|
فهرست مندرجات
دلایل برتری اسلام بر سایر ادیان......…………………………………………………2 تفاوت اسلام ومسيحيت...................................................................................6تفاوت های دین اسلام با دیگر ادیان.............................................................. 9 اسلام آيين همه انسانها.....…………………………………………………12 درستي و حقّانيت مسيحيت درعصر......………………………………….....12اسلام آيين ناب و كام...……………………………………………………..13 دلايل نقلي و عقلي امام خميني(ره) در نقد پلوراليز...………………………..15 شبهات عليه جهاد در اسلام.....……………………………………………..21 استراتژي جديد غرب عليه اسلام…………………………………………….23 ناكامي توطئهها عليه اسلام............................................................................25
دلایل برتری اسلام بر سایر ادیان
می دانیم که امروزه ادیان بسیاری در قید حیاتند و هر یک، پیروان خاصی دارند. اما آیا می توان گفت تمامی آنها بر حقند و می توانند سعادت حقیقی پیروان خویش را تضمین نمایند. با اندک تاملی در اصول و دستورات این ادیان بخوبی می توان فهمید که همۀ آنها نمی توانند بر حق باشند. و اساسا بر حق بودن تمامی آنها به پارادوکس و تناقض منطقی می انجامد. مثلا اعتقاد به توحید در اسلام، با اعتقاد به ثنویت(دو خدایی) در دین زرتشت، و اعتقاد به تثلیث(سه خدایی) در مسیحیت چگونه سازگار است این اعتقادات بگونه ای هستند که یکی، دیگری را نفی می کند. پس اعتقاد به صحت و درستی هر سۀ آنها چیزی جز پارادوکس نخواهد بود. از این رو نمی توان به بر حقی تمام آنها اعتقاد داشت. اما دین حق کدام است و اساسا دین حق چه ویژگی هایی باید داشته باشد اولین ویژگی الهي بودن است. ادیان ساختۀ بشر، نهایتا می توانند برای دنیای بشر و بُعد جسمانی او برنامه ریزی نمایند. اما از آنجا که بشر، دارای دو بُعد دیگر یعنی بعد اخروی و روحانی نیز می باشد، برنامه ریزی ادیان بشری ناقص است. درست مثل قرصی است که درد سر را تسکین می دهد اما باعث زخم معده می شود. برنامه ای که یک بعد را بسازد و به بعد دیگر، لطمه بزند نمی تواند برنامۀ کاملی باشد. سرّ این مطلب نیز در این است که این دو بعد(بعد اخروی و روحانی بشر)، تاکنون ناشناخته باقی مانده اند و حتی ابزار و روشی که بتواند این دو را بشناساند وجود ندارد زیرا این دو بعد مادی نبوده و با ابزار تجربی قابل شناخت نیستند. دومین ویژگی، عقلانی بودن اصول اعتقادی است. از آنجا که اعتقادات باید تحقیقی باشد اصول اعتقادی یک دین، نمی تواند ضد عقلی و یا حتی فرا عقلی باشد. البته اعتقادات جرئی و فروعات یک دین ممکن است فرا عقلی باشد. به این معنا که عقل از درک آن عاجز باشد. ضد عقلی آن است که عقل، صریحا نفی کند، اما فرا عقلی آن است که عقل در مورد آن ساکت است یعنی نه نفی می کند و نه اثبات می کند. در دین، آموزه های فرا عقلی بسیاری وجود دارد و اساسا اگر قرار بود تمام دستورات دین را عقل بشری درک نماید چه نیازی به دین بود ويژگي هاي دين اسلام : برخورداری از اسناد تاریخی مدوّن و بی وقفه است. این ویژگی باعث می شود که بتوان صحت استناد یک مطلب به صاحب آن دین را بررسی نمود. در غیر این صورت راهی برای تشخیص صحیح بودن یا جعلی بودن مطالب یک دین باقی نمی ماند. برخورداری از کتاب آسمانی تحریف نشده است. جامعیت دین است. روشن است دینی که از جامعیت برخوردار بوده و کامل تر است بر دینی که کمبود دارد و ناقص تر است ترجیح دارد. پیش بینی راههایی برای پاسخ به نیازهای جدید و متغیر است. از آنجا که روابط بشری روز به روز تغییر کرده و پیچیده تر می شود و مسایل جدیدی بوجود می آید که قبلا وجود نداشته است لازم است تا در دین راهی برای پاسخگویی به این مسایل پیش بینی شده باشد. امروزه تنها دینی که جامع این شش ویژگی می باشد اسلام است. در ویژگی اول ادیان دیگری مثل مسیحیت و یهودیت نیز شریک اند اما سایر ویژگی ها، منحصر در اسلام است. یعنی اسلام، تنها دینی است که اولا اصول و اعتقادات اساسی آن کاملا منطبق با عقل است و در آن مطلب ضد عقلی وجود ندارد (اگر چه در فروعات مطالب فرا عقلی بسیاری دارد و اساسا ویژگی دین کامل و فوق بشری همین است). اما سایر ادیان در اعتقادات اصلی خویش دچار امور ضد عقلی و فرا عقلی اند (همچون تثلیث مسیحی و ثنویت زرتشتی) (البته مراد ما شکل امروزی این ادیان است نه اصل این ادیان که الاهی بوده اند و در زمان خود ادیان برحق بوده اند). تنها دینی که امروزه از اسناد تاریخی مدوّن برخوردار است، دین اسلام و بخصوص مذهب تشیع است. در مسیحیت می گویند: "حضرت عیسی علیه السلام چنین فرمود...". اما حقیقتا آیا می توان صحت استناد این مطلب را به شخص عیسی مسیح علیه السلام بررسی نمود. اما در مکتب تشیع اگر می گویند : "امام رضا علیه السلام چنین فرمود..." این حدیث را می توان بررسی سندی نمود چرا که تمامی راویان این احادیث در کتب روایی دسته اول، ذکر شده است. مثلا کلینی در کتاب خود: اصول کافی می نویسد: "من از علی بن ابراهیم شنیدم او نیز از پدرش نقل کرد و پدرش از ابن ابی عمیر و او از هشام بن سالم و... از امام صادق علیه السلام...". این را در اصطلاح سلسله سند حدیث می نامند. در حال حاضر برای ما، استناد کتاب کافی به کلینی قابل بررسی تاریخی است، همین طور که یکایک افرادی که در سلسله سند قرار گرفته اند این قابلیت را دارند. در علمی بنام "رجال"، این افراد مورد بررسی قرار گرفته اند که آیا افراد قابل اعتمادی بوده اند یا خیر، برخی دروغ گو بوده اند، برخی در جعل حدیث مشهور بوده اند، دسته ای حواس پرت و فراموش کار بوده اند. و جالب است که تمام این امور در کتب رجال ذکر شده است. به همین خاطر مثلا وقتی می بینیم در سلسله سندیک نفر قرار گرفته که دروغ گوست دیگر به آن حدیث نمی توان اعتماد کرد. البته برای تشخیص درستی و نادرستی یک روایت راههای دیگری نیز وجود دارد که یک بحث تخصصی و کارشناسی است. خلاصه این بررسی تاریخی تنها در اسلام و به ویژه در مکتب تشیع ممکن است. یکتا دینی که امروزه از کتاب آسمانی تحریف نشده برخوردار است دین اسلام است. یعنی تنها کتابی که حقیقتا می توان گفت تمام عبارات و الفاظ آن توسط خدای متعال بیان شده است قرآن است. کتب آسمانی سایر ادیان الاهی یا بکلی از بین رفته است و یا دستخوش تحریف قرار گرفته است بطوری که آخرین کتاب آسمانی قبل از اسلام (انجیل) امروزه دارای بیش از بیست نسخۀ کاملا متفاوت است. اختلاف این نسخه ها بقدری زیاد است که مسیحیان ناچار شده اند چهار نسخه را که به گمان خودشان معتبر تر است به عنوان "اناجیل اربعه" (انجیل های چهار گانه) به رسمیت بشناسند. و جالب است که همین چهار انجیل، بسیار با یکدیگر متفاوت اند. با توجه به این اختلافهای فاحش و نشانه های واضح دیگری که در این انجیل ها وجود دارد امروزه حتی در میان محققان مسیحی نیز، طرفداران نظریۀ عدم تحریف بسیار اندک اند. در میان ادیان الاهی موجود، هیچ دینی به جامعیت دین اسلام یافت نمی شود. دینی که چه در بعد دنیوی و چه بعد اخروی، چه جنبۀ جسمانی و چه جنبۀ روحانی، چه در جهت زندگی فردی و چه زندگی اجتماعی برای بشریت برنامه ارایه نموده است. برنامه های دقیق و جامعی که با گذشت زمان و پیشرفت علم پرده از اسرار نهفتۀ آن گشوده می شود. دستوراتی که با ترقی علم، ترقی می کند و گام به گام تمدن و بلکه جلوتر از آن، پیش می رود. فهرستی از مطالب ارایه شده در قرآن و سنت معصومان علیهم السلام، این جامعیت را بخوبی نشان می دهد. ویژگیهای منحصر به فردی در سیستم قانون گذاری اسلام پیش بینی شده است که آن را همگام با تغییرات زمان کرده و انعطاف پذیری لازم برای پاسخ گویی به نیاز های جدید را در آن بوجود آورده است. ویژگیهای دقیقی که هر کدام در خور بحث های عمیق علمی است و در این جا تنها می توان نام آنها را ذکر کرد. خصوصیاتی همچون: اعتبار عقل، اعتبار عرف عام و عرف خاص(نظرات متخصصین هر علم و فن) در شرایط خاص، توجه به مصالح و مفاسد حقیقی، توجه به احکام اولیه و ثانویه، توجه به مقتضیات زمان و مکان، قرار دادن قوانین ثابت برای نیازهای ثابت و قوانین متغیر برای نیاز های متغیر، قرار دادن قوانین کنترل کننده (مثل برداشتن ضرر و مشقتهای غیر قابل تحمل : قاعده لاضرر و لا حرج) و.... در آنچه بیان کردیم دلایل آشکاری بر برتری اسلام وجود دارد که ما را از ذکر ویژگیهای دیگر(از جمله برخورداری از معجزۀ جاوید) بی نیاز می سازد. در مورد اسلام کامل و اسلامی است که به تعبیر قرآن مورد پسند خدای متعال واقع شده، نه اسلام ناقص و غیر مرضی. در روز غدیر، وقتی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، حضرت علی علیه السلام را به عنوان ولی امر مسلمین و جانشین پس از خود تعیین نمودند، آیه نازل شد که: "الیوم اکملتُ لکم دینَکم و اَتممتُ علیکم نعمتی و رضیتُ لکم الاسلامَ دیناً "(مائده:3) (امروز دینتان را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین، برای شما پسندیدم.) پس دین کامل و اسلام مرضی (مورد پسند و رضایت خدا)، اسلام همراه با ولایت اهل بیت علیهم السلام است و اسلام منهای ولایت، دینی ناقص و غیر مرضی است.بسیاری از ویژگیهایی که در بالا ذکر شد نیز تنها در مکتب تشیع وجود دارد زیرا در این مکتب بود که آیات مبهم قرآن بطور معصومانه تفسیر شد بسیاری از جزئیات و فروعات مورد نیاز بشر تا قیامت از قرآن استخراج گردید راه و روش تفسیر قرآن آموخته شد قاعده های کلی و راه های پاسخگویی به نیاز های جدید بیان گردید، و عقل به عنوان منبع احکام معتبر شناخته شد و ... تفاوت اسلام و مسيحيت:
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ساعت 19:57  توسط طاهره رحیم پور
|
|