|
تاریخچه ورزش زنان زنان در جوامع کهن و باستانی به شدت از ورزش و حتی تماشای مراسم ورزشی منع می شدند، اما بالاخره پای آنان به ورزش و مسابقات ورزشی باز شد. در کتاب زن و ورزش (ص 18 و 19) چنین آمده است:" حتی در مراسم و آیین های ویژه مذهبی و اجتماعی که تا پیش از بر پایی المپیاد در یونان باستان برگزار می شد، و بعد از آن در المپیاد باستانی که به منظور پرورش جسم و روان نو نهالان و جوانان ترتیب یافته بود و هر چهار سال یک بار برگزار می شد، زنان حق ورود و تماشا نداشتند، و این ممنوعیت، آن قدر شدت و غلظت داشت که اگر زنی این قاعده و قانون را نادیده می گرفت و به تماشای مسابقات می رفت، محکوم به اعدام می شد.نخستین زنی که سنّت مرد سالاری را در عرصه ورزش و مسابقات میدانی در هم شکست، زنی بود به نام "هیپوهریا" که با تلاش و پشت کاری خاص، سرانجام پای زنان را به عرصه ورزش و میدان مسابقات ورزشی یونان باز کرد. چندی نگذشت که زنان موفق شدند، تحت عنوان "هریا" برای اولین بار، مسابقاتی را در حضور مردان بر پا کنند و عرصه های نبرد ورزشی را زیر قدم های خود داشته باشند."
نظر کارشناسان در مورد ورزش زن گروهی از کارشناسان ورزشی و دانشمندان، با ورزش کردن زنان به شدت مخالفند، و گروهی نیز در نقطه مقابل آن ها قرار داشته، و آن را برای زنان و دختران لازم و ضروری می دانند. ما در این جا به نحو اختصار به این دو نظریه اشاره می نماییم.
نظر موافقان موافقان ورزش بانوان می گویند: "تامین بهداشت جسم و روان برای زنان که در دوره ها و مراحل مختلف زندگی پر مسوولیت خویش، مراحلی چون بارداری، زایمان و از همه مهم تر، پرورش و تربیت فرزندان را پشت سر می گذارند، از اهمیتی والا برخوردار است.تحقیقات نشان داده است که شروع عادت ماهانه در دختران و زنان ورزش کار، دیرتر از غیر ورزشکار است... این تاخیر به نوبه خود تاثیرات مثبتی را برای دختران در برمی دارد، چنان که رشد بیش تر اندام ها را در جهت طبیعی، بیش تر خواهد نمود.همچنین در این دختران ورزیده و تمرین دیده، مقدار مطلق و نسبی جرم عضلاتشان از دختران هم سن تمرین نکرده، بیشتر بوده است.استراند (ASTRAVD)، سی شناگر دختر را در سنین دوازده تا شانزده سالگی، به مدت یک سال تحت تمرینات سنگین قرار داد. این دختران، مسافتی حدود 5500 متر تا 6500 متر را (حدود شش تا بیست و هشت ساعت) در هفته شنا نمودند؛ هر هفته در تمام طول تمرین، از نظر پزشکی نیز این افراد، مورد معاینه قرار می گرفتند. پس از این مدت، بررسی بر روی آن ها نشان داد که آن ها از نقطه نظر اکسیژن مصرفی در سطح بسیار بالایی قرار دارند، که با افراد تمرین ندیده قابل مقایسه نبوده است.براون (BROWN) نیز در یک تحقیق خود، همین تجربه را در مورد دخترانی که دوران قبل از بلوغ را می گذراندند انجام داد؛ مشاهده کرد که حداکثر اکسیژن مصرفی آن ها در شش هفته تمرین، حدود 18% و در دوازده هفته، حدود 26% افزایش پیدا نموده است. همچنین ضربان قلب آن ها بعد از این تمرین، کاهش یافته و هیچ گونه اثر سوئی در این افراد دیده نمی شود."
نظر مخالفان شهید دکترسید رضا پاک نژاد، در باره آثارمنفی ورزش- به ویژه ورزش های سنگین و خشن- بر روی زنان می نویسد:"صادقانه باید قبول کنیم زنان ورزشکار در این مورد مشکل است، ولی متخصصان امر عقیده دارند که 50% زنان ورزشکار، روحیه زنانه خود را از دست می دهند، چون زن های نامبرده برای رسیدن به مقام قهرمانی بین المللی، متحمّل ممارست و تمرین های مداوم و مشکلی شده اند، خواه نا خواه خشن بار آمده اند و به درشتی حرف می زنند. برای آن ها خوشایند مرد بودن مطرح نیست، بلکه کمال مطلوب آن ها، ثانیه ها و سانتی مترها و جلو افتادن ها و مدال هاست... . یک زن کوه نورد که دایماً عمرش در کوهستان می گذرد، به تدریج صفت زنانه خود را از دست می دهد و حتی ممکن است از زن بودن خود خجالت کشیده و روحانیت زنانه خود را از دست بدهد.زنان نباید فوتبال و رگبی بازی کنند. این ها ورزش های ظریف و زنانه نیستند، و بایستی آن ها والیبال و بسکتبال و اسکی بازی کنند، بدون این که لطف زنانه خود را از دست بدهند... به وسیله روزنامه "دیلی میرور" (در انگلستان) اعلام گردید، از نظر علمی ثابت شد ورزش، دختران و زنان را بد ترکیب و زشت می کند. زنان و دخترانی که ورزش می کنند، صدایشان کلفت می شود و زیبایی اندام و برجستگی های زنانه خود را از دست می دهند و اندام و جثه درشت و قوی، مانند مردان پیدا می کنند.کسی که این نظریه را از اول داشته است و اخیراً آن را به اثبات رسانیده، پروفسور، دکتر "الودویک پروکوپ"، کارشناس پزشکی و ورزشی است. این پزشک معروف، در مسابقات المپیک مکزیک، 911 دختر ورزشکار را مورد معاینه قرار داد و مشاهده کرد که نیمی بیش تر از این دختران، زیبایی اندام خود را از دست داده و شبیه مردان شده اند."مرحوم شهید دکتر پاک نژاد، به منظور تطبیق مطالب فوق با نظر اسلام، به حدیثی از قول پیامبر گرامی اسلام اشاره می کند که می فرماید: "المراة ریحانة لیست بقهرمانة" و آن گاه آن را چنین ترجمه می کند: "زن، گل است و قهرمان نیست." به نظر می رسد ایشان در ترجمه این حدیث، دچار خطا شده اند. ایشان کلمه "قهرمان" را که به عنوان یک کلمه عربی به کار رفته، به معنای "قهرمان، و شخص نیرومند"- که در فارسی به کارمی رود- گرفته است، اما این برداشت، صحیح نیست. این حدیث به همین شکل در نهج البلاغه نیز آمده است، آن جا که امیر مومنان در وصیت خویش به فرزند برومندش، امام حسن علیه السلام می فرماید:"فانّ المراة ریحانه، لیست بقهرمانة" و فیض الاسلام در ترجمه آن چنین می نگارد: "زن گیاهی است خوشبو، نه کار فرما (پس او را از انجام امور بازدار)."و همین ترجمه صحیح است. زیرا "قهرمان" در زبان عربی از ماده "قهرم" است که رباعی است، نه از ماده "قهر" که ثلاثی است.
لغویان این کلمه را چنین ترجمه کرده اند: "القهرمان: الّذی یحکم فی الامور و یتصرّف فیها بامره؛قهرمان: کسی است که در کارها حکم کرده و به دستورش در کارها دخل و تصرف می شود.""قهرم- (القهرمان): ناظر دخل و خرج؛قهرم(القهرمان): الوکیل او امین الدّخل و الخرج؛قهرمان: وکیل و نماینده امینی است که دخل و خرج به عهده اوست."بنابر این، معنای روایت چنین می شود که: "زن، همانند گل خوشبوست که باید در منزل یا گل خانه مانده و تحت مراقبت دقیق قرار گیرد. گل نباید از گل خانه خارج شده و در دسترس همگان باشد، والا پژمرده و پرپر شده، طراوت، زیبایی و بوی خوش خود را از دست خواهد داد، و چون چنین است، حتی مسوولیت دخل و خرج منزل و خرید مایحتاج زندگی از بازار و مغازه نیز که مستلزم خارج شدن وی از منزل، و در معرض خطر قرار گرفتن اوست، از دوش او برداشته شده است". شاهد بر صحت این برداشت و ترجمه، فرمایشات آن حضرت است که پیش از بیان این عبارت فرمودند:"با حجاب و پوشاندن، چشم های آن ها را از دیدار بازدار [مگذار بیرون رفته، چشمشان بر مردم افتد]، زیرا سخت گرفتن حجاب برای ایشان پاینده تر است [هر چند در حجاب باشند، از تباه کاری ها محفوظند]، و بیرون رفتن اینان بدتر نیست از آوردن تو کسی را که از جهت ایشان اعتماد و اطمینانی به او نمی باشد. و اگرمی توانی، کاری کن که غیر تو را نشناسند و مسلّط مکن زن را به آن چه به او مربوط نیست."
ايجاد انگيزه در ورزشكاران زن از ديدگاه يك مربي ورزش، انگيزش شايد جالب ترين و آموزنده ترين موضوع در روانشناسي ورزش امروز باشد. مامعمولاً اطلاعات علمي كافي در اختيار نداريم تا ثابت كنيم بين دو جنس تفاوت هاي روانشناحتي زيادي وجود دارد. برخي از تفاوت هاي جامعه كاملاً آشكار است و در نتيجه در روش ها و رفتارهاي روانشناختي نمايان است. مثلاً هيجان و عواطف در زنان آشكارتر است، اشك ريختن، رفتاري مورد قبول در زنان و نه مردان است. تفاوت ديگر، احتمالا از اين جهت است كه مردها ساليان سال با ورزش درگير بوده اند، نقش آنها از نظر اجتماعي پذيرفته و تعريف شده است، در حالي كه نقش زنان هنوز در مرحله ي انتقال است. تعدادي از پژوهشگران معتقدند كه نيازهاي مردان و زنان از نظر رفتار موفقيت آميز نيز متفاوت است. استدلال شده است كه زنان بيشتر براي اينكه مورد علاقه و تاييد قرار گيرند، كار مي كنند تا چيرگي در مهارت ها به عنوان يك اولويت دركار؛ بنابراين مربي بايد براي زنان و تيم زنان فضاي دوستانه، گرم، مثبت و اجتماعي فراهم كند. بنابراين، وظيفه ي مربي ايجاد بالاترين انگيزه براي بهترين اجراي ورزشكاران است. مربيان بايد از روابط انساني بيشتر استفاده كنند، بويژه در مورد ورزشكاران زن. در اين الگو، مربي مانند يك باغبان، عمل مي كند. او به ورزشكاران كمك مي كند تا در ورزش مورد علاقه شان پيشرفت كنند. براي ايجاد انگيزش در ورزشكاران بايد ورزشكاران را شناخت، محيط ورزش را كنترل كرد، به ورزشكاران كمك كرد تا خويشتن پنداري مثبت داشته باشند، ورزشكاران را در تصميم گيري دخالت داد، به آنها آموخت تا اهداف خود را تدوين كنند و آخر اينكه الگوهاي الهام بخش در اختيار ورزشكاران قرار داد. خلاصه با توصيه هاي موارد فوق ، موفقيت مربيگري ورزشكاران زن، بستگي زيادي به مهارت مربي در ايجادتعادل بين انگيزه هاي ورزشكاران دارد و تحقيقات بيشتري بايد در زمينه ي چگونگي كار برد يافته هاي تحقيقاتي با توانايي هاي خلاق مربيان در ايجاد انگيزه در ورزشكاران زن صورت پذيرد زن و روانشناسي ورزش زنان با بالا بردن توانايي هاي ذهني مي توانند به روياهاي خويش جامه ي عمل بپوشانند. همه ي ورزشكاران از اهميت آمادگي هاي ذهني و اعتماد به نفس آگاهي دارند. براي مثال در يك تحقيق مسابقات ورزشي زنان و مردان مقايسه شده است و ديده شده كه در مسابقات تيراندازي با كمان شركت فعالي داشته اند، زنان پيوسته در مسابقات ورزشي كه به تمركز حواس بسيار، ظرافت و قدرت نياز دارد يا مثلاً مردان و زنان هر دو در مسابقات ورزشي شنا و دوو ميداني پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي داشته اند و اختلاف ميان آنها از نظر زماني به سرعت رو به كاهش است. اين پيشرفت زنان در ورزش نشان مي دهد كه امروزه بيش از هر زمان ديگري زنان به رقابت پرداخته اند كه در اين رقابت ها بدون ترديد، پيشرفت ، يك اصل اساسي است. ورزشكاران زن بايد توانايي هاي بالقوه ي خويش را بشناسند و حتي مهمتر از آن مربيان، كارگزاران، پژوهشگران و افراد ديگري كه بر ورزش زنان تاثير گذار هستند نيز بايد ديدگاه خود را در باره ورزشكاران زن بسط و گسترش دهند. طي يك مصاحبه با ۲۰ مربي دبيرستان و ورزشكاران مشهور، آنها اظهار داشتند كه: ورزشكاران زن قدرت ويژه اي از خود در زمينه هاي فداكاري ، استقامت، عطش براي دانش، انعطاف پذيري جسماني، تخصص يافتن سريعتر، همبستگي تيمي، تمركزحواس، مربي پذيري و هيجان پذيري نشان داده اند. يكي از دلايل تمركز بر قدرت زنان ورزشكار آن است كه زنان با كسب هويت نيرومند از طريق ورزش، رشد و تكامل مي يابند. روانشناسي ورزش نقش روزافزوني را در رشد و تكامل ورزشكاران ايفا مي كند، با بازنگري بر قدرت زنان پي مي بريم كه ورزشكاران زن توانايي بالايي را در جهت به كارگيري قابليت هاي ذهني و رواني خويش در ورزش كسب مي كنند. در نتيجه برنامه هاي روانشناسي ورزش شامل اين موارد است: مهارت هاي آرام سازي، كسب مهارت هاي تمركز حواس، تصوير ذهني و مهارت هاي تصوير سازي، توانايي غلبه بر اضطراب و استرس ، نظريه هاي انتظار و ديگر راهبردهاي روان شناختي. عملكرد رواني –حركتي و ميانسالي امروزه توجه بسياري به افزايش فعاليت هاي ورزشي ناشي از بهبود عملكرد روان شناختي و فيزيولوژيكي شده است. تمرينات جسماني و رواني درايجاد تغييرات در عملكرد و در نتيجه، سطح اجراي حركت سهم بسزايي دارند. در يك پژوهش، عملكرد رواني –حركتي بررسي شده است و به حفظ يا افزايش ظرفيت عملكرد ذهني و جسماني توجه شده است كه ممكن است به واسطه ي تكرار فعاليت هاي جسماني حاصل شود. با افزايش سن، عادت به انجام تمرينات جسماني در زندگي، در جهت جبران بعضي از تغييرات ايجاد شده، ظاهر مي گردد. نه تنها توانايي هاي جسماني ، نظير قدرت و استقامت، بلكه بعضي از توانايي هايي كه بيشتر«شناختي» يا «ذهني» به نظر مي آيند، نظير سرعت تصميم گيري، حاصل اين فعاليت هاي جسماني خواهند بود. بعضي از رفتارهاي مختص افراد مسن ، عبارتند از: كندي حركت، از دست دادن هماهنگي يا دقت، افزايش تلاش، افزايش نياز به فعاليت هاي عادي و گاهي از دست دادن «خودكار» بودن كه نمونه هايي از اين تغييرات رفتاري با مشاهده ي افراد مسن آشكار مي گردد. به طور مثال، كندي حركت در كاهش سرعت قدم زدن مشخص مي شود. سالمندان در انجام حركات دقيق و سريع مانند هدف گيري، نمي توانند دقت كافي داشته باشند.
اسلام و ورزش زنان اسلام با ورزش زنان مخالفتي ندارد، بلكه آن را از ضروريات زندگي يك زن مسلمان مي داند و آن را توصيه مي كند؛ اما آنچه بايد مورد توجه باشد، مناسبت آن با قدر و منزلت انساني زن و خصوصيات جسمي و رواني وي است، ورزش زنان از نظر اسلام موقعي مجاز است كه با رعايت ها همراه باشد؛ بدين معني كه متناسب با آنچه در اسلام براي حفظ شخصيت و وقار و احترام زن و جلوگيري از آلوده شدن محيط اجتماعي و لطمات خانوادگي، دستور داده ارائه گردد، اين چنين ورزشي مطلوب است. ورزش زنان بسيار لذت بخش و جالب است كه بر اساس تقويت و آمادگي براي انجام وظايف و مسووليت هاي آينده برنامه ريزي شده باشد و همواره بر آن نيز تاكيد داشته باشد و اين به عهده مسوولين و افراد كوشايي است كه بر تحقيق و پژوهش بيشتر همت گمارند و هر چه بيشتر امكانات ورزشي و اين پديده ي تربيتي وروحي را در اختيار زنان جامعه قرار دهند. زنان با بالا بردن توانايي هاي ذهني مي توانند به روياهاي خويش جامه ي عمل بپوشانند. همه ي ورزشكاران از اهميت آمادگي هاي ذهني و اعتماد به نفس آگاهي دارند. براي مثال در يك تحقيق مسابقات ورزشي زنان و مردان مقايسه شده است و ديده شده كه در مسابقات تيراندازي با كمان شركت فعالي داشته اند، زنان پيوسته در مسابقات ورزشي كه به تمركز حواس بسيار، ظرافت و قدرت نياز دارد يا مثلاً مردان و زنان هر دو در مسابقات ورزشي شنا و دوو ميداني پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي داشته اند و اختلاف ميان آنها از نظر زماني به سرعت رو به كاهش است. اين پيشرفت زنان در ورزش نشان مي دهد كه امروزه بيش از هر زمان ديگري زنان به رقابت پرداخته اند كه در اين رقابت ها بدون ترديد، پيشرفت ، يك اصل اساسي است. ورزشكاران زن بايد توانايي هاي بالقوه ي خويش را بشناسند و حتي مهمتر از آن مربيان، كارگزاران، پژوهشگران و افراد ديگري كه بر ورزش زنان تاثير گذار هستند نيز بايد ديدگاه خود را در باره ورزشكاران زن بسط و گسترش دهند. طي يك مصاحبه با ۲۰ مربي دبيرستان و ورزشكاران مشهور، آنها اظهار داشتند كه: ورزشكاران زن قدرت ويژه اي از خود در زمينه هاي فداكاري ، استقامت، عطش براي دانش، انعطاف پذيري جسماني، تخصص يافتن سريعتر، همبستگي تيمي، تمركزحواس، مربي پذيري و هيجان پذيري نشان داده اند. يكي از دلايل تمركز بر قدرت زنان ورزشكار آن است كه زنان با كسب هويت نيرومند از طريق ورزش، رشد و تكامل مي يابند. روانشناسي ورزش نقش روزافزوني را در رشد و تكامل ورزشكاران ايفا مي كند، با بازنگري بر قدرت زنان پي مي بريم كه ورزشكاران زن توانايي بالايي را در جهت به كارگيري قابليت هاي ذهني و رواني خويش در ورزش كسب مي كنند. در نتيجه برنامه هاي روانشناسي ورزش شامل اين موارد است: مهارت هاي آرام سازي، كسب مهارت هاي تمركز حواس، تصوير ذهني و مهارت هاي تصوير سازي، توانايي غلبه بر اضطراب و استرس ، نظريه هاي انتظار و ديگر راهبردهاي روان شناختي. بنابراین بر تمام زنان است که برای بهبود شرایط زندگی در ابعاد اجتماعی و شخصی به ورزش بصورت جامع تری روی بیاورند جمع بندی و نتیجه گیری بدون تردید، ورزش برای مردان بسیار مفید، بلکه لازم است، اما باید توجه داشت که هرگز نباید زنان را در ردیف مردان دانسته و با آنان مقایسه کنیم. مقایسه زن با مرد، و انتظار اعمال و کارهای سنگین و خشن مردانه از زن، ظلم بزرگی به زنان است. تفاوت های فراوانی در خلقت و آفرینش، بین زن و مرد وجود دارد، و این تفاوت ها موجب برتری هیچ یک بر دیگری نیست. کمال مرد در این است که دارای خصوصیات مردانه باشد و کمال زن نیز در این است که به ویژگی های زنانه، آراسته باشد. زن، ظریف آفریده شده و این ظرافت برای زن یک کمال است. به همین جهت، در اسلام انجام کارهای خشن، سنگین و طاقت فرسای خارج از منزل به عهده مردان، و کارهای ظریف، دقیق، حساس و عاطفی، همچون: تربیت و پرورش کودک، رسیدگی به وضع منزل، پخت و پزد و هنر شوهر داری، به زن واگذار شده است. بدن زنان، نسبت به بدن مردان ضعیف تر و ظریف تر است، ولی این ضعف بدنی برای آنان نقص نیست. حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه به همین مطلب اشاره کرده و می فرماید:فانّهن ضعیفات القوی؛
زنان از نظر بدنی ضعیفند." در عوض، زنان از هنر عواطف و احساسات، از مردان به مراتب قوی ترند. قوّت بدنی و جسمانی برای مرد، و قوت احساسات وعواطف برای زن، لازم و موجب کمال است.آقای خوزه کالیگال، رئیس انجمن بین المللی مدارس عالی تربیت بدنی، می گوید:"من با مسابقات و رقابت های علنی و آشکار بین زن و مرد مخالفم؛ منظور من رقابت های سطح بالای ورزشی است، نه اعمال ورزشی به عنوان تفریح، گذران اوقات یا آموزش، بلکه مسابقاتی که با زمان سنج و سانتی متر اندازه گیری می شود، یا ورزشی هایی که بر حسب کارآیی ها و توانایی های مبتنی بر قدرت، سرعت و استقامت ارزیابی می گردد... .من معتقدم- ضمن این که به هر عقیده مخالف دیگری نیز احترام می گذارم- که یکی از بزرگ ترین دلایل زیستن ما در این عالم، آن است که زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارند."حضرت علی علیه السلام با توجه اختلاف زن و مرد در آفرینش، قضاوت جالب و شگفت انگیزی دارد:"مردی دارای دو زن بود که هر دو نفر آن ها بادار بودند. هر یک از آن ها آرزو می کرد، فرزندی که به دنیای می آورد پسر باشد، تا بدین وسیله پیش شوهرش محبوب تر گردد. در آن زمان- به دلیل پایین بودن سطح فرهنگ و نقش مهمی که مردان در تقویت بنیه نظامی داشتند- داشتن فرزندان پسر، افتخار بوده و داشتن فرزندان دختر، موجب سرافکندگی محسوب می شد.از قضا هر دو زن در یک شب تاریک و در یک اتاق، زایمان می کنند. یکی از آن ها دختر، و دیگری پسر به دنیا می آورد. زنی که دختر زاییده بود، در یک زمان مناسب، فرزندش را با نوزاد پسر هوویش عوض می کند و وانمود می کند که او پسر زاییده و هوویش دختر. این کار باعث اختلاف و درگیری بین دو هوو شده و کسی نمی تواند در این مورد قضاوت کند. طبق معمول، برای قضاوت در این مورد، به دریای علم و حکمت، امیرمومنان، حضرت علی علیه السلام مراجعه می شود. آن حضرت دستور می دهد، هر دو مادر، مقدار معین و مساوی از شیر خود بدوشند. آن گاه آن دو شیر را در ترازوی دقیق وزن می کنند. با کمال تعجب متوجه می شوند، وزن حجمی یکی از شیرها بیش تر از دیگری است. آن گاه آن حضرت حکم می کند که فرزند پسر متعلق به همان زنی است ک شیرش سنگین تر است."می بینیم به دلیل اختلاف ساختمان جسمانی زن و مرد، خداوند متعال حتی در تغذیه نوزادان نیز اختلاف قایل شده است. شیری که پسر از آن تغذیه می کند، باید از املاح و فلزات بیش تری برخوردار باشد، تا استخوان بندی و اسکلت و همچنین عضلات محکم تر و نیرومندتری را برای مردانی که وظایف سنگین تر، خشن تر و خطرناک تری به عهده خواهند داشت، فراهم سازد.به دلیل همین اختلاف جسمانی زن و مرد، ورزش نیز آثار متفاوتی در هر یک از آنان بر جای می گذارد؛ بنابر این، بهتر است زنان از پرداختن به ورزش های سخت، خشن و طاقت فرسا بپرهیزند، و تنها به انجام ورزش ها و نرمش های سبک و مفید بپردازند، تا از ورزش نتیجه معکوس نگیرند.به هر حال از نظر اسلام، پرداختن بانوان به ورزش های گوناگون- تا آن جا که برای آن ها ضرری نداشته و مستلزم فعل حرام دیگری نباشد- جایز است، زیرا هر کاری، تا زمانی که دلیل بر حرمت آن نداشته باشیم، جایز خواهد بود. ورزش بانوان نیز مشمول همین قاعده کلیّه است و تا زمانی که دلیلی قاطع بر حرمت ورزش بانوان نداشته باشیم، اصل جواز آن خواهد بود.باید توجه داشت، اسلام نمی خواهد زنان را از ورزش کردن منع کند، بلکه – همان گونه که از فرمایشات حضرت علی علیه السلام خطاب به امام حسن علیه السلام فهمیده می شود- می خواهد تماس زنان با مردان نامحرم را به حداقل برساند، زیرا هر چه این تماس بیش تر باشد، خطر به فساد و سقوط کشیده شدن زنان و در نتجه جامعه، بیش تر خواهد بود. جوامعی که در طیّ قرن گذشته، هیچ گونه محدودیتی در روابط زنان با مردان، قائل نشده و به آنان آزادی مطلق در این زمینه داده اند، تاوان سختی پرداخته اند. در این گونه جوامع، فساد، فحشا، جنایت، آدم ربایی و تجاوز به طور محسوسی افزایش یافته، موازین اخلاقی و انسانی در هم کوبیده شده، و روابط اجتماعی و به ویژه خانوادگی، صمیمیّت و گرمی خود را از دست داده و به تیرگی گراییده است.خلاصه این که از نظر اسلام، پرداختن به ورزش هایی که به واقع برای حفظ سلامتی، زیبایی و زیبایی و شادابی زن مفید بوده و به جسم و روح او لطمه وارد نسازد، اشکالی ندارد، ولی همه این کارها باید در پوشش و حجاب لازم و محیط سالم و امن و تحت کنترل و مراقبت تام صورت گیرد. اگر ورزش به منظور سالم سازی فرد و جامعه صورت می گیرد، نباید نتیجه معکوس داده، فرد و جامعه را به فساد و تباهی بکشد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:30  توسط طاهره رحیم پور
|
|