|
احترام خانه ی فاطمه زهرا رضیالله عنها: بدون تردید احترام به خانه حضرت زهرا رضیالله عنها احترام به حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و سلم) است و هتك حرمت حضرت زهرا رضیالله عنها، توهین به رسول اكرم(صلی الله علیه وسلم) و خاندان او محسوب میگردد، كه هیچ مسلمانی آن را جایز نمیداند. اما بر خلاف آنچه دیگران ادعا مینمایند، ما معتقدیم كه همه ی صحابه و خصوصاً حضرت ابوبكر و عمر رضیالله عنهما با دختگرامی رسول اكرم (صلی الله علیه وسلم) رفتاری شایسته داشتهاند و احترام خانه آن بانوی بزرگوار را كاملاً مراعات نمودهاند. چنانچه حضرت ابوبكر(رضی الله عنه) توصیه فرمودند: «ارقبوا محمداً(صلی الله علیه وسلم) في أهل بیته» (بخاری، صحیح بخاری، ج 4، ص: 579، کتاب فضائل اصحاب النبی، باب مناقب قرابة رسول الله، شماره حدیث: 3713، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1412هـ، 1992م) «حال محمد (صلی الله علیه وسلم) را دربارهی اهل بیتش مراعات كنید». و فرمودند: «والذی نفسي بیده لقرابة رسول الله(صلی الله علیه وسلم) احب اليّ أن أصل من قرابتي» (همان مرجع، ج 4، ص 579، شماره حدیث: 3712) «قسم به ذاتی كه جانم در دست اوست ارتباط و خویشاوندی با خاندان پیامبر(صلی الله علیه وسلم) نزد من دوستدارتر از آن است كه با خویشاوندان خویش، خویشاوندی نمایم». و از طرفی حضرت ابوبكر(رضی الله عنه) جدّ برخی از ائمه محسوب میگردد چنانكه امام صادق(رحمه الله)؛ كه مادرش ام فروه نوادهی محمد وعبدالرحمن، پسران ابوبكر(رضی الله عنه) بود میفرمود: «من از دو سو نوادهی ابوبكرم» «ولدني ابوبكر مرتین» (أعیان الشیعة، ج1، ص: 659) و علامه عبدالحسین احمد امینی نجفی در كتاب «الغدیر» میگوید: «بزرگداشت و احترام یار غار بزرگوار پیامبر و مهاجری كه به تنهایی پیامبر اسلام را در سفر هجرت همراهی میكرد و نامش درسر فهرست مهاجران ثبت است، باید برای ما اهمیت داشته باشد. و نشناختن حق ابوبكر و كم رنگ جلوه دادن شخصیت او، ازجنایات فاحش و قضاوت ناعادلانه و داوری از روی احساسات به شمار میآید». (الغدیر، ج 7، ص: 73-74، دار الکتاب العربی، 1403هـ 1983م) حضرت عمر فاروق(رضی الله عنه) نیز به اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وسلم) احترام خاصی قایل بودند. و خطاب به حضرت فاطمه رضیالله عنها فرمودند:«یا فاطمة والله ما رأیت أحداً أحب إلي رسول الله(صلی الله علیه وسلم) منك والله ما كان أحدٌ من الناس بعد أبیك(صلی الله علیه وسلم) أحب إلي ّ منك». (مستدرک حاکم، ج4، ص 139، شماره حدیث: 4789، دار المعرفة، 1418هـ 1998م) «ای فاطمه! بخدا قسم من كسی را محبوبتر از تو نزد پیامبر خدا نیافتم و به خدا قسم هیچ كسی بعد از پدر بزرگوارت نزد من محبوبتر از شما نیست.» عقیده و ارادهی خاص حضرت عمر فاروق(رضی الله عنه) به اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وسلم)، سبب شد تا ایشان از ام كلثوم رضیالله عنها دختر گرامیحضرت علی و فاطمه زهرا رضیالله عنهما خواستگاری نمایند. چنانكه مورخ شهیر شیعی، احمد بن أبی یعقوب یعقوبی متوفی (284هـ.ق) میگوید:« عمر، ام كلثوم، دختر علی بن ابی طالب را كه مادرش فاطمه، دختر پیامبر بود از علی بن ابی طالب خواستگاری كرد. پس علی گفت: كه او هنوز كودك است، عمر گفت: آنچهپنداشتی نخواستم. لیكن خود از پیامبر خدا شنیدم كه فرمود: «كل سبب و نسب ینقطع یوم القیامة الا سببی و صهری». «هر بستگی و خویشاوندی در روز رستاخیز بریده میشود، جز بستگی و خویشی و دامادی من، پس خواستم كه مرا بستگی ودامادی با پیامبر خدا باشد؛ پس او را به زنی گرفت و ده هزار دینار به او مهریه داد.» (یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج2، ص: 35، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی 1366هـ .ش) جای بسی شگفتی است كه نویسندگان مقالهی «دردانهی كوثر و یورش به خانهی وحی»، ازدواج حضرت عمر فاروق(رضی الله عنه) را با دخترحضرت علی(رضی الله عنه) مورد نقد قرار ندادهاند و این واقعه را منكر نشدهاند در صورتی كه كدام عقل سلیم میپذیرد كه حضرت علی( رضی الله عنه) دخترش را به ازدواج قاتل همسر گرامی اش، فاطمه (رضیالله عنها) در آورد و با وی رابطهی دوستانه برقرار نماید!؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:55  توسط طاهره رحیم پور
|
|