در بحث حقوق انسان در اسلام ، تنها حقوق اجتماعی و انسانی او مطرح نیست . در این رابطه ، مسئله تکلیف و مسئوليت نیز قلمرو جدیدی را می گشاید ، همان چیزی که در مباحث حقوقی امروز به آن كمتر توجه شده است . انسانی که اسلام تعریف می کند ، کرامتش تنها به این نیست که حقوق بیشتری داشته باشد ، بلكه بزرگي او در پذيرش مسئولیتها و انجام تعهدات است . زیرا که تعهد و مسئولیت آنگاه که متناسب با استعدادها و توانائیهای فرد باشد ، نقش بزرگی در رشد و اعتلای او دارد .

در جهان ما جامعه شناسان و حقوقدانان ، درباره حقوق انسان ، مباحث زيادي داشته اند . اما حق رشد و ارتقای معنوی انسان در هیچ کدام از اسناد حقوق بشری مشاهده نمی شود . درحالی که انسانی که توانایی دارد در علم ، تکنیک و ساير عرصه ها به مراحل بالایی برسد ، می تواند و شايسته است که در مسائل معنوی نیز به کمالات و فضایل عالی دست یابد . امام سجاد (ع) در بیان اولین حقی که بر عهده انسان است ، می فرماید : « پس حق خداوند - که بزرگترین حق است - بر گردن تو آن است که فقط بنده او باشی و درعبادت و بندگی شرک نورزی . پس ، وقتی که چنین بودی و بنده مخلص او شدی ، خدا نیز بر خود واجب می داند که دنیا و آخرت تو را کفایت نموده و آنچه را که از دنیا و آخرت دوست می داری ، برای تو حفظ نماید . »

البته روشن است که حقوق خداوند بر بندگان ، بیش از آن است که تصور شود . از نگاه قرآن ، نعمتهای الهی را نمی توان شمرد و حق او را نمی توان ادا کرد و به تعبیر شاعر :

من بی تو قرار نتوانم کرد

احسان ترا شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر موئی

یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

از همین رو امام سجاد (ع ) برخی از حقوق خداوند را برتر از ساير حقوق قلمداد می کند و بزرگترین حق خدا را بر انسان ، بندگی و شرک نورزیدن به او مي داند . شرک و چند گانه پرستی ، همچون خانه عنکبوت ، بی پایه و ناپایدار است و کسانی که غیر از خدا ، ديگران را مي پرستند ، درحقیقت به تکیه گاهی سست و نا مطمئن دل بسته اند . در نگاه قرآن ، هرکس همتایی برای خداوند برگزیند ، پايگاهي مطمئن را از دست مي دهد و با شتاب به سوي نيستي پيش مي رود . چنين فردي : گویی از آسمان سقوط کرده و در آن حال ، پرندگان در وسط هوا او را مي ربایند و طعمه خود مي كنند یا تند بادی او را به جای دور دستي پرتاب مي کند . ( سوره حج آيه 31 )

به اين ترتيب ، فرد مشرک ، متحمل خسرانی بزرگ می شود . اما توحید و بندگی ، پاک کننده قلبها از زنگار غفلت و ناداني است . توحید ، بيانگر آن است كه خداوند را در زبان و قلب به يكتايي ستايش كنيم و محبت غیر خدا را از دل برانیم . از یاد او غافل نشویم و در مقام عمل نیز به دنبال غیرخدا نرویم .

********************

بنده حقیقی خداوند یقین دارد که پروردگار یکتا ، مانندی ندارد و شبیه چیزی نیست ، همه به او نیازمندند و او از همه بی نیاز است . به همه چیز آگاه است و بر همه چیز تواناست . به هر طرف که بگرديم ، رو به سوي او هستيم . جهان آفریده اوست و با عنایت و مشیت او برپاست . درواقع ، خدایی که اسلام ، معرفی می کند ، پروردگاري مدبر و حكيم است که در انسان عشق و حرکت و جوشش می آفريند . اعتقاد به یگانگی او سبب ارتقاء انسان به سوی کمال و تعالي است . پس ، شایسته است كه او مطلوب بشر قرار گیرد . از همین رو ، اولین درخواست انبیاء الهی از امتهای خود ، اقرار به وحدانیت خداوند است .

امروزه نيز انديشمندان به این نکته اشاره دارند که خداخواهی و حس تقدیس ، در غریزه بشر ، چندان عمیق و نهادینه است که اگر خدای یگانه را نيابد و دربرابر او خاضع نشود ، دیگری را به جای او می نشاند و پرستش می کند . امام سجاد (ع) در این سخن خود ، یادآور می شود که عطش حقیقت جویی انسان ، آن هنگام فرو می نشيند که به خدا برسد و از جان و دل بنده او باشد . در این حالت ، خداوند نیز دنیا و آخرت او را کفایت نموده و از شر شیطان و جاذبه هاي مخرب نفساني حفظ می كند . اما اگر انسان از خداي توانا که او را از عدم آفریده ، غفلت ورزد ، درحقيقت گوهر انساني خود را تباه كرده و غير خود را پرورش داده است . شهید مطهری در این رابطه می نویسد : « آنجا که انسان واقعیت خود را همین تن می پندارد و هرچه انجام می دهد ، برای تن و بدن است ، خود را فراموش کرده و غيرخود را به جاي خود پنداشته است . به قول مولوی ، او شبیه کسی است که قطعه زمینی در نقطه ای دارد و با تلاش و زحمت ، آنجا را می سازد و رنگ و روغن می زند و به فرشها و پرده ها مزین می كند . اما روزی که می خواهد به آن خانه منتقل شود ، ناگهان متوجه می شود که به جای قطعه زمین خود ، قطعه زمین دیگری را که اصلأ مربوط به او نيست ، ساخته و آباد کرده است و قطعه زمین خود را خراب و ويران رها كرده است .

در زمین دیگران خانه مکن

کار خود کن ، کار بیگانه نکن

کیست بیگانه به تن خاکی تو

کز برای اوست غمناکی تو

تا تو تن را چرب و شیرین می دهی

گوهر جان را نیابی فربهی »

 

 

در نهاد بشر ، زمينه سعادت و شقاوت ( هر دو ) فراهم است . هرکس نفس خود را از هواها و خطرها حفظ کند ، راه تعالي را بر خود هموار ساخته و حق و حقيقت را درمي يابد .

آبشار بلند حقيقت در هر سرزميني که جاري شود ، سينه آن را مي شکافد و به لايه هاي زيرين راه مي يابد . در آن هنگام ، چشمه ساراني زلال پديد مي آيند که شادابي مي آفرينند و غبار گناه و آلودگي را از تن و جان پاك مي كنند . حق ، در افق هر جامعه اي که طلوع كند ، با تلالؤ خود ، کينه و حسد و ساير بيماريهاي روحي و اخلاقي را مي زدايد . انسان تشنه حقيقت به هرچه برسد ، آرام نمي گيرد ، مگر آن زمان که خود را بشناسد و در مسير حق قرار گيرد .

اما اگر انسان به خصلتهاي دروني خود بي توجه باشد ، دچار گمراهي و انحراف مي شود . چرا که آدمی بيش از هرچيز از آلودگیها و اختلالات روحی و دروني خويش آسيب می بیند . پس رستگاری انسان ، بدون سلامت و پاكي نفس و تعادل قواي نفساني ، میسر نیست . آنجا که نفس به صورت حرص ، خشم ، حسد و يا ساير اميال سرکش و لجام گسيخته جلوه مي كند ، باید اصلاح شود . امام سجاد (ع ) ، در رساله حقوق خود ، اصلاح نفس را وظیفه انسان می داند و پس از بيان حق خداوند ، دومين حق را حق انسان بر نفس خويش بیان می کند و مي فرمايد :

" حق خودت بر خودت آن است که از تمام قوه و نيروي خداداديت استفاده کني و خود را در مسير طاعت خداوند قرار دهي ، پس ادا نمايي حق زبانت را ، و حق گوشت را ،و حق چشمت را ، و حق دستت را ، و حق پايت را ، .... و در اداي اين حقوق ، از خدا کمک بخواهي و به او اتکاء کني . "

میلها و جاذبه ها ، نوعی پیوند و کشش میان انسان و یک کانون خارجی پديد مي آورند و انسان را به سوی آن سوق می دهند . انسان هر اندازه تسلیم امیال نفس شود ، خود را رها كرده و سست و بي اراده ، سرنوشتش را به یک نیروی بيروني سپرده است ، نيرويي كه او را به دلخواه خود ، به این سو و آن سو می کشاند . اما درمقابل ، تسلط بر نفس و خود سازي ، شخصیت واقعی انسان را رشد مي دهد و آن را شكوفا مي سازد . هنگامی که فرد به نیروی عزم و اراده ، بر مركب نفس خويش سوار شود ، مي تواند آن را مهار كند و خود را از خطرها برهاند . مالکیت نفس و تسلط بر خويش ، از اهداف اصلی تربیت در اديان بويژه اسلام است . امام سجاد (ع) خودسازي را به عنوان یک حق و تکلیف مطرح می کند تا درجریان زندگي روزمره ، نعمتها و زيورهاي بيشمار دنيا ، انسان را مجذوب خود نسازد و عزت و شرافت او آسيب نببيند . لذا بر آدمي است که به عنوان نگين آفرينش ، درخشش و عظمت خود را بيابد و درباره آن انديشه كند . علي (ع ) در جملات زيبايي به اين نکته اشاره مي کند و مي فرمايد :

" اي انسان دواي درد تو در وجود خود تو است و تو آن را نمي بيني و درد تو هم از خود توست ، ولي متوجه نيستي / تو آن کتاب آشکار کننده اي هستي که با دقت در تو .... ، حقايق بسياري ظاهر و آشکار مي شود . آيا گمان مي کني که همين جرم ( جسم ) کوچک هستي ، در حالي که در تو عالم بزرگتري نهفته است ؟ "

لازم است که انسان حقيقت و واقعيت وجود خويش را بشناسد و در مسير صحيح انساني قرار دهد تا به هدف عالي و بلندي که براي آن آفريده شده ، دست يابد . آن هدف ، عبادت و طاعت خداوند است . در آيه 56 سوره ذاريات مي خوانيم : " ‌جن و انس را نيافريدم ، مگر براي آنکه مرا عبادت کنند . "

در همین راستا ، امام سجاد (ع) ، بزرگترين حق نفس را ، طاعت و بندگي خداوند مي داند که اين هدف نبايد به فراموشي سپرده شود . بويژه آنکه گذران زندگي پرتلاطم امروز ، کمتر اين مجال را به آدمي مي دهد که به هدف خلقت بينديشد . طوفانهاي خطرناک فکري ، فرهنگي و اجتماعي او را دربرگرفته و همواره شاهد حوادث تازه اي هستيم که از انسان به اصطلاح متمدن سر مي زند . امام سجاد (ع) معتقد است کسي که هدف اصلي آفرينش را دنبال کند و خداوند بزرگ و بي همتا را پرستش نمايد ، ‌حق خودش را بر خود ادا نموده است . زيرا انسان با درک عظمت خداوند و بندگي دربرابر او ، به بزرگي مي رسد و بر ساير موجودات ، برتري مي يابد . اما اگر کسي بي توجه به اين هدف عالي ، بندگي غيرخدا را بر بندگي خداوند مقدم بدارد ، حقيقت انسانيت خود را پايمال کرده است . وابستگي به مقام و موقعيت ، پول پرستي و اتكاء به قدرتهاي بزرگ ، ازجمله مصاديق پرستش غيرخدا است . درصورتي كه انسان به غيرخدا روي آورد ، درواقع حق خود را نشناخته و آنرا تباه كرده است.

بديهي است انسان براي اداي حقوق خود ،‌ نيازمند استفاده از ابزارها و وسائلي است که او را در اين راه ياري دهد . اعضاي بدن انسان ، ازجمله اين ابزارهاست . خداوند متعال ، با آفرينش دست و پا و زبان و چشم ... اراده كرد که انسان را به مدارج بالاي کمال برساند و از بند تعلقات خاکي برهاند .

 

سيد قطب ، نويسنده و انديشمند مصري مي نويسد : حقیقتا" قدرت بيان ، قدرتي شگفت است و کلام از هر نيرويي موثرتر است . وقتي نيكو سخن مي گوييم ، گويي درهاي آسمان گشوده شده و واقعيتها به تصوير كشيده مي شوند . نيروي کلام ، پرده هاي ناپيدا را از هم مي درد و از موانع مي گذرد . راز نيروي کلام تنها در درخشش کلمات يا در موسيقي عبارات نيست ، بلكه در نيروي ايماني نهفته است که به اين کلمات ، جهت و شکل مي بخشد . قدرت بيان حتي لغات و کلمات را زنده مي کند . نوشته ها جلوه اي دیگر از کلام هستند كه خفتگان را بيدار مي کنند و انسانهاي بي روح را به حرکت در مي آورند . بنابراين راز کلام و قدرت آن در آگاهي و انديشه انسانهاست . "

می توان گفت که دامنه تاثيرگذاري زبان و سخن گفتن ، گسترده است . زبان درباره خير و شر ، حق و باطل ، معلوم و مجهول و ... حرف مي زند . اما اگر قيد و بندي براي آن نباشد و عنان زندگي بي اختيار به زبان سپرده شود ، سرنوشت انسان را به مخاطره مي افکند . علي (ع ) مي فرمايد : زبان براي دارنده آن مانند اسب سرکش است . فرد پرهيزکار آنگاه از تقواي خود سود مي برد که مراقب زبان خود باشد . "

قرآن کريم نیز در سوره ق از وجود مراقباني براي انسان سخن مي گويد که سخنان انسان را ضبط می کنند تا در روز جزا و پاداش ، به عنوان مدرک و سند کارهای او ارائه كنند .

بهترين وسيله براي پيشگيري از آفات زبان ، انديشيدن قبل از سخن گفتن است . به تعبير امام علي (ع ) : " زبان فرد خردمند ، پشت قلب اوست و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد . " ايشان در اين تعبير يادآور مي شود كه عاقل زبانش را بدون انديشه كردن و مشورت رها نمي كند ، اما فرد نادان هرچه مي گويد ، بدون فكر و دقت است .

در همین راستا ، پيامبران و معلمان بشريت به انسان هشدار داده اند که زبان مرکز بسياري از خطاها و گناهان است . دروغ ،‌ غيبت ، تهمت ، تمسخر ، وعده هاي دروغين و عيب جويي ، همه خطاهايي هستند که از زبان سرچشمه مي گيرند . در حالی که هریک از این صفات ناپسند ، خود ، منشاء گسترش صفات و عادات زشت در جامعه هستند . از آنجا که يکي از نشانه هاي مسلمان اين است که ديگران از دست و زبان او درامان باشند ، امام سجاد (ع ) به خوب و نيکو حرف زدن توصيه مي كند و درباره حقوق زبان بر اين نكته تاكيد مي كند كه نگذار سخني از دهان تو خارج شود که جز ضرر و زيان حاصلي ندارد و عقل بر مضر بودن آن دلالت دارد . زيرا که زينت فرد عاقل ، به خوبي سيرت او در سخن گفتن است .

گرچه زبان داراي توان ، تاثير و كارايي بالايي است ، اما به نظر كارشناسان ، می توان از آفتها و آسيبهاي زبان جلوگيري کرد . فرد عاقل كسي است كه همواره بكوشد خود را از آسيبها و گناهان زبان دور بدارد ، آنجا كه مي تواند سنجيده سخن بگويد و آنگاه که نمي تواند دقيق و سنجيده حرف بزند ، سکوت را انتخاب كند كه بهترين راه براي گريز از خطا و حفظ شخصيت است .

از امام سجاد (ع ) پرسيده شد ، آيا سخن گفتن افضل است يا سکوت ؟ فرمود : " بي شک هرکدام از اين دو آفاتي دارد و هرگاه هر دو ( سخن گفتن و سكوت ) از آفت درامان باشند ، سخن گفتن برتر است . از ايشان پرسيدند دليل برتري سخن چيست ؟ فرمود : خداوند متعال پيامبران و اوصياي آنها را به سکوت مبعوث نکرد ، بلکه آنها را به سخن گفتن مامور کرد . بهشت نیز هرگز با سکوت بدست نمي آيد و با سکوت نمی توان از آتش دوزخ رهايي یافت . همه اينها به وسيله کلام و سخن حاصل مي شود . "

امیدواریم با مراقبت بر گفتارهای خود ، حق زبان ، اين نعمت شگفت الهی را پاس بداريم انسان در نگاه اسلام ، موجودی مستعد با قابليت هاي فراوان است که اگر آنها را شکوفا کند ، بر قله شرافت و کرامت قرار می گیرد و جهان را به تسخير خود درمي آورد . در اين مسير ، او نيازمند شناخت و آموزش مهارتهاي مهم زندگي است . اين مهارت ها ، انسان را توانمند مي کند تا در مقابل بحرانهاي مختلف زندگي كمتر آسيب ببيند و رضايتمندي خود را از زندگي فردي و اجتماعي افزايش دهد .

مهمترين مهارتي که زيربناي همه مهارتهاي زندگي است ، شناخت حقوق و مسئوليتهاي خود و ديگران است . به نظر مي رسد اگر انسانها قادر باشند حقوق و مسئوليت هاي خود را بشناسند و براي اجراي آنها تلاش کنند ، ما شاهد روابط صميمانه تري در محيط خانواده و اجتماع خواهيم بود .

يکي از راههاي شناخت حقوق و مسئوليت ها ، آشنايي با سرمايه هاي دروني و نعمتهاي بزرگي است که خداوند به ما عطا كرده است . در این قسمت وحق زبان از نگاه امام سجاد (ع ) را بررسي مي کنيم .

در زندگي روزمره خود ، صداهاي مختلفي را مي شنويم . مثل صداي بوق ماشين ، وزش باد ، ‌صداي پرندگان ، صحبت آدمهايي که از کنارمان مي گذرند و بسياري از صداهاي ديگر که گوشهاي ما را مي نوازند يا مي آزارند . ولي آيا نياز است همه صداهايي را که مي شنويم ، گوش کنيم ؟

گوش دادن با شنيدن فرق مي کند . چرا که شنيدن ، عملي غير ارادي، و شامل تمام صداهايي است که از محيط پيرامون به ما مي رسد و نياز به ياد گيري ندارد . ولي گوش دادن ، فعاليتی ذهني است که با خواست و اراده ما انجام مي پذيرد و نيازمند توجه است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ساعت 19:45  توسط طاهره رحیم پور  |