فكر و تدبير على (ع)

على (ع) از خوش فكرترين و درست‏ترين مردم در راى و انديشه به شمار مى‏رفت.هم اوست كه به عمر اشاره كرد تا تاريخ هجرى را براى مسلمانان وضع كند.و عمر را از بازگرفتن زيور آلات خانه كعبه بازداشت.هنگامى كه ايرانيان آماده شده بودند تا بر كشور اسلامى يورش برند على بود كه به خليفه گفت: به تنهايى نزد ايرانيان روانه نشود!زيرا اگر آنان او را ببينند نمى‏شناسند و خواهند گفت: اين مرد سردار عرب است و اگر بر او دست‏يابيد و او را بكشيد، همه اعراب را از بين مى‏بريد.و اين انديشه حرص ايشان را بر تو سخت‏تر مى‏گرداند و باعث‏شدت عمل آنان مى‏شود.وى همچنين به عمر پيشنهاد كرد، به خاطر اينكه مبادا روميان و حبشيان جرئت‏حمله پيدا كنند، مردم شام و مردم يمن را بدين جنگ روانه مكن و نيز مردم مكه و مدينه را حركت مده، تا مبادا اعراب از گوشه و كنار بر تو بشورند.على بود كه مى‏فرمود: پيروزى در جنگ بسته به زيادى افراد نيست، بلكه وابسته به بصيرت و تيزهوشى است.او به عمر گفت: به جاى فرستادن لشگر از شام و يمن، لشگرى را از بصره گسيل دارد تا برخى از آنان مراقب زنان و فرزندان و دسته ديگر مراقب مردم اهل كتاب آن شهر باشند تا مبادا شورش كنند و عده ديگرى را به طرف برادرانشان، براى كمك به ميدان نبرد بفرستند.عمر نيز اين پيشنهاد را پذيرفت.در زمان عثمان نيز على (ع) از هر گونه كمك فكرى به او مضايقه نمى‏كرد و اگر عثمان به اجراى آنها تن درمى‏داد، صلاح و لامت‏خود را تضمين كرده بود.

عدالت على (ع)

اگر به عدل او نظر شود مى‏بينيم كه او در اين عرصه نيز همتايى ندارد.ابن اثير در كتاب اسد الغابه گويد: زهد و عدالت على را نمى‏توان در ديگران سراغ كرد.پيش از اين نيز سخن مؤلف استيعاب را در اين باره در شرح منش و خلق و خوى على ذكر كرديم.به راستى درباره عدالت‏خليفه‏اى كه حتى نانى را كه از اصفهان براى او آورده بودند، و آن را مانند مالى كه تقسيم كرده بود، به هفت تكه قسمت كرد و هر قسمت را به كسى داد، چه مى‏توان گفت؟!او در تقسيم بيت المال بين خود و ديگران هيچ تفاوتى نمى‏گذاشت و بين مردم اصل مساوات را پيش چشم مى‏گذاشت.

 

اصلاحات‌ علوی‌ در اقتصاد


اصلاحات‌ اقتصادی‌ از دیدگاه‌ حضرت‌ امیر(ع)، عبارت‌ است‌ از:
«احیأ مجدد تعالیم‌ و دستورات‌ اسلام‌ و از میان‌ برداشتن‌ بدعتها در حوزة‌ بینشها و منشهای‌ اقتصادی‌ مردم‌ و کارگزاران‌ به‌ منظور برقراری‌ عدالت‌ اقتصادی.»
بر این‌ اساس، اصلاحات‌ اقتصادی‌ آن‌ حضرت‌ در نظام‌ اقتصادی‌ را باید در دو محور پی‌ گرفت؛ یکی‌ اصلاح‌ بینش‌ها و دیگری‌ اصلاح‌ منش‌ها و رفتارها. در هر دو زمینه‌ نیز ابتدا باید انحرافات‌ را پیش‌ از حکومت‌ آن‌ حضرت، تشخیص‌ داد و پس‌ از آن‌ به‌ بیان‌ اقدامات‌ اصلاحی‌ ایشان‌ پرداخت.
پس‌ از وفات‌ پیامبر(ص) تا زمانی‌ که‌ امام‌ علی(ع) زمام‌ حکومت‌ را به‌دست‌ گرفتند دو انحراف‌ اساسی‌ رخ‌ داد که‌ آن‌ حضرت‌ تمام‌ سعی‌ و تلاش‌ خود را بر اصلاح‌ این‌ دو انحراف، صرف‌ کردند. اول‌ انحراف‌ در بینشهای‌ اقتصادی‌ بود. در بینش‌ مسلمانان‌ به‌جای‌ آنکه‌ آخرت‌ اصل‌ و هدف‌ و دنیا فرع‌ و وسیله‌ باشد، مسئله‌ برعکس‌ شده‌ بود. مردم‌ به‌ دنیا روی‌ آورده‌ و آخرت‌ را فراموش‌ کرده‌ بودند. دنیا بیش‌ از آخرت‌ دلهای‌ آنها را تسخیر کرده‌ بود. مردم‌ در ترک‌ آخرت‌ و دوستی‌ دنیا یکدله‌ شده‌ بودند تا جایی‌ که‌ می‌پنداشتند که‌ تحصیل‌ رزق‌ بر آنها واجب‌ است‌ و به‌جای‌ آوردن‌ واجبات‌ از آنها ساقط‌ شده‌ است.
حضرت‌ برای‌ مبارزه‌ با این‌ انحراف‌ دو روش‌ را در پیش‌ گرفتند؛ از سویی‌ با بیانات‌ تکان‌ دهنده‌ وسیله‌ بودن‌ دنیا و هدف‌ بودن‌ آخرت‌ را بارها و بارها به‌ مردم‌ گوشزد می‌نمودند و از سوی‌ دیگر با سیرة‌ عملی‌ و زُ‌هد بی‌بدیل‌ خود بی‌ارزشی‌ دنیا را به‌ مردم‌ نشان‌ می‌دادند.
انحراف‌ دوم‌ انحراف‌ منش‌ها و رفتارهای‌ مردم‌ و کارگزاران‌ از الگوهایی‌ بود که‌ پیامبر(ص) آن‌ الگوهای‌ رفتاری‌ را در قالب‌ و دستورات‌ شریعت‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ اهداف‌ مورد نظر اسلام‌ به‌ویژه‌ تحقق‌ عدالت‌ اقتصادی‌ در جامعه، معرفی‌ کرده‌ بودند و در طی‌ حکومت‌ خود سعی‌ در تثبیت‌ و نهادینه‌ کردن‌ آن‌ الگوها نمودند. از سویی‌ انفاق‌ و صدقه‌ و وقف‌ در بین‌ مردم‌ کاهش‌ یافته‌ بود. تجمع‌ ثروت‌ و مال‌ اندوزی‌ جای‌ انفاق‌ مال‌ و رسیدگی‌ به‌ فقرأ و نیازمندان‌ جامعه‌ را گرفته‌ بود. و از سوی‌ دیگر خلفا و کارگزاران‌ نظام‌ اسلامی‌ در توزیع‌ فرصت‌ها و ثروتهایی‌ که‌ در اختیار داشتند تبعیض‌ قائل‌ می‌شدند و عدالت‌ را رعایت‌ نمی‌کردند. البته‌ این‌ انحرافات‌ ناشی‌ از انحراف‌ در بینش‌ها بود که‌ پیش‌تر بیان‌ کردیم.
حضرت‌ برای‌ اصلاح‌ رفتارهای‌ مردم‌ از سویی‌ مردم‌ را با زبان‌ به‌ انفاقات‌ و صدقات‌ و اعمال‌ خیر تشویق‌ می‌نمود و از سوی‌ دیگر با عمل‌ خود مردم‌ را به‌ این‌ کارها فرا می‌خواندند. همچنین‌ برای‌ تحقق‌ عدالت‌ و توزیع‌ عادلانة‌ فرصت‌های‌ شغلی‌ و درآمدها و بیت‌المال، اقدامات‌ اصلاحی‌ حضرت‌ چنین‌ بود:
1. تعویض‌ کارگزاران‌ و روی‌ کار آوردن‌ افراد صالح‌
2. جلوگیری‌ از انحراف‌ کارگزاران‌
3. بازگرداندن‌ اموال‌ بیت‌المال‌
4. تقسیم‌ اموال‌ بیت‌المال‌ بین‌ مردم‌ به‌ نحو تساوی‌
5. تعجیل‌ در تقسیم‌ بیت‌المال‌

‌انحراف‌ در بینش‌


در بینش‌ قرآنی، انسان، موجودی‌ مرکب‌ از روح‌ و بدن‌ است. هدف‌ از آفرینش‌ انسان‌ آن‌ است‌ که‌ به‌ سعادت‌ رسیده‌ و به‌ قلة‌ کمال‌ انسانی‌ (عبودیت) دست‌ یابد. جسم‌ مرکب‌ روح‌ برای‌ صعود به‌ این‌ قله‌ است. بنابراین‌ انسان‌ باید به‌ دنیا و مظاهر آن‌ (اموال‌ و ثروت‌ها) و اولاد بعنوان‌ وسیله‌ برای‌ آن‌ هدف‌ متعالی‌ نگاه‌ کند و این‌ امور، ارزش‌ استقلالی‌ برای‌ او نیابند تا هدف‌ اصلی‌ فراموش‌ گردد.
پیامبر(ص) در طول‌ حیات‌ خود این‌ بینش‌ قرآنی‌ را تبلیغ‌ و ترویج‌ کردند و افرادی‌ را تربیت‌ کردند که‌ حاضر بودند برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ هدف‌ متعالی‌ از جان‌ و مال‌ خود بگذرند و گذشتند. فداکاری‌ انصار و به‌ عهده‌ گرفتن‌ تأمین‌ زندگی‌ بسیار از مهاجرین‌ در سال‌های‌ اول‌ هجرت، ایثارهای‌ اصحاب‌ پیامبر(ص) در جنگ‌ها و بحران‌ها، صبر آنها، در مشکلات‌ و سختی‌ها و گرسنگی‌ها، همه‌ و همه‌ به‌ پشتوانة‌ این‌ بینش‌ صورت‌ می‌گرفت. پس‌ از پیامبر(ص) این‌ بینش‌ به‌ تدریج‌ در جامعة‌ اسلامی‌ تغییر کرد. دنیا اصالت‌ یافت. در نتیجه‌ مال‌ دوستی‌ و ثروت‌پرستی‌ رواج‌ یافت‌ و آخرت‌ فراموش‌ شد. پیامبر(ص) در زمان‌ حیات‌ خود از این‌ انحراف‌ خبر داده‌ بود. ایشان‌ خطاب‌ به‌ حضرت‌ علی(ع) می‌فرمایند:
«یا علی‌ این‌ مردم‌ [پس‌ از من] فریفتة‌ دارائیهای‌ خود شوند و از اینکه‌ دین‌ خدا را پذیرفته‌اند بر خدای‌ منت‌ نهند و رحمت‌ او را تمنا کنند و از خشم‌ او خود را در امان‌ پندارند. با شبهت‌های‌ دروغ‌ و هواهای‌ سهوآمیز، حرام‌ خدا را حلال‌ شمارند و شراب‌ را نبیند نام‌ نهند و حلال‌ کنند و ربا را عنوان‌ خرید و فروش‌ دهند. رشوه‌ را هدیه‌ خوانند...»



البته‌ این‌ انحراف‌ به‌ تدریج‌ و در طول‌ 25 سال‌ خلافت‌ غیر معصوم‌ در جامعة‌ اسلامی‌ رخ‌ داد و فتوحات‌ بسیار و غنائم‌ فراوان‌ بدست‌ آمده‌ از جنگها در طول‌ این‌ مدت، زمینه‌ ساز انحراف‌ مزبور بود.
وجود چنین‌ انحرافی‌ در جامعة‌ اسلامی، خطر بزرگی‌ و مانعی‌ اساسی‌ برای‌ حرکت‌ به‌ سمت‌ اهداف‌ متعالی‌ اسلام‌ و به‌ویژه‌ عدالت‌ اقتصادی‌ محسوب‌ می‌گشت. اسلام، دین‌ هدایت‌ جامعه‌ به‌سوی‌ فلاح‌ و سعادت‌ دنیا و آخرت‌ است‌ و برای‌ هدایت‌ جامعه‌ و حرکت‌ آن‌ در این‌ مسیر دستورات‌ فراوانی‌ در حوزه‌های‌ مختلف‌ حیات‌ انسان‌ داده‌ است. این‌ دستورات‌ بر اساس‌ جهان‌بینی‌ خاصی‌ استوار است. و یکی‌ از مهمترین‌ اصول‌ جهان‌بینی‌ اسلام‌ که‌ به‌ منزلة‌ ضمانت‌ اجرای‌ درونی‌ برای‌ تحقق‌ آن‌ دستورات‌ است، این‌ است‌ که‌ دنیا وسیله‌ و آخرت، هدف‌ است. اگر انسان‌ها بینشی‌ داشته‌ باشند می‌توانند اعمال‌ و رفتار خود را براساس‌ الگوهای‌ پیشنهادی‌ اسلام‌ سامان‌ دهند و در جهت‌ تحقق‌ عدالت‌ اقتصادی‌ در جامعه‌ حرکت‌ کنند. در این‌ حالت‌ است‌ که‌ می‌توانند اموال‌ خود را بدون‌ انتظار منافع، قرض‌ دهند، وقف‌ کنند، ببخشند و ایثار کنند، با یکدیگر در جهت‌ رفع‌ مشکلات‌ اقتصادی‌ یکدیگر همکاری‌ کنند، خمس‌ دهند، زکات‌ دهند و ربا نگیرند و خلاصه‌ اسلامی‌ رفتار کنند. اما درصورتی‌ که‌ دنیا را هدف‌ بدانند و آخرت
را به‌ فراموشی‌ بسپارند رفتارهای‌ خود را براساس‌ الگوهای‌ این‌ بینش‌ سامان‌ دهند، لذت‌جویی، نفع‌پرستی‌ و خودخواهی‌ و مال‌دوستی، رباخواری، رشوه‌خواری‌ و دستگیری‌ نکردن‌ از فقرأ، کنز ثروت‌ و... را اقتضأ می‌کند و موجب‌ بوجود آمدن‌ فقر و نابرابری‌ در جامعه‌ می‌شود. درحقیقت‌ این‌ دو بینش‌ متضاد دو نظام‌ رفتاری‌ متضاد را نتیجه‌ می‌دهد که‌ اهداف‌ متضادی‌ را دنبال‌ می‌کنند.

انحراف‌ در رفتار اجتماعی


کسانی‌ که‌ آخرت‌ را هدف‌ و دنیا را وسیله‌ می‌شمارند در همة‌ عرصه‌های‌ زندگی‌ حلال‌ها و حرام‌های‌ الهی‌ را رعایت‌ می‌کنند، قوانین‌ الهی‌ را زیر پا نمی‌گذارند؛ رشوه‌ نمی‌گیرند، رباخواری‌ نمی‌کنند، در معامله‌ دروغ‌ نمی‌گویند، اسراف‌ نکرده‌ و به‌ تجمع‌ و تکاثر ثروت‌ نمی‌پردازند و رفتارهای‌ خود را براساس‌ الگوهایی‌ که‌ اسلام‌ ارائه‌ کرده‌ است‌ سامان‌ می‌دهند؛ اموال‌ خود را با وقف‌ کردن‌ و انفاق‌ کردن‌ و قرض‌الحسنه‌ دادن‌ ذخیرة‌ آخرت‌ خود می‌کنند. به‌ فقرا رسیدگی‌ می‌کنند خمس‌ و زکاتی‌ که‌ بر عهده‌ دارند می‌پردازند و...
اما در زمان‌ حضرت‌ علی(ع) بتدریج‌ بینش‌ها تغییر یافته‌ و رفتار حاکمان‌ و نیز مردم‌ از الگوهای‌ مطلوب‌ اسلامی‌ فاصله‌ گرفته‌ بود.
«به‌ هر کجا که‌ خواهی‌ چشم‌ بگردان‌ و مردم‌ را بنگر آیا جز فقیری‌ که‌ از فقر خود رنج‌ می‌برد یا ثروتمندی‌ که‌ نعمت‌ خدا را کفران‌ می‌کند یا بخیلی‌ که‌ در ادای‌ حق‌ خدا بخل‌ می‌ورزد تا بر ثروتش‌ بیفزاید، یا متمردی‌ که‌ گوشش‌ برای‌ شنیدن‌ اندرزها گران‌ شده‌ است، چیز دیگری‌خواهی‌ دید. اخیار و صالحان‌ کجایند؟ آزادگان‌ و بخشندگان‌ چه‌ شده‌اند؟ کجایند آنان‌ که‌ در داد و ستد پارسایی‌ می‌کردند و راه‌ و روشی‌ پاکیزه‌ داشتند؟ آیا نه‌ چنین‌ است‌ که‌ همگی‌ از این‌ جهان‌ پست‌ و زودگذر و آمیخته‌ به‌ تیرگی‌ و رنج‌ رخت‌ به‌ جهان‌ دیگر برده‌اند؟ و شما به‌جای‌ آنها مانده‌اید. در میان‌ گروهی‌ فرومایگان، که‌ لبها از به‌ هم‌ خوردن‌ و بردن‌ نامشان‌ و نکوهش‌ اعمالشان‌ ننگ‌ دارد. در این‌ حال‌ باید گفت: انا و انا الیه‌ راجعون»
حضرت‌ در این‌ کلام‌ وضعیت‌ جامعة‌ زمان‌ خود را بسیار وخیم‌ ترسیم‌ می‌کنند. از این‌ کلام‌ ویژگیهای‌ زیر برای‌ جامعة‌ زمان‌ آن‌ حضرت‌ استفاده‌ می‌شود.

‌الف) طبقاتی‌ شدن‌ جامعه‌
از این‌ کلام‌ استفاده‌ می‌شود که‌ در زمان‌ حضرت‌ امیر(ع) مردم‌ به‌ دو طبقة‌ فقیر و ثروتمند تقسیم‌ شده‌ و طبقات‌ متوسط‌ یا نبودند و یا کم‌ بودند یکی‌ از علل‌ چنین‌ اختلافی‌ آن‌ بود که‌ ثروتمندان‌ جامعه‌ به‌جای‌ آنکه‌ حق‌ نعمتی‌ را که‌ خداوند به‌ آنها داده‌ است‌ ادا کنند و حقوق‌ الهی‌ - خمس‌ و زکات‌ - را بپردازند و از فقرا با انفاقات‌ و اعمال‌ خیری‌ چون‌ قرض‌الحسنه‌ وقف، دستگیری‌ کنند، بخل‌ ورزیده‌ و برای‌ افزایش‌ ثروت‌ خود تلاش‌ می‌کردند. این‌ انحراف‌ در رفتارها نتیجة‌ انحراف‌ در بینش‌ها بود که‌ پیش‌تر بیان‌ کردیم. ایشان‌ در یکی‌ از سخنرانی‌ها می‌فرمایند:
«از بذل‌ مال‌ در راه‌ کسی‌ که‌ خود آن‌ را روزی‌ شما کرده‌ بود بُخل‌ ورزیدید.»
«بدانید خدایتان‌ رحمت‌ کناد، شما در زمانی‌ هستید که‌ حق‌گویان‌ در آن‌ اندک‌اند و زبانها در گفتن‌ راست‌ ناتوان‌ و جویندگان‌ حق‌ بی‌مقدارند. مردم‌ این‌ زمان‌ به‌ نافرمانی‌ خدا کمر بسته‌اند. جوانانشان‌ بدخویند و پیرانشان‌ گنهکارند و عالمانشان‌ منافق‌اند و قاریانشان‌ سودجوی‌ و چاپلوس‌اند. خردان‌ بزرگان‌ را ارج‌ نمی‌نهند و توانگران‌ بینوایان‌ را یاری‌ نمی‌رسانند.»

‌ب) عدم‌ رعایت‌ تقوا در بازار و معاملات
حضرت‌ امیر(ع) به‌ این‌ مطلب‌ که‌ «مردم‌ زمان‌ او کمر به‌ نافرمانی‌ خدا بسته‌اند»، به‌ عبارات‌ گوناگونی‌ تصریح‌ فرموده‌اند.
در کلام‌ دیگری‌ حضرت‌ علی(ع) به‌نقل‌ از پیامبر(ص) دربارة‌ اوضاع‌ پس‌ از پیامبر(ص) به‌ خصوص‌ رباخواری‌ و رشوه‌خواری‌ تصریح‌ می‌فرمایند:
«با شبهتهای‌ دروغ‌ و هواهای‌ سهوآمیز، حرام‌ خدا را حلال‌ شمارند و شراب‌ را نبیذ نام‌ نهند و حلال‌ کنند و ربا را عنوان‌ خرید و فروش‌ دهند. رشوه‌ را هدیه‌ خوانند...»

حضرت‌ علی(ع) برای‌ برخورد با انحرافات‌ مزبور و اصلاح‌ آنها اقدامات‌ زیر را انجام‌ دادند:
الف) موعظه‌ مردم‌ به‌ رعایت‌ احکام‌ و قوانین‌ الهی‌ و انفاق‌ مال‌ و دستگیری‌ از فقرا و اجتناب‌ از کنز مال‌ و ربا و.... شاید کمتر خطبه‌ای‌ در نهج‌البلاغه‌ از امر به‌ اطاعت‌ اوامر خداوند و رعایت‌ تقوی‌ و ورع‌ خالی‌ باشد.
«خداوند با دلایل‌ واضح‌ خود برای‌ شما جای‌ عذر باقی‌ نگذاشته‌ و حجت‌ را بر شما تمام‌ کرده‌ است‌ و برایتان‌ بیان‌ فرموده‌ که‌ چه‌ کارهایی‌ را خوش‌ دارد و چه‌ کارهایی‌ را خوش‌ ندارد، تا از آنچه‌ خوش‌ دارد، پیروی‌ کنید و از آنچه‌ ناخوش‌ دارد اعراض‌ نمایید... بدانید ای‌ بندگان‌ خدا که‌ مؤ‌من‌ حلال‌ می‌شمارد در این‌ سال، چیزی‌ را که‌ در نخستین‌ سال‌ حلال‌ می‌شمرد و حرام‌ می‌داند، در این‌ سال‌ چیزی‌ را که‌ در نخستین‌ سال‌ حرام‌ می‌دانست‌ بدعت‌هایی‌ که‌ مردم‌ در دین‌ نهاده‌اند، حرامی‌ را بر شما حلال‌ نمی‌کند، بلکه‌ حلال‌ همان‌ است‌ که‌ خدا حلال‌ کرده‌ و حرام‌ همان‌ است‌ که‌ خدا حرام‌ کرده.)
«اطاعت‌ از خدای‌ تعالی‌ را به‌ مثابة‌ جامعة‌ زیرین‌ خود سازید نه‌ جامعة‌ روئین. بلکه‌ درون‌ جان‌ خود جای‌ دهید. نه‌تنها جامعة‌ زیرین‌ که‌ در درون‌ قلب‌ خود برید.»
«از دام‌های‌ شیطان‌ حذر کنید و از گودال‌های‌ سهمناک‌ دشمنی‌ دوری‌ گزینید. لقمه‌های‌ حرام‌ را به‌ شکم‌های‌ خود داخل‌ نکنید. زیرا آنکه‌ نافرمانی‌ را بر شما حرام‌ کرده‌ و راه‌ فرمانبرداری‌ را برایتان‌ هموار ساخته، شما را می‌بیند.»
افزون‌ بر این، امام‌ علی(ع) در کلمات‌ فراوانی‌ مردم‌ را از مالی‌ که‌ از حرام‌ بدست‌ می‌آید برحذر داشته‌اند؛ «پاک‌ترین‌ مال‌ها مالی‌ است‌ که‌ از راه‌ حلال‌ بدست‌ آید» و دستور به‌ حفظ‌ شکم‌ از لقمة‌ حرام‌ داده‌اند. از ربا نهی‌ کرده‌ می‌فرمودند گیرندة‌ ربا و دهندة‌ آن‌ و نویسنده‌ معامله‌ ربوی‌ و شاهد بر آن‌ در [ارتکاب‌ به‌ این‌ حرام] یکسانند.
همچنین‌ ایشان‌ همواره‌ مردم‌ را به‌ انفاق‌ مال‌ دعوت‌ نموده‌ و می‌فرمودند:
«کسی‌ که‌ خدا به‌ او مالی‌ ارزانی‌ داشته، باید که‌ به‌ خویشاوندان‌ برساند و مهمانی‌های‌ نیکو دهد و اسیران‌ و گرفتاران‌ را از بند برهاند و به‌ فقیران‌ و وامداران‌ چیزی‌ عطا کند و باید دستیابی‌ به‌ ثواب، بر حقوقی‌ که‌ برعهده‌ دارد و سختی‌ها شکیبایی‌ ورزد.»
ایشان‌ مردم‌ را از کنز مال‌ از راه‌ حرام‌ برحذر داشته‌ و تجمع‌ ثروت‌ را تقبیح‌ می‌کردند:
«ای‌ فرزند آدم‌ هرچه‌ بیش‌ از روزی‌ هر روزت‌ کسب‌ کنی، خزانه‌دار آن‌ برای‌ دیگری‌ هستی»
«ای‌ مردم‌ از خدا بترسید، چه‌بسا آرزومندی‌ که‌ به‌ آرزویش‌ نرسد و چه‌ بسا کسی‌ که‌ بنایی‌ آورد و در آن‌ زیستن‌ نتواند کرد و چه‌ بسا گردآورنده‌ای‌ که‌ بگذارد و بگذرد. شاید آن‌را به‌ ناروا گرد آورده‌ است‌ یا حق‌ کسی‌ است‌ که‌ آن‌را به‌ او نداده، یا از حرام‌ بدستش‌ آورده‌ و گناهش‌ به‌ گردن‌ اوست‌ و بارش‌ بر دوش‌ اوست.»
«بزرگترین‌ حسرتها در روز قیامت، حسرت‌ کسی‌ است‌ که‌ در نافرمانی‌ خداوند مالی‌ گرد آورد و دیگری‌ آن‌ را به‌ ارث‌ برد و در راه‌ خدای‌ سبحان‌ انفاقش‌ کند و به‌ بهشت‌ رود و آن‌ مرد نخستین‌ را به‌ سبب‌ آن‌ به‌ دوزخ‌ برند.»
همچنین‌ اغنیا را به‌ دستگیری‌ از فقرأ سفارش‌ کرده‌ و می‌فرمودند:
«همانا خداوند در اموال‌ مردم‌ ثروتمند به‌ قدری‌ که‌ فقرای‌ آنها را تأمین‌ کند، واجب‌ کرده‌ است. پس‌ اگر فقرا تلف‌ شوند یا به‌ مشقت‌ بیفتند و یا برهنه‌ بمانند، به‌ سبب‌ اموالی‌ است‌ که‌ اغنیأ از پرداخت‌ آن‌ دریغ‌ می‌ورزند، پس‌ همانا خداوند برای‌ این‌ کار در رستاخیز از آنان‌ حساب‌ می‌کشد و به‌ این‌ سبب‌ آنها را به‌ عذاب‌ دردناک‌ گرفتار می‌سازد.»
ایشان‌ مردم‌ را از اسراف‌ و تبذیر اموال‌ نهی‌ نموده‌ و می‌فرمودند:
«بخشیدن‌ مال‌ به‌ کسی‌ که‌ حق‌ او نباشد خود گونه‌ای‌ تبذیر و اسراف‌ است‌ که‌ بخشنده‌ را در این‌ جهان‌ برمی‌افرازد و در آن‌ دنیا پست‌ می‌سازد. در میان‌ مردم‌ مکرمش‌ می‌دارد و در نزد خدا خوار می‌گرداند. هر کس‌ دارایی‌ خود را بی‌جا صرف‌ کند و به‌ نااهلش‌ ببخشد، خداوند از سپاسگزاری‌ آنها محرومش‌ گرداند.»

‌ج) ارائة‌ الگوي عملي به مردم
حضرت‌ امیر(ع) در جایگاه‌ امامت‌ و رهبری‌ جامعه‌ قرار داشت‌ و دارای‌ شخصیت‌ مذهبی‌ و سیاسی‌ در جامعه‌ بود. مردم‌ به‌ او اقتدا می‌کردند و از اعمال‌ او الگوبرداری‌ می‌نمودند. از این‌رو حضرت‌ با رفتار خود الگوی‌ مطلوب‌ اسلامی‌ را به‌ نمایش‌ گذارده‌ و از مردم‌ می‌خواستند که‌ در جهت‌ این‌ الگوی‌ مطلوب‌ حرکت‌ کنند گرچه‌ هرگز نمی‌توانند درست‌ مثل‌ او باشند.
کم‌ مصرف‌ کردن، تلاش‌ بی‌وقفه‌ در تولید و بذل‌ درآمد آن‌ در راه‌ خدا سه‌ ویژگی‌ بارز این‌ الگوی‌ رفتاری‌ بود. ایشان‌ دربارة‌ طعام‌ و لباس‌ خود به‌ عثمان‌بن‌ حنیف‌ چنین‌ می‌فرمایند:
«اینک‌ امام‌ شما از همه‌ دنیایش‌ به‌ پیرهنی‌ و ازاری‌ و از همه‌ طعام‌هایش‌ به‌ دو قرص‌ نان‌ اکتفا کرده‌ است. البته‌ شما را یارای‌ آن‌ نیست‌ که‌ چنین‌ کنید، ولی‌ مرا به‌ پارسایی‌ و مجاهدت‌ و پاکدامنی‌ و درستی‌ خویش‌ یاری‌ دهید. به‌ خدا سوگند از دنیای‌ شما پاره‌ زری‌ نیندوخته‌ام‌ و از همه‌ غنائم‌ آن‌ مالی‌ ذخیره‌ نکرده‌ام. و به‌جای‌ این‌ جامه، که‌ اینک‌ کهنه‌ شده‌ است‌ جامه‌ای‌ دیگر آماده‌ نساخته‌ام.»
«عبدابن‌ أبی‌ رافع‌ نقل‌ می‌کند که‌ روز عیدی‌ نزد امیرالمؤ‌منین(ع) رفتم، ایشان‌ کیسة‌ چرمی‌ را که‌ در آن‌ مهر شده‌ بود آورده‌ و باز کردند، در آن‌ نان‌ جوی‌ خشک‌ و خرد شده‌ بود، حضرت‌ آن‌را خوردند. از ایشان‌ پرسیدم: چرا در کیسه‌ را مهر کرده‌اید؟ فرمودند: خوف‌ آن‌ داشتم‌ که‌ پسرانم‌ آن‌را به‌ روغن‌ آغشته‌ کنند.
ابن‌ ابی‌ الحدید می‌گوید: لباس‌ علی(ع) گاهی‌ با پوست‌ و گاهی‌ با لیف‌ خرما وصله‌ می‌شد و کفش‌های‌ او از لیف‌ خرما بود و لباس‌ کرباس‌ کلفت‌ می‌پوشید و وقتی‌ می‌دید آستین‌ آن‌ بلند است‌ آنرا با شمشیر می‌برید، و نمی‌دوخت‌ و همواره‌ آنرا می‌پوشید تا وقتی‌که‌ از آن‌ تنها تار بدون‌ پود باقی‌ می‌ماند. وقتی‌ نان‌ را با خورشت‌ می‌خورد، خورشت‌ او سرکه‌ یا نمک‌ بود، بالاتر از این‌ برخی‌ گیاهان‌ روئیده‌ از زمین‌ بود و اگر می‌خواست‌ از این‌ هم‌ بهتر باشد کمی‌ از شیر شتر می‌خورد. خیلی‌ کم‌ گوشت‌ می‌خورد و می‌فرمود شکم‌های‌ خود را قبر حیوانات‌ نکنید.»
گرچه‌ همانگونه‌ که‌ حضرت‌ فرمودند مردم‌ را یارای‌ آن‌ نیست‌ که‌ چون‌ علی(ع) زندگی‌ کنند و زهد بورزند ولی‌ وقتی‌ رهبر جامعه‌ چنین‌ زندگی‌ کند قطعاً‌ مردمی‌ که‌ او را الگوی‌ خود می‌دانند، تبذیر و اسراف‌ نکرده‌ و در زندگی‌ دنیا ساده‌زیستی‌ و اعتدال‌ در مصرف‌ را پیش‌ می‌گیرند و از تجمل‌گرایی‌ پرهیز می‌نمایند، فقرأ به‌ او اقتدأ می‌کنند و ثروت، ثروتمندان‌ را به‌ طغیان‌ وانمی‌دارد لذا می‌فرمایند:
«خداوند مرا امام‌ خلقش‌ قرار داد و بر من‌ واجب‌ نمود که‌ نفسم‌ و طعام‌ و شراب‌ و لباسم‌ را در حد‌ ضعیفان‌ از مردم‌ قرار دهم‌ تا آنکه‌ فقیر به‌ من‌ اقتدأ کند و ثروتمند طغیان‌ نکند.»
همچنین‌ حضرت‌ امیر کار و تلاش‌ بسیار می‌نمود ایشان‌ نخلستان‌های‌ متعددی‌ را به‌دست‌ خود ایجاد کرد و چاه‌های‌ متعددی‌ را حفر نمود.
امام‌ صادق(ع) فرمود: «مردی‌ حضرت‌ امیر(ع) را دید که‌ به‌ مقدار 60 ساعت‌ (یا یک‌ بار شتر) هستة‌ خرما به‌ دوش‌ می‌کشد. پرسید این‌ چیست‌ که‌ به‌ دوش‌ می‌کشی؟ حضرت‌ فرمود: صدهزار درخت‌ خرماست. اگر خدا بخواهد. آن‌ مرد گفت: حضرت‌ امیر هسته‌های‌ خرما را در زمین‌ کاشت‌ و یکی‌ از آن‌ هسته‌ها را هم‌ رها نکرد.»
و فرمود: «امیرالمؤ‌منین‌ علی(ع) بیل‌ می‌زد و زمین‌ را آمادة‌ زراعت‌ می‌نمود.»
ابن‌ ابی‌ الحدید دربارة‌ آن‌ حضرت‌ می‌گوید:
«همواره‌ با دستش‌ کار می‌کرد و زمین‌ را زراعت‌ می‌کرد، آب‌ بیرون‌ می‌کشید و نخل‌ خرما می‌کاشت‌ و همة‌ این‌ امور را وجود شریف‌ ایشان‌ خودش‌ مستقیماً‌ انجام‌ می‌داد.»
حضرت‌ زمین‌های‌ زیادی‌ را آباد کرد و چاه‌های‌ زیادی‌ را حفر کرد ولی‌ همه‌ را در راه‌ خدا صدقه‌ داد و وقف‌ نمود. مکرر نقل‌ شده‌ است‌ که‌ حضرت‌ امیر(ع) از درآمدی‌ که‌ با کار خودش‌ بدست‌ آورد هزار بنده‌ آزاد ينمود.خانه‌اش‌ را در مدینه‌ به‌ بنی‌زریق‌ صدقه‌ داد.

‌د) نظارت‌ بر اقتصاد و مجازات‌ زیاده‌خواهان‌ و قانون‌شکنان‌
علی(ع) برای‌ آنکه‌ مردم‌ در معاملات‌ خود احکام‌ خدا را رعایت‌ کنند شخصاً‌ به‌ بازار رفته‌ و مردم‌ را به‌ رعایت‌ تقوای‌ الهی‌ در معاملات‌ امر می‌فرمود و بر اجرای‌ احکام‌ الهی‌ نظارت‌ می‌کرد و درصورتی‌ که‌ کسی‌ تخلف‌ می‌نمود او را با تازیانه‌ تنبیه‌ می‌کرد. امام‌ باقر(ع) در این‌باره‌ می‌فرماید:
«امیرالمؤ‌منین(ع) در کوفه‌ هر روز صبح‌ زود حرکت‌ می‌کرد و در بازارهای‌ کوفه، بازار به‌ بازار می‌گردید و همراه‌ او تازیانه‌ای‌ بر دوشش‌ بود که‌ دو لبه‌ داشت‌ و «السبیبه» نامیده‌ می‌شد، ایشان‌ بر اهل‌ هر بازاری‌ ایستاده‌ و ندا می‌کرد: ای‌ گروه‌ تجار از خدای‌ عزیز و بزرگ‌ بترسید. وقتی‌ اهل‌ آن‌ بازار صدای‌ حضرت‌ را می‌شنیدند هرچه‌ در دست‌ داشتند رها کرده‌ و گوش‌ها را تیز کرده‌ و با قلب‌هایشان‌ به‌ سخنان‌ او گوش‌ می‌دادند. سپس‌ حضرت‌ می‌فرمود: در طلب‌ خیر پیش‌ گیرید و با آسان‌ گرفتن‌ [بر بندگان‌ خدا] تبرک‌ جوئید و به‌ خریداران‌ نزدیک‌ شوید و خود را به‌ حلم‌ و بردباری‌ زینت‌ دهید، از قسم‌ خوردن‌ بپرهیزید و از دروغ‌ گفتن‌ دوری‌ جویید و ظلم‌ نکنید و با مظلومان‌ انصاف‌ به‌خرج‌ دهید، به‌ ربا نزدیک‌ نشوید، در کیل‌ و وزن‌ کردن‌ حق‌ آنرا وفا کنید، [کم‌ نفروشید] و اجناس‌ مردم‌ را کم‌تر از آنچه‌ هست‌ برندارید و در زمین‌ فساد نکنید حضرت‌ علی(ع) در همة‌ بازارها می‌گردید و سپس‌ برمی‌گشت‌ و برای‌ رسیدگی‌ به‌ امور مردم‌ جلوس‌ می‌فرمود.»
حضرت‌ همچنین‌ بر قیمت‌ها نظارت‌ می‌کردند و کسی‌ که‌ کم‌فروشی‌ یا غش‌ در معامله‌ می‌کرد تازیانه‌ می‌زدند و ندا سر می‌دادند که‌ هر کس‌ انواع‌ ماهی‌ بدون‌ فلس‌ را بفروشد با این‌ تازیانه‌ او را خواهم‌ زد. ایشان‌ با احتکار کالاهای‌ مورد نیاز مردم‌ نیز به‌ شدت‌ مبارزه‌ می‌کرد:
«نهی‌ امیرالمؤ‌منین(ع) عن‌ العکرة‌ فی‌ الامصار»
علی(ع) از احتکار در شهرها نهی‌ می‌فرمودند.»
شیوع‌ انحراف‌ مزبور از عمومیت‌ فرمان‌ آن‌ حضرت‌ استفاده‌ می‌شود حضرت‌ امیر(ع) برای‌ جلوگیری‌ از تحقق‌ این‌ حرام، با محتکر به‌ شدت‌ برخورد می‌کرد. ابن‌ حزم‌ نقل‌ می‌کند که‌ علی(ع) طعام‌ احتکار شده‌ای‌ را که‌ معادل‌ یک‌ صد هزار، ارزش‌ داشت‌ به‌ آتش‌ کشید. همچنین‌ از حبیش‌ چنین‌ نقل‌ می‌کند:
«علی‌ بن‌ ابیطالب(ع) خرمنهای‌ متعددی‌ را که‌ من‌ میان‌ نخل‌ها و درخت‌های‌ کوفه‌ احتکار کرده‌ بودم‌ همه‌ را به‌ آتش‌ کشید، اگر چنین‌ نمی‌کرد معادل‌ عایدات‌ کوفه‌ سود می‌بردم.»
حضرت‌ به‌ کارگزاران‌ خود؛ مانند رفاعه و مالک‌ اشتر سفارش‌ می‌کند که‌ از احتکار نهی‌ کرده‌ و محتکر را مجازات‌ نمایند.
احتکار رفتاری‌ است‌ که‌ از دنیاگرایی‌ و سودپرستی‌ ناشی‌ می‌شود و در حقیقت‌ یکی‌ از آثار انحراف‌ در بینش‌ها است. احتکار موجب‌ کمیابی‌ کالاهای‌ مورد نیاز مردم‌ و افزایش‌ قیمت‌ آن‌ می‌گردد. لذا مانعی‌ بر سر راه‌ تحقق‌ عدالت‌ اقتصادی‌ محسوب‌ می‌شود. از این‌رو حضرت‌ با آن‌ برخورد شدید می‌کردند.
بدین‌ ترتیب‌ حضرت‌ امیر(ع) با دو انحراف‌ پیش‌ گفته‌ برخورد کرده‌ و در جهت‌ اصلاح‌ آن‌ دو عمل‌ می‌کرد. این‌ بحث‌ دستاورد مهمی‌ برای‌ زمان‌ ما دارد. اگر بخواهیم‌ مردم‌ از رفتارهای‌ اقتصادی‌ خود از اسلام‌ منحرف‌ نشوند و دستورات‌ آنرا اجرأ کنند و در نتیجه‌ بازاری‌ سالم‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ در آن‌ ربا داده‌ نمی‌شود دروغ‌ گفته‌ نمی‌شود و کسی‌ به‌ دیگری‌ ظلم‌ نمی‌کند و قیمت‌ها در آن‌ بازار عادلانه‌ است، و اگر بخواهیم‌ مردمی‌ کم‌ مصرف‌ پرتلاش‌ و با بازده‌ بالا تربیت‌ کنیم‌ و اگر بخواهیم‌ کاری‌ کنیم‌ که‌ در جامعه‌ فقر ریشه‌ کن‌ شود و ثروت‌مندان‌ به‌ دستگیری‌ از فقرأ همت‌ گمارند، برای‌ تحقق‌ امور فوق‌ سه‌ اقدام‌ اصلاحی‌ لازم‌ است‌ اولاً‌ باید به‌ تعلیم‌ و تربیت‌ مردم‌ دربارة‌ احکام‌ اسلام‌ و آثار گناه‌ در این‌ زمینه‌ بپردازند.
ثانیاً‌ حاکمان‌ و رهبران‌ سیاسی‌ و اخلاقی‌ جامعه‌ یعنی‌ کسانی‌ که‌ مردم‌ به‌ آنها اقتدأ می‌کنند، خود به‌ احکام‌ اسلام‌ عمل‌ کرده‌ و ساده‌ زیستی‌ و زهد را پیشه‌ کنند و کم‌ مصرف‌ و پرتلاش‌ باشند.

‌توزیع‌ ناعادلانه‌ بیت‌المال


بیت‌المال‌ نام‌ یک‌ مکان‌ نیست‌ بلکه‌ به‌ وجوهی‌ گفته‌ می‌شود که‌ به‌ خزانه‌ دولت‌ وارد می‌گردد و باید صرف‌ مصالح‌ مسلمین‌ شود.
ابوعبید اموال‌ بیت‌المال‌ را به‌ سه‌ قسم؛ فیء، خمس‌ و صدقه، تقسیم‌ می‌نماید. مقصود از صدقه‌ همان‌ زکات‌ است‌ که‌ از طلا و نقره‌ و شتر، گاو، گوسفند و حبوبات‌ و میوه‌جات‌ گرفته‌ می‌شود و باید در اصناف‌ هشت‌گانه‌ای‌ که‌ خداوند متعال‌ در سوره‌ توبه‌ آيه60 برشمرده‌ است‌ مصرف‌ شود و بین‌ همة‌ مسلمین‌ تقسیم‌ نمی‌شود. فیء شامل‌ جزیه‌ و خراج‌ زمین‌هایی‌ که‌ با جنگ‌ به‌دست‌ مسلمانان‌ افتاد و خراج‌ زمین‌های‌ صلحی‌ می‌شود. اینگونه‌ اموال‌ باید صرف‌ مصالح‌ مسلمین‌ شود و مخصوص‌ فقرأ نیست، خمس‌ نبرد در زمان‌ پیامبر(ص) خلفأ شامل‌ یک‌ پنجم‌ غنائم‌ به‌دست‌ آمده‌ در جنگ‌ با کفار، معادن، آنچه‌ از ته‌ دریا با غواصی‌ به‌دست‌ می‌آید و گنج‌ می‌شد. برخی‌ فقهأ اهل‌ تسنن‌ خمس‌ را ملحق‌ به‌ فیء کرده‌ و برخی‌ دیگر می‌گویند باید در اصناف‌ پنج‌گانه‌ای‌ که‌ در قرآن‌ تصریح‌ شده‌ صرف‌ شود.

در بین‌ فقهأ شیعه‌ نیز در کیفیت‌ صرف‌ وجوه‌ مختلف‌ بیت‌المال‌ و حدود اختیارات‌ امام‌ المسلمین‌ در صرف‌ آن‌ اختلاف‌ است ولی‌ در این‌ مطلب‌ همه‌ اتفاق‌ دارند که‌ وجوه‌ مربوط‌ به‌ بیت‌المال‌ (خمس، زکات، جزیه، خراج، درآمد انفال‌ و...) به‌ دو وجه‌ مصرف‌ می‌شوند؛ بخشی‌ از آنها صرف‌ عناوین‌ خاصی‌ می‌شود مانند، فقرأ، مساکین، در راه‌ ماندگان، مقروضین، سالخوردگان، بیماران، کارگزاران، قضات، نظامیان‌ و... و بخشی‌ دیگر باید یا می‌تواند صرف‌ مصالح‌ عامة‌ مسلمین‌ شود. که‌ گاهی‌ از آن‌ به‌ اموال‌ مسلمین‌ یا ثروت‌های‌ عامه‌ یا عمومی‌ تعبیر می‌شود. در صدر اسلام‌ این‌ بخش‌ بین‌ مردم‌ تقسیم‌ می‌شد. و این‌ نوع‌ از وجوه‌ است‌ که‌ موضوع‌ بحث‌ ما در این‌ قسمت‌ است.
کتانی‌ در کتاب‌ تراتیب‌ الاداریة‌ از ابویوسف‌ نقل‌ می‌کند که‌ در زمان‌ حضرت‌ رسول(ص) ترتیب‌ مشخصی‌ در تقسیم‌ بیت‌المال‌ وجود نداشت ولی‌ حضرت‌ علی(ع) بارها به‌ این‌ مطلب‌ تصریح‌ کردند که‌ حضرت‌ رسول(ص) بیت‌المال‌ را به‌صورت‌ مساوی‌ بین‌ مردم‌ تقسیم‌ می‌کرد. پس‌ از آن‌ ابوبکر نیز در تقسیم‌ بیت‌المال‌ به‌ حضرت‌ رسول(ص) اقتدا کرده‌ و کسی‌ را بر دیگری‌ مقدم‌ نمی‌داشت. تبعیض‌ در تقسیم‌ بیت‌المال‌ از زمان‌ عمر آغاز شد. عمر مردم‌ را براساس‌ دو ملاک؛ تقدم‌ در اسلام‌ و تقرب‌ به‌ حضرت‌ رسول(ص) تقسیم‌ کرد. و به‌ کسانی‌ که‌ دارای‌ سابقة‌ بیشتری‌ در اسلام‌ بودند و یا از جهت‌ نَسَبی‌ به‌ پیامبر(ص) نزدیک‌تر بودند سهم‌ بیشتری‌ داد. طبق‌ روایات‌ اهل‌ تسنن‌ به‌ عباس‌بن‌ عبدالمطلب‌ سالانه‌ هفت‌ هزار درهم‌ و به‌ عائشه‌ 12 هزار درهم‌ و به‌ سایر ازواج‌ حضرت‌ رسول(ص) سالانه‌ 10 هزار درهم‌ به‌ جنگجویان‌ بدر چهار یا پنج‌ هزار درهم‌ و برای‌ مهاجرین‌ قبل‌ از فتح‌ مکه‌ سه‌ هزار درهم‌ و برای‌ مهاجرین‌ بعد از فتح‌ مکه‌ دوهزار درهم‌ پرداخت‌ می‌کرد و بقیة‌ مردم‌ را براساس‌ قرائت‌ قرآن‌ و سابقة‌ جهاد در راه‌ خدا تقسیم‌ می‌کرد و هر که‌ از این‌ دو جهت‌ سابقة‌ بیشتری‌ داشت‌ سهم‌ بیشتری‌ از بیت‌المال‌ را دریافت‌ می‌کرد.این‌ انحراف‌ از سنت‌ حضرت‌ رسول(ص) با توجه‌ به‌ کثرت‌ فتوحات‌ و غنائم‌ و فیء در زمان‌ عمر دو اثر داشت؛
1. بینش‌ دنیاپرستی‌ را تقویت‌ می‌کرد. در حقیقت‌ مجاهدین‌ و سابقین‌ در دین‌ أجر خود را در همین‌ دنیا دریافت‌ می‌کردند. ابوبکر معتقد بود که‌ سابقة‌ در دین‌ یا جهاد یک‌ امتیاز بزرگ‌ است‌ که‌ باید أجر آن‌ را خداوند متعال‌ بدهد و موجب‌ استحقاق‌ سهم‌ بیشتر از بیت‌المال‌ نمی‌گردد ولی‌ عمر عکس‌ آنرا اعتقاد داشت. وقتی‌ عمر به‌ خلافت‌ رسید براساس‌ اعتقاد خود عمل‌ کرد و با عمل‌ خود بینش‌ خود را در جامعه‌ تثبیت‌ کرد. و بدین‌ ترتیب‌ زمینه‌ برای‌ سال‌ها حکومت‌ عثمان‌ آماده‌ شد.
2. به‌ تدریج‌ موجب‌ بوجود آمدن‌ قشری‌ ثروتمند و مرفه‌ در جامعة‌ مسلمین‌ گردید و در جامعة‌ آن‌ روز اختلاف‌ طبقاتی‌ بوجود آمد. این‌ اختلاف‌ بعدها در زمان‌ عثمان‌ به‌ اوج‌ خود رسید. عثمان‌ حتی‌ از سیره‌ عمر نیز تبعیت‌ نکرد بلکه‌ بیت‌المال‌ را به‌ خویشاوندان‌ و نزدیکان‌ خود می‌بخشید .

‌3. عدم‌ توزیع‌ اموال‌ عمومی‌ تا پایان‌ سال‌
در زمان‌ حضرت‌ رسول(ص) اموالی‌ که‌ به‌عنوان‌ اموال‌ عاقه‌ وارد بیت‌المال‌ می‌شد بی‌درنگ‌ بین‌ مردم‌ تقسیم‌ می‌فرمود و آن‌ اموال‌ را نگه‌ نمی‌داشت. ابوبکر نیز در زمان‌ خلافت‌ خود از این‌ سیره‌ پیروی‌ کرد ولی‌ عمر از این‌ سیره‌ سرباز زد و تصمیم‌ گرفت‌ اموالی‌ که‌ به‌ تدریج‌ وارد بیت‌المال‌ می‌شود تا پایان‌ سال‌ نگه‌ داشته‌ و آنگاه‌ هر چه‌ جمع‌آوری‌ می‌شود یکباره‌ بین‌ همه‌ مردم‌ تقسیم‌ نماید.
لذا اسمأ مهاجرین‌ و انصار و بقیة‌ مردم‌ را در دفاتری‌ ثبت‌ کرده‌ و برای‌ آنها براساس‌ ملاک‌های‌ پیشین‌ حقوقهای‌ سالانه‌ مختلفی‌ وضع‌ نمود.

‌آثار اقتصادی‌ این‌ انحرافات
در اثر دو انحراف‌ اول، فقر در جامعه‌ مسلمین‌ افزون‌ گشت‌ و توزیع‌ درآمد و ثروت‌ به‌ شدت‌ نابرابر شد. در حقیقت‌ اموالی‌ که‌ می‌بایست‌ برای‌ تأمین‌ فقرأ جامعه‌ و مصالح‌ مسلمین‌ خرج‌ می‌شد نصیب‌ عده‌ای‌ محدود گشت. بدیهی‌ است‌ که‌ وقتی‌ عثمان‌ رفتارش‌ چنان‌ باشد که‌ گذشت‌ کارگزاران‌ او نیز در مناطق‌ دیگر همان‌ سیره‌ را به‌مراتب‌ شدیدتر از عثمان‌ اعمال‌ کنند. بدین‌ ترتیب‌ می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ در آن‌ دوران‌ فقر و نابرابری‌ در همه‌ سرزمین‌های‌ اسلامی‌ گسترش‌ یافته‌ بود.
از سوی‌ دیگر مال‌ و ثروت‌ بیش‌ از حد، اغنیأ را به‌ رفاه‌زدگی، تجمل‌گرایی‌ و دنیاپرستی‌ بیشتر دعوت‌ می‌کرد و این‌ خود موجب‌ تداول‌ بیشتر ثروت‌ در دست‌ اغنیأ می‌شد. در حقیقت‌ دنیاپرستی‌ زمینه‌ تشدید نابرابری‌ را فراهم‌ می‌نمود، نابرابری‌ و دنیاپرستی‌ اغنیا را تقویت‌ می‌کرد. افزون‌ بر همه‌ اینها تأخیر در تقسیم‌ اموال‌ عامه‌ و نگهداری‌ آن‌ تا پایان‌ سال‌ دو اثر را به‌ دنبال‌ داشت:
1. در طول‌ مدت‌ یک‌ سال‌ اموالی‌ که‌ از اطراف‌ و اکناف‌ می‌رسید در بیت‌المال‌ کنز می‌شد و در نتیجه‌ در اقتصاد جریان‌ پیدا نمی‌کرد. از منظر عدالت‌ اقتصادی‌ این‌ تاخیر موجب‌ می‌شد که‌ اموال‌ به‌صورت‌ فوری‌ به‌دست‌ نیازمندان‌ و مردم‌ نرسد و پخش‌ نگردد و لذا رفع‌ فقر و نیاز مردم‌ به‌ تأخیر افتد.
2. در پایان‌ سال‌ حجم‌ زیادی‌ از اموال‌ که‌ یک‌ سال‌ ذخیره‌ شده‌ بود و غالباً‌ به‌صورت‌ درهم‌ و دینار پول‌ یکباره‌ در جامعه‌ - بین‌ افراد خاصی‌ - تقسیم‌ می‌شد. در این‌ شرایط‌ انتظار آن‌ است‌ که‌ قیمت‌ها افزایش‌ یابد و افزایش‌ قیمت‌ها بر فقر فقیران‌ بیافزاید.
به‌نظر می‌رسد در اسلام‌ پخش‌ اموال‌ - در مقابل‌ کنز آن‌ - یک‌ قاعدة‌ اساسی‌ و پذیرفته‌ شده‌ در اموال‌ شخصی‌ و بیت‌المال‌ است. لذا پیامبر(ص) از کنز اموال‌ شخصی‌ نهی‌ می‌فرمودند و در اموال‌ بیت‌المال‌ نیز کنز را جائز نمی‌شمردند اگر به‌ اندازه‌ کوه‌ احد در نزد من‌ طلا باشد مرا خوشحال‌ خواهد کرد این‌ امر که‌ سه‌ روز بر من‌ بگذر و هیچ‌ مقداری‌ از آن‌ نزد من‌ باقی‌ نماند.

‌فریاد علی(ع)
یکی‌ از انگیزه‌های‌ اصلی‌ حضرت‌ امیر(ع) از پذیرش‌ حکومت‌ آن‌ بود که‌ فقر را ریشه‌ کن‌ کرده‌ و عدالت‌ اجتماعی‌ را در جامعه‌ برقرار سازد. لذا فرمود:
«بدانید، سوگند به‌ کسی‌ که‌ دانه‌ را شکافته‌ و جانداران‌ را آفریده، اگر انبوه‌ آن‌ جماعت‌ نمی‌بود، یا گرد آمدن‌ یاران‌ حجت‌ را بر من‌ تمام‌ نمی‌کرد و خدا از عالمان‌ (و در روایتی‌ دیگر از اولیأ امور) پیمان‌ نگرفته‌ بود که‌ در برابر شکمبارگی‌ ظالم‌ و گرسنگی‌ مظلوم‌ خاموشی‌ نگزینند افسار حکومت‌ را بر گردنش‌ می‌افکندم‌ و رهایش‌ می‌کرد....»
از این‌رو در طول‌ حکومت‌ خود همواره‌ با ظلم‌ ستیز کرده‌ ریشه‌های‌ فقر و نابرابری‌ را یکی‌ پس‌ از دیگری‌ می‌خشکاندند. لذا با انحرافات‌ پیش‌ گفته‌ نیز به‌صورت‌ صریح‌ و قاطع‌ مبارزه‌ کردند و در جهت‌ اصلاح‌ آنها اقدامات‌ زیر را انجام‌ دادند:

‌الف) عزل‌ کارگزاران‌ ناصالح‌ و انتخاب‌ عمال‌ صالح‌
ما به‌ این‌ اقدام‌ از بعد اقتصادی‌ می‌نگریم‌ و تاثیر آنرا در توزیع‌ درآمدها و ثروت‌های‌ جامعه‌ مورد بررسی‌ قرار خواهیم‌ داد. حضرت‌ پس‌ از بیعت، تصمیم‌ خود را بر تغییر کارگزاران‌ اعلام‌ کردند:
«سوگند به‌ کسی‌ که‌ محمد را به‌ حق‌ فرستاده‌ است، در غربال‌ آزمایش‌ به‌ هم‌ درآمیخته‌ و غربال‌ می‌شوید تاصالح‌ از فاسد جدا گردد. یا همانند دانه‌هایی‌ که‌ در دیگ‌ می‌ریزند، تا چون‌ به‌ جوش‌ آید، زیر و زبر شوند. پس‌ پست‌ترین‌ شما بالاترین‌ شما شود و بالاترینتان‌ پست‌ترینتان‌ واپس‌ ماندگانتان‌ پیش‌ افتند و پیش‌ گرفتگانتان‌ واپس‌ رانده‌ شوند...»
و پس‌ از آن‌ فرمان‌ عزل‌ همة‌ عمال‌ عثمان‌ را به‌ غیر از ابوموسی‌ اشعری‌ صادر کرد. و افراد دیگری‌ را جایگزین‌ آنان‌ نمود. قیس‌بن‌ سعدبن‌ عباده‌ انصاری‌ را استاندار مصر، عثمان‌بن‌ حنیف‌ انصاری‌ را استاندار بصره، عمارة‌بن‌ شهاب‌ را استاندار کوفه‌ و عبیدابن‌ عباس‌ را استاندار یمن‌ و سهل‌بن‌ حنیف‌ را استاندار شام‌ معرفی‌ نمود. و برای‌ بقیة‌ مناطق‌ نیز والیانی‌ برگزید و افرادی‌ را نیز مأمور اخذ خراج‌ و صدقات‌ مناطق‌ مختلف‌ نمود.
بطور کلی‌ کارگزاران‌ منتخب‌ حضرت‌ علی(ع) را می‌توان‌ به‌ سه‌ دسته‌ تقسیم‌ کرد:
1. کارگزاران‌ متدین‌ و مورد اطمینان‌ که‌ دارای‌ صلاحیت‌های‌ لازم‌ برای‌ اداره‌ امور نیز بودند. همچون‌ مالک‌ اشتر، عبدا بن‌ عباس‌ و قیس‌ به‌ سعد بن‌ عباده.
2. کارگزاران‌ متدین‌ و مورد اطمینان‌ که‌ در اداره‌ امور از قوت‌ و صلاحیت‌های‌ لازم‌ برخوردار نبودند. همچون‌ محمد بن‌ ابی‌ بکر، ابو ایوب‌ انصاری‌ و سهل‌ بن‌ حنیف‌ و عبیدا بن‌ عباس‌ و عثمان‌ بن‌ حنیف.
3. کارگزاران‌ غیرمتدین‌ که‌ دارای‌ تخصیص‌ و قدرت‌ مدیریت‌ بودند و مانند زیادبن‌ ابید منذربن‌ جارود، لغمان‌ بن‌ عجلان، یزید بن‌ حجیه‌ و مصغلة‌ بن‌ هبیرة‌ و قعقاع‌ بن‌ شور. ممکن‌ است‌ این‌ سؤ‌ال‌ مطرح‌ شود که‌ چرا حضرت‌ علی(ع) از گروه‌ دوم‌ و سوم‌ برای‌ اداره‌ امور استفاده‌ می‌کرد؟
پاسخ‌ این‌ سؤ‌ال‌ در واقعیت‌های‌ تلخ‌ زمان‌ حضرت‌ نهفته‌ است؛ در آن‌ زمان‌ مناطق‌ بسیاری‌ تحت‌ سیطره‌ حکومت‌ اسلام‌ بود درحالی‌ که‌ افراد دسته‌ اول‌ انگشت‌ شما ربودند. از این‌رو حضرت‌ چاره‌ای‌ جز استفاده‌ از دسته‌ دوم‌ و سوم‌ نداشت. ولی‌ برای‌ آنکه‌ خطای‌ ایندو گروه‌ به‌ویژه‌ گروه‌ سوم‌ به‌ حداقل‌ برسد بر اعمال‌ آنها دقیقاً‌ نظارت‌ می‌کرد و فرد خطا کننده‌ را شدیداً‌ مجازات‌ می‌نمود.
جماعتی‌ از جمله‌ مغیرة‌بن‌ شعبه‌ به‌ حضرت‌ پیشنهاد کردند که‌ استانداران‌ پیشین‌ را و از جمله‌ معاویه‌ را بر منصب‌ خود تثبیت‌ نماید و پس‌ از آنکه‌ اوضاع‌ سامان‌ یافت‌ آنها را عزل‌ کند ولی‌ حضرت‌ با استناد به‌ آیه‌ (مَا کُنتُ‌ مُتَّخِذِ‌ المُضِلٍّینَ‌ عَضُداً) با این‌ پیشنهاد بطور قاطع‌ مخالفت‌ می‌نمود.بی‌تردید حضرت‌ نمی‌توانستند عده‌ای‌ فاسق‌ و دنیاپرست‌ را که‌ با او بیعت‌ نکرده‌اند و فرمان‌ او نمی‌برند، بر جان‌ و مال‌ مسلمین‌ مسلط‌ کنند زیرا در این‌ صورت‌ در ظلم‌ آنها مشارکت‌ کرده‌ بودند.

ب) مراقبت‌ از کارگزاران‌ و تنبیه‌ خطاکار
حضرت‌ امیر(ع) به‌ شدت‌ مراقب‌ اعمال‌ کارگزاران‌ خود بود و برای‌ این‌ کار جاسوسانی‌ را همچون‌ کعب‌بن‌ مالک‌ گمارده‌ بود.همچنین‌ در عهدنامة‌ ایشان‌ به‌ مالک‌ اشتر آمده‌ است: «در اعمال‌ کارگزاران‌ خود کاوش‌ نمای‌ و جاسوسانی‌ از مردم‌ راستگوی‌ و وفادار به‌ خود بر آنان‌ برگمار. زیرا مراقبت‌ نهایی‌ تو در کارهایشان‌ آنان‌ را به‌ رعایت‌ امانت‌ و مدارا در حق‌ رعیت‌ وا می‌دارد. و بنگر تا یاران‌ کارگزارانت‌ تو را خیانت‌ نیالایند. هرگاه‌ یکی‌ از ایشان‌ دست‌ به‌ خیانت‌ گشود و اخبار جاسوسان‌ در نزد تو به‌ خیانت‌ او گرد آمد و همه‌ بدان‌ گواهی‌ دادند، همین‌ خبرها تو را بس‌ است. باید به‌ سبب‌ خیانتی‌ که‌ کرده‌ تنش‌ را به‌ تنبیه‌ بیازاری‌ و از کاری‌ که‌ کرده‌ است‌ بازخواست‌ نمایی. سپس‌ خوار و ذلیلش‌ سازی‌ و مهر خیانت‌ بر او زنی‌ و ننگ‌ را بر گردنش‌ آویزی.»
حضرت‌ امیر خود به‌ آنچه‌ به‌ مالک‌ سفارش‌ نمود عمل‌ می‌کرد. در تاریخ‌ موارد متعددی‌ نقل‌ شده‌ که‌ حضرت‌ از خطای‌ کارگزاران‌ خود با خبر گشته‌ و آنها را توبیخ‌ یا تنبیه‌ کردند. همچنین‌ نامه‌های‌ متعددی‌ در نهج‌البلاغه‌ وجود دارد که‌ در آنها حضرت‌ کارگزاران‌ خطاکار را توبیخ‌ کرده‌اند.
علت‌ خطای‌ برخی‌ کارگزاران‌ و نظارت‌ شدید و توبیخ‌ آن‌ حضرت‌ را پیش‌تر بیان‌ کردیم. درحقیقت‌ حضرت‌ امیر(ع) با توجه‌ به‌ ندرت‌ افراد مؤ‌من‌ و مدیر و وسعت‌ حکومت‌ اسلامی‌ چاره‌ای‌ جز این‌ نداشت.

‌ج) استرداد اموال‌ بیت‌المال
حضرت‌ امیر(ع) دو روز پس‌ از بیعت‌ خطبه‌ای‌ خواندند و در آن‌ تصمیم‌ خود را برای‌ استرداد اموال‌ بیت‌المال، به‌ مردم‌ اعلام‌ کردند و فرمودند:
«همانا هر زمینی‌ [از زمین‌های‌ بیت‌المال]، را که‌ عثمان‌ بخشیده‌ است‌ و هر مالی‌ از اموال‌ خدا را که‌ به‌ افراد داده‌ است‌ به‌ بیت‌المال‌ برمی‌گردد زیرا حق‌ پیشین‌ را چیزی‌ باطل‌ نمی‌کند، اگر چیزی‌ را که‌ عثمان‌ بخشیده‌ کابین‌ زنان‌ کرده‌ باشند و در شهرها پراکنده‌ ساخته‌ باشند، به‌جای‌ خود بازخواهم‌ گردانید. زیرا که‌ در دادگری‌ گشایش‌ است‌ و آنکه‌ از دادگری‌ به‌ تنگ‌ آید از ستمی‌ که‌ بر او می‌رود بیشتر به‌ تنگ‌ آید.»
سپس‌ حضرت‌ فرمان‌ دادند که‌ همة‌ سلاح‌ها و شتران‌ صدقه‌ را که‌ در خانة‌ عثمان‌ بود به‌ بیت‌المال‌ برگردانند و از تصرف‌ در اموال‌ عثمان‌ خودداری‌ کنند و فرمان‌ دادند که‌ هرجا به‌ اموال‌ بیت‌المال‌ برخوردند که‌ جزء بخشش‌های‌ عثمان‌ بود آنرا به‌ بیت‌المال‌ برگردانند.

د) مساوات‌ در تقسیم‌ بیت‌المال
حضرت‌ علی(ع) همانگونه‌ که‌ در ابتدا اعلام‌ فرمود هدفش‌ احیأ سنت‌ پیامبر(ص) و از بین‌ بردن‌ بدعت‌ها بود. از این‌رو در تقسیم‌ بیت‌المال‌ نیز به‌ پیامبر(ص) اقتدا کرده‌ و صدقات‌ را صرف‌ اصناف‌ خاصی‌ که‌ در قرآن‌ ذکر شده‌ می‌فرمود و فیء را به‌نحو تساوی‌ بین‌ مردم‌ تقسیم‌ می‌کرد. در روز دوم‌ خلافت‌ خود در ضمن‌ خطبه‌ای‌ که‌ خواندند چنین‌ فرمودند:
«آگاه‌ باشید هر مردی‌ از مهاجرین‌ و انصار از اصحاب‌ رسول‌ خدا(ص) که‌ خود را به‌خاطر همراهیش‌ با پیامبر(ص) برتر از دیگران‌ می‌بیند بداند که‌ برتری‌ روشن‌ در روز آخرت‌ در نزد خداست‌ و ثواب‌ و اجر آن‌ بر عهدة‌ خداست. و هر مردی‌ که‌ دعوت‌ خدا و رسولش‌ را اجابت‌ کرده‌ و روش‌ ما را تصدیق‌ و به‌ دین‌ ما وارد شده‌ و رو به‌ قبلة‌ ما نموده‌ است، همانا حقوق‌ و حدود الهی‌ بر او واجب‌ می‌گردد. بنابراین‌ شما بندگان‌ خدا و این‌ اموال‌ نیز مال‌ خداست‌ که‌ بین‌ شما به‌ نحو تساوی‌ تقسیم‌ می‌شود، هیچ‌کس‌ را بر دیگری‌ برتری‌ نیست، برای‌ تقواپیشه‌گان‌ در نزد خداوند بهترین‌ پاداش‌ و برترین‌ ثواب‌ است، خداوند دنیا را پاداش‌ و ثواب‌ متقین‌ قرار نداده‌ است‌ و آنچه‌ نزد خداست‌ برای‌ نیکوکاران‌ بهتر است‌ فردا صبح‌ نزد ما بیایید تا مالی‌ که‌ نزد ماست‌ بین‌ شما تقسیم‌ کنیم‌ و هیچ‌کس‌ غائب‌ نشود مسلمان‌ حر‌ چه‌ عرب‌ باشد و چه‌ عجم‌ چه‌ قبلاً‌ مشمول‌ عطأ خلیفه‌ بوده‌ و چه‌ نبوده‌ است، حاضر شود...»
فردا همه‌ حاضر شدند و به‌ هر فرد 3 دینار رسید.
بسیاری‌ از اصحاب‌ که‌ در زمان‌ عمر و عثمان‌ از بخشش‌های‌ ویژه‌ برخوردار بودند از قبیل‌ سهل‌بن‌ حنیف، طلحه، زبیر، عبدابن‌ عمر، سعدبن‌ عاص، مروان‌بن‌ حکم‌ و دیگران‌ به‌ روش‌ حضرت‌ اعتراض‌ کردند. حضرت‌ جواب‌ فرمودند:
«اما در این‌ فیء هیچ‌کس‌ را بر دیگری‌ ترجیحی‌ نیست، و خداوند پیش‌ از این‌ آنرا تقسیم‌ کرده‌ است،

پس‌ فیء مال‌ خداست‌ و شما بندگان‌ مسلمان‌ خدایید و این‌ کتاب‌ خداست‌ که‌ به‌ آن‌ اقرار کرده‌ و تسلیم‌ شده‌اید، و سیرة‌ پیامبر(ص) ما نیز بین‌ ما روشن‌ است، پس‌ هر کس‌ راضی‌ نیست‌ هرچه‌ می‌خواهد بکند، همانا کسی‌ که‌ به‌ فرامین‌ خداوند عمل‌ می‌نماید و به‌ حکم‌ خدا حکم‌ می‌کند از چیزی‌ نمی‌هراسد.»
حضرت‌ علی(ع) به‌ دنبال‌ طلحه‌ و زبیر فرستاده‌ و از آن‌ها سؤ‌ال‌ می‌کند که‌ چرا از کار من‌ کراهت‌ دارید و خلاف‌ کار من‌ رأی‌ می‌دهید. این‌ دو در پاسخ‌ گفتند:
«به‌خاطر این‌که‌ خلاف‌ عمربن‌ خطاب‌ در تقسیم‌ بیت‌المال‌ عمل‌ می‌کنی، تو حق‌ ما را مانند دیگران‌ قرار دادی‌ و اموال‌ و زمین‌هایی‌ را که‌ خداوند متعال‌ به‌ وسیلة‌ شمشیرها و نیزه‌های‌ ما و تاخت‌ و تاز ما با اسب‌هایمان‌ و پاهایمان‌ نصیب‌ مسلمین‌ نمود و تبلیغات‌ ما در آنجا واقع‌ شد و آنها را به‌ زور و فشار از کسانی‌ که‌ اسلام‌ را تنها با زور پذیرفتند گرفتیم، بین‌ ما و کسانی‌ که‌ با ما برابر نیستند به‌صورت‌ مساوی‌ تقسیم‌ کردی.»
حضرت‌ در جواب‌ فرمودند:
«پیش‌ از این‌ قومی‌ به‌ اسلام‌ پیشی‌ گرفته‌ و آنرا با شمشیرها و نیزه‌های‌ خود یاری‌ کردند ولی‌ رسول‌ خدا(ص) سهم‌ بیشتری‌ به‌ آنها نداد و آنها را به‌خاطر سبقت‌ در اسلام‌ برتری‌ نداد، خداوند سبحان‌ اجر اعمال‌ سبقت‌گیرندگان‌ و مجاهدان‌ را در روز قیامت‌ خواهد داد.»
در گفتگوی‌ دیگری‌ حضرت‌ در جواب‌ این‌ دو می‌فرمایند:
«من‌ نمی‌توانم‌ در بیت‌المال‌ تصرف‌ کنم. بیت‌المال‌ متعلق‌ به‌ مسلمین‌ است‌ و من‌ خازن‌ و امین‌ آنها هستم. اگر می‌خواهید به‌ منبر روم‌ و آنچه‌ از بیت‌المال‌ می‌خواهید از مردم‌ درخواست‌ کنم‌ اگر اجازه‌ دادند به‌ شما می‌دهم«


حضرت‌ امیر(ع) به‌ والیان‌ خود نیز دستور می‌داد که‌ بیت‌المال‌ را به‌ نحو تساوی‌ بین‌ مردم‌ تقسیم‌ نمایند.در احتجاجات‌ حضرت‌ دو نکتة‌ مهم‌ به‌چشم‌ می‌خورد که‌ لازم‌ به‌ توضیح‌ است: یکی‌ آنکه‌ حضرت‌ با کسانی‌ روبرو بود که‌ دنیا را هدف‌ قرار داده‌ و سبقت‌ در دین‌ و مجاهدت‌ در راه‌ خدا را ملاک‌ سهم‌بری‌ از بیت‌المال‌ می‌دانستند و حضرت‌ که‌ براساس‌ بینش‌ قرآنی، آخرت‌ را هدف‌ و دنیا را وسیله‌ می‌دانستند می‌فرمودند خداوند اجرا این‌ امتیازات‌ را در آخرت‌ خواهد داد و اما این‌ امتیازات‌ ملاک‌ سهم‌بری‌ از بیت‌المال‌ نیست. ملاک‌ سهم‌بری‌ مربوط‌ به‌ بعد مادی‌ و دنیوی‌ ما انسان‌هاست‌ و از این‌ بعد همه‌ برابریم.
دیگر آنکه‌ حضرت‌ حق‌ برابر در برخورداری‌ از بیت‌المال‌ را جزء ثابتات‌ اسلام‌ می‌دانند که‌ تغییر شرایط‌ موجب‌ تغییر آن‌ نمی‌شود. در مقابل‌ کسانی‌ بودند که‌ فکر می‌کردند خلیفه‌ در تقسیم‌ بیت‌المال‌ مختار است‌ و هرگونه‌ تشخیص‌ داد می‌تواند رفتار کند. حضرت‌ علی(ع) برای‌ رد این‌ مدعی‌ و اثبات‌ غیرقابل‌ تغییر بودن‌ روش‌ تقسیم‌ بیت‌المال‌ به‌ کتاب‌ و سنت‌ حضرت‌ رسول(ص) استناد فرمودند. این‌ مطلب‌ برای‌ ما بسیار مهم‌ است. از آن‌ جهت‌ که‌ اگر تساوی‌ حق‌ مردم‌ از بیت‌المال‌ جزء ثابتات‌ اسلام‌ باشد دولت‌ امروز نیز در سیاست‌های‌ مالی‌ و بودجه‌ریزی‌ باید این‌ اصل‌ را در نظر بگیرد. البته‌ همانگونه‌ که‌ گذشت‌ این‌ در مورد اموال‌ فیء و غنیمت‌ است‌ که‌ به‌ جمیع‌ مسلمین‌ تعلق‌ دارد و شامل‌ وجوهی‌ مانند خمس، زکات‌ و در زمان‌ ما درآمد حاصل‌ از فروش‌ نفت‌ که‌ جزء انفال‌ است، نمی‌شود؛ زیرا بخشی‌ از این‌ وجوه‌ در عناوین‌ خاص‌ مانند فقرأ، مساکین، در راه‌ ماندگان، مقروضین‌ و... باید صرف‌ شود و برخی‌ دیگر متعلق‌ به‌ امام(ع) است‌ که‌ باید صرف‌ مصالح‌ اسلام‌ و مسلمین‌ گردد و حاکم‌ اسلامی‌ می‌تواند به‌ نیابت‌ از امام‌ معصوم(ع) آن‌ را در اموری‌ که‌ به‌ مصلحت‌ مسلمین‌ است‌ مانند راه‌ها، پل‌ها و بیمارستان‌ها و بهداشت‌ و آموزش‌ و... صرف‌ نماید. با این‌ همه، اگر حاکم‌ اسلامی‌ صلاح‌ بداند که‌ درآمد انفاق‌ را بین‌ مردم‌ تقسیم‌ کند، باید تساوی‌ را رعایت‌ نماید.

‌ه') تعجیل‌ در تقسیم‌ بیت‌المال‌
حضرت‌ علی(ع) با این‌ بدعت‌ - تأخیر در تقسیم‌ بیت‌المال‌ تا پایان‌ سال‌ - نیز مقابله‌ کرد و سنت‌ پیامبر(ص) - تعجیل‌ در تقسیم‌ بیت‌المال‌ - را احیا نمود. از ایشان‌ چنین‌ نقل‌ شده‌ است:
«خلیل‌ من‌ رسول‌ خدا که‌ درود و سلام‌ خدا بر او باد هیچ‌ مالی‌ را تا فردا حبس‌ نمی‌کرد و ابوبکر نیز چنین‌ می‌کرد ولی‌ نظر عمر این‌ بود که‌ دفاتر مالی‌ ایجاد کند و تقسیم‌ مال‌ را از سالی‌ به‌ سال‌ دیگر تأخیر اندازد. و اما من‌ همان‌ کاری‌ را می‌کنم‌ که‌ خلیل‌ من‌ رسول‌ خدا انجام‌ داد.»
در ادامه‌ روایت، آمده‌ است‌ که‌ حضرت‌ علی(ع) جمعه‌ به‌ جمعه‌ اموال‌ را تقسیم‌ می‌کرد. و در روایت‌ دیگر نقل‌ شده‌ است‌ که‌ جمعه‌ها در بیت‌المال‌ چیزی‌ نبود و حضرت‌ امیر(ع) در پنج‌شنبه‌ اموال‌ رسیده‌ را تقسیم‌ می‌کرد و سپس‌ جاروب‌ کرده‌ و آب‌ می‌پاشید و در آن‌ دو رکعت‌ نماز می‌خواند.
همان‌گونه‌ که‌ پیش‌تر متذکر شدیم‌ تعجیل‌ در تقسیم‌ بیت‌المال‌ موجب‌ پخش‌ و تداول‌ تدریجی‌ اموال‌ در جامعه‌ و تسریع‌ در رفع‌ نیاز نیازمندان‌ و مردم‌ می‌شود. و لذا به‌ رفع‌ فقر کمک‌ شایانی‌ می‌نماید.

 

‌پیام‌ علی(ع) برای‌ امروز ما
جامعة‌ امروز ما از جهاتی‌ شبیه‌ جامعة‌ حضرت‌ امیر(ع) است. دوران‌ انقلاب‌ تا پیش‌ از صلح‌ را می‌توان‌ به‌ زمان‌ پیامبر(ص) تشبیه‌ کرد. مردم‌ برای‌ دفاع‌ از دین‌ و دستیابی‌ به‌ ثواب‌ اخروی‌ از جان‌ و مال‌ خود به‌ سادگی‌ می‌گذشتند. اصالت‌ آخرت‌ و وسیله‌ بودن‌ دنیا یک‌ بینش‌ فراگیر بود. مردم‌ و مسئولین‌ بیشتر به‌ فکر پیاده‌ کردن‌ نظامات‌ اسلامی‌ و عمل‌ به‌ دستورات‌ اسلام‌ بودند. مردم‌ از جهت‌ رفتارهای‌ مصرفی‌ غالباً‌ قانع‌ و ساده‌ بودند و اسراف‌ و تبذیر در جامعه‌ کم‌ شده‌ بود و از جهت‌ کار و تلاش، به‌ انگیزه‌های‌ حقوقی‌ چون‌ دفاع‌ از اسلام، حفظ‌ نظام‌ و پیشرفت‌ آن‌ کار می‌کردند. البته‌ همه‌ چنین‌ نبودند ولی‌ غالب‌ افراد چنین‌ بودند. مسئولین‌ نیز در زندگی‌ شخصی‌ خود غالباً‌ ساده‌ زیست‌ و زاهد بودند و نهایت‌ دقت‌ را در مصرف‌ بیت‌المال‌ می‌نمودند. پس‌ از پذیرش‌ قطعنامة‌ 598 و فروکش‌ نمودن‌ جو جهاد و ایثار و شهادت‌ به‌تدریج‌ انحرافاتی‌ در نظام‌ اجتماعی‌ ما پیش‌ آمد که‌ روزبه‌روز در حال‌ گسترش‌ و تعمیق‌ است‌


+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ساعت 12:47  توسط طاهره رحیم پور  |