متافیزیکاز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزادمتافیزیک لغتی است یونانی و مرکب است از دو کلمهٔ «متا» یعنی مابعد و «فیزیک» یعنی طبیعت و متافیزیک یعنی «مابعداطبیعه» و با «ماوراءالطبیعه» تفاوت دارد. اگرچه با اغماض می توان آنرا با ماوراءالطبیعه یکی دانست. متافیزیک را ریشه فلسفه میدانند. محققان متافیزیک به بررسی علل اولیه میپردازند. پارمنیدس اولین کسی است که در زمینه متافیزیک بحث کردهاست. امروزه باز هم تحقیق درباره متافیزیک ادامه دارد. فلسفه مدرن چون مبتنی بر تجربه بود انتقادات زیادی را متوجه آن دانستهاست. ارسطو برای چنین دانشی از سه نام بیشتر استفاده کرده است :حکمت /فلسفهٔ اولی/خداشناسی ابنسینا این دانش را به بخش الهیات به معنای اعم و الهیات به معنای اخص تقسیم کرد. کریستیان ولف اصطلاح هستی شناسی را برای معنای اعم در نظر گرفت و معنای اخص را متشکل از سه بخش دانست : خداشناسی و کیهان شناسی و روان شناسی. که موضوع آنها به ترتیب خدا، جهان و نفس است.
دلیل نامگذاریاین مباحث به این دلیل مابعدالطبیعه نام گرفت که در قرن اول پیش از میلاد، شخصی به نام آندرونیکوس رودسی، آثار ارسطو را جمع آوری و تنظیم میکرد. او کتابی را که امروزه به مابعدالطبیعه یا متافیزیک معروف است، بعد از کتاب طبیعت یا فیزیک قرار داد و به این جهت، اسم آن را متافیزیک گذاشت که در یونانی یعنی آنچه بعد از فیزیک (کتاب فیزیک) میآید. (وبه همین ترتیب، مابعدالطبیعه که لغتی عربی است، یعنی آنچه بعد از طبیعت میآید و هر دو واژه به یک معنا ست.) از آن پس، این نوع مباحث، مابعدالطبیعه یا متافیزیک و اصطلاحاتش، اصطلاحات مابعدالطبیعی نام گرفت. به طور کلی به تمام پدیدههایی که غیر قابل توضیح بوسیلهٔ قوانین حاکم بر دنیای مادی و فیزيکی باشند، متافیزيک گفته میشود. یعنی فراتر از قانون طبیعی. ممکن است پدیدههایی در گذشته وجود داشتند که از نظر عقلی محال به نظر میرسیدند، برای مثال سوراخ کردن فلزات بوسیلهٔ نور ولی محال بودن آن پدیده به خاطر عدم رشد کافی علم درآن زمان بود. به اینگونه پدیدهها متافیزیک گفته نمیشود. پدیدهٔ متا فیزیک، پدیدهای است که ماهیت و منشأ نیروی آن مشخص نباشد. اتفاق هر پدیدهای منوط به وجود نیرو و فاعلی است. نیروها در فیزيک مشخص هستند، ولی در متافیزیک نامشخص و مبهم. به عبارت بهتر نیروی متافیزیکی را نمیتوان فرمولبندی کرد. سوال مهمی که در اینجا ممکن است پیش بیاید این است که: پس چگونه یک نیروی متافیزیک در دنیای طبیعی بروز میکند و میتواند بر روی محیط اطرافش که مادی است تاثیر بگذارد، به گونهای که قابل مشاهده برای ما باشد. اساس متافیزیکدر تاریخ متافیزیک فیلسوفان مختلف مبانی متفاوتی را برای متافیزیک در نظر گرفتهاند. افلاطون، دکارت، اسپینوزا و لایپ نیتز عقل را ولی لاک و هیوم حس را مبنای متافیزیک خود قرار دادند. این که اساس متافیزیک عقل است یا حس یک ویژگی به فلسفهٔ یک متافیزیسین میدهد اما این که او متافیزیک خود را براساس یکی از این مبانی چگونه تغییر دهد یا مبانی دیگری به متافیزیک خود اضافه کند باعث میشود که متافیزیک او از آنچه قبلا مطرح شده تفاوت پیدا کند. تفاوت متافیزیک و الهیاتمتافیزیک را ریشهٔ فلسفه میدانند و آن را از الهیات جدا میکنند. متافیزیک با الهیات تفاوت دارد. در الهیات مباحث مذهبی مطرح میشود و استناد به کتابهای مذهبی صورت میگیرد اما در متافیزیک توضیح پیدایش هستی بنابر استدلالهای متافیزیسین است و مبتنی بر بحثهای فلسفی است. جدایی متافیزیک از الهیاتدر زمان پارمنیدس که او را پدر متافیزیک مینامند الهیات و متافیزیک در هم ادغام شده بود و بحث متافیزیک پارمنیدس با الهام از عالم غیب بود. افلاطون و ارسطو به ترتیب با مبنا قراردادن ایده و واقعیت و نیز با جدا کردن مباحث عالم غیب از متافیزیک الهیات یونانی را از متافیزیک به طور جزئی جدا کردند اما مفاهیم استعلایی هنوز در متافیزیک افلاطون وجود داشت. در قرنهای بعد با بحث صرف درباره وجود در معنای کلی آن متافیزیک به طور کامل از الهیات جدا شد. تنوع مباحث در متافیزیکمتافیزیک مبحثی دارای تنوع بسیار است که دیدگاههای فلسفی درباره وجود را شامل میشود اما از یک سو پیشینه در ادغام با الهیات دارد و از سوی دیگر جدا شدن از آن، متافیزیک را به سمت مباحث دیگری در فلسفه از جمله منطق گزارهها، فلسفه ذهن، فلسفه زبان و فلسفه تاریخ سوق داده است. نمونه این کوششها را میتوان در بررسی هستومندی زبان و تاریخ در آثار ویتگنشتاین و هگل یافت. گرایش مباحث متافیزیکی به این حوزهها به قدری زیاد است که امروزه واژههای متافیزیک تاریخ (Metaphysics of History) و متافیزیک زبان (Metaphysics of Language) در مباحث فلسفی بسیار رایج است. از آنجایی که مباحث متافیزیک دیگر از الهیات جدا شده نظرات ضد خدایی و ضد مذهبی فیلسوفانی مثل نیچه هم امروزه نوعی خاص از متافیزیک محسوب میشود. فیلسوفانی که در زمینه متافیزیک کارکردهاندفیلسوفانی که در زمینه متافیزیک کارکردهاند متافیزیسین نامیده میشوند. برخی از آنها: این فیلسوفان مبانی متفاوتی برای متافیزیک پیشنهادی خود مطرح کردند. متافیزیک برخی از آنها متافیزیک عقلانی (برمبنای عقل) و متافیزیک برخی دیگر از آنها متافیزیک حسّی (برمبنای حسّیات)است. منابع · Introduction à la métaphysique, Jean Grondin, Les presses de l'université de Montréal, 2004 · Metaphysic: In Three Books: Ontology, Cosmology, and Psychology by Hermann Lotze and Bernard Bosanquet, Kessinger Publishing, 2007
مقالات و مطالب يافت شده در گوگل:
متافیزیک ابن سینامتافيزيک آن طور که ابن سينا در کتابش با عنوان "شفا" در نظر گرفته، توضيح عقلانی همه هستی ست. ابن سينا "مشتق شدن همه چيز از هستی لازم"، ابديت هستی و نيز نفی شناخت آنچه مجزا از منبع هستی ست را در اين کتاب توضيح داده است. ابن سينا برای هر علمی موضوعی در نظر گرفته و علوم را به دوشاخه نظری و عملی تقسيم کرده است. از نظر او، علم نظری دانشی ست که موضوعش مستقل از ماست درحالی که علم عملی برای ما کاربرد دارد. او سه نوع علم عملی در نظر می گيرد: دانش کشورداری، اقتصاد و حکومت بر خود. او همچنين سه علم نظری را ممکن می داند: فيزيک، رياضی و دانش ماوراء الطبيعه. ابن سينا اولين کسی ست که کانی شناسی را ابداع کرده و در شيمی به شیوه قدیم هم کار کرده است. ابن سینا در نجوم نیز تحقیقاتی دارد و با ابوریحان بیرونی تبادل فکر داشته است. یرداختن به حوزه های مختلفی که ابن سینا در آنها کار کرده از بحث این مقاله خارج است. ابن سينا دانش ماوراء الطبيعه را دانشی الوهی می داند و موضوعش را طبق ديدگاه ارسطويی چيزی می داند که موجوديت داشته باشد. او به دو دليل مربوط بودن خدا به دانشهای ديگر را نفی می کند: ۱. دانش های ديگر يا دانش عملی هستند يا فيزيک يا رياضی و نمی توانند درباره خدا باشند. ۲. اگر خدا در متافيزيک بررسی نشود در هيچ علم ديگری قابل بررسی نخواهد بود. حتی اگر محوريت موضوع خدا در اين علم لازم باشد نمی توان جز اين يذيرفت که خدا موضوع خود را تشکيل می دهد. ابن سينا اين مورد را مطرح می کند که موضوع متافيزيک به علت اوليه مربوط است. اگرچه به نظر ابن سينا، علت اوليه موضوع منحصر به متافيزيک نيست. چرا که وجود اين علت بايد در اين علم نشان داده شود. ابن سينا با استفاده از متافيزيک ارسطو اين راه حل را ييشنهاد می کند که موضوع متافيزيک هستی آن گونه که هست می باشد که با هر آن چه وجود دارد اشتراک دارد. در تاريخ متافيزيک ابن سينا نخستين کسی ست که اين راه حل را ييشنهاد کرده است. ابن سينا موضوع متافيزيک را با موضوع ديگر علوم نظری مقايسه کرده است. او فيزيک را دانش اجسام آن گونه که هستند نمی داند بلکه آن گونه که حرکت می کنند يا ساکنند. رياضيات از نظر او، دانش مربوط به اندازه گيری و اعداد است و بنابراين به هستی که حادث شدنش رياضی ست ارتباط دارد. در هر دوی اين دانشها هستی به طور محدود بررسی می شود چرا که به ماده، اندازه يا تعداد بستگی دارد. در اين دو دانش، هستی ييش فرض شده است بدون آن که برای خودش مطالعه شود. هستی موضوع دانش متافيزيک است و در اين دانش بدون هيچ محدوديتی بررسی می شود. متافيزيک همه مقوله های مربوط به هستی از جمله: ذات، کميت و کيفیت را شامل می شود ولی مقوله عمومی تر خود هستی ست که بقيه مقوله ها را دربر می گيرد. موضوع متافيزيک، هستی همانطور که هست و مشترک با هر آن چه هست می باشد. ابن سينا می گويد که هستی نخستين موضوعی ست که به فکر در می آيد. اين نظر ابن سينا بعدها توسط فيلسوفانی نظير آکويناس و هايدگر استفاده شده است. تعبير هستی از اين جمله ابن سينا، درک روح ما از موجوديت داشتن چيزهاست. هستی، همه چيز را نه آن طور که اين گونه يا آن گونه است بلکه آن طور که موجوديت دارد دربر می گيرد. ابن سينا علاوه بر ارسطو، از نظر فارابی نيز بهره برده است. فارابی متافیزیک ارسطو را به این صورت در نظر گرفته بود که ١٠علت برای هستی وجود دارد که ٩ علت ثانوی هستند. از نهمین علت، علت دهم که علت فعال است به وجود می آید. دو علت اول، اولین کره آسمانی و هفت علت کرات مربوط به سیارات را یدید اورده اند. فارابی روح این کرات را به خلقت جوهر جسمانی توسط خدا مربوط می دانست که ماده اولیه همراه با حرکت را تشکیل داده است که اجزایش با وجود تفاوتهای شکلی به هارمونی و هماهنگی رسیده اند، نیزعناصر چهارگانه طبیعی یعنی گرما، سرما، خشکی و رطوبت از آنها تشکیل شده است. در ادامه چرخه تکاملی، اشکال کامل تر یعنی گیاهان، جانوران و انسان یدیدآمده اند. فارابی همچنین به علم منطق، توانایی زبان و فکر یرداخته است. او تکامل ذهن را به سه مرحله ذهن بالقوه، ذهن بالقعل و ذهن به دست آمده تقسیم کرده است. از نظر او، نوع سوم ذهن با به کار بردن تصاویر و تصورات ذهنی حاصل شده است. ابن سينا نخستين کسی ست که بين ذات* و موجوديت، فرق قائل شده است. از نظر او، موجوديت همان حادث شده از ذات است. به عبارت ديگر، موجوديت همان چيزی ست که به ذات می رسد وقتی که وجود می يابد. ابن سينا مفهوم لازم را در نظر می گيرد. از نظر او، لازم تاييدی بر موجوديت است. ارسطو نيز لزوم را در متافيزيک خود به عنوان مفهومی اساسی مطرح کرده بود. ابن سينا لزوم خدا را به عنوان دليلی بر موجوديت خدا به کار می برد. يکی ديگر از مشخصه های متافيزيک ابن سينا، تفاوتی ست که بين لازم و ممکن مطرح کرده است. از نظر او، لازم به علت احتياجی ندارد در حالی که ممکن به علت محتاج است. توجه به تفاوت بين ذات و موجوديت در اينجا ضروری ست: هستی لازم، اصل موجوديتش را در خود دارد اما هستی ممکن این طور نيست و اصل موجوديتش را در خود ندارد. برای هستی ممکن، موجوديت يک حادثه است که به ذات اضافه می شود. هستی ممکن به چيزی احتیاج دارد تا واقع شود که همان هستی لازم است. به عبارت ديگر، هستی لازم همان علت هستی ممکن است که موجوديت آن را سبب شده است. اين هستی لازم به نوبه خود، يا لازم است يا ممکن و اگر ممکن باشد برای موجوديت يافتنش به علت لازم ديگری احتياج دارد. بنابراين هستی لازم به طور الزامی بايد وجود داشته باشد تا همه چيز هستی خود را از آن بگيرد. ابن سينا تاييد کرده است که در هستی لازم، هستی و ذات يکی هستند. طبق استدلال ابن سينا، وجود ابديت هستی الزامی ست. چرا که در يک تداوم زمانی، هر چيز توسط علتی به وجود آمده که خودش علتی ممکن است. بنابراين هميشه می توان به يک علت درونی و سيس يه علت آن علت رسيد و تا بی نهايت ادامه داد. طبق نظر ابن سينا، اگر بخواهيم برای چيزی علتی در نظر بگيريم، بايد آن علت به طور هم زمان با آن چه سبب شده وجود داشته باشد بنابراين علت لازم آن خواهد بود. خلقت از نظر ابن سينا، به اين معنی نيست که موجوديت از يک "تصميم" درونی در زمان مشتق می شود (تصميم الوهی که مشکل چندگانگی را ايجاد می کند) بلکه به اين معنی ست که يک شيء، موجوديتش را از يک علت لازم گرفته است. بنابراين خلقت يک وابستگی در هستی ست نه تداوم زمانی. الزام ابديت هستی در ديدگاه ابن سينا يعنی اثبات ابديت هستی توسط ابن سينا. به عبارت ساده تر اثبات ابديت هستی يعنی اثبات وجودی ابديت هستی. يس احتمال و امکان در آن راه ندارد. ابن سينا هستی را ابدی می دانست. ابن سينا دو دليل برای نادرست بودن نظريه تدوام درونی-زمانی اصل اوليه نسبت به موجوديت جهان ارائه داده است: ۱. اگر در نظر بگيريم که خدا قدرت خلق کردن را قبل از خلقت داشته، اين اشکال وجود خواهد داشت که زمانی معين قبل از خلقت جهان وجود داشته که شامل خدا هم شده است و اين غير ممکن است، ۲. اگر در نظر بگيريم که خدا خلقت را در زمانی غير از زمانی که جهان را خلق کرده است می توانست آغاز کرده باشد، اين اشکال وجود دارد که خالق در زمان معنی از ناتوانی به توانايی رسيده و اين لزوم خلقت بوده که به او چنين امکانی داده است و اين مورد، اشکال دوم اين نظريه است. ابن سينا در کتابش نتيجه گرفته که تداوم درونی-زمانی برای خلقت غير ممکن است و خلقت را بايد به صورت يک اشتقاق موجودات از فکر خدا در نظر گرفت چراکه خدا فکری خالص است که به فکر می آيد و فکرش به صورت کار است که همان ذات همه موجودات است. ابن سينا با اين نظريه، چندگانگی را از اصل اوليه رد کرده است: "او همه چيز را در آن واحد به تفکر در می آورد که به چندگانگی در ماده شکل می گيرد يا در حقيقت ذاتش به فرمهايشان درمی آورد اما اين فرمها از فکر او مشتق می شود." ذات اجسام به دليل آن که فکر شده اند، وجود دارد. جهان از اين فکر که همان اصل اوليه لازم است يديد آمده است. براي اين که اين اصل دارای يگانگی باشد، ابن سينا از اصل نئو افلوتينی بهره گرفته و در کتابش نوشته است که اشتقاق اول از واحد است که فکر ديگر را مشتق می کند و اين اشتقاق ادامه می يابد و تحت هر فکر، يک کره آسمانی وجود دارد (ابن سينا در مجموع ۱۰ فکر مجزا در نظر گرفته است). طبق اين نظريه نئو افلوتينی، جهان از يک اشتقاق اوليه از فکر الوهی سرچشمه گرفته است. نظريه متافيزيک ابن سينا چند مشخصه مهم دارد: ۱. ابن سينا يايداری موضوع متافيزيک يعنی هستی همان طور که هست را مطرح کرده است. ۲. هستی، نخستين موضوعی ست که به فکر ما می رسد. ۳. ابن سينا ذات و موجوديت (يا هستی) را از هم متفاوت در نظر گرفته است. اين مورد در متافيزيک يونانی بررسی نشده بود. ۴. خدا هستی لازم است که هستی و ذاتش لزوما در او مرتبط هستند. ۵. جهان (ذات ها) از خدا مشتق شده که خودش فکر می شود. لازم است اشاره کنم که دور شدن ابن سينا از فلسفه ارسطو را يکی از مزيات فلسفه سينايی می دانند. هرچند که بهتر است وجوه متفاوت هر دو را در نظر گرفت. * اگر کلمه ذات یا essence را درباه خدا به کار بریم، ذات همان جوهر یا substance است. ارسطو نیز برای جوهر یا substance چهار معنا در نظر گرفته بود: ١. ذات یا ti esti ٢. فراگیر یا universal ٣. گونه ٤. سوبسترا. منابع: ۱. برهان شفا-شیخ الرئیس بوعلی سینا-ترجمه مهدی قوام صفری- انتشارات کتابخانه مرکزی-تهران ۲. فن سماع طبیعی از کتاب شفا- شیخ الرئیس بوعلی سینا- محمد علی فروغی- انتشارات کتابخانه مرکزی-تهران ۳. Avicenne, La Metaphysique Du Shifa,trad. M. Achena et H. Masse, Les Belles Lettres, 1995 ۴. Le Statut De La Metaphysique, Alain De Libera, La Philosophie Medievale, PUF, 1993 مطالب مرتبط : ویژگیهای مادی از دیدگاه ابن سینا مطالب يافت شده در سايت رشد در باره ي متافيزيك:
ریشه لغوی « فیزیک » در اصل لغتی یونانی به معنی « طبیعت » است و « متا » نیز به معنی « فراتر » و « مابعد » است. لذا متافیزیک را در زبان فارسی به فراماده ، فوقالعاده ، مابعد طبیعت و ... آوردهاند. مقدمهفیزیک عبارتست از پدیدههایی که با حواس پنجگانه خود در حالت عادی احساس میکنیم. بنابراین برای دریافت متافیزیک باید از حواس برتر بهره جست. پس متافیزیک عرصه باور کردن و فیزیک عرصه داشتن است. یعنی هرگاه بخواهیم چیزی را از راه مشاهده بدانیم، وارد عرصه باور میشویم. به عنوان مثال ، موجودات فیزیکی مانند سنگ ، پرنده ، انسان و آب را مشاهده میکنیم و لذا این مشاهده عینی و تجربی است. اما موجودات متافیزیکی مانند جن و روح را نمیتوانیم مشاهده کنیم. بنابراین وارد عرصه باور میشویم و این همان متافیزیک است. رابطه فیزیک و متافیزیکاز آنچه به صورت مقدمه ارائه شد، میتوان نتیجه گرفت که آنچه از نظر فیزیک غیرقابل توجیه باشد، مربوط به متافیزیک است. فیزیک و متافیزیک دو مجموعه مجزا هستند که هیچ وجه مشترکی ندارند. فیزیک محدود به فضا و زمان است، در صورتی که متافیزیک فراتر از فضا و زمان است. اگر علم متافیزیک در عالم ماده و منطق ما قابل اثبات نباشد و قابلیت درک و فهم برای همه را نداشته باشد، دلیل بر نادرستی آن نیست. همچنین یک سری ذهنیتهای خیالی در رابطه با آن که مربوط به عالم ماورای جهان میشود، ربطی به متافیزیک ندارد. آیا ندیدن دلیل بر نبودن است؟همانطوری که یک عالم مادی وجود دارد که اسب علم و دانش تجربی بشر در آن به تاخت و تاز میپردازد و هر روز پرده از اسرار آن برداشته میشود، یک عالم غیرمادی نیز احتمالا وجود دارد و میتوان گفت که اگر قادر به درک آن نباشیم، نمیتوانیم ندانستن خود را دلیل بر فقدان آن بدانیم. به عنوان مثال ، میتوان گفت که وجود حضرت احدیت را نمیتوان با چشم مادی مشاهده نمود، ولی این امر دلیلی بر رد وجود او نیست. آیا جهان و هستی همان است که میبینیم؟هستی تنها همین نیست که با چشم سر میبینیم و با حواس پنجگانه خود احساس میکنیم. البته آنچه را هم که میبینیم و حس میکنیم در واقع همه حقیقت اشیا نیست. در ورای این عالم محسوس عالمهایی وجود دارد که نامرئی و نامحسوس است و میتوان از آنها تعبیر به جهان غیب نمود. در عمق جهان متافیزیکی هم حقیقت نابی وجود دارد که فراتر از ماده است. جهان غیب را باید با چشمی دیگر و نگاهی متفاوت دید. به بیان دیگر ، باید با چشم دل و با گوش جان به سراغ جهان غیب رفت. ارتباط متافیزیک و هیپنوتیزمواژه « هیپنوتیزم » از یک کلمه یونانی که به معنی « خواب » است، گرفته شده است. در واقع هیپنوتیزم وضعیت یا حالتی است که طی آن فرد میتواند ، عکسالعملهای خاصی در پاسخ به تلقینات از خود نشان دهد. امروزه هیپنوتیزم به صورت یک علم پذیرفته شده است و کاربردهای فراوان دارد. از این جمله میتوان به تسکین درد بیماران ، ایجاد بی حسی و بیهوشی در بیماران ، تقویت حافظه ، تسهیل در امر یادگیری ، ایجاد و تقویت انگیزه برای مطالعه ، افزایش خلاقیت و غیره اشاره کرد. برخی معتقدند که در مراحل عمیق خلسههای هیپنوتیک میتوان به ورای بعد مکان و زمان دست یافت. مشروعیت علمی متافیزیکدر مورد متافیزیک بحث و جدلهای گوناگونی وجود دارد. برخی از نظر علمی آن را قبول کرده و برخی آن را زاییده تخیلات بشری میدانند. به هر حال متافیزیک به عنوان یک علم در کنار علوم دیگر وجود دارد. هرچند که در دانشگاههای معتبر رشته خاصی به عنوان متافیزیک که افرادی در سطح دکتری بتوانند در آن فارغالتحصیل شوند، وجود ندارد. البته در برخی کالجهای خصوصی جاهای دیگر چنین چیزی وجود دارد.متافيزيك از ديدگاه ارسطو:ارسطو · ماده:* حرکت:* ایده یا فرم:* علت چرایی: ماده:ماده، که به سوبسترا تعبیر می شود (هراکلیت، آتش را منبع هستی می دانست چرا که در اجسام نفوذ می کند و عمق آنها را نشان می دهد اما آناکسیمن، باد و تالس، آب را علت هستی و نخستین ماده پدید آورنده هستی می دانستند) و نیز به گونه ذهنی قابل تعبیر است ( افلاطون آن را به 3 نوع هستی: ایده ها، کپی آنها و ماده تقسیم کرده بود). حرکت:حرکت، ارسطو حرکت را دومین علت هستی می دانست. ایده یا فرم:ایده یا فرم، ارسطو ایده یا فرم را سومین علت هستی می دانست. علت چرایی:علت چرایی که همان هدف از وجود هر شیئ و پدیده است. به عنوان مثال، وجود برگها در درختان به دلیل محافظت از میوه هاست. این دورنمایی یا teleologism در دیدگاه آناکساگور (دیگر فیلسوف یونانی که هوش و فکر را علت هستی می دانست) و افلاطون نیز دیده می شود.
آدرس كامل: سايت كتابخانه مركزي- قسمت متابع اطلاعاتي در كشوي ديتا بيس و بعد انتخاب سايت ابسكو.( يك سايت مستند و مرجع) زماني كه صفحه اصلي ابسكو باز شد در باكس سرچ متافيزيك را نوشته و بعد از انتخاب فيلد موضوع و محدود كردن به مقالات تمام متن، مقالات را براي ما سرچ مي كند كه 1261 داده با موضوع متافيزيك يافت شد كه ده مورد اول به همرا چكيده در قسمت پايين آورده شده. پس از طي كردن مراحل بالا در سايت ابسكو مي توان به متن كامل دست يافت اما امكان كپي وحود ندارد به علت پي دي اف بودن سندها. ابسكو از قسمت منابع اطلاعاتي در سايت Data baseسرچ مقالات در كتابخانه مركزي از سيستم دانشگاه: بودن فايلها امكان كپي از متن كامل وجود ندارد اما از آدرسي كه بالاPdfبه علت گفته شد مي توان به متن كامل دست پيدا كرد. در اينجا فقط چكيده و اطلاعات كتابشناختي مقالات آورده شده. اولين مقاله: Title:
Authors: Scheurich, Cherie
Source: Journal of Spirituality & Paranormal Studies; Jul2009, Vol. 32 Issue 3, p165-177, 13p Document Type: Article Subject Terms: *SPIRITUALISM Abstract: This article will combine and connect theories of human spiritual development with metaphysical-related philosophies in an attempt to prove the following hypothesis: Humans who reach a high level of development have the potential to naturally experience a connective "oneness" with the Universal Intelligence (God Force) through a creative resonance with morphic fields that guide evolution. The following theories, questions, ideas, and metaphysical philosophies will be explored: Maslow's Hierarchy of Needs; Descartes' Meditations and competence of cognitive faculties; Jung's Collective Unconscious; Sheidrake's creative resonance with morphic fields; and some foundational information on high level creativity. Each of these theories alone has great potential for proving the existence of the One Universal Intelligence as the guiding forcefor all of creation and evolution. In tandem, these ideas provide undisputable evidence that God intends humans, at a particular stage of development, to be naturally awakened to his presence and call to service. Understanding each of these questions and theories first individually and then in combination will provide the foundation for the application of this complex idea into the experience of those individuals who are ready to fulfill their purpose through a metaphysical perspective. [ABSTRACT FROM AUTHOR]
Copyright of Journal of Spirituality & Paranormal Studies is the property of Academy of Spirituality & Paranormal Studies, Inc. and its content may not be copied or emailed to multiple sites or posted to a listserv without the copyright holder's express written permission. However, users may print, download, or email articles for individual use. This abstract may be abridged. No warranty is given about the accuracy of the copy. Users should refer to the original published version of the material for the full abstract. (Copyright applies to all Abstracts.) ISSN: 19325770 Database: Academic Search Premier
دومين مقاله: Title: DRETSKE ON METAPHYSICS AND FREEDOM. Authors: Koistinen, Olli1 okoisti@utu.fi Source: TRAMES: A Journal of the Humanities & Social Sciences; 2009, Vol. 13 Issue 2, p173-178, 6p Document Type: Article Subject Terms: *FREE will & determinism Author-Supplied Keywords: action People: DRETSKE, Fred Abstract: In this paper, Fred Dretske's component theory of action is evaluated. Dretske claims that in his theory reasons are parts or components of action. Thus, reasons do not cause actions because a part cannot cause the whole whose part it is. According to Dretske, this helps in eliminating a problem in compatibilism. Suppose reasons are causes of actions. Now, if X gives Y a reason from which she acts, then X also causes Y's action. But it is rather absurd to hold that by giving other persons reasons for acting, we also limit their autonomy. The view defended in this paper is that also in causal component analyses of action, reasons are causes of actions. Thus, Dretske's defence of compatibilism from this problem is not successful. [ABSTRACT FROM AUTHOR]
Copyright of TRAMES: A Journal of the Humanities & Social Sciences is the property of Teaduste Akadeemia Kirjastus and its content may not be copied or emailed to multiple sites or posted to a listserv without the copyright holder's express written permission. However, users may print, download, or email articles for individual use. This abstract may be abridged. No warranty is given about the accuracy of the copy. Users should refer to the original published version of the material for the full abstract. (Copyright applies to all Abstracts.) Author Affiliations: 1University of Turku ISSN: 14060922 Database: Academic Search Premier سومين مقاله:
Title: Aesthetic Sorites: A Peircean Resolution. Authors: Gilmore, Richard1 Source: Journal of Speculative Philosophy; 2009, Vol. 23 Issue 2, p128-136, 9p Document Type: Article Subject Terms: *SORITES paradox People: DANTO, Arthur Coleman, 1924- Abstract: The article examines the role of Peircean analysis in determining sorites-prone phenomena in the aesthetic realm. It cites the book "The Transfiguration of the Commonplace," by Arthur Danto which highlights an example of sorites-like dangers. It discusses the potential of the metaphysics and semiotics of Peirce in providing a logic of the penumbra.
Author Affiliations: 1Concordia College ISSN: 0891625X Database: Academic Search Premier چهارمين مقاله:
Title: Dancing Through Nothing: Nietzsche, the Kyoto School, and Transcendence. Authors: Schroder, Brian1 bxsgla@rit.edu Source: Journal of Nietzsche Studies; Spring2009, Issue 37, p44-65, 22p Document Type: Article Subject Terms: *TRANSCENDENCE (Philosophy) People: NIETZSCHE, Friedrich Wilhelm, 1844-1900 Abstract: The author explores the influence of Wilhelm Friedrich Nietzsche in the thinking of the Kyoto school and the traditional conception of transcendence. He mentions Tanabe Hajime and Nishitani Keiji who recognize the thinking of Nietzsche as an attempt to develop a genuine world philosophy. He states that the contemporary focus on immanence in opposition to transcendence provoked the dismissal of transcendence by progressive thinkers as vestige of an oppressive past metaphysics. The critical focus on Zen Buddhism in the realm of the transcendent is also highlighted. Author Affiliations: 1Rochester Institute of Technology ISSN: 09688005 Database: Academic Search Premier پنجمين مقاله: Title: THE HOLY SPIRIT AND THE PHYSICAL UNIVERSE: THE IMPACT OF SCIENTIFIC PARADIGM SHIFTS ON CONTEMPORARY PNEUMATOLOGY. Authors: Vondey, Wolfgang Source: Theological Studies; Mar2009, Vol. 70 Issue 1, p3-36, 34p Document Type: Article Subject Terms: *HOLY Spirit People: EINSTEIN, Albert, 1879-1955 Abstract: A methodological shift occurred in the sciences in the 20th century that has irreversible repercussions for a contemporary theology of the Holy Spirit. Newton and Einstein followed fundamentally different trajectories that provide radically dissimilar frameworks for the pneumatological endeavor. Pneumatology after Einstein is located in a different cosmological framework constituted by the notions of order, rationality, relationality, symmetry, and movement. These notions provide the immediate challenges to a contemporary understanding of the Spirit in the physical universe. [ABSTRACT FROM AUTHOR]
Copyright of Theological Studies is the property of Theological Studies and its content may not be copied or emailed to multiple sites or posted to a listserv without the copyright holder's express written permission. However, users may print, download, or email articles for individual use. This abstract may be abridged. No warranty is given about the accuracy of the copy. Users should refer to the original published version of the material for the full abstract. (Copyright applies to all Abstracts.) ISSN: 00405639 Database: Academic Search Premier
ششمين مقاله:
Title: The Evolution of the Moral Sentiments and the Metaphysics of Morals. Authors: Allhoff, Fritz1 fritz.allhoff@wmich.edu Source: Ethical Theory & Moral Practice; Jan2009, Vol. 12 Issue 1, p97-114, 18p Document Type: Article Subject Terms: *ETHICS, Evolutionary Author-Supplied Keywords: Contractualism/contractarianism Abstract: So-called evolutionary error theorists, such as Michael Ruse and Richard Joyce, have argued that naturalistic accounts of the moral sentiments lead us to adopt an error theory approach to morality. Roughly, the argument is that an appreciation of the etiology of those sentiments undermines any reason to think that they track moral truth and, furthermore, undermines any reason to think that moral truth actually exists. I argue that this approach offers us a false dichotomy between error theory and some form of moral realism. While accepting the presuppositions of the evolutionary error theorist, I argue that contract-based approaches to morality can be sensitive to those presuppositions while still vindicating morality. Invoking Stephen Darwall’s distinction between contractualism and contractarianism, I go on to offer an evolutionary-based contractarianism. [ABSTRACT FROM AUTHOR]
Copyright of Ethical Theory & Moral Practice is the property of Springer Science & Business Media B.V. and its content may not be copied or emailed to multiple sites or posted to a listserv without the copyright holder's express written permission. However, users may print, download, or email articles for individual use. This abstract may be abridged. No warranty is given about the accuracy of the copy. Users should refer to the original published version of the material for the full abstract. (Copyright applies to all Abstracts.) Author Affiliations: 1Department of Philosophy, Western Michigan University, Kalamazoo USA ISSN: 13862820 DOI: 10.1007/s10677-008-9140-8 Database: Academic Search Premier
هفتمين مقاله: Title: The Evolution of the Moral Sentiments and the Metaphysics of Morals. Authors: Allhoff, Fritz1 fritz.allhoff@wmich.edu Source: Ethical Theory & Moral Practice; Jan2009, Vol. 12 Issue 1, p97-114, 18p Document Type: Article Subject Terms: *ETHICS, Evolutionary Author-Supplied Keywords: Contractualism/contractarianism Abstract: So-called evolutionary error theorists, such as Michael Ruse and Richard Joyce, have argued that naturalistic accounts of the moral sentiments lead us to adopt an error theory approach to morality. Roughly, the argument is that an appreciation of the etiology of those sentiments undermines any reason to think that they track moral truth and, furthermore, undermines any reason to think that moral truth actually exists. I argue that this approach offers us a false dichotomy between error theory and some form of moral realism. While accepting the presuppositions of the evolutionary error theorist, I argue that contract-based approaches to morality can be sensitive to those presuppositions while still vindicating morality. Invoking Stephen Darwall’s distinction between contractualism and contractarianism, I go on to offer an evolutionary-based contractarianism. [ABSTRACT FROM AUTHOR]
Copyright of Ethical Theory & Moral Practice is the property of Springer Science & Business Media B.V. and its content may not be copied or emailed to multiple sites or posted to a listserv without the copyright holder's express written permission. However, users may print, download, or email articles for individual use. This abstract may be abridged. No warranty is given about the accuracy of the copy. Users should refer to the original published version of the material for the full abstract. (Copyright applies to all Abstracts.) Author Affiliations: 1Department of Philosophy, Western Michigan University, Kalamazoo USA
ISSN: 13862820 DOI: 10.1007/s10677-008-9140-8 Database: Academic Search Premier
هشتمين مقاله: Title: Concept, Image and Story in Systematic Theology. Authors: Fiddes, Paul S.1 Source: International Journal of Systematic Theology; Jan2009, Vol. 11 Issue 1, p3-23, 21p Document Type: Article Subject Terms: *NARRATIVE theology Abstract: This article enquires about the place of ‘aesthetic theology’ within the conceptual enterprise of systematic theology. If narrative theology is to be of any help in answering the question, it will have to include an appeal to extra-biblical images and stories in its method, and will also need to relate metaphor to some kind of analogy and metaphysics (carefully defined). Working from a theological basis in doctrines of revelation and canon, poems and novels outside the Bible may thus be seen to contribute to systematic theology in at least three ways: in deciding between concepts, in enabling connections to be made between concepts, and in developing the Christian story for the present age. Finally, the concept of God as ‘relational being’ is explored as an example of aesthetic forms of theological discourse, connecting everyday religious speech to systematic theology with an ‘analogy of relations’. [ABSTRACT FROM AUTHOR]
Copyright of International Journal of Systematic Theology is the property of Blackwell Publishing Limited and its content may not be copied or emailed to multiple sites or posted to a listserv without the copyright holder's express written permission. However, users may print, download, or email articles for individual use. This abstract may be abridged. No warranty is given about the accuracy of the copy. Users should refer to the original published version of the material for the full abstract. (Copyright applies to all Abstracts.) Author Affiliations: 1Regent's Park College, Pusey Street, Oxford OX1 2LB, UK ISSN: 14631652 DOI: 10.1111/j.1468-2400.2008.00420.x Database: Academic Search Premier نهمين مقاله:
Title: PASSING POWERS AROUND. Authors: Mumford, Stephen1 Source: Monist; Jan2009, Vol. 92 Issue 1, p94-111, 18p Document Type: Article Subject Terms: *CAUSATION Abstract: The article discusses the account causations. It notes that the idea of an account causation can be gained from ontology of powers or dispositions. The author motivates the account and advocates a picture in which all properties are as powerful and in which causation is understood as a passing around powers. He stated that the starting point of the account is that causation occurs when powers manifest themselves but still needs to be re fined. The author prefers to explain causes in terms of powers rather than vice versa. Furthermore, he believes that power is a more wide ranging notion which will produce plausible accounts of properties, laws of nature, modality, and persistence. Author Affiliations: 1University of Nottingham ISSN: 00269662 Database: Academic Search Premier
دهمين مقاله لاتين: Title: The Metaphysical Irrelevance of the Compatibilism Debate (and, More Generally, of Conceptual Analysis). Authors: Balaguer, Mark1 Source: Southern Journal of Philosophy; Spring2009, Vol. 47 Issue 1, p1-24, 24p Document Type: Article Subject Terms: *FREE will & determinism Abstract: It is argued here that the question of whether compatibilism is true is irrelevant to metaphysical questions about the nature of human decision-making processes-for example, the question of whether or not humans have free will-except in a very trivial and metaphysically uninteresting way. In addition, it is argued that two other questions- namely, the conceptual-analysis question of what free will is and the question that asks which kinds of freedom are required for moral responsibility-are also essentially irrelevant to metaphysical questions about the nature of human beings. [ABSTRACT FROM AUTHOR]
Copyright of Southern Journal of Philosophy is the property of Southern Journal of Philosophy and its content may not be copied or emailed to multiple sites or posted to a listserv without the copyright holder's express written permission. However, users may print, download, or email articles for individual use. This abstract may be abridged. No warranty is given about the accuracy of the copy. Users should refer to the original published version of the material for the full abstract. (Copyright applies to all Abstracts.) Author Affiliations: 1California State University, Los Angeles ISSN: 00384283 Database: Academic Search Premier
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 11:40  توسط طاهره رحیم پور
|
|