمات شهري بهترند اما فقرا استطاعت استفاده از آنها را ندارند. به عنوان مثال، بسياري از مهاجرين عليرغم مراقبت هايي با كيفيت ظاهراً پائين تر و كمتر، براي زايمان به زادگاه خود مي روند. گزارش وضعيت جمعيت جهان در سال 2008 نتيجه مي گيرد كه فشار شديد تغييرات اقتصادي و اجتماعي، فرهنگ ها را نيز در پاسخ به تغيير وامي دارد، ليكن سازگاري و تطبيق صحیح به درك درست اين كه چه اتفاقي درحال رخ دادن است و پاسخ به آن، بستگي دارد. سلامتي و بهداشت جنسي و توليد مثل در موقعيت هاي بحرانی موقعيت زنان به عنوان "محافظين فرهنگ" اغلب در جنگ ها آنان را به يك هدف تبديل مي كند. تجاوز خشونتي است كه نه تنها يك زن را نشانه مي گيرد، بلكه تمامي فرهنگ او را هدف قرار مي دهد. اين گزارش مي گويد چنين زني به طور مضاعف آسيب مي بيند : ممكن است جوامع او را به چشم يك شخص آلوده شده يا بي ارزش نگاه كنند و درنتيجه اين نگاه ممكن است كه او مورد خشونت هاي بيشتري قرار گيرد. نظامی کردن يك فرهنگ، قابليت پذيرش خشونت را بالا برده، احتمال بروز آن را بيشتر كرده و مانع زنان براي به دست گرفتن اختياراتشان و برابري با مردان مي گردد. درعين حال، در غياب مردان ناچار به تحمل هزينه ها و مسئوليت هاي اضافي نظيركار كردن به عنوان سرپرستان خانواده مي شوند. مردان نيز كه احساس مي كنند در وظيفه خود براي حفاظت از خانواده شان ناموفق بوده اند، ممكن است بي محبت و خشن شوند. در مصوبه شماره1325 شوراي امنيت (در سال 2000)، پذيرفته شده است كه حقوق انساني زنان امري مربوط به امنيت جهاني است. با وجود نگراني هايي در مورد اين كه بعضي از نكات در آن از قلم افتاده اند، اين مصوبه مشكلات سياسي مهمي را تشخيص داده و تغيير را ضروري مي داند. اين گزارش تأكيد مي كند كه كمك هاي مربوط به توسعه و كمك هاي بشر دوستانه بايد نسبت به فشارهاي روحي و رواني كه توسط مبارزات مسلحانه به وجود مي آيند حساسيت نشان دهند. هدف شيوه هاي با رویکرد فرهنگي، حمايت از هرگونه پيشرفتي است كه زنان در زمينه برابري جنسیتی، منجمله سلامت، بهداشت و حقوق باروري به دست آورده اند. همچنين ممكن است اين شيوه ها بتوانند از زنان در برابر خشونت حفاظت كرده و به مردان كمك كند كه از ابراز آن خودداري نمايند. توصيف زنان به عنوان قربانيان و مردان به عنوان متجاوزان، باعث مي شود مسئوليت هاي گوناگوني را كه زنان در زمان جنگ به دوش مي كشند نظير گردانندگان زندگي، نان آوران، محافظان و مبارزان، ناديده گرفته شود. سياست ها و خط مشي ها بايد انعطاف پذیری، تدبير و كارداني مردم و آنچه را كه در نتيجه جنگ تغيير كرده است، تشخيص دهند. كوتاهي در انجام اين مسئله مهم، ممكن است زنان و اقليت ها- نظير كساني كه ناتواني هايي دارند- را از درگير شدن در اولويت هاي پس از جنگ و استراتژي هاي توسعه دور نگاه دارد. شيوه هاي بارویکرد فرهنگي همچنين براي مردمي كه با آسيب هاي روحي و رواني دست به گريبانند؛ شناخت نيازهاي پناهندگان در زمينه مراقبت هاي بهداشت باروری و جنسي؛ ايجاد مشاركت با سازمان هاي داخلی و كمك به مردم براي حفظ يا بازيابي حس هويت فرهنگي شان در كشاكش درگيري با بلاياي جنگ، لازم و ضروري است. نتيجه گيري حاميان بين المللي توسعه، در زمينه مسئوليت هاي خود، فرهنگ را ناديده گرفته و يا آن را در حاشيه قرار مي دهند. به پيش بردن حقوق بشر نيازمند درك ميزان پيچيدگي، سياليت و مركزيت فرهنگ از طريق شناخت نمايندگان محلي تحول و مشاركت با آنان است. شيوه هايي كه مبني بر دانش و آگاهي فرهنگي باشند، به سياست گذاري هاي ماندگار و سودبخش دست يافته و "سياست هاي فرهنگي" مورد نياز براي حقوق بشر را فراهم مي آورند. سلاست و روان بودن فرهنگ است كه تعيين مي كند سيستم هاي مخالف و متعارض سياسي، اقتصادي و محتوايي يا خط مشي هاي حمايتي چگونه گسترش يافته - و مي توانند توسعه يابند صندوق جمعیت ملل متحد براي توسعه سلاست فرهنگي، "ذره بين فرهنگ" را به عنوان وسيله اي براي برنامه ريزي توصيه مي كند. خط مشي هاي با رویکرد فرهنگي بررسي مي كنند كه چگونه متغيرهايي نظير وضعيت اقتصادي، اصول سياسي، قانون، طبقه، سن، جنس، مذهب و نژاد، مفاهيم و جلوه هاي قدرت را تقسيم كرده و منجربه گرايشات متفاوت و دور از هم مي شود. شيوه هاي حساس به مسائل فرهنگي، چهارچوب هاي تحليلي و عملي و نيز نگرش عميق به درون جامعه پيشرفته را لازم و ضروري مي داند. www.unfpa.org
گزارش جديد سازمان ملل رویکرد فرهنگي را در جهت برنامه های راهبردی موفق توسعه و تساوی حقوق زنان نشان می دهد تهران 22 آبان ماه 1387 (مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد)— بر اساس گزارش وضعيت جمعيت جهان در سال 2008 كه توسط صندوق جمعيت سازمان ملل متحد(UNFPA) تهيه شده است، راهبردها و تدابير مربوط به توسعه كه با رویکرد فرهنگی برنامه ریزی شده باشند، مي توانند آداب و رسوم مضري را كه بر عليه زنان وجود دارد كاهش داده و حقوق بشر را كه شامل تساوي حقوق جنسیتی و قدرت بخشيدن به زنان مي شود، ترويج نمايند. در این گزارش با عنوان" رسيدن به زمينه اي مشترك : فرهنگ ، جنسيت و حقوق بشر" كه امروز در جها ن ارئه شده است آمده است فرهنگ، جزئي اصلي از توسعه موفق در كشورهاي فقير بوده و بايستي در برنامه ريزي و سياست گذاري هاي توسعه گنجانده شود.اين گزارش كه با شصتمين سالگرد صدور اعلاميه جهاني حقوق بشر همزمان است، بر اين مفهوم تكيه دارد كه چارچوب حقوق بشر درسطح بین الملل، داراي اعتباري جهاني است. حقوق بشر ارزش هايي را بيان مي دارد كه در تمامي فرهنگ ها مشترك بوده و علاوه بر تك تك افراد از گروه ها نيزحمايت مي نمايد. اين گزارش بر شيوه هاي با رویکرد فرهنگی جهت دستيابي به توسعه و ترويج حقوق بشر به طور كلي و حقوق زنان به طور خاص تأکید دارد. ثريا احمد عبيد، مدير اجرايي صندوق جمعيت ملل متحد می گويد " حقوق بشر وظيفه تمام انسان هاست و شیوه های با رویکرد فرهنگی و درك اين مفهوم، بايد مشغله هر كسي باشد." شيوه هاي با رویکرد فرهنگي نيازمند جریان فرهنگي است – آشنايي با چگونگي كاركرد و عملكرد فرهنگ ها و اين كه چگونه بايد با آنها كار كرد. بنا بر پيشنهاد اين گزارش، مشاركت ها – براي مثال ميان صندوق جمعیت و سازمان ها، نهادها و رهبران اجتماعي - مي تواند خط مشي هاي مفيد و موثري را جهت توسعه حقوق بشر و خاتمه دادن به سوءاستفاده و تجاوز به آن مانند قطع يا ناقص كردن اعضاي تناسلي زنان به وجود آورد. شيوه هاي با رویکرد فرهنگي در جستجوي راه حل هاي خلاقی هستند كه در ميان فرهنگ ها بوجودآمده و با آنها كار كرده است.خانم عبيد همچنين خاطر نشان كرد:"جوامع ناگزيرند كه به ارزش ها و آداب و رسوم فرهنگي خود نگاهي انداخته و مشخص كنند كه آيا این آداب مانع تحقق حقوق بشر يا پيشرفت آن شده است. سپس قادر خواهند بود عوامل منفي را تغيير داده و عوامل مثبت را تقويت كنند." وضعيت جمعيت جهان هشدار مي دهد كه حساسيت نسبت به مسائل فرهنگي و پرداختن به آن، به معني قبول آداب و رسوم مضر سنتی يا راهي مجاز براي سوءاستفاده از حقوق بشر نبوده بلکه تا حد زیادی از اين مفاهيم دور است. آداب و رسومي كه حقوق بشر را نقض مي كنند در تمامي فرهنگ ها يافت مي شوند. پذيرفتن حقايق فرهنگي مي تواند مؤثرترين راه ها براي مبارزه با عادات مضر فرهنگي و تقويت و تحكيم عادات مفيد را آشكار كند. اين گزارش نشان مي دهد كه عليرغم اعلاميه ها و تأكيدهاي فراوان در حمايت از حقوق زنان، نابرابري جنسیتی همچنان به صورت گسترده و عميقي در بسياري از فرهنگ ها وجود دارد. مناسبات اجباري قدرت، زمينه آداب و رسومي نظير ازدواج كودكان – كه يك علت عمده زخم زايمان و مرگ در اثر زايمان است- و قطع يا نقص آلت تناسلي زنان را فراهم مي آورد. با اين كه قوانين مخالف چنين رفتارهايي هستند، اين رسوم و ساير آداب مضر در بسياري از كشورها همچنان ادامه دارند. ممكن است كه زنان با اين باور كه آن رسوم از فرزندان يا خود آنان محافظت خواهند كرد، از اين رسوم حمايت نمایند. بنا بر اين گزارش، شيوه صندوق جمعیت ملل متحد مشوق تغيير و تحول از درون است. اين صندوق با دولت ها، سازمان ها و افراد گوناگون محلي به واسطه يك "ذره بين فرهنگ" كار مي كند. خانم عبيد مي گويد:" در درون هر فرهنگي، كساني هستند كه با آداب و رسوم مضر فرهنگي مخالفند. تجربه ما نشان مي دهد كه مي توانيم براي ايجاد تحول فرهنگي به منظور حمايت از حقوق بشر، با اين افراد همكاري نزديك داشته باشيم." اين گزارش بر اهميت به كارگيري شيوه اي كه نسبت به مسائل فرهنگي حساس باشد، نه تنها درمورد توسعه بلكه در زمينه فعاليت هاي بشردوستانه، تأكيد مي كند. اين گزارش همچنين تأكيد مي كند كه كمك هاي بشردوستانه بايد در زمان تعارضات و جنگ ها، از هرگونه پيشرفتي كه زنان در زمينه برابري جنسیتی منجمله سلامت، بهداشت و حقوق باروري به دست آورده اند، حمايت نمايند. توصيف زنان به عنوان قربانيان و مردان به عنوان متجاوزان، باعث مي شود حقايق فرهنگي و مسئوليت هاي گوناگوني را كه زنان در زمان جنگ به دوش مي كشند نظير گردانندگان زندگي، نان آوران، محافظان و مبارزان، ناديده گرفته شود. بر اساس اين گزارش، شيوه هاي با رویکرد فرهنگي جهت دستيابي به اهداف توسعه هزاره، از جمله هدف شماره 5 : بهبود بهداشت باروری، ضروري هستند. خانم عبيد مي گويد: " سالم بودن درطول چرخه زندگي – پيش از بارداري، درطي بارداري وپس از آن – يك حق انساني است." اين گزارش در انتها نتيجه مي گيرد كه تجزيه و تحليل سلایق و انتخاب هاي مردم، در شرايط داخلی و زمينه هاي فرهنگي آنها، پيش شرطي براي سياست ها و خط مشي هاي بهتر توسعه است.خانم عبيد می گوید: " فرهنگ ها تغيير مي كنند، به سوي بهتر يا بدتر شدن، در شرايط خوب و بد . اين گزارش درباره ترويج حقوق بشر در هرگونه شرايطي است." او خاطر نشان كرد:" فرهنگ ديواري نيست كه بايد فرو بريزد. پنجره اي است براي اين كه از خلال آن بنگريم و دري است كه باید براي پيشرفت بيشتر حقوق بشر بگشاييم." *** صندوق جمعيت سازمان ملل متحد (UNFPA)، نماينده بين المللي توسعه است كه حقوق هر زن، مرد و كودك را براي برخورداري از يك زندگي سالم و داراي فرصت هاي برابر، توسعه مي بخشد. این صندوق در زمينه استفاده از اطلاعات جمعيتي جهت سياست گذاري ها و برنامه ريزي هاي مربوط به كاهش فقر و اطمينان از اين كه هر بارداري خودخواسته؛ هر تولد امن و بي خطر؛ هر جوان رها از اچ آی وی و ایدز بوده و با هر دختر و زني با احترام رفتار مي شود، از كشورها حمايت مي نمايد.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:59  توسط طاهره رحیم پور
|
در مسائل مربوط به زنان زمینه های بررسی و پژوهش بسیار است و کارهای بر جای مانده فراوان. با این که پس از انقلاب اسلامی، کتابها و مقاله های فراوانی در این باره نگاشته شده و سمینارهای بسیاری برپا شده است، ولی هنوز کاری در خور انجام نگرفته است; از این روی، بایسته است پژوهشگران مسائل و معارف اسلامی، با توجه به گستردگی میدان تحقیق و گوناگونی موضوعها، با همتی بلند و عزمی آهنین در این عرصه به تحقیق و پژوهشهای بایسته بپردازند و به پرسشهای گوناگون پاسخ دهند. از جمله بحثهای بایسته تحقیق و پژوهش، جایگاه زنان در جهانگردی است که در دو بخش پی می گیریم: الف. زنان مسلمان جهانگرد: یعنی زنانی که با اعتقاد و باور به ارزشهای مکتبی و اسلامی می خواهند به گردشگری بپردازند. ب. زنان غیر مسلمان جهانگرد: یعنی زنان غیر مسلمانی که برای گردشگری به کشورهای اسلامی سفر می کنند. در هر دو بخش، با پرسش های فراوانی رو به رو هستیم که پاسخهای بایسته ای را می طلبد. در بخش نخست با پرسشهایی از این دست روبه رو هستیم: آیا سیروسفر و گردشگری زن مسلمان به کشورهای اسلامی و یا غیر اسلامی جایز ست یا نه؟ آیا در این مساله بین زن و مرد تفاوت است؟ بر فرض جواز، آیا این حکم، مطلق است یا محدود؟ یعنی آیا سیروسفر زن محدود به شرایط و آدابی است که رعایت آن از سوی زن واجب باشد یا نه؟ از باب نمونه: آیا سیروسفر زن نیاز به اجازه پدر و یا شوهر دارد؟ اگر گفتیم نیاز به اجازه است، حدودآن کدام است؟ آیا بین سفرهای واجب، مستحب و مباح تفاوت است، و یا همه این ها یک حکم دارند؟ آیا وجود همراه: شوهر یا یکی از محرم های دیگر در سفر لازم است یا نه؟ بر فرض این که زن مجاز باشد بدون همراه مسافرت کند، در صورتی که امنیت جانی، مالی یا آبرویی او تضمینی نداشته باشد، سیروسفر او چه حکمی دارد؟ اگر بداند که برای گردشگری در کشورهای غیراسلامی، باید به پاره ای از گناهان و کارهای زشت تن در دهد، آیا در این صورت سفر او جایز است یا نه؟ و.... در بخش دوم، یعنی زنانی که برای جهانگردی به کشورهای اسلامی وارد می شوند، پرسشهای زیر در خور طرح است: آیا رفت وآمد زنهای غیر مسلمان، به کشورهای اسلامی، جایز است یا نه؟ بر فرض جواز، آیا زنان غیر مسلمان، همانند: زنان مسلمان، باید محدودیتهای شرعی را رعایت کند؟ از باب نمونه: دارای پوشش اسلامی باشند؟ یا می توانند بدون حجاب در کشورهای اسلامی به گردشگری بپردازند؟ اگر گفتیم حجاب برای آنان الزامی نیست، آیا به عنوان ثانوی و ضرورت و یا براساس مصلحت و حکم حاکم اسلامی، می توان حدود و ضوابطی برای پوشش و یا حتی ورود آنان به کشورهای اسلامی، وضع کرد؟ رفتار مسلمانان، با آنان چگونه باید باشد؟ آیا نگاه کردن به سروصورت و موهای آنان جایز است یا نه؟ آیا ورود زنان به مساجد و مشاهد مشرفه جایز است یا نه؟ آنچه در این دو بخش آمد، نمونه ای از پرسشهای درخور طرح بودند که تلاش خواهیم کرد در این مقاله، درحد توان، بدان پاسخ دهیم. مشروع بودن گردشگری زنان مسلمان درباره سیروسفر و گردشگری زنان مسلمان دو دیدگاه اساسی وجود دارد: الف. مشروع بودن: زنان همانند مردان می توانند با نگهداشت ترازها و معیارهای اسلامی به گردشگری بپردازند. ب. مشروع نبودن: گردشگری با وظیفه اساسی زن که خانه داری و بچه داری و دوری از جامعه و انظار عمومی است، ناسازگاری دارد. بنابراین، سیروسفر زن، مگر برای انجام واجب، جایز نیست. در این نوشتار، به دلیلهای دو دیدگاه یاد شده اشاره می کنیم و سپس به نقد و بررسی آنها می پردازیم: مشترک بودن زن و مرد در تکالیف الهی دیدگاه نخست، بر این باور است که در بینش اسلامی، زن و مرد هر دو انسانند، هویتی یگانه دارند و از گوهری یگانه برآمده اند. (1) محور تکلیفها و دستورهای اسلامی، انسان است. این اوست که بارسنگین مسؤولیت پذیری را که آسمانها و زمین و کوهها، با همه بزرگی که دارند، تحمل پذیرش آن را نداشته اند بر دوش گرفت:
«انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان.» (2)
ما این امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسیدند، انسان، آن امانت را بر دوش گرفت....
مخاطب انذارها و تبشیرهای الهی انسان است. قرآن کریم، پیامها و دستورهای خود را گاه با واژه هایی فراگیر، همانند: انسان، بنی آدم و الناس، بیان می کند که این واژه ها بر نوع بشر، بی هیچ تمایزی بین زن و مرد اطلاق می شوند.
«من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون.» (3)
هر زن و مردی که کاری نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد، زندگی خوش و پاکیزه ای به او خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان به آنان خواهیم داد.
در آیه ای دیگر می فرماید:
«ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیرا و الذاکرات اعد الله لهم مغفرة و اجرا عظیما.» (4)
خداوند در این آیه شریفه، ده ماده ارزشی بسیار مهم را ملاک و معیار کمال تقوا دانسته است و به روشنی اعلام می کند که زن در این عرصه می تواند پا به پای مرد، به همه این مراتب و مدارج بالا رود. در دو آیه یاد شده و مانند آن، اساس تکلیفها و ارزشهای الهی و همچنین پاداش آنها به صورتی یکسان برای مرد و زن بیان شده است.
در پاره ای دیگر از آیات، به روشنی از مشترک بودن زن و مرد در حقوق و واجبات الهی، سخن به میان آمده است از باب نمونه:
در امر به معروف و نهی از منکر (5) ، شرکت در مسائل سیاسی اجتماعی از جمله: بیعت پیامبر(ص) با زنان (6) ، آموختن دانش (7) ، هجرت از دارالکفر به دارالاسلام (8) و... زن و مرد یکسانند.
بر همین اساس، امام خمینی می فرماید:
«از نظر حقوق انسانی، بین زن و مرد تفاوتی نیست، زیرا که هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش، همچون مرد را دارد.» (9) بر این اساس، اصل در تکالیف و مسؤولیتهای اسلامی، بر مشترک بودن است; مگر آن جا که دلیل ویژه ای بر اختصاص داشته باشیم.
با توجه به همین اصل در جاهایی که خطابهای شرعی به صیغه های مذکر آمده است، همانند:«یا ایها الذین آمنوا»، یا ضمائر مذکر «کم » و «هم » همه فقیهان و مفسران حمل بر عموم می کنند، مگر آن جا که قرینه ویژه ای درمیان باشد.
«قد اجمع المسلمون علی کل ما فرضه الله تعالی علی عباده وکل ما ندبهم الیه فالرجال والنساء فیه سواء الا ما استثنی مما هو خاص بالنساء لانوثتهن فی الطهاره والولاده والحضانه وما رفع عنهن من القتال و غیر ذلک مما هو معروف.» (10) همه مسلمانان بر این باورند که هر چه را خدا بر بندگانش واجب کرده و آنان را بدان فرا خوانده، زنان و مردان در آن مشترکند، مگر آن مواردی که به سبب زن بودن، ویژه زنان است. از قبیل: طهارت، ولادت، حضانت و... همچنین مواردی که خداوند از آنان تکلیف را برداشته است مانند: جنگ و غیر آن از مواردی که معروف و مشهور است و نیازی به یادآوری آنها نیست.
نتیجه: در هر جا که در ویژه بودن حکمی از احکام شریعت، به زن یا مرد، تردید داشته باشیم، باید به سراغ دلیل محکم برای ثابت کردن اختصاص برویم، نه به دنبال دلیل، جهت ثابت کردن اشتراک.
بر این اساس، کسانی که در موضوع های مربوط به زنان پرسش را به گونه زیر طرح می کنند نادرست است:
آیا زن حق فلان کار و یا پذیرش فلان مسؤولیت را دارد یا نه؟
زیرا طرح این گونه پرسش از کسانی است که در وظایف و مسؤولیتهای شرعی، اصل را بر اختصاص نهاده اند، نه بر اشتراک.
گردشگری یک ارزش اسلامی با توجه به اصل اشتراک مرد و زن در تکالیف، آیات و روایاتی که انسان را به سیروسفر و گردشگری در روی زمین دعوت می کنند، ویژه مردان نیستند، زنان نیز در این تکلیف شریکند. در نتیجه زنان، همانند مردان مجازند که به سیروسفر و گردشگری بپردازند.
آیات قرآن در این باره به پنج گروه تقسیم می شود:
1. در پاره ای از آیات، مسلمانان با اهداف ویژه ای به سیروسفر و گردشگری در روی زمین فراخوانده شده اند از جمله:
«قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین. هذا بیان للناس و هدی و موعظة للمتقین.» (11)
پیش از شما سنتهایی وجود داشت [هر قوم برابر کارها و ویژگیهای خود سرنوشتی داشتند که شما نیز همانند آن را دارید] پس در روی زمین گردش کنید و ببینید سرانجام تکذیب کنندگان [آیات الهی] چگونه بود؟ این روشنگری برای همه مردم و هدایت و اندرزی برای تقواپیشگان است.
خداوند در دو آیه بالا و چندین آیه دیگر (12) ، گذشته را با زمان حاضر، و زمان حاضر را با گذشته پیوند می دهد; از این روی، از انسانها می خواهد به سیروسفر بپردازند و در آثار پیشینیان، ملتها و زمامداران و آثار بر جای مانده از آنان دقت کنند، تا با بهره وری از آن، راه زندگی را بیابند.
«هذا بیان للناس » خداوند در آیه بالا، عموم مردم چه کافر و چه مسلمان، چه مرد و چه زن را به سیروسفر و گردشگری فراخوانده است.
2. در بسیاری از آیات کافران و مشرکان (13) نکوهش شده اند که چرا برای عبرت آموزی به سیروسفر نپرداخته اند:
«قل سیروا فی الارض ثم انظروا کیف کان عاقبة المکذبین.» (14)
بگو: در زمین گردش کنید، سپس بنگرید سرانجام آنان که آیات الهی را تکذیب می کردند چه شد؟
خداوند در آیه بالا به پیامبرش دستور می دهد که مشرکان و کافران را به سیروسیاحت در زمین فرا خواند تا سرانجام کسانی که حقایق را تکذیب کردند با چشم خود ببینند، تا شاید به خود آیند و بیدار شوند و از خودخواهی و لجاجت ست بردارند و حق را بپذیرند.
هر چند آیه خطاب به مشرکان و کافران است ولی ویژه آنان نیست، مردان و زنان مسلمان را نیز در بر می گیرد.
3. در شماری از آیات قرآن، سهمی از زکات به «ابن السبیل » اختصاص داده شده است (15); یعنی کسانی که به سفر رفته اند و پولی برای برگشت به خانه و یا وطن خود ندارند. همان گونه که دادن زکات بر زن و مرد واجب است; زن و مردی هم که در راه مانده باشند از این سهم می توانند استفاده کنند.
4. قرآن، در برخی از آیات، از زنان مؤمن به عنوان: «سائحات » و از مردان به «سائحین » یاد کرده است. (16) سائح به کسی گفته می شود که برای هدفی درست به گردشگری می پردازد.
یکی از مفسران قرآن می نویسد: برخی از مفسران «سائحات » را به «صائمات » یعنی زنهای روزه دار تفسیر کرده اند و سپس در انگیزه آنان می نویسد:
«اینان، ستایش خداوند را از زنانی که به سیروسفر بپردازند، بعید دانسته اند با این که اگر آداب و شرایط را رعایت کنند سفر آنان جایز و ستایش خداوند بی اشکال است. بالاتر، زنان و مردان، نه تنها در تشویق به سیر و سیاحت که در همه کارهای سودمند در زندگانی مشترکند. بنابراین، تفسیر، سائحات، به روزه داران بسیار بعید است.» (17)
وی سپس، به سیره پیامبر(ص) و یاران آن حضرت که همسران خود را در جنگها همراه می بردند استناد جسته است و سیروسفر آنان را به همراه همسران خود نه تنها جایز، که شایسته دانسته در همه سفرها زن و مرد با هم به سیاحت بپردازند. (18)
5. در شماری از آیات نمونه ای از انسانهایی که در زمین به سیروسفر پرداخته اند آمده است (19) که می تواند الگویی برای زنان و مردان مسلمان جهانگرد باشد.
با توجه به اصل اشتراک در تکلیف و آیاتی که در تشویق به سیروسفر و نکوهش ترک آن و.. . آمده است، زن همانند مرد می تواند با شرایط و آداب آن، به سیروسفر بپردازد، مگر آن که دلیل محکم و قانع کننده ای بر ممنوع بودن آن داشته باشیم.
این جاست که باید دلیلهای کسانی را که مدعی ممنوع بودن هستند به دقت بررسی کنیم، تا ببینیم آیا این دلیلها برای چشم پوشی، از اصل اولی و اثبات ممنوع بودن، کافی است یا نه؟
دلیلهای مشروع نبودن گردشگری زنان هرچند در فقه، از سیروسیاحت زنان سخنی به میان نیامده است، ولی مبانی اندیشه کسانی که حضور زنان را در اجتماع نمی پذیرند، به روشنی بر ممنوع بودن گردشگری آنان نیز دلالت دارد; چرا که گردشگری زنان مصداق کاملی از حضور آنان در اجتماع است.
براین اساس، دلیلهای مشروع نبودن جهانگردی زنان، همان دلیلهایی است که از سوی مخالفان برای حضور زنان در اجتماع بدان استناد شده است:
1. آیات قرآن: باورمندان به ممنوع بودن حضور زنان در اجتماع به آیاتی استناد کرده اند، از جمله:
«و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی.» (20)
درخانه های خود بمانید و همانند جاهلیت نخستین، با خودنمایی و خودآرایی از خانه بیرون نروید.
مخاطب آیه شریفه، گرچه زنان پیامبرند، ولی ویژه آنان نیست. برابر این دستور شریف، قرآن، زنان مسلمان را به خانه نشینی و پیوند و معاشرت نداشتن با نامحرمان دستور داده است. بنابراین، هر کاری که با این فرمان الهی ناسازگار باشد، انجام آن برای زنان، جایز نیست. سیروسفر و گردشگری به طور طبیعی بیرون رفتن از خانه و ارتباط با نامحرمان، بالاتر ارتباط با بیگانگان و کافران را در پی دارد. بنابراین، روا نیست که زنان مسلمان به سیروسفر و جهانگردی بپردازند.
پاسخ: برابر باور بسیاری از مفسران و فقیهان با توجه به صدر و ذیل آیه شریفه، دستور یاد شده ویژه زنان پیامبر(ص) است.
و بر فرض فراگیر بودن، مقصود از «قرن فی بیوتکن » خانه نشینی و انزوای از جامعه نیست و گرنه زنان پیامبر(ص) که مخاطبان اصلی آیه شریفه اند، هیچ کدام، چه در زمان حیات آن حضرت و چه پس از آن، به این دستور عمل نکرده اند (21). سیره خود پیامبر(ص) نیز خلاف این بوده است (22). آن بزرگوار زنان خود را به سفر می برد و آنان را از بیرون رفتن از خانه باز نمی داشت. بنابراین، مقصود از این دستور آن است که زن با هدف خودنمایی از خانه بیرون نرود، نه این که هیچ گاه حق بیرون رفتن نداشته باشد. زنان پیامبر(ص) در جامعه آمدوشد داشته اند مردان به حضورشان می رفته اند که احادیث پیامبر(ص) را از آنان بشنوند.
افزون بر این، هیچ فقیهی به مقتضای ظاهر این آیه شریفه، فتوا به واجب بودن خانه نشینی و حرام بودن آمدوشد زنان را در جامعه نداده است.
خداوند در جای دیگر می فرماید:
«و اذا سالتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب ذلک اطهر لقلوبکم و قلوبهن.» (23)
اگر از زنان پیامبر چیزی خواستید، از پشت پرده بخواهید. این کار، هم برای دلهای شما و هم برای دلهای آنان پاکیزه تر است.
گفته اند از آیه شریفه بالا استفاده می شود که زن باید در خانه بماند و هیچ گونه پیوندی با مردان نداشته باشد و اگر خواست با مردی بیگانه و نامحرم سخن بگوید از پشت پرده (24) با او سخن بگوید. بنابراین، حضور او درعرصه های اجتماعی از جمله سیرو سفر به هیچ روی جایز نیست.
با توجه به صدر آیه:
«یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی...»
و ذیل آن:
«و ما لکم ان توذوا رسول الله و لا تنکحوا ازواجه...»
دستور یاد شده ویژه زنان پیامبر(ص) است. عربهای مسلمان بدون اجازه و سرزده وارد اتاقهای پیامبر(ص) می شدند. زنان پیامبر(ص) نیز در آن جا بودند. آیه آمد که بدون اجازه داخل نشوید وقتی می خواهید چیزی از زنان پیامبر(ص) بگیرید، از پشت پرده بخواهید بدون این که داخل خانه شوید. این کار برای پاکیزگی دل شما و آنان بهتر است.
بر فرض فراگیر بودن آیه، مقصود این نیست که زنان به هیچ روی حق معاشرت با مردان را ندارند وگرنه همان گونه که در نقد برداشت از آیه پیش آوردیم، زنان پیامبر و حتی خود آن حضرت باید نخستین کسانی باشند که به این دستور عمل نکرده اند; چرا که آن بزرگوار، با همسران خود به سفر می رفت. (25) زنان آن حضرت نیز در میان اجتماع آمدوشد داشتند. مردم نیز به خانه آنها رفت و آمد داشتند و با آنها گفت وگو می کردند. (26) بنابراین، آنچه که از آن نهی شده این است که انسان بدون اجازه وارد خانه دیگران شود. از باب نمونه:
امام صادق(ع) می فرماید:
«نهی رسول الله(ص) ان یدخل الرجال علی النساء الا باذنهن.» (27)
پیامبر(ص) ازاین که مردان بدون اجازه وارد بر زنان گردند نهی کرد.
افزون بر این، سیره و عمل پیامبر(ص) با این برداشت ناسازگار است. پیامبر اسلام(ع)، هم به خانه همسرانش و هم به خانه دخترش فاطمه زهرا(س) با یاران خود رفت وآمد داشتند، از باب نمونه: جابربن عبدالله انصاری، همراه پیامبر از فاطمه زهراء(س) عیادت کردند. (28) به نقلی دیگر: پیامبر(ص) با شماری از یارانش برای عیادت زهراء(س) به قصدخانه آن بزرگوار حرکت کردند، هنگامی که در زدند به فاطمه(ع) فرمود:
«شدی علیک ثیابک فان القوم جائوا یعودونک.» (29) خودت را بپوشان گروهی به عیادت تو آمده اند.
فاطمه در پاسخ گفت:
«چیزی جز یک عبای کوچک ندارم.»
پیامبر(ص) عبای خودش را از پشت در به او داد و فرمود: «شدی بها راسک » سر را با این عبا بپوشان. پس از آن پیامبر(ص) با یاران به خانه درآمدند و از حال آن بزرگوار جویا شدند.
2. احادیث از دلیلهایی که ممکن است بر ممنوع بودن زن از سیروسفر و گردشگری استناد شود، روایاتی است که صدای زن را «عورت » دانسته اند. (30) و از سلام کردن بر آنان بازداشته اند. (31) در گذشته برخی، بر اساس همین روایات فتوا داده اند که شنیدن صدای زن نامحرم، حرام است. (32) گردشگری لوازمی دارد از جمله: خارج شدن از منزل، ارتباط با نامحرم و سخن گفتن با آنان را در پی دارد، بنابراین، جایز نیست که زنان به سیروسفر بپردازند.
نقد و بررسی آیا صدای زن عورت است؟ و اگر در حدیث آمده که در برخورد با زنان ابتدای به سلام نکنید و یا این که سلام ندهید، چون صدای آنها عورت است و جایز نیست مردی صدای آنان را بشنود و یا قضیه چیز دیگری است؟
صاحب جواهر، پس از نقل روایات و اشاره به برخی از فتاوا در این باب، می نویسد:
«ولکن ذلک کله مشکل بالسیرة المستمره فی الاعصار والامصار من العلماء والمتدینین وغیرهم علی خلاف ذلک، وبالمتواتر او المعلوم مما ورد من کلام الزهراء وبناتها علیها و علیهن السلام، ومن مخاطبة النساء للنبی(ص) و الائمه(ع) علی وجه لایمکن احصاؤه ولاتنزیله علی الاضطرار لدین او دنیا بل قوله تعالی: «فلاتخضعن بالقول »دال علی خلاف ذلک ایضا، ولعله لذا وغیره صرح جماعة کالکرکی والفاضل فی المحکی عن تذکرته و غیرهما ممن تاخر عنه کالمجلسی و غیره بالجواز، بل بملاحظه ذلک یحصل للفقیه القطع بالجواز فضلا عن ملاحظة احوالهم فی ذلک الزمان، من کونهم، اهل بادیه، وتقام المآتم والاعراس و غیرها فیما بینهم، ولازالت الرجال منهم مختلطه مع النساء فی المعاملات والمخاطبات وغیرها.» (33) عورت بودن صدای زن و حرام بودن شنیدن صدای او با استناد به روایاتی که گذشت، درست نمی نماید; زیرا با سیره پایدار عالمان دینی و انسانهای متدین و غیر آنان، در همه دوره ها و شهرها ناسازگار است. به نقل متواتر و معروف فاطمه زهرا(س) و دختران آن بزرگوار، با مردم سخن گفته اند (اگر صدای زن عورت بود آنان به چنین کاری دست نمی زدند.)
پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) در جاهای بسیاری با زنان به گفت وگو پرداخته اند، به گونه ای که شمارش این گفت وگوها ممکن نیست. همچنین نمی توان این گفت وگوها را از باب اضطرار در دین یا دنیای آنان دانست [چون در بسیاری از این موارد چنین اضطراری نبوده است و یا راه دیگری برای پرسیدن مسائل وجود داشته است.]آیه شریفه:«فلا تخضعن بالقول » (34) نیز با این برداشت «عورت بودن صدای زن » ناسازگار است. [چون در این آیه، از زنان خواسته شده است که خضوع در گفتار نداشته باشند نه این که حق حرف زدن با مردان را ندارند.]شاید به سبب همین شواهد و مانند آن بوده است که گروهی از فقها چون: محقق کرکی، علامه حلی و غیر آن دو، از کسانی که پس از آنها آمده اند مانند: علامه مجلسی و غیر او به جایز بودن فتوا داده اند [یعنی گفته اند: صدای زن عورت نیست و شنیدن آن نیز جایز است] با توجه به این همه شواهد، فقیه یقین پیدا می کند که صدای زن عورت نیست. افزون بر اینها، با اندک دقتی در زندگی مردم صدر اسلام که بیش تر آنان در بیابان زندگی می کردند، در مجالس عزا و عروسی، در خرید و فروشها و آمدورفتنها زنها و مردها با هم بوده اند... [همه این ها نشانگر این است که صدای زن عورت نیست و شنیدن صدای او نیز جایز است.] آیة الله حکیم نیز، حرمت شنیدن صدای زن را بر خلاف سیره مستمره قطعی مسلمانان دانسته است. او نیز، همانند صاحب جواهر، اشاره می کند که زنها از صدر اسلام، تاکنون، پیوسته در بازارها، صحنه های جنگ، در خانه های خود و آمد و رفتنها با مردها سخن می گفته اند و کسی نگفته است که عمل آنان با اسلام ناسازگاری دارد. (35)
2. در برابر آن روایات، روایاتی داریم که پیامبر(ص) (36) و علی(ع) (37) به زنان سلام می کردند و آنان نیز جواب می دادند. اگر صدای زن عورت بود چگونه رسول خدا(ص) و علی(ع) بدون هیچ ضرورتی ابتدای به سلام می کردند. شاید جمع این روایات به این باشد: سخن گفتن زن عورت نیست، اما در صورتی که تهییج نامحرمان را در پی داشته باشد همان گونه که آیه شریفه:«فلا تخضعن بالقول »به آن اشاره کرده است جایز نباشد. در روایت نیز آمده است که علی(ع) به زنان سلام می کرد، اما بر زنان جوان سلام نمی کرد و در علت آن می فرمود:
«می ترسم که صدای او مرا به گناه وادارد و بیش از آن که ثواب ببرم گناه کرده باشم.» (38)
3. از روایات دیگری نیز استفاده می شود که صدای زن عورت نیست از باب نمونه:
ابی بصیر می گوید: در حضور امام صادق(ع) بودم که ام خالد، اجازه خواست که به حضور آن حضرت مشرف شود. امام(ع) به من گفت:
«ایسرک ان تسمع کلامها؟ قلت نعم. فاذن لها واجلسنی معه علی طنفسته قال: ثم دخلت فتکلمت فاذا هی امراة بلغیه فساله عنها...» (39)
می خواهی سخنان ام خالد، را بشنوی؟
گفتم: بله.
امام به او اجازه حضور داد، و مرا در کنار خود نشاند.
ام خالد، داخل شد و سخن گفت. او، زنی فصیح بود و شیوا سخن می گفت.
اگر صدای زن عورت بود، هرگز امام صادق(ع) اجازه نمی داد که ابی بصیر بنشیند و به سخنان نامحرم گوش دهد. اگر صدای زن همانند دیگر اعضا و جوارح او برای نامحرم حرام بود، امام(ع) نخستین کسی بود که از آن پرهیز می کرد. در صورتی که برابر حدیث بالا، نه تنها ابوبصیر را از آن منع نکرد که او را تشویق به شنیدن سخنان، ام خالد نیز کرد.
افزون بر این، پس از شهادت امام صادق(ع) ابی بصیر نزد همسر امام صادق(ع) برای تسلیت گویی رفت در هنگام ورود، ام حمیده با دیدن ابوبصیر، به گریه افتاد ابوبصیر نیز، از گریه او گریان شد پس از آن ام حمیده گفت:
«امام(ع) به هنگام مرگ چشمانش را باز کرد و فرمود: همه بستگان مرا گردآورید، پس از آن که همه جمع شدند به آنان نگاهی کرد و فرمود:
«ان شفاعتنا لاتنال مستخفا بالصلوة »
شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد.» (40)
اگر صدای زن عورت بود و گفت وگوی او، با مردان نامحرم حرام، پس چگونه ابی بصیر برای تسلیت به خانه ام حمیده می رود و او نیز جریانی که به هنگام مرگ امام(ع) رخ داده است، شرح می دهد.
بنابراین، اگر زن به صورت عادی و به شکل طبیعی سخن بگوید به هیچ روی، حرام نیست. بله، زنان باید به گونه ای سخن بگویند که سبب تحریک و تهییج مردان بیگانه نشوند و بر فرض این که تحریک آمیز سخن بگویند صدایشان عورت نیست، بلکه آن گونه سخن گفتن نارواست.
از این روی، بسیاری از فقیهان چون: آیة الله حکیم، امام خمینی (41) و بسیاری دیگر از بزرگان فقه، همانند: صاحب جواهر، شیخ انصاری، علامه حلی، محقق کرکی و... شنیدن صدای زن را جایز دانسته اند. (42) مرحوم سید محمد کاظم یزدی در عروة الوثقی می نویسد:
«لاباس بسماع صوت الاجنبیه ما لم یکن تلذذ و ریبه... ویحرم علیها اسماع الصوت الذی فیه تهییج للسامع بتحسینه وترقیقه، قال تعالی:فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض.» (43)
شنیدن صدای زن نامحرم در صورتی که به قصد لذت بردن و ترس از گرفتار شدن به گناه نباشد، جایز است. حرام است بر زن به گونه ای سخن بگوید که سبب تحریک شنونده شود، مثل این که که صدایش را نازک کند و زنانه سخن بگوید. خداوند می فرماید: در سخن گفتن نرمش به کار نبرید تا بیماردلان در شما طمع نورزند.
3. مذاق شریعت درموضوع مورد بحث ممکن است شماری از مذاق شریعت به عنوان دلیل یاد کنند به این بیان: مذاق شریعت حکم می کند که زنان در پس پرده باشند و از هرگونه آمدوشد و سیروسفر و کارهای اجتماعی، مگر به هنگام ضرورت دامن برچینند. این گروه بر این باورند که: وظیفه زن خانه داری و تربیت فرزندان است و بس:
«سلامت و سعادت زن در این است که یا حامله باشد و یا بچه به زیر پستان خود داشته باشد.» (44)
«زنان باید پیوسته یا حامله باشند و یا شیر دهند تا در کاروان انسانیت... با مردان هماهنگ باشند.» (45)
این دیدگاه به زن، به عنوان کارخانه مولد انسان می نگرد، از این روی، هرگونه حضور او را در جامعه ناپسند می داند.
آیت الله خویی، در این باب سخنی دارد، ما را به کار می آید. البته سخن ایشان، در باب تقلید از زن است، ولی استدلال ایشان فراگیر است و موضوع ما را نیز در بر می گیرد. ایشان پس از آن که دلیلهای کسانی که می گویند مرجع تقلید باید مرد باشد به نقد و بررسی گذاشته و نتیجه می گیرد: هیچ دلیلی بر این که مرجع تقلید باید مرد باشد نداریم و مقتضای اطلاقات و سیره عقلا همسانی زن و مرد در مرجعیت تقلید است. ولی ایشان از این مبنا، به استناد مذاق شریعت صرف نظر می کند و فتوا می دهد که مرجع تقلید باید مرد باشد و تقلید از زن جایز نیست:
«والصحیح ان المقلد یعتبر فیه الرجولیه ولایسوغ تقلید المرئه بوجه وذلک لاناقد استفدنا من مذاق الشارع ان الوظیفة المرغوبه من النساء هی التحجب والتستر وتصدی الامور البیتیه دون التدخل فیما ینافی تلک الامور.» (46) درست این است که مفتی باید مرد باشد و تقلید از زنان به هیچ روی، روا نیست;زیرا از مذاق شریعت استفاده می شود که زنان باید حجاب و پوشش خود را حفظ کنند و به کارهای منزل بپردازند و به کارهایی دست نزنند که با این امور ناسازگار است.
ایشان در گفتار بالا، بر این باور است که مذاق شریعت حکم می کند که: زن حجاب و پوشش خود را حفظ کند و به کارهای منزل بپردازد و با کارهایی که با این امر سازگار نیست روی نیاورد.
ایشان، چون درباره مرجعیت بحث می کند، نتیجه می گیرد که تصدی مقام افتاء، زن را در مقام پرسش و پاسخ قرار می دهد و این کار با وظیفه اصلی او که حجاب و دوری از نامحرمان باشد سازگار نیست. بنابراین، شارع مقدس، به هیچ روی، به چنین کاری راضی نیست. دلیل ایشان فراگیر است و مسائلی از قبیل: سیروسفر و گردشگری را نیز می گیرد. چون گردشگری نیز بر این اساس، با وظیفه اصلی زن ناسازگار است.
این استدلال بر دو پایه استوار است:
1. تصدی مقام افتاء، با حفظ حجاب و پوشش و تستر ناسازگار است. در موضوع بحث هم می توان گفت: حفظ حجاب و پوشش با گردشگری منافات دارد.
2. مذاق شریعت حکم می کند که زنها به کارهای منزل بپردازند و خود را در معرض دید نامحرمان قرار ندهند.
نقد و بررسی در پاسخ بخش نخست این دیدگاه می توان گفت: زن می تواند به سیروسفر برود، با این حال، حجاب و دیگر وظایف خود را نیز به خوبی رعایت کند. لازمه گردشگری بی حجابی و بی بندوباری نیست. پایه اصلی این استدلال، این است که مذاق شریعت را درحدی می داند که می توان به وسیله آن به دیگر دلیلها اهمیتی نداد از این روی، باید دید مذاق شریعت درباره زن بر چه پایه ای استوار است. آیا همان گونه است که اینان ادعا می کنند، یا این که مذاق شریعت، حفظ حجاب و رعایت حریم میان زن و مرد است و اگر این باشد با حضور اجتماعی زن، هیچ ناسازگاری ندارد.
باید توجه داشت که دستیابی به مذاق شریعت، کار آسانی نیست، تا بتوان با دیدن چند حدیث و نگاهی گذرا به فقه چنین ادعایی کرد. شریعت دستگاه و سیستمی به هم پیوسته است و دریافتن مذاق شرع، در یک مساله و یا یک بخش، بدون تصویر و برداشت از کل شریعت نادرست و غیرممکن است. برای دستیابی به مذاق شریعت افزون بر قرآن کریم و روایات رسیده از معصومان(ع)، سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم و مسلمانان متدین و متشرع نیز باید مطالعه شود. باید دید، زنان پیامبر(ص) و امامان(ع)، و نزدیکان آنان چگونه عمل می کرده اند. رفتار زنان مسلمان در صدر اسلام چگونه بوده است. آیا پس از پذیرش دین اسلام همه فعالیتهای اجتماعی را به کنار نهاده و انزوا گزیده اند؟ یا افزون بر اداره خانه در بسیاری از کارهای اجتماعی و سیروسفرها همراه مردان بوده اند. در بینش اسلامی، زن افزون بر مسؤولیت اداره خانه و تربیت فرزندان که از مهم ترین وظایف اوست در بسیاری از مسؤولیتهای اجتماعی با مرد شریک است. به برخی از آن مسؤولیتها در گذشته اشاره کردیم. انجام آن وظایف خواه ناخواه، او را از خانه به صحنه های اجتماع می کشاند، این نه تنها با حفظ حجاب و عفاف که وظیفه دیگر اوست ناسازگار نیست که او را در انجام بهتر مسؤولیتها یاری می رساند. بله، آنچه ناسازگار است واجب بودن خانه نشینی زن است که اسلام، به هیچ روی، آن را نخواسته است. جای جای آموزه ها و دستورهای اسلامی، سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و مسلمانان متعهد گواه این مدعاست. به گونه ای که محقق را در گزینش شواهد و نمونه ها متحیر می سازد. روشنی این موضوع، به اندازه ای است که درازگویی در آن به یقین ملال آور است. ولی در هر صورت ناگزیریم به برخی از نمونه ها اشاره کنیم:
1. با نگاهی گذرا به تاریخ اسلام می یابیم که در صدر اسلام، زنان به تنهایی و یا همراه با شوهران خود در صحنه های پیکار و جهاد با دشمن برای امدادگری و تهیه آب و غذا و... حضور می یافته اند و در صورت نیاز، به نبرد نیز می پرداخته اند. اینک به نمونه هایی تاریخی از سیره پیامبر(ص) اشاره می کنیم:
در جنگ خیبر، زنانی با اجازه پیامبر(ص) شرکت داشته اند که مجروحان را مداوا و آب و غذا برای رزمندگان تهیه می کرده اند:
یکی از زنان بنی غفار می گوید: به هنگام عزیمت پیامبر(ص) به خیبر، با عده ای از زنان بنی غفار، خدمت آن حضرت رسیدیم و عرض کردیم می خواهیم با شما همراه باشیم. مجروحان را مداوا کنیم، مسلمانان را در حد توان کمک کنیم پیامبر(ص) فرمود: «اخرجی علی برکة الله »:آن حضرت اجازه فرمودند و دعا کردند. (47) ام سنان اسلمیه، (48) ام مطاع (49) و... نیز با اجازه آن حضرت در جنگ خیبر شرکت جسته اند.
در جنگ احد، نیز شماری از زنان برای مداوای مجروحان و کمک به مجاهدان اسلام شرکت داشته اند:
واقدی می نویسد:
«چهارده زن، از جمله: فاطمه دختر رسول خدا(ص)، به احد آمده بودند، غذا و آب سربازان را بر پشت خود حمل می کردند. به مجروحان آب می دادند و آنان را مداوا می کردند.» (50) در جنگ احد، زنی به نام «نسیبه » برای امدادگری شرکت کرده بود، ولی به هنگام سختی کارزار و فرار بسیاری از جنگجویان مسلمان از میدان جنگ، خود را به پیامبر(ص) رساند و به دفاع از آن حضرت پرداخت، به گونه ای که زخمهای بسیاری برداشت. پیامبر(ص) از وی تجلیل کرد و وقتی آن حضرت از حمراءالاسد برگشت پیش از آن که به خانه برود از حال نسیبه که در خانه بستری بود جویا شد و وقتی که خبر سلامتی او را شنید، بسیار خوشحال شد. (51) شماری از زنان صحابی، در جنگهای گوناگون شرکت کرده اند از جمله ام عطیه می گوید:
«در هفت غزوه همراه پیامبر(ص) بودم، غذا بر ایشان می پختم و از اثاثیه آنها محافظت می کردم، مجروحان را مداوا کرده و به کار مریضان می پرداختم.» (52) برخی از زنان هم در رکاب پیامبر(ص) بوده اند و هم در رکاب علی(ع) از جمله: لیلا غفاریه، که افتخار لقب مجاهد و رزمنده را گرفته است، در جنگهای متعدد با پیامبر(ص) و در جنگ جمل در کنار سربازان علی(ع) بوده است:
«لیلی الغفاریه مجاهدة غازیه کانت تخرج مع النبی(ص) فی مغازیه فتداوی الجرحی وتقوم علی المرضی. ولما خرج علی بن ابیطالب(ع) الی البصره خرجت معه.» (53) لیلا غفاری، زنی مجاهد و رزمنده بود. با پیامبر(ص) به غزوات می رفت. مجروحان را مداوا می کرد و به امور مریضان می پرداخت و هنگامی که علی(ع) برای سرکوبی اصحاب جمل، به بصره می رفت همراه آن حضرت بود.
ام الخیر، از زنان تابعی، در جنگ صفین شرکت کرد و با نطقهای مهیج خود روح شجاعت و حماسه آفرینی را در سربازان علی(ع) تقویت می کرد. تاثیر کار او به گونه ای بود که سالها بعد معاویه او را بر این کار سرزنش کرد، اما او پاسخی کوبنده و شجاعانه داد. (54) ام هیثم، یکی دیگر از زنان مسلمان است که همراه با شوهر خود در سپاه معاویه بوده است، ولی چون پیرو علی(ع) بوده، اخبار سپاه معاویه را به علی(ع) می داده است. (55) اینها و دهها نمونه بارز دیگر، حکایت گر حضور فعال زنان در اجتماع و سیروسفر آنان برای کمک رساندن به مجاهدان اسلام بوده است.
2. زنان در صدر اسلام به خدمت پیامبر(ص) رفت وآمد داشتند. پرسشهای خود را از آن حضرت می پرسیدند. شمار زیادی از این زنان به مقام بلند راویان احادیث پیامبر(ص) راه یافتند.
به این رفت وآمدها کسی خرده نمی گرفت و آن را خلاف شرع نمی دانست که صاحب شریعت، بارها با عمل خود آن را تایید کرده است، از باب نمونه:
روزی پیامبر(ص) در جمع صحابه نشسته بود. اسماء که زنی فاضل و سخنور بود و به خطیب زنان شهرت داشت، بر آن جمع وارد شد و پس از احترام به پیامبر(ص) عرض کرد: به نمایندگی از سوی زنان پرسشی دارم و پرسش خود را مطرح کرد. پیامبر(ص) و اصحاب گوش می دهند. حضرت روبه یاران می کند و در تشویق و تحسین وی می فرماید:
«هل سمعتم مسالة امراة قط احسن من مسالتها فی امر دینها من هذه.» (56) آیا تاکنون به این زیبایی که این زن، درباره دینش سؤال کرد از کسی شنیده اند؟
آن گاه پیامبر(ص) پاسخ می دهد و در ضمن می فرماید:
«آنچه را گفتم، به همه زنانی که از سوی آنان نمایندگی داری ابلاغ کن.»
براساس این روایت، روشن می شود که حضور زنان در مجامع، برای فراگیری مسائل دینی، امری عادی، بلکه خوش آیند بوده است.
3. گروه زیادی، از زنان مسلمان در صدر اسلام، برای امر به معروف و نهی از منکر به سیروسفر پرداخته و با حکومتهایی چون معاویه و حجاج بن یوسف ثقفی و... درگیر شده اند از جمله:
سوده، از قبیله همدان، پس از شهادت علی(ع) برای شکایت از حاکمی که معاویه بر آنان گمارده بود به شام آمد و پس از گفت وگوی بسیار، معاویه مجبور شد که به خواسته او تن در دهد. (57) همین سوده در زمان علی(ع) وقتی با بی عدالتی مامور مالیاتی علی(ع) روبه رو شد به نمایندگی از قبیله خود به نزد علی(ع) رفت و حکم عزل آن مامور را از علی(ع) گرفت. (58) زرقاء یکی دیگر، از زنان مسلمان بود که از کوفه به شام آمد و در برابر معاویه ایستاد. (59) «بکاره هلالیه » و «اروی » دختر حارث بن عبدالمطلب، (60) دو زن سالخورده ای بودند که به هنگام ورود بر معاویه او و پیرامونیانش را به باد انتقاد گرفتند.
ابن عبد ربه، در عقدالفرید، نامهای بسیاری از زنانی که در برابر معاویه ایستاده اند، آورده است: ام سنان بنت خیثمه، عکرشه بنت اطریش، درامیه حجونیه، ام الخیر بنت حریش، از جمله این افراد هستند. (61)
سیره افزون بر نمونه های یاد شده، که هر کدام دلیلی بر درستی مدعای ما در باب مذاق شریعت بود، سیره پیامبر(ص) و معصومان(ع) ومتشرعان و متدینان در رابطه با زنان، بویژه بستگان خود دلیل دیگری بر مدعا و پاسخی است به کسانی که سیره متشرعان را هماهنگ با مذاق شریعتی می دانستند که از دین و دستورهای آن می فهمیدند.
1. به نقل شیعه و سنی، پیامبرگرامی اسلام(ص) در مسافرتها و جنگها به قید قرعه یکی از همسران خود را همراه می برد. (62)
2. پس از جنگ جمل، علی(ع) چهل زن را مسلح کرد و برای پاسداری از عایشه از بصره تا مدینه فرستاد. (63)
3. به همراه بردن امام حسین(ع) همسران، خواهران و دختران خود را به سمت کوفه، چه به قصد حکومت و چه با آگاهی از شهادت، هر کدام باشد، بردن زنان به همراه خود، ضرورتی نداشت و حتی به نظر بزرگان قوم، به صلاح نبود. محمد بن حنفیه از سر خیرخواهی گفت:
«حال که مصمم به رفتن هستی، زنان و کودکان را با خود نبر.» امام می فرماید: «ان الله شاء ان یراهن سبایا.» (64) امام حسین(ع) زنان را به کاری واداشته که در غیر چهارچوب خانه است و آن را نه تنها ناسازگار با شریعت نمی داند که مشیت صاحب شریعت می داند. 4. سخنرانی فاطمه زهراء(س) در جمع مهاجران و انصار: خطبه ای است مفصل درباره توحید، نبوت، کوششهای پیامبر(ص) فلسفه احکام و محاجه با سران حکومت درباره فدک و ارثیه خود از پیامبر(ص) و... (65) اگر گفته شود که حضور آن بزرگوار براساس ضرورت بوده است، پاسخ آن روشن است چون «الضرورات تتقدر بقدرها» بنابراین لزومی نداشت که آن حضرت مطالبی درباره توحید، فلسفه نبوت و احکام و... بگوید. همه اینها حاکی از این است که فاطمه زهرا(ع) این گونه امور را ناسازگار با شان زن نمی داند. 5. امام صادق(ع) می فرماید: پدرم وصیت کرد که مقداری ازاموالش را وقف کنم و به زنان بدهم که به مدت ده سال به هنگام انجام مراسم حج در منی برایش ندبه و زاری کنند. (66) هدف امام(ع) این بوده است که زنان به این وسیله مکتب و فضائل امام(ع) را نشر دهند. اگر حضور زن در اجتماع جایز نبود چگونه دو امام معصوم(ع) دستور می دهند زنان در اجتماع بزرگ مکه صدایشان را به نوحه خوانی بلند کنند و به مدیحه سرایی بپردازند. 6. امام صادق(ع) مادر و همسر خود را می فرستاد تا حقوق اهل مدینه را ادا کنند. شخصی به امام موسی بن جعفر(ع) عرض می کند: «همسرم با همسر یکی دیگر برای شرکت در مجالس عزا از خانه بیرون می روند. من مانع آنان می شوم. همسرم می گوید: اگر حرام است، بگو تا نرویم و گرنه چرا باز می داری؟ با این عمل تو، اگر ما هم مجلسی داشته باشیم کسی شرکت نخواهد کرد. امام موسی بن جعفر(ع) می فرماید: از حقوق پرسش می کنی، این جزو حقوقی است که افراد جامعه به گردن یکدیگر دارند. پدرم پیوسته مادرم و ام فروه، مادر خود را، می فرستاد تا حقوق مردم مدینه را ادا کنند.» (67) نتیجه: بنابر شواهد و نمونه های یاد شده، این سخن که مذاق شریعت بر خانه نشینی زنان و حضورنیابیدن آنان در اجتماع است، نه از شرع دلیل دارد و نه از سیره، بلکه سیره معصومان(ع) و متشرعان برخلاف آن است. بنابراین، این دلیل آنان نیز، همانند دلیلهای دیگر آنان ناتوان از اثبات ممنوع بودن حضور زنان در اجتماع و مسؤولیت پذیری آنان است. و خود این ناتوانی دلیلهای یاد شده کافی است برای این که دیدگاه جواز را بپذیریم و بگوییم حضور زنان در صحنه های اجتماعی از جمله: سیروسفر و گردشگری بی شک، جایز، و برابر با اصول اولیه است و ممنوع بودن زنان از حضور در اجتماع و سیروسفر نیاز به دلیل دارد که نداشتیم، بلکه دلیل برخلاف آن بود. محدویتها و شرایط از آنچه گذشت روشن شد که حضور زنان مسلمان در عرصه های اجتماعی از جمله سیروسفر و گردشگری جایز است. ولی از آن جا، که زن مسلمان، پایبند به ارزشهای اسلامی و دستورهای دینی است، حضور او دارای شرایط و محدودیتهایی است که باید در همه تلاشهای اجتماعی وی و از جمله در سیروسفر به آن توجه داشته باشد از جمله: رعایت عفاف و حجاب در بینش اسلامی، آنچه سلامت اخلاق جامعه را خدشه دار کند، باید با آن مبارزه کرد; و آنچه آن را تضمین می کند باید تقویت کرد. بنابراین، پاسداری از عفت اجتماعی، وظیفه همگان است، ولی سهم زنان در این بعد سنگین تر و مهم تر است; زیرا این زنهای بی بندوبارند که مردان را به گمراهی می کشانند. از دیدگاه اسلامی، بی حجابی با عفاف سازگار نیست. خودداری از آمیزشهای نامشروع تنها عفاف به شمار نمی آید، بلکه خودداری از نگاههای مسموم و پوششهای نامناسب، لباسهای تحریک آمیز و مهیج و... نیز لازم است. در سوره نور، آیاتی که مربوط به عفاف و حجاب است (68) وظایف زن و مرد را در معاشرتها و رفت وآمدها با یکدیگر بر سه اصل زیر مبتنی می داند: 1. مردان و زنان مسلمان باید از نگاههای مسموم به یکدیگر بپرهیزند. 2. مردان و زنان مسلمان باید عفیف و پاکدامن باشند. 3. زنان باید پوشش داشته باشند. آرایش و زیور خود را در نزد نامحرمان آشکار نکنند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند. چگونگی پوشش نیز در همین آیات آمده است. با رعایت این شرایط حضور زن در جامعه بی اشکال است. قرآن، به روشنی بر حضور عفیفانه زن در اجتماع تاکید دارد. از باب نمونه: داستان موسی در برخورد با دختران شعیب بهترین نمونه است. پس از کمک موسی به دختران شعیب در آب دادن گوسفندانشان، یکی از دختران شعیب، با اجازه پدرش، از ایشان دعوت می کند وقتی که او به خانه شعیب می آید، آن بزرگوار در حضور دخترانش پیشنهاد ازدواج با یکی از آنان را به موسی می دهد. دقت و تامل در آیاتی که این داستان آمده (69) بیانگر این مطلب است که حضور عفیفانه زن در اجتماع جایز است. متانت درگفتار و رفتار زن و مرد هر دو باید از کارهایی که سبب فتنه در دین و اخلاقشان می گردد بپرهیزند. با متانت و وقار در اجتماع حاضر شوند. البته چون حرکت و حضور زن در جامعه حساس تر و راه لغزش برای او فراهم تر است، او باید به هنگام حضور، دقیق تر باشد و از حرکتها و رفتارهای خودش بیش تر مواظبت کند: «و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن.» (70) زنان با هدف آشکار ساختن زینتهای خود پا بر زمین نکوبند.
در گذشته، زنهای عرب، خلخال به پا می کردند، برخی از آنان برای این که آن را به دیگران نشان دهند، پا بر زمین می کوبیدند. آیه بالا، آنها را از این کار باز داشت.
بی گمان، مورد مخصص نیست. بنابراین، هر چیزی که سبب جلب توجه مردان گردد از قبیل: آرایش چهره، لباسهای مهیج و تحریک آمیزو... حرام است. به طور کلی زن در رفت و آمدها نباید کاری کند که سبب تحریک و تهیج و جلب توجه مردان نامحرم گردد.
به گفته استاد شهید مرتضی مطهری:
«شرافت زن اقتضاء می کند هنگامی که از خانه بیرون می رود، متین و سنگین و باوقار باشد. در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچ گونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد. عملا مردم را به سوی خود دعوت نکند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد، چه آن که گاهی اوقات ژستها سخن می گویند. راه رفتن سخن می گوید، طرز حرف زدنش حرف دیگر می زند.» (71)
«فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا.» (72)
در گفتار خضوع نکنید، تا آن که دلش بیمار است طمع کند و به خوبی و شایستگی سخن گویید.
هر چند در این آیه، روی سخن با زنان پیامبر(ص) است، اما بی شک، حکم ویژه آنها نیست. بنابراین، از آیه استفاده می شود که هیچ زنی حق ندارد به گونه ای سخن بگوید که افراد منحرف تحریک شده و در او طمع کنند. هر کار دیگری که سبب تحریک و تطمیع گردد، ممنوع است; زیرا هنگامی که علت حکمی به روشنی آمده باشد به استناد آن، می توان حکم را تعمیم و یا تخصیص داد.
درحقیقت در این آیه شریفه، تحریک و تطمیع افراد بیمار دل از سوی زنان نهی شده است، به وسیله سخن باشد و یا چیز دیگر.
اجازه همسر برای جهانگردی آیا زن، برای سیروسفر باید از پدر و یا شوهر خود اجازه بگیرد؟
اگر اجازه را لازم دانستیم آیا بین سفرهای واجب، مستحب و مباح تفاوت ست یا نه؟
بی شک، زن اگر شوهر نداشته باشد خارج شدن او از منزل و یا سیروسفر او هیچ منعی ندارد. او تنها باید، حدود و شرایط اسلامی را رعایت کند، همان گونه که مرد به هنگام خارج شدن از خانه و یا گردشگری باید حدود و معیارهای اسلامی را رعایت نماید. البته اگر پدر از سیروسفر دخترش جلو بگیرد در این مورد دختر از باب حقوق والدین باید از وی پیروی کند. این ویژه زن نیست اگر پدری راضی به سیروسفر جوانش نباشد سفر او نیز روا نیست.
اما زنی که ازدواج کرده است، به سبب ازدواج بر زن و مرد به گونه ای متقابل حقوق و وظایفی واجب می گردد. این حقوق و وظایف گاه جنبه مالی دارد و گاه غیرمالی. در بعد مالی از قبیل: مهر، نفقه، جهیزیه و... تکلیف بر عهده شوهر و حق از آن زن است. شوهر مکلف است به همسر خود مهر بپردازد، زن مالک مهر می گردد. آنچه به عنوان جهیزیه به خانه شوهر می آورد از آن خود اوست،تامین مخارج زندگی زن بر عهده شوهر است و زن هر چند توانگر باشد وظیفه ندارد که دراین باره مشارکت کند.
اما در روابط غیرمالی می توان گفت: مطلب به عکس است. یکی از حقوق مرد بر زن اطاعت و پیروی از شوهر است.
استاد شهید مرتضی مطهری در این باره می نویسد:
«مصلحت خانوادگی ایجاب می کند که خارج شدن زن از خانه توام با رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد. البته مرد هم باید در حدود مصالح خانوادگی نظر بدهد نه بیش تر.» (73)
شوهرنباید از این اختیار قانونی، بسان حاکمی خودخواه و مستبد استفاده کند، بلکه او باید همانند مسؤولی دلسوز با بردباری و متانت از این اختیار بهره بگیرد. زن نیز نظرهای منطقی شوهر را بپذیرد.
روایات زیادی دراین باره آمده است از جمله:
امام باقر از قول پیامبر(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود:
«نهی رسول الله ان تخرج المرئه من بیتها بغیر اذن زوجها فان خرجت لعنها کل ملک فی السماء وکل شی تمر علیه من الجن والانس حتی ترجع الی بیتها و نهی ان تتزین لغیر زوجها فان فعلت کان حقا علی الله ان یحرقها بالنار.» (74)
پیامبر(ص) از خارج شدن زن بدون اجازه شوهرش نهی کرده است. اگر زن بدون اجازه خارج شود همه ملائکه آسمانها و هر چه آن زن بر آنان گذر کند از جن و انسان بر او نفرین می کنند، تا به خانه بازگردد.
همچنین، پیامبر(ص) از زینت کردن زن برای غیرشوهرش نهی کرد. اگر زن چنین کاری را انجام دهد، سزاوار است که خداوند او ر ا به آتش جهنم بسوزاند.
فقهای شیعه، با توجه به روایت بالا و مانند آنها، دو دیدگاه زیر را طرح کرده اند:
1. مشهور فقهای شیعه بر این باورند که خارج شدن زن از منزل بدون اجازه شوهر جایز نیست. و این، حق مستقلی است و هیچ ارتباطی به تمکین زن ندارد. بنابراین، زن باید برای خارج شدن از منزل و یا سیروسفر از شوهرش اجازه بگیرد. (75)
2. وظیفه زن «تمکین و ایفای حقوق همسری » است. و هر کاری از جمله خارج شدن از خانه و سیروسفر و گردشگری اگر با آن وظیفه ناسازگاری نداشته باشد، نیاز به اجازه شوهر نیست. براساس این دیدگاه پیروی زن از مرد در خارج شدن از خانه و سیروسفر مطلق نیست. (76) تنها در زمانی که مرد به او نیاز دارد جایز نیست که از خانه خارج شود، ولی اگر خارج شدن او با این حق ناسازگار نباشد، مثل این که مرد در اداره یا مسافرت باشد و... خارج شدن زن از خانه جایز است.
فقیهان شیعه، در کتابهای خود خارج شدن زن از خانه و یا سیروسفر او را به دوگونه زیر تقسیم کرده اند: (77)
1. خارج شدن از خانه و یا سفر او برای انجام یکی از واجبات باشد.
2. خارج شدن او برای امری مستحب و یا مباح باشد.
در صورت نخست، مثل این که زن می خواهد مسائل مورد نیاز خود را بیاموزد و یا این که مستطیع است می خواهد برای حج واجب سفر کند و یا در صورتی که برخی از واجبات کفایی بر زن واجب عینی شود در این گونه جاها مرد حق ندارد او را از بیرون رفتن و سیروسفر باز دارد از باب نمونه:
محمدبن مسلم می گوید از امام باقر(ع) پرسیدم از زنی که حج بر او واجب است ولی شوهرش اجازه نمی دهد به این سفر برود، آیا می تواند بدون اجازه او به این سفر برود؟
امام(ع) در پاسخ فرمودند:
«لاطاعة له علیها فی حجة الاسلام.» (78)
پیروی زن، از شوهرش در حج واجب، واجب نیست.
در روایت دیگری امام(ع) می فرماید:
لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق.» (79)
در معصیت آفریدگار، پیروی از بنده روا نیست.
و اما اگر سیروسفر از گونه دوم باشد; یعنی سفرمستحب و یا مباح باشد، در این جا اجازه شوهر لازم است.
اسحاق بن عمار از امام جواد(ع) می پرسد که زنی ثروتمند، حج واجب خود را انجام داده است، ولی از شوهرش اجازه می خواهد که حج استحبابی انجام دهد، آیا شوهرش می تواند او را باز دارد؟
امام(ع) می فرماید: بله، می تواند او را از حج استحبابی منع کند. (80)
فقهای شیعه، نیز به مضمون، این روایت فتوا داده اند. (81) با توجه به روایات یاد شده، سیروسفر زن یا همانند سفر حج، واجب است که نیاز به اجازه شوهر ندارد و حتی زن با منع شوهر نیز می تواند برای انجام حج واجب و یا همانند آن مسافرت کند و اما اگر سفر او مستحب، همانند حج استحبابی و یا مباح باشد باید با اجازه شوهر باشد و یا دست کم با حق همسرش ناسازگار نباشد.
همراه محرم در سفر برای زن آیا همراه محرم برای زنان در سیروسفر لازم است یانه؟
دراین مساله دو دیدگاه وجود دارد:
1. فقهای شیعه بر این باورند که وجود همراه لازم نیست. زن بدون همراه نیز می تواند مسافرت کند، از باب نمونه:
محقق در شرایع می نویسد:
«الرابعة: لایشترط وجود المحرم فی النساء بل یکفی غلبة ظنها بالسلامه.» (82) وجود همراه محرم برای زنان در سفر شرط نیست، بلکه اطمینان زن به سلامت و امنیت در سفر کافی است.
صاحب جواهر، می نویسد: در این مساله بین فقهای شیعه اختلافی نیست. (83) فقهای شیعه، فرع بالا را درباب حج طرح کرده اند ولی ملاک در حج و غیر حج، بویژه اگر سفر، سفر واجب باشد یکسان است. بنابراین، از دیدگاه علمای شیعه، سفر زن به تنهایی در صورتی که امنیت جانی، مالی و آبرویی او تامین باشد مانعی ندارد، مثل این که با فردی و یا افرادی درستکارهم سفر گردد و یا با کاروانها و گروههایی که امنیت آن را تا حدودی حکومتها تضمین می کنند مسافرت کند.
صفوان جمال، چنان که از نامش پیداست، افراد را برای انجام حج با شترانش به مکه می برد. او از امام صادق(ع) می پرسد:
«قد عرفتنی بعملی، تاتینی المرئه اعرفها باسلامها وحبها ایاکم و ولایتها لکم لیس لها محرم، قال: اذا جاءت المراه المسلمه فاحملها فان المؤمن محرم المؤمنه، ثم تلاهذه الایه:«و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض...» (84) روایات بسیاری داریم (85) که مضمون روایت بالا را تایید می کنند از جمله:
در روایتی معاویة بن عمار، از امام صادق(ع) سؤال می کند، آیا زن می تواند بدون سرپرست به سفر حج برود، امام(ع) می فرماید:
«لاباس تخرج مع قوم ثقات.» (86)
مانعی ندارد. با گروهی که مورد اطمینان هستند می تواند به حج برود.
فرعهای فراوانی در این جا مطرح است که فقهای شیعه درکتابهای فقهی خود آن را طرح و بدان پاسخ گفته اند.
از باب نمونه:
اگر بدون همراه محرم، از امنیت برخوردارنیست، در این جا، آیا وجود همراه محرم، لازم است یا نه؟
در صورتی که زن از شوهرش بخواهد که در سفر همراه او باشد، آیا بر مرد لازم است که بپذیرد؟ اگر شوهر و یا یکی از محرمهای دیگر به زنی که حج بر او واجب شده ست بگوید در صورتی همراه تو به حج خواهم آمد که مخارج سفر و افزون بر آن هم مقداری پول به من بدهی، آیا بر زن پذیرش آن لازم است؟ آیا بین سفر واجب همانند حج و غیر آن تفاوت است؟
آیا در صورتی که رفتن به حج بستگی بر وجود شوهر باشد، آیا لازم است که زن ازدواج کند؟
اگر مرد ادعا کند که همسر او در این سفر امنیت ندارد و زن برخلاف او اعتقاد داشته باشد در این جا چه باید کرد؟ سخن کدامیک مقدم است؟
صاحب جواهر پرسشهای بالا را طرح و بدانها پاسخ گفته است (87) و ما برای این که این مقال به درازا نکشد از آوردن آن صرف نظرمی کنیم.
دیدگاه اهل سنت بیش تر اهل سنت، همراه محرم را در سیروسفر برای زنان واجب می دانند. از باب نمونه: حنفیان پس از آن که بین شرائط وجوب حج و شرائط ادای آن فرق می گذارند، وجود همراه را برای انجام حج لازم می دانند.
«ثالثها: وجود زوج او محرم للمراة، لافرق بین ان یکون المراة شابه اوعجوزا، اذا کان بینها وبین مکه ثلاثه ایام، فاکثر، اما اذا کانت المسافه اقل من ذلک فیجب علیها اداء الحج و ان لم یکن معها محرم.» (88) سومین شرط از شرایط واجب بودن ادای حج آن است که: شوهر و یا یکی از محرمهای زن، همراه او باشد. زن جوان و پیر در این حکم تفاوتی ندارد. البته لزوم وجود همراه برای زن در صورتی است که زن بخواهد از جایی به مکه برود که سه روز یا بیش تر راه باشد و اما اگر کم تر از آن اندازه باشد، بر او واجب است حج بگزارد، هر چند شوهر یا یکی از محرمهایش با او نباشد.
در مذهب حنبلی آمده است:
«واما المراه لایجب علیها الحج الا اذا کان معها زوجها او احد من محارمها.» (89) بر زن، حج واجب نیست مگر این که شوهر یا یکی از محرمهای زن همراه او باشند.
در مذهب مالکی: در صورتی که شوهر یا یکی از محرمها و یا گروهی مورد اطمینان برای همراهی وجود داشته باشند، حج بر زن واجب است و اگر نباشند واجب نیست. (90) در مذهب شافعی آمده است:
در صورتی حج بر زن واجب است که شوهر یا یکی از محرمها و یا زنان مورد اطمینان: دو نفر یا بیش تر همراه او باشند. اگر تنها یک زن به عنوان همراه پیدا کند، حج بر او واجب نیست، هر چند جایز است که حج واجب را همراه همان یک زن انجام دهد، بلکه جایز است به تنهایی برای ادای حج واجب مسافرت کند در صورتی که امنیت باشد. (91) نویسنده «المنار فی تفسیر القرآن » پس از آن که «سائحون » در سوره توبه (92) ، را به سیاحت و سیروسفر در زمین برای هدفی درست همانند: دانش آموختن، جهاد در راه خدا، هجرت در راه خدا و... تفسیر می کند و می گوید:
«علت این که برخی از مفسران «سائحات » را به روزه داران، تفسیرکرده اند، این است که بعید دانسته اند، خداوند زن را به خاطر سیاحت در روی زمین ستایش کرده باشد.»
سپس ایشان می نویسد:
«انما یحظر فی الاسلام سفرالمراة منفردة دون زوجها او احد محارمها واما اذا کانت تسیح مع الزوج و المحرم حیث یسیح لغرض صحیح من علم نافع او عمل صالح اوطلب الصحه او الرزق فلااشکال فی مدحها بالسیاحه.» (93) در اسلام، سفر زن به تنهایی بدون شوهر و یا یکی از محرمهایش حرام است، اما اگر زن با شوهر و یا یکی از محرم هایش و با انگیزه و هدف درستی چون: آموختن دانش سودمند، عمل صالح، حفظ سلامتی و یاکسب رزق و در آمد، به سیروسیاحت بپردازد هیچ اشکالی ندارد که خداوند چنین زنانی را ستایش کند.
سپس ایشان استدلال می کند که زنان پیامبر(ص) و یاران او، همراه آنان به سیروسفر می رفته اند. (94)
امنیت زن مسلمان در سیروسفر یکی دیگر از محدودیتها برای سیروسفر زن مسلمان، این است که امنیت مالی و جانی و آبرویی داشته باشد. در روایات ما درباره حکومت جهانی امام زمان(ع) آمده است:
«در آن روزگار زن با زیب و زیور خویش از عراق درآید و تا شام برود و از هیچ چیز نترسد.» (95) از این روایت و مانند آن فهمیده می شود که اگر جامعه سالم باشد و خطری زن را تهدید نکند سفر او به تنهایی هیچ منعی ندارد.
در چندین روایت (96) از امامان معصوم(ع) آمده است که سفر زن برای حج در صورتی که امنیت باشد و خطری او را تهدید نکند جایز است، از باب نمونه:
از امام صادق(ع) سؤال شد که زنی می خواهد به حج برود، اما همراه محرم ندارد آیا چنین سفری برای او جایز است؟ امام(ع) در پاسخ می فرماید:
«نعم، اذا کانت مامونة.» (97)
بله، جایز است، اگر سفر او بی خطر و از امنیت برخوردار باشد.
و در جای دیگر در پاسخ می فرماید:
«ان کانت مامونة تحج مع اخیها المسلم.» (98)
بنابراین، جایز نیست به کشور و یا شهری برود که از پیش می داند در آن جا امنیتی برای او وجود ندارد.
آیا ارزیابی و تشخیص شرایط به فهم خودش واگذاشته شده است؟ یعنی اگر زن می خواهد به شهر یا کشوری مسافرت کند خودش باید تشخیص بدهد که در آن جا شرائط چگونه است؟
بی گمان، اگر انسان به شهر و یا کشوری که می خواهد مسافرت کند دارای آگاهیهای کافی از آن جا باشد، به گونه ای که بتواند موقعیت و شرائط آن جا را ارزیابی کند، او خود به این کار می پردازد; زیرا این کار، به تکلیف شرعی او مربوط می شود، ولی اگر دارای آگاهی و بصیرت کافی نیست، باید از کسانی که آگاهیهای لازم را دارند جست وجو کند و وظیفه خود را باز شناسد.
ممکن است در این گونه موارد صلاح اندیشی زن از پدر و یا شوهر کارساز باشد.
زنان جهانگرد غیر مسلمان ضرورت بحث و بررسی درباره قوانین حاکم بر روابط ملتها وملیتها و تدوین قانونهایی روشن در این راستا، بویژه در دنیای امروز، بر کسی پوشیده نیست. امروزه، پیوند مسلمانان باغیر مسلمانان بسیار گسترده و گونه گون است، از این روی، بایسته است که بررسی درباره مسائل و احکام آن، در سرلوحه کارهای پژوهشی فقهی قرار گیرد. خوشبختانه کتابهای حدیثی و فقهی ما سرشار از احادیث و قواعدی است که می توان احکام مورد نیاز را از آن استنباط کرد.
در این بخش به گوشه ای از این موضوع می پردازیم یعنی گردشگری زنان غیر مسلمان به کشورهای اسلامی.
بخشی از اصولی که در روابط غیرمسلمانان با مسلمانان مطرح است، فراگیرند و اختصاص به زنان یا مردان ندارد; از قبیل: لزوم احترام متقابل، حسن معاشرت با آنان، رعایت حرمت جان و مال و آبروی آنان....
همچنین برخی از محدودیتهایی که آنان باید بدان تن در دهند، از جمله: آنان باید در کشورهای اسلامی آشکارا گناه نکنند، قانونهای کشوری را که وارد آن می شوند رعایت کنند. در پی توطئه، جاسوسی، گسترش فساد و... نباشند.
این اصول و محدودیتهایی است که در آن تفاوتی بین زن و مرد نیست. همه غیر مسلمانان در سرزمینهای اسلامی باید بدان پایبند باشند. ما در این جا در صدد شرح این بخش نیستیم. ما در این بخش بر آنیم به پاره ای از ترازها که رعایت آنها اختصاص به زنهای غیر مسلمان دارد و یا رعایت آن ازسوی آنان از اهمیت بیش تری برخوردار است، اشاره ای گذرا داشته باشیم، از جمله:
1. پوشش زنان جهانگرد پوشش زن، در برابر مردان بیگانه از ویژگیهای اسلام نیست. در شریعت موسی و عیسی(ع) و دیگر آیینهای توحیدی نیز «پوشش » وجود داشته است.
در عهد قدیم، زنانی که بدون پوشش و با قصد خودنمایی درمیان مردم حرکت کنند، نکوهش شده اند و کیفر سختی ازسوی خداوند برای آنان وعده داده شده است. (99) ویل دورانت درباره این قانون در میان یهود می نویسد:
«اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت: چنانکه مثلا بی آن که چیزی به سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت و یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد، یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.» (100) عهد جدید، نیز پوشش سر را برای زنان واجب می داند و برای کسانی که از این قانون سرباز زنند کیفر سختی همانند: تراشیدن موهای سر آنان را در نظر گرفته است.
حجابی که امروزه، راهبه های مسیحی دارند، همان حجاب و پوششی است که شریعت عیسی(ع) از زنان مسیحی خواسته است. (101) برای شناخت حکم پوشش زنان غیرمسلمان، و یا وادار کردن آنان به پوشش اسلامی، به هنگام حضور در جوامع اسلامی، باید به دو نکته اساسی زیر توجه داشته باشیم:
1. با مطالعه قراردادهایی که پیامبر اسلام(ص) با اهل ذمه داشته است، (102) به این نتیجه می رسیم که آنان می توانند بر اساس فرهنگ خودشان رفتار کنند و هیچ الزامی نسبت به پوشش اسلامی ندارند; زیرا با این که در این قراردادها اهداف و مواد آن به گونه ای روشن تنظیم می شده است، در عین حال، هیچ سخنی از پوشش زنان آنها به میان نیامده است.
افزون بر این، در قراردادهای ذمه، فقهای شیعه، دوگونه شرط را یادآوری کرده اند:
الف. شرایطی که باید در متن قرارداد قید گردد از قبیل: جزیه، احترام به قانونهای اسلام، پذیرش احکام جزایی و قضایی اسلام و...
ب. شرایطی که با توافق مسلمانان و اهل ذمه بهتر است در قرارداد گنجانده شود: از قبیل: خودداری از پیشنهاد ازدواج با زنان مسلمان، خودداری از تلاشهای تبلیغی و... (103) در هر دو بخش اشاره ای به الزام زنان اهل ذمه به حجاب نیامده است.
با این که اگر از مواد اساسی بود و یا دست کم از مواردی بود که بهتر بود که در قرارداد گنجانده شود، باید جزو آن شرایط آورده می شد.
2. در شماری از روایات از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) سؤال شده که نگاه کردن به سروصورت و موهای اهل ذمه چه حکمی دارد؟ از باب نمونه:
درحدیثی از علی(ع) آمده است:
«لاباس بالنظر الی رؤوس النساء من اهل الذمه.» (104) نگاه به سرهای زنان اهل ذمه جایز است.
در روایتی دیگر، سکونی، از امام صادق(ع) نقل کرده که پیامبر اسلام(ص) فرمود:
«لاحرمة لنساء اهل الذمه ان ینظرالی شعورهن وایدیهن.» (105) حرام نیست که به موها و دستهای زنان اهل ذمه نگاه شود.
از این روایات، به دست می آید که زنان اهل ذمه، فرهنگ پیش از اسلام را حفظ کرده بودند و به پوشش اسلامی پایبند نبوده اند و الزامی هم برای آنان از سوی پیامبر(ص) و یا امامان معصوم(ع) همانند زنان مسلمان وجود نداشته است. پرسش مسلمانان نیز، برای این بوده است که تکلیف خودشان را در برخورد با آنان بفهمند.
از این دو نکته به این نتیجه می رسیم که زنان اهل ذمه ملزم به حجاب و پوشش اسلامی نبوده اند. وقتی که زنان اهل ذمه ملزم نباشند، به طریق اولی، زنان دیگر کافران ملزم به پوشش اسلامی نیستند.
فقهای شیعه، با توجه به این مطلب که واداشتن آنان به پوشش واجب نیست، حکم شرعی نگاه به سروصورت و موهای آنان را بیان کرده اند.
همه فقهای شیعه، نگاه به زنان غیرمسلمان را جایز دانسته اند، ولی شماری از آنان قیدی را اضافه کرده اند و آن این است: باید به اندازه ای که در زمان پیامبر(ص) نپوشیدن آن معمول بوده است، بسنده کرد. یعنی باید دید چه اندازه از بدن خود را در آن زمان نمی پوشانده اند، نگاه به همان مقدارجایز است، اما بیش از آن، مثل نگاه کردن به برخی از زنهایی که به گونه ای نیمه عریان، در میان مردم ظاهر می شوند، جایز نیست. ولی دیدگاه دیگر بر آن است که هر اندازه از بدنشان که به طور معمول آن را در میان مردم نمی پوشانند، نگاه به آن مانعی ندارد. هر چند در زمان پیامبر(ص) کم تر از آن را باز می گذاشته اند.
امام خمینی در این باره می نویسد:
«نگاه کردن به زنان نامحرم غیرمسلمان جایز است. بنابر احتیاط واجب نمی توان به مواضعی که به طور معمولی می پوشانند نگاه کرد، مشروط به آن که به قصد ریبه و تلذذ نباشد.» (106) بسیاری از فقهای شیعه، این دو قید را در نگاه کردن به زنان اهل کتاب و دیگر زنان غیرمسلمان، آورده اند. مقصود از این دو چیست؟
تلذذ: لذت بردن، یعنی نگاهی نباشد که به قصد لذت باشد.
ریبه: یعنی نگاهی که برای چشم چرانی و لذت بردن نیست، ولی وضعیت به گونه ای است که نگاه کردن ممکن است، لغزشی را در پی داشته باشد.
صاعب عروه، ریبه، را به ترس از این که به حرام بیفتد معنی کرده است. (107) مرحوم آیت الله حکیم، می نویسد:
«روایات مطلق است و دارای هیچ گونه قیدی نیستند; از این روی، فقهای شیعه، برای لزوم آن دو قید، به اجماع استناد کرده اند.» (108) بنابراین، نگاه کردن به صورت و دستها و موهای زنان اهل کتاب و دیگر زنهای غیرمسلمان جایز است. البته اگر انسان ترس از آن داشته باشد که با نگاه کردن به حرام بیفتد، نباید نگاه کند. از این فتاوا نیز می فهمیم که واداشتن آنان به پوشش لازم نیست.
یادآوری: فقهای شیعه بر این باورند: کافران، چه اهل کتاب و چه غیرآنان، همان گونه که مکلف به اصول دین هستند، مکلف به فروع و احکام دین نیز هستند. (109) در نتیجه بر آنان واجب است که همه واجبات اسلامی را انجام دهند. از جمله: حجاب و پوشش اسلامی را رعایت کنند و از همه حرامها نیز بپرهیزند.
باور یاد شده، هیچ گونه ناسازگاری با آنچه آوردیم ندارد. و دلیلی برای ضرورت پوشش زنان غیر مسلمان نخواهد بود; چرا که تکلیف کافران تنها اثر اخروی دارد، نه دنیوی، از این روی، اگر آنان به واجبات عمل کنند پذیرفته نیست، چون شرط درستی این تکالیف اسلام است که در آنان نیست.
مسلمانان با این که قدرت داشتند که اهل ذمه را به انجام نماز، حج و... و دادن زکات و پوشش و... مجبور کنند، چنین نکردند.
حکم ثانوی یا حکومتی از آنچه آمد، روشن شد که زنان اهل کتاب و کافران می توانند با لباس معمولی خودشان و با پوششی متناسب با عرف و آیین خودشان درکشورهای اسلامی به سیروسفر و گردشگری بپردازند.
در عین حال، آیا واداشتن آنان به رعایت حجاب و یا پوشش مشخصی براساس مصلحت و حکم حکومتی و یا به عنوان ثانوی، جایز است یا نه؟
بی گمان، حکومت اسلامی، باید از عفت عمومی جامعه اسلامی پاسداری کند و از راهها و عواملی که سبب فساد و انحراف می گردد، جلو بگیرد. بر این اساس، اگر حاکم اسلامی تشخیص دهد که رفت وآمد زنان غیرمسلمان بدون پوشش مناسب در میان جامعه اسلامی گسترش فسادرا در پی دارد و یا سبب می شود که زنان مسلمان به بی حجابی روی آورند، می تواند از اختیارات حکومتی خود بهره گرفته و با در نظر گرفتن مصلحت اسلام و امت اسلامی آنان را به پوشش خاصی وادارد، پوششی که از فساد و انحراف جلوگیری کند، هر چند همانند پوشش زنهای مسلمان نباشد، دست کم، بدن و سروگردن آنها پوشیده باشد.
ورود زنان کافر به مساجد و مشاهد مشرفه درباره ورود کافران به مساجد و مشاهد مشرفه دیدگاهها یکسان نیست. اگر پذیرفتیم که ورود کافران به مساجد و مشاهد مشرفه جایز است و کفر به تنهایی سبب حرام بودن ورود آنان نیست، روشن است که ورود زنان نیز جایز است; زیرا در این جهت فرقی بین زنان و مردان نیست، آیا در این صورت حکومت اسلامی می تواند به عنوان ثانوی و یا براساس مصلحت، برای ورود آنان به طور عموم و برای زنان بویژه محدودیتهایی را به اجرا بگذارد. از باب نمونه: دستور دهد در صورتی زنان غیرمسلمان می توانند به این مکانهای مقدس وارد شوند که حجاب کامل و یا دست کم با پوشش بدن و روسری باشند.
بی شک، هر چند کفر را مانع از ورود کافران به مسجد ندانیم، ولی این بدان معنی نیست که در مساجد و مشاهد مشرفه، بدون قاعده و برنامه به روی هر غیر مسلمانی باز باشد. مسجد مکان عبادت، ارشاد و هدایت، و تبلیغ دین است انجام هر کاری که با این امور ناسازگار باشد روا نیست، حتی برای مسلمانان، چه رسد به غیر مسلمانان.
بر این اساس، ورود کافران به مساجد در درجه نخست باید انگیزه شرع پسند داشته باشد، مانند: آشنایی با معارف اسلامی، شنیدن سخن وحی، آشنایی با آداب و رسوم عبادی مسلمانان و... و یا دست کم انگیزه های عقلایی همانند: مشاهده آثار و تمدن اسلامی بر جای مانده در بناهای مساجد.
با این همه، حفظ شؤون مسجد و مکانهای مقدس نیز لازم است. به این معنی که از نظر پوشش و چگونگی رفت وآمد و نگهداشت ادب و احترام، رفتارها باید به گونه ای باشد که بی احترامی به مسجد و حرم امامان(ع) و امام زادگان و هتک حرمت آن مکانهای مقدس نشود که در این صورت، بدون تردید، جایز نیست.
احترام متقابل روابط مسلمانان با غیرمسلمانان باید براساس احترام متقابل باشد. همان گونه که مسلمانان وظیفه دارند به نیکی با آنان معاشرت کنند... آنان نیز وظیفه دارند در وطن اسلامی، برای مردم، مذهب و حکومت ما احترام قائل شوند. بدین معنی: از کارهایی که ناسازگار با اصل «احترام متقابل » است خودداری کنند. از باب نمونه: به آزار و اذیت مسلمانان نپردازند. به دشمنان اسلام و مسلمانان کمک نکنند، آشکارا منکرها را انجام ندهند، در پی جاسوسی و گسترش فساد نباشند و....
اگر بدانیم گروهی از مردان و یا زنانی که به عنوان جهانگردی می خواهند به ایران اسلامی مسافرت کنند، در پی جاسوسی و یا اشاعه فحشا و فسادند وظیفه ما در برابر آنها چیست؟
آیا می توانیم آنان را به عنوان جهانگرد بپذیریم؟
در صورت پذیرش، اگر دست به چنین کارهایی زدند، با آنها چگونه باید برخورد کنیم؟
آیا تنها باید آنها را از کشور خارج کنیم؟ و یا آنان را براساس معیارها اسلامی محاکمه کنیم؟
و....
بی گمان، پذیرش مردان و یا زنانی که انسان آگاهی دارد در صورتی که به کشور اسلامی وارد شوند گناه و منکرات را گسترش می دهند و یا در پی اهداف دیگری برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی هستند جایز نیست. البته در صورتی که توان نظارت و مراقبت بر آنها را داشته باشیم به گونه ای که نتوانند اهداف خود را عملی کنند پذیرش آنان اشکالی ندارد... پرسشهای یاد شده چون از مسائل ویژه زنان نیست و در جای خود به شرح خواهد آمد از بحث و بررسی بیش تر پیرامون آن صرف نظر می کنیم.
در پایان این مقال، یادآوری مجدد این نکته را بی سود نمی دانیم که: در احکام مربوط به زنان زمینه های تحقیق و پژوهش بسیار است و پرسشهای بر جای مانده فراوان، امید آن که محققان و پژوهشگران در این راه گامهای مؤثر و اساسی بردارند.
پی نوشتها:
1. سوره «حجرات »، آیه 13; «نساء»، آیه 1; «اعراف »، آیه 189; «نحل »، آیه 72.
2. سوره «احزاب »، آیه 72.
3. سوره «نحل »، آیه 97; سوره «نساء»، آیه 124; «آل عمران »، آیه 195; «غافر»، آیه 40.
4. سوره «احزاب »، آیه 35; سوره «توبه »، آیه 72.
5. سوره «توبه »، آیه 71، «وسائل الشیعه »، شیخ حر عاملی، ج 11/353-416 «العقدالفرید»، ابن عبدربه اندلسی، تحقیق عبدالمجید ترحیینی، ج 1/344-358، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، گروهی از زنان صدر اسلام را که در برابر معاویه ایستاده اند و یا مردم را به جنگ او تحریض می کرده اند آورده است.
6. سوره «ممتحنه »، آیه 12; «الطبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/11، دار صادر، بیروت; «تاریخ الامم والملوک »، ابی جعفر محمدبن جریر طبری، ج 2/92 و 337، انتشارات ارومیه، قم; «الکامل فی التاریخ »، ابن اثیر، ج 2/252، دار صادر، بیروت.
7. «بحارالانوار»، علامه مجلسی، ج 1/177، 180، مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان; «نهج الفصاحه » مجموعه کلمات قصار پیامبر اسلام(ص) مترجم و گردآورنده: ابوالقاسم پاینده، 64، سازمان انتشارات جاویدان.
8. سوره «نساء»، آیه 97 98.
9. «صحیفه نور»، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، ج 3/49، ارشاد اسلامی.
10. «حقوق النساء فی الاسلام »، سید محمد رشید رضا، 31، دارالاضواء.
11. سوره «آل عمران »، آیه 138-137.
12. سوره «روم »، آیه 9، 42.
13. سوره «نمل »، آیه 69; «عنکبوت »، آیه 20; «فاطر»، آیه 44; «مؤمن »، آیه 82; «حج »، آیه 46; «یوسف »، آیه 109.
14. سوره «انعام »، آیه 11.
15. سوره «توبه »، آیه 60.
16. سوره «توبه »، آیه 112; «تحریم »، آیه 5.
17. «تفسیر القرآن الکریم الشهیر بتفسیر المنار»، محمد رشید رضا، ج 11/52، ج 8/289، دارالمعرفة، بیروت.
18. همان مدرک، ج 11/53.
19. در این باره، آیاتی که در آن، قصه خضر(ع) ، موسی(ع)، ابراهیم(ع)، و... آمده، مطالعه کنید.
20. سوره «احزاب »، آیه 34.
21. «وسائل الشیعه »، ج 12/89، ام سلمه با اجازه پیامبر(ص) در مجلس عزا شرکت می کند. افزون بر این، ام سلمه، با خلفا نیز، گفت وگوهایی داشته است، روایاتی نیز از او نقل کرده اند.
22. «سیرة النبویه »، ابن هشام، ج 3/356، داراحیاء التراث العربی; «طبقات الکبری »، ج 8/294; «در المنثور»، سیوطی، ج 5/25، کتابخانه آیت الله مرعشی; «المیزان »، ج 18/96، اعلمی، بیروت.
23. سوره «احزاب »، آیه 53.
24. در گفتار عالمان دینی هر جا سخن از آیه حجاب رفته مقصود همین آیه است. دستور حجاب در این آیه، غیر از «ستر و پوشش » است که هر زن مسلمان موظف است آن را رعایت کند.
بر اساس این آیه مرد اگر چیزی از زن می خواهد بدون این که داخل اطاق شود، باید از پشت پرده صدا بزند. در قرآن و کتابهای فقهی ما برای پوشش زن از نامحرم واژه حجاب نیامده است.
در گذشته در کتابهای فقها «ستر» به کار می رفته است و به گفته برخی از عالمان معاصر روشن نیست این کلمه (حجاب) از چه زمانی به جای «ستر» به کار گرفته شده است.
«مساله حجاب » شهید مطهری، نشریه انجمن پزشکان/62-66.
25. «در المنثور»، ج 5/25; «المنار»، ج 11/53; «المیزان »، علامه طباطبایی، ج 18/96.
26. «وسائل الشیعه »، ج 12/89، دیگر همسران پیامبر(ص) نیز در جامعه رفت وآمد داشتند; «صحیح بخاری »، ج 7/49; ج 8/66.
27. «الفروع من الکافی »، کلینی، 5/528، دارصعب، دارالتعارف.
28. «همان مدرک »، 528 529.
29. «حلیة الاولیاء» ج 2/69 70، چهره زن در آئینه اسلام و قرآن، مرتضی فهیم کرمانی 20/.
30. «وسائل الشیعه »، ج 14/173; «فروع کافی »، ج 5/535.
31. همان مدرک.
32. «جواهر الکلام »، شیخ محمد حسین نجفی، ج 29/97; «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48 خود این دو بزرگوار این فتوا را نپذیرفته اند.
33. «جواهرالکلام »، ج 29/98.
34. سوره «احزاب »، آیه 36.
35. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48.
36. «فروع کافی »، ج 5/535; «وسائل الشیعه »، ج 18/451.
37. «همان مدرک ».
38. «فروع کافی »، ج 5/535; «وسائل الشیعه »، ج 8/452; ج 14/173.
39. «وسائل الشیعه »، ج 14/143.
40. «بحارالانوار»، ج 47/2، ج 80/19، ج 81/235، ج 79/227 و 236.
41. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48; «تحریر الوسیله »، ج 2/245.
42. «جواهر الکلام »، ج 29/98; «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48.
43. «عروة الوثقی »، سید محمد کاظم یزدی، کتاب النکاح، مساله 39.
44. «انوار الملکوت »، محمد حسین تهرانی ج 1/178، انتشارات علامه طباطبایی، مشهد.
45. همان مدرک/ 178، 182.
46. «التنقیح فی شرح عروة الوثقی »، تقریر درس آیت الله خوئی، مقرر: میرزا علی تبریزی غروی، ج 1/226، کتاب اجتهاد وتقلید، دارالهادی، قم.
47. «سیرة النبویة »، ابن هشام، ج 3/356، دار احیاء التراث العربی، بیروت; «اعلام النساء»، عمر رضا کحاله، ج 4/336، مؤسسة الرساله، بیروت، «الطبقات الکبری »، ج 8/293.
48. «الطبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/292.
49. همان مدرک.
50. «المغازی »، واقدی، ج 1/248، نشر دانش، قم.
51. «شرح نهج البلاغه »، ابن ابی الحدید، ج 14/266.
52. «طبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/455.
53. «سیرة النبویه » ابن هشام، ج 3/356.
54. «اعیان الشیعه »، سید محسن امین، ج 3/476، دارالتعارف للمطبوعات; بیروت، «ریاحین الشریعه »، ذبیح الله محلاتی، ج 3/383.
55. «شرح نهج البلاغه »، ابن ابی الحدید، ج 4/92، داراحیاء التراث العربی، بیروت.
56. «سیرة النبویة »، ابن هشام، ج 3/356، داراحیاء التراث العربی; «اعلام النساء»، عمر رضا کحاله، ج 4/336، مؤسسه الرساله، بیروت.
57. «بحارالانوار»، ج 41/119-120.
58. همان مدرک.
59. «العقد الفرید»، ابن عبد ربه، ج 1/347-349، دارالکتب العلمیه.
60. همان مدرک/346، 357.
61. «همان مدرک » 349، 352، 354.
62. «در المنثور»، جلال الدین سیوطی،ج 5/25، کتابخانه آیت الله مرعشی; «المنار»، ج 11/53; «المیزان »، علامه طباطبائی، ج 18/96، مؤسسه اعلمی، بیروت.
63. «الجمل »، شیخ مفید، تحقیق سید علی میرشریفی، 415، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم.
64. «لهوف »، سیدبن طاووس/ 28، حیدریه، نجف.
65. «الاحتجاج » طبرسی، تعلیق و تحقیق، محمد باقر موسوی خرسان، ج 1/97 107; مؤسسه اعلمی، بیروت.
66. «وسائل الشیعه »، ج 12/88.
67. «الفروع من الکافی »، ج 3/217، دار صعب، دارالتعارف، بیروت.
68. سوره «نور»، آیه 30-31.
69. سوره «قصص »، 25-28.
70. سوره «نور»، آیه 31.
71. «مساله حجاب »، شهید مطهری/86.
72. سوره «احزاب »، آیه 32.
73. «مساله حجاب »/ 88.
74. «وسائل الشیعه »، ج 14/112، 114، 156، 157.
75. «جواهرالکلام »، ج 31/314; ج 17/333.
76. همان مدرک; «المسائل الفقهیه »، آیة الله سید محمد حسین فضل الله، ج 1/261، 264، مجله «الموسم » شماره 21-22/92.
77. «جواهر الکلام »، ج 31/313. فقهای بزرگوار ما تقسیم بندی را برای تعیین وجوب نفقه و یا سقوط نفقه انجام داده اند که در نتیجه حکم سفر زن نیز از آن فهمیده می شود.
78. «وسائل الشیعه »، ج 8/110.
79. همان مدرک/ 111.
80. همان مدرک/ 110.
81. «جواهر الکلام »، ج 17/332، ج 31/314.
82. «شرایع الاسلام »، محقق حلی، ج 1/229، دارالاضواء، بیروت.
83. «جواهر الکلام »، ج 17/330.
84. «وسائل الشیعه »، ج 8/108.
85. همان مدرک/ 108-110.
86. همان مدرک/ 109.
87. «جواهر الکلام »، ج 17/331-332.
88. «الفقه علی المذاهب الاربعه »، عبدالرحمن حریزی، ج 1/633، احیاء التراث العربی.
89. همان مدرک/ 635.
90. همان مدرک/ 634.
91. همان مدرک/ 636.
92. سوره «توبه »، آیه 112.
93. تفسیر «المنار»، ج 11/52.
94. همان مدرک/ 53.
95. «منتخب الاثر»، لطف الله صافی گلپایگانی، 474، مکتبة الداوری، قم.
96. «وسائل الشیعه »، ج 8/108-111.
97. همان مدرک/ 109.
98. همان مدرک.
99. «المراة فی التاریخ والشریعه »، دکتر اسعد سحمرانی، 195، دارالنفائس، بیروت.
100. «مساله حجاب » شهید مطهری، 5 6 به نقل از «تاریخ تمدن »، ویل دورانت ج 12/30.
101. «المراة فی التاریخ والشریعه »، 196-195.
102. «السیرة النبویه »، ابن هشام، 2/147، دار احیاء التراث العربی; «مجموعة الوثائق السیاسه »، محمد حمید، دارالنفائس، بسیاری از این قراردادها را آورده است.
103. «تذکرة الفقهاء»، علامه حلی، ج 1/443-442، مکتبة المرتضویه لاحیاء الآثار الجعفریه.
104. «وسائل الشیعه »، ج 14/149.
105. همان مدرک.
106. «تحریر الوسیله »، امام خمینی، ج 2/244.
107. «عروة الوثقی »، کتاب النکاح، مساله، 27.
108. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/20.
109. «تذکرة الفقهاء»، ج 1/202 و 204; «شرائع الاسلام »، محقق حلی، ج 1/142، دارالاضواء، بیروت; «جواهر الکلام »، ج 15/64-61، دار احیاء التراث العربی.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:45  توسط طاهره رحیم پور
|
1ـ لازم است خانواده هاى عزيز قبل از ازدواج دختر و پسر، زمينه ديدار آن دورا با هم فراهم نمايند، در اين زمينه خواندن عقد و ايجاد محرميّت لازمنيست، اين واقعيتى است كه اسلام آن را اجازه مى دهد، و فقه اسلامى آن رابى مانع مى داند، اين ديدار براى هر دو ضرورى است، تا با ديدن يكديگركمالات و عيوب ظاهرى را بفهمند، و سپس در تصميم گيرى اقدام نمايند، علاوهراه ردّ و ايراد و اشكال تراشى را براى بعد از ازدواج ببندند، البته دراين ديدار بايد قصد و نيت ازدواج، و پسند و عدم پسند مطرح باشد، تا فضاىبرنامه از معصيت حق پاك بماند، به رواياتى كه در اين زمينه وارد شده عنايتكنيد :قالَ النَّبِىُّ لِلْمُغيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ وَ قَدْ خَطَبَإِمْرَأَةً لَوْ نَظَرْتَ اِلَيْها فَإِنَّهُ اَحْرى اَنْ يَدُومَبَيْنَكُما. رسول حق به مغيرة بن شعبه كه با زنى ازدواج كرده بود فرمود :اگر قبلاً او را مى ديدى اميد توافق و سازش در بين شما بيشتر بود.محمد بنمسلم مى گويد از حضرت باقر (عليه السلام) پرسيدم :عَنِ الرَّجُلِ يُريدُاَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ أَيَنْظُرُ اِلَيْها ؟ قالَ نَعَمْ اِنَّمايَشْتَريها بِاَغْلَى الثَّمَنِ. مردى كه مى خواهد ازدواج كند، حق دارد زنمورد نظر براى ازدواج را ببيند ؟ فرمود : آرى به گران ترين قيمت مى خرد،چرا حقّ ديدن نداشته باشد ؟حسن سرى گويد :ُلْتُ لاَِبى عَبْدِاللّهِالرَّجُلُ يُريدُ اَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ يَتَأَمَّلُها وَ يَنْظُرُاِلى خَلْفِها وَ اِلى وَجْهِها ؟ قالَ نَعَمْ لا بَأْسَ اَنْ يَنْظُرَالرَّجُلُ اِلَى الْمَرْأَةِ اِذا اَرادَ اَنْ يَتَزَوَّجَها يَنْظُرُاِلى خَلْفِها وَ اِلى وَجْهِها. به حضرت صادق(عليه السلام) عرضه داشتمبراى مرد جايز است پيش از ازدواج در وجود زن دقت كند، پشت سر و صورتش راببيند ؟ فرمود : آرى مانعى ندارد كه زن مورد نظر را از پشت سر يا جلوى روببيند.و مردى به امام ششم گفت :اَيَنْظُرُ الرَّجُلُ اِلَى الْمَرْأَةِيُريدُ تَزْويجَها فَيَنْظُرُ اِلى شَعْرِها وَ مَحاسِنِها قالَ لا بَأْسَبِذلِكَ اِذا لَمْ يَكُنْ مُتَلَذِّذاً ـ وَ فى خَبَر : وَ تَقُومُ حَتّىيَنْظُرَ اِلَيْها ؟ قالَ نَعَمْ وَ تُرَقِّقُ لَهُ الثِّيابَ.جائز استمرد موى سر و زيبائيهاى زنى را كه مى خواهد بگيرد، ببيند ؟ فرمود : اگرمنظور آگاهى از خصوصيات اوست اشكال ندارد، در خبر ديگرى آمده كه از حضرتسئوال شد، جايز است زن بايستد تا مرد او را نظر كند، فرمود : آرى، بلكهپوشيدن لباس نازك هم در آن وقت مانعى ندارد.وَ قالَ (صلى الله عليه وآلهوسلم) لِصَحابِىٍّ خَطَبَ إِمْرَأَةً : أُنْظُرْ اِلى وَجْهِها وَكَفَّيْها. رسول خدا به مردى از صحابه كه زنى را خواستگارى كرده بود فرمود: صورت و دستهاى او را ببين.امثال اين روايات مى خواهد بگويد اگر كسى زنىرا براى همسرى انتخاب كرد پس از بررسيهاى لازم در رابطه با خانواده واخلاق و ايمان او، مانعى ندارد براى آگاهى از خصوصيات بدنى او نظير مو،قيافه، زيبائى، قد و قامت، اندام، وى را ببيند، مبادا نقص و عيبى در وجوداو باشد، يا موردى در او ببيند كه باعث دلسردى، يا موجب تفرقه شود، نهاينكه حق دارد خانه به خانه برود، و ناموس اسلام را يك به يك از نظربگذراند، و سراپاى همه را دقت نمايد تا اگر خواست يكى را از آن ميانانتخاب كند .
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:40  توسط طاهره رحیم پور
|
تفاوت های روان شناختی بین زن ومرد
بنابرمفاهیم دینی ومبانی جدیدعلمی دردانش روان شناسی بین زن ومرداختلاف های رفتاری ،روانی وجسمی وجودداردکه به هیچ عنوان قابل انکارنبوده وامری مسلم است. اینک بحث تفاوت های زن ومردرادرابعادی گوناگون پی می گیریم:
· تفاوت های عاطفی:
از نظر روانی، احساسات زن جوشان تر از مرد است و زنان سریع الهیجان تر از مردها هستند. زنان محتاط تر، مذهبی تر، پر حرف تر و ترسوتر و تشریفاتی از مردان هستند. زنان به ارتباط های عاطفی علاقه نشان می دهند و احساس محبت در دختان بیش از پسران است. زنان در علوم استدلالی و مسایل خشک عقلانی به پای مردها نمی رسند ولی در ادبیاتف نقاشی و سایر مسایلی که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مردها ندارند. قدرت کتمان مردها بیشتر از زنان است. احساسات زن صلح جویانه و بزمی و احساسات مرد مبارزانه و جنگی است. جینالمبروزو می گوید: «زنان به سوی امور زنده (غیرانتزاعی) و سودمند تمایل دارند. زنان دیگر خواه هستند و از تصور این که زحمت آن ها موجب راحتی دیگران است خرسند شده و به هر رنجی تن می دهند. ولی مرد قیدی به مفید بودن اعمال خود برای دیگران نداشته و تنها منظورش آن است که خرسندی خاطر خویش را فراهم سازد.» گفتنی است که صفات ذکر شده توسط خانم لمبروزو به صورت مطلق و برای همه مردان و زنان صادق نیست بلکه صفت غالبی زنان و مردان چنین است از این رو اگر در هر زمانی استثناهایی به وجود آمد از موارد نقض این قضایا نبوده جزء غیر غالب ها محسوب می شوند. برای مثال بسیاری از مردان بزرگ و اولیاء الهی که عمر خویش را صرف خدمت به بشریت کرده اند و با مولفه های اخلاقی و دینی زندگی می کنند این صفات را با نی شهرت که بیان شد ندارند. جان گری می گوید: «زن فقط احتیاج به گفتگو دارد و به نتیجه نمی اندیشد در حالی که مرد احساس می کند او توقع حل مشکلات را دارد.» شاید یکی از دلایل جواز دادن وعده دروغ به همسر از نظر شرع مقدس اسلام، ارضاء نیاز روانی زنان است. زنان نیاز به گفتگو با همسر دارند و حتی اگر همسرشان به وعده هایش عمل نکند آن ها با صرف حرف زدن با او آرامش می یابند و در واقع پاسخی برای سئوال همیشگی خویش می یابند که «آیا او مرا دوست دارد؟» روان شناسان می گویند زنان حسابگر بزرگی هستند. آن ها در باطن حساب همه چیز را دارند. می پندارند یک روزباید همه حسابها تسویه شود. این ویژگی زنان در روایات نیز به چشم می خورد آن جا که حضرت علی (ع) می فرماید: «بارهای زندگی خویش را بر دوش زنان مگذارید و تا می توانید خود را از آنان بی نیاز کنید زیرا آن ها بسیار منت گذارند و نیکی را کفران می کنند.» زن در مورد اموری که علاقمند به آن هاست و یا موجب ترس او می شوند زودتر و سریع تر تحت تاثیر احساسات خویش قرار می گیرد. در واقع مناشا رفتارهای زنان احساسات و عواطف آن هاست. از دیدگاه روان شناسان و متخصصان فن، زنان در تحمل مسئولیت های سنگین و بارهای ثقیل و طاقت فرسا نسبت به مردان متفاوت بوده و آثار روانی تحمیل مسئولیت های بیش از حد توان زنان در جسم و روح آن ها کاملا مشهود است. جان گری می گوید: «زنان چون دارای دید بسیار باز و گسترده هستند احتیاجات دیگران آنها را خیلی زود کلافه می کند. زنان در آن واحد حواس خود را به چندین موضوع و مشکل معطوف می دارند و یکی از عواملی که باعث کلافه شدن زنان می شود این است که خیلی سریع توانایی خود را در تعیین اولویت امور از دست می دهند و نمی دانند کدام یک از مسایل را زودتر بررسی کنند .... این حالت سبب می شود که زودتر از مردان مغشوش و آشفته شوند و در یک لحظه احساس می کنند توانایی انجام هیچ کاری را ندارند.» ولی مردان به علت هوشیاری و درایت مرکزی صمم تر از زنان بوده و کارآیی مثبت تری در انجام تکالیف سنگینی که به عهده دارند خواهند داشت. بسیاری از روان شناسان علت افسردگی در زنان را تحمیل وظایف و انتخاب اهدافی بیش از حد توان آنها و یا کمتر از توانش آنان ذکر کرده اند. از این رو حضرت علی (ع) به پیروان خویش در قالب نامه ای به امام حسن (ع) توصیه می فرماید که بر زنان بیش از توان آنها بارهای سنگین روحی و روانی حمل نکنید که آن ها موجوداتی لطیف بوده و محتاج به مراقبت هستند. جینالمبروزو، روان شناس غربی می گوید: «آن چه زن را به اتخاذ مهمترین تصمیمات خود برمی انگیزد احساسات قلبی اوست نه مقدمات عقلی ... در عالم انفعالات که ظاهرا عالمی مرموز است زن می تاند سیر و گردش نموده به خوبی در آن عالم نفوذ کند حال آن که مرد فقط در عالم منافع سیر می نماید.» شناخت دنیای احساسات و عواطف زنان و محدوده تاثیر آن بر دنیای بیرون نخستین گام به سوی شناخت واقعی زن و روان شناسی زنان است. حضرت امیر (ع) با شناخت عمیق و آگاهی نبت به این دنیای مرموز و ناشناخته خطاب به لشگری که آماده روبرو شدن با دشمن، در صفین بودند فرمود: «زنان را با آزار دادن تحریک نکنید، هرچند آبروی شما را بریزندف یا امیران شما را دشمنام دهند، که آنان در نیروی بدنی و روانی و اندیشه کم توانند، در روزگاری که زنان مشرک بودند مامور بودیم دست از آزارشان برداریم، و در جاهیت اگر مردی با سنگ یا چوب دستی به زنی حمله می کرد، او و فرزندانش را سرزنش می کردند. به عبارت دیگر حضرت در این سخنان اشاره به کم بودن نیروی تحمل زنان در مواجهه با دشمن کرده و می فرماید آن ها زودتر از مردان تحت تاثیر احساسات خود واقع شده و به هیجان می آیند و تصمیمات آن ها و رفتارهایشان بر اساس عواطف و احساسات آن هاست که غلبه بر عقل و اندیشه ی زنان دارد. در طبیعت، مرد بنده شهوت خویشتن است و زن در بند محبت مرد. مرد می خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می خواهد دل مرد را تسخیر کند. پروفسور ریک در این مورد می گوید: «زن و مرد از نظر ترکیب به کلی با هم فرق می کنند، علاوه بر این احساس این دو موجود هیچ وقت مقل هم نخواهند بود و هیچ گاه یک جور در مقابل حوادث و اتفاق ها عمکس العمل نشان نمی دهند.» او مقایسه ای میان روحیه زن و مرد کرده و تفاوت های روانی آن ها را یافته و می گوید: «برای مرد خسته کننده است که دائم زنی که دوستش دارد به سر ببرد اما هیچ لذتی برای زنان بالاتر از این نیست که همیشه در کنار مرد مورد علاقه خویش به سر برند. (البته این موضوع با توجه به فرهنگ و اعتقادات در بین افراد متفاوت است.) خوشبختی از نظر مردها به دست آوردن مقام شخصیتی قابل احترام در اجتماع است ولی برای یک زن خوشبختی یعنی به دست آوردن قلب یک مرد و نگاهداری او برای تمام عمر. یک مرد همیشه می خواهد که زن مورد علاقه اش را به دین و ملیت خو در آورد و برای یک زن همان قدر که تغییر دادن نام خانوادگی بعد از ازدواج آسان است. عوض کردن دین و ملیت به خاطر مردی که دوستش دارد آسان است.» با توجه به همه سونگری، در قوانیم شرع مقدس اسلام و نکته روان شناسی فوق که پس از سالها تحقیق و پژوهش به دست آمده است می توان رمز جایز نبودن ازدواج زن با مرد غیر مسلمان و حتی غیرشیعه را درک کرد. بنابر دین مبین اسلام مردان می توانند با هال کتاب و غیرشیعه ازدواج کنند ولی زنان مجاز به چنین پیوندی نیستند. به راستی زنان با روحیه دیگرخواهی و وفاداری که نسبت به همسر خویش دارند اگر با غیر مسلمان ازدواج کنند بنا به نظر پرفسور ریک به همان مقدار که تغییر نام خانوادگی برای آن ها آسان است دین و ملیت خود را هم تغییر می دهند. ولی مردان بنا بر نظر روان شناسان خواستار این هستند که زن مورد علاقه خود را به دین خویش درآورند و با تاثیری که روی زنان دارند می توانند چنین کاری را انجام دهند و اینگونه به شمار مسلمانان اضافه خواهد شد. حضرت امیر (ع) در این زمینه سخن زیبایی می فرماید: «زنان، آرمانشان مردان هستند.» زنان و مردان از نظر نوع استفاده از مکانزیمهای دفاعی متفاوت هستند و از نظر شخصیتی زنان حسودتر و کنجکاوتر از مردان هستند و اعتماد به نفس کمتری دارند. در هر حال نمود عاطفی زنان بیش تر از مردان است. برخی می نویسند: «نقطه افتراق و تمایز بین زنان و مردان در دوست داشتن، در نمایش محبت و دوستی است.» البته احساس خشم هم در زنان بیش از مردان است و نمایش آن هم بیشتر است.
· تفاوت در برخورد با تنش ها: یکی از مسایل مهم در رابطه با زندگی فردی و اجتماعی افراد، چگونگی برخورد آن ها هنگام مقابله با سختی ها و تنش هاست. در زندگی با توجه به گستردگی روابط انسانی و تفاوت های فردی ناگزیر شاهد بروز حالتهای غیرطبیعی و تنش زا هستیم که با تنش زدایی افراد اندیشمند و آگاه برطرف می گردد. تفاوت زن و مرد در مواجهه با این حالات یکی از مباحث جالب روان شناسی و جامعه شناسی است که با در نظر گرفتن این تفاوت ها می توان به حل مشکلات ناشی از آن پرداخت. روان شناسان می گویند: «زمانی که مرد تحت فشار و تنش است تعداد مراکز توجه او افزایش می یابد و حتی نسبت به سایرین بی اعتنا می شود. این حالت مردان باعث می شود که ظاهرا آن ها را خودخواه و بی مبالات نشان دهند. اما زنان در مواقع تنش هوشیار می شوند و در مورد آن هایی که دوست دارند هوشیارتر به نظر می رسند. مردی که مشکل شغلی دارد روی کار خود متمرکز می شود گویا خانواده را فراموش می کند اما زن که در محل کارش مضطرب است در این حالت نیازها و خواسته های خانواده اش را بیش تر احساس می کند. شوهر متمرکز می شود در حالی که زن گسترده تر و بازتر به مسایل می نگرد.» پیش از این در مورد شیوه کار مرد و زن و نگرش آن ها به جهان هستی و مسایل اطراف آن ها سخن گفتیم و دانستیم که مردان بر روی یک موضوع به ویژه اگر مربوط به شغل و امور مردانه باشد متمرکز می شوند ولی زنان هر چیزی را با محیط اطراف آن می سنجند و به تناسب اهمیت بیش تری می دهند. در رابطه با چگونگی برخورد با تنش های موجود در زندگی این ویژگی های مردانه و زنانه حرف اول را می زنند. ما با مشاهده برخوردهای زنان در هر سطح و از هر نژاد که باشند می بینیم که حتی در اوج مشکلات و مصایب و سختی ها هرگز از وظایف تربیتی خویش غافل نمی شوند. آن ها در هر حالتی رفتار فرزندان را کنترل می کنند و به میهمان های تازه از راه رسیده و دوستان خود توجه دارند. حتی به نظم موجود در مکانی که نشسته اند توجه دارند. اگرچه آواری از مصیبت ها و مشکلات بر سر آن ها فرو ریخته باشد. هرگز از پذیرایی شرکت کندگان غافل نمی شوند و از طریق گوناگون و با تذکرهای مگرر به خدمتگزاران در مجلس سعی در حفظ آبروی خویش دارند. حتی آنگونه که «جان گری» می گوید در سختی ها و تنش ها دید آن ها گسترده تر می شود و بیش از پیش به تحلیل مسایل می پردازند از طرفی در چنین مجالسی اگر رفتار مردان را مورد توجه قرار دهیم می بینیم که در مصیبت وارده و یا شادی متمرکز شده و کمتر متوجه مسایل پیرامون خود هستند. در واقع مردان احساس غمگینی عمیقی دارند و تفاوت عمده آن ها با زنان در غم و شادی، کیفیت نمود آن است. به عبارتی زن غم و شادی خود را بیش تر می نمایانند ولی در مردان کمتر نمود دارد. اگرچه زنان بیش از مردان افسرده می شوند ولی این افسردگی سطحی است در حالی که افسردگی مردان عمقی است و سریعتر رو به افسردگی می گذراند. در هر حال نمایش عاطفه در زن قوی تر است ولی در مرد عمیق تر است از این رو زنان قهرهای طولانی دارند و همه مظاهر عاطفه را از شادی و نفرت و خشم و دوست داشتن و ترس و ... در کوتاهترین مدت بروز می دهند. نیاز حقیقی زن در مواقع سختی ها و تنش هاف محبت و عشق است نه موعظه و امر و نهی. در حالی که مردان در چنین حالات بحرانی نیاز به فرصت برای بررسی و سنجش عمل خویش دارند.
· تفاوت درنیازها:
یکی ازنیازهای مشترک زن ومردعشق است ودرزن ومردبه طورمساوی وجودداردامازنان ومردان درکیفیت ابرازعشق ومحبت تفاوت هایی دارند که به نیازهای متفاوت آن هامربوط می شود.نیازهای متفاوت زن ومردعبارتنداز: - مردان نیازدارندکه مورداعتمادهمسرشان قرارگیرندودرمقابل زنان بیشترنیازمندبه مراقبت ازسوی همسرخودهستندوبرای انجام کارهاوتصمیم گیری خودبه حمایت اواحتیاج دارند. - زنان نیازمندبه درک احساسات درونی اشان ازسوی همسرشان هستند.دوست دارندکه به سخنان آن هاگوش داده شودوهمسرشان آن هارادرک کندومردها به پذیرش ازسوی همسرنیازدارند.درواقع مردان برای این که اعتمادبه نفس پیداکرده ومردانه به تدبیراموربپردازند،نیازمندبه پذیرش همسرشان هستندواگرزنان مردهاراپذیراباشند،مردهاهم آن ها درک می کنندونیازهای درونی هردوبه صورت غیرمستقیم پاسخ داده می شود. - مردان نیازمندبه ستایش ازطرف همسرخویش هستندوهمواره درانتظارواژه هایی هستندکه درآن ها به نوعی ازآنهاقدردانی وسپاسگذاری شده باشدومتفابلازنان به احترام نیازمندهستند.زنان دوست دارند که مرداحترام همسرودیگران قرارگیرندوبه سخن وسلیقه ورفتارآنان احترام گذاشته شود. - جان گری می گوید: چون زنان ومردان نمی دانندکه نیازهای عاطفی اصلی آن ها نسبت به یکدیگرمتفاوت است مرتکب اشتباه مشترکی می شوندیعنی آن چه رابرای خودمی خواهندبرای دیگری هم می خواهند. · تفاوت های عقلی: یکی ازتفاوت های غیرقابل انکاربین زن ومردتفاوت ازحیث قوای دماغی،عقلانی وعاطفی است.مردان ازنظرعقل تجریدی وبه عبارت دیگرعقل نظری اززنان قوی تربوده وزنان ازنظرعقل عملی برمردان غلبه دارند.یعنی عقل تئوریک وتحلیل گروفرضیه باف وعقل سیاسی –اجتماعی درمردان دامنه ی گسترده تری نسبت به زنان داردواین برتری به علت وظیفه ی طبیعی مردان که تسخیرطبیعت ومبارزه بامشکلات اجتماعی برای ایجادرفاه خانوادگی است درمردان وجوددارد.لازم به ذکراست که اگرچه دنیای عقلی وشهودی باهم تفاوت دارنداماهیچ یک ازاین مواردمعیاری برای ارزشگذاری افرادنبوده وتنهاوسیله ای برای جداکردن راه های رسیدن به کمال انسانی است.قیاس واستقراوحل معادلات ریاضی ازیک طرف وکشف وشهودوبینش درونی ازطرف دیگرابزارویاراه هایی برای رسیدن به کمال مطلوب هستند. ازآن جاکه شدت عواطف درزنان بیش تراست،ادراکات عقلی زن بیش ترازعواطف اوجهت وتاثیرمی پذیردولی مردان به جهت آن که کمترتحت تاثیرعواطف خویش قرارمی گیرندازجهت عقلانی قوی تراززنان بوده وتصمیمات جدی تروقابل قبول تری می گیرند.برخی می نویسند: گرچه فعالیت عقلی تجرید ی وتعمیمی درمغزمردبیشتراست امابزگتربودن جمجه وسنگین تربودن مغزمردان وبیشتربودن عقل نظری درآنان به معنای نزدیک بودن به آستان حقیقت متعالی ودرک بهتری ازواقعیت هستی نیست بلکه اگرمردبه وسیله ی حواس وعقل نظری خودبه حیات می نگردوبه حقیقت نایل می شود،زن بیش ترنوعی علم حضوری وشهودی دارد.اگرمرددرآیینه ی عقل به حقایق چشم می دوزدولی زن درآیینه ذات خودبه حقیقت می نگرد. از آن جاکه درقرآن کریم وروایات آن چه مایه ی کرامت وبزرگواری انسان می شودتقواوپرهیزگاری است وبه عبارت دیگر ملاک ارزشگذاری برافرادمیزان تقوای آنان است وازطرفی تقوا،عملی بوده ودراثرعمل صالح ،رشدیافته ودروجودافرادنهادینه می شودوهمان طورکه گفته شدزنان درعقل عملی نه تنهاضعیف ترازمردان نیستندبلکه مساوی ودربرخی اموربرترازمردان هستندازاین روصعف درعقل تجریدی هیچ گونه آسیبی درصعودبه قله ی کمال ازناحیه ی زن واردنمی کند.درقرآن کریم آمده است: وزنهارآنچه راخداوندبهضی ازشمارابربعضی برتری داده آرزونکنیدبرای مردان ازآنچه به اختیارکسب کرده اندبهره ایست وبرای زنان نیزازآنچه کسب کرده اندبهره ای است. برتری مرددرعقل تجریدی فضلی است ازسوی خداوندمتعال به مردان همان گونه که برتری زنان درعقل عملی وعواطف ازالطاف الهی نسبت به زنان است وهیچ یک نبایدآرزوی داشتن فضلی چونان دیگری راداشته وازنعمت خویش غافل شود.خداوندبه هرانسانی وسیله ی رسیدن به کمال وارتقامعنوی رامتناسب باساختارطبیعی وروانی اواعطافرموده واین لازمه ی خلقت حکیمانه است که باافزایش درک وبینش متعالی می توان به این حقیقت بلندوحکمت آمیزپی برد. · تفاوت درتصمیم گیری: آنگونه که بیان شدزنان ومردان درنوع هشیاری متفاوت هستند.مردان،هشیاری بادیدمتمرکزدارندوزنان هشیاری باحواس ودیدازتر.همین مسئله درنوع قضاوت مردوزن تاثیرمی گذارد.مردان درصدوررای تمام جوانب مخفی رامی بیننداماخانم هابه اشدمجازات فکرمی کنندزیراهمان گونه که درابراز محبت سریع هستنددراعمال خشم هم شدیدهستند.زنان ازهر100محرکه،90محرکه رادرک می کنندوذهن آن هامعمولاشلوغ ترازمردان است ازاین رودرتصمیم گیری هاباهم متفاوت هستند.این متمرکزبودن مردان وگسترده نگری زنان درتصمیم گیری های آنان نقش بسیاوموثری ایفا می کند.زنان برای حل مشکلات چنذین راه حل پیدا می کنندلذاقدرت تمرکزدریک راه کاروتصمیم گیری راندارند. برای مثال درصورتی که زنان قصدخریدن هدیه راداشته باشندیه علت دیدبازوگسترده آنقدرمواردمتنوع راموردتوجه قرارمی دهندکه درتصمیم گیری دچارمشکل می شوندوگاه بایدبارهاوبارهابه مغازه ای رجوع کنندتاهدیه ی موردنظرراانتخاب نمایند.زنان به علت حس تناسب ودمسازی درباره ی شی موردنظرشان همه ی جوانب رادرنظرگرفته وبه تناسب همه جانبه می اندیشندوشایداین یکی ازمهمترین دلایل عدم قدرت درتصمیم گیری سریع ازسوی آن هاباشد. نکته ی قابل توجه دیگراین که زنان همیشه خواهان برقراری ارتباط هستندازاین رومایل به شرکت دادن دیگران درتصمیم گیری خودهستندوچون سلیقه های افرادمتفاوت است روندانتخاب وتصمیم گیری زنان نسبت به مردان که محورتصمیم گیری آن ها خودشان وقدرت تعقل آن هاست کندترخواهدبود. روان شناسان می گویند:مردان درابتداخودشان تصمیم می گیرندوبعدآماده هستندکه برمبنای اطلاعات دیگران تصمیم خودراتغییردهند. بارهادرزندگی نزدیکان ودوستان خوددیده ایم که مردان بدون درنظرگرفتن نظرهای دیگرافرادخانواده تصمیم به انجام کاری می گیرندوآنگاه که درمقام مشورت برمی آینددرصورتی که بادلیل منطقی برای ترک ویاانجام کاربرخوردکردندتصمیم خودراعوض می کنند. دراینجانتیجه ی عمل موردنظرمانیست بلکه نوع تصمیم گیریوراه هاوشیوه هایی که زن ومردازآن استفاده می کنندبرای اتخاذیک تصمیم مهم است. جان گری می گوید: مردابتداهدف راپیدامی کندبعدحرف می زندوزن حرف می زندوبعدهذف راپیدامی کند. درواقع می توان گفت زنان باایجادهماهنگی وتوازن بین نظریه های دیگران ودرنظرگرفتن کلیه ی سلیقه ها وخواسته های افرادخانواده تصمیم می گیرندوسعی می کننددرتصمیم گیری خودنظرهمه تاحدی تامین شودودراین صورت بامقاومت روانی هیچ یک ازافرادمواجه نشوند. گفتنی است درایت وهوشیاری مرکزی درمردان باعث مصمم بودن وکارامدتربودن آن هامی شودامااین صفت نوعی فراموشی نسبت به نیازهای دیگران ایجادمی کندوباعث می شودکه نیازهای همسرودیگراعضای خانواده درلیست اولویت اهداف مردان قرارنگیردوآزردگی روحی-روانی درهمسروفرزندان اوایجادشود.برخی روانشناسان می گویند: آنگاه که مردان همه چیزرانادیده گیرندواگرهمسروفرزندانشان آزرده وناراحت شدندواکنش آنهابه این صورت باشدکه نبایدآزرده شونداین بی توجهی هاوانکارکردن ها تاثیردردآوری روی سایرین می گذاردویکی ازعوامل ویرانگرزن وشوهرخواهدبود. حضرت علی تفاوت های زن ومرددرتصمیم گیری رابابینشی هوشمندانه چنین بیان می کند: ازمشورت بازنان بپرهیزکه رای آنان زودسست می شودوتصمیم آنان ناپایداراست. ناپایداری وسستی درتصمیم گیری زنان ازیکسوبه علت تاثیرعواطف واحساسات برآن ها وازسوی دیگرهمان گونه که بیان شدبرجاسته ازدیدگسترده وبازآن هاست.وهن درعزم شایداشاره به کندی درتصمیم گیری آن هاباشده ازنظرروان شناسان نیزموردتاییداست سستی درتصمیم گیری هادرنهج البلاغه تنهابه زنان نسبت داده نشده است بلکه می بینیم که به صورت عام آن گاه که حضرت امیره دسته بندی مردم می پردازدومی فرماید: وبرخی ازآنهاازتصمیمات خودبازگشته و... که این سخن به نوع انسان اشاره داردنه تنهایک جنس. · تفاوت ازنظرتوانایی شناختی: توانایی ها شناختی رامی توان درسه نوع کلامی فضایی وریاضیات موردبررسی قرارداد.یافته های علمی نشان می دهدکه زن ومرددرهرسه قسم دارای تفاوت های محسوسی هستند. آزمون های کلامی توانایی افرادرادرزبان گفتاری ونوشتاری اندازه می گیرندکه درواقع بیشتردرک کلام موردنظراست نه طرزبیان مثل حافظه ی عددی،کلمات متشابه ومتضادومعنی لغات ولی درآزمون های غیرکلامی توانایی های افرادرادرانجام دادن برخی ازکارهای عملی اندازه می گیرندمانندتکمیل تصاویر،تنظیم تصاویر،سوارکردن ابزارهاوالحاق قطعات و... روان شناسان بهترین آزمون کلامی وغیرکلامی راازمون هوشی وکسلرمی دانندودرنتیجه ی این آزمون می خوانیم که: دختران وپسران ازنظرآزمون کلامی تفاوت معناداری ندارندولی درآزمون های غیرکلامی تفاوت های چشم گیری نشان می دهند.دراستعدادتجسم فضایی تشخیص جهت وهدف گیری پسرهابهترازدختران هستند.ازنظراستعدادکلامی دختران زودترازپسرهاسخن گفتن رامی آموزندوبیش ترازپسرهای هم سن وسال خودلغت یادمی گیرند.بهترمی نویسندوبهترکلمات رابیان می کنندودرگرامروجمله سازی نیزمهارت دارند.رشدهوشی دختران بیشترازطریق زبان آموزی شروع می شوددرصورتی که رشدهوشی پسران ازطریق مهارت های عملی صورت می گیرد. پسرهادراستعدادهای ریاضی به مراتب بهترازدخترهاهستندامادرکارها ی دستی مخصوصاکارهایی که نیازبه چالاکی دستان دارنددخترهابهترند. اگرچه دراین زمان نفاوت معناداری درتوانایی های کلامی ذکرنشده است اماذکرنکته ای ضروری است وآن این که بنابرنظرروان شناسان دختران ازابتداازبدوتکلم درقدرت گویایی جلوترازپسران هستند. بنابراین می توان گفت که رشدذهنی دختران باقدرت تکلم آنان درارتباط است. برخی ازنویسندگان برابرنگروجودتفاوت های کلامی بین زن ومردراناچیزدانسته وبااعتراض به نظریه پردازان گذشته می نویسند: اگرچه ازگذشته القاکرده اندکه توانایی کلامی زنان بیشترازمردان است امابایدخاطرنشان کردکه این تفاوت بسیارجزیی وسطحی است. یکی دیگرازتوانایی های شناختی مردوزن توانایی درک ودریافت ریاضیات است که یافته های علمی نشان می دهدکه توانایی حل مسئله درپسران بهترازدختران است. انچه مسلم است این که شناخت تفاوت های زن ومرددرنوع نگرش وزاویه ی دیدآن هانسبت به یکدیگرومسایل پیرامون آن هاضروری است زیرابرای زن ومرداین فرصت راایجادمی کندکه باآگاهی بیشتربه ارتباط باهم پرداخته وخودراازپرتگاه آسیب های روانی ناشی ازانتظارات نابجانجات دهند.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:37  توسط طاهره رحیم پور
|
زوج شدن : ! توافق است برای تفاهم ! سوختن است برای ساختن ! کمال است نه فقط رفاه ! مداوا و رفع معایب است ، نه نمایش قدرت وثروت ! انجا وظیفه است نه فقط ارضای غریزه [1] ! حرکت در جهت خدا گونه شدن است نه تنوّع و تفنّن ! خود را در کنار دیگری یافتن است نه خود را برای دیگری باختن خوب شدن است نه فقط خوش بودن پاره ای از خصوصیات مردان ! این واقعیت ندارد که مردها اهمیت کمتری برای عشق و روابط قائل هستند بلکه حقیقت در این تفاوت هاست : - از اولویت های مهم برای مردان شغل آنان و موفقیت در آن است. - آنچه برای زنان در اولویت است روابط خانوادگی است . ! مردان به سختی می توانند از تعلق و عقلانیت به یک باره به سمت احساسات تغییر موضع دهد ، گویی جایگاه مردها بیشتر در سرشان است تا اقلبشان . ! مردان خود و هویتشان را با شغل و موفقیت هایشان تعریف می کنند و اعتماد به نفس و خود باوریشان را صرفاً با دستیابی به هدف هایشان می دانند. ! مردها هنگامی که نقشه مشخصی داشته باشند ، راحت تر کار می کنند . بنابراین تعیین یک برنامه زمانی برای هر کاری ، امنیت بیشتری به آنها می دهد . ! مردان معمولاً گله و شکایت خود را به درون می ریزند. ! مردها تا موقعی که به راه حلّی نرسیده اند ، پاسخی نمی دهند اما آن ها در حین صحبت کردن به راه حلّ هم می رسند . ! مردان به گونه ای تربیت شده اند که همیشه می خواهند دنیای بیرون را تحت کنترل خود داشته باشند و همواره به موفقیت دست یابند، در عوض به دنیای درونی خود کمتر توجه نشان می دهند ! مردها از کوچکی شرطی شده اند که تمامی جواب ها را بدانند و تمامی کارها را به خوبی انجام دهند ، بنابراین به حمایت و تحسین زیادی احتیاج دارند . ! مردانی که از درون احساس ناامنی می کنند ، سعی می کنند همسرشان را از سیستم های حمایتی اش مثل خانواده و دوستانش ، دور نمایند. این یکی از تاکتیک هایی است که آنان جهت نفوذ و سلطه بر روی همسرشان به کار می برند که البته دو نتیجه دارد : الف ) وابستگی زن به مردش بیشتر می شود. ب) به خاطر رابطه کمتری که مرد دارد از انتقاد و نظرات منفی نسبت به خودش مصون می ماند. ! مردها هنگامی بهتر ارتباط برقرارمی کنند که بتوانند روی مکالمة خودشان با شما ، تمرکز کنند ، برای همین است که در مقابل در خواست ها و صحبت های مبهم ، معذب می شوند ، گویی می بایست هم خواسته واقعی شما را درک کنند و هم آن را بر آورده سازند اما زن ها چنین نیستند ، دو زن می توانند به راحتی به صحبت بنشینند در حالی که نمی دانند راجع به چه موضوعی می خواهند صحبت کنند و یا هدف از صحبت چیست . چرا که از ابراز کردن خودشان لذت می برند . ! برای یک مرد غالباً خواندن یک کتاب در زمینه رشد شخصیتی و نزد مشاور رفتن به این معنی است که اعتراف کند که کارها را خوب انجام نمی دهد و مرد بدی است. ! مردان عادت دارند یأس ها و سرخوردگی هایشان را به شکل خشم ابراز کنند ، به جای آن که احساسات دیگری از خود نشان دهند ، چرا که خشم امنیت بیشتری برایشان دارد . ! برای اغلب مردان نشان دادن احساساتی نظیر عجز و ناتوانی و یا ترس بسیار مشکل است ، تنها هنگامی چنین احساساتی را از خودشان بروز می دهند که وضع آن ها خیلی خراب باشد . برگرفته از کتاب رازهایی درباره مردان - باربارا دی آنجلیس عاطفه زن و هنر استفاده از آن ! محبت زن نباید دست و پای مرد را ببندد ، مثلاً به خاطر محبت از او بخواهد که همواره کنار او در منزل بماند ، چرا که در این صورت بعد از مدتی مرد به نفرت می ر سد . ! با چشمان اشک آلود توأم با لبخند ، آن هم در حال پناه آوردن به مرد (گریه بر شانه مرد) می توان سنگدل ترین مرد را بدست آورد . ! مردها مهارت چندانی در زمینه احساسات و عواطف ندارند . زنان به خاطر عدم آشنایی با این ویژگی مردان و مقایسه با خودشان ، رفتارهای جدی مردان را به حساب لجبازی و مقاومت آنها می گذارند و آنان را به خاطر بی احساسی بودنشان سرزنش می کنند . عاطفه زن و هنر استفاده از آن ! مردها عاشق استعداد و توانایی در زن هستند به شرط آن که زن همواره متواضع باقی بماند. یکی از نمودهای عاطفی زن فروتنی است . ! هنگامی که زن از مسئله ای ناراحت است و نزد همسرش می رود ، مرد عملاً کلماتی را که زن برزبان می آورد نمی شنود ، بلکه چنین می فهمد : به من کمک کن . مرا نجات بده . چون مردان همواره به راه حل می اندیشند . در حالی که روحیه عاطفی زن ، تنها حمایت می طلبد . ! مرد ها با شناختی که از زن دارند ، فکر می کنند زن ها به محض شروع به کلمه و شکایت ، دیگر دست از این کار بر نمی دارند و تا ابد ادامه می دهند . به همین دلیل می گویند : می خواهی همین طور ادامه بدهی ، - «الان حوصله ندارم درگیر یک دعوای بزرگ شویم » «بفرما باز دوباره شروع شد » . نباید ها ! در حق مردِ زندگی تان مادری نکنید گر چه به خاطر انجام کارهایش بوسیله زن احساس رضایت می کند ولی تداعی جایگاه مادرانه ، نقش معشوق بودن را کم رنگ می کند زیرا رفتار عاطفی مادر با منع جنسی همراه بوده است و از طرف دیگر یاد آوری سلطة مادرانه ، نوعی عدم آزادی را در پی داشته است . ! از اشتباهات بزرگ زن این است که در برخورد با همسرش همیشه از موضع ضعف عمل کند ، چرا که قابلیت ها و توانمندی ها در هر انسانی زیباست و جاذبه دارد . ! بعضی از زنان تصور می کنند سکوت و تأیید همسرانشان ، و رأی و نظری از خود نداشتن ، موجب محبوبیت شان خواهد شد ، در حالی که زن ومرد قبل از این که زن و شوهر باشند دو انسانند که در سایر ابعاد نیاز به همراهی و همفکری دارند. ! اصولاً مردان ترجیح می دهند نقط ضعفشان به صورت غیر مستقیم به آنان عرضه شود چرا که معمولاً نتیجه تذکر مداوم و بیان صریح عیب ها ، « لجبازی » است . نباید ها ! آنچه مردان را از زندگی بیزار و خسته می کند : الف) پرداختن به مباحث جزئی و اصرار در ثابت کردن یک مطلب در یک مقطع زمانی . ب) گریه های طولانی ج) ناز آوردن های بیجا و بی موقع (لوس کردن) د) حساس و عاطفی بودن بیش از حدّ که موجب محدودیت غیر متعارف و غیر عادلانه برای مرد بشود . چند مثال کاربردی : ! هنگامی که ناراحت هستید اغراق نکنید ، ناراحتی تان را از آنچه هست بزرگتر جلوه ندهید (مردها همواره به معنای لغوی کلماتی که به کار می برید ، توجه می کنند. مثلاً وقتی می گویید دیگر صبرم تمام شده همسرتان فکر می کند دیگر همه چیز تمام شده است ). ! به مجرد ورود همسرتان به منزل ، با مسائل و مشکلات احساسی تان به او هجوم نبرید ، به او فرصت بدهید تا آرام بگیرد. ! هنگامی که مردها را در مورد احساساتشان محکوم می کنید . آنان احساس می کنند مورد انتقاد واقع شده و زن ها نمی توانند درکشان کنند ، بنابراین با سرد شدن به لحاظ عاطفی ، انتقام می گیرند و در مقابل برخورد احساسی که مطلوب شماست ، مقاومت می ورزند ، از شما عصبانی شده و با متهم کردنتان به این که بیش از حد احساساتی هستید ، به شما حمله می کنند . نباید ها ! زنان نباید خود و خواسته های معقولشان را فراموش کنند ، بلکه می تواننند منصفانه و هنرمندانه از حق خود دفاع نمایند و اگر در مواردی لازم به فداکاری و از خود گذشتگی باشد ، با توجه به توان و ظرفیت روحی ، می توانند از خواسته خود بگذرند ، چرا که در فرهنگ اعتقادی ما ، زمانی که آدمی کاری را به خاطر رضای خدا انجام می دهد ، مطمئن است که چیزی را از دست نداده است ، بلکه تجارت سودمندی کرده است (می توان هر نظر وعملی را با اتصال به باقی ، جاودانه ساخت ). ! زنان نباید جملات و کلمات تحقیر آمیز در مورد خودشان به کار ببرند چون موقعیت طبیعی آنان را به خطر می اندازند .جملاتی مانند « خیلی بد قیافه شده ام » ، « از نگاه به من حالت بهم می خورد » ، « راه انداختن آن مهمانی کار سختی نبود دیگران هم کمک کردند ، لازم نیست تشکر کنی » . ! زنان نباید هنگامی که می خواهند به همسرشان بگویند از دستش عصبانی و ناراحت هستند ، از حالت های بچگانه استفاده می کنند مثلاً به جای این که صدای قوی زنانه داشته باشند مانند دختر بچه ها حرف بزنند . ! با مرد زندگیتان چنان رفتار نکنید که گویی پدرتان هستند البته هیچ اشکالی ندارد گاهی اوقات به مردی که دوستمان دارد اجازه بدهیم به طریقی پدرانه از ما مواظبت کند ، اما اغلب نباید این گونه باشد . با الهام از کتاب رازهایی درباره مردان اقتدار مرد یک اصل مهم در زندگی مشترک ! اجازه گرفتن از همسرش ، سبب تأمین حس ولایت و اقتدار مرد می شود. ! تأمین حسّ اقتدرا مرد از سوی همسرش موجب بروز جوانمردی و مردانگی است . چون مرد هیچگاه نمی خواهد از زن کمتر باشد ، بنابراین در تمامی زمینه ها بهتر عمل می کند . ! زن برای تقویت اقتدار در مرد ، بهتر است از جملاتی چون ک « تو تکیه گاه من هستی » ، « من به تو اعتماد کامل دارم » ، « تو پشتیبان من در تمامی مسائل زندگی هستی » و ... استفاده کند. ! نه زن سالاری درست است و نه مرد سالاری ، بلکه آنچه شایسته شأن انسانی است ، حق مداری و حق سالاری است . ! در خانواده ، باید زمینه ای فراهم شود که مرد با پذیرش ولایت و سرپرستی ، به خود ش اعتماد کند تا بتواند با قاطعیت و قدرت ، وظایف خطیر اجتماعی و خانوادگی را بر عهده بگیرد . ( البته مردان باید مراقب باشند که از این اقتدرا سوء استفاده نکنند) . ! مرد به شدت از این که زن به او پناه بیاورد ، لذّت می برد و به شدت از قلدری و ریاست طلبی زن ، بیزار است . ! مردان اساساً نیاز دارند ، کنترل کامل همسر خود را در دست داشته باشند ، اما از این که خودشان کنترل شوند به شدت متنفرند . ! رابطه زن و مرد در زندگی مشترک ! زن وظیفه ندارد برای کمک مالی به خانواده ، مدت زمانی را خارج از منزل سپری کند ، اما این وظیفه را دارد که با آغوش باز و با نشاط با همسرش برخورد نماید و رضایت او را جلب کند. ! هرگز عکس العمل های تند و دفعی کارساز نیست ، با فکر و صبر و حوصله و گفتار نرم و مشورت ، کارها بهتر پیش می رود . ! مواظب باشید هیچ چیز را از همسرتان مخفی نکنید که در صورت رو شدن ، اعتمادش را به شما از دست خواهد داد . ! خطاهای یکدیگر را بزرگ نکنید ، سعی کنید اشتباهات را فراموش کنید و در صورت لزوم ، طرح آن را در زمان مناسب و با بهترین روش به انجام برسانید . ! همیشه برای همسرتان یک فرد جدید باشید و برای پیشرفت فکری و ارتقای زندگی خود اهمیت قائل شوید . ! زود احساس شکست نکنید ، استوار باشید و در عین حال احساس خوشبختی خود را هم در خلوت و هم در جمع بیان کنید . ! مردی که از کار خسته شده ، اگر از او قدردانی نشود ، تعادلش را از دست می دهد و به یکی از شیوه های زیر رو می آورد : الف) معتاد به کر می شود و به طور سرسام آوری کار می کند. ب) در لاک خود فرو می رود و ازآن بیرون نمی آید . ج) به سمت جنبه های زنانه خویش سوق پیدا می کند و از مشکلات خودش صحبت می کند . ! هدف اولیه مرد این است که همسرش را خوشحال کند و هیچ لذتی برای مرد بالاتر از این نیست البته به شرط این که بینشان مشکلی نباشد . ! معمولاً توقعات مرد از همسرش در دو چیز خلاصه می شود : الف) روحیه شاداب و با نشاط زن ب) ارتباط روحی و روانی و جسمی مثبت با او رابطه زن و مرد در زندگی مشترک ! اگر مردی بداند در بدو ورود به خانه باشور و نشاط و استقبال همسرش مواجه می شود و مورد قدردانی قرار می گیرد ، شوق آمدن به خانه ، سختی کار بیرون را آسان کرده و ختسگی او را بر طرف می سازد . ! مرد با تشویق و توجهات همسرش ، به زندگی و کارش دلگرم می شود. ! این که همسرتان احساس کند درکش می کنید ، مسئله مهمی است ، اگر از موضوعی رنج می برید ، حداقل با گفتار و رفتار خود نشان دهید که او را درک می کنید و سختی کار او را می فهمید . ! زنی که انتظار دارد همسرش در تمامی زمینه ها با او مشورت کند در حقیقت به طور غیر مستقیم به او پیام می دهد که تو ناتوان و عاجز از تصمیم گیی هستی . ! زن می تواند برای تقویت روابط زناشویی ، همسرش را به این باور برساند که تنها متعلق به اوست و به همین دلیل در ارتباطات اجتماعی اش به شدت محتاط است . ! با همسرتان به مانند شخص لایق ، دانا ، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید ، سعی ننمایید به جای او فکر کنید . ! طرز سؤاب کردن از مرد باید به گونه ای باشد که او بتواند ساختار واضحی در ذهنش تسیم کند ، هر چه پرسش ها خصوصی تر باشند ، بهتر است پس رک و راست صحبت کنید ، وقتی در پرده ابهام وارد گفتگو می شوید ، مردها فکر می کنند ، آن ها را بازی می دهید و عصبانی می شوند . ! هنگامی که همسرتان ساکت است به ااین معنی نیست که به شما بی توجه است بلکه ذهنش مشغول پردازش اطلاعاتی شده که به او داده اید یا این که سعی می کند ، با احساسات خود تماس برقرار کند . ! وقتی زنان احساس سر درگمی و بیچارگی می کننند و به گونه ای رفتار می کنند که گویی دچار بحران عظیمی شده اند تا همسرتان بیاید و نجاتشان دهد ، البته این کار به عنوان روشی برای جلب توجه همسر است اما کاملاً بچگانه است . در این صورت مردان جواب می دهند و با احساس برتری و رئیس بودنی که می کنند ، اما احترام برای شما قائل نخواهند بود و رفته رفته شور و حرارت روابط کاهش می یابد . مادرها و پدرها ( خانواده های طرفین ) ! هیچگاه همسرتان را به خاطر بدی خانواده اش ، محکوم و مؤاخذه نکنید ، شنیدن این عبارت که « تقصیر خانواده توست » برای هر دو طرف به شدت رنج آور است . ! انتظار عصمت از همسرمان نداشته باشیم ، همانگونه که ما عیب داریم او هم قطعاً بی نقص نیست . ! زن و مرد باید همواره به تکریم یکدیگر در مقابل خانواده هایشان بپردازند و حتی اگر اختلافی دارند نباید در هیچ یک از دو خانواده ، همسرشا ن را تضعیف و ذلیل کنند. ! در زندگی مشترک ، هر یک از طرفین دو مادر و دو پدر دارد که باید به آنها به یک اندازه احترام گذاشت . ! سعی کنید خوبی های همسرتان را جلوی دیگران مخصوصاً خانواده خودتان و بالاخص مادرتان بگویید .
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:27  توسط طاهره رحیم پور
|
مسائل روبط اجتماعی آیا می دانید سه ركن اصلی زندگی سالم چیست ؟ بسیاری از جوان ها رسیدن به سن خاص و یا دارا بودن شرایط متعارف مادی را ، برای ازدواج كافی می دانند ، در حالی كه در كنار رشد جسمی ، رسیدن به رشد اجتماعی ، اخلاقی و عاطفی از شروط لازم برای ازدواج است كه به آن اشاره می كنیم : 1) رشد اجتماعی رشد اجتماعی ، سازگاری خوب اجتماعی با همه ی آدم ها و از جمله با همسری است كه قرار است عمری با او زندگی كنیم . افرادی كه در زندگی مشتركشان رعایت حقوق همسر را می كنند، احترام می گذارند و حق تصمیم گیری برای همسر قائل می شوند از رشد اجتماعی برخوردارند. یكی دیگر از مشخصه های رشد اجتماعی ، داشتن استقلال فكری است . افراد مستقل توانایی ها و محدودیت هایشان را به خوبی می شناسند و این شناخت به تصمیم گیری صحیح كمك می كند، آنها در مورد مسائل مختلف خوب می اندیشند و ارزیابی می كنند و پیامدها و نتایج كارهای خود را بر عهده می گیرند. در بسیاری از ازدواج ها عدم استقلال یكی از زوجین باعث بروز اختلافات بسیاری می شود. افرادی كه استقلال ندارند ، وابسته اند و توجهشان بیشتر معطوف به دیگران است تا خودشان ، اهل فكر كردن و اندیشیدن نیستند وچون خود را قبول ندارند دائماً دنبال كسی هستند تا به جای آنها تصمیم بگیرد و مسئولیت را از گردن آنها سلب كند . گاهی حتی برای امور ساده ای مثل انتخاب رنگ پارچه دچار تزلزل می شوند. افرادی كه روحیه استقلال طلبانه ندارند زندگی مشترك ناموفقی خواهند داشت. استقلال فكری از دو راه به دست می آید : یكی از طریق مطالعه ( درسی ، متفرقه و آزاد ) در مورد چگونگی رفتارهای اجتماعی و دیگری از طریق تجربه ؛ به این معنا كه تجربه ای كه از كارهای گذشته داریم درمورد كارهای آتی در نظر بگیریم . در اینجا ذكر این نكته لازم است كه مستقل بودن به معنای مشورت نكردن نیست ، استقلال فكری وقتی تحقق پیدا می كند كه هدفی را كه شخص دنبال می كند تنها به واسطه صحبت دیگران زیر پا نگذارد بلكه برای رسیدن به آن اهداف از مشورت كردن با دیگران استفاده كند. یكی دیگر از فاكتورهای رشد اجتماعی اعتماد به نفس است . یعنی باور داشتن توانایی ها و شناخت محدودیت ها واین كه فرد بداند می تواند از عهده ی مسئولیت های خود برآید. می توان اعتماد به نفس را نوعی واقع بینی نیز دانست؛ زیرا افرادی كه دارای اعتماد به نفس هستند . تصویر درستی ازخود دارند و افرادی كه اعتماد به نفس ندارند مردد و دودل هستند . كاری را شروع كرد ه ولی به آخر نمی رسانند و بیشتر منفی بافند . " من نمی توانم " " غیر ممكن است" " نمی توانم تصمیم بگیرم " جملاتی هستند كه این افراد زیاد به كار می برند و تحت تأثیر دیگران قرار گرفته تصمیم گیری شان سست می شود. نقطه مقابل این افراد ، افراد مغرورند كه توانایی های خود را بیش از اندازه می پندارند و در ارزیابی خود دچار اشتباهند . برای تقویت اعتماد به نفس باید شناخت واقع بینانه ای از توانایی ها و نقاط مثبت خود داشته باشیم و آنها را تقویت كنیم. به كار بردن عبارات مثبت نیز در تقویت اعتماد به نفس نقش مؤثری دارد. باید هدف هایی را كه انتخاب می كنیم در حد توانایی هایمان باشد تا هر بار كه كاری را با موفقیت به اتمام می رسانیم یك لایه به اعتماد به نفس ما اضافه شود. هنر گوش دادن عامل دیگری كه درزندگی زناشویی بسیار حائز اهمیت است ولی كمتر به آن پرداخته می شود؛ هنرگوش دادن و چگونگی سخن گفتن است. دقت و توجه به صحبت دیگران و مفاهیم آن ، به موقع صحبت كردن و سخن مفید و نه بیهوده گفتن یكی از عواملی است كه به درك متقابل زوجین كمك بسزایی می كند. باید به صحبت های طرف مقابل به خوبی گوش داد . به خصوص در زمان بحث و گفتگو كه آن نیز زمان مخصوصی دارد . این امر باعث می شود كه بحث به مشاجره كشیده نشود . مطلب دیگر با ملاطفت صحبت كردن است چرا كه گاهی نحوه و چگونگی سخن گفتن مقدم بر محتوا و به عبارتی "چه گفتن" است. در مهارت گوش دادن چنان قدرتي نهفته است كه به واسطه آن ميتوان از بسياري از موانع گذشت، افراد زيادي را در اختيار داشت و در انزواي ناخواسته روزگار نو درگير نماند. در اين نوشته تلاش شده راهكارهايي در باب گوش دادن موثر بيان شود تا قدرت پنهاني اين مهارت آشكار گردد. هر نكته به شكلي بيان شده است كه شما ميتوانيد با توجه به نوع عملكرد خود در حين گوش دادن و شناسايي نقاط ضعفتان در اين زمينه، جملهاي را كه توجه به آن منجر به قوت توانايي گوش دادن در شما ميشود انتخاب كرده و روي يك برگه نوشته و در مكان مناسبي كه در معرض ديدتان باشد، قرار دهيد. به اين ترتيب با مراقبت از رفتارتان و توجه بر نكته ياد شده ميتوانيد به سرعت به مهارت گوش دادن در خود قوت بيشتري ببخشيد.در حالت كاملاً عادي، گوش كردن بيش از هر فعاليت ديگر زمان بيداري فرد را به خود اختصاص ميدهد. مطالعه بر روي افراد شاغل در زمينههاي متفاوت، نشان داده است كه 70 درصد لحظههاي بيداري افراد به برقراري ارتباط ميگذرد. از اين زمان نوشتن 9 درصد، مطالعه 16 درصد، صحبت كردن 30 درصد و گوش كردن 45 درصد را به خود اختصاص ميدهد. اما با اين وجود، متاسفانه فقط عده معدودي از افراد شنوندگان خوبي به شمار ميروند. محققان مدعياند كه حتي در سطوح اطلاعاتي خاص و وقتي كه شنونده براي كسب معلومات گوش ميدهد نيز 75 درصد ارتباط كلامي ناديده گرفته ميشود، اشتباه درك ميشود و يا به سرعت فراموش ميشود. توانايي گوش كردن، براي درك معناي عميق آنچه افراد ميگويند، از اين هم نادرتر است و شايد بر همين اساس بوده كه نقل ميكنند حضرت عيسي(ع) فرمود: اگر چه يك گوش تو كاملاً شنواست، اما گوش ديگرت ناشنواست.» بيشتر اوقات حرفهاي گوينده از يك گوش وارد ميشوند و از گوش ديگر خارج ميشوند. در جامعه ما يكي از دلايل عمده گوش كردن نامناسب، آن است كه بيشتر ما آموزش مقدماتي بسيار عميقي را براي گوش نكردن دريافت ميكنيم.در دوره پيشدبستان، تاكيد والدين به توجه نكردن به آنچه خوب نيست و در سالهاي اوليه تحصيل پرداختن و تاكيد صرف بر خواندن، از سويي ديگر آغاز الگوبرداري ما از همان سالهاي نخست كودكي از بزرگترهايي كه خود هرگز درست گوش نميدهند همه از جمله عوامل ياد دهنده گوش نكردن هستند. نتايج بررسيها نشان ميدهد كه عدم استفاده صحيح از اين مهارت، موجب ناتواني افراد در حل مشكلات اعم از خانوادگي و يا شغلي ميشود. اما اين مهارت نيز همچون ساير مهارتها، كسب كردني و آموختني است، كافي است به برخي نكات و اصول لازم در اين خصوص توجه و عمل كنيم تا از نيروي حاصل از آن در پيشگيري از مسائل و حل مشكلات موجود و نيز برقراري روابطي سازنده بهرهمند شويم. از جمله اين نكات ميتوان به موارد زير اشاره كرد. اين نكات ساده در قالب جملاتي بيان شده است كه توجه به آنها در رفتار عملكرد موجب تقويت گوش دادن فعالانه و موثر ميشود. در حين رويارويي با هر مراجعه كنندهاي اعم از همكاران و يا اعضاء خانوادهام تا زماني كه كاملاً متوجه موضوع نشدهام، زمان گفتوگو را به بعد موكول نميكنم. در طول صحبت كردن طرف مقابل، مشغول قضاوت و ارزشگذاري كلام او در ذهن خودم نيستيم. بدون پيشداوري و فارغ از شنيدههاي قبليام به سخنان طرف مقابل گوش ميكنم. به اين ترتيب ذهن من با نگاهي تازه به تحليل مسئله مورد نظر ميپردازد. بعد از اتمام حرفهاي طرف مقابل به خودم فرصت فكر كردن ميدهم. من مجبور نيستم بلافاصله تصميم بگيرم و يا چيزي بگويم. كوتاه و روشن سخن ميگويم تا فرصت لازم براي درك كلامم و نيز صحبت كردن از طرف مقابل وجود داشته باشد. براي ذكر مصاديق در حرفهايم از خاطرات دور و دراز خود كه تعريف آنها زمان زيادي صرف ميكند و رشته كلام را نيز از هم ميگسلد، پرهيز ميكنم. در حين گفتوگو با حركات سر و كلمات مناسب تمايل و علاقمندي خود را به شنيدن نشان ميدهم. در طول گفتوگو تلاش ميكنم كه اصل كلام و منظور طرف مقابل را درك كنم و به برداشت ذهنم اكتفا نكنم. ميدانم خشم مانع فهم درست معاني خواهد شد، بنابراين در اين زمان تلاش ميكنم با سكوت بيشتر و توجه به بيان و احساس گوينده موجب كنترل خشم در خود شوم. صريح سخن گفتن بيان آن چه ميخواهيم و انتظار داريم به طريق مستقيم و شفاف بهترين روش براي انتقال ايدهها و تفكرات يك مدير به مجموعهاش است. گفتن مطالب و خواستهها به صورت غيرمستقيم و توسط افراد نامرتبط به موضوع باعث سر در گمي كاركنان ميشود. به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در وبلاگ"خاطرات يك مدير" به نشاني http://yekmodir.irآمده است: اگر از سبك كار يا روند پيشرفت كارها راضي نيستيم، بهترين كار بيان دقيق علت نگراني با فرد مسؤول اين كار است. بيان اين موارد با افرادي كه مستقيم با موضوع درگير نيستند يا اصلا كار به آنها مرتبط نيست باعث تشويش ذهنيت كساني ميشود كه درگير كار هستند، يا در انتقال اين خواستهها به علل مختلف سهوي يا عمدي تغيير ايجاد ميشود كه رسيدن پيام يا ايده را دچار اختلال ميكند. مدير توليد در اجراي برنامه توليد ماه دچار مشكل است، بهترين كار تشكيل جلسهاي با او براي براي بررسي مشكلات و خواستن گزارش از او است، ولي اگر بيايم و از روند كار او به مدير فني و مدير بازرگاني و… انتقاد كنيم و آنها با نيت خوب يا بد اين موارد را منتقل كنند، اولين ناراحتي براي مدير توليد اين است كه چرا مسائل مرتبط با من با ديگران در ميان گذاشته ميشود. يا اگر فرياد و نگراني از نرسيدن ملزومات توليد را كه وظيفه تداركات است بر سر مدير فني خالي كنيم در ايجاد ارتباط درست و بي تنش موفق عمل نكردهايم. كاركنان دوست دارند كارشان به طور مستقيم و شفاف مورد ارزيابي قرار گيرد. از پيشرفت كارشان قدرداني شود و كندي كارشان مورد بررسي منصفانه قرار گيرد....
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:22  توسط طاهره رحیم پور
|
سایت سینا که «خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی» نامیده می شود، خبرها و مطالب بسیاری درباره ی آسیب های اجتماعی ایران امروز دارد. بررسی آسیب های اجتماعی که به مردم یک کشور روزانه وارد می شود می تواند آیینه ای فرض شود که نتایج سیاست های حکمرانان را باز می تاباند. حکمرانان می توانند زیباترین حرف ها را بزنند و جالب ترین وعده ها را بارها و بارها تکرار کنند اما وقتی که دامنه ی ناهنجاری اجتماعی این چنین گسترده است، دیگر چه جایی برای واژه های زیبا می ماند؟ ویژگی کشور ما اینجاست که حکمرانان امروز، بدون توجه به نیازهای اجتماعی و مشکلات روزافزون اجتماعی، به گونه ای دور از هر منطق و عقل اجتماعی حرف می زنند و عمل می کنند که شاید نمونه های مشابه زیادی در دنیای امروز نداشته باشند. نمونه ی آشکار آن همین موضوع تماس های غیبی با امام زمان و ارائه لیست نمایندگان و انتخابات و مانند آن... گستردگی و جدی بودن آسیب های اجتماعی که به مردم و بویژه جوانان و زنان ما وارد می شود، نمی تواند نگرانی آور نباشد. اما امروز دغدغه ی حکمرانان، مال اندوزی بیشتر و حفظ قدرت است. و اینها به هر قیمتی. اینروزها سالروز 18 تیر است. در تمام این سالها اراده ای جدی وجود داشته است که با هر وسیله ای می خواسته است امید مردم و بویژه جوانان را به یک تغییر سیاسی و اجتماعی به سخره بگیرد و عقیم بگذارد. 18 تیر یکی از نشانه های آن بود. امروز جناحی که تمامیت خواه ، راست یا هر نامی که بر آن بخواهیم بگذاریم بر موج یک پیروزی بسیار لرزان و بی پشتوانه تاخت گذاشته است. پیروزیی که تنها نتیجه ی مخالفت و به میزان زیادی بی تفاوتی جامعه بوده است. جامعه ای که امروز به صورت غیرقانونی زندگی می کند، به صورت غیر قانونی لباس می پوشد و به خیابان می آید، به صورت غیرقانونی تفریح می کند، به صورت غیرقانونی رابطه می گیرد، به صورت غیرقانونی تلویریون ماهواره ای می بیند، به صورت غیرقانونی به وبگردی می نشیند. و از سوی دیگر جامعه ای که بصورت قانونی شلاق می خورد، تحقیر می شود، تهدید می شود جامعه ای که نتایج کارهای این حکمرانان را در زندگی روزانه ی خود دیده است. اینکه این بی تفاوتی تا چه زمان بپاید را شاید نتوان حدس زد و تعیین کرد اما نتایج پایان آن را می توان به سادگی دید. روسپيگری در ايران آسيبپذيری يك مفهوم باوجوديكه قدمت پديده روسپيگری در ايران بويژه بصورت رسمی به سالهای پيش از انقلاب و دوران حكومت پهلوی دوم باز میگردد وليكن اين پديده با وقوع انقلاب و فوران برخوردها و آرمانهای دينی و اخلاقی ماهيتا دستخوش تغييرات مهمی گرديد كه برخی از اين ويژگيها و زمينهها و تبعات آن عبارتند از: با وقوع انقلاب ايدئولوژيك مبتنی بر احيا و به حداكثر رساندن اصول و احكام دينی و اخلاقی در سال ۱۳۵۷، يكی از سازمانهای اجتماعی مورد هدف در تغييرات ساختاری ، سازمان روسپيگری در ايران بود. تعطيلی مركز فعاليت و فروپاشی سازمان و سازوكار اين پديده از يكسـو و خذف فيـزيكی و اعدام روسپیهای شاغل در اين سازمان از سوی ديگر ، عمدتأ بر پايه اين انديشه بوقوع پيوست كه در جامعه دينی ، اين كنش غيراخلاقی و غيرانسانی است و هيچكس نمیبايست «بخاطر يك مشت ريال»! اقدام به تن فروشی كرده و اخلاق و هنجار اجتماعی را مخدوش سازد. با اين رويكرد بهترين نحوه برخورد در بدو امر زدودن و به اصطلاح «پاك كردن مسئله» بود كه چنين نيز شد. باوجود تعطيلی رسمی سازمان و فعاليت روسپيگری، به دلايل مختلف از جمله كاركردی بودن و ماهيت خدمترسانی اين پديده (فارغ از هرگونه ارزشگذاری) به عنوان يك واقعيت و نياز ساختاری اجتماعات و جوامع شهری روبه رشد ، فعاليت اين پديده و كنشگران آن در ساختار غيررسمی به حيات خود ادامه داد و بدين ترتيب در سازمانهای مردمی و نه حكومـتی، بصورت خودجوش و خودگردان و كارگاهی و البته زيرزمينی و غيرقانونی به رشد خود ادامه داد. اين وضعيت منجر بدان شد كه پديده روسپيگری بیهيچ مهاری به شكل رهاشده و بدون نظارت اجتماعی ، فرهنگی ، بهداشتی، اخلاقی و حتی اقتصادی در ساير سازمانهـا و نهادهای اجتماعی رسمی رخنه كرده و در هر محـلی كه بارقهها و علائمی از تقاضای اين خدمت بروز میيافت، عرضه آن نيز صورت گيرد. لذا سازمان بروكراسی رسمی، نهاد خانواده ، نهاد آموزش رسمی اعم از آموزش عمومی و عالی، گروههای اجتماعی غيررسمی جوانان و محلات شهری و روستايی و... نيز از اين پديده دور نبوده و دامنه آن و كنشـگرانش بصورت روزافزون روبه گسترش نهاد ، بطوريكه امروزه با ارقام رسمی و غيررسمی اعلام شده نسبت اين پديده از نظر كمی و كيفی، پراكنش جغرافيايی، سنی و جنسی بسيار شگفت آور و تبعات آسيب شناختی آن همـچنان دارای آثار منفی هنجاری و اخلاقی ، فيزيكی و بهداشتی، اجتماعی وفرهنگی است. برخی از اهم زمينههای گسترش اين پديده را میتوان به شرح زير فهرست كرد: 2. فقر روزافزون و فاصله طبقاتی بین اقشار و گروههای مختلف اجتماعی نیز از عمده دلایل رشد این پدیده بشمار میرود. بنحوی که در طبقات صاحب یا فاقد ثروت هر یک با انگیزه خاصی چنین پدیدهای قابل شناسایی است. در طبقهای به دلایل طغیان امیال جنسی و توانایی خرید خدمت در این راستا و همچنین میل به اطفای این نیازجنسی از طرق غیرمشروع یاغیررسمی و فارغ از هدف دستیابی به پول و درآمدزایی ، ودر طبقه دیگر به دلیل تامین نیاز روزمره و کسب درآمد نسبتا مکفی با کمترین سرمایه مالی و انسانی (تخصص ومهارت) بتدریج رو به رشد نهاد. فاصله و تبعیض طبقاتی و میل و عطش دستیابی به امکانات زندگی بهتر و مرفهتر برای اقشار اجتماعی خاص و همچنین الگوبرداری و تاسی از روابط آزاد در تامین نیازهای جنسی ومیل به "زن بارگی" از سوی دیگر بویژه در بین اقشار مرفه و نوکیسهای که در طول دوران پس از انقلاب به یکباره به ثروت و مکنت غیر قانونمند و رسمی رسیده بودند ، تعبیر عینی این مثل عمومی گردید که "شلوار مرد که دوتابشه، زن دیگهای میگیره."! 3. انسداد روابط سالم اجتماعی و فرهنگی بین زنان و مردان بویژه بین دختران و پسران با ایجاد دیوارهای فیزیکی و غیرفیزیکی سرد و یکسویه از سوی حاکمیت و جدایی بین این دو جنس از محیط خانواده تا مدرسه و دانشگاه و حتی در فضای اشتغال و حوزه عمومی زندگی اجتماعی و شهری و برخوردهای سرهنگی در کنترل و تعطیلی این مناسبات بیهیچ اندیشه و تدبیری برای شناسایی ابعاد، دامنه و سطح و عمق این نیاز فیزیکی ، طبیعی و در جای خود انسانی و تلاش و عزم برای راهیابی و چاره جوییهای مبتنی بر شرایط جغرافیایی ، فرهنگی، سنی، و جنسی هریک از اقشار مختلف، منجر به فرو کوفته شدن این میل و نیاز در قالبهای رسمی گردید. نتیجه طبیعی این برخوردها، آسیب پذیری مناسبات دو جنس ، شفافیت بیش از حد و رخنه پذیر مرزهای هنجار و بی هنجاری و افزایش و گاه جذابیت هنجارشکنی و قبح زدایی این امر بود که امروزه زنان و دختران با پوشش فراگیر و متراکم "پارچه و حیا" نیز از چشمان تجاوزگران کوی و برزن در امان نیستند. 5. درنوردیده شدن مرزهای جغرافیایی با وقوع تحولات تکنولوژیهای اطلاع رسانی و ورود و گسترش استفاده از فیلمها و برنامههای نمایشی و آموزشی ویدئویی، کامپیوتری و دسترسی به برنامههای تحریک آمیز و درعین حال ارضا کننده از طریق اینترنت و ماهواره (که درجای خود با چنین اهدافی طراحی نشدهاند ولی دارای چنین کارکردهایی هم هستند) از یکسو و تعطیلی مناسبات دوجنس در حوزههای عمومی و رسمی و حتی در بسیاری از میادین روابط و مناسبات غیررسمی (غیردولتی) منجر به آشنایی یکباره و تهییج امیال جنسی جوانان و میل به تقاضا و عرضه متناسب در ایجاد و گسترش مناسبات جنسی گردید. این مناسبات بویژه باتوجه به پنهانی بودن شکل و عمل آن، بدون هرگونه هشدارهای اخلاقی ، بهداشتی ، اعم از بهداشت فردی، روانی و اجتماعی ، از حداقلهای خود در حد مکالمات و رفت وآمدها تا حداکثرهای خود در قالب آمیزش جنسی در پیوستار بود. 6. شکاف بین نسلی در خانوادهها و جدایی آموزههای اولیا و مربیان در نهادهای آموزشی و تربیتی رسمی و غیر رسمی با جوانان و نسل نونهال و جدی نگرفتن تحولات فیزیکی و شخصیتی نوجوانان که نقطه شروع آن بلوغ جنسی است و اکتفای صرف به توصیههای نخنما شده اخلاقی ، نیز از عمده دلایلی است که با بیتدبیری و غفلت مدیریت امور اجتماعی و فرهنگی از سوی حاکمیت و بلاتکلیفی خانوادهها در این خصوص که کدامین عمل و تجویز عمل راهگشا خواهد بود، زمینه گسترش این پدیده را بیش از پیش فراهم ساخت. 8. فقدان ممارست اجتماعی تنظیم روابط دختر و پسر و عدم آموزش بهنگام، کارآمد و آشکار جنسی در ساختارهای رسمی و غیررسمی تحت عناوین ارزشی و گاه ناکارآمدی چون حیا ، شرم ، اخلاق و.. ، منجر به عدم شناخت دو جنس از یکدیگر و رومانتیک و افلاطونی شدن روابط عاطفی و در نهایت تبدیل شدن هیستریک و بیمارگونه آن به روابط جنسی ناهشیارانه و بدون فرهنگ و آداب لازم این فعل انسانی (و نه حیوانی) گردیده است. عدم پیش بینی روشهای اطفای رسمی و هنجارمند و تایید شده این نیازها به اشکالی غیر از شکل رسمی و "دائم العمر ازدواج " منجر به بروز رویای تعبیر نشده و کابوس آمیزش جنسی در جامعه ایران شده است ، به نحوی که برای اکثریت دختران و پسران جوانسال و بزرگسال بصورت رویای دست نیافتنی است (که اگر فرصتی هم دست دهد، بصورت مرضی و بیمارگونه اقدام میشود) و در نزد اولیا و مربیان و مدیریت اجتماعی دستگاه حاکمیت در سطح کلان نیز بصورت کابوسی است که یارای بازخوانی آن را در زمان بیداری نیز ندارند. و چنین است که این پدیده بصورت بیمارگونهای درجامعه رشد و رخنه میکند. نکته آخر اینکه بنابه دلایل پیش گفته و همچنین فقدان و خلاء تئوریک اجتماعی ، دینی و فقهی برخورد و مدیریت روابط جنسی زن و مرد / دختر و پسر در جامعه ایران امروز مفهوم آسیب پذیری و آسیبهای اجتماعی از نوع جنسی در ذات خود و در مفهوم و تعریف آن دستخوش یک آسیب پذیری ذاتی است. همچنین مرز میان روسپیگری و فعل آزاد و تعریف شده میان این دو جنس نیز تعریف مشخص و متمایزی ندارد. تن فروشی و یا ارتباط جنسی غیرارادی ، غیر عاطفی و غیرانسانی بین زن و مرد ، با رابطه جنسی آگاهانه ، خودخواسته ، عاطفی و انسانی بیهیچ تمایز مفهومی و حقوقی ، هردو با پیوستاری از حداقلهای منکرات تا حداکثرهای آن (تجاوز به عنف) در هالهای از مفهوم بیهنجاری چنان اسیر شده است که امروزه ارتکاب عمل جنسی از سوی افرادی که در نقطه شروع حداقلها قرار دارند، تا حداکثرها همه با یک چوب هنجارشکن از جامعه رانده میشوند. به دیگر سخن پدیده روسپیگری پیش از آنکه شایسته استیضاح اجتماعی و کیفری مرتکبین و عاملان آن باشد، نیازمند محاکمه سیاستگذاران و کسانی است که با زدودن طرح مسئله و پاسخ ندادن به آن ، زمینه شیوع آن را ایجاد کرده و با بیتدبیری در مدیریت این واقعیت اجتماعی و فیزیولوژیک ، خود در تشدید آن سهیم بودهاند! دومین همایش آسیب شناسی روابط دختر و پسر دومین نشست همایش آسیب شناسی روابط دختر و پسر توسط بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور تهران در تاریخ 25 آذرماه در تالار فردوسی دانشگاه تهران از ساعت 13تا 17 با محورهای " نقش نهاد خانواده در ساماندهی روابط مطلوب بین دختر و پسر" و "بررسی این روابط در غرب" برگزار می شود. به گزارش خبرگزاری مهر ، سلیمانی مسوول بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور تهران ، هدف از برگزار ی این همایش را نقد فضای فرهنگی اجتماعی موجود وارایه راهکارهای علمی به جوانان برای برقراری رابطه صحیح وسالم عنوان کرد وافزود: غفلت مسوولان فرهنگی کشوروبی توجهی به این امر مهم فضایی را درجامعه ایجاد کرده که برخی از دختران وپسران به سبب عدم آگاهی وآموزش مناسب ، با مشکلات زیادی در این زمینه مواجه هستند. وی خاطر نشان کرد: چگونگی روابط دختر وپسر وتبیین وکنترل آن به گونه ای که به معضل منجر نشود از دیگر اهداف همایش مذکور است که در نشستهای متعدد با استفاده از موضوعات ومحورهای پیشنهادی دانشجویان واساتید اهل فن در دانشگاههای مختلف برگزار می شود. دبیر همایش با اشاره به اینکه اسلام به عنوان دینی پویا ، بنابرمقتضیات زمان حرفهای فراوانی برای گفتن دارد ، گفت: متاسفانه احکام روابط دختر وپسر از مسایلی است که به دلایل مختلف به زبان جوان امروزی تبیین نشده بنابراین ماقصد داریم در این همایش با بهره گیری از اساتید حوزه ودانشگاه این خلاء را به نوعی پر کنیم. به گفته وی دراین نشست ، دکتر محمد کرمی استاد فلسفه ، کلام وکارشناس مرکز مطالعات زنان ، دکتر شکوه نوابی نژاد روانشناس وفوق تخصص مسایل خانواده ، دکتر محمد والی دکترای قرآن وحدیث وسید مهدی شجاعی محقق ونویسنده در بخشهای مختلف این همایش به سوالات دانشجویان پاسخ می دهند. بحث قاچاق زنان ايرانى در فوروم اجتماعى جهان پنجمين فوروم اجتماعى جهان كه حدود يكصد و پنجاه و پنج هزار نفر در آن شركت جسته بودند، در حالى به كار خود پايان داد كه بيش از ۲۰۰۰ كارگاه آموزشى، سمينار و سخنرانى مختلف در آن برگزار شد. خانم نرگس محمدى از طرف كانون مدافعان حقوق بشر ايران نيز در اين همايش حضور داشت كه يكى از دو سخنرانى خود را به موضوع قاچاق زنان ايرانى به كشورهاى حاشيه خليج فارس اختصاص داده بود. موضوع قاچاق زنان در روز ۲۷ ژانويه در پورتوآلگره با همراه چند شركت كننده از اوكراين و نپال مطرح شد كه بحث مفصلى در پى داشت و چند ساعت طول كشيد. خانم محمدى ميگويد: «بحث قاچاق زنان بعنوان يك پديده اجتماعى مورد بررسى كارشناسان و محققان در ايران قرار گرفته و در نشريات و تحقيقات مختلف هم منتشر شده است. قاچاق زنان به ويژه در تهران كه از طريق مسافرت هوايى به كشورهاى حوزه خليج فارس از جمله كشورهاى عربي صورت ميگيرد، يكي از دغدغه هاى متخصصان و فعالان حقوق زن است. در ايران آمارى وجود دارد كه نگران كننده است و آمارى است رو به رشد. بحث قاچاق زنان موضوع پر استقبالى در اجلاس بود. چون يكى از محور هاى اين همايش احقاق حقوق زنان بود و مبارزه براى رفع تبعيض نسبت به زنان و مبارزه با مرد سالارى.» خانم محمدى در پاسخ به اين سوال كه آيا تنها فرد شركت كننده از ايران در اين همايش بود، توضيح ميدهد: «من در اجلاس تنها بودم. البته خانم عبادى هم به همايش دعوت داشت كه پيامى فرستاد و گفت به دليل احضار به دادگاه نمى تواند در آن شركت جويد اما حمايت خود را از همايش با اين پيام اعلام كرد.» نرگس محمدى اضافه ميكند كه دنبال كردن بحث قاچاق زنان تنها منحصر به جلسات خانمها نبود بلكه در جلسات عموممى با حضور همه سازمانهاى حقوق بشر انجام ميگرفت. مطالب ايشان در اجلاس محمدى به طور همزمان به پرتغالى و انگليسي ترجمه ميشد تا قابل فهم براى همگان باشد. مى پرسيم حاصل مبادله اطلاعات با فعالان حقوق زن براى مقابله با خريد و فروش زنان در بازار جهانى سكس چه بود؟ «موضوع هايي كه در اجلاس بعنوان راهكار عنوان شدند، الحاق كشورها به كنوانسيون هاى منع اين پديده ها بود كه به اين ترتيب ميتوان مبدا و مقصد را تحت كنترل قرار داد. راهكار ديگر اين بود كه قوانين داخلى كشورها، قوانين بازدارنده باشند طورى كه از جرمهاى سازمان يافته از جمله قاچاق زنان از كشورى به كشور ديگر پيشگيرى كند و سومين راهكار هم بسط آموزش و آگاهى در ميان مردم بود و نقش حاكميت ها و دولت ها در كنترل و حتى پيشگيرى اين پديده.» خانم محمدى حضور فعال زنان در اين همايش را تحسين ميكند و دستاوردهاى فوروم اجتماعـى پورتوالگره را چنين بر ميشمرد: « اين يك نمايش قدرت بود براي اينكه شركت كنندگان با ارائه بحث هاى تخصصى و با انسجام، يك نوع همسويى را به نمايش ميگذاشتند. مسئله جالب ديگر تعداد زنان شركت كننده بود كه با وجود موانع مختلف، بسيار چشمگير بود و برخى با وجوديكه بچه هاى كوچك همراهشان بود، حضور بسيار فعال داشتند.” ورك شاپ” هاى مختلف، آموزش ها ودستاوردهاى خوبى براي ما مدافعان حقوق بشر بخصوص زنان داشت كه همه را دلگرم به ادامه كار در منطقه و كشور خود ميكرد.»
منابع وماخذ: روزنامه صدای عدالت هفته نامه جلوه روزنامه جام جم روزنامه صدای عدالت از خبرگزلری سينا http://mag.gooya.ws/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/26718 Inroozha - اين روزها - تازه ترين خبرهاي از سرتاسر دنيا خبرگزاری مهر " آسیبهای اجتماعی\وبلاگ پویا آسیب های اجتماعی
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 18:6  توسط طاهره رحیم پور
|
مقدمه ناباروري يك بحران در زندگي است. بحراني كه مانند بقيه تجربيات دور از انتظار منجر به اختلالات رفتاري و هيجاني ميشود. ناباروري يا نازايي اختلالي مزمن و غيرانتخابي است. در ایران از هر هفت زوج یک زوج مايل به داشتن فرزند و به دنبال يافتن راهحلي براي درمان نازايي خود هستند. در شرايطي كه زوجهاي بسياري به علل مختلف از قبيل بالا رفتن سن ازدواج، شيوه زندگي، عوامل عفوني و شيميايي، اشعه و شيمي درماني، مسائل ژنتيكي، يائسگي زودرس و ... با رنج و مشكلات ناشي از ناباروري مواجهاند، حفظ قدرت باروري و درمان ناباروري اقدامي بسيار مهم است و از نظر اخلاق پزشكي نيز گامي بسيار مهم و ضروري است. با توجه به تقاضا برای استفاده از روشهای نوین با روری و وجود مسائل جانبی استفاده از این روشها بنظر می رسد لازم است مسائل حاشیه ای این روشها، بحث های قانونی و پزشکی، جنبه های اخلاقی استفاده ازاین روشها و اینکه چه روابط مالکیتی بین والدین و فرزندان وجود دارد و یا باید باشد و نگرش ما در مورد اهمیت ژنتیکی بین والدین و فرزندان چگونه است؟ به طور کامل بررسی واصلاح شوند.در استفاده از هر کدام از این روشهای درمان نازایی می توان به روشهای زیر اشاره کرد: تحریک تخمک گذاری،انتقال گامت به داخل لوله رحمی، (GIFT) انتقال زیگوت به داخل لوله رحمی (ZIFT)، لقاح آزمایشگاهی (IVF) ،وانتقال جنین،(ET) تزریق اسپرم به درون سیتوپلاسم(ICSI)،گامتهای اهدایی،رحمجایگزین در استفاده از هر کدام از این روشها و همچنین در روش تشخیص ژنتیکی قبل از لانه گزینی یکسری مسایل اخلاقی باید درنظر گرفته شود که در این مقاله بطور خلاصه بررسی می کنیم. در انتخاب این روشهای درمانی باید به عرف جامعه، اعتقادات مذهبی و شخصی بیمار جدا از مسایل درمانی توجه کرد و در طول درمان کلیه اصول اخلاقی که منجر به بهبود روند درمان ورضایت بیشتر بیمار در چهار چوب قانون می شود را در نظر گرفت. پیشنهاد می شود پزشکان و بیمارستانها موظف شوند با کمک بروشورهای اطلاع رسانی و طی جلسات حضوری بیماران را از روش انجام کار، عوارض،فواید و حقوق قانونی ایشان آگاه کنند و تنها پس از گرفتن رضایت نامه کتبی از بیمار ، نه تنها برای مداخله جراحی بلکه حتی دارویی ، درمان را آغاز کنند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 17:8  توسط طاهره رحیم پور
|
در مسائل مربوط به زنان زمینه های بررسی و پژوهش بسیار است و کارهای بر جای مانده فراوان. با این که پس از انقلاب اسلامی، کتابها و مقاله های فراوانی در این باره نگاشته شده و سمینارهای بسیاری برپا شده است، ولی هنوز کاری در خور انجام نگرفته است; از این روی، بایسته است پژوهشگران مسائل و معارف اسلامی، با توجه به گستردگی میدان تحقیق و گوناگونی موضوعها، با همتی بلند و عزمی آهنین در این عرصه به تحقیق و پژوهشهای بایسته بپردازند و به پرسشهای گوناگون پاسخ دهند. از جمله بحثهای بایسته تحقیق و پژوهش، جایگاه زنان در جهانگردی است که در دو بخش پی می گیریم: الف. زنان مسلمان جهانگرد: یعنی زنانی که با اعتقاد و باور به ارزشهای مکتبی و اسلامی می خواهند به گردشگری بپردازند. ب. زنان غیر مسلمان جهانگرد: یعنی زنان غیر مسلمانی که برای گردشگری به کشورهای اسلامی سفر می کنند. در هر دو بخش، با پرسش های فراوانی رو به رو هستیم که پاسخهای بایسته ای را می طلبد. در بخش نخست با پرسشهایی از این دست روبه رو هستیم: آیا سیروسفر و گردشگری زن مسلمان به کشورهای اسلامی و یا غیر اسلامی جایز ست یا نه؟ آیا در این مساله بین زن و مرد تفاوت است؟ بر فرض جواز، آیا این حکم، مطلق است یا محدود؟ یعنی آیا سیروسفر زن محدود به شرایط و آدابی است که رعایت آن از سوی زن واجب باشد یا نه؟ از باب نمونه: آیا سیروسفر زن نیاز به اجازه پدر و یا شوهر دارد؟ اگر گفتیم نیاز به اجازه است، حدودآن کدام است؟ آیا بین سفرهای واجب، مستحب و مباح تفاوت است، و یا همه این ها یک حکم دارند؟ آیا وجود همراه: شوهر یا یکی از محرم های دیگر در سفر لازم است یا نه؟ بر فرض این که زن مجاز باشد بدون همراه مسافرت کند، در صورتی که امنیت جانی، مالی یا آبرویی او تضمینی نداشته باشد، سیروسفر او چه حکمی دارد؟ اگر بداند که برای گردشگری در کشورهای غیراسلامی، باید به پاره ای از گناهان و کارهای زشت تن در دهد، آیا در این صورت سفر او جایز است یا نه؟ و.... در بخش دوم، یعنی زنانی که برای جهانگردی به کشورهای اسلامی وارد می شوند، پرسشهای زیر در خور طرح است: آیا رفت وآمد زنهای غیر مسلمان، به کشورهای اسلامی، جایز است یا نه؟ بر فرض جواز، آیا زنان غیر مسلمان، همانند: زنان مسلمان، باید محدودیتهای شرعی را رعایت کند؟ از باب نمونه: دارای پوشش اسلامی باشند؟ یا می توانند بدون حجاب در کشورهای اسلامی به گردشگری بپردازند؟ اگر گفتیم حجاب برای آنان الزامی نیست، آیا به عنوان ثانوی و ضرورت و یا براساس مصلحت و حکم حاکم اسلامی، می توان حدود و ضوابطی برای پوشش و یا حتی ورود آنان به کشورهای اسلامی، وضع کرد؟ رفتار مسلمانان، با آنان چگونه باید باشد؟ آیا نگاه کردن به سروصورت و موهای آنان جایز است یا نه؟ آیا ورود زنان به مساجد و مشاهد مشرفه جایز است یا نه؟ آنچه در این دو بخش آمد، نمونه ای از پرسشهای درخور طرح بودند که تلاش خواهیم کرد در این مقاله، درحد توان، بدان پاسخ دهیم. مشروع بودن گردشگری زنان مسلمان درباره سیروسفر و گردشگری زنان مسلمان دو دیدگاه اساسی وجود دارد: الف. مشروع بودن: زنان همانند مردان می توانند با نگهداشت ترازها و معیارهای اسلامی به گردشگری بپردازند. ب. مشروع نبودن: گردشگری با وظیفه اساسی زن که خانه داری و بچه داری و دوری از جامعه و انظار عمومی است، ناسازگاری دارد. بنابراین، سیروسفر زن، مگر برای انجام واجب، جایز نیست. در این نوشتار، به دلیلهای دو دیدگاه یاد شده اشاره می کنیم و سپس به نقد و بررسی آنها می پردازیم: مشترک بودن زن و مرد در تکالیف الهی دیدگاه نخست، بر این باور است که در بینش اسلامی، زن و مرد هر دو انسانند، هویتی یگانه دارند و از گوهری یگانه برآمده اند. (1) محور تکلیفها و دستورهای اسلامی، انسان است. این اوست که بارسنگین مسؤولیت پذیری را که آسمانها و زمین و کوهها، با همه بزرگی که دارند، تحمل پذیرش آن را نداشته اند بر دوش گرفت:
«انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان.» (2)
ما این امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسیدند، انسان، آن امانت را بر دوش گرفت....
مخاطب انذارها و تبشیرهای الهی انسان است. قرآن کریم، پیامها و دستورهای خود را گاه با واژه هایی فراگیر، همانند: انسان، بنی آدم و الناس، بیان می کند که این واژه ها بر نوع بشر، بی هیچ تمایزی بین زن و مرد اطلاق می شوند.
«من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون.» (3)
هر زن و مردی که کاری نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد، زندگی خوش و پاکیزه ای به او خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان به آنان خواهیم داد.
در آیه ای دیگر می فرماید:
«ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیرا و الذاکرات اعد الله لهم مغفرة و اجرا عظیما.» (4)
خداوند در این آیه شریفه، ده ماده ارزشی بسیار مهم را ملاک و معیار کمال تقوا دانسته است و به روشنی اعلام می کند که زن در این عرصه می تواند پا به پای مرد، به همه این مراتب و مدارج بالا رود. در دو آیه یاد شده و مانند آن، اساس تکلیفها و ارزشهای الهی و همچنین پاداش آنها به صورتی یکسان برای مرد و زن بیان شده است.
در پاره ای دیگر از آیات، به روشنی از مشترک بودن زن و مرد در حقوق و واجبات الهی، سخن به میان آمده است از باب نمونه:
در امر به معروف و نهی از منکر (5) ، شرکت در مسائل سیاسی اجتماعی از جمله: بیعت پیامبر(ص) با زنان (6) ، آموختن دانش (7) ، هجرت از دارالکفر به دارالاسلام (8) و... زن و مرد یکسانند.
بر همین اساس، امام خمینی می فرماید:
«از نظر حقوق انسانی، بین زن و مرد تفاوتی نیست، زیرا که هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش، همچون مرد را دارد.» (9) بر این اساس، اصل در تکالیف و مسؤولیتهای اسلامی، بر مشترک بودن است; مگر آن جا که دلیل ویژه ای بر اختصاص داشته باشیم.
با توجه به همین اصل در جاهایی که خطابهای شرعی به صیغه های مذکر آمده است، همانند:«یا ایها الذین آمنوا»، یا ضمائر مذکر «کم » و «هم » همه فقیهان و مفسران حمل بر عموم می کنند، مگر آن جا که قرینه ویژه ای درمیان باشد.
«قد اجمع المسلمون علی کل ما فرضه الله تعالی علی عباده وکل ما ندبهم الیه فالرجال والنساء فیه سواء الا ما استثنی مما هو خاص بالنساء لانوثتهن فی الطهاره والولاده والحضانه وما رفع عنهن من القتال و غیر ذلک مما هو معروف.» (10) همه مسلمانان بر این باورند که هر چه را خدا بر بندگانش واجب کرده و آنان را بدان فرا خوانده، زنان و مردان در آن مشترکند، مگر آن مواردی که به سبب زن بودن، ویژه زنان است. از قبیل: طهارت، ولادت، حضانت و... همچنین مواردی که خداوند از آنان تکلیف را برداشته است مانند: جنگ و غیر آن از مواردی که معروف و مشهور است و نیازی به یادآوری آنها نیست.
نتیجه: در هر جا که در ویژه بودن حکمی از احکام شریعت، به زن یا مرد، تردید داشته باشیم، باید به سراغ دلیل محکم برای ثابت کردن اختصاص برویم، نه به دنبال دلیل، جهت ثابت کردن اشتراک.
بر این اساس، کسانی که در موضوع های مربوط به زنان پرسش را به گونه زیر طرح می کنند نادرست است:
آیا زن حق فلان کار و یا پذیرش فلان مسؤولیت را دارد یا نه؟
زیرا طرح این گونه پرسش از کسانی است که در وظایف و مسؤولیتهای شرعی، اصل را بر اختصاص نهاده اند، نه بر اشتراک.
گردشگری یک ارزش اسلامی با توجه به اصل اشتراک مرد و زن در تکالیف، آیات و روایاتی که انسان را به سیروسفر و گردشگری در روی زمین دعوت می کنند، ویژه مردان نیستند، زنان نیز در این تکلیف شریکند. در نتیجه زنان، همانند مردان مجازند که به سیروسفر و گردشگری بپردازند.
آیات قرآن در این باره به پنج گروه تقسیم می شود:
1. در پاره ای از آیات، مسلمانان با اهداف ویژه ای به سیروسفر و گردشگری در روی زمین فراخوانده شده اند از جمله:
«قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین. هذا بیان للناس و هدی و موعظة للمتقین.» (11)
پیش از شما سنتهایی وجود داشت [هر قوم برابر کارها و ویژگیهای خود سرنوشتی داشتند که شما نیز همانند آن را دارید] پس در روی زمین گردش کنید و ببینید سرانجام تکذیب کنندگان [آیات الهی] چگونه بود؟ این روشنگری برای همه مردم و هدایت و اندرزی برای تقواپیشگان است.
خداوند در دو آیه بالا و چندین آیه دیگر (12) ، گذشته را با زمان حاضر، و زمان حاضر را با گذشته پیوند می دهد; از این روی، از انسانها می خواهد به سیروسفر بپردازند و در آثار پیشینیان، ملتها و زمامداران و آثار بر جای مانده از آنان دقت کنند، تا با بهره وری از آن، راه زندگی را بیابند.
«هذا بیان للناس » خداوند در آیه بالا، عموم مردم چه کافر و چه مسلمان، چه مرد و چه زن را به سیروسفر و گردشگری فراخوانده است.
2. در بسیاری از آیات کافران و مشرکان (13) نکوهش شده اند که چرا برای عبرت آموزی به سیروسفر نپرداخته اند:
«قل سیروا فی الارض ثم انظروا کیف کان عاقبة المکذبین.» (14)
بگو: در زمین گردش کنید، سپس بنگرید سرانجام آنان که آیات الهی را تکذیب می کردند چه شد؟
خداوند در آیه بالا به پیامبرش دستور می دهد که مشرکان و کافران را به سیروسیاحت در زمین فرا خواند تا سرانجام کسانی که حقایق را تکذیب کردند با چشم خود ببینند، تا شاید به خود آیند و بیدار شوند و از خودخواهی و لجاجت ست بردارند و حق را بپذیرند.
هر چند آیه خطاب به مشرکان و کافران است ولی ویژه آنان نیست، مردان و زنان مسلمان را نیز در بر می گیرد.
3. در شماری از آیات قرآن، سهمی از زکات به «ابن السبیل » اختصاص داده شده است (15); یعنی کسانی که به سفر رفته اند و پولی برای برگشت به خانه و یا وطن خود ندارند. همان گونه که دادن زکات بر زن و مرد واجب است; زن و مردی هم که در راه مانده باشند از این سهم می توانند استفاده کنند.
4. قرآن، در برخی از آیات، از زنان مؤمن به عنوان: «سائحات » و از مردان به «سائحین » یاد کرده است. (16) سائح به کسی گفته می شود که برای هدفی درست به گردشگری می پردازد.
یکی از مفسران قرآن می نویسد: برخی از مفسران «سائحات » را به «صائمات » یعنی زنهای روزه دار تفسیر کرده اند و سپس در انگیزه آنان می نویسد:
«اینان، ستایش خداوند را از زنانی که به سیروسفر بپردازند، بعید دانسته اند با این که اگر آداب و شرایط را رعایت کنند سفر آنان جایز و ستایش خداوند بی اشکال است. بالاتر، زنان و مردان، نه تنها در تشویق به سیر و سیاحت که در همه کارهای سودمند در زندگانی مشترکند. بنابراین، تفسیر، سائحات، به روزه داران بسیار بعید است.» (17)
وی سپس، به سیره پیامبر(ص) و یاران آن حضرت که همسران خود را در جنگها همراه می بردند استناد جسته است و سیروسفر آنان را به همراه همسران خود نه تنها جایز، که شایسته دانسته در همه سفرها زن و مرد با هم به سیاحت بپردازند. (18)
5. در شماری از آیات نمونه ای از انسانهایی که در زمین به سیروسفر پرداخته اند آمده است (19) که می تواند الگویی برای زنان و مردان مسلمان جهانگرد باشد.
با توجه به اصل اشتراک در تکلیف و آیاتی که در تشویق به سیروسفر و نکوهش ترک آن و.. . آمده است، زن همانند مرد می تواند با شرایط و آداب آن، به سیروسفر بپردازد، مگر آن که دلیل محکم و قانع کننده ای بر ممنوع بودن آن داشته باشیم.
این جاست که باید دلیلهای کسانی را که مدعی ممنوع بودن هستند به دقت بررسی کنیم، تا ببینیم آیا این دلیلها برای چشم پوشی، از اصل اولی و اثبات ممنوع بودن، کافی است یا نه؟
دلیلهای مشروع نبودن گردشگری زنان هرچند در فقه، از سیروسیاحت زنان سخنی به میان نیامده است، ولی مبانی اندیشه کسانی که حضور زنان را در اجتماع نمی پذیرند، به روشنی بر ممنوع بودن گردشگری آنان نیز دلالت دارد; چرا که گردشگری زنان مصداق کاملی از حضور آنان در اجتماع است.
براین اساس، دلیلهای مشروع نبودن جهانگردی زنان، همان دلیلهایی است که از سوی مخالفان برای حضور زنان در اجتماع بدان استناد شده است:
1. آیات قرآن: باورمندان به ممنوع بودن حضور زنان در اجتماع به آیاتی استناد کرده اند، از جمله:
«و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی.» (20)
درخانه های خود بمانید و همانند جاهلیت نخستین، با خودنمایی و خودآرایی از خانه بیرون نروید.
مخاطب آیه شریفه، گرچه زنان پیامبرند، ولی ویژه آنان نیست. برابر این دستور شریف، قرآن، زنان مسلمان را به خانه نشینی و پیوند و معاشرت نداشتن با نامحرمان دستور داده است. بنابراین، هر کاری که با این فرمان الهی ناسازگار باشد، انجام آن برای زنان، جایز نیست. سیروسفر و گردشگری به طور طبیعی بیرون رفتن از خانه و ارتباط با نامحرمان، بالاتر ارتباط با بیگانگان و کافران را در پی دارد. بنابراین، روا نیست که زنان مسلمان به سیروسفر و جهانگردی بپردازند.
پاسخ: برابر باور بسیاری از مفسران و فقیهان با توجه به صدر و ذیل آیه شریفه، دستور یاد شده ویژه زنان پیامبر(ص) است.
و بر فرض فراگیر بودن، مقصود از «قرن فی بیوتکن » خانه نشینی و انزوای از جامعه نیست و گرنه زنان پیامبر(ص) که مخاطبان اصلی آیه شریفه اند، هیچ کدام، چه در زمان حیات آن حضرت و چه پس از آن، به این دستور عمل نکرده اند (21). سیره خود پیامبر(ص) نیز خلاف این بوده است (22). آن بزرگوار زنان خود را به سفر می برد و آنان را از بیرون رفتن از خانه باز نمی داشت. بنابراین، مقصود از این دستور آن است که زن با هدف خودنمایی از خانه بیرون نرود، نه این که هیچ گاه حق بیرون رفتن نداشته باشد. زنان پیامبر(ص) در جامعه آمدوشد داشته اند مردان به حضورشان می رفته اند که احادیث پیامبر(ص) را از آنان بشنوند.
افزون بر این، هیچ فقیهی به مقتضای ظاهر این آیه شریفه، فتوا به واجب بودن خانه نشینی و حرام بودن آمدوشد زنان را در جامعه نداده است.
خداوند در جای دیگر می فرماید:
«و اذا سالتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب ذلک اطهر لقلوبکم و قلوبهن.» (23)
اگر از زنان پیامبر چیزی خواستید، از پشت پرده بخواهید. این کار، هم برای دلهای شما و هم برای دلهای آنان پاکیزه تر است.
گفته اند از آیه شریفه بالا استفاده می شود که زن باید در خانه بماند و هیچ گونه پیوندی با مردان نداشته باشد و اگر خواست با مردی بیگانه و نامحرم سخن بگوید از پشت پرده (24) با او سخن بگوید. بنابراین، حضور او درعرصه های اجتماعی از جمله سیرو سفر به هیچ روی جایز نیست.
با توجه به صدر آیه:
«یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی...»
و ذیل آن:
«و ما لکم ان توذوا رسول الله و لا تنکحوا ازواجه...»
دستور یاد شده ویژه زنان پیامبر(ص) است. عربهای مسلمان بدون اجازه و سرزده وارد اتاقهای پیامبر(ص) می شدند. زنان پیامبر(ص) نیز در آن جا بودند. آیه آمد که بدون اجازه داخل نشوید وقتی می خواهید چیزی از زنان پیامبر(ص) بگیرید، از پشت پرده بخواهید بدون این که داخل خانه شوید. این کار برای پاکیزگی دل شما و آنان بهتر است.
بر فرض فراگیر بودن آیه، مقصود این نیست که زنان به هیچ روی حق معاشرت با مردان را ندارند وگرنه همان گونه که در نقد برداشت از آیه پیش آوردیم، زنان پیامبر و حتی خود آن حضرت باید نخستین کسانی باشند که به این دستور عمل نکرده اند; چرا که آن بزرگوار، با همسران خود به سفر می رفت. (25) زنان آن حضرت نیز در میان اجتماع آمدوشد داشتند. مردم نیز به خانه آنها رفت و آمد داشتند و با آنها گفت وگو می کردند. (26) بنابراین، آنچه که از آن نهی شده این است که انسان بدون اجازه وارد خانه دیگران شود. از باب نمونه:
امام صادق(ع) می فرماید:
«نهی رسول الله(ص) ان یدخل الرجال علی النساء الا باذنهن.» (27)
پیامبر(ص) ازاین که مردان بدون اجازه وارد بر زنان گردند نهی کرد.
افزون بر این، سیره و عمل پیامبر(ص) با این برداشت ناسازگار است. پیامبر اسلام(ع)، هم به خانه همسرانش و هم به خانه دخترش فاطمه زهرا(س) با یاران خود رفت وآمد داشتند، از باب نمونه: جابربن عبدالله انصاری، همراه پیامبر از فاطمه زهراء(س) عیادت کردند. (28) به نقلی دیگر: پیامبر(ص) با شماری از یارانش برای عیادت زهراء(س) به قصدخانه آن بزرگوار حرکت کردند، هنگامی که در زدند به فاطمه(ع) فرمود:
«شدی علیک ثیابک فان القوم جائوا یعودونک.» (29) خودت را بپوشان گروهی به عیادت تو آمده اند.
فاطمه در پاسخ گفت:
«چیزی جز یک عبای کوچک ندارم.»
پیامبر(ص) عبای خودش را از پشت در به او داد و فرمود: «شدی بها راسک » سر را با این عبا بپوشان. پس از آن پیامبر(ص) با یاران به خانه درآمدند و از حال آن بزرگوار جویا شدند.
2. احادیث از دلیلهایی که ممکن است بر ممنوع بودن زن از سیروسفر و گردشگری استناد شود، روایاتی است که صدای زن را «عورت » دانسته اند. (30) و از سلام کردن بر آنان بازداشته اند. (31) در گذشته برخی، بر اساس همین روایات فتوا داده اند که شنیدن صدای زن نامحرم، حرام است. (32) گردشگری لوازمی دارد از جمله: خارج شدن از منزل، ارتباط با نامحرم و سخن گفتن با آنان را در پی دارد، بنابراین، جایز نیست که زنان به سیروسفر بپردازند.
نقد و بررسی آیا صدای زن عورت است؟ و اگر در حدیث آمده که در برخورد با زنان ابتدای به سلام نکنید و یا این که سلام ندهید، چون صدای آنها عورت است و جایز نیست مردی صدای آنان را بشنود و یا قضیه چیز دیگری است؟
صاحب جواهر، پس از نقل روایات و اشاره به برخی از فتاوا در این باب، می نویسد:
«ولکن ذلک کله مشکل بالسیرة المستمره فی الاعصار والامصار من العلماء والمتدینین وغیرهم علی خلاف ذلک، وبالمتواتر او المعلوم مما ورد من کلام الزهراء وبناتها علیها و علیهن السلام، ومن مخاطبة النساء للنبی(ص) و الائمه(ع) علی وجه لایمکن احصاؤه ولاتنزیله علی الاضطرار لدین او دنیا بل قوله تعالی: «فلاتخضعن بالقول »دال علی خلاف ذلک ایضا، ولعله لذا وغیره صرح جماعة کالکرکی والفاضل فی المحکی عن تذکرته و غیرهما ممن تاخر عنه کالمجلسی و غیره بالجواز، بل بملاحظه ذلک یحصل للفقیه القطع بالجواز فضلا عن ملاحظة احوالهم فی ذلک الزمان، من کونهم، اهل بادیه، وتقام المآتم والاعراس و غیرها فیما بینهم، ولازالت الرجال منهم مختلطه مع النساء فی المعاملات والمخاطبات وغیرها.» (33) عورت بودن صدای زن و حرام بودن شنیدن صدای او با استناد به روایاتی که گذشت، درست نمی نماید; زیرا با سیره پایدار عالمان دینی و انسانهای متدین و غیر آنان، در همه دوره ها و شهرها ناسازگار است. به نقل متواتر و معروف فاطمه زهرا(س) و دختران آن بزرگوار، با مردم سخن گفته اند (اگر صدای زن عورت بود آنان به چنین کاری دست نمی زدند.)
پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) در جاهای بسیاری با زنان به گفت وگو پرداخته اند، به گونه ای که شمارش این گفت وگوها ممکن نیست. همچنین نمی توان این گفت وگوها را از باب اضطرار در دین یا دنیای آنان دانست [چون در بسیاری از این موارد چنین اضطراری نبوده است و یا راه دیگری برای پرسیدن مسائل وجود داشته است.]آیه شریفه:«فلا تخضعن بالقول » (34) نیز با این برداشت «عورت بودن صدای زن » ناسازگار است. [چون در این آیه، از زنان خواسته شده است که خضوع در گفتار نداشته باشند نه این که حق حرف زدن با مردان را ندارند.]شاید به سبب همین شواهد و مانند آن بوده است که گروهی از فقها چون: محقق کرکی، علامه حلی و غیر آن دو، از کسانی که پس از آنها آمده اند مانند: علامه مجلسی و غیر او به جایز بودن فتوا داده اند [یعنی گفته اند: صدای زن عورت نیست و شنیدن آن نیز جایز است] با توجه به این همه شواهد، فقیه یقین پیدا می کند که صدای زن عورت نیست. افزون بر اینها، با اندک دقتی در زندگی مردم صدر اسلام که بیش تر آنان در بیابان زندگی می کردند، در مجالس عزا و عروسی، در خرید و فروشها و آمدورفتنها زنها و مردها با هم بوده اند... [همه این ها نشانگر این است که صدای زن عورت نیست و شنیدن صدای او نیز جایز است.] آیة الله حکیم نیز، حرمت شنیدن صدای زن را بر خلاف سیره مستمره قطعی مسلمانان دانسته است. او نیز، همانند صاحب جواهر، اشاره می کند که زنها از صدر اسلام، تاکنون، پیوسته در بازارها، صحنه های جنگ، در خانه های خود و آمد و رفتنها با مردها سخن می گفته اند و کسی نگفته است که عمل آنان با اسلام ناسازگاری دارد. (35)
2. در برابر آن روایات، روایاتی داریم که پیامبر(ص) (36) و علی(ع) (37) به زنان سلام می کردند و آنان نیز جواب می دادند. اگر صدای زن عورت بود چگونه رسول خدا(ص) و علی(ع) بدون هیچ ضرورتی ابتدای به سلام می کردند. شاید جمع این روایات به این باشد: سخن گفتن زن عورت نیست، اما در صورتی که تهییج نامحرمان را در پی داشته باشد همان گونه که آیه شریفه:«فلا تخضعن بالقول »به آن اشاره کرده است جایز نباشد. در روایت نیز آمده است که علی(ع) به زنان سلام می کرد، اما بر زنان جوان سلام نمی کرد و در علت آن می فرمود:
«می ترسم که صدای او مرا به گناه وادارد و بیش از آن که ثواب ببرم گناه کرده باشم.» (38)
3. از روایات دیگری نیز استفاده می شود که صدای زن عورت نیست از باب نمونه:
ابی بصیر می گوید: در حضور امام صادق(ع) بودم که ام خالد، اجازه خواست که به حضور آن حضرت مشرف شود. امام(ع) به من گفت:
«ایسرک ان تسمع کلامها؟ قلت نعم. فاذن لها واجلسنی معه علی طنفسته قال: ثم دخلت فتکلمت فاذا هی امراة بلغیه فساله عنها...» (39)
می خواهی سخنان ام خالد، را بشنوی؟
گفتم: بله.
امام به او اجازه حضور داد، و مرا در کنار خود نشاند.
ام خالد، داخل شد و سخن گفت. او، زنی فصیح بود و شیوا سخن می گفت.
اگر صدای زن عورت بود، هرگز امام صادق(ع) اجازه نمی داد که ابی بصیر بنشیند و به سخنان نامحرم گوش دهد. اگر صدای زن همانند دیگر اعضا و جوارح او برای نامحرم حرام بود، امام(ع) نخستین کسی بود که از آن پرهیز می کرد. در صورتی که برابر حدیث بالا، نه تنها ابوبصیر را از آن منع نکرد که او را تشویق به شنیدن سخنان، ام خالد نیز کرد.
افزون بر این، پس از شهادت امام صادق(ع) ابی بصیر نزد همسر امام صادق(ع) برای تسلیت گویی رفت در هنگام ورود، ام حمیده با دیدن ابوبصیر، به گریه افتاد ابوبصیر نیز، از گریه او گریان شد پس از آن ام حمیده گفت:
«امام(ع) به هنگام مرگ چشمانش را باز کرد و فرمود: همه بستگان مرا گردآورید، پس از آن که همه جمع شدند به آنان نگاهی کرد و فرمود:
«ان شفاعتنا لاتنال مستخفا بالصلوة »
شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد.» (40)
اگر صدای زن عورت بود و گفت وگوی او، با مردان نامحرم حرام، پس چگونه ابی بصیر برای تسلیت به خانه ام حمیده می رود و او نیز جریانی که به هنگام مرگ امام(ع) رخ داده است، شرح می دهد.
بنابراین، اگر زن به صورت عادی و به شکل طبیعی سخن بگوید به هیچ روی، حرام نیست. بله، زنان باید به گونه ای سخن بگویند که سبب تحریک و تهییج مردان بیگانه نشوند و بر فرض این که تحریک آمیز سخن بگویند صدایشان عورت نیست، بلکه آن گونه سخن گفتن نارواست.
از این روی، بسیاری از فقیهان چون: آیة الله حکیم، امام خمینی (41) و بسیاری دیگر از بزرگان فقه، همانند: صاحب جواهر، شیخ انصاری، علامه حلی، محقق کرکی و... شنیدن صدای زن را جایز دانسته اند. (42) مرحوم سید محمد کاظم یزدی در عروة الوثقی می نویسد:
«لاباس بسماع صوت الاجنبیه ما لم یکن تلذذ و ریبه... ویحرم علیها اسماع الصوت الذی فیه تهییج للسامع بتحسینه وترقیقه، قال تعالی:فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض.» (43)
شنیدن صدای زن نامحرم در صورتی که به قصد لذت بردن و ترس از گرفتار شدن به گناه نباشد، جایز است. حرام است بر زن به گونه ای سخن بگوید که سبب تحریک شنونده شود، مثل این که که صدایش را نازک کند و زنانه سخن بگوید. خداوند می فرماید: در سخن گفتن نرمش به کار نبرید تا بیماردلان در شما طمع نورزند.
3. مذاق شریعت درموضوع مورد بحث ممکن است شماری از مذاق شریعت به عنوان دلیل یاد کنند به این بیان: مذاق شریعت حکم می کند که زنان در پس پرده باشند و از هرگونه آمدوشد و سیروسفر و کارهای اجتماعی، مگر به هنگام ضرورت دامن برچینند. این گروه بر این باورند که: وظیفه زن خانه داری و تربیت فرزندان است و بس:
«سلامت و سعادت زن در این است که یا حامله باشد و یا بچه به زیر پستان خود داشته باشد.» (44)
«زنان باید پیوسته یا حامله باشند و یا شیر دهند تا در کاروان انسانیت... با مردان هماهنگ باشند.» (45)
این دیدگاه به زن، به عنوان کارخانه مولد انسان می نگرد، از این روی، هرگونه حضور او را در جامعه ناپسند می داند.
آیت الله خویی، در این باب سخنی دارد، ما را به کار می آید. البته سخن ایشان، در باب تقلید از زن است، ولی استدلال ایشان فراگیر است و موضوع ما را نیز در بر می گیرد. ایشان پس از آن که دلیلهای کسانی که می گویند مرجع تقلید باید مرد باشد به نقد و بررسی گذاشته و نتیجه می گیرد: هیچ دلیلی بر این که مرجع تقلید باید مرد باشد نداریم و مقتضای اطلاقات و سیره عقلا همسانی زن و مرد در مرجعیت تقلید است. ولی ایشان از این مبنا، به استناد مذاق شریعت صرف نظر می کند و فتوا می دهد که مرجع تقلید باید مرد باشد و تقلید از زن جایز نیست:
«والصحیح ان المقلد یعتبر فیه الرجولیه ولایسوغ تقلید المرئه بوجه وذلک لاناقد استفدنا من مذاق الشارع ان الوظیفة المرغوبه من النساء هی التحجب والتستر وتصدی الامور البیتیه دون التدخل فیما ینافی تلک الامور.» (46) درست این است که مفتی باید مرد باشد و تقلید از زنان به هیچ روی، روا نیست;زیرا از مذاق شریعت استفاده می شود که زنان باید حجاب و پوشش خود را حفظ کنند و به کارهای منزل بپردازند و به کارهایی دست نزنند که با این امور ناسازگار است.
ایشان در گفتار بالا، بر این باور است که مذاق شریعت حکم می کند که: زن حجاب و پوشش خود را حفظ کند و به کارهای منزل بپردازد و با کارهایی که با این امر سازگار نیست روی نیاورد.
ایشان، چون درباره مرجعیت بحث می کند، نتیجه می گیرد که تصدی مقام افتاء، زن را در مقام پرسش و پاسخ قرار می دهد و این کار با وظیفه اصلی او که حجاب و دوری از نامحرمان باشد سازگار نیست. بنابراین، شارع مقدس، به هیچ روی، به چنین کاری راضی نیست. دلیل ایشان فراگیر است و مسائلی از قبیل: سیروسفر و گردشگری را نیز می گیرد. چون گردشگری نیز بر این اساس، با وظیفه اصلی زن ناسازگار است.
این استدلال بر دو پایه استوار است:
1. تصدی مقام افتاء، با حفظ حجاب و پوشش و تستر ناسازگار است. در موضوع بحث هم می توان گفت: حفظ حجاب و پوشش با گردشگری منافات دارد.
2. مذاق شریعت حکم می کند که زنها به کارهای منزل بپردازند و خود را در معرض دید نامحرمان قرار ندهند.
نقد و بررسی در پاسخ بخش نخست این دیدگاه می توان گفت: زن می تواند به سیروسفر برود، با این حال، حجاب و دیگر وظایف خود را نیز به خوبی رعایت کند. لازمه گردشگری بی حجابی و بی بندوباری نیست. پایه اصلی این استدلال، این است که مذاق شریعت را درحدی می داند که می توان به وسیله آن به دیگر دلیلها اهمیتی نداد از این روی، باید دید مذاق شریعت درباره زن بر چه پایه ای استوار است. آیا همان گونه است که اینان ادعا می کنند، یا این که مذاق شریعت، حفظ حجاب و رعایت حریم میان زن و مرد است و اگر این باشد با حضور اجتماعی زن، هیچ ناسازگاری ندارد.
باید توجه داشت که دستیابی به مذاق شریعت، کار آسانی نیست، تا بتوان با دیدن چند حدیث و نگاهی گذرا به فقه چنین ادعایی کرد. شریعت دستگاه و سیستمی به هم پیوسته است و دریافتن مذاق شرع، در یک مساله و یا یک بخش، بدون تصویر و برداشت از کل شریعت نادرست و غیرممکن است. برای دستیابی به مذاق شریعت افزون بر قرآن کریم و روایات رسیده از معصومان(ع)، سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم و مسلمانان متدین و متشرع نیز باید مطالعه شود. باید دید، زنان پیامبر(ص) و امامان(ع)، و نزدیکان آنان چگونه عمل می کرده اند. رفتار زنان مسلمان در صدر اسلام چگونه بوده است. آیا پس از پذیرش دین اسلام همه فعالیتهای اجتماعی را به کنار نهاده و انزوا گزیده اند؟ یا افزون بر اداره خانه در بسیاری از کارهای اجتماعی و سیروسفرها همراه مردان بوده اند. در بینش اسلامی، زن افزون بر مسؤولیت اداره خانه و تربیت فرزندان که از مهم ترین وظایف اوست در بسیاری از مسؤولیتهای اجتماعی با مرد شریک است. به برخی از آن مسؤولیتها در گذشته اشاره کردیم. انجام آن وظایف خواه ناخواه، او را از خانه به صحنه های اجتماع می کشاند، این نه تنها با حفظ حجاب و عفاف که وظیفه دیگر اوست ناسازگار نیست که او را در انجام بهتر مسؤولیتها یاری می رساند. بله، آنچه ناسازگار است واجب بودن خانه نشینی زن است که اسلام، به هیچ روی، آن را نخواسته است. جای جای آموزه ها و دستورهای اسلامی، سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و مسلمانان متعهد گواه این مدعاست. به گونه ای که محقق را در گزینش شواهد و نمونه ها متحیر می سازد. روشنی این موضوع، به اندازه ای است که درازگویی در آن به یقین ملال آور است. ولی در هر صورت ناگزیریم به برخی از نمونه ها اشاره کنیم:
1. با نگاهی گذرا به تاریخ اسلام می یابیم که در صدر اسلام، زنان به تنهایی و یا همراه با شوهران خود در صحنه های پیکار و جهاد با دشمن برای امدادگری و تهیه آب و غذا و... حضور می یافته اند و در صورت نیاز، به نبرد نیز می پرداخته اند. اینک به نمونه هایی تاریخی از سیره پیامبر(ص) اشاره می کنیم:
در جنگ خیبر، زنانی با اجازه پیامبر(ص) شرکت داشته اند که مجروحان را مداوا و آب و غذا برای رزمندگان تهیه می کرده اند:
یکی از زنان بنی غفار می گوید: به هنگام عزیمت پیامبر(ص) به خیبر، با عده ای از زنان بنی غفار، خدمت آن حضرت رسیدیم و عرض کردیم می خواهیم با شما همراه باشیم. مجروحان را مداوا کنیم، مسلمانان را در حد توان کمک کنیم پیامبر(ص) فرمود: «اخرجی علی برکة الله »:آن حضرت اجازه فرمودند و دعا کردند. (47) ام سنان اسلمیه، (48) ام مطاع (49) و... نیز با اجازه آن حضرت در جنگ خیبر شرکت جسته اند.
در جنگ احد، نیز شماری از زنان برای مداوای مجروحان و کمک به مجاهدان اسلام شرکت داشته اند:
واقدی می نویسد:
«چهارده زن، از جمله: فاطمه دختر رسول خدا(ص)، به احد آمده بودند، غذا و آب سربازان را بر پشت خود حمل می کردند. به مجروحان آب می دادند و آنان را مداوا می کردند.» (50) در جنگ احد، زنی به نام «نسیبه » برای امدادگری شرکت کرده بود، ولی به هنگام سختی کارزار و فرار بسیاری از جنگجویان مسلمان از میدان جنگ، خود را به پیامبر(ص) رساند و به دفاع از آن حضرت پرداخت، به گونه ای که زخمهای بسیاری برداشت. پیامبر(ص) از وی تجلیل کرد و وقتی آن حضرت از حمراءالاسد برگشت پیش از آن که به خانه برود از حال نسیبه که در خانه بستری بود جویا شد و وقتی که خبر سلامتی او را شنید، بسیار خوشحال شد. (51) شماری از زنان صحابی، در جنگهای گوناگون شرکت کرده اند از جمله ام عطیه می گوید:
«در هفت غزوه همراه پیامبر(ص) بودم، غذا بر ایشان می پختم و از اثاثیه آنها محافظت می کردم، مجروحان را مداوا کرده و به کار مریضان می پرداختم.» (52) برخی از زنان هم در رکاب پیامبر(ص) بوده اند و هم در رکاب علی(ع) از جمله: لیلا غفاریه، که افتخار لقب مجاهد و رزمنده را گرفته است، در جنگهای متعدد با پیامبر(ص) و در جنگ جمل در کنار سربازان علی(ع) بوده است:
«لیلی الغفاریه مجاهدة غازیه کانت تخرج مع النبی(ص) فی مغازیه فتداوی الجرحی وتقوم علی المرضی. ولما خرج علی بن ابیطالب(ع) الی البصره خرجت معه.» (53) لیلا غفاری، زنی مجاهد و رزمنده بود. با پیامبر(ص) به غزوات می رفت. مجروحان را مداوا می کرد و به امور مریضان می پرداخت و هنگامی که علی(ع) برای سرکوبی اصحاب جمل، به بصره می رفت همراه آن حضرت بود.
ام الخیر، از زنان تابعی، در جنگ صفین شرکت کرد و با نطقهای مهیج خود روح شجاعت و حماسه آفرینی را در سربازان علی(ع) تقویت می کرد. تاثیر کار او به گونه ای بود که سالها بعد معاویه او را بر این کار سرزنش کرد، اما او پاسخی کوبنده و شجاعانه داد. (54) ام هیثم، یکی دیگر از زنان مسلمان است که همراه با شوهر خود در سپاه معاویه بوده است، ولی چون پیرو علی(ع) بوده، اخبار سپاه معاویه را به علی(ع) می داده است. (55) اینها و دهها نمونه بارز دیگر، حکایت گر حضور فعال زنان در اجتماع و سیروسفر آنان برای کمک رساندن به مجاهدان اسلام بوده است.
2. زنان در صدر اسلام به خدمت پیامبر(ص) رفت وآمد داشتند. پرسشهای خود را از آن حضرت می پرسیدند. شمار زیادی از این زنان به مقام بلند راویان احادیث پیامبر(ص) راه یافتند.
به این رفت وآمدها کسی خرده نمی گرفت و آن را خلاف شرع نمی دانست که صاحب شریعت، بارها با عمل خود آن را تایید کرده است، از باب نمونه:
روزی پیامبر(ص) در جمع صحابه نشسته بود. اسماء که زنی فاضل و سخنور بود و به خطیب زنان شهرت داشت، بر آن جمع وارد شد و پس از احترام به پیامبر(ص) عرض کرد: به نمایندگی از سوی زنان پرسشی دارم و پرسش خود را مطرح کرد. پیامبر(ص) و اصحاب گوش می دهند. حضرت روبه یاران می کند و در تشویق و تحسین وی می فرماید:
«هل سمعتم مسالة امراة قط احسن من مسالتها فی امر دینها من هذه.» (56) آیا تاکنون به این زیبایی که این زن، درباره دینش سؤال کرد از کسی شنیده اند؟
آن گاه پیامبر(ص) پاسخ می دهد و در ضمن می فرماید:
«آنچه را گفتم، به همه زنانی که از سوی آنان نمایندگی داری ابلاغ کن.»
براساس این روایت، روشن می شود که حضور زنان در مجامع، برای فراگیری مسائل دینی، امری عادی، بلکه خوش آیند بوده است.
3. گروه زیادی، از زنان مسلمان در صدر اسلام، برای امر به معروف و نهی از منکر به سیروسفر پرداخته و با حکومتهایی چون معاویه و حجاج بن یوسف ثقفی و... درگیر شده اند از جمله:
سوده، از قبیله همدان، پس از شهادت علی(ع) برای شکایت از حاکمی که معاویه بر آنان گمارده بود به شام آمد و پس از گفت وگوی بسیار، معاویه مجبور شد که به خواسته او تن در دهد. (57) همین سوده در زمان علی(ع) وقتی با بی عدالتی مامور مالیاتی علی(ع) روبه رو شد به نمایندگی از قبیله خود به نزد علی(ع) رفت و حکم عزل آن مامور را از علی(ع) گرفت. (58) زرقاء یکی دیگر، از زنان مسلمان بود که از کوفه به شام آمد و در برابر معاویه ایستاد. (59) «بکاره هلالیه » و «اروی » دختر حارث بن عبدالمطلب، (60) دو زن سالخورده ای بودند که به هنگام ورود بر معاویه او و پیرامونیانش را به باد انتقاد گرفتند.
ابن عبد ربه، در عقدالفرید، نامهای بسیاری از زنانی که در برابر معاویه ایستاده اند، آورده است: ام سنان بنت خیثمه، عکرشه بنت اطریش، درامیه حجونیه، ام الخیر بنت حریش، از جمله این افراد هستند. (61)
سیره افزون بر نمونه های یاد شده، که هر کدام دلیلی بر درستی مدعای ما در باب مذاق شریعت بود، سیره پیامبر(ص) و معصومان(ع) ومتشرعان و متدینان در رابطه با زنان، بویژه بستگان خود دلیل دیگری بر مدعا و پاسخی است به کسانی که سیره متشرعان را هماهنگ با مذاق شریعتی می دانستند که از دین و دستورهای آن می فهمیدند.
1. به نقل شیعه و سنی، پیامبرگرامی اسلام(ص) در مسافرتها و جنگها به قید قرعه یکی از همسران خود را همراه می برد. (62)
2. پس از جنگ جمل، علی(ع) چهل زن را مسلح کرد و برای پاسداری از عایشه از بصره تا مدینه فرستاد. (63)
3. به همراه بردن امام حسین(ع) همسران، خواهران و دختران خود را به سمت کوفه، چه به قصد حکومت و چه با آگاهی از شهادت، هر کدام باشد، بردن زنان به همراه خود، ضرورتی نداشت و حتی به نظر بزرگان قوم، به صلاح نبود. محمد بن حنفیه از سر خیرخواهی گفت:
«حال که مصمم به رفتن هستی، زنان و کودکان را با خود نبر.» امام می فرماید: «ان الله شاء ان یراهن سبایا.» (64) امام حسین(ع) زنان را به کاری واداشته که در غیر چهارچوب خانه است و آن را نه تنها ناسازگار با شریعت نمی داند که مشیت صاحب شریعت می داند. 4. سخنرانی فاطمه زهراء(س) در جمع مهاجران و انصار: خطبه ای است مفصل درباره توحید، نبوت، کوششهای پیامبر(ص) فلسفه احکام و محاجه با سران حکومت درباره فدک و ارثیه خود از پیامبر(ص) و... (65) اگر گفته شود که حضور آن بزرگوار براساس ضرورت بوده است، پاسخ آن روشن است چون «الضرورات تتقدر بقدرها» بنابراین لزومی نداشت که آن حضرت مطالبی درباره توحید، فلسفه نبوت و احکام و... بگوید. همه اینها حاکی از این است که فاطمه زهرا(ع) این گونه امور را ناسازگار با شان زن نمی داند. 5. امام صادق(ع) می فرماید: پدرم وصیت کرد که مقداری ازاموالش را وقف کنم و به زنان بدهم که به مدت ده سال به هنگام انجام مراسم حج در منی برایش ندبه و زاری کنند. (66) هدف امام(ع) این بوده است که زنان به این وسیله مکتب و فضائل امام(ع) را نشر دهند. اگر حضور زن در اجتماع جایز نبود چگونه دو امام معصوم(ع) دستور می دهند زنان در اجتماع بزرگ مکه صدایشان را به نوحه خوانی بلند کنند و به مدیحه سرایی بپردازند. 6. امام صادق(ع) مادر و همسر خود را می فرستاد تا حقوق اهل مدینه را ادا کنند. شخصی به امام موسی بن جعفر(ع) عرض می کند: «همسرم با همسر یکی دیگر برای شرکت در مجالس عزا از خانه بیرون می روند. من مانع آنان می شوم. همسرم می گوید: اگر حرام است، بگو تا نرویم و گرنه چرا باز می داری؟ با این عمل تو، اگر ما هم مجلسی داشته باشیم کسی شرکت نخواهد کرد. امام موسی بن جعفر(ع) می فرماید: از حقوق پرسش می کنی، این جزو حقوقی است که افراد جامعه به گردن یکدیگر دارند. پدرم پیوسته مادرم و ام فروه، مادر خود را، می فرستاد تا حقوق مردم مدینه را ادا کنند.» (67) نتیجه: بنابر شواهد و نمونه های یاد شده، این سخن که مذاق شریعت بر خانه نشینی زنان و حضورنیابیدن آنان در اجتماع است، نه از شرع دلیل دارد و نه از سیره، بلکه سیره معصومان(ع) و متشرعان برخلاف آن است. بنابراین، این دلیل آنان نیز، همانند دلیلهای دیگر آنان ناتوان از اثبات ممنوع بودن حضور زنان در اجتماع و مسؤولیت پذیری آنان است. و خود این ناتوانی دلیلهای یاد شده کافی است برای این که دیدگاه جواز را بپذیریم و بگوییم حضور زنان در صحنه های اجتماعی از جمله: سیروسفر و گردشگری بی شک، جایز، و برابر با اصول اولیه است و ممنوع بودن زنان از حضور در اجتماع و سیروسفر نیاز به دلیل دارد که نداشتیم، بلکه دلیل برخلاف آن بود. محدویتها و شرایط از آنچه گذشت روشن شد که حضور زنان مسلمان در عرصه های اجتماعی از جمله سیروسفر و گردشگری جایز است. ولی از آن جا، که زن مسلمان، پایبند به ارزشهای اسلامی و دستورهای دینی است، حضور او دارای شرایط و محدودیتهایی است که باید در همه تلاشهای اجتماعی وی و از جمله در سیروسفر به آن توجه داشته باشد از جمله: رعایت عفاف و حجاب در بینش اسلامی، آنچه سلامت اخلاق جامعه را خدشه دار کند، باید با آن مبارزه کرد; و آنچه آن را تضمین می کند باید تقویت کرد. بنابراین، پاسداری از عفت اجتماعی، وظیفه همگان است، ولی سهم زنان در این بعد سنگین تر و مهم تر است; زیرا این زنهای بی بندوبارند که مردان را به گمراهی می کشانند. از دیدگاه اسلامی، بی حجابی با عفاف سازگار نیست. خودداری از آمیزشهای نامشروع تنها عفاف به شمار نمی آید، بلکه خودداری از نگاههای مسموم و پوششهای نامناسب، لباسهای تحریک آمیز و مهیج و... نیز لازم است. در سوره نور، آیاتی که مربوط به عفاف و حجاب است (68) وظایف زن و مرد را در معاشرتها و رفت وآمدها با یکدیگر بر سه اصل زیر مبتنی می داند: 1. مردان و زنان مسلمان باید از نگاههای مسموم به یکدیگر بپرهیزند. 2. مردان و زنان مسلمان باید عفیف و پاکدامن باشند. 3. زنان باید پوشش داشته باشند. آرایش و زیور خود را در نزد نامحرمان آشکار نکنند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند. چگونگی پوشش نیز در همین آیات آمده است. با رعایت این شرایط حضور زن در جامعه بی اشکال است. قرآن، به روشنی بر حضور عفیفانه زن در اجتماع تاکید دارد. از باب نمونه: داستان موسی در برخورد با دختران شعیب بهترین نمونه است. پس از کمک موسی به دختران شعیب در آب دادن گوسفندانشان، یکی از دختران شعیب، با اجازه پدرش، از ایشان دعوت می کند وقتی که او به خانه شعیب می آید، آن بزرگوار در حضور دخترانش پیشنهاد ازدواج با یکی از آنان را به موسی می دهد. دقت و تامل در آیاتی که این داستان آمده (69) بیانگر این مطلب است که حضور عفیفانه زن در اجتماع جایز است. متانت درگفتار و رفتار زن و مرد هر دو باید از کارهایی که سبب فتنه در دین و اخلاقشان می گردد بپرهیزند. با متانت و وقار در اجتماع حاضر شوند. البته چون حرکت و حضور زن در جامعه حساس تر و راه لغزش برای او فراهم تر است، او باید به هنگام حضور، دقیق تر باشد و از حرکتها و رفتارهای خودش بیش تر مواظبت کند: «و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن.» (70) زنان با هدف آشکار ساختن زینتهای خود پا بر زمین نکوبند. در گذشته، زنهای عرب، خلخال به پا می کردند، برخی از آنان برای این که آن را به دیگران نشان دهند، پا بر زمین می کوبیدند. آیه بالا، آنها را از این کار باز داشت. بی گمان، مورد مخصص نیست. بنابراین، هر چیزی که سبب جلب توجه مردان گردد از قبیل: آرایش چهره، لباسهای مهیج و تحریک آمیزو... حرام است. به طور کلی زن در رفت و آمدها نباید کاری کند که سبب تحریک و تهیج و جلب توجه مردان نامحرم گردد. به گفته استاد شهید مرتضی مطهری: «شرافت زن اقتضاء می کند هنگامی که از خانه بیرون می رود، متین و سنگین و باوقار باشد. در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچ گونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد. عملا مردم را به سوی خود دعوت نکند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد، چه آن که گاهی اوقات ژستها سخن می گویند. راه رفتن سخن می گوید، طرز حرف زدنش حرف دیگر می زند.» (71) «فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا.» (72) در گفتار خضوع نکنید، تا آن که دلش بیمار است طمع کند و به خوبی و شایستگی سخن گویید. هر چند در این آیه، روی سخن با زنان پیامبر(ص) است، اما بی شک، حکم ویژه آنها نیست. بنابراین، از آیه استفاده می شود که هیچ زنی حق ندارد به گونه ای سخن بگوید که افراد منحرف تحریک شده و در او طمع کنند. هر کار دیگری که سبب تحریک و تطمیع گردد، ممنوع است; زیرا هنگامی که علت حکمی به روشنی آمده باشد به استناد آن، می توان حکم را تعمیم و یا تخصیص داد. درحقیقت در این آیه شریفه، تحریک و تطمیع افراد بیمار دل از سوی زنان نهی شده است، به وسیله سخن باشد و یا چیز دیگر. اجازه همسر برای جهانگردی آیا زن، برای سیروسفر باید از پدر و یا شوهر خود اجازه بگیرد؟ اگر اجازه را لازم دانستیم آیا بین سفرهای واجب، مستحب و مباح تفاوت ست یا نه؟ بی شک، زن اگر شوهر نداشته باشد خارج شدن او از منزل و یا سیروسفر او هیچ منعی ندارد. او تنها باید، حدود و شرایط اسلامی را رعایت کند، همان گونه که مرد به هنگام خارج شدن از خانه و یا گردشگری باید حدود و معیارهای اسلامی را رعایت نماید. البته اگر پدر از سیروسفر دخترش جلو بگیرد در این مورد دختر از باب حقوق والدین باید از وی پیروی کند. این ویژه زن نیست اگر پدری راضی به سیروسفر جوانش نباشد سفر او نیز روا نیست. اما زنی که ازدواج کرده است، به سبب ازدواج بر زن و مرد به گونه ای متقابل حقوق و وظایفی واجب می گردد. این حقوق و وظایف گاه جنبه مالی دارد و گاه غیرمالی. در بعد مالی از قبیل: مهر، نفقه، جهیزیه و... تکلیف بر عهده شوهر و حق از آن زن است. شوهر مکلف است به همسر خود مهر بپردازد، زن مالک مهر می گردد. آنچه به عنوان جهیزیه به خانه شوهر می آورد از آن خود اوست،تامین مخارج زندگی زن بر عهده شوهر است و زن هر چند توانگر باشد وظیفه ندارد که دراین باره مشارکت کند. اما در روابط غیرمالی می توان گفت: مطلب به عکس است. یکی از حقوق مرد بر زن اطاعت و پیروی از شوهر است. استاد شهید مرتضی مطهری در این باره می نویسد: «مصلحت خانوادگی ایجاب می کند که خارج شدن زن از خانه توام با رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد. البته مرد هم باید در حدود مصالح خانوادگی نظر بدهد نه بیش تر.» (73) شوهرنباید از این اختیار قانونی، بسان حاکمی خودخواه و مستبد استفاده کند، بلکه او باید همانند مسؤولی دلسوز با بردباری و متانت از این اختیار بهره بگیرد. زن نیز نظرهای منطقی شوهر را بپذیرد. روایات زیادی دراین باره آمده است از جمله: امام باقر از قول پیامبر(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «نهی رسول الله ان تخرج المرئه من بیتها بغیر اذن زوجها فان خرجت لعنها کل ملک فی السماء وکل شی تمر علیه من الجن والانس حتی ترجع الی بیتها و نهی ان تتزین لغیر زوجها فان فعلت کان حقا علی الله ان یحرقها بالنار.» (74) پیامبر(ص) از خارج شدن زن بدون اجازه شوهرش نهی کرده است. اگر زن بدون اجازه خارج شود همه ملائکه آسمانها و هر چه آن زن بر آنان گذر کند از جن و انسان بر او نفرین می کنند، تا به خانه بازگردد. همچنین، پیامبر(ص) از زینت کردن زن برای غیرشوهرش نهی کرد. اگر زن چنین کاری را انجام دهد، سزاوار است که خداوند او ر ا به آتش جهنم بسوزاند. فقهای شیعه، با توجه به روایت بالا و مانند آنها، دو دیدگاه زیر را طرح کرده اند: 1. مشهور فقهای شیعه بر این باورند که خارج شدن زن از منزل بدون اجازه شوهر جایز نیست. و این، حق مستقلی است و هیچ ارتباطی به تمکین زن ندارد. بنابراین، زن باید برای خارج شدن از منزل و یا سیروسفر از شوهرش اجازه بگیرد. (75) 2. وظیفه زن «تمکین و ایفای حقوق همسری » است. و هر کاری از جمله خارج شدن از خانه و سیروسفر و گردشگری اگر با آن وظیفه ناسازگاری نداشته باشد، نیاز به اجازه شوهر نیست. براساس این دیدگاه پیروی زن از مرد در خارج شدن از خانه و سیروسفر مطلق نیست. (76) تنها در زمانی که مرد به او نیاز دارد جایز نیست که از خانه خارج شود، ولی اگر خارج شدن او با این حق ناسازگار نباشد، مثل این که مرد در اداره یا مسافرت باشد و... خارج شدن زن از خانه جایز است. فقیهان شیعه، در کتابهای خود خارج شدن زن از خانه و یا سیروسفر او را به دوگونه زیر تقسیم کرده اند: (77) 1. خارج شدن از خانه و یا سفر او برای انجام یکی از واجبات باشد. 2. خارج شدن او برای امری مستحب و یا مباح باشد. در صورت نخست، مثل این که زن می خواهد مسائل مورد نیاز خود را بیاموزد و یا این که مستطیع است می خواهد برای حج واجب سفر کند و یا در صورتی که برخی از واجبات کفایی بر زن واجب عینی شود در این گونه جاها مرد حق ندارد او را از بیرون رفتن و سیروسفر باز دارد از باب نمونه: محمدبن مسلم می گوید از امام باقر(ع) پرسیدم از زنی که حج بر او واجب است ولی شوهرش اجازه نمی دهد به این سفر برود، آیا می تواند بدون اجازه او به این سفر برود؟ امام(ع) در پاسخ فرمودند: «لاطاعة له علیها فی حجة الاسلام.» (78) پیروی زن، از شوهرش در حج واجب، واجب نیست. در روایت دیگری امام(ع) می فرماید: لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق.» (79) در معصیت آفریدگار، پیروی از بنده روا نیست. و اما اگر سیروسفر از گونه دوم باشد; یعنی سفرمستحب و یا مباح باشد، در این جا اجازه شوهر لازم است. اسحاق بن عمار از امام جواد(ع) می پرسد که زنی ثروتمند، حج واجب خود را انجام داده است، ولی از شوهرش اجازه می خواهد که حج استحبابی انجام دهد، آیا شوهرش می تواند او را باز دارد؟ امام(ع) می فرماید: بله، می تواند او را از حج استحبابی منع کند. (80) فقهای شیعه، نیز به مضمون، این روایت فتوا داده اند. (81) با توجه به روایات یاد شده، سیروسفر زن یا همانند سفر حج، واجب است که نیاز به اجازه شوهر ندارد و حتی زن با منع شوهر نیز می تواند برای انجام حج واجب و یا همانند آن مسافرت کند و اما اگر سفر او مستحب، همانند حج استحبابی و یا مباح باشد باید با اجازه شوهر باشد و یا دست کم با حق همسرش ناسازگار نباشد. همراه محرم در سفر برای زن آیا همراه محرم برای زنان در سیروسفر لازم است یانه؟ دراین مساله دو دیدگاه وجود دارد: 1. فقهای شیعه بر این باورند که وجود همراه لازم نیست. زن بدون همراه نیز می تواند مسافرت کند، از باب نمونه: محقق در شرایع می نویسد: «الرابعة: لایشترط وجود المحرم فی النساء بل یکفی غلبة ظنها بالسلامه.» (82) وجود همراه محرم برای زنان در سفر شرط نیست، بلکه اطمینان زن به سلامت و امنیت در سفر کافی است. صاحب جواهر، می نویسد: در این مساله بین فقهای شیعه اختلافی نیست. (83) فقهای شیعه، فرع بالا را درباب حج طرح کرده اند ولی ملاک در حج و غیر حج، بویژه اگر سفر، سفر واجب باشد یکسان است. بنابراین، از دیدگاه علمای شیعه، سفر زن به تنهایی در صورتی که امنیت جانی، مالی و آبرویی او تامین باشد مانعی ندارد، مثل این که با فردی و یا افرادی درستکارهم سفر گردد و یا با کاروانها و گروههایی که امنیت آن را تا حدودی حکومتها تضمین می کنند مسافرت کند. صفوان جمال، چنان که از نامش پیداست، افراد را برای انجام حج با شترانش به مکه می برد. او از امام صادق(ع) می پرسد: «قد عرفتنی بعملی، تاتینی المرئه اعرفها باسلامها وحبها ایاکم و ولایتها لکم لیس لها محرم، قال: اذا جاءت المراه المسلمه فاحملها فان المؤمن محرم المؤمنه، ثم تلاهذه الایه:«و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض...» (84) روایات بسیاری داریم (85) که مضمون روایت بالا را تایید می کنند از جمله: در روایتی معاویة بن عمار، از امام صادق(ع) سؤال می کند، آیا زن می تواند بدون سرپرست به سفر حج برود، امام(ع) می فرماید: «لاباس تخرج مع قوم ثقات.» (86) مانعی ندارد. با گروهی که مورد اطمینان هستند می تواند به حج برود. فرعهای فراوانی در این جا مطرح است که فقهای شیعه درکتابهای فقهی خود آن را طرح و بدان پاسخ گفته اند. از باب نمونه: اگر بدون همراه محرم، از امنیت برخوردارنیست، در این جا، آیا وجود همراه محرم، لازم است یا نه؟ در صورتی که زن از شوهرش بخواهد که در سفر همراه او باشد، آیا بر مرد لازم است که بپذیرد؟ اگر شوهر و یا یکی از محرمهای دیگر به زنی که حج بر او واجب شده ست بگوید در صورتی همراه تو به حج خواهم آمد که مخارج سفر و افزون بر آن هم مقداری پول به من بدهی، آیا بر زن پذیرش آن لازم است؟ آیا بین سفر واجب همانند حج و غیر آن تفاوت است؟ آیا در صورتی که رفتن به حج بستگی بر وجود شوهر باشد، آیا لازم است که زن ازدواج کند؟ اگر مرد ادعا کند که همسر او در این سفر امنیت ندارد و زن برخلاف او اعتقاد داشته باشد در این جا چه باید کرد؟ سخن کدامیک مقدم است؟ صاحب جواهر پرسشهای بالا را طرح و بدانها پاسخ گفته است (87) و ما برای این که این مقال به درازا نکشد از آوردن آن صرف نظرمی کنیم. دیدگاه اهل سنت بیش تر اهل سنت، همراه محرم را در سیروسفر برای زنان واجب می دانند. از باب نمونه: حنفیان پس از آن که بین شرائط وجوب حج و شرائط ادای آن فرق می گذارند، وجود همراه را برای انجام حج لازم می دانند. «ثالثها: وجود زوج او محرم للمراة، لافرق بین ان یکون المراة شابه اوعجوزا، اذا کان بینها وبین مکه ثلاثه ایام، فاکثر، اما اذا کانت المسافه اقل من ذلک فیجب علیها اداء الحج و ان لم یکن معها محرم.» (88) سومین شرط از شرایط واجب بودن ادای حج آن است که: شوهر و یا یکی از محرمهای زن، همراه او باشد. زن جوان و پیر در این حکم تفاوتی ندارد. البته لزوم وجود همراه برای زن در صورتی است که زن بخواهد از جایی به مکه برود که سه روز یا بیش تر راه باشد و اما اگر کم تر از آن اندازه باشد، بر او واجب است حج بگزارد، هر چند شوهر یا یکی از محرمهایش با او نباشد. در مذهب حنبلی آمده است: «واما المراه لایجب علیها الحج الا اذا کان معها زوجها او احد من محارمها.» (89) بر زن، حج واجب نیست مگر این که شوهر یا یکی از محرمهای زن همراه او باشند. در مذهب مالکی: در صورتی که شوهر یا یکی از محرمها و یا گروهی مورد اطمینان برای همراهی وجود داشته باشند، حج بر زن واجب است و اگر نباشند واجب نیست. (90) در مذهب شافعی آمده است: در صورتی حج بر زن واجب است که شوهر یا یکی از محرمها و یا زنان مورد اطمینان: دو نفر یا بیش تر همراه او باشند. اگر تنها یک زن به عنوان همراه پیدا کند، حج بر او واجب نیست، هر چند جایز است که حج واجب را همراه همان یک زن انجام دهد، بلکه جایز است به تنهایی برای ادای حج واجب مسافرت کند در صورتی که امنیت باشد. (91) نویسنده «المنار فی تفسیر القرآن » پس از آن که «سائحون » در سوره توبه (92) ، را به سیاحت و سیروسفر در زمین برای هدفی درست همانند: دانش آموختن، جهاد در راه خدا، هجرت در راه خدا و... تفسیر می کند و می گوید: «علت این که برخی از مفسران «سائحات » را به روزه داران، تفسیرکرده اند، این است که بعید دانسته اند، خداوند زن را به خاطر سیاحت در روی زمین ستایش کرده باشد.» سپس ایشان می نویسد: «انما یحظر فی الاسلام سفرالمراة منفردة دون زوجها او احد محارمها واما اذا کانت تسیح مع الزوج و المحرم حیث یسیح لغرض صحیح من علم نافع او عمل صالح اوطلب الصحه او الرزق فلااشکال فی مدحها بالسیاحه.» (93) در اسلام، سفر زن به تنهایی بدون شوهر و یا یکی از محرمهایش حرام است، اما اگر زن با شوهر و یا یکی از محرم هایش و با انگیزه و هدف درستی چون: آموختن دانش سودمند، عمل صالح، حفظ سلامتی و یاکسب رزق و در آمد، به سیروسیاحت بپردازد هیچ اشکالی ندارد که خداوند چنین زنانی را ستایش کند. سپس ایشان استدلال می کند که زنان پیامبر(ص) و یاران او، همراه آنان به سیروسفر می رفته اند. (94) امنیت زن مسلمان در سیروسفر یکی دیگر از محدودیتها برای سیروسفر زن مسلمان، این است که امنیت مالی و جانی و آبرویی داشته باشد. در روایات ما درباره حکومت جهانی امام زمان(ع) آمده است: «در آن روزگار زن با زیب و زیور خویش از عراق درآید و تا شام برود و از هیچ چیز نترسد.» (95) از این روایت و مانند آن فهمیده می شود که اگر جامعه سالم باشد و خطری زن را تهدید نکند سفر او به تنهایی هیچ منعی ندارد. در چندین روایت (96) از امامان معصوم(ع) آمده است که سفر زن برای حج در صورتی که امنیت باشد و خطری او را تهدید نکند جایز است، از باب نمونه: از امام صادق(ع) سؤال شد که زنی می خواهد به حج برود، اما همراه محرم ندارد آیا چنین سفری برای او جایز است؟ امام(ع) در پاسخ می فرماید: «نعم، اذا کانت مامونة.» (97) بله، جایز است، اگر سفر او بی خطر و از امنیت برخوردار باشد. و در جای دیگر در پاسخ می فرماید: «ان کانت مامونة تحج مع اخیها المسلم.» (98) بنابراین، جایز نیست به کشور و یا شهری برود که از پیش می داند در آن جا امنیتی برای او وجود ندارد. آیا ارزیابی و تشخیص شرایط به فهم خودش واگذاشته شده است؟ یعنی اگر زن می خواهد به شهر یا کشوری مسافرت کند خودش باید تشخیص بدهد که در آن جا شرائط چگونه است؟ بی گمان، اگر انسان به شهر و یا کشوری که می خواهد مسافرت کند دارای آگاهیهای کافی از آن جا باشد، به گونه ای که بتواند موقعیت و شرائط آن جا را ارزیابی کند، او خود به این کار می پردازد; زیرا این کار، به تکلیف شرعی او مربوط می شود، ولی اگر دارای آگاهی و بصیرت کافی نیست، باید از کسانی که آگاهیهای لازم را دارند جست وجو کند و وظیفه خود را باز شناسد. ممکن است در این گونه موارد صلاح اندیشی زن از پدر و یا شوهر کارساز باشد. زنان جهانگرد غیر مسلمان ضرورت بحث و بررسی درباره قوانین حاکم بر روابط ملتها وملیتها و تدوین قانونهایی روشن در این راستا، بویژه در دنیای امروز، بر کسی پوشیده نیست. امروزه، پیوند مسلمانان باغیر مسلمانان بسیار گسترده و گونه گون است، از این روی، بایسته است که بررسی درباره مسائل و احکام آن، در سرلوحه کارهای پژوهشی فقهی قرار گیرد. خوشبختانه کتابهای حدیثی و فقهی ما سرشار از احادیث و قواعدی است که می توان احکام مورد نیاز را از آن استنباط کرد. در این بخش به گوشه ای از این موضوع می پردازیم یعنی گردشگری زنان غیر مسلمان به کشورهای اسلامی. بخشی از اصولی که در روابط غیرمسلمانان با مسلمانان مطرح است، فراگیرند و اختصاص به زنان یا مردان ندارد; از قبیل: لزوم احترام متقابل، حسن معاشرت با آنان، رعایت حرمت جان و مال و آبروی آنان.... همچنین برخی از محدودیتهایی که آنان باید بدان تن در دهند، از جمله: آنان باید در کشورهای اسلامی آشکارا گناه نکنند، قانونهای کشوری را که وارد آن می شوند رعایت کنند. در پی توطئه، جاسوسی، گسترش فساد و... نباشند. این اصول و محدودیتهایی است که در آن تفاوتی بین زن و مرد نیست. همه غیر مسلمانان در سرزمینهای اسلامی باید بدان پایبند باشند. ما در این جا در صدد شرح این بخش نیستیم. ما در این بخش بر آنیم به پاره ای از ترازها که رعایت آنها اختصاص به زنهای غیر مسلمان دارد و یا رعایت آن ازسوی آنان از اهمیت بیش تری برخوردار است، اشاره ای گذرا داشته باشیم، از جمله: ۱. پوشش زنان جهانگرد پوشش زن، در برابر مردان بیگانه از ویژگیهای اسلام نیست. در شریعت موسی و عیسی(ع) و دیگر آیینهای توحیدی نیز «پوشش » وجود داشته است. در عهد قدیم، زنانی که بدون پوشش و با قصد خودنمایی درمیان مردم حرکت کنند، نکوهش شده اند و کیفر سختی ازسوی خداوند برای آنان وعده داده شده است. (99) ویل دورانت درباره این قانون در میان یهود می نویسد: «اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت: چنانکه مثلا بی آن که چیزی به سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت و یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد، یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.» (100) عهد جدید، نیز پوشش سر را برای زنان واجب می داند و برای کسانی که از این قانون سرباز زنند کیفر سختی همانند: تراشیدن موهای سر آنان را در نظر گرفته است. حجابی که امروزه، راهبه های مسیحی دارند، همان حجاب و پوششی است که شریعت عیسی(ع) از زنان مسیحی خواسته است. (101) برای شناخت حکم پوشش زنان غیرمسلمان، و یا وادار کردن آنان به پوشش اسلامی، به هنگام حضور در جوامع اسلامی، باید به دو نکته اساسی زیر توجه داشته باشیم: 1. با مطالعه قراردادهایی که پیامبر اسلام(ص) با اهل ذمه داشته است، (102) به این نتیجه می رسیم که آنان می توانند بر اساس فرهنگ خودشان رفتار کنند و هیچ الزامی نسبت به پوشش اسلامی ندارند; زیرا با این که در این قراردادها اهداف و مواد آن به گونه ای روشن تنظیم می شده است، در عین حال، هیچ سخنی از پوشش زنان آنها به میان نیامده است. افزون بر این، در قراردادهای ذمه، فقهای شیعه، دوگونه شرط را یادآوری کرده اند: الف. شرایطی که باید در متن قرارداد قید گردد از قبیل: جزیه، احترام به قانونهای اسلام، پذیرش احکام جزایی و قضایی اسلام و... ب. شرایطی که با توافق مسلمانان و اهل ذمه بهتر است در قرارداد گنجانده شود: از قبیل: خودداری از پیشنهاد ازدواج با زنان مسلمان، خودداری از تلاشهای تبلیغی و... (103) در هر دو بخش اشاره ای به الزام زنان اهل ذمه به حجاب نیامده است. با این که اگر از مواد اساسی بود و یا دست کم از مواردی بود که بهتر بود که در قرارداد گنجانده شود، باید جزو آن شرایط آورده می شد.
2. در شماری از روایات از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) سؤال شده که نگاه کردن به سروصورت و موهای اهل ذمه چه حکمی دارد؟ از باب نمونه: درحدیثی از علی(ع) آمده است: «لاباس بالنظر الی رؤوس النساء من اهل الذمه.» (104) نگاه به سرهای زنان اهل ذمه جایز است. در روایتی دیگر، سکونی، از امام صادق(ع) نقل کرده که پیامبر اسلام(ص) فرمود: «لاحرمة لنساء اهل الذمه ان ینظرالی شعورهن وایدیهن.» (105) حرام نیست که به موها و دستهای زنان اهل ذمه نگاه شود. از این روایات، به دست می آید که زنان اهل ذمه، فرهنگ پیش از اسلام را حفظ کرده بودند و به پوشش اسلامی پایبند نبوده اند و الزامی هم برای آنان از سوی پیامبر(ص) و یا امامان معصوم(ع) همانند زنان مسلمان وجود نداشته است. پرسش مسلمانان نیز، برای این بوده است که تکلیف خودشان را در برخورد با آنان بفهمند. از این دو نکته به این نتیجه می رسیم که زنان اهل ذمه ملزم به حجاب و پوشش اسلامی نبوده اند. وقتی که زنان اهل ذمه ملزم نباشند، به طریق اولی، زنان دیگر کافران ملزم به پوشش اسلامی نیستند. فقهای شیعه، با توجه به این مطلب که واداشتن آنان به پوشش واجب نیست، حکم شرعی نگاه به سروصورت و موهای آنان را بیان کرده اند. همه فقهای شیعه، نگاه به زنان غیرمسلمان را جایز دانسته اند، ولی شماری از آنان قیدی را اضافه کرده اند و آن این است: باید به اندازه ای که در زمان پیامبر(ص) نپوشیدن آن معمول بوده است، بسنده کرد. یعنی باید دید چه اندازه از بدن خود را در آن زمان نمی پوشانده اند، نگاه به همان مقدارجایز است، اما بیش از آن، مثل نگاه کردن به برخی از زنهایی که به گونه ای نیمه عریان، در میان مردم ظاهر می شوند، جایز نیست. ولی دیدگاه دیگر بر آن است که هر اندازه از بدنشان که به طور معمول آن را در میان مردم نمی پوشانند، نگاه به آن مانعی ندارد. هر چند در زمان پیامبر(ص) کم تر از آن را باز می گذاشته اند.
امام خمینی در این باره می نویسد: «نگاه کردن به زنان نامحرم غیرمسلمان جایز است. بنابر احتیاط واجب نمی توان به مواضعی که به طور معمولی می پوشانند نگاه کرد، مشروط به آن که به قصد ریبه و تلذذ نباشد.» (106) بسیاری از فقهای شیعه، این دو قید را در نگاه کردن به زنان اهل کتاب و دیگر زنان غیرمسلمان، آورده اند. مقصود از این دو چیست؟ تلذذ: لذت بردن، یعنی نگاهی نباشد که به قصد لذت باشد. ریبه: یعنی نگاهی که برای چشم چرانی و لذت بردن نیست، ولی وضعیت به گونه ای است که نگاه کردن ممکن است، لغزشی را در پی داشته باشد. صاعب عروه، ریبه، را به ترس از این که به حرام بیفتد معنی کرده است. (107) مرحوم آیت الله حکیم، می نویسد: روایات مطلق است و دارای هیچ گونه قیدی نیستند; از این روی، فقهای شیعه، برای لزوم آن دو قید، به اجماع استناد کرده اند.» (108) بنابراین، نگاه کردن به صورت و دستها و موهای زنان اهل کتاب و دیگر زنهای غیرمسلمان جایز است. البته اگر انسان ترس از آن داشته باشد که با نگاه کردن به حرام بیفتد، نباید نگاه کند. از این فتاوا نیز می فهمیم که واداشتن آنان به پوشش لازم نیست. یادآوری: فقهای شیعه بر این باورند: کافران، چه اهل کتاب و چه غیرآنان، همان گونه که مکلف به اصول دین هستند، مکلف به فروع و احکام دین نیز هستند. (109) در نتیجه بر آنان واجب است که همه واجبات اسلامی را انجام دهند. از جمله: حجاب و پوشش اسلامی را رعایت کنند و از همه حرامها نیز بپرهیزند. باور یاد شده، هیچ گونه ناسازگاری با آنچه آوردیم ندارد. و دلیلی برای ضرورت پوشش زنان غیر مسلمان نخواهد بود; چرا که تکلیف کافران تنها اثر اخروی دارد، نه دنیوی، از این روی، اگر آنان به واجبات عمل کنند پذیرفته نیست، چون شرط درستی این تکالیف اسلام است که در آنان نیست. مسلمانان با این که قدرت داشتند که اهل ذمه را به انجام نماز، حج و... و دادن زکات و پوشش و... مجبور کنند، چنین نکردند. حکم ثانوی یا حکومتی از آنچه آمد، روشن شد که زنان اهل کتاب و کافران می توانند با لباس معمولی خودشان و با پوششی متناسب با عرف و آیین خودشان درکشورهای اسلامی به سیروسفر و گردشگری بپردازند. در عین حال، آیا واداشتن آنان به رعایت حجاب و یا پوشش مشخصی براساس مصلحت و حکم حکومتی و یا به عنوان ثانوی، جایز است یا نه؟ بی گمان، حکومت اسلامی، باید از عفت عمومی جامعه اسلامی پاسداری کند و از راهها و عواملی که سبب فساد و انحراف می گردد، جلو بگیرد. بر این اساس، اگر حاکم اسلامی تشخیص دهد که رفت وآمد زنان غیرمسلمان بدون پوشش مناسب در میان جامعه اسلامی گسترش فسادرا در پی دارد و یا سبب می شود که زنان مسلمان به بی حجابی روی آورند، می تواند از اختیارات حکومتی خود بهره گرفته و با در نظر گرفتن مصلحت اسلام و امت اسلامی آنان را به پوشش خاصی وادارد، پوششی که از فساد و انحراف جلوگیری کند، هر چند همانند پوشش زنهای مسلمان نباشد، دست کم، بدن و سروگردن آنها پوشیده باشد. ورود زنان کافر به مساجد و مشاهد مشرفه درباره ورود کافران به مساجد و مشاهد مشرفه دیدگاهها یکسان نیست. اگر پذیرفتیم که ورود کافران به مساجد و مشاهد مشرفه جایز است و کفر به تنهایی سبب حرام بودن ورود آنان نیست، روشن است که ورود زنان نیز جایز است; زیرا در این جهت فرقی بین زنان و مردان نیست، آیا در این صورت حکومت اسلامی می تواند به عنوان ثانوی و یا براساس مصلحت، برای ورود آنان به طور عموم و برای زنان بویژه محدودیتهایی را به اجرا بگذارد. از باب نمونه: دستور دهد در صورتی زنان غیرمسلمان می توانند به این مکانهای مقدس وارد شوند که حجاب کامل و یا دست کم با پوشش بدن و روسری باشند. بی شک، هر چند کفر را مانع از ورود کافران به مسجد ندانیم، ولی این بدان معنی نیست که در مساجد و مشاهد مشرفه، بدون قاعده و برنامه به روی هر غیر مسلمانی باز باشد. مسجد مکان عبادت، ارشاد و هدایت، و تبلیغ دین است انجام هر کاری که با این امور ناسازگار باشد روا نیست، حتی برای مسلمانان، چه رسد به غیر مسلمانان. بر این اساس، ورود کافران به مساجد در درجه نخست باید انگیزه شرع پسند داشته باشد، مانند: آشنایی با معارف اسلامی، شنیدن سخن وحی، آشنایی با آداب و رسوم عبادی مسلمانان و... و یا دست کم انگیزه های عقلایی همانند: مشاهده آثار و تمدن اسلامی بر جای مانده در بناهای مساجد. با این همه، حفظ شؤون مسجد و مکانهای مقدس نیز لازم است. به این معنی که از نظر پوشش و چگونگی رفت وآمد و نگهداشت ادب و احترام، رفتارها باید به گونه ای باشد که بی احترامی به مسجد و حرم امامان(ع) و امام زادگان و هتک حرمت آن مکانهای مقدس نشود که در این صورت، بدون تردید، جایز نیست.
احترام متقابل روابط مسلمانان با غیرمسلمانان باید براساس احترام متقابل باشد. همان گونه که مسلمانان وظیفه دارند به نیکی با آنان معاشرت کنند... آنان نیز وظیفه دارند در وطن اسلامی، برای مردم، مذهب و حکومت ما احترام قائل شوند. بدین معنی: از کارهایی که ناسازگار با اصل «احترام متقابل » است خودداری کنند. از باب نمونه: به آزار و اذیت مسلمانان نپردازند. به دشمنان اسلام و مسلمانان کمک نکنند، آشکارا منکرها را انجام ندهند، در پی جاسوسی و گسترش فساد نباشند و.... اگر بدانیم گروهی از مردان و یا زنانی که به عنوان جهانگردی می خواهند به ایران اسلامی مسافرت کنند، در پی جاسوسی و یا اشاعه فحشا و فسادند وظیفه ما در برابر آنها چیست؟ آیا می توانیم آنان را به عنوان جهانگرد بپذیریم؟ در صورت پذیرش، اگر دست به چنین کارهایی زدند، با آنها چگونه باید برخورد کنیم؟ آیا تنها باید آنها را از کشور خارج کنیم؟ و یا آنان را براساس معیارها اسلامی محاکمه کنیم؟ و.... بی گمان، پذیرش مردان و یا زنانی که انسان آگاهی دارد در صورتی که به کشور اسلامی وارد شوند گناه و منکرات را گسترش می دهند و یا در پی اهداف دیگری برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی هستند جایز نیست. البته در صورتی که توان نظارت و مراقبت بر آنها را داشته باشیم به گونه ای که نتوانند اهداف خود را عملی کنند پذیرش آنان اشکالی ندارد... پرسشهای یاد شده چون از مسائل ویژه زنان نیست و در جای خود به شرح خواهد آمد از بحث و بررسی بیش تر پیرامون آن صرف نظر می کنیم. در پایان این مقال، یادآوری مجدد این نکته را بی سود نمی دانیم که: در احکام مربوط به زنان زمینه های تحقیق و پژوهش بسیار است و پرسشهای بر جای مانده فراوان، امید آن که محققان و پژوهشگران در این راه گامهای مؤثر و اساسی بردارند.
پی نوشتها: 1. سوره «حجرات »، آیه 13; «نساء»، آیه 1; «اعراف »، آیه 189; «نحل »، آیه 72. 2. سوره «احزاب »، آیه 72. 3. سوره «نحل »، آیه 97; سوره «نساء»، آیه 124; «آل عمران »، آیه 195; «غافر»، آیه 40. 4. سوره «احزاب »، آیه 35; سوره «توبه »، آیه 72. 5. سوره «توبه »، آیه 71، «وسائل الشیعه »، شیخ حر عاملی، ج 11/353-416 «العقدالفرید»، ابن عبدربه اندلسی، تحقیق عبدالمجید ترحیینی، ج 1/344-358، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، گروهی از زنان صدر اسلام را که در برابر معاویه ایستاده اند و یا مردم را به جنگ او تحریض می کرده اند آورده است. 6. سوره «ممتحنه »، آیه 12; «الطبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/11، دار صادر، بیروت; «تاریخ الامم والملوک »، ابی جعفر محمدبن جریر طبری، ج 2/92 و 337، انتشارات ارومیه، قم; «الکامل فی التاریخ »، ابن اثیر، ج 2/252، دار صادر، بیروت. 7. «بحارالانوار»، علامه مجلسی، ج 1/177، 180، مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان; «نهج الفصاحه » مجموعه کلمات قصار پیامبر اسلام(ص) مترجم و گردآورنده: ابوالقاسم پاینده، 64، سازمان انتشارات جاویدان. 8. سوره «نساء»، آیه 97 98. ۹. «صحیفه نور»، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، ج 3/49، ارشاد اسلامی. ۱0. «حقوق النساء فی الاسلام »، سید محمد رشید رضا، 31، دارالاضواء. 11. سوره «آل عمران »، آیه 138-137. 12. سوره «روم »، آیه 9، 42. 13. سوره «نمل »، آیه 69; «عنکبوت »، آیه 20; «فاطر»، آیه 44; «مؤمن »، آیه 82; «حج »، آیه 46; «یوسف »، آیه 109. 14. سوره «انعام »، آیه 11. 15. سوره «توبه »، آیه 60. 16. سوره «توبه »، آیه 112; «تحریم »، آیه 5. 17. «تفسیر القرآن الکریم الشهیر بتفسیر المنار»، محمد رشید رضا، ج 11/52، ج 8/289، دارالمعرفة، بیروت. 18. همان مدرک، ج 11/53. 19. در این باره، آیاتی که در آن، قصه خضر(ع) ، موسی(ع)، ابراهیم(ع)، و... آمده، مطالعه کنید. 20. سوره «احزاب »، آیه 34. 21. «وسائل الشیعه »، ج 12/89، ام سلمه با اجازه پیامبر(ص) در مجلس عزا شرکت می کند. افزون بر این، ام سلمه، با خلفا نیز، گفت وگوهایی داشته است، روایاتی نیز از او نقل کرده اند. 22. «سیرة النبویه »، ابن هشام، ج 3/356، داراحیاء التراث العربی; «طبقات الکبری »، ج 8/294; «در المنثور»، سیوطی، ج 5/25، کتابخانه آیت الله مرعشی; «المیزان »، ج 18/96، اعلمی، بیروت. 23. سوره «احزاب »، آیه 53. 24. در گفتار عالمان دینی هر جا سخن از آیه حجاب رفته مقصود همین آیه است. دستور حجاب در این آیه، غیر از «ستر و پوشش » است که هر زن مسلمان موظف است آن را رعایت کند. بر اساس این آیه مرد اگر چیزی از زن می خواهد بدون این که داخل اطاق شود، باید از پشت پرده صدا بزند. در قرآن و کتابهای فقهی ما برای پوشش زن از نامحرم واژه حجاب نیامده است. در گذشته در کتابهای فقها «ستر» به کار می رفته است و به گفته برخی از عالمان معاصر روشن نیست این کلمه (حجاب) از چه زمانی به جای «ستر» به کار گرفته شده است. «مساله حجاب » شهید مطهری، نشریه انجمن پزشکان/62-66. 25. «در المنثور»، ج 5/25; «المنار»، ج 11/53; «المیزان »، علامه طباطبایی، ج 18/96. 26. «وسائل الشیعه »، ج 12/89، دیگر همسران پیامبر(ص) نیز در جامعه رفت وآمد داشتند; «صحیح بخاری »، ج 7/49; ج 8/66. 27. «الفروع من الکافی »، کلینی، 5/528، دارصعب، دارالتعارف. 28. «همان مدرک »، 528 529. 29. «حلیة الاولیاء» ج 2/69 70، چهره زن در آئینه اسلام و قرآن، مرتضی فهیم کرمانی 20/. 30. «وسائل الشیعه »، ج 14/173; «فروع کافی »، ج 5/535. 31. همان مدرک. 32. «جواهر الکلام »، شیخ محمد حسین نجفی، ج 29/97; «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48 خود این دو بزرگوار این فتوا را نپذیرفته اند. 33. «جواهرالکلام »، ج 29/98. 34. سوره «احزاب »، آیه 36. 35. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48. 36. «فروع کافی »، ج 5/535; «وسائل الشیعه »، ج 18/451. 37. «همان مدرک ». 38. «فروع کافی »، ج 5/535; «وسائل الشیعه »، ج 8/452; ج 14/173. 39. «وسائل الشیعه »، ج 14/143. 40. «بحارالانوار»، ج 47/2، ج 80/19، ج 81/235، ج 79/227 و 236. 41. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48; «تحریر الوسیله »، ج 2/245. 42. «جواهر الکلام »، ج 29/98; «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/48. 43. «عروة الوثقی »، سید محمد کاظم یزدی، کتاب النکاح، مساله 39. 44. «انوار الملکوت »، محمد حسین تهرانی ج 1/178، انتشارات علامه طباطبایی، مشهد. 45. همان مدرک/ 178، 182. 46. «التنقیح فی شرح عروة الوثقی »، تقریر درس آیت الله خوئی، مقرر: میرزا علی تبریزی غروی، ج 1/226، کتاب اجتهاد وتقلید، دارالهادی، قم. 47. «سیرة النبویة »، ابن هشام، ج 3/356، دار احیاء التراث العربی، بیروت; «اعلام النساء»، عمر رضا کحاله، ج 4/336، مؤسسة الرساله، بیروت، «الطبقات الکبری »، ج 8/293. 48. «الطبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/292. 49. همان مدرک. 50. «المغازی »، واقدی، ج 1/248، نشر دانش، قم. 51. «شرح نهج البلاغه »، ابن ابی الحدید، ج 14/266. 52. «طبقات الکبری »، ابن سعد، ج 8/455. 53. «سیرة النبویه » ابن هشام، ج 3/356. 54. «اعیان الشیعه »، سید محسن امین، ج 3/476، دارالتعارف للمطبوعات; بیروت، «ریاحین الشریعه »، ذبیح الله محلاتی، ج 3/383. 55. «شرح نهج البلاغه »، ابن ابی الحدید، ج 4/92، داراحیاء التراث العربی، بیروت. 56. «سیرة النبویة »، ابن هشام، ج 3/356، داراحیاء التراث العربی; «اعلام النساء»، عمر رضا کحاله، ج 4/336، مؤسسه الرساله، بیروت. 57. «بحارالانوار»، ج 41/119-120. 58. همان مدرک. 59. «العقد الفرید»، ابن عبد ربه، ج 1/347-349، دارالکتب العلمیه. 60. همان مدرک/346، 357. 61. «همان مدرک » 349، 352، 354. 62. «در المنثور»، جلال الدین سیوطی،ج 5/25، کتابخانه آیت الله مرعشی; «المنار»، ج 11/53; «المیزان »، علامه طباطبائی، ج 18/96، مؤسسه اعلمی، بیروت. 63. «الجمل »، شیخ مفید، تحقیق سید علی میرشریفی، 415، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم. 64. «لهوف »، سیدبن طاووس/ 28، حیدریه، نجف. 65. «الاحتجاج » طبرسی، تعلیق و تحقیق، محمد باقر موسوی خرسان، ج 1/97 107; مؤسسه اعلمی، بیروت. 66. «وسائل الشیعه »، ج 12/88. 67. «الفروع من الکافی »، ج 3/217، دار صعب، دارالتعارف، بیروت. 68. سوره «نور»، آیه 30-31. 69. سوره «قصص »، 25-28. 70. سوره «نور»، آیه 31. 71. «مساله حجاب »، شهید مطهری/86. 72. سوره «احزاب »، آیه 32. 73. «مساله حجاب »/ 88. 74. «وسائل الشیعه »، ج 14/112، 114، 156، 157. 75. «جواهرالکلام »، ج 31/314; ج 17/333. 76. همان مدرک; «المسائل الفقهیه »، آیة الله سید محمد حسین فضل الله، ج 1/261، 264، مجله «الموسم » شماره 21-22/92. 77. «جواهر الکلام »، ج 31/313. فقهای بزرگوار ما تقسیم بندی را برای تعیین وجوب نفقه و یا سقوط نفقه انجام داده اند که در نتیجه حکم سفر زن نیز از آن فهمیده می شود. 78. «وسائل الشیعه »، ج 8/110. 79. همان مدرک/ 111. 80. همان مدرک/ 110. 81. «جواهر الکلام »، ج 17/332، ج 31/314. 82. «شرایع الاسلام »، محقق حلی، ج 1/229، دارالاضواء، بیروت. 83. «جواهر الکلام »، ج 17/330. 84. «وسائل الشیعه »، ج 8/108. 85. همان مدرک/ 108-110. 86. همان مدرک/ 109. 87. «جواهر الکلام »، ج 17/331-332. 88. «الفقه علی المذاهب الاربعه »، عبدالرحمن حریزی، ج 1/633، احیاء التراث العربی. 89. همان مدرک/ 635. 90. همان مدرک/ 634. 91. همان مدرک/ 636. 92. سوره «توبه »، آیه 112. 93. تفسیر «المنار»، ج 11/52. 94. همان مدرک/ 53. 95. «منتخب الاثر»، لطف الله صافی گلپایگانی، 474، مکتبة الداوری، قم. 96. «وسائل الشیعه »، ج 8/108-111. 97. همان مدرک/ 109. 98. همان مدرک. 99. «المراة فی التاریخ والشریعه »، دکتر اسعد سحمرانی، 195، دارالنفائس، بیروت. 100. «مساله حجاب » شهید مطهری، 5 6 به نقل از «تاریخ تمدن »، ویل دورانت ج 12/30. 101. «المراة فی التاریخ والشریعه »، 196-195. 102. «السیرة النبویه »، ابن هشام، 2/147، دار احیاء التراث العربی; «مجموعة الوثائق السیاسه »، محمد حمید، دارالنفائس، بسیاری از این قراردادها را آورده است. 103. «تذکرة الفقهاء»، علامه حلی، ج 1/443-442، مکتبة المرتضویه لاحیاء الآثار الجعفریه. 104. «وسائل الشیعه »، ج 14/149. 105. همان مدرک. 106. «تحریر الوسیله »، امام خمینی، ج 2/244. 107. «عروة الوثقی »، کتاب النکاح، مساله، 27. 108. «مستمسک العروة الوثقی »، ج 14/20. 109. «تذکرة الفقهاء»، ج 1/202 و 204; «شرائع الاسلام »، محقق حلی، ج 1/142، دارالاضواء، بیروت; «جواهر الکلام »، ج 15/64-61، دار احیاء التراث العربی.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:58  توسط طاهره رحیم پور
|
· تفاوت های عاطفی از نظر روانی، احساسات زن جوشان تر از مرد است و زنان سریع الهیجان تر از مردها هستند. زنان محتاط تر، مذهبی تر، پر حرف تر و ترسوتر و تشریفاتی از مردان هستند. زنان به ارتباط های عاطفی علاقه نشان می دهند و احساس محبت در دختان بیش از پسران است. زنان در علوم استدلالی و مسایل خشک عقلانی به پای مردها نمی رسند ولی در ادبیاتف نقاشی و سایر مسایلی که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مدها ندارند. قدرت کتمان مردها بیشتر از زنان است. احساسات زن صلح جویانه و بزمی و احساسات مرد مبارزانه و جنگی است. جینالمبروزو می گوید: «زنان به سوی امور زنده (غیرانتزاعی) و سودمند تمایل دارند. زنان دیگر خواه هستند و از تصور این که زحمت آن ها موجب راحتی دیگران است خرسند شده و به هر رنجی تن می دهند. ولی مرد قیدی به مفید بودن اعمال خود برای دیگران نداشته و تنها منظورش آن است که خرسندی خاطر خویش را فراهم سازد.» گفتنی است که صفات ذکر شده توسط خانم لمبروزو به صورت مطلق و برای همه مردان و زنان صادق نیست بلکه صفت غالبی زنان و مردان چنین است از این رو اگر در هر زمانی استثناهایی به وجود آمد از موارد نقض این قضایا نبوده جزء غیر غالب ها محسوب می شوند. برای مثال بسیاری از مردان بزرگ و اولیاء الهی که عمر خویش را صرف خدمت به بشریت کرده اند و با مولفه های اخلاقی و دینی زندگی می کنند این صفات را با نی شهرت که بیان شد ندارند. جان گری می گوید: «زن فقط احتیاج به گفتگو دارد و به نتیجه نمی اندیشد در حالی که مرد احساس می کند او توقع حل مشکلات را دارد.» شاید یکی از دلایل جواز دادن وعده دروغ به همسر از نظر شرع مقدس اسلام، ارضاء نیاز روانی زنان است. زنان نیاز به گفتگو با همسر دارند و حتی اگر همسرشان به وعده هایش عمل نکند آن ها با صرف حرف زدن با او آرامش می یابند و در واقع پاسخی برای سئوال همیشگی خویش می یابند که «آیا او مرا دوست دارد؟» روان شناسان می گویند زنانا حسابگر بزرگی هستند. آن ها در باطن حساب همه چیز را دارند. می پندارند یک روزباید همه حسابها تسویه شود. این ویژگی زنان در روایات نیز به چشم می خورد آن جا که حضرت علی (ع) می فرماید: «بارهای زندگی خویش را بر دوش زنان مگذارید و تا می توانید خود را از آنان بی نیاز کنید زیرا آن ها بسیار منت گذارند و نیکی را کفران می کنند.» زن در مورد اموری که علاقمند به آن هاست و یا موجب ترس او می شوند زودتر و سریع تر تحت تاثیر احساسات خویش قرار می گیرد. در واقع مناشا رفتارهای زنان احساسات و عواطف آن هاست. از دیدگاه روان شناسان و متخصصان فن، زنان در تحمل مسئولیت های سنگین و بارهای ثقیل و طاقت فرسا نسبت به مردان متفاوت بوده و آثار روانی تحمیل مسئولیت های بیش از حد توان زنان در جسم و روح آن ها کاملا مشهود است. جان گری می گوید: «زنان چون دارای دید بسیار باز و گسترده هستند احتیاجات دیگران آنها را خیلی زود کلافه می کند. زنان در آن واحد حواس خود را به چندین موضوع و مشکل معطوف می دارند و یکی از عواملی که باعث کلافه شدن زنان می شود این است که خیلی سریع توانایی خود را در تعیین اولویت امور از دست می دهند و نمی دانند کدام یک از مسایل را زودتر بررسی کنند .... این حالت سبب می شود که زودتر از مردان مغشوش و آشفته شوند و در یک لحظه احساس می کنند توانایی انجام هیچ کاری را ندارند.» ولی مردان به علت هوشیاری و درایت مرکزی صمم تر از زنان بوده و کارآیی مثبت تری در انجام تکالیف سنگینی که به عهده دارند خواهند داشت. بسیاری از روان شناسان علت افسردگی در زنان را تحمیل وظایف و انتخاب اهدافی بیش از حد توان آنها و یا کمتر از توانش آنان ذکر کرده اند. از این رو حضرت علی (ع) به پیروان خویش در قالب نامه ای به امام حسن (ع) توصیه می فرماید که بر زنان بیش از توان آنها بارهای سنگین روحی و روانی حمل نکنید که آن ها موجوداتی لطیف بوده و محتاج به مراقبت هستند. جینالمبروزو، روان شناس غربی می گوید: «آن چه زن را به اتخاذ مهمترین تصمیمات خود برمی انگیزد احساسات قلبی اوست نه مقدمات عقلی ... در عالم انفعالات که ظاهرا عالمی مرموز است زن می تاند سیر و گردش نموده به خوبی در آن عالم نفوذ کند حال آن که مرد فقط در عالم منافع سیر می نماید.» شناخت دنیای احساسات و عواطف زنان و محدوده تاثیر آن بر دنیای بیرون نخستین گام به سوی شناخت واقعی زن و روان شناسی زنان است. حضرت امیر (ع) با شناخت عمیق و آگاهی نبت به این دنیای مرموز و ناشناخته خطاب به لشگری که آماده روبرو شدن با دشمن، در صفین بودند فرمود: «زنان را با آزار دادن تحریک نکنید، هرچند آبروی شما را بریزندف یا امیران شما را دشمنام دهند، که آنان در نیروی بدنی و روانی و اندیشه کم توانند، در روزگاری که زنان مشرک بودند مامور بودیم دست از آزارشان برداریم، و در جاهیت اگر مردی با سنگ یا چوب دستی به زنی حمله می کرد، او و فرزندانش را سرزنش می کردند. به عبارت دیگر حضرت در این سخنان اشاره به کم بودن نیروی تحمل زنان در مواجهه با دشمن کرده و می فرماید آن ها زودتر از مردان تحت تاثیر احساسات خود واقع شده و به هیجان می آیند و تصمیمات آن ها و رفتارهایشان بر اساس عواطف و احساسات آن هاست که غلبه بر عقل و اندیشه ؟؟؟؟؟ در طبیعت، مرد بنده شهوت خویشتن است و زن در بند محبت مرد. مرد می خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می خواهد دل مرد را تسخیر کند. پروفسور ریک در این مورد می گوید: «زن و مرد از نظر ترکیب به کلی با هم فرق می کنند، علاوه بر این احساس این دو موجود هیچ وقت مقل هم نخواهند بود و هیچ گاه یک جور در مقابل حوادث و اتفاق ها عمکس العمل نشان نمی دهند.» او مقایسه ای میان روحیه زن و مرد کرده و تفاوت های روانی آن ها را یافته و می گوید: «برای مرد خسته کننده است که دائم زنی که دوستش دارد به سر ببرد اما هیچ لذتی برای زنان بالاتر از این نیست که همیشه در کنار مرد مورد علاقه خویش به سر برند. (البته این موضوع با توجه به فرهنگ و اعتقادات در بین افراد متفاوت است.) خوشبختی از نظر مردها به دست آوردن مقام شخصیتی قابل احترام در اجتماع است ولی برای یک زن خوشبختی یعنی به دست آوردن قلب یک مرد و نگاهداری او برای تمام عمر. یک مرد همیشه می خواهد که زن مورد علاقه اش را به دین و ملیت خو در آورد و برای یک زن همان قدر که تغییر دادن نام خانوادگی بعد از ازدواج آسان است. عوض کردن دین و ملیت به خاطر مردی که دوستش دارد آسان است.» با توجه به همه سونگری، در قوانیم شرع مقدس اسلام و نکته روان شناسی فوق که پس از سالها تحقیق و پژوهش به دست آمده است می توان رمز جایز نبودن ازدواج زن با مرد غیر مسلمان و حتی غیرشیعه را درک کرد. بنابر دین مبین اسلام مردان می توانند با هال کتاب و غیرشیعه ازدواج کنند ولی زنان مجاز به چنین پیوندی نیستند. به راستی زنان با روحیه دیگرخواهی و وفاداری که نسبت به همسر خویش دارند اگر با غیر مسلمان ازدواج کنند بنا به نظر پرفسور ریک به همان مقدار که تغییر نام خانوادگی برای آن ها آسان است دین و ملیت خود را هم تغییر می دهند. ولی مردان بنا بر نظر روان شناسان خواستار این هستند که زن مورد علاقه خود را به دین خویش درآورند و با تاثیری که روی زنان دارند می توانند چنین کاری را انجام دهند و اینگونه به شمار مسلمانان اضافه خواهد شد. حضرت امیر (ع) در این زمینه سخن زیبایی می فرماید: «زنان، آرمانشان مردان هستند.» زنان و مردان از نظر نوع استفاده از مکانزیمهای دفاعی متفاوت هستند و از نظر شخصیتی زنان حسودتر و کنجکاوتر از مردان هستند و اعتماد به نفس کمتری دارند. در هر حال نمود عاطفی زنان بیش تر از مردان است. برخی می نویسند: «نقطه افتراق و تمایز بین زنان و مردان در دوست داشتن، در نمایش محبت و دوستی است.» البته احساس خشم هم در زنان بیش از مردان است و نمایش آن هم بیشتر است.
· تفاوت در برخورد با تنش ها یکی از مسایل مهم در رابطه با زندگی فردی و اجتماعی افراد، چگونگی برخورد آن ها هنگام مقابله با سختی ها و تنش هاست. در زندگی با توجه به گستردگی روابط انسانی و تفاوت های فردی ناگزیر شاهد بروز حالتهای غیرطبیعی و تنش زا هستیم که با تنش زدایی افراد اندیشمند و آگاه برطرف می گردد. تفاوت زن و مرد در مواجهه با این حالات یکی از مباحث جالب روان شناسی و جامعه شناسی است که با در نظر گرفتن این تفاوت ها می توان به حل مشکلات ناشی از آن پرداخت. روان شناسان می گویند: «زمانی که مرد تحت فشار و تنش است تعداد مراکز توجه او افزایش می یابد و حتی نسبت به سایرین بی اعتنا می شود. این حالت مردان باعث می شود که ظاهرا آن ها را خودخواه و بی مبالات نشان دهند. اما زنان در مواقع تنش هوشیار می شوند و در مورد آن هایی که دوست دارند هوشیارتر به نظر می رسند. مردی که مشکل شغلی دارد روی کار خود متمرکز می شود گویا خانواده را فراموش می کند اما زن که در محل کارش مضطرب است در این حالت نیازها و خواسته های خانواده اش را بیش تر احساس می کند. شوهر متمرکز می شود در حالی که زن گسترده تر و بازتر به مسایل می نگرد.» پیش از این در مورد شیوه کار مرد و زن و نگرش آن ها به جهان هستی و مسایل اطراف آن ها سخن گفتیم و دانستیم که مردان بر روی یک موضوع به ویژه اگر مربوط به شغل و امور مردانه باشد متمرکز می شوند ولی زنان هر چیزی را با محیط اطراف آن می سنجند و به تناسب اهمیت بیش تری می دهند. در رابطه با چگونگی برخورد با تنش های موجود در زندگی این ویژگی های مردانه و زنانه حرف اول را می زنند. ما با مشاهده برخوردهای زنان در هر سطح و از هر نژاد که باشند می بینیم که حتی در اوج مشکلات و مصایب و سختی ها هرگز از وظایف تربیتی خویش غافل نمی شوند. آن ها در هر حالتی رفتار فرزندان را کنترل می کنند و به میهمان های تازه از راه رسیده و دوستان خود توجه دارند. حتی به نظم موجود در مکانی که نشسته اند توجه دارند. اگرچه آواری از مصیبت ها و مشکلات بر سر آن ها فرو ریخته باشد. هرگز از پذیرایی شرکت کندگان غافل نمی شوند و از طریق گوناگون و با تذکرهای مگرر به خدمتگزاران در مجلس سعی در حفظ آبروی خویش دارند. حتی آنگونه که «جان گری» می گوید در سختی ها و تنش ها دید آن ها گسترده تر می شود و بیش از پیش به تحلیل مسایل می پردازند از طرفی در چنین مجالسی اگر رفتار مردان را مورد توجه قرار دهیم می بینیم که در مصیبت وارده و یا شادی متمرکز شده و کمتر متوجه مسایل پیرامون خود هستند. در واقع مردان احساس غمگینی عمیقی دارند و تفاوت عمده آن ها با زنان در غم و شادی، کیفیت نمود آن است. به عبارتی زن غم و شادی خود را بیش تر می نمایانند ولی در مردان کمتر نمود دارد. اگرچه زنان بیش از مردان افسرده می شوند ولی این افسردگی سطحی است در حالی که افسردگی مردان عمقی است و سریعتر رو به افسردگی می گذراند. در هر حال نمایش عاطفه در زن قوی تر است ولی در مرد عمیق تر است از این رو زنان قهرهای طولانی دارند و همه مظاهر عاطفه را از شادی و نفرت و خشم و دوست داشتن و ترس و ... در کوتاهترین مدت بروز می دهند. نیاز حقیقی زن در مواقع سختی ها و تنش هاف محبت و عشق است نه موعظه و امر و نهی. در حالی که مردان در چنین حالات بحرانی نیاز به فرصت برای بررسی و سنجش عمل خویش دارند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:50  توسط طاهره رحیم پور
|
فهرست
· تاریخچه حسابداری · حسابداری در ایران · تعریف حسابداری · آینده شغلی –بازار-کار-درآمد (زن و مرد) · تاریخچه حسابرسی در ایران · تعریف حسابرسی · شاغلان در حسابرسی (مرد و زن) · تاریخچه کار زنان · نقش زنان در جامعه · زنان در عرصه حسابداری · زن و کار(محدود بودن تنوع مشاغل زنان) · مشاغل در انحصار مردان · مشاغل کم ارزش · زنان به دلایلی چند اشتیاق بیشتری به کار کردن نشان میدهند · برای اینکه زنان نیز بتوانند همپای مردان در جهت رشد اقتصادی کشور تلاش کنند چند مورد لازم است · تفاوتهای فردی موجود بین زنان و مردان حسابدار و حسابرس · از لحاظ روحی · از لحاظ اخلاقی رفتاری · مذهب و حسابداری · تاثیر فرهنگ بر حسابداری · مرد منشی در برابر زن منشی در حسابداری و حسابرسی · بررسی تاثیر فرد گرایی بر ارزشهای حسابداری · بررسی تاثیر مرد منشی بر ارزشهای حسابداری · تقلب در حسابرسی صورت های مالی · تفاوت در تقلب بین مردان و زنان حسابدار · نمونه ای از زن موفق در عرصه امور مالی دادگستری ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:43  توسط طاهره رحیم پور
|
بررسی جايگاه زنان در نهضت حسينی
اگر زنان عاشورايی در اين قيام نبودند، شايد از عاشورا و قيام امام حسين (ع) كمتر ياد میشد و در اذهان محو میماند، زيرا كه رسالت عظيم پيام عاشورا را زنان بزرگواری چون زينب(ع) و امكلثوم(ع) و زنان و دختران امام (ع) برعهده داشتند و به راستی هم كهاين رسالت را چه خوب به انجام رسانيدند. مقاله حاضر جايگاه زنان عاشورا را در دو فصل بررسی میكند: در فصل اول قبل از ورود به بحث اصلی اشارهای به زنان صدر اسلام كرده و سپس اوضاع سياسی و اجتماعی زمان معاويه و يزيد را به طور خلاصه بررسی كرده و همچنين در بخش بعدی علت همراه بردن زنان و كودكان در كاروان هجرت امام از مدينه بهسوی عراق را بررسی كوتاه كرده و در فصل دوم ـ كه موضوع اصلی مقاله است ـ بهنقش اين زنان و كودكان در قيام با عنوان « زنان قبل از عاشورا» و « زنان در جريانعاشورا» و « زنان پس از عاشورا» و در پايان نقش كلی آنان را در قيام و تأثيرشان در زندهماندن نام و ياد عاشورا میپردازيم.ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:40  توسط طاهره رحیم پور
|
تربيت دختران در سيره معصومين (ع) مهم ترين هدف از تربيت دختران افزون بر خودسازي و پرورش باورهاي ديني، آشنا کردن آنان با فنون و شيوه هاي زندگي مانند شيوه شوهرداري، فرزند پروري، همسايه داري و معاشرت با مردم است. بدين معنا که دختران در کنار فراگيري انديشه هاي ديني و آموختن رفتارهاي اسلامي، نقش آفريني در عرصه هاي گوناگون زندگي را بياموزند. اهميت تربيت دختران امروزه بيش از هر زمان ديگر بايد به تربيت دختران همت گماشت؛ زيرا از يک سو نزديک به نيمي از نيروهاي فعال و کارآمد جامعه را قشر زنان و دختران تشکيل مي دهند و از سوي ديگر، گستره فعاليت آنان، همه امور فردي و اجتماعي را در بر مي گيرد. ضمن آنکه پرهيز از اختلاط زن و مرد در بيشتر مراکز و اداره هاي خصوصي و دولتي، امري سخت شده است، در چنين شرايطي بايد دانست که تنها در صورت تربيت درست و اسلامي دختران است که جامعه در امنيت به سر مي برد و نابهنجاري هاي اخلاقي و اجتماعي کاهش مي يابد. اگر جامعه زنان و دختران در رفتار و داد و ستد و رفت و آمدهايشان، دستورهاي شرعي را رعايت کنند و با حفظ حجاب و پوشش اسلامي در اجتماع حضور يابند، انحراف هاي اخلاقي به ميزان قابل توجهي کاهش مي يابد؛ زيرا بيشتر نابساماني هاي فرهنگي و اجتماعي بر اثر اختلاط زن و مرد و جوانان دختر و پسر و در پي رعايت نکردن حدود اسلامي پديد مي آيد که با تربيت ديني نسل جوان به ويژه دختران مي توان از اين مسئله پيش گيري کرد. حضور چشم گير دختران و زنان در جامعه و گسترده بودن فعاليت آنها، به فرهنگ سازي درست اين گونه ارتباط ها نيازمند است که با پرورش درست به دست مي آيد. تربيت دختران در محيط خانواده مهم ترين هدف از تربيت دختران افزون بر خودسازي و پرورش باورهاي ديني، آشنا کردن آنان با فنون و شيوه هاي زندگي مانند شيوه شوهرداري، فرزند پروري، همسايه داري و معاشرت با مردم است. بدين معنا که دختران در کنار فراگيري انديشه هاي ديني و آموختن رفتارهاي اسلامي، نقش آفريني در عرصه هاي گوناگون زندگي را بياموزند. وظيفه مادر است که از کوچکي به آموختن نقش ها به فرزندان و دختران شان بپردازد؛ زيرا محيط خانه مناسب ترين فضا براي نقش آموزي دختران است و مادر، شايسته ترين معلم و راهنما براي دختر به شمار مي رود. ارتباط عميق مادر و فرزند و اعتماد همه جانبه دختر به مادر، مهم ترين عامل در اجراي فرآيند تربيت و اثر گذاري آن است. دختر با ديده اطمينان و اعتماد به مادر مي نگرند، به گفته او گوش مي دهد و هر چه بخواهد بدان عمل مي کند. بدين سان مادر، تنها کسي است که از نزديک با دخترش ارتباط دارد و از نيازهاي مادي و معنوي او آگاه است. او بيشترين زمان را در کنار دختر سپري مي کند و از خواسته هاي قلبي وي آگاهي کامل دارد. از اين رو، قادر است مسائل مهم و ضروري را روشن و آشکارا با دخترش در ميان بگذارد و انجام دادن آن را از وي بخواهد. البته مادر در صورتي مي تواند به نقش آفريني دختر کمک کند که خود، با نقش هاي مورد نظر آشنايي کامل داشته باشد. هدف از تربيت دختران، افزون بر بيمه کردن آنان در برابر انحراف هاي ديني و اخلاقي، آموزش نقش هاي مورد نياز وي در زندگي خانوادگي و اجتماعي است، که مناسب ترين معلم در اين زمينه، مادر و بهترين مدرسه براي انجام اين کار، محيط خانه است . تربيت اقتصادي دختران يکي از جنبه هاي تربيت زنان و دختران، تربيت اقتصادي آنان است. اگر زنان و دختران از دانش اقتصاد خانواده بهره مند باشند، بهتر مي توانند به ايفاي نقش خانه داري بپردازند. تربيت اقتصادي به معناي کارآموزي فنون خانه داري و فراگيري شيوه هاي درست مصرف مالي است. آشنا ساختن دختران با آشپزي و تهيه غذاي مناسب بدون اسراف و تباه کردن مواد اوليه، از وظايف مادران است. قرآن کريم دستورهاي متعددي در زمينه اقتصاد و امور معيشتي مردم دارد و همه آنها را به رعايت ميانه روي در دخل و خرج سفارش مي کند. مسرفين و کساني که در استفاده از منابع و امکانات مادي زياده روي مي کنند، در قرآن از اهل دوزخ شمرده شده اند، آنجا که خداوند مي فرمايد : «و ان المسرفين هم أصحاب النار؛ و مسرفان اهل آتشند.» (غافر43 ) ايجاد روحيه ميانه روي در دختران، از عوامل مهم در اداره اقتصاد خانواده است، به گونه اي که اين ويژگي در موفقيت و پيدايش رضايت اعضاي خانواده و سازگاري با آنان، به ويژه تأمين رضايت شوهر نقش حياتي دارد. اگر دختر در خانه پدر با روحيه ميانه روي و آينده نگري بزرگ شود، مي تواند آن روش را در خانه شوهر نيز ادامه دهد و زندگي آبرومندي را براي خود و اعضاي خانواده اش فراهم کند. در مقابل، اگر پدر و مادر به تربيت دختر توجه نکنند و او تجمل گرا و خودسر بار آيد، چنين دختري در اداره امور خانه موفق نخواهد بود، چنان که دختران خانواده هاي سرمايه دار که بيشتر در ناز و نعمت بزرگ مي شوند، توانايي چنداني در اداره خانه ندارند. در واقع، بسياري از آنها با توجه به نوع زندگي در خانه پدر، توقع زياد و خواسته هاي نامعقول دارند که شوهران سطح متوسط جامعه، از پاسخ گويي دچار سستي و فروپاشي مي شود. سيره فاطمه زهرا عليها السلام، الگوي مناسب ميانه روي و قناعت و بي نيازي از مردم است که زنان مسلمان بايد از آن پيروي کنند. جريان انفاق لباس عروسي و بسنده کردن به پيراهن کهنه، از رويدادهاي بسيار زيبا و جالبي است که تنها در شب عروسي دخت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فاطمه زهرا عليها السلام واقع شده و در طول تاريخ نظير آن مشاهده نشده است. (اخلاق حضرت فاطمه زهرا ص 86) يکي از آرزوهاي معمول جوانان اين است که مراسم ازدواجشان به عنوان مراسمي که يک بار در زندگي شان اتفاق مي افتد، بايد هر چه با شکوه برگزار شود. اين مسئله، طبيعي است و هر جواني خواهان آن است، ولي حضرت زهرا عليها السلام که تربيت يافته مکتب مکتب وحي بود، فراتر از خواسته ها و گرايش هاي انساني مي انديشيد و با عمل به سيره رسول خدا صلي الله عليه و آله در قناعت ورزي، در همان شب به ياد ماندني زيباترين لباسش را به سائل داد و رضاي خدا و پيامبرش را بر خواسته هاي طبيعي خود مقدم داشت. تربيت اقتصادي، در اداره کردن زندگي نقش اساسي دارد و در ايفاي نقش خانه داري و امور معيشتي اثر گذار است. از اين رو، لازم است از دوره کودکي به تربيت اقتصادي دختران اهتمام ورزيد و آنها را با روحيه قناعت و صرفه جويي پرورش داد. زندگي با عزت و شرافت فاطمه زهرا عليهاالسلام که با ايثار و از خود گذشتگي عجين بود،برترين راهنماي زنان و دختران مسلمان است . دختران و مسائل بلوغ بر اساس تفاوت هاي جسمي و روحي زن و مرد، شرايط بلوغ و زمان انجام دادن وظايف ديني و مذهبي آنان نيز متفاوت است. دختر زودتر از پسر به تکليف مي رسد و پدر و مادر بايد به اين مسئله توجه داشته باشند. چه بسا ممکن است برخي از خانواده ها از اهميت اين امر بي خبر باشند و سن تکليف فرزندان خود را از ياد ببرند و زماني با خبر شوند که بسياري از تکليف هاي الهي از آنان فوت شده و فرزندان به موقع آنها را انجام نداده اند. دختر بر اساس ويژگي هاي بيولوژيکي و رواني خود، زودتر آماده پذيرش وظايف و آموزه هاي ديني مي شود. اسلام با توجه به اين ويژگي مي خواهد، دختران پيش از پسران در زير خيمه انسان ساز دين و مذهب وارد شوند و معارف اسلامي را بياموزند؛ زيرا انجام دادن عبادت و پاي بندي به وظايف ديني و اسلامي، در اصلاح و تربيت انسان نقش اساسي دارد. خداوند خطاب به مريم - مادر حضرت عيسي عليه السلام - مي فرمايد: «اي مريم ! در برابر پروردگارت خضوع کن و پيشاني بر زمين بگذار و با رکوع کنندگان رکوع کن».(آل عمران : 43) از بعضي تفسيرها بر مي آيد که اين خطاب در نه سالگي مريم بوده و او پس از آن، همواره در حال عبادت بود تا آنجا که بر اثر عبادت، در رسيدن به کمالات معنوي از بزرگان و دانشمندان عصر خود پيشي گرفت. (تفسير نمونه ج 2 ص 399) شايد به اين دليل بود که حضرت مريم با جان و دل پذيراي دستورهاي خدا شد و عاشقانه به عبادت او پرداخت. به هر حال، پاي بندي به انجام دادن وظايف ديني و مذهبي، اين امکان را به دختران مي دهد که زودتر آمادگي لازم را براي ايفا نقش هايي چون مادري و خانه داري پيدا کنند. از آن جا دختر زودتر از پسر به تکليف مي رسد، آموزش هاي ويژه اي را مي طلبد. بدين معنا که احکام عملي ويژه زنان و دختران، بايد پيش از بلوغ ، به آنان آموزش داده شود تا هنگام روبه رو شدن با آنچه به زوي برايشان پيش مي آيد، دچار مشکل روحي نشوند. چه بسا دختراني که بر اثر بي خبري از آنچه هنگام بلوغ براي دختران اتفاق مي افتد، دچار نگراني و پريشاني رواني و گاه گرفتار پي آمدهاي ناگواري چون بيماري مي شوند. اين مسئله را با تربيت و آموزش به موقع وظايف ديني و آگاه سازي او مي توان کنترل کرد. آگاهي دادن به دختر درباره آنچه بر اثر دگرگوني هاي جسمي هنگام بلوغ براي او رخ مي دهد، او را از سرگرداني و افسردگي حفظ مي کند. نقش فرهنگی، تربیتی زنان؛ شاه کلید ایجاد جامعه مهدوی در دنیای پرهیاهوی امروز که غوغاسالاران پشت پرده مدیریت رسانه ها، رشته حکومت دنیا را به دست گرفته اند و هر گاه که اراده کرده اند شگفتی نوینی را خلق کرده و با بوق و کرنا در ضمیر مخاطبان میلیاردی خود جای داده اند، نقشه های پیچیده و شگفت آوری وجود دارد. در این رسانه ها که دیگر فقط به تلویزیون های ماهواره ای یا رادیوها و شبکه های عظیم و پیچیده اینترنتی محدود نیست، بلکه رسانه های دنیای مدرن شامل تمامی ابزارهایی که توان انتقال پیام همچون سینما، کتاب، رسانه های دیجیتال، عکس، آثار هنری مختلف و خیلی چیزهای دیگر را شامل می شوند نکته جالب و تعیین کننده ای نقش دارد که در عین حال مورد غفلت بسیاری از اندیشمندان شرقی هم قرار گرفته و ظاهرا تلاش چندانی برای بازیابی این نقش یعنی نقش زن صورت نمی گیرد. زن آئینه تمام نمای شخصیت انسان است . او مظهر پرورش است و صفت الهی پروردن از جانب خدای خویش را به ودیعه دارد. این وجود سراسر نیاز، خود نیازمندان را غنا می بخشد، آنان را به كمال معنوی سوق می دهد تا با احاطه بر كلیات هستی و شناخت برهانی به مبدا و غایت وجود دست یابند. آنان را به جایگاهی می رساند كه جز قداست و پاكی چیزی نیست، به راستی این وجود لطیف با همه ظرایف روحی كه دیگران ضعیف می خوانندش، چگونه می تواند جلوه و جمالی از حق و عامل تجلی صفات الهی در سایرین باشد؟ رمز آن قدرت عظیم كه در این وجود نهفته است در چیست؟ اندیشه های والا و نگرش عمیق و دقیق، راز این حكمت را در قدرت پرورش و تعلیم می دانند كه از دامن زن و بلكه از بطن او آغاز می گردد.
در مكتب قرآن ، انسانیت را ابتدا تزكیه لازم است، سپس افشاندن بذر آموزش. در مقام تعیین این دو عامل ارزشمند قرآن ابتداتربیت را توصیه می نماید، تا تزكیه بر آن مقدور گردد. تربیت نفس كه باید از خواستگاه ایجاد و جایگاه تولد مهیای پاكی و عفاف گردد رسالتش به عهده اولینمربی حیات یعنیeاست. وجود ناتوانی به امانت به وی سپرده می شود تا به حول و قوه الهی وی را صاحب توان وقدرت نماید. (الله الذی خلقكم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه) این توانمندی می تواند در مسیر هدایت یا ضلالت باشد و زن بیشترین نقش را در استقرار هر یك از دو مسیر فوق در تكامل شخصیت انسان دارد. همراهی تعلیم و تربیت با تزكیه نفس، سازنده انسانی است والا یعنی همان انسان صاحبعلم و تقوا. دامن مادر اولین كلاس درس و بهترین محل تربیت كودك است، خانواده نخستین جایگاه آموزش و پرورش او است. ظهور و بروز استعدادهای زیستی، فكری و عاطفی وی تحت شعاع این كانون قرار دارد و از گرمی وجود مادر نشأت گرفته و كمال می یابد، به نحوی كه آثار آن تا پایان حیات در جهان ماده و تداومش در نشئه روح باقی خواهد ماند. زن پایه گذار وجود و حیات آدمی است، در پی ریزی اساس و ساختار شخصیت انسان، زن معماری نقش آفرین و هنرمندی چیره دست است. او با رفتار خود آینده طفل را رقم می زند و اینگونه است كه به معراج رفتن مرد از دامن زن میسر می گردد. ادیان اهلی حكما و دانشمندان در این امر اتفاق نظر دارند كهبشردرسایه تربیت صحیحبهسعادترسیده و یا در مسیر طوفان های صلالت و گمراهی در چنگال شقاوت گرفتار می آید و نیز متفق القولند كه آن بخش از تعلیم و تربیت كه به دوران كودكی و طفولیت فرد مربوط می شود از اهمیت بیشتری برخوردار است،به گونه ای كه دوران كودكی را پدر حیات آدمی دانسته اند. در آموزشگاه بزرگ حیات نقش اول در تعیین ساختار شخصیت كودك برعهده مادر است. او محور عاطفی خانواده را در ید قدرت خویش دارد و محبتش سبب رشد عاطفی می گردد. حاصل این ویژگی و نقش پذیری كودك از افعال و اقوال مادر است، كه آینده او رامعنی می بخشد و از طریق تجلی صفات ثانویه می تواند، انسان هایی وارسته و زنان و مردانی بزرگ و با فضیلت به حیات اجتماعی و تاریخ بشری تقدیم و نقش مستقیم خود را در صحنه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایفا نماید؛ یا اینكه بر اساس مضامینی از نظر اسلام مطرود و بر اساس تقلید و تزریق فرهنگ بیگانگان و سرسپردگان كودك را از بدو تولد از دامن پر مهر و محبت خویش جدا نموده و با اشتغالاتی بی اساس و مبتذل و بدور از منزلت علمی و فرهنگی و شخصیتی زن، دختران و پسرانی بیمار گونه و انسانهایی با عقده های روانی و مشكلات اخلاقی، وابسته به فرهنگ غرب و شرق، بی ثبات، بی اراده و ... تحویل جامعه دهد. مبتذل نمودن شغل مادر توسط اجانب در آن رژیم به منظور عدم تربیت صحیح فرزند، درست نشدن انسان مومن طالب شهادت، جدا كردن كودكان از دامن مادر و سپردن آنان به موسسات فاقد صلاحیت و افراد غیر رحیم و پیدایش عقده و فاسد بار آوردن آنان، به دور از تربیت انسانی است. رابطه دور شدن فرزند از مهر و محبت مادری با انحطاط و فساد جامعه توام است كه در جامعه اگر حرمت عاطفه شكسته شود، نظام اجتماعی آن جامعه تدریجاً متلاشی خواهد شد. سخن گفتن از مسئولیت های خطیر زن در امر انسان سازی و سازندگی و یا تخریب جامعه و بلكه دنیا، مطلبی ساده نیست. ادراكی ژرف و اندیشه های توانا و بصیرت همه جانبه، قدرت دریافت و تحلیل آن را دارد تا آن مقاصد الهی و اهداف متعالی تحقق یابد. .. و تو ای زن با همه اوصاف كریمانه و نفوذ ماهرانه خود و توانمندی عادلانه كه در استعدادهای بالقوه خویش داری، چگونه آن را تجلی می بخشی؟ آیا در انتظاری كه بدور از تلاش و پویش، به طور معجزه آسا، فطرت پاكت در دامن عفیفت ظهور یابد و یا آنكه بدنبال كسب بینش و معرفت الهی هستی؟ آیا می دانی كه هنز مدیریت و تدبیر صحیح در گردش فضای معنوی خانواده به دست توست؟ تو هستی كه نقش پایداری و بقای خانه و خانواده را رقم زده و به دنبال آن محیط دنیا را از آلودگی ها و خبث و تشبثات شیطانی پاك و مصفا می نمایی . به خود آئیم و حیات انسان ها را مظهر تجلی نعم الهی و عفت و پاكدامنی، ایثار و فداكاری ، عطوفت، مهرورزی، و خلوص و شهامت و شجاعت گردانیم، تا بدین وسیله افتخار تربیتِ بزرگ مردان و بزرگ زنان تاریخ را داشته باشیم چگونگی حضور زنان در نظام آموزشی کشور
منابع و مأخذ: (1) برگرفته از سخنرانی دکتر طبیب زاده نوری در نخستین گردهایی بانوان عضو هیأت علمی دانشگاه تهران 5/12/87 (2) ماهنامه معارف ، شماره 44 (3) مركز امورزنان و خانواده رياست جمهوري
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:33  توسط طاهره رحیم پور
|
جايگاه زن در اسلام درك اين نكته مهم است كه بر خلاف جهان غرب به ويژه آمريكا كه ميكوشد مرد و زن را به نحوي كمي و ظاهري، برابر قرار دهند، چنان كه گويي هيچ تفاوت و تمايزي ميان آنها نيست، اسلام، مردان و زنان را موجودات كامل كنندة يكديگر ميداند. تفاوت اين دو جنس در نقش و وظيفه ظاهري اجتماعي آن دو است و اسلام در اين زمينه، به نوعي استكمال زن و مرد نسبت به يكديگر قائل است تا برابري كمي ايشان، انتقادي كه غالباً به نقش زن در اسلام دارند بيش از هر چيز اطلاق متكلفانة رسم و روشهاي غربي بر جهان اسلام مبتني است. در اسلام به شدت بر ازدواج تأكيد شده و در جامعه اسلامي، فشار معنوي و اجتماعي نيرومندي، مردان و زنان را به ازدواج واميدارد. تجرد و بيهمسري در جامعه اسلامي، فوقالعاده نادر بوده و افراد اعم از زن و مرد از طريق ازدواج، آن چنان در ساختار گستردة خانواده ادغام شدهاند كه مانع از ذرهاي شدن جامعه و استقلال يافتن مطلق فرد در آن بوده است. از حيث مشاركت سياسي زنان نيز اسلام، پيشرو بوده است. فراخوان مرد مسلمان به انجام وظيفه در مقابل زن و حفظ حرمت و حقوق او، مشاركت سياسي، نظامي و اجتماعي زنان از صدر اسلام به بعد (غزوات، مهاجرتها، نماز جمعه و جماعات، حضور در مسجد و مشاركت فرهنگي ـ آموزشي) و طرح مستقل مسأله «بيعت زنان» با پيامبر و... همگي دال بر اين امر هستند كه اسلام، بسيار فراگيرتر و در فاصلة زماني بسيار پيشتر و دورتر از ليبراليسم و سوسياليسم، زن و حقوق سياسي و اجتماعي او را مدنظر داشته و اين مسأله را به نحوي مترقي و ارزشمند، جامة عمل پوشانده است. فهرست كتب متعددي كه سلسله نامهاي زنان دانشمند، پژوهشگر، شاعر و مبارزان صحنههاي سياسي و... را ثبت كردهاند. جايي براي دغدغه ضعف زن، باقي نميگذارد. . طنين انساني همين فرهنگ است كه حتي امروزه در دورترين نقاط غرب، باعث اقبال وسيع زنان به سوي اسلام شده است. روزنامه هرالدتريبون در 9 نوامبر 1993 در مقالهاي با عنوان «زنان مسلمان رو در روي آمريكا قرار ميگيرند» مينويسد: «زنان مسلمان كه از منطقة فلوريدا تا قلب لوس آنجلس و ويرجينيا درصدد حمايت از يكدگير بوده و از تبعيضات، خشمگين هستند درصدد سازماندهي گروههاي كوچك برآمدهاند». خبرگزاري ايتاليا در 11 نوامبر 1993 در گزارشي از لندن، توضيح ميدهد كه زنان انگليسي، چه راه حلي براي مشكل زنان غرب به آنان نشان ميدهند: «اين زنان هميشه در دور ماندن از دامهاي زندگي و پيش گرفتن راههاي جديد، از ساير زنان غرب جلوتر بودهاند. راه حل زنان انگليسي، روي آوردن به اسلام است. تنها در 2 سال اخير بيش از 20 هزار نفر از باسوادترين زنان انگليسي به اسلام روي آوردند. » ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:30  توسط طاهره رحیم پور
|
مقدمه حیات هر کسی و هر چیزی مستلزم داشتن هدف و جهت است، بدون داشتن هدف زندگی معنا نخواهد داشت، یکی از مراحل هدفمند زندگی ازدواج است و خانواده یکی از ارکان اجتماعی و عاملی است که زمینه ساز بهداشت روانی جامعه و نسل آینده می باشد. سلامت خانواده در گرو تداوم و سلامت رابطه بین زن و شوهر است و رابطه زناشویی هسته مرکزی نظام خانواده است پس رضایت فرد از رابطه زناشویی به منزله رضایت وی از خانواده است. اولسون پارسونز و ریترز( 1998) عقیده دارند که سه زمینه کلی رضایتمندی زناشویی که با هم تداخل دارند و به هم وابسته هستند عبارتند از: 1- رضایت فرد از ازدواج 2- رضایت از زندگی خانوادگی 3- رضایت از زندگی کلی شناخت عوامل موثردر رضامندی زناشویی از جمله شناخت ویژگیهای یک خانواده سالم، عوامل تنش زای خانوادگی درک و فهم دست اندرکاران تعلیم و تربیت به خصوص درمانگران را در حل مسائل و مشکلات خانوادگی و تاثیر آن را در جهت سالم سازی جامعه بالا می برد و به حل مشکلات زندگی کمک می کند . سلامت جامعه در گرو سلامت خانواده است و از طرفی در دنیای صنعتی امروز زنان همپای مردان در امر اقتصادی و اجتماعی جامعه فعالیت می نماید از طرفی نقش زن چه در فعالیت اجتماعی و چه در خانه بالا بردن رشد و تعالی همه جانبه جامعه بسیار حائز اهمیت است بنابراین حفظ بهداشت روانی خانواده و احساس رضامندی زناشوئی که باید به آن پرداخته شود. لذا این پژوهش میزان رضایت زناشویی زنان متاهل شاغل و خانه دار 30 الی 40 ساله محلات 4 و 7 منطقه 4 شهر تهران در سال 1385 انجام می شود که با شناخت و آگاهی از تفاوت های اجتماعی در دو گروه زنان شاغل و خانه دار مقدمات بهسازی یا تغییر محیط زندگی و کاری آنها را فراهم می آورد، باید دانست که بدون تحقیق و بررسی نمی توان به روشنی مشخص نمود که کدامیک از این دو گروه زنان رضایت بیشتری از زندگی زناشویی دارند.ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:25  توسط طاهره رحیم پور
|
۱۳- مديريت در خانه ۱۴- ايزو 9001 (ISO 9001) و مديريت كيفيت در خانواده ۱۵- تأثير كار زنان بر زندگي خانوادگي ۱۶- الگوهای مدیریت زنان در قرآن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:20  توسط طاهره رحیم پور
|
۹- تقویت مشارکت کارکنان زن در مدیریت ۱۰- زنان مدیران فرهنگ بهروه وری ۱۱- زنان نقش اصلي را در مديريت اقتصاد خانواده دارند ۱۲-مدیریت زنان خانه دار در شاد کردن محیط خانوادهادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:15  توسط طاهره رحیم پور
|
۵-نشت تخصصی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان: جامعه، نظام اسلامی و مدیریت مطالبات زنان ۶- كارآفريني زنان ۷- جایگاه زن در عرصه مدیریت و تصمیمگیری ۸- نقش زنان فرهیخته در مدیریت بحران ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:10  توسط طاهره رحیم پور
|
فهرست مقالات: 1-مدیریت زنان 2- زنان در عرصه مديريت 3- گزارش همایش مدیریت تحول در حوزه با رویکرد تحول در حوزهای علمیه خواهران 4- چشم انداز مشارکت سياسي اجتماعي زنان ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:7  توسط طاهره رحیم پور
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:53  توسط طاهره رحیم پور
|
اشتغال زنان در دو قرن اخیر، جهان، شاهد پدیده اجتماعی ـ اقتصادی جدیدی به نام مشارکت زنان در بازار کار» بوده است. این رخداد، پیامد تغییر و تحوّلات اساسی در رویکردهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جوامع بشری به مسئله زنان و کار» بوده است. در کل، دو سوم کارهای انجام شده در جهان را زنان ـکه نیمی از جمعیت جهان را تشکیل میدهندـ، به عهده دارند. چنانچه به استعدادهای بالقوّه این پتانسیل قوی ـکه انواع مختلف کارها را چه به صورت رسمی و چه غیررسمی انجام میدهندـ، توجّه شود، میتواند آن را به یکی از بزرگترین منابع سرمایهگذاری برای کشورهای در حال توسعه تبدیل کند. مشارکت زنان ایرانی در بازار کار، صد سال بعد از حضور همتایانشان در جوامع صنعتی بوده است و این مشارکت، در طول سه دهه اخیر، با نوسانهای شدیدی روبهرو شده است. طبق آمارهای ارائه شده، نرخ مشارکت زنان در بازار کار کشورهای پیشرفته امریکای شمالی و کانادا، حدود پنجاه درصد است، در حالی که این عدد در کشورهای خاورمیانه، بین یازده تا سیزده درصد است. نرخ اشتغال زنان در ایران، بر اساس آمارهای سازمان مدیریت و برنامهریزی، حدود یازده درصد و بر اساس برخی آمارهای غیر رسمی، بالغ بر سیزده درصد است. در بررسی عرصههای بینالمللی، شاخص رفاه زنان را میتوان از سطح آموزش، باروری و میانگین عمر آنان مشخّص نمود. آمارهای موجود در این زمینه، در کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا، نشانگر پیشرفتهای قابل ملاحظهای بوده است؛ امّا در زمینه مشارکت زنان در اقتصاد و ارتقای توانمندی آنان در عرصههای سیاسی، شاهد حضور بسیار کمرنگ این کشورها در این زمینه بودهایم. این امر را میتوان به علّت وجود منابع سرشار نفتی و بالا بودن سطح درآمدِ غیر از حاصل کار دانست. رونق نفتیای که در دهه 1970 میلادی در خاورمیانه به وقوع پیوست، موجب افزایش سریع دستمزدهای واقعی شد و افراد شاغل را قادر ساخت تا بتوانند مخارج بستگان غیر شاغل خود را تا اندازهای تأمین نمایند؛ امّا در دهه 1980م، با شروع رکود اقتصادی و افزایش فشارهای اقتصادی بر خانوارها، اشتغال زنان در بیرون از منزل، ضرورت پیدا کرد. البته ذکر این نکته، دارای اهمیت است که زنان، همواره در کنار کار و اشتغال رسمی، به امور منزل نیز پرداختهاند و در قبال آن، هیچ گونه مزدی دریافت نکردهاند. لذا این بخش از فعّالیتهای آنان، در آمارهای رسمی به حساب نمیاید. در کشورهایی نظیر کشور ما، هم به لحاظ میراث سنّتی و هم به لحاظ واقعیتهای فرهنگی موجود، مردان، تأمینکننده اصلی اقتصاد خانواده هستند. همچنین با توجّه به بعضی از کارکردهای زنان، از جمله، به دنیا آوردن فرزندان و تغذیه و تربیت آنها و نیز وظایف زناشویی، در مجموع، زنان، میزان کمتری از مسئولیت کاری و اجتماعی جامعه را بر عهده دارند و این فرصت را به مردان واگذار میکنند. حال، این پرسش مطرح است که: ایا زنان، توانایی به دستگیری مشاغل تخصّصی و مدیریتی را در جامعه دارند؟ ایا زنان میتوانند؟ در اقتصاد جهانی، با مکانیزه شدن تولید بعد از انقلاب صنعتی، دیگر، قدرت جسمانی، عامل تعیینکننده برای انجام یافتن بسیاری از امور، به حساب نمیاید. در این میان، در بسیاری از جوامع، خصوصاً کشورهای آسیایی (از جمله چین)، زنان، سهم بهسزایی در رشد اقتصادی جامعه خود ایفا کردهاند. از سوی دیگر، با خدماتی شدن اقتصاد (از آموزش و پرورش و بانکداری گرفته تا بهداشت و درمان)، نقش اقتصادی ـ اجتماعی زنان، رشد بهسزایی یافته است. با نگاهی به وضعیت فعلی بازار کار ایران، میتوان دریافت که زنان ایرانی، فاصله زیادی تا وضعیت مطلوب دارند. در حال حاضر، نرخ مشارکت زنان، حدود یازده درصد و نرخ بیکاری آنان حدود بیست درصد است. از ترکیب جمعیت فعّال کشور، 85 درصدِ نیروی فعّال را مردان و فقط پانزده درصدِ آن را زنان تشکیل میدهند؛ امّا این آمار در کشورهای صنعتی پیشرفته، بسیار متفاوت است. در بعضی از این کشورها، حدود پنجاه درصد نیروی کار را زنانْ در اختیار دارند و در کشورهای در حال توسعه، در بخش کشاورزی، 67 درصد از نیروی کار، به زنان اختصاص دارد و 55 درصد محصولات غذایی در جهان را زنان تولید میکنند. در کشورهای آسیای شرقی ـکه در بخش منسوجات و کالاهای خانگی، رکورددار صادرات هستندـ، 74 درصد زنان، جزو نیروی کار هستند.ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:47  توسط طاهره رحیم پور
|
زنان نیمی از جامعه بشری را تشکیل داده و از جهات مختلف دارای اهمیت بوده و در برنامه ریزی های گوناگون جامعه، باید در نظر گرفته شوند.یکی از اموری که برای زنان مطرح است، ورزش است. امروزه زنان زیادی در سطح جهان به ورزش های مختلف اشتغال دارند. گروهی ورزشکار حرفه ای اند و تعدادی ورزشکار آماتور؛ گروهی به ورزش های سبک می پردازند و برخی به ورزش های سنگین و خشن؛ گروهی از آنان برای رسیدن به مقامات و قهرمانی تلاش می کنند و برخی برای حفظ سلامتی و یا تناسب اندام. و عدّه بیش تری از زنان نیز از ورزش و ورزشکار، بیگانه و یا حتی از آن بیزارند. حال باید دانست، کار کدامین گروه از این زنان صحیح تر بوده و به صلاح نزدیک تر است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:30  توسط طاهره رحیم پور
|
پس از مطرح کردن معیارهای انتخاب همسر ، سؤالی که در ذهن همه افراد مطرح می شود این است که چگونه می توان قبل از ازدواج به خصوصیات روحی و روانی همسر پی برد؟ و آیا می شود با رعایت موازین شرعی و عرفی، شخصی را قبل از ازدواج شناخت؟ خواستگاری در درجه اول احترام و اکرام به جنس مؤنث است. جواب این سؤال تا حدودی مثبت است به شرطی که عاقلانه با موضوع برخورد شود. دقت کنید شخصی را که برای ازدواج انتخاب می کنید، آیا شخصیت اجتماعی، یعنی مجموعه حرکات، رفتارها، آدابِ معاشرت و برخورد اجتماعی اش با عقاید شما همخوان هست یا خیر؟ اگر همخوانی وجود داشت تحقیقات جزیی در مورد خانواده اش به عمل آورید و خانواده او را با خانواده خود از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی مقایسه کنید، اگر در یک ردیف بودید به خواستگاری بروید. دختر خانم های جوان باید ابتدا تحقیقات جزیی در مورد خواستگارشان به عمل آورند اگر در کلیات مانند وضعیت اقتصادی و اجتماعی، موقعیت شغلی و تحصیلی، فرد مورد نظرشان با آنها همخوان است، اجازه دهند خواستگار به خانه آنها بیاید. تاریخچه خواستگاری به قبل از میلاد مسیح برمی گردد. خواستگاری از طرف مردان انجام می شده. به عبارت دیگر مرد به خواستگاری زن می رود، و این امر به خاطر تفاوت های روان شناختی زن و مرد است، خواستگاری در درجه اول احترام و اکرام به جنس مؤنث است. زمانی که به خواستگاری می روید و یا از شما خواستگاری می شود، زیباترین لباسهایتان را به تن کنید و پوششی شیک و مناسب داشته باشید. اولین دیدارها همیشه در اذهان باقی می مانند. عده ای با لباس های نامناسب و نه چندان تمیز به خواستگاری می روند و تصورشان این است که این شخص باید وضعیت زندگی مرا بداند در صورتی که این وضعیت خاطره خوشی به جا نمی گذارد. در تمام طول مراسم خواستگاری متانت و وقار باید از ناحیه هر دو خانواده مراعات شود و رفتارهای نامناسب و جلف ، ذهنیت های بدی را رقم می زنند. هنگام صحبت کردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، و دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و هنگامی که خودتان صحبت می کنید نیز سعی کنید، سنجیده حرف بزنید. پس از این که از گذشته و شرح حال فرد مقابل مطلع شدید می توانید دیدگاهش را راجع به مذهب سؤال کنید. در هنگام صحبت کردن با فرد مورد نظر در اولین جلسه بنا را بر صداقت و یکرنگی بگذارید و متعهد شوید که آنچه می گوئید کاملاً از سر صدق و صفا باشد و به این تعهد خود نیز پای بند شوید. بهتر است به عنوان اولین سؤال از فرد مقابل بخواهید خودش را کامل معرفی کند؛ به عبارت دیگر از او بخواهید خلاصه ای از گذشته زندگیش برای شما بگوید خودتان نیز متقابلاً خلاصه ای از سرگذشت خود را مطرح نمایید.سرگذشت و بیوگرافی شامل این موارد می شود: معرفی کامل نام و نام خانوادگی، شغل، سن، شغل پدر و مادر، میزان تحصیلات هر یک از آنها، وضعیت شغلی و تحصیلی و سنی دیگر افراد خانواده، و این که شما در چه خانواده ای و با چه شرایطی بزرگ شدید و مسائل خاص زندگی شما در گذشته چگونه بوده است. در هنگام صحبت کردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، و دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و هنگامی که خودتان صحبت می کنید نیز سعی کنید، سنجیده حرف بزنید. پس از این که از گذشته و شرح حال فرد مقابل مطلع شدید می توانیددیدگاهش را راجع به مذهب سؤال کنید. بپرسید نگرش شما راجع به مذهب چیست؟ مذهب چقدر در زندگی شما نقش دارد و تا چه اندازه به آن اهمیت می دهید؟ و بعد متقابلاً دیدگاه خودتان را راجع به مذهب مطرح نمایید و دقیقاً نگرش خود را در این مورد تشریح نمایید؛ اگر برای مثال در مورد احکام مقید هستید و علاوه بر واجبات، مستحبات را نیز رعایت می کنید، این مورد را حتماً تذکر دهید و با نگرش ها و احساسات فرد مقابل مقایسه نمایید. مطلب دیگری که می توانید سؤال کنید نگرش مخاطب شما راجع به مسائل اقتصادی و نحوه درآمد است، در اینجا شغل خود و میزان درآمد ماهیانه خود را مطرح کنید؛ بلوف نزنید، آنچه واقعاً هست را بگویید. خانم ها نیز باید از خواستگارشان سؤال کنند به نظر شما یک زن و همسر ایده آل چگونه فردی می تواند باشد و بعد صفات مطرح شده را با خصوصیات و ساختمان روانی خود مقایسه کنند، اگر ناهمخوانی یافتند باید بگویند این ویژگی ها را ما نداریم و یا اصلاً با ساختمان روانی ما بیگانه است، خانم ها حتماً سؤال کنند انتظار مرد مورد نظرشان از آنها چیست، به نظر آنها زن باید با چه نوع پوششی در اجتماع ظاهر شود، چگونه باید با مردم نشست و برخاست نماید. نظرش راجع به شاغل بودن زن چیست. امکانات مالی خود را توضیح دهید، اگر توان مالی شما در شرایط فعلی بیشتر از امکانات موجود نیست این مورد را نیز تذکر دهید و سپس نظر دختر خانم را در این مورد بخواهید، ببینید ایشان چه مقدار پول را برای داشتن یک رفاه نسبی لازم می دانند، و اگر خواسته های ایشان با درآمد شما همخوان نیست موضوع را مطرح و روی آن تأکید نمایید، وعده ها و قول هایی که با امکانات شما نمی خواند و امکان برآورده شدنش نیست ندهید. همیشه برای بهتر شدن زندگی تلاش کنید ولی قول های نابه جا ندهید. علاوه بر نگرش خود و فرد مورد نظر، در مورد مسائل مادی و اقتصادی باید موقعیت اقتصادی هر دو خانواده را با یکدیگر مقایسه کنید. فراموش نکنید بسیار مهم است که دختر و پسر از یک ردیف اقتصادی با یکدیگر ازدواج کنند و ازدواج طبقات متضاد اجتماعی اصلاً صلاح نیست. یکی دیگر از مطالبی که حتماً باید در جلسه خواستگاری پرسیده شود،ارزش های خانوادگی است. باید بفهمید در خانواده فرد مقابل چه چیزهایی ارزش است. اگر در خانواده شما تحصیل جایگاه مهمی دارد و خانواده برای تحصیلات و فرد تحصیل کرده ارزش زیادی قائل هستند، ولی در خانواده شخص مورد نظر شما هیچ بهایی به تحصیل و تحصیل کرده داده نمی شود، جای تأمل دارد؛ باید اندکی دست نگه دارید. یا چنانچه در خانواده شما حجاب و رعایت کردن آن بسیار مهم است و یکی از ارزش های حساس در خانواده به شمار می رود ولی در خانواده طرف مقابل حجاب کم رنگ است و یا اصلاً جایگاهی ندارد و در عوض پول مهمترین ارزش است، در اینجا شما با یکدیگر همخوانی ندارید. بعد از بررسی نگرش های فرد مقابل راجع به مذهب و مسائل اقتصادی و ارزش های خانوادگی، نوبت به بررسیارزش های درون فردی می رسد. در اینجا افکار، عقاید، ایده آل ها و علائق را به طور کاملاً جزیی مطرح کنید. آقایان حتماً از خانم ها بپرسند، به نظر آنها یک مرد ایده آل چگونه فردی است، و چه شرایطی باید داشته باشد؟ اگر خصوصیاتی را که خانم مطرح می کند در وجود شما نیست سریعاً اعلام نمایید این خصوصیات فردی مورد نظر شما، در ما نیست و یا اصلاً نمی توانیم اینگونه باشیم. خانم ها نیز باید از خواستگارشان سؤال کنند به نظر شما یک زن و همسر ایده آل چگونه فردی می تواند باشد و بعد صفات مطرح شده را با خصوصیات و ساختمان روانی خود مقایسه کنند، اگر ناهمخوانی یافتند باید بگویند این ویژگی ها را ما نداریم و یا اصلاً با ساختمان روانی ما بیگانه است، خانم ها حتماً سؤال کنند انتظار مرد مورد نظرشان از آنها چیست، به نظر آنها زن باید با چه نوع پوششی در اجتماع ظاهر شود، چگونه باید با مردم نشست و برخاست نماید. نظرش راجع به شاغل بودن زن چیست. اگر خانم ها در شرایط فعلی شاغلند و به شغلشان نیز علاقه مند هستند و کار کردن برایشان اهمیت دارد، ولی احساس می کنند خواستگارشان نظر چندان مساعدی نسبت به شاغل بودن زن ندارد باید به این نکته تأکید شدید کنند، حتی در صورت لزوم آن را شرط ضمن عقد قرار دهند. فرد مورد نظر را مورد مطالعه قرار دهید نکات مثبت را در شخصیت و موقعیت وی جستجو کنید و آن را در یک ستون زیر هم قرار دهید در مقابل ستونی را نیز به صفات و خصوصیات منفی اختصاص دهید. آن مورد یا مواردی از خصوصیات منفی را که اطمینان صد در صد دارید تغییر می نماید مثبت حساب کنید. و سپس آنها را مورد سنجش قرار دهید و تحلیل کنید. مسئله دیگری که باید در خواستگاری مطرح شودبرنامه های فعلی و برنامه های آینده است. وضعیت فعلی تان را کاملاً مشخص نمایید، برنامه های آینده را نیز حتماً مطرح کنید. اگر قصد ادامه تحصیل دارید این نکته را تذکر دهید. اگر قصد جا به جایی و مسافرت خارج از کشور دارید، باید قبل از ازدواج مطرح نمایید. اگر بیماری های جسمانی خاص دارید، و یا قبلاً در زندگی شما اتفاقی افتاده است (احتمالاً نامزدی یا عقد داشته اید و ناموفق بوده است و یا مسائل مشابهی داشته اید) آنها را پنهان نکنید قبل از این که همسرتان از دیگران بشنود و نسبت به شما بی اعتماد گردد خودتان مطرح نمایید؛ در این صورت وجدان راحتی نیز خواهید داشت. شاید همه این مطالب را در جلسه خواستگاری نتوان مطرح کرد، هیچ اشکالی ندارد تعداد جلسات خواستگاری را اضافه نمایید، مشروط به این که حسن نیت داشته باشید. بعد از این که طی جلسات خواستگاری اطلاعات لازم را دریافت کردید و نکته ای بر شما مبهم نماند، زمان ارزشیابی و تجزیه و تحلیل فرا می رسد. در اینجا فرد مورد نظر را مورد مطالعه قرار دهید نکات مثبت را در شخصیت و موقعیت وی جستجو کنید و آن را در یک ستون زیر هم قرار دهید در مقابل ستونی را نیز به صفات و خصوصیات منفی اختصاص دهید. آن مورد یا مواردی از خصوصیات منفی را که اطمینان صد در صد دارید تغییر می نماید مثبت حساب کنید. و سپس آنها را مورد سنجش قرار دهید و تحلیل کنید. گاهی اوقات یک مورد منفی به تمام موارد مثبت می چربد مثلاً فرد مورد نظر تحصیلات و شغل خوب دارد از خانواده خوب و نجیب و موقعیت اقتصادی اش نیز مناسب است، اخلاق خوبی هم دارد ولی معتاد است. در این شرایط باید دست نگه داشت و برای ازدواج عجله نکرد و یا این که شرایط زندگی خوب است ولی شغل غیرقانونی دارد. مسلماً زندگی با چنین شخصی سراسر اضطراب خواهد بود. پس از آنکه ارزشیابی انجام شد و وجوه اشتراک و تفاهم زیاد بود باید تحقیقات کامل، در محل زندگی و محیط کار در مورد چگونگی رفت و آمد با دوستانش و دیگر موارد به عمل آید عده ای معتقد به انجام تحقیق قبل از ازدواج نیستند و می پندارند افرادی که از آنها تحقیق می شود اگر گرایش و نظر خوب به فرد داشته باشند همه چیز را مثبت جلوه می دهند و اگر با فرد مورد نظر مشکل داشته باشند وی را آدمی منفی ارزیابی می نمایند و واقعیات را مطرح نمی کنند. در صورتی که در واقع چنین نیست. اگر از تعداد زیادی تحقیق به عمل آید حداقل نتیجه اش این خواهد بود که به شما می گویند آیا این فرد قبلاً ازدواج کرده است یا خیر؟ و آیا اینها خانواده جار و جنجالی هستند یا خیر؟ آیا برخورد اجتماعی خوبی با مردم دارند یا نه؟ بنابراین تحقیق بدون منفعت هم نیست؛ شناخت شما را نسبت به همسر آینده و فرد مورد نظر افزایش می دهد. پشتوانه تمامی مسائل گفته شده، توکل به خدای متعال و قادر مطلق است. در صورتی که تشابهات زیاد و تحقیقات انجام شده، مثبت بود با توکل بر خدا ازدواج کنید. ان شاءا... زندگی خوب و سرنوشت خوبی در انتظار شما خواهد بود. در اینجا نکته ای قابل ذکر است و آن این که، هر ازدواجی علیرغم تمامی دقت هایی که برای آن به عمل آید و با رعایت کلیه ملاک ها و معیارهای گفته شده، باز هم حدود بیست درصد ریسک دارد. و این ریسک به خاطر جنبه های ناشناخته آن است یا پیش بینی هایی که به وقوع پیوسته است یا خلاف تصور بوده است و به خاطر مسائلی بوده که قبل از ازدواج سؤال و مطرح نشده اند و یا اگر پرسیده شده اند جواب صحیحی برای آنها دریافت نکرده اند. بنابراین رعایت کردن معیارهای ازدواج ، تضمین صد در صد برای ازدواج موفق را همراه ندارد ولی در بسیاری از مواقع از به وجود آمدن مشکلات پس از ازدواج جلوگیری می کند و از تنش ها و ناراحتی های درون خانوادگی پس از ازدواج می کاهد. سخنی با خانواده ها بعضی از خانواده ها مقیدند بلافاصله پس از یک جلسه خواستگاری، تکلیف دختر و پسر مورد نظرشان مشخص شود و موافق نیستند خواستگاری به چندین جلسه موکول شود. به این دسته خانواده ها متذکر می شویم انتخاب همسر و ازدواج نیاز به مطالعه و شناخت دارد و این شناخت در یک جلسه خواستگاری مثلاً یک ساعته مقدور نیست. بنابراین اگر دختر و پسر به قصد ازدواج می خواهند با یکدیگر صحبت بیشتری داشته باشند ، خانواده ها باید در این مورد قدری انعطاف به خرج دهند:شناخت لازمه زندگی است. نگرانی این نوع خانواده ها به خاطر قضاوت مردم و آشنایان است در صورتی که مردم، آشنایان و همسایگان هم نظر منفی راجع به خواستگاری کردن از دختران ندارند. پسری هم که به قصد خواستگاری وارد خانه شما می شود حریم خانه برایش اخلاق ایجاد می کند و این امر بسیار بهتر از آن است که دختر و پسر در خارج از محیط خانه و دور از اطلاع خانواده ها رفت و آمد داشته باشند و تصمیمات نسنجیده بگیرند و یا معضلات اخلاقی به وجود آورند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 12:50  توسط طاهره رحیم پور
|
سوال این است كه برای شناخت بیشتر به چه مسائلی باید پرداخته شود؟ بسیاری از دختران و پسران هنگام مصاحبت قبل از ازدواج نمیدانند كه برای شناخت و تفاهم چه باید بكنند. بسیاری از همان ابتدا وارد جزئیات غیر ضروری میشوند و یا خاطرات خود را تعریف میكنند. در حالی كه مهمترین مقطع یك ازدواج موفق ، مرحله شناخت از یكدیگر قبل از ازدواج است. و این مرحله برای آن نیست كه دو نفر صرفا با هم ارتباط داشته باشند. بلكه برای آن است كه با صحبت و گفتگو و كنترل رفتاری محترمانه یكدیگر ، بتوانند شناخت بیشتری نسبت به فرد مورد نظر خود پیدا كنند و به مرحلهای برسند كه بتوانند تشخیص دهند آیا قادر به زندگی با آن فرد هستند یا نه. یكی از نكات بسیار مهم این مرحله كه متاسفانه در بسیاری از موارد نادیده گرفته میشود این است كه طرفین باید از ایجاد روابط صمیمانه با یكدیگر تا قبل از عقد شرعی و رسمی پرهیز كنند. چرا كه ایجاد روابط صمیمانه و ابراز علاقمندی هر كدام از طرفین به دیگری ، موجب بسته شدن مسیر شناخت او از طرف مقابل شده و دخیل شدن احساسات و عواطف موجب میشود كه انسان نتواند به شناخت كافی نسبت به فرد مورد نظر خود برسد و هر آنچه را كه از طرف مقابل میبیند برایش توجیه مثبت میسازد. از این رو، این مرحله هر قدر هم طولانی شود نه تنها تاثیری در شناخت وی نسبت به طرف مقابل ندارد بلكه وی را شیفتهتر و وابستهتر مینماید. این نكته را به خاطر بسپارید كه مرحله مصاحبت قبل از ازدواج ، فرصتی برای مطالعه رفتار و كردار و گفتار فرد مورد نظر و تطبیق آنها با معیارهای ازدواج خود است نه برای ایجاد یك ارتباط صمیمانه بین دو جنس مخالف.
یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی است. هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانوادههایشان از لحاظ مالی و ثروت تفاوت زیادی با هم داشته باشند. ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد داشت. شما نمیتوانید با فردی زندگی کنید که از نظر اقتصادی در ردیف شما نیست، هرگز این کار را نکنید. برای مثال کسی که از نظر اقتصادی در یک طبقه بالای اجتماعی است در ناز و نعمت بزرگ شده، همه چیز برایش مهیا بوده، هیچوقت مشکلات و تنگنای مالی نداشته است، حالا با فردی از خانواده بسیار پایین از نظر اقتصادی ازدواج می کند که سبک زندگیش با این فرد متفاوت بوده است. فرهنگ خانوادگیش متفاوت، نیازهایش متفاوت. فرضاً قرار می شود این دو با یکدیگر به مهمانی بروند، شخص اول هر لباسی می پوشد خجالت می کشد، احساس می کند نازیباست ، مورد تأییدش نیست، در عوض همسرش زمانی که به خانه آنها می رود احساس کدخدایی می کند. خانه سطحش پایین است. این احساسات در وی ایجاد تعارض می کند. عصبانی می شوند، با هم دعوا می کنند، دعوا بر سر یک قضیه بسیار ساده زندگی است ولی ریشه اش در عدم همخوانی و تناسب طبقه اقتصادی است، اکثر دعواهای چنین زن و شوهرهایی بعد از میهمانی ها شروع می شود.
حالا که به مسئله تحصیل اشاره کردیم خوب است که به مسئله تفکر نیز اشاره کنیم. متأسفانه مردان ما بسیار مقیدند که همسر زیبا داشته باشند، در صورتی که زیبایی در آمار جهانی بهداشت فقط 25 نمره دارد در حالی که به تفکر 300 نمره داده اند. در مورد عروس خانم همیشه می پرسند آیا زیبا هست یا نیست. زیبایی دوره محدودی دارد ، ولی ما نمی توانیم تفکر و تعلیم و تربیت را انکار کنیم. بعضی از مردم ما در ازدواج جایی برای تفکر باز نگذاشته اند. یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفت گذشته افراد است. یعنی، باید تشابهاتی بین گذشته شما با گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید باشد. اگر این تشابهات بود، آن وقت شما به درک متقابل خواهید رسید. بسیاری از مردم می گویند همسرم مرا درک نمی کند. درک چه موقع صورت می گیرد، زمانی که ما سرنوشت مشابهی داریم، شما کسی را درک میکنید که در زندگیتان باشد، یک غریبه را نمیشود درک کرد. اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خوردهاید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست. گذشته بسیار مهم است. این فرد نمیتواند شما را درک کند. نمیتواند بفهمد موقعیت فعلی را به چه قیمتی به دست آوردهاید، برایش اهمیتی ندارد. تمام آنچه با زحمت به دست آوردهاید را جزء بدیهیات و ملزومات زندگی میداند، حتی گاهی اوقات اصرار میکند موقعیت فعلی را نیز از دست بدهید در حالی که موقعیت فعلی حاصل یک عمر تلاش شماست. در ازدواج به سراغ فردی بروید که گذشتهای مشابه شما داشته باشد و شما را درک کند. از ديدگاه دكتر مجد یکی از مسائل بسیار مهم که باید در ازدواج مورد توجه قرار گیرد ردیف فرزندان خانه است. فرزند چندم خانواده باشد خوب است و یا چرا خوب نیست. به اعتقاد ایشان بچه های ردیف اول غالباً دارای وضعیتی هستند که عمدتاً معاون اند، دختر معاون مادر، پسر معاون پدر، بچه های ارشد خانواده غالباً مسئولیت های زیادی را قبول می کنند و مثلاً از دیگر فرزندان مراقبت می کنند، تکالیف اقتصادی و خرید به آنها واگذار می شود بسیاری از کارهای خانه را انجام می دهند. بچه های اول سنگ های زیرین آسیاب هستند. علاوه بر کارهای منزل و خرید و مواظبت از بچه های دیگر باید به عنوان قاضی، مجادلات بین پدر و مادر را نیز حل کنند. بچه های اول عمدتاً زندگی سختی دارند. این زندگی سخت ، مزایا و معایبی دارد. از این جهت خوب است؛ افرادی که زندگی سختی تجربه کرده اند مسئولیت پذیرند، اتفاقاتی را تجربه می کنند که سبب می شود برای زندگی بعدی پخته شوند، غالباً نظرشان شرط است. اینها رأی شان نافذ است اگر پدر و مادر بخواهند با کسی مشورت کنند معمولاً با فرزندان ارشد است. روی دیگر فرزندان نفوذ دارند، اصلاً گاهی به جای پدر و مادر مهار زندگی را اینها به دست می گیرند. از بعضی جهات هم خوب نیست. اینها معمولاً مظلوم واقع می شوند، حقشان خورده می شود. همیشه زمانی که دو بچه با یکدیگر دعوا می کنند به بچه بزرگتر می گویند تو بزرگتری تو ببخش، و غافل از این که اینها هر دو کودک اند و هر دو احساسات کودکانه دارند.
سلامت جسمانی و روانی: همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری: تناسب سیاسی: تناسب شخصیتی: البته يك نكته خيلی مهم اين است كه با وجود تمام معيارهای بالا نبايستی در امر ازدواج زياد سخت گيری كرد و به همان اندازه ای كه خودمان خوب هستيم بايستی انتظار خوبی و بی نقصی از طرف مقابل داشته باشيم. تمامی اين موارد همگی در طی دو تا چهار جلسه قابل بررسی هستند و نيازی به يك دوره طولانی نيست و هر چه سريعتر بتوانيد به نتيجه برسيد اثرات روحی و روانی كمتري نصيبتان خواهد شد و بهتر می توانيد نسبت به زندگی مشترك با او تصميم بگيريد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 12:43  توسط طاهره رحیم پور
|
|
||||||||||||||||||||||||||||