چرا امام حسن علیه‌السلام صلح نکرد؟

مروری بر دوران امامت امام حسن مجتبی علیه‌السلام

دوران خلافت امام علی علیه‌‌السلام، احساس تنهایی و غربت می‌کرد. به طوری که امام علی‌ علیه‌السلام با سه مشکل بزرگ همچون نداشتن یاور مواجهه با دشمنی حیله‌گر و مسلح، و عدم همکاری افراد موثر روبرو بود. در چنین موقعیتی امام حسن علیه‌السلام نمی‌توانست با فرزند ابوسفیان مبارزه کند. اما به دلیل سستی و بی‌نظمی سپاهیان و کمی دوستان با اخلاص و اقدامات معاویه برای تطمیع سران سپاه امام، حسن علیه‌السلام جزء واگذاری قدرت معاویه چاره‌ای ندید.

امام با این اقدام از ریخته شدن خون مسلمانان جلوگیری کرد. و از در صلح با معاویه درآمد. حجربن عدی از یاران امام و بزرگان کوفه بود نزد امام آمده و نارضایتی خود را از واگذاری قدرت به معاویه اعلام کرد. امام در پاسخ او فرمودند: «من دیدم میل و رغبت بیشتر مردم، بر صلح است و جنگ را خوش نمی‌دارند و دوست نمی‌دارم آنان را به کاری که ناخوش دارند، مجبور کنم و برای این صلح کردم که شیعیان مخصوص‌ها، از کشته شد محفوظ بمانند و مصلحت دیدم این جنگ را به هنگام دیگری موکول کنم. به این ترتیب امام علیه‌السلام یاران مخلص و اندک خود را از نابودی حفظ کرد. از این پس معاویه قدرت را به دست گرفت و امام و اهل بیت پیامبر (ص) به مدینه رفتند این دوران، دوران آزمایش شیعیان و یاران امام بود به طوری‌که بیشتر یاران امام که از کوفیان بودند دچار مشکلات زیاد می‌شدند. امام حسن علیه‌السلام نیز فرمودند: شاید تأخیر آن برای آزمایش شماست».

از صلح امام حسن علیه‌السلام تا قیام کربلا

دوران خلافت بیست ساله‌ی معاویه از سال 41 هجری و پس از صلح امام حسن علیه‌السلام آغاز شد. معاویه با ورود به کوفه بر منبر رفت و عدم پایبندی خود را به پیمان خود با امام را به اطلاع مردم کوفه رساند. به نوشته‌ی ابوالفرج اصفهانی، معاویه چنین گفت: به خدا سوگند هر آن‌ وعده‌ای که من به حسن‌بن علی (ع) دادم همه را زیر پا گذاردم و به هیچ یک وفا نخواهم کرد...

از آن پس معاویه برخلاف پیمان خود دستور داد که شعیان را تعقیب کنند و هر کس که دوستدار علی علیه‌السلام است نامش را از سهمیه مسلمانان از بیت‌المال حذف و خانه‌اش را ویران کنند.

از آن پس معاویه، مغیره را که فردی فاسد بود به حکومت کوفه منصوب کرد او حتی بعد از شهادت علی علیه‌السلام به جعل نامه نیز پرداخت. زیاد نیز به نابودی و کشتار شیعیان علی‌ علیه‌السلام پرداخت. تا اینکه مردم کوفه به تنگ آمدند و به نزد امام حسن علیه‌السلام در مدینه رفتند و قیام علیه معاویه را خواستار شدند. امام نیز آنان را به صبر و انتظار تا تحقق زمینه‌ی مناسب برای قیام فراخواند.

چرا امام حسن علیه‌السلام قیام نکرد؟

چرا حضرت مجتبی علیه‌السلام، قیام نکرد، و با معاویه از در سازش درآمد با آن‌که نه شجاعت و قوت قلب او کمتر از برادر بود و نه فداکاری و علاقه و اهتمام حسین علیه‌السلام ـ به حفط دین و نجات اسلام از آن حضرت بیشتر بود.

پس چگونه شد که حضرت مجتبی علیه‌السلام ـ حلم و بردباری پیشه ساخت، و صبر و شکیبائی را شعار خویش نمود، و حسین علیه‌السلام ـ به نهضت و قیام برخاست و جهاد و شهادت را اختیار کرد.

1ـ طول مدت جنگهای داخلی که تا آن زمان بی‌سابقه بود، و کشته‌های بسیار که طرفین داده بودند، آمادگی مردم را برای ادامه جنگ اگر به کلی از بین نبرده بود، کم کرده بود و بیشتر افراد به جنگ علاقه نداشتند و طرفدار صلح و سازش بودند و از جنگ خسته شده بودند.

امیرالمومنین علیه‌السلام ـ پس از شهادت امیرالمومنین علیه‌السلام ـ بی‌رغبتی آنها به جهاد بیشتر شد، خانواده‌هایی که در این جنگها کشته داده و عزاردار بودند بیشتر با ادامه جهاد روی خوش نشان نمی‌دادند.

کثرت مقتولین در این جنگهای داخلی قیافه جهاد را مهیب و وحشت‌زا ساخته و مردمان کوتاه فکر و راحت‌طلب را که همیشه اکثریت دارند از آن گریزان کرده بود، لذا وقتی حضرت امام حسن علیه‌السلا ـ تصمیم به جهاد گرفت و مردم را به جهاد ترغیب کرد، بیشتر نپذیرفتند.

2ـ وقتی تهاون و سستی آنها در امر جهاد معلوم، و دانسته شد که اکثر او را تنها و غریب گذارده‌‌اند، برای اتمام حجت و قطع عذر خطبه‌ای خواند و در موضوع جهاد و صلح به طور آشکار از آنها نظر خواست آنان از اطراف فریاد برداشتند ما حاضر به جهاد نیستیم ما را هلاک نکن.

«قناداهُ القومُ مِن کُلّ جانب البَقِیَّه البقیَّه»

مردم از هر سو فریاد زدند ما را باقی بدار ما را از ریشه بیرون نیاور!

«فلمّا اَفرَدُوهُ امضی الصُلحَ»

پس چون او را تنها گذاردند صلح کرد.

3ـ گروهی هم بودند که ادامه جنگ را موجب ضعف کلی مسلمین می‌دانستند و بیم آن داشتند که
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ساعت 13:29  توسط طاهره رحیم پور  |