اسلام آيين ناب و كامل

يكي از راه‏كارهاي تشخيص دين ناب و كامل، تحليل و بررسي آموزه‏هاي آن و مقايسه و تطبيق آن با اديان ديگر است تا در پرتو مقايسه و تطبيق ميزان، كمال و ناب بودن دين روشن شود. امام خميني(ره) با توجه به اين راه‏كار و تحليل و مقايسه اسلام نسبت به يهوديت و مسيحيت، ناب بودن و كمال اسلام را اثبات مي‏كند. ايشان ملاك برتري دين را در سه عرصه بيان مي‏دارند:

1. آموزه‏هاي اعتقادي و معرفتي

2. اخلاق

3. اعمال فردي و اجتماعي.

به دليل آنكه مسيحيت در اصل اعتقاد به آفريدگار متعال، به دليل اعتقاد آنان به تثليث (اقانيم ثلاثه - پدر، پسر، روح‏القدس) دچار مشكل هستند و كتاب اصلي انجيل محّرف، بلكه مفقود شده، از اين منظر قابل مقايسه با اسلام نيست.

در عرصه اخلاق نيز مسيحيت اخلاق سازش‏كارانه را ترويج مي‏دهد كه مورد سوء استفاده حاكمان جور قرار گرفته است.

در عرصه اعمال فردي و اجتماعي نيز نوعا فاقد اصول و راه‏كارهاي خاصي است و عبادت را به ساعت خاص روز يكشنبه در كليسا اختصاص داده است، برخلاف آيين مقدس اسلام كه مشتمل بر اصول ارزشي و اخلاقي و عبادت‏هاي مستمر و احكام و دستورهايي فردي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و نظامي است كه از اين حيث، يك آيين كامل به حساب مي‏آيد. با مقايسه اجمالي اسلام و مسيحيت برتري اسلام نمايان مي‏گردد.

امام خميني(ره) برتري و كامل بودن اسلام را بديهي مي‏انگارند و در تقرير آن مي‏نويسند: «پس از آنكه مي‏دانيم با علم ضروري، كه شريعتي از جانب حق تعالي در بين بشر بايد باشد و رجوع نماييم به شرايع معموله در بين بشر، كه عمده آن‏ها سه شريعت است: يكي شريعت يهود و ديگر شريعت نصارا و ديگر شريعت اسلام، مي‏بينيم بالضروره كه شريعت اسلام در سه مقام ـ كه اساس شرايع و مدار تشريع بر آن است، كه يكي راجع به عقايد حقّه و معارف الهيّه و توصيف و تنزيه حق و معاد و كيفيت آن و علم به ملائكه و توصيف و تنزيه انبيا:، كه عمده و اصل شرايع است ؛ و ديگر راجع به خصال حميده و اصلاح نفس و اخلاق فاضله؛ و سوم راجع به اعمال قالبيه فرديه و اجتماعيه، سياسيه و مدنيه و غير آن است ـ كامل‏تر از ديگران است، بلكه هر منصف بي‏غرض نظر كند مي‏يابد كه طرف نسبت با آن‏ها نيست. و در تمام دوره زندگاني بشر، قانون و شريعتي كه به اين اتقان باشد و در تمام مراحل دنيايي و آخرتي كامل و تام باشد، وجود نداشته و اين خود بزرگ‏ترين دليل بر حقّانيت آن است. اثبات حقيقت دين اسلام احتياج به هيچ مقدّمه ندارد، جز نظر كردن به خود آن و مقايسه بين آن و ساير اديان و شرايع در جميع مراحلي كه تصور مي‏شود احتياج بني‏الانسان از معارف حقّه و ملكات نفسانيه، تا وظايف نوعيه و شخصيه و تكاليف فرديه و اجتماعيه.»

دلايل نقلي و عقلي امام خميني(ره) در نقد پلوراليزم

پيشتر گفته شد كه مسئله پلوراليزم ديني به صورت مستقل مورد اهتمام امام راحل قرار نگرفته و به صورت ضمني بدان پرداخته شده است. از مطالعه آثار ايشان مي‏توان دلايل ذيل را در نقد پلوراليزم ديني استخراج كرد

حضرت امام براي اثبات جاودانگي اسلام و توجه آن به همه بشريت كه لازمه آن عدم جاودانگي و توجه ساير اديان به همه بشريت است به چند آيه شريفه استشهاد مي‏كنند و در صدر استدلال خود مي‏گويند: «در قرآن كريم، گواهي‏هايي است بر اينكه قرآن و احكام اسلام براي هميشه و همه توده بشر است» كه ما بعضي از آن‏ها را در اينجا مي‏آوريم:

 

1) «وَ إِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ» (فصلت: 41) اينكه قرآن كتابي است كه از هرگونه بطلان و آفت از هر لحاظ مصون است، دليل بر جاودانگي آن مي‏باشد.

 

2) «وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَ مُهَيْمِنا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنْزَلَ‏اللّهُ» (مائده: 48)

 

3) «وَ مَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلاَمِ دِينا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ.» (آل‏عمران: 85)

 

حضرت امام در تقرير آيه مزبور مي‏گويند «اگر دين ديگري غير از اسلام مي‏آمد، اين آيه درست نمي‏شد.» از كلام ايشان برمي‏آيد كه «اسلام» در آيه شريفه به معناي تسليم در برابر خدا و يا هر ديني نيست، بلكه مقصود «دين اسلام» است. علاوه بر آن غير از اسلام ديني نخواهد آمد و اسلام يگانه ديني است كه مورد قبول الهي مي‏باشد.

4) «وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ‏اللّهِ تَحْوِيلا.» (فاطر: 42) هرگز نمي‏يابي از براي دستور خدا تبديل و تغييري و اين دليل جاودانگي سنّت و دستور خدايي است.

 

5) «تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَي عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرا.» (فرقان: 1)

 

6) «إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَي لِلْعَالَمِينَ.» (انعام: 90)

 

7) «وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ.» (انبياء: 107)

 

در سه آيه اخير، نبوّت پيامبر اكرم(ص) براي همه جهانيان معرفي شده است كه اين شامل اهل كتاب و پيروان اديان ديگر نيز مي‏شود و اين با پيام پلوراليزم سازگار نيست. حضرت امام در توضيح آيات مزبور مي‏گويند «در اين آيات و بسياري ديگر، كه به اين مضمون وارد است، خدا پيغمبر اسلام را بيم‏دهنده و رحمت براي تمامي جهانيان خوانده و قرآن را تذكره و قانون همه جهانيان قرار داده و شك نيست تمام افراد بشر در هر دوره پيدا شوند و در هر كشوري زيست كنند، از جهانيان هستند. پس به موجب اين آيات، پيغمبر براي همه قانون آورده و اسلام قانون همه جهانيان است، هر كس باشد و هر وقت باشد و هر جا باشد.

اگر قانون براي يك زمان يا يك گروه باشد، تخلّف از آن براي ديگر مردم بيمي ندارد و عمل كردن به آن از نيكي‏ها نيست تا پيغمبر بيم‏دهنده همه جهانيان و رحمت براي همه عالميان باشد و قرآن تذكره براي همه عالم باشد».

 

استدلال حضرت امام قابل عنايت بيشتر است، وي با اشاره به عبارت «للعالمينَ نذيرا» در آيه مزبور كه پيامبر را بيم‏دهنده همه مردم توصيف مي‏كند، درصدد بيان اين نكته و استدلال ظريف هستند كه صدق بيم‏دهنده و نذير بودن حضرت محمّد(ص) براي همه جهانيان با نظريه پلوراليزم ديني سازگار نيست؛ چرا كه در اين نظريه هر پيامبري تنها بيم‏دهنده پيروان و امّت خويش است. اما چون قرآن حضرت محمّد(ص) را نذير براي همه جهانيان معرفي كرده است، اين معنا با شمول آن به پيروان اديان ديگر تحقق مي‏يابد و اين به معناي برنتافتن حقّانيت اديان ديگر از منظر قرآن كريم است كه حضرت امام(ره) به اين نكته ظريف تفطّن داشته‏اند.

 

8) «مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِن رِّجَالِكُمْ وَلكِن رَّسُولَ‏اللّهِ وَ خَاتَمَ‏النَّبِيِّينَ.» (احزاب: 40)

 

آيه مزبور هشتمين آيه‏اي است كه حضرت امام بر اثبات حقّانيت اسلام و جاودانگي آن استدلال كرده‏اند و در تقرير آن مي‏گويند: «در اين آيه، خدا ختم پيغمبري را پيغمبر اسلام اعلان كرده، پس قانون آسماني و دستور خدايي كه بايد به وسيله پيغمبران بيايد، ديگر براي بشر نخواهد آمد. پس معلوم شد كه قانون اسلام كه آخرين قوانين خدايي است، به حكم اين آيه براي هميشه و همه توده بشر خواهد بود.»

 

9) «الأسلامُ يعلو و لا يُعلي عليه».

 

امام راحل با اشاره به نقاط قوّت و برتري اسلام در سه عرصه اعتقادات، اخلاقيات، و اعمال فردي و اجتماعي ـ كه تفصيل آن‏ها پيشتر گذشت ـ يكي از معاني حديث مزبور را همين معنا ذكر مي‏كنند كه لازمه‏اش گرويدن پيروان اديان ديگر به اسلام مي‏باشد؛ چنان‏كه مي‏گويند: «اين يكي از معاني حديث شريف است كه مي‏فرمايد: "الاسلامُ يعلو و لا يُعلي عليه"؛ زيرا كه هر چه عقول بشر ترّقي كند و ادراكات آن‏ها زياد گردد وقتي به حجج و براهين اسلام نظر كنند، پيش نور هدايت آن خاضع‏تر شوند و حجتي در عالم غلبه بر آن نكند.»

 

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلا‌ب اسلا‌می با ابراز تأسف عمیق از سخنان پاپ درباره اسلا‌م، به عکس العملِ به حق جهان اسلا‌م در قبال این سخنان اشاره کردند و افزودند جنبه اول این سخنان تهمت‌هایی است که به اسلا‌م زده شده و جنبه دوم و مهم‌تر آن، کمک اینگونه سخنان به سیاست‌های سلطه‌گران جهانی برای ایجاد بحران مذهبی میان مسلمانان و مسیحیان است. ایشان تصریح کردند: اتهام بی‌توجهی اسلا‌م به عقلا‌نیت، مانند انکار کردن نور خورشید است، چرا که در هیچ کتاب آسمانی به اندازه قرآن، بر تعقل و تدبر تأکید نشده است و تمدن درخشان علمی امت اسلا‌م نیز برپایه توجه به توصیه‌های اسلا‌م در باب اهمیت تعقل و علم و تدبر شکل گرفت. ایشان با اشاره به بخش دیگری از سخنان پاپ درباره جهاد در اسلا‌م افزودند این کمال بی‌انصافی است که کسی مسئله جهاد در اسلا‌م را نفهمد و آن را بد معرفی کند. حضرت آیت الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند جهاد اسلا‌می برای تحمیل عقیده بر دیگران نیست بلکه مبارزه آزادی‌بخش ملت‌ها با قدرت‌هایی است که انسان‌ها را به بردگی می‌کشانند. ایشان با اشاره به آیات قرآن و سخنان ائمه(ع) درباره ضرورت برخورد تکریم‌آمیز مسلمانان با کسانی که عقاید دیگری دارند افزودند: از لحاظ اسلا‌م، انسان‌ها به علت انسان بودن، شایسته برخورد صحیح و تکریم‌آمیز هستند و چگونه است که با وجود این آیات صریح و متعدد، اسلا‌م به برخورد خشونت‌آمیز متهم می‌شود. رهبر انقلا‌ب اسلا‌می افزودند جنبه مهم‌تر سخنان بسیار تأسف‌انگیز پاپ، سیاست‌های استکباری پشت پرده اینگونه اظهارات یعنی کمک به بحران آفرینی مذهبی قرار دادن پیروان مذاهب مختلف در مقابل یکدیگر و جلوگیری از همکاری ملت‌ها و پیروان مذاهب الهی است. ایشان با اشاره به تلا‌ش آمریکا برای ایجاد بدبینی و کینه‌ورزی میان مسلمانان و مسیحیان زشت جلوه دادن چهره اقلیت‌های مسلمان در غرب و ایجاد بهانه حمایت از تروریسم برای سرکوب جوامع اسلا‌می خاطرنشان کردند: زورگویان جهانی، ادامه حیات خود را در گرو بحران آفرینی مذهبی در جامعه بین‌المللی می‌دانند و پاپ با سخنان خود، عملا‌ً به این سیاست‌ها کمک کرده است .حضرت آیت الله خامنه‌ای افزودند: البته گمان می‌رود پاپ در این زمینه فریب خورده و توجه نکرده است که پشت سر این گونه سخنان چه مقاصد و اهدافی دنبال می‌شود .ایشان با اشاره به یکی از دیدارهای خود با یکی از مقامات اروپایی در چند سال پیش افزودند: این شخص در آن دیدار به جنگ میان مسیحیان و مسلمانان اشاره کرد که بنده بسیار تعجب کردم، اما وقتی که ماجرای برج‌های نیویورک روی داد و رئیس جمهور آمریکا از جنگ صلیبی سخن گفت و سپس این پروژه آمریکایی صهیونیستی با حمله به عراق شروع شد، معنای حرف آن مقام اروپایی که در حمله به عراق نیز دخالت مستقیم داشت، کاملا‌ً روشن شد و مشخص گردید که سران استکبار از قبل حلقه‌های این توطئه آمریکایی صهیونیستی را مشخص کرده بودند. ایشان ماجرای کاریکاتورهای اهانت‌آمیز و سخنان توهین‌آمیز برخی سیاسیون و مطبوعات آمریکایی و اروپایی درباره اسلا‌م را حلقه‌های مختلف توطئه راه‌اندازی جنگ صلیبی برشمردند و افزودند: سخنان پاپ تازه‌ترین حلقه این ماجراست. رهبر انقلا‌ب افزودند: ما از بوش توقعی نداریم چرا که برای قدرت‌ها و کمپانی‌های غارتگر جهانی کار می‌کند اما این سخنان از یک مقام ارشد روحانی مسیحی بسیار مایه تأسف و تعجب است. ولی امر مسلمین، مسلمانان جهان را به توجه به سیاست‌های پشت پرده سخنان پاپ فراخواندند و افزودند: در این قضیه هم شیطان بزرگ مشغول نقش‌آفرینی است و همه توجه کنند که جهت حمله و اعتراض باید متوجه کسانی باشد که از این سخنان غیر‌منصفانه پاپ نفع می‌برند و با استفاده از آن سیاست‌های مستکبرانه خود را دنبال می کنند.

اظهارات توهین‌آمیز پاپ بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیک‌های جهان به دین مبین اسلا‌م واکنش گسترده‌ای در کشورهای اسلا‌می و جوامع مسلمان اروپا به دنبال داشته است. حتی بیانیه واتیکان در توجیه سخنان پاپ از شدت این اعتراضات نکاسته است. فدریکو لومباردی سخنگوی واتیکان در بیانیه‌ای با اشاره به احترام پاپ برای اسلا‌م انتقادات به اظهارات توهین‌آمیز پاپ را رد کرد. این واکنش واتیکان حاکی از آن است که پاپ بدون هدف اظهارات توهین‌آمیز درمورد اسلا‌م را مطرح نکرده است، مقامات کلیسا تنها می‌کوشند با تاکید بر احترام به دین اسلا‌م از دامنه اعتراضات جهان اسلا‌م به رهبر کاتولیک‌های جهان بکاهند. پاپ در سخنرانی در دانشگاهی در آلمان پیرامون تفاوت فلسفی و تاریخی بین اسلا‌م و مسیحیت و رابطه ایمان و خشونت با اشاره به سخنان مانوئل دوم امپراتور بیزانس در قرن چهاردهم میلا‌دی مدعی شد که حضرت محمد(ص) برای جهان تنها بدی و بیرحمی به ارمغان آورده است. رهبر کاتولیک‌های جهان ادعا کرد: تفکر جهاد مقدس در اسلا‌م، خشن و دور از منطق و در تعارض با سنت خدا و فطرت بشری است. پاپ در شرایطی مسیحیت را بر پایه منطق و اسلا‌م را بر پایه خشونت توصیف کرده است که تاریخ جهان مسیحیت آکنده از ظلم و جنایت و قساوت است. مدعیان پیروی از دین مسیح امروز نیز تحت پوشش مبارزه با تروریسم و خشونت از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کنند. زندان ابوغریب و گوانتانامو و کشتار صدها زن و کودک عراقی تنها بخش کوچکی از قساوت و وحشیگری کسانی است که خود را مدعی پیروی از دین مسیح معرفی می‌کنند و به نام مسیح و مبارزه با خشونت این همه جنایت می آفرینند. آیا باید رفتار این مدعیان دروغین پیروی از دین مسیح را به پای حضرت مسیح(ع) نوشت. آیا دفاع یک ملت در برابر تجاوز دشمن خارجی که اسلا‌م از آن با عنوان جهاد یاد کرده و آنرا ستایش می‌کند، مساوی با خشونت است. در دین اسلا‌م نیز همچون دین مسیح کسانی هستند که با برداشت‌های انحرافی از آموزه اسلا‌می دست به اقدامات خشونت‌آمیزی می‌زنند که هیچ ارتباطی با آموزه‌های عدالت‌خواهانه و صلح‌آمیز اسلا‌م ندارد. سیاست اسلا‌م ستیزی که از چند سال پیش در جهان غرب به راه افتاده است پاپ بندیکت شانزدهم را نیز به دام انداخته است. این اظهارات پاپ تنها توجیه کننده رفتار کسانی است که بنام مسیحیت و تحت پوشش مبارزه با تروریسم جهان را صحنه تاخت و تاز سیاست‌های جنگ افروزانه خود قرار داده‌اند. سخنان توهین‌آمیز پاپ به اسلا‌م بار دیگر ضرورت گفتگوی ادیان را برای رفع همه گونه سوء تفاهم‌ها نمایان ساخته است. اما پیش از آن پاپ و مجموعه کلیسای واتیکان می‌بایست ذهنیت خود را نسبت به ادیان دیگر به خصوص اسلا‌م اصلا‌ح کنند. بدون اصلا‌ح ذهنیت برتری دین مسیح بر ادیان دیگر و خود را در جبهه حق دانستن و دین اسلا‌م را در جبهه شر قرار دادن زمینه‌ای برای گفتگوی ادیان وجود ندارد.

لا‌زم به ذکر است پاپ بندیکت شانزدهم به ضدیت با اسلا‌م مشهور است، بطوری‌که طرد اسقف اعظم میشل فیتنر جرالد که از نزدیکان پاپ ژان پل دوم و از طرفداران نزدیکی به اسلا‌م بود نمونه‌ای از برخورد نامناسب پاپ بندیکت شانزدهم نسبت به اسلا‌م است.

شبهات عليه جهاد در اسلام
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ساعت 19:59  توسط طاهره رحیم پور  |