پس از واقعه تلخ عاشورا، رسالت سنگين بانوان کاروان حسيني آغاز گرديد. آنان با وجود شرايط سخت جسمي و روحي، مي بايست از انديشه و کلام و احساس ياري گرفته و با خطبه هاي پرشور خويش، مردمي که در عمق ناداني به سر مي بردند را از حقانيت راه امام حسين(عليه السلام) و مظلوميت ايشان آگاه سازند و به رهبري زينب(عليهاالسلام)، به نشر معارف اسلام و رساندن پيام شهيدان بپردازند تا اسلام را از هدم و زوال نجات بخشند. اينجاست که به هدف والاي امام حسين(عليه السلام) از همراه نمودن زنان و کودکان، با خويش پي مي بريم.
شهيد مطهري مي فرمايند: ...« ابا عبدالله(عليه السلام) اهل بيت خودش را حرکت مي دهد، براي اينکه در تاريخ رسالتي عظيم را انجام دهند. براي اينکه نقش مستقيمي در ساختن اين تاريخ عظيم داشته باشند، اما با قافله سالاري زينب، بدون آنکه از مدار خودشان خارج شوند، از عصر عاشورا زينب(عليهاالسلام) تجلي مي کند و از آن به بعد به او واگذار شده بود.»
فعاليت ها و حماسه زن عاشورايي را پس از قيام، مي توان به دو بخش تقسيم نمود:
1- حماسه آفريني زينب(عليهاالسلام)، در نهضت عاشورا
2- نقش و فعاليت ساير بانوان، در اين نهضت
حماسه آفريني زينب (عليهاالسلام) در نهضت عاشورا
همان گونه که مي دانيم، حفظ و نگهداري يک نهضت و انقلاب، از انجام آن مهمتر است. حضرت زينب (عليهاالسلام) بعد از حادثه جانسوز دهم محرم الحرام سال 61 هجري، پيام رساي خويش را از دشت خونين کربلا براي مسلمانان ابلاغ نمود و آن را براي هميشه در تاريخ، زنده نگاه داشت.
البته، حضور و نقش عظيم آن حضرت در نهضت کربلا، منحصر به بعد از قيام نيست، بلکه ايشان از ابتداي راه، حضوري فعال و تعيين کننده در انقلاب حسيني داشتند. همياري حضرت زينب (عليهاالسلام) با امام حسين (عليه السلام) در انجام مسئوليت ها را مي توان بزرگترين نقش آن حضرت، تا قبل از ظهر عاشورا دانست. آن حضرت به عنوان امين امام، بخش وسيعي از مسئوليت ها و امور کاروان را بر عهده داشت، تا امام (عليه السلام) فرصت و فراغ بيشتري براي آماده سازي قيام داشته باشد.
اما اصلي ترين وظيفه حضرت زينب (عليهاالسلام)، بعد از ظهر عاشورا، متجلي مي شود. اگر نبود آن عالمه غير معلمه در کربلا، نه تنها انقلاب امام حسين(عليه السلام) دستخوش تحريف مي گرديد، بلکه اسلام نيز در معرض خطري جدي قرار مي گرفت.
پيرامون زنان در حادثه کربلا در دو محور سخن مي توان گفت: يکي آن که آنان چند نفر و چه کساني بودند، ديگر آن که چه نقشي داشتند. زناني که در کربلا حضور داشتند، برخي از اولاد علي«ع» بودند، و برخي جز آنان، چه از بني هاشم يا ديگران. زينب، ام کلثوم، فاطمه، صفيه، رقيه و ام هاني، از اولاد اهل بيت عليهم السلام بودند، فاطمه و سکينه، دختران سيد الشهدا«ع» بودند، رباب، عاتکه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقيل، فضه نوبيه، کنيز خاص امام حسين«ع» و مادر وهب بن عبد الله نيز از زنان حاضر در کربلا بودند 5 نفر زن که از خيام حسيني به طرف دشمن بيرون آمدند، عبارت بودند از: کنيز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبد الله کلبي، مادرعبد الله کلبي، مادر عمر بن جناده، زينب کبري«ع.» زني که در عاشورا شهيد شد، مادر وهب بود، بانوي نميريه قاسطيه، زن عبد الله بن عمير کلبي که بر بالين شوهر آمد و از خدا آرزوي شهادت کرد و همانجا با عمود غلام شمر که بر سرش فرود آورد، کشته شد.
در عاشورا دو زن از فرط عصبيت و احساس، به حمايت از امام برخاستند و جنگيدند:
يکي مادر عبد الله بن عمر که پس از شهادت فرزند، با عمود خيمه به طرف دشمن روي کرد و امام او را برگرداند. ديگري مادر عمرو بن جناده که پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردي را به وسيله آن کشت، سپس شمشيري گرفت و با رجزخواني به ميدان رفت، که امام حسين«ع» او را به خيمه ها برگرداند. دلهم، دختر عمر(همسر زهير بن قين) نيز در راه کربلا به اتفاق شوهرش به کاروان حسيني پيوست. زهير بيشتر تحت تاثير سخنان همسرش حسيني شد و به امام پيوست. رباب، دختر امرء القيس کلبي،همسر امام حسين«ع» نيز در کربلا حضور داشت، مادر سکينه و عبد الله. زني از قبيله بکر بن وائل نيز حضور داشت، که ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود، ولي هنگام حمله سپاهيان کوفه به خيمه هي اهل بيت، شمشيري برداشت و رو به خيمه ها آمد و آل بکر بن وائل را به ياري طلبيد.
زينب کبري و ام کلثوم، دختران اميرالمومنين«ع»،همچنين فاطمه دختر امام حسين«ع» نيز جزء اسيران بودند و در کوفه و... سخنرانيهاي افشاگر داشتند. مجموعه اين بانوان، همراه کودکان خردسال، کاروان اسراي اهل بيت را تشکيل مي دادند که پس از شهادت امام و حمله سپاه کوفه به خيمه ها، ابتدا در صحرا متفرق شدند، سپس به صورت گروهي و اسير به کوفه و از آنجا به شام فرستاده شدند.
اما درباره حضور اين زنان در حادثه عاشورا بيشتر به محور«پيام رساني» بايد اشاره کرد. البته جهات ديگري نيز وجود داشت که فهرست وار به آنها اشاره مي شود که هر کدام مي تواند به عنوان«درس» مورد توجه باشد:
- مشارکت زنان در جهاد: شرکت در جبهه پيکار و همدلي و همراهي با نهضت مردانه امام حسين و مشارکت در ابعاد مختلف آن از جلوه هاي اين حضور است. چه همکاري طوعه در کوفه با نهضت مسلم، چه همراهي همسران برخي از شهداي کربلا، چه حتي اعتراض و انتقاد برخي همسران سپاه کوفه به جنايتهاي شوهرانشان مثل زن خولي.
- آموزش صبر: روحيه مقاومت و تحمل زنان- نسبت - به شهادتها در کربلا درس ديگر نهضت بود. اوج اين صبوري و پايداري در رفتار و روحيات زينب کبري«ع» جلوه گر بود.
- پيام رساني: افشاگريهاي زنان و دختران کاروان کربلا چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشت به مدينه پاسداري از خون شهدا بود. سخنان بانوان، هم به صورت خطبه جلوه داشت، هم گفتگوهاي پراکنده به تناسب زمان و مکان.
- روحيه بخشي: در بسياري از جنگها حضور تشويق آميز زنان در جبهه، به رزمندگان روحيه مي بخشيد. در کربلا نيز مادران و همسران بعضي از شهدا اين نقش را داشتند.
- پرستاري: رسيدگي به بيماران و مداوي مجروحان از نقش هاي ديگر زنان در جبهه ها، از جمله در عاشوراست. نقش پرستاري و مراقبت حضرت زينب از امام سجاد«ع» يکي از اين نمونه هاست
- مديريت: بروز صحنه هاي دشوار و بحراني، استعدادهاي افراد را شکوفا مي سازد.
نقش حضرت زينب در نهضت عاشورا و سرپرستي کاروان اسرا، درس«مديريت در شرايط بحران» را مي آموزد. وي مجموعه بازمانده را در راستي اهداف نهضت، هدايت کرد و با هر اقدام خنثي کننده نتايج عاشورا از سوي دشمن، مقابله نمود و نقشه هاي دشمن را خنثي ساخت.
- حفظ ارزشها: درس ديگر زنان قهرمان در کربلا، حفظ ارزشهاي ديني و اعتراض به هتک حرمت خاندان نبوت و رعايت عفاف و حجاب در برابر چشمهاي آلوده است. زنان اهل بيت، با آن که اسير بودند و لباسها و خيمه هايشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض ديد تماشاچيان بودند، اما اعتراض کنان، بر حفظ عفاف تاکيد مي ورزيدند. ام کلثوم در کوفه فرياد کشيد که آيا شرم نمي کنيد براي تماشاي اهل بيت پيامبر جمع شده ايد؟
وقتي هم در کوفه در خانه بازداشت بودند، زينب اجازه نداد جز کنيزان وارد آن خانه شوند. در سخنراني خود در کاخ يزيد نيز بر اين گونه گرداندن بانوان شهر به شهر، اعتراض کرد: «ا من العدل يابن الطلقاء تخديرک حرائرک و امائک و سوقک بنات رسول الله سبايا قد هتکت ستورهن و ابديت وجوههن يحدو بهن الاعداء من بلد الي بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المعاقل و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الغائب و الشهيد...»و نمونه هاي ديگري از سخنان و کارها که همه درس آموز عفت و دفاع از ارزشهاست.
- تغيير ماهيت اسارت: اسارت را به آزادي بخشي تبديل کردند و در قالب اسارت، به اسيران واقعي درس حريت و آزادگي دادند.
- عمق بخشيدن به بعد عاطفي و تراژديک کربلا: گريه ها، شيونها،عزاداري بر شهدا و تحريک عواطف مردم، به ماجري کربلا عمق بخشيد و بر احساسات نيز تاثير گذاشت واز اين رهگذر، ماندگارتر شد.
شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در کربلا،تاثير بيدارگر و حرکت آفرين داشت و خوني تازه در رگهاي جامعه اسلامي دواند و جو نامطلوب را شکست و امتدادهاي آن حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتي در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تاثيرات سياسي اين حادثه در انديشه هاي مردم آشکار شد.گروهي از اسرا را که به شام مي بردند،چون به تکريت رسيدند، مسيحيان آنجا در کليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر کشته شدن حسين «ع »،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا»
نيز رسيدند.مردم آنجا همگي گرد آمدند و بر حسين و دودمانش سلام و درود فرستادند وامويان را لعن کردند و سربازان را از آنجا بيرون کردند.چون خبر يافتند که مردم «جهينه »
هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه «کفر طاب »رفتند،به آنجا نيزراهشان ندادند.به حمس که وارد شدند،مردم تظاهرات کردند و شعار دادند:«اکفرا بعدايمان و ضلالا بعد هدي؟»و با آنان درگير شدند و تعدادي را کشتند. برخي از تاثيرات حماسه عاشورا از اين قرار است:
1-قطع نفوذ ديني بني اميه بر افکار مردم2 -احساس گناه و شرمساري در جامعه،به خاطر ياري نکردن حق و کوتاهي دراداي تکليف3 -فرو ريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام بر ضد ستم4 -رسوايي يزيديان و حزب حاکم اموي5 -بيداري روح مبارزه در مردم6 -تقويت و رشد انگيزه هاي مبارزاتي انقلابيون7 -پديد آمدن مکتب جديد اخلاقي و انساني(ارزشهاي نوين عاشورايي و حسيني)
8-پديد آمدن انقلابهاي متعدد با الهام از حماسه کربلا9-الهام بخشي عاشورا به همه نهضتهاي رهايي بخش و حرکتهاي انقلابي تاريخ10 -تبديل شدن «کربلا»به دانشگاه عشق و ايمان و جهاد و شهادت،براي نسلهاي انقلابي شيعه11 -به وجود آمدن پايگاه نيرومند و عميق و گسترده تبليغي و سازندگي در طول تاريخ،بر محور شخصيت و شهادت سيد الشهدا«ع »
از نهضتهاي شيعي پس از عاشورا،مي توان «انقلاب توابين »،«انقلاب مدينه »،«قيام مختار»،«قيام زيد»،و...حرکتهاي ديگر را نام برد.براي توضيح بيشتر،به مدخل خاص هر يک از اين نهضتها در همين مجموعه مراجعه شود.تاثير حماسه عاشورا را درانقلابهاي بزرگي که در طول تاريخ، بر ضد ستم انجام گرفته،چه در عراق و ايران و چه درکشورهاي ديگر،نبايد از ياد برد.«فرهنگ شهادت »و انگيزه جهاد و جانبازي که درانقلاب اسلامي ايران و هشت سال دفاع مقدس در جبهه ها جلوه گر بود،گوشه اي از اين تاثير پذيري است.شعار«نهضت ما حسينيه،رهبر ما خمينيه »که در مبارزات ملت مسلمان ايران بر ضد طاغوت طنين افکن بود و نيز شور حسيني جبهه هاي رزم ايران،گواه روشن تاثير گذاري کربلا در قرنها پس از آن حماسه مقدس است.يکي از نويسندگان محقق،نتايج نهضت کربلا را عبارت مي داند از:
1-پيروزي مسئله اسلام و حفظ آن از نابودي2 -هزيمت امويان از عرصه فکري مسلمين3 -شناخت اهل بيت به عنوان نمونه هاي پيشوايي امت4 -تمرکز شيعه از بعد اعتقادي بر محور امامت5 -وحدت صفوف شيعه در جبهه مبارزه6 -ايجاد حس اجتماعي در مردم7 -شکوفايي موهبتهاي ادبي و پديد آمدن ادبيات عاشورايي 8-منابر وعظ و ارشاد،به عنوان وسيله آگاهانيدن مردم9 -تداوم انقلاب به صورت زمينه سازي نهضتهاي پس از عاشورا حادثه کربلا،گشاينده جبهه اعتراض عليه حکومت امويان و سپس عباسيان شد،چه به صورت فردي که روحهاي بزرگ را به عصيان و افشاگري واداشت،و چه به شکل مبارزه هاي گروهي و قيامهاي عمومي در شهري خاص يا منطقه اي وسيع.
خون او تفسير اين اسرار کرد
ملت خوابيده را بيدار کرد
درباره نقش زنان در واقعه عاشورا کتاب زنان عاشورايي که چندي است موسسه فرهنگي موعودآن را منتشر کرده يکي از خواندني ترين آثار اين حوزه است که تا کنون چندين بار تجديد چاپ شده است.
نقش زنان در نهضت حسينى
حماسه عاشورا را زنان و مردانى ساختند كه مرگ سرخ و شهادت را بر زندگى ذلتبار ترجيح دادند تا گلواژه آزادى و آزادگى همواره در تاريخ سبز بماند.
در اين حماسه خونين بيشتر به نقش آفرين مردان و يارانى كه در ركاب حضرت به فوز عظيم شهادت نايل شدند توجه شده است و نقش زنان كمتر مورد توجه بوده است. تنها در حماسه عاشورا از اسوه صبر و مقاومت زينب كبرى (س) و نقش وى در پيام رسانى صحبتشده است و نقش ديگر زنان حماسه شعور و شرف و آزادگى مورد غفلت واقع شده است، از اين رو در اين مقاله به معرفى اجمالى زنان حماسهساز در نهضت عاشورا مىپردازيم.
بدون ترديد در طول تاريخ اسلام و به ويژه تشييع زنان از سهم بسزايى برخوردار بودهاند و عاشورا نيز برههاى از همين تاريخ سراسر صبر و ايثار و مقاومت و خودآگاهى است. زنان مسلمانان از بدو تولد اسلام به جهانيان نشان دادند كه از آگاهى و شناخت و شعور برخوردارند و بر خلاف آنچه سردمداران دفاع حقوق زن مىپندارند، زن مسلمان نه عروسك حرمسرا و نه موجودى به دور از واقعيتها و مسايل اجتماعى و سياسى و نظامى است و تاريخ عاشورا بيانگر اين واقعيت است، چنانكه زمانى كه افرادى چون عمر سعد در انتخاب صراط مستقيم راه را گم كردند و افرادى چون زهير بن قين كه در يارى امام دچار ترديد شده بودند، زنانى چون دلهم ( همسر زهير ) شوهرش را به يارى امامش دعوت كرد و او را از تنگناى امتحان سرفراز بيرون آورد. نيز زنانى چون ام وهب و بانوى غيريه قاسطيه كه شجاعت در ركابشان مردانگى آموخت.
در حقيقت نقش زنان در حماسه عاشورا همچون خود عاشورا جاويد خواهد ماند و آنان براى هميشه تاريخ بر بار شيعه بهترين الگوى ايمان و ايثار و اخلاص و فداكارى خواهند بود.
زنان در عاشورا
نقش زنان در حادثه خونبار عاشورا از ابعاد گوناگونى برخوردار است كه به بعضى از آنها اشاره مىشود:
1- مشاركت در جهاد
شركت در جبهه پيكار و همدلى با نهضت مردانه امام حسين(ع) و مشاركت در ابعاد مختلف آن، از جلوههاى اين حضور است. از همكارى طوعه در كوفه با نهضت مسلم و همراهى همسران برخى از شهداى كربلا گرفته تا اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه كوفه به جنايتهاى شوهرانشان مثل خولى نمونههايى از اين دست است.
2- آموزش صبر
روحيه مقاومت و تحمل زنان در مقابل شهادت مردان اسلام در كربلا از درسهاى نهضت عاشورا بود كه اوج اين صبورى در رفتار زينب كبرى(س) جلوهگر شد. آموزش صبر و مقاومتحماسه عاشورا در زنان آگاه و مبارز متجلى شده و در طول جنگ تحميلى زنان مبارز و فداكار انقلاب اسلامى ايران نشان دادند كه آموزش صبر و مقاومت را از شير زنان كربلا به خوبى آموختهاند.
3- پيام رسانى
افشاگرى جنايات يزيديان چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشتبه مدينه، به معناى پاسدارى از خون شهدا بود. افشاگرى بانوان به دو صورت، خطبه و گفتگوهاى پراكنده صورت پذيرفت، و اگر پيام رسانى زينب كبرى(س) و بقيه زنان نبود، امروز حماسه عاشورا به اين روشنى براى شيعه تجلى نمىكرد و چه بسا آن واقعه عظيم عقيم مىماند.
4- روحيه بخشى
يكى از مسايل مهمى كه در هر جنگى مورد توجه بوده است، روحيه جنگاوران است و زنان اين مهم را بر عهده داشتند چه در جنگهاى صدر اسلام و چه در جنگهاى ديگر.
در كربلا نيز حضور تشويقآميز زنان در جبهه به رزمندگان روحيه مىبخشيد و همسران و مادران شهدا آنها راتشويق به يارى امام معصوم مىكردند، مانند ام وهب كه خودش وارد ميدان شد و با سر جگرگوشهاش يكى از يزيديان را به هلاكت رساند و اين روحيه بخشى بعد از چهارده قرن در هشتسال مقاومت جنگ ايران عليه كفر باعثشد كه زنان ايرانى درسى را كه از زينب(س) و زنان عاشورا گرفته بودند، به نحو احسن باز پس دهند.
5- پرستارى
رسيدگى به بيماران و مداواى مجروحان از ديگر نقشهاى زنان در جبههها، از جمله در حماسه عاشورا است.نقش پرستارى و مراقبتحضرت زينب (س) از امام سجاد(ع) يكى از اين نمونههاست.
6- مديريت
بروز صحنههاى دشوار و بحرانى، استعدادهاى افراد را شكوفا مىسازد. نقش حضرت زينب (س) در نهضت عاشورا و سرپرستى كاروان اسرا، درس مديريت در شرايط بحران را مىآموزد. وى مجموعه بازمانده را در راستاى اهداف نهضت، هدايت كرد و با هر اقدام، خنثى كننده نتايج عاشورا از سوى دشمن مقابله كرد و نقشههاى آنان را خنثى ساخت.
7- حفظ ارزشها
درس ديگر زنان قهرمان در كربلا، حفظ ارزشهاى دينى و اعتراض به هتك حرمتخاندان نبوت و رعايت عفاف و حجاب در برابر چشمهاى آلوده بود. زنان اهل بيت، با آنكه اسير بودند و لباسها و خيمههايشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض ديد تماشاچيان بودند، اما اعتراضكنان، بر حفظ عفاف تاكيد مىورزيدند. ام كلثوم در كوفه فرياد كشيد كه آيا شرم نمىكنيد براى تماشاى اهل بيت پيامبر جمع شدهايد؟ وقتى هم در كوفه در خانهاى بازداشتبودند، زينب اجازه نداد جز كنيزان وارد آن خانه شوند. در سخنرانى خود در كاخ يزيد نيز به گرداندن، شهر به شهربانوان،اعتراض كرد و فرمود: «آمن العدل يابن الطلقاء تخد يرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا قد هتكتستورهن و ابديت وجوههن يحدوبهن الاعداء من بلد الى بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المكاتل و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الغائب و الشهيد»
اى پسر آزاد شده، آيا در پشت پرده قرار دادن زنان و كنيزان خود و جلو انداختن دختران رسول خدا به صورت اسير از عدل است. تو پرده آنان را دريدى، چهرههايشان را آشكار ساختى، از شهرى به شهرى مىرانى، رهگذران و بامنشينهابه تماشايشان مىايستند و آشنا و بيگانه و حاضر و غايب به سيماى آنان خيره مىشوند.
8- تغيير ماهيت اسارت
آنان اسارت را به آزادى تبديل كردند و در قالب اسارت، به اسيران واقعى درس حريت و آزادگى دادند و مفهوم اسير در اذهان را به گونهاى ديگر تغيير دادند.
9- عمق بخشيدن به بعد عاطفى و تراژديك كربلا
گريهها، شيونها، عزادارى بر شهدا و تحريك عواطف مردم به ماجراى كربلا عمق بخشيد و بر احساسات تاثير گذاشت و از اين رهگذار ماندگارتر شد.
آمار و اطلاعات دقیق از عملکرد زنان در عاشورا
پيرامون زنان در حادثه كربلا در دو محور سخن مىتوان گفت:يكى آنكه آنان چند نفر و چه كسانى بودند،ديگر آنكه چه نقشى داشتند.
زنانى كه در كربلا حضور داشتند،برخى از اولاد على«ع»بودند،و برخى جز آنان،چه از بنى هاشم يا ديگران.
زينب،ام كلثوم، فاطمه،صفيه،رقيه و ام هانى،از اولاد«ع»بودند،فاطمه و سكينه،دختران سيد الشهدا«ع» بودند،رباب،عاتكه،مادر محسن بن حسن،دختر مسلم بن عقيل،فضه نوبيه،كنيز خاص امام حسين«ع»و مادر وهب بن عبد الله نيز از زنان حاضر در كربلا بودند.(1)
پنج نفر زنی كه از خيام حسينى به طرف دشمن بيرون آمدند،عبارت بودند از:كنيز مسلم بن عوسجه،ام وهب زن عبد الله كلبى،مادر عبد الله كلبى،مادر عمر بن جناده،زينب كبرى«ع».
زنى كه در عاشورا شهيد شد،مادر وهب بود،بانوى نميريه قاسطيه،زن عبد الله بن عمير كلبى كه بر بالين شوهر آمد و از خدا آرزوى شهادت كرد و همانجا با عمود غلام شمر كه بر سرش فرود آورد،كشته شد.
در عاشورا دو زن از فرط عصبيت و احساس،به حمايت از امام برخاستند و جنگيدند:
يكى مادر عبد الله بن عمر كه پس از شهادت فرزند،با عمود خيمه به طرف دشمن روى كرد و امام او را برگرداند.ديگرى مادر عمرو بن جناده كه پس از شهادت پسرش،سر او را گرفت و مردى را به وسيله آن كشت،سپس شمشيرى گرفت و با رجزخوانى به ميدان رفت،كه امام حسين«ع»او را به خيمهها برگرداند.(2) دلهم،دختر عمر(همسر زهير بن قين) نيز در راه كربلا به اتفاق شوهرش به كاروان حسينى پيوست.
زهير بيشتر تحت تأثير سخنان همسرش حسينى شد و به امام پيوست.رباب،دختر امرء القيس كلبى،همسر امام حسين«ع»نيز در كربلا حضور داشت،مادر سكينه و عبد الله.زنى از قبيله بكر بن وائل نيز حضور داشت،كه ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود،ولى هنگام حمله سپاهيان كوفه به خيمههاى اهل بيت،شمشيرى برداشت و رو به خيمهها آمد و آل بكر بن وائل را به يارى طلبيد.
زينب كبرى و ام كلثوم،دختران امير المؤمنين«ع»،همچنين فاطمه دختر امام حسين«ع» نيز جزو اسيران بودند و در كوفه و...سخنرانيهاى افشاگر داشتند.
مجموعه اين بانوان، همراه كودكان خردسال،كاروان اسراى اهل بيت را تشكيل مىدادند كه پس از شهادت امام و حمله سپاه كوفه به خيمهها،ابتدا در صحرا متفرق شدند،سپس بصورت گروهى و اسير به كوفه و از آنجا به شام فرستاده شدند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 18:4  توسط طاهره رحیم پور
|