تفاوت های روان شناختی بین زن ومرد

 

 

 

 

 

 

 

بنابرمفاهیم دینی ومبانی جدیدعلمی دردانش روان شناسی بین زن ومرداختلاف های رفتاری ،روانی وجسمی وجودداردکه به هیچ عنوان قابل انکارنبوده وامری مسلم است.

اینک بحث تفاوت های زن ومردرادرابعادی گوناگون پی می گیریم:

 

 

 

·        تفاوت های عاطفی:

از نظر روانی، احساسات زن جوشان تر از مرد است و زنان سریع الهیجان تر از مردها هستند. زنان محتاط تر، مذهبی تر، پر حرف تر و ترسوتر و تشریفاتی از مردان هستند. زنان به ارتباط های عاطفی علاقه نشان می دهند و احساس محبت در دختان بیش از پسران است.

زنان در علوم استدلالی و مسایل خشک عقلانی به پای مردها نمی رسند ولی در ادبیاتف نقاشی و سایر مسایلی که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مردها ندارند.

قدرت کتمان مردها بیشتر از زنان است. احساسات زن صلح جویانه و بزمی و احساسات مرد مبارزانه و جنگی است.

جینالمبروزو می گوید:

«زنان به سوی امور زنده (غیرانتزاعی) و سودمند تمایل دارند. زنان دیگر خواه هستند و از تصور این که زحمت آن ها موجب راحتی دیگران است خرسند شده و به هر رنجی تن می دهند. ولی مرد قیدی به مفید بودن اعمال خود برای دیگران نداشته و تنها منظورش آن است که خرسندی خاطر خویش را فراهم سازد.»

گفتنی است که صفات ذکر شده توسط خانم لمبروزو به صورت مطلق و برای همه مردان و زنان صادق نیست بلکه صفت غالبی زنان و مردان چنین است از این رو اگر در هر زمانی استثناهایی به وجود آمد از موارد نقض این قضایا نبوده  جزء غیر غالب ها محسوب می شوند.

برای مثال بسیاری از مردان بزرگ و اولیاء الهی که عمر خویش را صرف خدمت به بشریت کرده اند و با مولفه های اخلاقی و دینی زندگی می کنند این صفات را با نی شهرت که بیان شد ندارند.

جان گری می گوید:

«زن فقط احتیاج به گفتگو دارد و به نتیجه نمی اندیشد در حالی که مرد احساس می کند او توقع حل مشکلات را دارد.»

شاید یکی از دلایل جواز دادن وعده دروغ به همسر از نظر شرع مقدس اسلام، ارضاء نیاز روانی زنان است. زنان نیاز به گفتگو با همسر دارند و حتی اگر همسرشان به وعده هایش عمل نکند آن ها با صرف حرف زدن با او آرامش می یابند و در واقع پاسخی برای سئوال همیشگی خویش می یابند که «آیا او مرا دوست دارد؟»

روان شناسان می گویند زنان حسابگر بزرگی هستند. آن ها در باطن حساب همه چیز را دارند. می پندارند یک روزباید همه حسابها تسویه شود.

این ویژگی زنان در روایات نیز به چشم می خورد آن جا که حضرت علی (ع) می فرماید:

«بارهای زندگی خویش را بر دوش زنان مگذارید و تا می توانید خود را از آنان بی نیاز کنید زیرا آن ها بسیار منت گذارند و نیکی را کفران می کنند.»

زن در مورد اموری که علاقمند به آن هاست و یا موجب ترس او می شوند زودتر و سریع تر تحت تاثیر احساسات خویش قرار می گیرد. در واقع مناشا رفتارهای زنان احساسات و عواطف آن هاست.

از دیدگاه روان شناسان و متخصصان فن، زنان در تحمل مسئولیت های سنگین و بارهای ثقیل و طاقت فرسا نسبت به مردان متفاوت بوده و آثار روانی تحمیل مسئولیت های بیش از حد توان زنان در جسم و روح آن ها کاملا مشهود است.

جان گری می گوید:

«زنان چون دارای دید بسیار باز و گسترده هستند احتیاجات دیگران آنها را خیلی زود کلافه می کند. زنان در آن واحد حواس خود را به چندین موضوع و مشکل معطوف می دارند و یکی از عواملی که باعث کلافه شدن زنان می شود این است که خیلی سریع توانایی خود را در تعیین اولویت امور از دست می دهند و نمی دانند کدام یک از مسایل را زودتر بررسی کنند .... این حالت سبب می شود که زودتر از مردان مغشوش و آشفته شوند و در یک لحظه احساس می کنند توانایی انجام هیچ کاری را ندارند.»

ولی مردان به علت هوشیاری و درایت مرکزی صمم تر از زنان بوده و کارآیی مثبت تری در انجام تکالیف سنگینی که به عهده دارند خواهند داشت. بسیاری از روان شناسان علت افسردگی در زنان را تحمیل وظایف و انتخاب اهدافی بیش از حد توان آنها و یا کمتر از توانش آنان ذکر کرده اند. از این رو حضرت علی (ع) به پیروان خویش در قالب نامه ای به امام حسن (ع) توصیه می فرماید که بر زنان بیش از توان آنها بارهای سنگین روحی و روانی حمل نکنید که آن ها موجوداتی لطیف بوده و محتاج به مراقبت هستند.

جینالمبروزو، روان شناس غربی می گوید:

«آن چه زن را به اتخاذ مهمترین تصمیمات خود برمی انگیزد احساسات قلبی اوست نه مقدمات عقلی ... در عالم انفعالات که ظاهرا عالمی مرموز است زن می تاند سیر و گردش نموده به خوبی در آن عالم نفوذ کند حال آن که مرد فقط در عالم منافع  سیر می نماید.»

شناخت دنیای احساسات و عواطف زنان و محدوده تاثیر آن بر دنیای بیرون نخستین گام به سوی شناخت واقعی زن و روان شناسی زنان است. حضرت امیر (ع) با شناخت عمیق و آگاهی نبت به این دنیای مرموز و ناشناخته خطاب به لشگری که آماده روبرو شدن با دشمن، در صفین بودند فرمود: «زنان را با آزار دادن تحریک نکنید، هرچند آبروی شما را بریزندف یا امیران شما را دشمنام دهند، که آنان در نیروی بدنی و روانی و اندیشه کم توانند، در روزگاری که زنان مشرک بودند مامور بودیم دست از آزارشان برداریم، و در جاهیت اگر مردی با سنگ یا چوب دستی به زنی حمله می کرد، او و فرزندانش را سرزنش می کردند.

به عبارت دیگر حضرت در این سخنان اشاره به کم بودن نیروی تحمل زنان در مواجهه با دشمن کرده و می فرماید آن ها زودتر از مردان تحت تاثیر احساسات خود واقع شده و به هیجان می آیند و تصمیمات آن ها و رفتارهایشان بر اساس عواطف و احساسات آن هاست که غلبه بر عقل و اندیشه ی زنان دارد.

در طبیعت، مرد بنده شهوت خویشتن است و زن در بند محبت مرد. مرد می خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می خواهد دل مرد را تسخیر کند.

پروفسور ریک در این مورد می گوید:

«زن و مرد از نظر ترکیب به کلی با هم فرق می کنند، علاوه بر این احساس این دو موجود هیچ وقت مقل هم نخواهند بود و هیچ گاه یک جور در مقابل حوادث و اتفاق ها عمکس العمل نشان نمی دهند.»

او مقایسه ای میان روحیه زن و مرد کرده و تفاوت های روانی آن ها را یافته و می گوید:

«برای مرد خسته کننده است که دائم زنی که دوستش دارد به سر ببرد اما هیچ لذتی برای زنان بالاتر از این نیست که همیشه در کنار مرد مورد علاقه خویش به سر برند. (البته این موضوع با توجه به فرهنگ و اعتقادات در بین افراد متفاوت است.)

خوشبختی از نظر مردها به دست آوردن مقام شخصیتی قابل احترام در اجتماع است ولی برای یک زن خوشبختی یعنی به دست آوردن قلب یک مرد و نگاهداری او برای تمام عمر. یک مرد همیشه می خواهد که زن مورد علاقه اش را به دین و ملیت خو در آورد و برای یک زن همان قدر که تغییر دادن نام خانوادگی بعد از ازدواج آسان است. عوض کردن دین و ملیت به خاطر مردی که دوستش دارد آسان است.»

با توجه به همه سونگری، در قوانیم شرع مقدس اسلام و نکته روان شناسی فوق که پس از سالها تحقیق و پژوهش به دست آمده است می توان رمز جایز نبودن ازدواج زن با مرد غیر مسلمان و حتی غیرشیعه را درک کرد. بنابر دین مبین اسلام مردان می توانند با هال کتاب و غیرشیعه ازدواج کنند ولی زنان مجاز به چنین پیوندی نیستند.

به راستی زنان با روحیه دیگرخواهی و وفاداری که نسبت به همسر خویش دارند اگر با غیر مسلمان ازدواج کنند بنا به نظر پرفسور ریک به همان مقدار که تغییر نام خانوادگی برای آن ها آسان است دین و ملیت خود را هم تغییر می دهند. ولی مردان بنا بر نظر روان شناسان خواستار این هستند که زن مورد علاقه خود را به دین خویش درآورند و با تاثیری که روی زنان دارند می توانند چنین کاری را انجام دهند و اینگونه به شمار مسلمانان اضافه خواهد شد.

حضرت امیر (ع) در این زمینه سخن زیبایی می فرماید:

«زنان، آرمانشان مردان هستند.»

زنان و مردان از نظر نوع استفاده از مکانزیمهای دفاعی متفاوت هستند و از نظر شخصیتی زنان حسودتر و کنجکاوتر از مردان هستند و اعتماد به نفس کمتری دارند. در هر حال نمود عاطفی زنان بیش تر از مردان است. برخی می نویسند:

«نقطه افتراق و تمایز بین زنان و مردان در دوست داشتن، در نمایش محبت و دوستی است.»

البته احساس خشم هم در زنان بیش از مردان است و نمایش آن هم بیشتر است.

 

·        تفاوت در برخورد با تنش ها:

یکی از مسایل مهم در رابطه با زندگی فردی و اجتماعی افراد، چگونگی برخورد آن ها هنگام مقابله با سختی ها و تنش هاست. در زندگی با توجه به گستردگی روابط انسانی و تفاوت های فردی ناگزیر شاهد بروز حالتهای غیرطبیعی و تنش زا هستیم که با تنش زدایی افراد اندیشمند و آگاه برطرف می گردد.

تفاوت زن و مرد در مواجهه با این حالات یکی از مباحث جالب روان شناسی و جامعه شناسی است که با در نظر گرفتن این تفاوت ها می توان به حل مشکلات ناشی از آن پرداخت.

روان شناسان می گویند:

«زمانی که مرد تحت فشار و تنش است تعداد مراکز توجه او افزایش می یابد و حتی نسبت به سایرین بی اعتنا می شود. این حالت مردان باعث می شود که ظاهرا آن ها را خودخواه و بی مبالات نشان دهند. اما زنان در مواقع تنش هوشیار می شوند و در مورد آن هایی که دوست دارند هوشیارتر به نظر می رسند. مردی که مشکل شغلی دارد روی کار خود متمرکز می شود گویا خانواده را فراموش می کند اما زن که در محل کارش مضطرب است در این حالت نیازها و خواسته های خانواده اش را بیش تر احساس می کند. شوهر متمرکز می شود در حالی که زن گسترده تر و بازتر به مسایل می نگرد.»

پیش از این در مورد شیوه کار مرد و زن و نگرش آن ها به جهان هستی و مسایل اطراف آن ها سخن گفتیم و دانستیم که مردان بر روی یک موضوع به ویژه اگر مربوط به شغل و امور مردانه باشد متمرکز می شوند ولی زنان هر چیزی را با محیط اطراف آن می سنجند و به تناسب اهمیت بیش تری می دهند. در رابطه با چگونگی برخورد با تنش های موجود در زندگی این ویژگی های مردانه و زنانه حرف اول را می زنند. ما با مشاهده برخوردهای زنان در هر سطح و از هر نژاد که باشند می بینیم که حتی در اوج مشکلات و مصایب و سختی ها هرگز از وظایف تربیتی خویش غافل نمی شوند.

آن ها در هر حالتی رفتار فرزندان را کنترل می کنند و به میهمان های تازه از راه رسیده و دوستان خود توجه دارند. حتی به نظم موجود در مکانی که نشسته اند توجه دارند. اگرچه آواری از مصیبت ها و مشکلات بر سر آن ها فرو ریخته باشد.

هرگز از پذیرایی شرکت کندگان غافل نمی شوند و از طریق گوناگون و با تذکرهای مگرر به خدمتگزاران در مجلس سعی در حفظ آبروی خویش دارند.

حتی آنگونه که «جان گری» می گوید در سختی ها و تنش ها دید آن ها گسترده تر می شود و بیش از پیش به تحلیل مسایل می پردازند از طرفی در چنین مجالسی اگر رفتار مردان را مورد توجه قرار دهیم می بینیم که در مصیبت وارده و یا شادی متمرکز شده و کمتر متوجه مسایل پیرامون خود هستند. در واقع مردان احساس غمگینی عمیقی دارند و تفاوت عمده آن ها با زنان در غم و شادی، کیفیت نمود آن است. به عبارتی زن غم و شادی خود را بیش تر می نمایانند ولی در مردان کمتر نمود دارد.

اگرچه زنان بیش از مردان افسرده می شوند ولی این افسردگی سطحی است در حالی که افسردگی مردان عمقی است و سریعتر رو به افسردگی می گذراند.

در هر حال نمایش عاطفه در زن قوی تر است ولی در مرد عمیق تر است از این رو زنان قهرهای طولانی دارند و همه مظاهر عاطفه را از شادی و نفرت و خشم و دوست داشتن و ترس و ... در کوتاهترین مدت بروز می دهند.

نیاز حقیقی زن در مواقع سختی ها و تنش هاف محبت و عشق است نه موعظه و امر و نهی. در حالی که مردان در چنین حالات بحرانی نیاز به فرصت برای بررسی و سنجش عمل خویش دارند.

 

 

 

 

 

 

 

·        تفاوت درنیازها:

یکی ازنیازهای مشترک زن ومردعشق است ودرزن ومردبه طورمساوی وجودداردامازنان ومردان درکیفیت ابرازعشق ومحبت تفاوت هایی دارند که به نیازهای متفاوت آن هامربوط می شود.نیازهای متفاوت زن ومردعبارتنداز:

-          مردان نیازدارندکه مورداعتمادهمسرشان قرارگیرندودرمقابل زنان بیشترنیازمندبه مراقبت ازسوی همسرخودهستندوبرای انجام کارهاوتصمیم گیری خودبه حمایت اواحتیاج دارند.

-          زنان نیازمندبه درک احساسات درونی اشان ازسوی همسرشان هستند.دوست دارندکه به سخنان آن هاگوش داده شودوهمسرشان آن هارادرک کندومردها به پذیرش ازسوی همسرنیازدارند.درواقع مردان برای این که اعتمادبه نفس پیداکرده ومردانه به تدبیراموربپردازند،نیازمندبه پذیرش همسرشان هستندواگرزنان مردهاراپذیراباشند،مردهاهم آن ها درک می کنندونیازهای درونی هردوبه صورت غیرمستقیم پاسخ داده می شود.

-          مردان نیازمندبه ستایش ازطرف همسرخویش هستندوهمواره درانتظارواژه هایی هستندکه درآن ها به نوعی ازآنهاقدردانی وسپاسگذاری شده باشدومتفابلازنان به احترام نیازمندهستند.زنان دوست دارند که مرداحترام همسرودیگران قرارگیرندوبه سخن وسلیقه ورفتارآنان احترام گذاشته شود.

-          جان گری می گوید:

چون زنان ومردان نمی دانندکه نیازهای عاطفی اصلی آن ها نسبت به یکدیگرمتفاوت است مرتکب اشتباه مشترکی می شوندیعنی آن چه رابرای خودمی خواهندبرای دیگری هم می خواهند.

·        تفاوت های عقلی:

یکی ازتفاوت های غیرقابل انکاربین زن ومردتفاوت ازحیث قوای دماغی،عقلانی وعاطفی است.مردان ازنظرعقل تجریدی وبه عبارت دیگرعقل نظری اززنان قوی تربوده وزنان ازنظرعقل عملی برمردان غلبه دارند.یعنی عقل تئوریک وتحلیل گروفرضیه باف وعقل سیاسی –اجتماعی درمردان دامنه ی گسترده تری نسبت به زنان داردواین برتری به علت وظیفه ی طبیعی مردان که تسخیرطبیعت ومبارزه بامشکلات اجتماعی برای ایجادرفاه خانوادگی است درمردان وجوددارد.لازم به ذکراست که اگرچه دنیای عقلی وشهودی باهم تفاوت دارنداماهیچ یک ازاین مواردمعیاری برای ارزشگذاری افرادنبوده وتنهاوسیله ای برای جداکردن راه های رسیدن به کمال انسانی است.قیاس واستقراوحل معادلات ریاضی ازیک طرف وکشف وشهودوبینش درونی ازطرف دیگرابزارویاراه هایی برای رسیدن به کمال مطلوب هستند.

ازآن جاکه شدت عواطف درزنان  بیش تراست،ادراکات عقلی زن بیش ترازعواطف اوجهت وتاثیرمی پذیردولی مردان به جهت آن که کمترتحت تاثیرعواطف خویش قرارمی گیرندازجهت عقلانی قوی تراززنان بوده وتصمیمات جدی تروقابل قبول تری می گیرند.برخی می نویسند:

گرچه فعالیت عقلی تجرید ی وتعمیمی درمغزمردبیشتراست امابزگتربودن جمجه وسنگین تربودن مغزمردان وبیشتربودن عقل نظری درآنان به معنای نزدیک بودن به آستان حقیقت متعالی ودرک بهتری ازواقعیت هستی نیست بلکه اگرمردبه وسیله ی حواس وعقل نظری خودبه حیات می نگردوبه حقیقت نایل می شود،زن بیش ترنوعی علم حضوری وشهودی دارد.اگرمرددرآیینه ی عقل به حقایق چشم می دوزدولی زن درآیینه ذات خودبه حقیقت می نگرد.

از آن جاکه درقرآن کریم وروایات آن چه مایه ی کرامت وبزرگواری انسان می شودتقواوپرهیزگاری است وبه عبارت دیگر ملاک ارزشگذاری برافرادمیزان تقوای آنان است وازطرفی تقوا،عملی بوده ودراثرعمل صالح ،رشدیافته ودروجودافرادنهادینه می شودوهمان طورکه گفته شدزنان درعقل عملی نه تنهاضعیف ترازمردان نیستندبلکه مساوی ودربرخی اموربرترازمردان هستندازاین روصعف درعقل تجریدی هیچ گونه آسیبی درصعودبه قله ی کمال ازناحیه ی زن واردنمی کند.درقرآن کریم آمده است:

وزنهارآنچه راخداوندبهضی ازشمارابربعضی برتری داده آرزونکنیدبرای مردان ازآنچه به اختیارکسب کرده اندبهره ایست وبرای زنان نیزازآنچه کسب کرده اندبهره ای است.

برتری مرددرعقل تجریدی فضلی است ازسوی خداوندمتعال به مردان همان گونه که برتری زنان درعقل عملی وعواطف ازالطاف الهی نسبت به زنان است وهیچ یک نبایدآرزوی داشتن فضلی چونان دیگری راداشته وازنعمت خویش غافل شود.خداوندبه هرانسانی وسیله ی رسیدن به کمال وارتقامعنوی رامتناسب باساختارطبیعی وروانی اواعطافرموده واین لازمه ی خلقت حکیمانه است که باافزایش درک وبینش متعالی می توان به این حقیقت بلندوحکمت آمیزپی برد.

·        تفاوت درتصمیم گیری:

آنگونه که بیان شدزنان ومردان درنوع هشیاری متفاوت هستند.مردان،هشیاری بادیدمتمرکزدارندوزنان هشیاری باحواس ودیدازتر.همین مسئله درنوع قضاوت مردوزن تاثیرمی گذارد.مردان درصدوررای تمام جوانب مخفی رامی بیننداماخانم هابه اشدمجازات فکرمی کنندزیراهمان گونه که درابراز محبت سریع هستنددراعمال خشم هم شدیدهستند.زنان ازهر100محرکه،90محرکه رادرک می کنندوذهن آن هامعمولاشلوغ ترازمردان است ازاین رودرتصمیم گیری هاباهم متفاوت هستند.این متمرکزبودن مردان وگسترده نگری زنان درتصمیم گیری های آنان نقش بسیاوموثری ایفا می کند.زنان برای حل مشکلات چنذین راه حل پیدا می کنندلذاقدرت تمرکزدریک راه کاروتصمیم گیری راندارند.

برای مثال درصورتی که زنان قصدخریدن هدیه راداشته باشندیه علت دیدبازوگسترده آنقدرمواردمتنوع راموردتوجه قرارمی دهندکه درتصمیم گیری دچارمشکل می شوندوگاه بایدبارهاوبارهابه مغازه ای رجوع کنندتاهدیه ی موردنظرراانتخاب نمایند.زنان به علت حس تناسب ودمسازی درباره ی شی موردنظرشان همه ی جوانب رادرنظرگرفته وبه تناسب همه جانبه می اندیشندوشایداین یکی ازمهمترین دلایل عدم قدرت درتصمیم گیری سریع ازسوی آن هاباشد.

نکته ی قابل توجه دیگراین که زنان همیشه خواهان برقراری ارتباط هستندازاین رومایل به شرکت دادن دیگران درتصمیم گیری خودهستندوچون سلیقه های افرادمتفاوت است روندانتخاب وتصمیم گیری زنان نسبت به مردان که محورتصمیم گیری آن ها خودشان وقدرت تعقل آن هاست کندترخواهدبود.

روان شناسان می گویند:مردان درابتداخودشان تصمیم می گیرندوبعدآماده هستندکه برمبنای اطلاعات دیگران تصمیم خودراتغییردهند.

بارهادرزندگی نزدیکان ودوستان خوددیده ایم که مردان بدون درنظرگرفتن نظرهای دیگرافرادخانواده تصمیم به انجام کاری می گیرندوآنگاه که درمقام مشورت برمی آینددرصورتی که بادلیل منطقی برای ترک ویاانجام کاربرخوردکردندتصمیم خودراعوض می کنند.

دراینجانتیجه ی عمل موردنظرمانیست بلکه نوع تصمیم گیریوراه هاوشیوه هایی که زن ومردازآن استفاده می کنندبرای اتخاذیک تصمیم مهم است.

جان گری می گوید:

مردابتداهدف راپیدامی کندبعدحرف می زندوزن حرف می زندوبعدهذف راپیدامی کند.

درواقع می توان گفت زنان باایجادهماهنگی وتوازن بین نظریه های دیگران ودرنظرگرفتن کلیه ی سلیقه ها وخواسته های افرادخانواده تصمیم می گیرندوسعی می کننددرتصمیم گیری خودنظرهمه تاحدی تامین شودودراین صورت بامقاومت روانی هیچ یک ازافرادمواجه نشوند.

گفتنی است درایت وهوشیاری مرکزی درمردان باعث مصمم بودن وکارامدتربودن آن هامی شودامااین صفت نوعی فراموشی نسبت به نیازهای دیگران ایجادمی کندوباعث می شودکه نیازهای همسرودیگراعضای خانواده درلیست اولویت اهداف مردان قرارنگیردوآزردگی روحی-روانی درهمسروفرزندان اوایجادشود.برخی روانشناسان می گویند:

آنگاه که مردان همه چیزرانادیده گیرندواگرهمسروفرزندانشان آزرده وناراحت شدندواکنش آنهابه این صورت باشدکه نبایدآزرده شونداین بی توجهی هاوانکارکردن ها تاثیردردآوری روی سایرین می گذاردویکی ازعوامل ویرانگرزن وشوهرخواهدبود.

حضرت علی تفاوت های زن ومرددرتصمیم گیری رابابینشی هوشمندانه چنین بیان می کند:

ازمشورت بازنان بپرهیزکه رای آنان زودسست می شودوتصمیم آنان ناپایداراست.

ناپایداری وسستی درتصمیم گیری زنان ازیکسوبه علت تاثیرعواطف واحساسات برآن ها وازسوی دیگرهمان گونه که بیان شدبرجاسته ازدیدگسترده وبازآن هاست.وهن درعزم شایداشاره به کندی درتصمیم گیری آن هاباشده ازنظرروان شناسان نیزموردتاییداست سستی درتصمیم گیری هادرنهج البلاغه تنهابه زنان نسبت داده نشده است بلکه می بینیم که به صورت عام آن گاه که حضرت امیره دسته بندی مردم می پردازدومی فرماید:

وبرخی ازآنهاازتصمیمات خودبازگشته و...

که این سخن به نوع انسان اشاره داردنه تنهایک جنس.

·        تفاوت ازنظرتوانایی شناختی:

توانایی ها شناختی رامی توان درسه نوع کلامی فضایی وریاضیات موردبررسی قرارداد.یافته های علمی نشان می دهدکه زن ومرددرهرسه قسم دارای تفاوت های محسوسی هستند.

آزمون های کلامی توانایی افرادرادرزبان گفتاری ونوشتاری اندازه می گیرندکه درواقع بیشتردرک کلام موردنظراست نه طرزبیان مثل حافظه ی عددی،کلمات متشابه ومتضادومعنی لغات ولی درآزمون های غیرکلامی توانایی های افرادرادرانجام دادن برخی ازکارهای عملی اندازه می گیرندمانندتکمیل تصاویر،تنظیم تصاویر،سوارکردن ابزارهاوالحاق قطعات و...

روان شناسان بهترین آزمون کلامی وغیرکلامی راازمون هوشی وکسلرمی دانندودرنتیجه ی این آزمون می خوانیم که:

دختران وپسران ازنظرآزمون کلامی تفاوت معناداری ندارندولی درآزمون های غیرکلامی تفاوت های چشم گیری نشان می دهند.دراستعدادتجسم فضایی تشخیص جهت وهدف گیری پسرهابهترازدختران هستند.ازنظراستعدادکلامی دختران زودترازپسرهاسخن گفتن رامی آموزندوبیش ترازپسرهای هم سن وسال خودلغت یادمی گیرند.بهترمی نویسندوبهترکلمات رابیان می کنندودرگرامروجمله سازی نیزمهارت دارند.رشدهوشی دختران بیشترازطریق زبان آموزی شروع می شوددرصورتی که رشدهوشی پسران ازطریق مهارت های عملی صورت می گیرد.

پسرهادراستعدادهای ریاضی به مراتب بهترازدخترهاهستندامادرکارها ی دستی مخصوصاکارهایی که نیازبه چالاکی دستان دارنددخترهابهترند.

اگرچه دراین زمان نفاوت معناداری درتوانایی های کلامی ذکرنشده است اماذکرنکته ای ضروری است وآن این که بنابرنظرروان شناسان دختران ازابتداازبدوتکلم درقدرت گویایی جلوترازپسران هستند.

بنابراین می توان گفت که رشدذهنی دختران باقدرت تکلم آنان درارتباط است.

برخی ازنویسندگان برابرنگروجودتفاوت های کلامی بین زن ومردراناچیزدانسته وبااعتراض به نظریه پردازان گذشته می نویسند:

اگرچه ازگذشته القاکرده اندکه توانایی کلامی زنان بیشترازمردان است امابایدخاطرنشان کردکه این تفاوت بسیارجزیی وسطحی است.

یکی دیگرازتوانایی های شناختی مردوزن توانایی درک ودریافت ریاضیات است که یافته های علمی نشان می دهدکه توانایی حل مسئله درپسران بهترازدختران است.

انچه مسلم است این که شناخت تفاوت های زن ومرددرنوع نگرش وزاویه ی دیدآن هانسبت به یکدیگرومسایل پیرامون آن هاضروری است زیرابرای زن ومرداین فرصت راایجادمی کندکه باآگاهی بیشتربه ارتباط باهم پرداخته وخودراازپرتگاه آسیب های روانی ناشی ازانتظارات  نابجانجات دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:37  توسط طاهره رحیم پور  |