|
� تأثیر روحی و روانی نماز بر انسان ها چيست ؟ نمازگزار قلب مطمئن و آرامی دارد. زیرا به بزرگتر بودن خداوند از همه افراد و شخصیتها و قدرتها و امکانات اطمینان دارد و خود را وابسته به آنچنان منبع قدرتی میداند که همه جهانیان در قبضه او هستند. این اطمینان قلبی موجب رشد شخصیت و وقار انسان میشود. نماز موجب اتصال انسان به قدرت بینهایتی است که همه قدرتها برگرفته از او و در برابر توان مطلق او هیچاند. اتصال و پیوند با خداوند به انسان قدرتی میبخشد که در برابر دیگر قدرتها سر تسلیم فرود نمیآورد. اگر دست کودک در دست پدری قوی و مهربان باشد، احساس قدرت و آرامش میکند، اما اگر تنها باشد هر لحظه ترس و دلهره این را دارد که دیگران آزارش دهند. انسانی که با خداوند رابطه ایجاد نماید در برابر سایر قدرتها احساس قدرت و آرامش میکند. اولیای خدا به واسطهی عبادت و اطاعت خداوند در هیچ شرایطی دچار اضطراب نمیگردند، اما قدرت و ثروت و صنعت نتوانسته است برای سرمایهداران بزرگ و صاحبان علم و صنعت آرامش روحی و روانی به ارمغان بیاورد است. اگر انسانی با ایمان و توجه کامل، هر روز بیش از 360 مرتبه در نماز خود بگوید: «خدا بزرگتر است » از هیچ قدرت و ابر قدرتی هراس نخواهد داشت. نماز بهترین دارو برای پیشگیری و درمان رنجهای درونی و نگرانیهای موجود است؛ به خصوص در مورد نوجوانان و جوانان، تربیت دینی و ایجاد رابطه آنها با خداوند موجب درمان رنج درونی، فشار عاطفی ، نگرانی ، ترس و احساس گناه- که از ویژگیهای دوره نوجوانی است – میشود. به عقیده روان شناسان ، فرق نوابغ و افراد عادی در امکان تمرکز ذهن و قوای عقلانی است نه در توانمندی و سایر صفات فکری. از آن جا که نماز روزانه 5 بار فکر را در مدار تمرکز قرار میدهد و تمرینی برای تمرکز فکر است ، موجب ایجاد تمرکز ذهن و تقویت قوای فکری و روحی انسان میشود. امام علی (ع) از قول پیامبر (ص) فرمودند: هیچ بندهای نیست که به وقت نماز (ادای نماز در اول وقت) توجه نداشته باشد مگر این که من چند چیز را برای او ضمانت میکنم ؛ یکی ایمنی او از غم و اندوه است. خداوند در قرآن کریم میفرماید : کسانی که ایمان آوردند و نماز را به پا داشتند و زکات دادند مزدشان نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میشوند. � تأثیر اقتصادی و مادی نماز بر انسان ها چيست ؟ نماز وسیلهای برای مددجویی از خداوند در غمها و مشکلات است. خداوند در سوره بقره می فرماید: و استعینوا بالصبره و الصلاة ، یعنی از خداوند به صبر و نماز یاری بجویید... . امام صادق (ع) میفرماید: چه مانعی دارد که وقتی بر یکی از شما غم و اندوهی از غمای دنیا وارد آمد ، وضو بگیرید و به مسجد بروید و دو رکعت نماز بخوانید و برای رفع اندو خود ، خدا را بخواند. مگرنشنیدهای که خداوند میفرماید از صبر و نماز در حل مشکلات خود کمک بگیرید. دهها نماز مستحبی برای رفع مشکلات وارد شده است ؛ از جمله نماز جعفر طیار که امام صادق (ع) در مورد آن میفرماید : هر گاه مشکلی برای شما پیش آمد یا حاجتی داشتید پس از خواندن نماز جعفر طیّار دعا کنید که انشاء الله دعای شما مستجاب خواهد شد . هرگاه مشکلی علمی برای بوعلی سینا پیش میآمد به مسجد میرفت و دو رکعت نماز با حضور قلب می خواند و مشکل او حل میشد. ملاصدرا نیز زمانی که در قم بود و برای او مسأله مشکلی پیش میآمد به زیارت حضرت معصومه (ع) می رفت و با زیارت و نماز به حل آن می رسید. نماز همه مشکلات را حل میکند. به همین علت نماز باران و آیات تشریع شده است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: نماز موجب برکت و فراوانی روزی انسان میشود.
� فلسفه گفتن اذان و اقامه در گوش نوزادان چيست ؟ از لحظه تکوّن و انعقاد نطفه در رحم مادر دستورالعملهایی از سوی ائمه (ع) صادر شده است که به کار بستن آنها می توان نتیجه مثبت تربیتی گرفت ؛ از جمله وقتی که فرزندی متولد شد با گفتن اذان و اقامه در گوش او میتوان فطرت خداخواه کودک را از انحراف محافظت نمود. علی بن ابیطالب (ع) از پیامبر خدا (ص) روایت نموده که فرمود: «کسی که فرزندی برای او متولد شود پس باید در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگوید که این عمل او را از وساوس و اعمال شیطانی نجات بخشیده و از شرّ شیطان و کید و مکر او محافظت مینماید . » مولوی می گوید : میرود از سینهها در سینهها
همچنان که اوصاف زشت مانند دروغ گویی، غیبت و نمّامی و یا نوشیدن شراب و غذای فاسد در جنین اثر جسمی و معنوی دارد و اوصاف مادر، خوب یا بد ، در فرزند تأثیر میگذارد، اذان و اقامه نیز در تقویت دینی و روحی نوزاد مؤثر است . � كودك در چه سنّي نماز را درك مي كند وبهترين دوران تربيت او چه سالي است ؟ دوران کودکی سرشار از استعداد ، ذکاوت و ادراک است. هوش و استعداد آموزش و پرورش از تمامی اقوال و افعالش روشن و هویدا است. بنابراین اقوام و ملل در همه اعصار، چه قبل از اسلام و چه بعد از آن ، سنین آغاز تحصیل و آموزش و پرورش را زمان کودکی قرار دادهاند. اسلام هم با استدلال و برهان سنینی را معین و تأیید فرموده که تعقّل بچه برای درک مفاهیم و معانی مستعد و آماده است. محمد بن مسلم از امام باقر (ع) پرسید : کودک باید از چه سنی نماز بخواند ؟ حضرت در پاسخ فرمود: در آن سنی که نماز را تعقل کند و درک نماید و بفهمد که نماز چیست؟ راوی عرض کرد: از چه زمانی کودک نماز را در ک مینماید؟ امام فرمود: در سن 6 سالگی. هفت سالگی بهترین دوران تربیت در روایات و احادیث اهل بیت (ع) تأکید زیادی شده که در هفت سالگی به تربیت دینی اطفال توجه شود و در این مقطع سنی نوباوگان خصوصیاتی دارند که شایسته است اولیای گرامی و پدران و مادران عزیز به تعلیم و تربیت و پرورش و آموزش آنان اهتمام بیشتری نشان دهند . احمد بن محمد ابینصر از حضرت رضا(ع) روایت میکند که آن حضرت فرمود: «از کودک هفت ساله نماز خواسته شد و در این سنین زنان نامحرم لازم نیست سر و موی از او بپوشانند تا وقتی که به حد بلوغ برسد. » البته امام خمینی (ره) می فرماید: احتیاط واجب آن است که زن بدن و موی خود را از پسری که بالغ نشده ولی خوب و بد را تشخیص می دهد و به حدی رسیده که مورد نظر شهوانی است ، بپوشاند.
� آثار و عواقب ترك نماز در دنيا و آخرت چيست ؟ خداوند متعال در سوره ماعون می فرماید: فَوَیلٌ لِلْمُصَلّین ، الَّذینهِمْ عَن صَلاتِهِم ساهُون ، یعنی وای به حال نمازگزارانی که دل از یاد خدا غافل دارند. بیتوجهی و سهل انگاری در برپایی نماز بندگان را مورد غضب خداوند متعال قرار میدهد . تنگی دنیا و آخرت را نصیب آنان میکند و در قیامت شرمنده و سرافکنده محشور خواهند شد. درباره ترک کنندگان نماز · در لثالی الاخبار شیخ صدوق آمده اگر کسی به صورت تارک الصلاة بخندد، یعنی او را دوست بدارد، چنان است که هفت مرتبه خانه کعبه را خراب کرده باشد و هزار ملک مقرب را کشته باشد. · درحدیثی نقل شده است کسی ک تارک الصلاة را یاری کند به غذایی یا لباسی، چنان است که هفتاد پیامبر را کشته باشد که اول آنا حضرت آدم (ع) و آخر آنها محمد (ص) باشد. · در روایتی آمده است روز قیامت سگ میگوید: خدا را شکر که مرا سگ خلق کرد نه خوک ؛ خوک میگوید: خدا را شکر که مرا خوک خلقکرد نه کافر؛ کافر میگوید: خدا را شکر که مرا کافر خلق کرد ، ولی منافق خلق نکرد ؛ منافق میگوید: خدا را شکر که مرا منافق خلق کرد ولی تارک الصلاة خلق نکرد. � آثار و عواقب سبک شمردن نماز چيست ؟ در قرآن مجید نسبت به بعضی از مردم ، علت جهنمی شدن آنها را ترک نماز به طور کلی دانسته است. همچنین ضایع ساختن نماز از دلایل دیگر آن برشمرده میشود . برای کسانی که نماز را سبک میشمارند حتی اگر کاملاً آن را ترک نکنند ، ولی اهمیتی به برگزاری دائم و صحیح آن نمیدهند نیز وعدههای عذاب در قرآن و اخبار رسیده است . از آن جمله ؛ از شفاعت اهل بیت (ع) بیبهره است و پیغمبر (ص) او را از امتش نمیشمارد و سوگند می خورد که در حوض کوثر بر او اوراد نخواهد شد. در حدیث نبوی مشهوری نسبت به کسانی که نماز را سبک بشمارند چنین رسیده که خداوند آنان را به 15 بلا مبتلا میکند – که برخی مربوط به زندگیدنیا و بعضی مربوط به قبر و برزخ و پارهای مربوط به قیامت است – برکت از عمر و روزیاش برمیدارد؛ سیمای نیکوکاران را از چهرهاش میزداید؛ هر کاری کند پاداشی دریافت نمیکند ؛ بهرهای از دعای خوبان ندارد؛ با ذلت و گرسنگی و تشنگی میمیرد؛ خداوند ملکی در قبر مأمورش میفرماید تا او را شکنجه دهد و گورش را بر او تنگ نماید و تاریکی در قبرش باشد. خداوند ملکی را بر او مقرر میفرماید که بر صورتش میکشد، در حالی که مردمان به او مینگرند و درحسابش سختگیری میشود و خداوند به نظر لطف به او نمینگرد و او را پاک نفرموده و برایش عذاب سختی است. � ثواب و پاداش نماز جماعت چه اندازه مي باشد ؟ پیامبر اسلام (ص) به عثمان بن مظعون فرمود: برای کسی که نماز صبح را به جماعت برپا کند و بعد از آن تا طلوع آفتاب بنشیند و مشغول ذکر باشد در فردوس گردشگاه هفتاد مقام باشد که مساحت هر مقام به قدر هفتاد سال دویدن اسب تندرو باشد؛ و هر که نماز ظهر را به جماعت به جای آورد، برای در جنات عدن ، سکونت پنجاه مقام باشد که مساحت هر مقام به قدر پنجاه سال دویدن اسب تندرو باشد ؛ و هر که نماز عصر را به جماعت گزارد برای او ثواب آزاد کردن هشت نفر از فرزندان اسماعیل باشد که هر یک از آنها صاحب یک خانواده باشد ؛ و هر که نماز مغرب را به جماعت برپا کند ثواب حج و عمره مقبول دارد؛ و هر که نماز عشا را به جماعت به جای آورد ثواب احیای شب قدر را دارد. در حدیث دیگری در رسالههای علمیه آمده است که ، اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند ، پاداش 150 نماز داده میشود. اگر دو نفر به امام جماعت اقتدا کنند ، پاداش 600 نماز داده میشود. اگر سه نفر به امام جماعت اقتدا کنند ، پاداش 1200 نماز داده میشود. اگر چهار نفر به امام جماعت اقتدا کنند ، پاداش 2400 نماز داده میشود. اگر پنج نفر به امام جماعت اقتدا کنند ، پاداش 4800 نماز داده میشود. اگر شش نفر به امام جماعت اقتدا کنند ، پاداش 9600 نماز داده میشود. اگر هفت نفر به امام جماعت اقتدا کنند ، پاداش 19200 نماز داده میشود. اگر هشت نفر به امام جماعت اقتدا کنند ، پاداش 36400 نماز داده میشود. اگر دو نفر به امام جماعت اقتدا کنند ، پاداش 72800 نماز داده میشود. ولی همین که عدد افراد از 10 نفر گذشت، حساب آن را جز خدا کسی نمیداند؛ و یا به عبارت دیگر اگر همه درختان عالم قلم شوند و آب دریاها جوهر شوند و بخواهند ثواب یک رکعت از این نماز را بنویسید ، نمیتوانند.
ضرب المثل هايي در مورد نماز با مطالعه و بررسی ضرب المثلهای موجود درباره نماز نیز میتوان این نکته را بدست آورد که افرادی تیزبین و آگاه در مورد مسائل و امور عبادی برای بیان مقصود و مقصد و منظور خود، گاه متوسّل به سخنی کوتاه و نغز (مثل) میشوند. فیالمثل وقتی شخصی ریاکار را میبینند که با اعمال عبادیاش سعی در فریب مردم دارد ایم مَثل را یادآور میشوند که «جانماز، آب نکش» درواقع با گفتن این مَثل، شخص را متوجّه میکنند که متوجّه و آگاه به رفتار آن شخص هستند؛ یعنی شخص خودش را میفریبد نه دیگران را. و کلاً ویژگیها و ماهیتهای ضربالمثل، بیان واقعیت به صورت فصیح و بلیغ است که در موقعیتی مناسب از ذهن افراد میتراود و در جامعه رواج مییابد. اگر از بُعدی دیگر به ضربالمثلها بنگریمم یکی از ویژگیهایش سادگی و قابل فهم بودن آن برای همگان است. و چون زاییدهی افکار افراد گوناگونی در جامعه در شرایط معیّنی بوده است؛ لذا افراد هر موقعی که با این شرایط مشابه روبهرو میشوند این امثال را به کار میبرند. لذا ضربالمثلها بیانگر واقعیات موجود در جامعه هستند که به نسلهای بعدی منتقل میشوند و طبق معمول در همان شرایط این امثال مجدداً بازگویی و تکرار میشوند. هم چنین (بسیاری از امثال، ریشه در داستانهایی دارد که درواقع برخی امثال تراشیده شدهی این حکایات است) لذا پرداختن به ضربالمثلها از جنبهی تاریخی برای بیان ریشهی تاریخی این امثال میباشد. - آش معاویه را میخورد و پشت سر علی، نماز میخواند. کاربرد: برای کسی به کار میبرند که دو رو و منافق است؛ نظیرِ هم طبّال یزید است هم علمدار حسین.
- ای کبک خوش خرام ! کجا میروی، بایست غرّه مشو، که گربهی زاهد نماز کرد.
- اگر نماز نباشد، گیوه باشد! اصل حکایت از عبید زاکانی است: «درویشی گیوه در پا نماز میگذاشت، دزدی طمع در گیوهی او بست، گفت: با گیوه نماز نباشد. درویش دریافت و گفت: اگر نماز نباشد، گیوه باشد!» (لطایف فارسی، از رسالهی دلگشا) البتّه در این پاره متنی که «کمال الدّین مرتضویان» در تألیف خود «داستانهای امثال»، آورده سؤال و جوابی اضافه بر متن عبید زاکانی دارد، که مؤلّف مرجع آن را ذکر نکرده است. و سؤال و جواب این روایت چنین است: - دزد گفت: نماز با گیوه که نماز نباشد. - مرد گفت: اگر نماز نباشد، گیوه باشد! گفت: دوباره تکرار کن؛ در این نماز اجر نداری. گفت: اگر اجر ندارم، گیوه دارم! - برای یک بینماز، در مسجد را نمیبندند. نظیر: برای خری لنگ، کاروان بار نیفکند. - به یک روی، در دو محراب بودن. - پیشْ نماز که سرفه کند، تکلیف پس نماز، معلوم است. - جانماز آب میکشد. - دست نماز عمو رمضان، باطل شدن. - روزهی بی نماز، عروس بی جهاز، قورمهی بی پیاز.
اعتقادات موجود در مورد نماز یکی دیگر از مظاهر فرهنگ عامّه، باورها و اعتقادات عامّهی مردم میباشد که در مورد پدیدهای دارند. در این قسمت، اعتقادات موجود ذکر میشود و برخی از این اعتقادات نیز تشریح میگردد. درواقع بخشی از این اعتقادات ناشی از احکام و دستورهای دینی میباشد؛ مثل نماز در جای غصبی، مقبول نیست. یا قسمتی از اینن اعتقادات مردم دربارهی نماز ار احادیث و روایات برگرفته شده است. مثل «اگر نمازت قبول شود، سایر اعمالت قبول میشود.» الف:- اگر نمازت قبول شود، سایر اعمالت نیز قبول میشود. درواقع نمازی مقبول است که انسان را در جهت صحیح زندگانی، هدایت نماید و اگر انسان بانماز رابطهی قلبی و عارفانه و آگاهانه خود را با خداوند متعال برقرار کند، سعی خواهد کرد که اعمالش نیک و خداپسند باشد؛ لذا اگر این گونه نمازی باشد سایر اعمال نیز مقبول خواهد افتاد، وگرنه اگر ادای نماز باشد، سایر اعمال نیز در تزلزل خواهد بود. - اوّل نماز، سپس نیاز. ب:- بی نمازی، بدتر از صد بار مَردم کُشی ! ت:- تنها، نماز و روزه، عبادت نیست، اگر به مردم در کارهایشان خدمت نمایی عبادت است. درواقع این اعتقاد، نشانگر این حقیقت است که برخی از افراد در جامعه اکتفا به نماز و روزه، میکنند و مسائل و مشکلات دیگران برایشان مهم نیست. ج: - جای تو باشد جهنم، گر تو باشی، بی نماز بی نماز و بت پرست، این هردو، اندر دوزخند - در شریعت، واجد آمد، کُشتن هر بی نماز گر تو نگزاری نماز روز، شب را نان همی - دُم سگ، بهتر بود از ریش مَرد بی نماز. ر:- روز محشر، امان از نماز است. ز:-زن اگر با سُرخاب و سفیداب (بَزَک کرده) نماز بخواند، ثواب دارد. ش:- شکم گرسنه، نماز نمیشناسد. ص: - صدق و راستی، پیشه کن که هزار بار بهتر است از سجود و رکوع. این اعتقاد نیز تجلّی واقعیّت موجود در جامعه است که افرادی ریاکار به وسیلهی نماز سعی در فریب دیگران دارند. شاعران زیادی نیز دربارهی این گونه افراد، اشعار سرودهاند که خود این اشعار، بیانگر واقعیّات اجتماعی آن روزگار محسوب میشوند.
لطایفي در مورد نماز - به درویشی گفتند: چرا نماز نمیخوانی؟ گفت: من نادعلی میخوانم که پدر جَدِّ نماز است. - الله الله به جانم ذکرت سر زبانم نادعلی بخوانم شاید که در نمانم. - پس نمیدانید روزه هم دارم، خادم مسجد هم هستم. نادانی در مسجد نماز را با قرائت میخواند، یکی گفت:«چقدر خوب و با قرائت نماز میخواند!» مرد نادان، نماز خود را شکست و به ستایندهی خود گفت: «پس نمیدانید روزه هم دارم، خادم مسجد هم هستم.» - شش ماه را تکلیف نماز کردهاند. ترسایی مسلمان شد. محتسب گفت: تو اکنون چنانی که حالی از مادر متولّد شدهای. بعد از شش ماه او را پیش محتسب آوردند که این نو مسلمان نماز نمیگزارد. محتسب گفت: چرا کاهل نماز میکنی؟ گفت: مگر نه وقتی که من مسلمان شدم، گفتی تو این زمان از مادر زاده شدهای. از آن تاریخ شش ماه بیش نگذشته و هرگز آدم شش ماهه را تکلیف نماز نکردهاند(لطایفالطوایف)
طب و نماز: خراسانیها برای معالجهی سُرخک تا روز هفتم و گاهی نُهُم به بچّه غداهای سرد میدهند مانند عنّاب و سوپ جوجه و ... روز نُهُم هفت آیه از سورهی مبارکهی «یس» معروف به هفت «سورهی مُبین» را میخوانند و به مُهر نماز، فوت میکنند. مُهر جانماز را روی پلک بچّه میگذارند تا «باد سرخک» را از چشم او بیرون بکشند. یا انگشتر عقیقی که روی آن نام پنج تن نقش شده باشد، بر پشت پلکهای بچّه میکشند و به اصطلاح چشم او را «مهر» میکشند. تا دانههای سرخک به چشم او صدمه نزند. - بیمار لاعلاجت را اگر بخواهی بهبود یابد بین نمازهای عصر و ظهرت اَمَّن یجیبُ بخوان تا شفا یابد. - هرکسی پیشانیاش به جایی بخورد (مثلاً به دیواری ... ) برای این که پیشانیاش باد نکند و از عذاب ضربه کاسته شود و جایش کبود نشود، مُهر جانماز را برداشته و به آن محل بمالد تا خوب شود.
نذر و نماز: آب هفت «گری» برای بخت گشایی آب هفت «گری» آبی بود که مادر دختر یا کسی دیگر از هفت دکّان که مشغلهشان پسوندِ «گری» میداشت گِرد آورده بود. این دکّانها عبارت بودند از آهنگری، سفیدگری، زرگری، شیشهگری، ریختهگری و دواتگری (سماور و ظرفهایی از آن گونه میساختند دواتگران)، در قدیم معتقد بودند برای گشایش بخت دختران ظهر روز جمعه، دختر، پس از انجام غسل دو رکعت نماز حاجت بگزارد، سپس رو به قبله ایستد و آب هفت «گری» را با جام باطل السّحر و به نیت گشایش بخت، بر سر خود بریزد. دربارهی قوم بابل، اسطورهای را منتسب میسازند که عبارت است از: «در قدیم، مردم بابل عقیده داشتند که در شب چلّه و در یک لحظهی بخصوص که زمان آن معلوم نیست تمام موجودات روی زمین به پیشگاه خداوند سر تعظیم فرود میآوردند. درختان خَم میشوند آبهای رونده گلآلود میشوند و تمام اینها در یک چشم بر هم زدن صورت میگیرد و در این لحظهی به خصوص هرکسی هر آرزویی بکن برآورده میشود. البتّه حالا هم بر این عقیدهاند، با این تفاوت که تعظیم موجودات برای خداوند درست است ولی شب آن معلوم نیست که حتماً شب چلّه باشد یا یکی از شبهای اول زمستان.» افسانهای را که به مردم بابل، نسبت میدهند عبارت است از این که: «زن جوانی با شوهر و مادر شوهر در یک خانه زندگی میکرد. شب چلّه پس از آن که مراسم آن را به جای میآورند زن و شوهر به اتاق خود میروند که بخوابند. زن رو به شوهر کرده و میگوید: من امشب میخواهم تا صبح بیدار باشم، تا لحظهای را که درختان تعظیم میکنند، ببینم. «شوهرش میخوابد و زن جانماز پهن میکند و به نماز خواندن و دعا کردن مشغول میشود و در ضمن چشم از درخت وسط حیاط برنمیگیرد؛ چون میخواست، در لحظهی موعود به متکای زیر سر شوهرش اشار کند و بگوید:«متکّا! طلا بشو» خلاصه مدّتی گذشت و زن ناگهانن متوجّه شد که درختان خم شدهاند. دستپاچه شده و به جای این که بگوید متکّا! طلا بشو، گفت:«شوهر! طلا بشو» بی درنگ شوهر خفته و بی خبر، طلا شد. بعد از این واقعه زن خیلی افسرده و ناراحت شد. پیش خود گفت: جواب مادر شوهرم و اقوام و خویشانم را چه بدهم؟ فکری به خاطرش رسید و فوراً به حیاط منزل که آن را «پشت حیاط» میگویند رفت و گودالی کند و جسد طلا شدهی شوهرش را در آن پنهان کرد. صبح که همهی اهل خانه از خواب برخاستند زن از یکایک آنان سراغ شوهرش را گرفت و آنان همه اظهار بی اطّلاعی کردند. خلاصه یکسال از قضیه گذشت. دوباره شب چلّه فرارسید. این بار زن از مادر شوهرش خواست تا اتقا را در اختیارش بگذارد که شب را به تنهایی در آن ه راز و نیاز به سر برد. پاسی از نیمه شب گذشت و همه به خواب رفتند زن به «پشت حیاط» رفت و زمین را کند و جسد شوهرش را همان طور که سراپا طلا بود از گودال درآورد و به اتاق خودش آورد. پهلوی او نشست و به خواندن نماز و دعا کردن مشغول شد تا لحظهی تعظیم فرا رسید زن بلافاصله گفت: «شوهر! آدم بشو» چند لحظه بعد مرد عطسهای کرد و از خواب برخاست و رو به زنش کرد و گفت: «زن! هنوز دعا کردنت تمام نشده است؟» عقیده و اسطورهی مشابهی نیز به مردم خراسان نسبت میدهند. در واقع افسانهها، اعتقادات، امثال و ... هریک در میان اقوام مختلف به گونهای رواج مییابد. خراسانیها معتقدند که خانهی کعبه از روز ازل، خلق شده و همیشه بوده بعد زمین از زیر آن پهن شده است. خراسانیها شبی را که زمین از زیر خانهی کعبه پهن شده شب «دَحوالارض» یا «دَعوالارض» میخوانند. (شب بیست و پنجم ذیالقعده). شب «دَحوالارض» یعنی پهن شدن زمین از زیر خانهی کعبه بر روی آب و این شب از لیالی شریفه است. آنها عقیده دارند که در این شب مقارن نیمه شب همهی گنجهای روی زمین راه میافتند و درختان سر فرود میآورند؛ یعنی سرشان به زمین میچسبد و ریشهشان به هوا میرود هرکسی در آن موقع بیدار باشد و دعا کند و نماز بخواند هر آرزو و حاجتی داشته باشد، برآورده میشود. میگویند زنی در شب «دَحوالارض» نیمه شب بر حسب اتفاق بیدار میشود و چشمش به درختان معلّق میافتد؛ دهانش از حیرت باز میماند و حواسش پریشان میشود. میخواهد نام یکی از اثاث خانه را بر زبان بیاورد و بگوید: طلا! از دستپاچگی نام شوهرش را بر زبان میآورد و میگوید شوهرم طلا. فوراً شوهر تبدیل به طلا میشود. زن فریاد و زاری میکند امّا نالهی او دیگر سودی ندارد و چندی از این قضیه میگذرد، میبیند بچههایش گرسنهاند و کسی نیست که خرج معاش آنها را بدهد. به ناچار یکی از انگشتان شوهرش را قطع میکند و در بازار زرگرها میفروشد و با پول آن مدّت یک سال زندگی خود و فرزندانش را اداره میکند تا این که یک سال دیگر در شب«دَحوالارض» تا صبح بیدار میماند و چشم به حیاط میدوزد همین که درختان سر به زمین آورند از نو دعا میکند و میگوید شوهرم آدم! و فیالفور شوهرش به حال اوّل برمیگردد. تهیه :اکرم کاشفی
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ساعت 15:2  توسط طاهره رحیم پور
|
|