محل شهادت امير المؤمنين علي بن ابوطالب

مقتل علي بن أبي طالب

شيخ الاسلام ابن تيميه

بسم الله الرحمن الرحيم

از شيخ الاسلام ابن تيميه پرسيدند آيا براي علما و محدثين و کساني که مي توان به آنان اقتدا کرد ثابت شده که امام علي فرموده باشد اگر من مُردم بر پشت شترم سوار کرده و شتر را رها کنيد هر کجا خوابيد آنجا مرا دفن کنيد پس از شهاداتش اين چنين کردند و به همين علت در حال حاضر محل دفن وي معلوم نيست آيا چنين چيزي صحت دارد يا خير؟ آيا کسي از علما محل دفن امام علي را مي داند؟ و اصلاً علت به قتل رسانيدن وي چه بود؟ و در چه وقتي روي داد؟ و چه کسي وي را به شهادت رساندند؟ و همچنين و به چه علت امام حسين را به شهادت رساند؟ و آيا صحت دارد که به اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وسلم توهين شده و پس از مرگشان آنها را به صورت لخت و عريان بر شتر سوار کرده و عورتشان را نپوشانيده باشند و خداوند براي شتر دو کوهان آفريده باشد تا عورت آنها را در ميان آن دو کوهان بپوشاند؟ و آيا صحت دارد پس از شهادت امام حسين سرِ وي را در تمام شهرها نمايش داده سپس به سوريه و مصر انتقال داده و در مصر دفن کرده باشند و تمام اين جنايتها را يزيد پسر معاويه با اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وسلم انجام داده باشد؟ (و در صورت عدم صحت) آيا گوينده اين جملات بدعت گذار در دين محسوب مي شود يا خير؟ و سزاي کسي که اين جريانات را در ميان مردم اشاعه مي دهد چيست؟ آيا کسي که جلوي پخش و اشاعه اينها را بگيرد کارش امر به معروف و نهي از منکر به حساب مي آيد يا خير؟ لطفاً به صورت واضح و روشن ما را راهنمايي فرمائيد خداوند متعال به شما اجر و پاداش خير دهد.
داستان سوار کردن جنازه امام علي بر شتر يک روايت کاملاً جعلي است.

(1/1)


شيخ الاسلام ابن تيميه پاسخ دادند که: اين که امير المؤمنين علي وصيت کرده باشد که پس از مرگش بر پشت شترش سوارش کرده و شتر را رها کرده و هر کجا که شتر خوابيد دفن گردد و چنين کرده باشند، اين جريان به اتفاق تمام علما دروغ و ساختگي و جعلي بوده، امام علي چنين وصيتي نکرده و چنين جرياني اصلاً رخ نداده و هيچ کدام از اهل علم و انصاف آن را نفرموده اند اين جملات فقط از عده اي دروغگو نقل شده است. و اصلاً جايز نيست چنين عملي با جنازه هيچ مسلماني انجام داده شود و اين چنين وصيتي نامشروع است و اين عمل همان مثله کردن جنازه به حساب مي آيد و فايده اي در انجام اين کار وجود ندارد اگر منظور از اين عمل مخفي ساختن محل دفن است، اصلاً نيازي به اين اهانت و توهين به جنازه نيست بلکه مي توان به صورت سرّي و مخفيانه قبري کند و او را در آن دفن کرد چه نيازي هست که جنازه را سوار بر شتر در ميان مردم بگردانند.
اما علما در مورد محل واقعي دفن امام علي اختلاف نظر دارند، معروف و مشهور نزد علما اين است که امام پس از شهادتش در قصر حکومتي کوفه معروف به دار الاماره دفن گشته تا بدين شيوه مخفي بماند. مبادا خوارج وي را از قبر بيرون آورده و جنازه را هتک حرمت کنند. (چنين کاري از خوارج بر مي آيد) آنها امام علي را کافر پنداشته و خون ريختنش را حلال مي دانستند کسي که وي را به شهادت رساند عبدالرحمن پسر ملجم مرادي يکي از افراد خوارج بود که با دو نفر ديگر از خوارج براي کشتن امام علي، معاويه و عمرو عاص با هم پيمان بسته بودند چون هر سه نفر را کافر مي دانستند و هم چنين هر کسي را که با فکر و انديشه آنان سازگاري نداشته را تکفير مي کردند.
توطئه چيني براي قتل عده اي از اصحاب و جنگ امام علي با خوارج

(1/2)


احاديث پيامبر در مذمت خوارج به حد تواتر رسيده است امام مسلم در صحيح خود از ده طريق و امام بخاري نيز از طريقهاي متعددي حديث مربوط به خوارج را نقل کرده اند و هم چنين در ساير سنن و مسانيد بيشتر از صحيحين (مسلم و بخاري) در اين رابطه حديث به دست ما رسيده است. پيامبر اکرم صلي الله عليه وسلم در رابطه با خوارج مي فرمايد: (يحقر احدکم صلاته مع صلاتهم و صيامه مع صيامهم و قرائته يقرئون القرآن لا يجاوز حناجرهم يمرقون من الاسلام کما يمرق السهم من الرّمية لئن ادرکهم لأقتلنهم قتل عاد) – و في رواية – (أينما لقيتموهم فاقتلوهم فان في قتلهم اجراً لمن قتلهم عندالله يوم القيامة يقتلون اهل الاسلام و يدعون اهل الاوثان). هر کدام از شما در مقابل نماز و روزه و قرائت قرآن آنان، نماز و روزه و قرائت خود را کم و اندک و ناچيز مي شمارد، آنان قرآن مي خوانند اما از حنجره هايشان تجاوز نمي کند از اسلام بيرون مي روند همانند بيرون رفتن تير از لاشه حيوان شکار شده اگر آنها را ببينيم همانند قوم عاد آنان را به قتل مي رسانم – و در روايتي ديگر مي فرمايد – هر کجا که آنها را ديديد بکشيدشان براستي که در روز قيامت به قاتلين آنان اجر و پاداش داده مي شود آنها امت اسلام را مي کشند در حالي که به بت پرستان کاري ندارند. تمام اصحاب پيامبر بر کشتن آنان اتفاق نظر داشتند اما کسي که مستقيماً با آنان جنگيد و به کشتن شان دستور داد امام علي بود. همچنان که در صحيحين (مسلم و بخاري) آمده که ابي سعيد خدري از پيامبرصلي الله عليه وسلم نقل کرده که فرمود: (تمرق مارقة علي حين فرقة من الناس تقتلهم أولي الطائفتين بالحق).

(1/3)


به هنگام بروز اختلاف و دو دستگي در ميان مسلمين، گروهي از اسلام جدا مي شوند که نزديک ترين دسته و طائفه به حق، با آنان مي جنگد همين شد امام علي در روز جنگ نهروان آنان را به قتل رسانيد چون خوارج در محلي به اسم حروراء جمع شده بودند، به آنان حروريه مي گفتند. قبل از اين که جنگ رخ دهد امام علي عبدالله ابن عباس رضي الله عنهما را به نزد آنان جهت مناظره فرستاد و در نتيجه بحث و گفتگوي ابن عباس با آنان نزديک به نصفشان به سوي حق بازگشته و بقيه بر عقيده خود ماندند پس از آن عبدالله پسر خباب را به شهادت رسانده و حيوانات و اموال مسلمانان را غارت کردند امام علي نيز مردم را براي جنگ و رويارويي با آنان فرا خواند و احاديث پيامبر در رابطه با خوارج را به مردم گوشزد کرده و وجود نشانه ها و علامات ذکر شده در احاديث را در افراد خوارج براي مردم ثابت کرد.

(1/4)


و اين حديث پيامبر را به ياد آنان انداخت که فرمود: در ميان آنان مردي با دستهاي ناقص و کوتاه وجود دارد که روي يکي از پستانهايش تکه گوشتي اضافه آويزان است، پس از پايان جنگ در ميان جنازه هاي خوارج دقيقاً چنين فردي را پيدا کردند. هم چنان که قبلاً ذکر شد وقتي سه نفر از خوارج جهت قتل سه نفر از بزرگان مسلمين آماده شدند، عبدالرحمن پسر ملجم مرادي موفق شد امام علي را در روز جمعه، هفدهم ماه مبارک رمضان سال چهل هجري به شهادت برساند، وقتي امام علي براي اداي نماز صبح به مسجد تشريف آورد ابن ملجم مرادي که خود را مخفي ساخته بود او را با شمشير زد. سنت در ميان مسلمين همين بود که خلفاء و اميرهاي جانشين آنان نمازهاي پنجگانه، نماز جمعه و نماز عيد و نمازهاي طلب باران و خورشيد گرفتگي و نمازه جنازه و غيره را براي مردم به امامت بخوانند همان امير جنگ، امام نماز نيز بود. اما کسي که خواست امير معاويه را به قتل برساند عده اي مي گويند موفق شد او را زخمي کند اما پزشکان وي را علاج کردند و به او گفتند به علت ضربه اي که خورده نسلش قطع خواهد شد. و برخي ديگر مي گويند: امير معاويه قسمتي از مسجد را به صورت ديوار و حصار جدا کرده بود تا خود و اُمرا و افراد عالي رتبه حکومت اسلاميش در آنجا پشت سر وي نماز بخوانند تا مخالفين دستشان به خليفه نرسد اگر چنين کاري کرده باشد. هستند کساني که نماز خواندن در چنين مکانهايي را مکروه مي دانند.

(1/5)


و اما کسي که خود را براي کشتن عمرو ابن عاص آماده ساخته بود موفق نشد چون آن روز عمرو ابن عاص به نماز صبح نيامده بود بلکه فردي به اسم خارجه را جايگزين کرده بود وقتي آن مرد او را به قتل رساند و مطمئن شد عمرو ابن عاص نيست و خارجه است گفت: من قصد قتل عمرو را کردم اما خدا قصد قتل خارجه را داشت پس خارجه نيز مانند عمرو شد (مانند عمرو کافر شد) مي گويند: مسلمانان قبر امام علي و امير معاويه و عمرو عاص را از ترس فتنه خوارج مخفي کردند و از ترس خوارج بود که معاويه را پشت ديوار جلوي مسجد جامع در قصر حکومتي که «خضراء» نام داشت دفن کردند و همين قبر است که مردم آن را به قبر پيامبر خدا هود عليه السلام مي شناسند. به اتفاق علما حضرت هود به دمشق نيامده بلکه ايشان در کشور يمن همانجايي که به پيامبري برگزيده شد دفن گشته اند. و عده اي مي گويند حضرت هود به مکه هجرت کرده و در همانجا سکونت کرده و در مکه مدفون است و هيچ عالمي نگفته که در دمشق است. اما قبري که در بيرون «باب التصغير» به قبر معاويه مشهور است قبر معاويه پسر يزيد است که مردي پارسا و اهل تقوي بود و چهل روز بر مردم حکومت کرد و امام علي نيز در همانجا دفن شده و قبرش با خاک يکسان شده تا مخفي بماند.
زيارتگاه مشهور نجف، قبر امام علي نيست

(1/6)


اهل علم بر اين امر اتفاق نظر دارند که قبر امام در زيارتگاه مشهور نجف نيست بلکه عده اي مي گويند مغيره پسر شعبه در آنجا مدفون است هيچ عالمي نفرموده که قبر امام علي در نجف است جالب اينجاست بيش از سيصد سال از شهادت امام علي گذشته بود و هنوز کسي به زيارت، زيارتگاه نجف نرفته بود در حالي که مسلمانان زيادي از اهل بيت، شيعه و سايرين در نجف زندگي مي کردند، آن قبر پس از سيصد سال يعني در زمان حکومت بني بويه که يکي از پادشاهان غير عرب بود، به عنوان زيارتگاه انتخاب شد و به قبر امام علي نامگذاري شد. داستانهايي نيز در رابطه با آمدن رشيد خليفه به سوي آن قبر روايت کرده اند اما قابل اعتماد نيستند.
شهادت امام حسين

(1/7)


امام حسين که لعنت بر قاتلش و هم چنين لعنت بر کسي که به قتلش راضي بود باد، در روز عاشورا (دهم محرم) سال 61 هجري شهيد شد، کسي که بسيار براي کشتنش تلاش مي کرد شمر پسر ذي الجوشن بود که چندين بار به جانشين يزيد در حکومت عراق يعني عبيدالله پسر زياد نامه نوشت و بالأخره ابن زياد نيز به جنگ و رويارويي با امام حسين دستور داد، ابن زياد، عمر پسر سعد ابن ابي وقاص را به جانشيني خود در اين جنگ انتخاب کرد هر چند که امام حسين مانند ساير مسلمانان به آنها گفت با خود جنگ آور نياورده و قصد جنگ ندارد و از آنها خواست او را آزاد بگذارد تا به سوي مدينه بازگشته و يا او را به نزد پسر عمويش يزيد بفرستند يا بتواند به «ثغر» رفته و با کفار بجنگد اما آنها گفتند يا بايد به اسارت آنها در آيد يا با او مي جنگند امام حسين اسارت را قبول نکرد و با او جنگيد تا خود و عده اي از خانواده و يارانش را به شهادت رساندند سپس جنازه و خانواده اش را به نزد يزيد پسر سر معاويه در دمشق فرستادند يزيد به قتل امام حسين دستور نداده بود بلکه از کشتنش نيز خوشحال نشد مي گويند وقتي جريان را فهميد گفت: لعنت خدا بر بن زياد باد به خدا سوگند اگر در ميان ابن زياد و حسين صله رحمي وجود داشت حسين را نمي کشت. يزيد خواست با اين جمله، ادعاي ابن زياد را زير سوال ببرد که خود را از ابي سفيان مي دانست. (ابوسفيان از بني اميه و امام حسين از بني هاشم بود) و بني اميه و بني هاشم هر دو از بني عبد مناف بوند.

(1/8)


روايت شده وقتي جنازه امام حسين و خانواده ايشان به نزد يزيد رسيدند گريه و زاري تمام کاخ و منزل يزيد را گرفت يزيد احترام و محبت فراواني را به نسبت خانواده ايشان اظهار کرده و پسرش علي را در بين ماندن نزد يزيد و يا رفتن به مدينه مختار کرد که علي رفتن به مدينه را انتخاب کرد اما محلّي در مسجد جامع دمشق که به زندان علي ابن حسين معروف است باطل و بي اساس است اما متاسفانه با وجود همه اينها يزيد نه تنها حد و قصاص شرعي را با قاتلين امام حسين اجرا نکرد بلکه براي تداوم حکومت و ملک خويش ياران وي را نيز به قتل رساند. در اين رابطه اشعاري نيز از وي نقل گشته که کفر صريح و آشکار است:
لما بدت تلک الحمول و اشرفت تلک الرّؤس الي ربّي جيروني
نعق الغراب فقلت نح او لا تنح فلقد قضيت من النبي ديوني
نظر مردم در رابطه با يزيد ابن معاويه
نظر و رأي مردم در رابطه با يزيد متفاوت است، بعضي او را کافر پنداشته و حتي پدرش را تکفير کرده و به همين اندازه بسنده نکرده بلکه حتي ابوبکر و عمر و عثمان و جمهور مهاجرين و انصار را نيز مرتد و کافر دانسته اند اين گروه رافضه نام دارند که جاهل ترين و گمراه ترين مردمان اند و بيشترين دروغها را به خدا و پيامبر و اصحاب اهل بيت بسته اند پس افترا و دروغ بستنشان به يزيد مانند افترا و دروغ بستن به ابي بکر و عمر و عثمان است بلکه نسبتاً بسيار اندک و ناچيز است.
گروهي ديگر وي را از جمله ائمه و پيشوايان ديني و خليفه هاي عادل و صالحين درگاه خدا و حتي صحابه شمرده اند و گروهي ديگر وي را پيامبر ناميده اند که اين ادعاها از جمله روشن ترين و واضح ترين جهالت ها و ضلاتها است يزيد پادشاهي است مانند ساير پادشاهان مسلمان که نيکي و بدي فراواني داشته است قول صحيح در رابطه با او همانند قول در رابطه با ساير پادشاهان است در جاهاي ديگر اين بحث را به طور مفصل شرح داده ايم.
«

(1/9)


نقد و بررسي روايات مربوط به يزيد و شهادت امام حسين و محل دفن وي»
امام حسين در محل کربلا نزديک به رود فرات شهيد گشته و جنازه وي در همان محل دفن شده و سر بريده شده اش به نزد عبيدالله ابن زياد در کوفه فرستاده شد اين چيزي است که امام بخاري در صحيح خود و عده اي ديگر از ائمه آن را نقل کرده اند. اما حمل جنازه به سوي شام به نزد يزيد در روايتهاي منقطعي آمده که هيچ يک از اين روايتها ثابت نيستند حتي در بعضي از آنها کلماتي وجود دارد که شکّي در ساختگي بودن آن باقي نمي گذارد مثلاً در يکي از اين روايات آمده که يزيد با تکه چوبي لب امام حسين را بالا زده و آن را به دندانهايش کشيده و عده اي از اصحاب مانند انس ابن مالک و ابي برزه در آنجا حضور داشته و از اين کار نهي کرده اند که اين، انحراف و عوض کردن ماجرا است.
اولاً هم چنان که در احاديث صحيح آمده کسي که اين کار را انجام داده عبيدالله ابن زياد بود نه يزيد در اين روايت يزيد را به جاي ابن زياد گذاشته اند شکي نيست که ابن زياد دستور قتل امام حسين را صادر کرده و امر کرد تا سرش را به نزد وي ببرند.
ثانياً پس از اين ماجرا ابن زياد به همين خاطر از جانب مسلمين کشته شد چيزي که ماجرا را بيشتر روشن مي کند اين است که دو صحابه مذکور در شام نبوده اند بلکه در آن هنگام در عراق سکونت داشته اند. دروغگويان سازنده اين روايت حداقل همين اندازه آگاهي نداشته اند تا بدانند به چه چيزي استناد کرده اند. اما داستان حمل و انتقال جنازه و يا سر امام حسين به مصر باطل و جعلي است تمام علما بر اين رأي متفق اند که زيارتگاه مشهور به قبر حسين در مصر کاملاً ساختگي است نه جنازه و نه سر امام حسين در آنجا دفن نشده است.

(1/10)


اين زيارتگاه در اواخر دوره حکومتي اولاد عبيدالله ابن قداح که دويست سال بر مملکت مصر حکومت کرده و در زمان نورالدين محمود حکومتشان نابود گرديد ساخته شد آنها ادعا مي کردند از اولاد حضرت فاطمه هستند و ادعاي شرف نسب و خاندان مي کردند در حالي که دانشمندان و متخصصين علوم انساب مي گويند حسب و نسب شريفي ندارند و بعضي مي گويند جدّ بزرگ آنان ربيب شريف حسيني است که به خاطر رسيدن به او در نسب است که ادعاي شرف خاندان و نسب مي کنند علماي کرام مي گويند اين گروه، مذهب و عقيده منکر و خبيثي داشته اند.
مذاهب شيعه را در مصر علني کردند اما بيشتر افراد بزرگ و افراد عادي آنها مذهب خبيث قرامطه باطنيه را داشته اند که از جمله خبيث ترين مذهبهاي روي زمين و خطرناک تر از دين يهود و مذهب يهود و نصاري است.
به همين خاطر بود که تمام کساني که به اين جماعت پيوستند اهل کفر و نفاق و بدعت فلاسفه و اباحيه و رافضي و امثال اينها بودند که اهل علم و معرفت شکي در کفري بودن اين عقايد و مذاهب ندارند.
زيارتگاه مذکور در مصر در قرن پنجم ساخته شده است مدتي پس از آن دولت و حکومتي که آن را ساخته بود با مرگ عاضد آخرين پادشاهشان منقرض شد. آنچه در رابطه با محل دفن سرِ امام حسين مورد اعتماد باشد گفته زبير بن بکار است که در کتاب (انساب قريش) مي گويد: سر امام حسين به مدينه انتقال داده شد و در آنجا مدفون است زبير آگاه ترين و مورد اعتماد ترين عالم در علم انساب است و گفته اش نيز مناسب و عقل پسند است.

(1/11)


قبر پسرش علي، برادرش امام حسن و عموي پدرش حضرت عباس نيز همانجا است. ابوالخطاب پسر دحيه که به او مي گويند صاحب دو نسب، نسبي از امام و نسبي از دحيه در کتاب (العلم المشهور في فضل الأيام و الشهور) همان جمله زبير را از محمد پسر امام حسن نقل کرده و سپس مي گويد: وقتي سر امام حسين به مدينه رسيد بني اميه نزد عمرو بن سعيد (حاکم مدينه) بودند صداي شيون و زاري را شنيده و پرسيده صداي چيست؟ گفتند صداي گريه زنان بني هاشم است چون سرِ حسين را ديده اند شيون و زاري مي کنند. سپس ابوالخطاب مي گويد: سر امام حسين را به نزد عمرو بن سعيد بردند گفت اي کاش امير المومنين سر حسين را نزد من نمي فرستاد و در آخر مي گويد: اين اثر(1)ثابت مي کند که سر امام حسين به مدينه انتقال داده شده است و جز اين اثر قول صحيحي در دست نيست و زبير آگاه ترين عالم در علم نسب است. اما آنچه مي گويند سر امام حسين در عسقلان مصر دفن شده است داستاني است ساختگي و باطل که هرگز آن را قبول نمي کند کسي که يک ذره عقل داشته باشد چون بني اميه با وجود همه دشمني ها و کينه و عداوتي که در دل داشتند چگونه تصور مي شود که بر محل دفن سر امام حسين زيارتگاه بسازند؟ اين کار در زمان بني عبيد روي داده، در روزهاي شکست و زمان روي آوردن نکبتي و بدبختي به آنها و اواخر حکومتشان يعني در زمان فرمانروايي قاسم عيسي پسر ظافر که در سن پنج سالگي رياست را به وي سپردند. چون روز جمعه يازدهم محرم سال 544 متولد شده و در روز کشته شدن پدرش ظافر يعني در روز پنجشنبه آخر محرم سال 549 حکومت را در دست گرفت. بيعت و امامت هيچ حاکمي در سن کودکي جايز نيست.
__________
(1) - اثر به قول صحابه و تابعين گفته مي شود. (مترجم).

(1/12)


اين حاکم کودک، در شب جمعه هفدهم ماه رجب سال 555 پس از يازده سال و شش ماه عمر فوت کرد. زيارتگاه مشهور مصر در زمان حکومت وي در قاهره ساخته شد، ساختن گنبد و بارگاه و زيارتگاه موسوم به زيارتگاه سرِ امام حسين فقط به خاطر خود شيريني و کسب قدرت و سلطه از دست رفته و جلب اعتماد دوباره مردم مسلمان مصر بود و کاري عمدي و قصدي و برنامه ريزي شده بود براي کسب اعتماد و طرفداري مردم، سازنده آن نيز فردي بود به نام طلائع پسر رز يک رافضي بود.
هيچ کدام از نويسندگاني که در رابطه با شهادت امام حسين، کتاب نوشته اند نگفته اند که سر مبارک امام حسين به کشوري غريب برده شده است. و چيزي که ابوالخطاب ابن دحيه در رابطه با ساختگي و جعلي بودن آن محل نوشته، مورد اتفاق اهل علم است.
گفتار در اين مورد و موارد مشابه بسيار زياد است چون به سبب شهادت امام عثمان و امام حسين فتنه هاي زيادي پديد امده و دروغ و افتراهاي بسياري ساخته شده عده زيادي از مردمان قديم و جديد در اين فتنه ها و افترائات افتادند انواع اکاذيب و افترائات به هر دو امير المؤمنين عثمان و علي نسبت داده د، بخشي از اين افترائات را دوستان و شيعيان و بخشي ديگر را دشمن ساختند خصوصاً پس از شهادت امام عثمان که دروغ پردازيها زياد شد. در رابطه با امام علي افترائات زيادي از دو طرف دوست و دشمن ساخته شده که امام علي از هر دو بري است.

(1/13)


بالأخره بدعت سازي کارش به جايي رسيد که شرحش بسيار طولاني است مانند: بدعت سازي روز عاشورا که اخيراً ساخته شده و ان اينکه در روز عاشورا عده ايي عزا و ماتم گرفته و در آن مجالس، کارهايي از قبيل شيون و زاري و خود زني و خود آزاري و ستم بر حيوانات انجام گرفته و همچنين به اولياي بزرگ الهي که در قديم الأيام وفات کرده اند، دشنام و اهانت و توهين مي شود و افترائات و دروغهاي زيادي به اهل بيت نسبت مي دهند که تمام اعمال مذکور از جانب قرآن و سنت و اجماع نهي شده اند (و در مقابل بدعتهاي فراواني از جانب دشمنان مانند: برپايي جشن و سرور و غسل و پوشيدن لباس نو و عطر افشاني و غيره در همين روز ساخته شده است).
(مقام حسن و حسين و اعمال مشروع و نا مشروع به هنگام مصيبت)
خداوند متعال در روز عاشورا، امام حسين را به درجه رفيع شهادت مکرّم و عزيز ساخته و همچنين قائل و همدستانش و هر کس که به قتلش راضي بود را ست و خوار و ذليل کرد و اسوه و امام و مقتداي حسين در شهادتش، شهداي قبل از او هستند.
حسن و حسين سيد و سرور جوانان بهشتي اند اما چون هر دو در زمان عزت و قدرت و حکومت اسلام تربيت شده و از هجرت و جهاد و صبر بر اذيت و آزار به خاطر خدا، بهره ايي نبرده بودند، خداوند متعال آنها را به شهادت، مکرّم و معزّر کرد تا همانند ساير افراد اهل بيت درجه و مقام و منزلتشان کامل گشته و درجه کامل آنها را دريافت کنند و براستي که شهادت امام حسين مصيبتي عظيمي بود.

(1/14)


خداوند متعال به هنگام مصيبت دستور به استرجاع فرموده همچنان که مي فرمايد: «و بشّر الصابرين الذين إذا أصابتهم مصيبة قالوا إنا لله و إنا إليه راجعون أولئک عليهم صلوات من ربهم و رحمة و أولئک هم المهتدون» به بردباران بشارت دهيد آنانيکه به هنگام مصيبتشان مي گويند: ما همه متعلق به خدا بوده و همگي به سوي او باز مي گرديم آنان کساني هستند که از جانب پروردگارشان رحمت و برکت بر آنان است و آنها هدايت يافته هستند.
در صحيحين (مسلم و بخاري) از پيامبر اکرم روايت شده که فرمود: «ما من مسلم يصاب بمصيبة فيقول إنا لله و إنا إليه راجعون أللهم أجرني في مصيبتي و اخلف لي خيراً منها،إلا آجره الله في مصيبة و أخلف له خيراً منها» هر مسلماني که به مصيبتي گرفتار آيد بگويد: ما همه متعلق به خدا هستيم و همگي به سوي او بر مي گرديم خداوندا در مصيبتم مرا اجر و پاداش عطا فرموده و بهتر از آنچه از دست داده ام را برايم جايگزين فرما، قطعاً خداوند او را اجر و پاداش عطا فرموده و بهتر از آن را برايش جايگزين خواهد کرد.

(1/15)


جالب اينجاست که امام احمد و امام ابن ماجه از فاطمه دختر امام حسين روايت کرده اند که امام حسين از پيامبر نقل مي کند که فرمود: «ما من مسلم يصاب بمصيبة فيذکر مصيبة و إن قدمت فيحدث عندها إسترجاعا کتب الله له مثلها يوم أصيب» هر مسلماني که به مصيبتي گرفتار آيد هر وقت که آن مصيبت را به ياد آورد بگويد: إنا لله و إنا إليه راجعون، خداوند همان اندازه برايش اجر و پاداش مي نويسد که روز اول مصيبت و گرفتاري نوشته است هر چند که مدت زماني طولاني از وقوع مصيبت سپري شده باشد. اين حديث را فاطمه از امام حسين بازگو مي کند فاطمه ايي که شاهد شهادت پدرش بوده است. جاي شک و ترديد نيست که با وجود مرور زمان و قدمت ايام، باز هم مصيبت کربلا و شهادت امام حسين هميشه به ياد مسلمانان مي افتد پس چه زيبا است که هر مسلماني به سنت پيامبر عمل کرده و هر وقت اين مصيبت را به ياد آورد استرجاع کند تا همان اجري را دريافت کند که مسلمانان در روز عاشورا و وقوع حادثه عظيم کربلا دريافت کرده اند.
اما اگر مسلماني پس از مدت زماني طولاني به هنگام ياد آوري آن مصيبت کارهاي نامشروعي را انجام دهد که پيامبر اکرم آن را در زمان وقوع مصيبت منع فرموده و از آن نهي نامشروعي را انجام دهد که پيامبر اکرم آن را در زمان وقوع مصيبت منع فرموده و از آن نهي مي کند مانند: خود زني، سينه دريدن، واويلا گفتن و غيره، بداند که عقوبت و سزاي او بسيار خطرناک تر از کسي است که آنها را در لحظه اول وقوع حادثه مرتکب شده است. در صحيحين (مسلم و بخاري) از عبدالله ابن مسعود روايت شده که پيامبر اکرم مي فرمايد: ليس منّا من ضرب الخدود و شقّ و دعا بدعوي الجاهلية کسي که بر صورت خود کوبيده، سينه را پاره کرده و مانند زمان جاهليت واويلا بگويد، از ما نيست.

(1/16)


همچنين در صحيحين از ابوموسي اشعري روايت است که فرمود: أنا بريٌ مما بريٌ منه رسول الله إن رسول الله بريٌ من الحالقة و الصالقة و الشاقة من از هر آنچه پيامبر از آن بري بوده، بري هستم براستي که پيامبر اکرم از کسي که به هنگام مصيبت موي خود را بکشد و يا صدايش را بلند کرده و يا سينه را پاره کند، بري بود.
در صحيح مسلم نيز از ابومالک اشعري آمده که پيامبر فرمود: «أربع في أمتي من أمر الجاهلية لا يترکونهن: ألفخر بالأحساب و الطعن في الأنساب و الأستسقاء بالنجوم و النياحة علي الميّت» و قال: «ألنائحة إذا لم تثب قبل موتها تقام يوم القيامة و عليها سربال من قطران و درع من جرب» چهار اثر از آثار زمان جاهليت در ميان امتم باقي مانده که ترک نمي کنند: افتخار به حسب و نسب خود، طعنه زدن به حسب و نسب ديگران، طلب باران به وسيله ستاره ها و داد و فرياد واويلا کردن بر مرده و همچنين فرمود: زني که بر مرده نوحه خواني مي کند، اگر از عمل خود پشيمان نشود در روز قيامت وقتي برخاسته مي شود پيراهني از قطران(1)و زرهي از گري بر تن دارد.
در اين رابطه احاديث بسيار است اين همه عقوبت و سزا براي ارتکاب اعمالي همچون واويلا و نوحه سرايي است چه برسد به اينکه اعمالي ديگر همچون: ظلم و ستم بر مسلمانان (اصحاب)، لعن و نفرين و دشنام و توهين به آنان و همکاري کردن با کفار در رسيدن به اهداف ضد ديني خود که انداختن فتنه و فساد و اختلاف در ميان مسلمين است نيز به آن اضافه مي شود.
(تاثير احاديث ضعيف و موضوع در ظهور و انتشار بدعت)
__________
(1) - شيره ايي است که از بعضي از درختان مانند صنوبر گرفته و به شتر مي مالند. ألمنجد باب قاف (مترجم).

(1/17)


سنّي گراهايي بوده اند که احاديثي جعلي و ساختگي را روايت کرده و يا بر ايشان روايت شد که پايه بدعتهاي مخصوص روز عاشورا را بر آنها گذاشته که بدين گونه خواسته اند با اعمال اهل تشيع مقابله کنند، در واقع به وسيله باطل با باطل مقابله کرد و بدعت را با بدعت پاسخ داده اند، هر کدام از اين دو اعمال بيشترين فتنه و فساد را به دنبال داشته و کفار را در رسيدن به هدفشان بهتر ياري مي دهد مانند حديث طولاني (غسل عاشورا) که مي گويد: کسي که در روز عاشورا غسل کند در طول سال مريض نمي شود هر کس که در آن روز چشمان را سرمه بمالد آن سال درد چشم پيدا نمي کند.

(1/18)


در اين روايت، اعمالي ديگر مانند: حنا گرفتن (حنابندان) در روز عاشورا، با يکديگر دست دادن و غيره نيز، يافت مي شود به اتفاق تمام محدثين اهل سنت، اين حديث و امثال آن دروغ محض و جعلي و ساختگي هستند هر چند که در بعضي از کتابهاي حديثي يافت مي شوند و هستند مؤ لفيني که گفته اند: اين حديث صحيح است اما همچنان که قبلاً گفته ايم بدون شک چنين گفته ايي کاملاً غلط است و هيچکدام از پيشوايان امت اسلام غسل کردن، سرمه به چشم زدن حنا بستن و غيره را در روز عاشورا مستحب ندانسته اند و حتي يک نفر از کساني که بتوان در امورات ديني به وي مراجعه کرد چنين موردي را ذکر نکرده و اين اعمال را پيامبر اکرم و جانشيانش ابوبکر و عمر و عثمان و علي انجام نداده اند. اين و امثال آن در هيچکدام از مسانيد معتبر حديثي مانند: مسند امام احمد، مسند اسحاق، سند حميدي، مسند دالاني، مسند ابويعلي و غيره و يا در هيچ کدام از صحاح سته و سنن و ساير آثار محدثين مانند: موّطأ امام مالک، کتاب حديث وکيع، مصنف حافظ عبدالرزاق و يا کتابهاي ارزشمند امام ابن منصور، امام ابن ابي شيبه و غيره يافت نمي شود. (با توجه به وجود اين روايت جعلي و ساختگي) عده ايي از اهل بدعت گمان کرده اند که کساني که در روز عاشورا غسل کرده يا سرمه به چشم زده و يا حنا به موي خود بزنند اين کارها را به خاطر دشمني و عداوت با اهل بيت و انتقام گرفتن از آنان انجام مي دهند، اما اهل سنت واقعي به آنان پاسخ داده و برائت خود را از دشمني با اهل بيت پيامبر اعلام داشته و روشن کرده اند که در واقع اهل سنت، بيشتر مستحق و لايق دوستي و موالات با اهل بيت هستند و در حقيقت نيز چنين است.

(1/19)


اما هستند کساني از اهل سنت (با وجود محبت و موالات و دوستي فراوان با اهل بيت، به علت عدم اطلاع از ساختگي بودن چنين رواياتي) واقعاً گمان کرده اند که چنين اعمالي در روز عاشورا مستحب است. حال خدا مي داند چه کسي اين روايات را جعل کرده و چنين بدعتهايي ساخته و آيا واقعاً هدفش دشمني با اهل بيت بوده يا با شيعه؟ اما در هر حال، هدايت را بايستي از خداوند گرفت و گشتن به دنبال هدايت از طريق غير خدا، گمراهي است.
بر ما واجب است از کتاب و سنتي که از جانب پروردگارمان براي ما نازل شده پيروي کرده و به راه راست پايبند باشيم، راه کساني که خداوند نعمت (ايمان) را به آنان عطا فرموده يعني پيامبران، تصديق کنندگان آنان، شهداي راه حق و نيکوکاران.
و همچنين بر ما لازم است همگي به ريسمان محکم و ناگسستني چنگ زده و پراکنده نشويم و به هر آنچه خدا امر فرموده امر کنيم که معروف همان است و از آنچه خداوند نهي فرموده نهي کنيم که در واقع منکر نيز همان است و تلاش کنيم در تمام کارهاي نيکمان اخلاص داشته باشيم و دين اسلام همين است و بس.
(اين آيات قرآن را ببينيد که همگي دعوت به اخلاص عمل و وحدت و پرهيز از تفرقه مي کنند).
بلي من اُسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربه و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون بله آن کس که روي خود را تسليم خدا کرده و در عين حال نيکوکار است اجر و پاداش او نزد خدا بوده و ترس بر آنان نيست و غم و اندوهي ندارند.
و من أحسن دينا ممن أسلم وجهه لله و هو محسن و اتبع ملة ابراهيم حنيفاً و اتخذ الله ابراهيم خليلاً چه کسي دين بهتري دارد از آن کسي که روي خود را تسليم خدا کرده و در عين حال نيکوکار است و دنبال راه پاک ابراهيم مي رود و براستي که خداوند ابراهيم را دوست و محبوب خود قرار داده است.

(1/20)


و إذا فعلوا فاحشة قالوا وجدنا عليها آباءنا و الله أمرنا بها قل إن الله لا يأمر بالفحشاء أتقولون علي الله ما لا تعلمون قل امر ربي بالقسط و اقيموا وجوهکم عند کل مسجد و ادعوه مخلصين له الدين کما بدأکم تعودون فريقاً هدي و فريقاً حق عليهم الضلالة إنهم اتخذوا الشياطين اولياء من دون الله و يحسبون أنهم مهتدون.
وقتي کار بدي انجام مي دهند مي گويند: پدران ما بر اين راه بوده اند و خدا نيز ما را بدين کار امر فرموده، بگو هرگز خدا به کار بد دستور نمي دهد آيا کلامي را به خدا نسبت مي دهيد که به آن آگاهي نداريد؟ بگو پرورگارم به قسط و داد امر کرده و (فرموده است) در هر محل سجده ايي روي خود را براي عبادت خدا خالص کرده و خالصانه وي را بخوانيد که دين و برنامه از آن او است. همچنان که از اول شما را خلق کرده باز مي گرداند عده ايي از شما هدايت يافته و عده ايي ديگر گمراهي بر وي واجب مي گردد براستي که آنان به جز خدا (بجاي او) شياطين را دوست و سرپرست خود قرار داده و گمان مي کنند که هدايت يافته اند.
يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتنّ الا و انتم مسلمون الي قوله تعالي يوم تبيضّ وجوه و تسودّ وجوه. اي کساني که ايمان آورده ايد، تقواي خدا را پيشه کرده و سعي کنيد که جز به مسلماني از دنيا نرويد تا آنجا که مي فرمايد: (روز قيامت) روزي است که چهره هايي سفيد و نوراني و چهره هايي ديگر سياه مي شوند.
امام ابن عباس مي فرمايد: چهره هاي اهل سنت و جماعت سفيد و نوراني و چهره هاي اهل بدعت و حزبگرايي سياه مي شوند.
إن الذين فرّقوا دينهم و کانوا شيعا لست منهم في شيئ آنانيکه دين خود را پارچه پارچه کرده و به گروهها و حزبها تقسيم شده اند، تو در هيچ موردي با آنان نيستي.

(1/21)


و ما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلاة و يؤتوا الزکاة و ذالک دين القيمة به آنان امر نشده جز اينکه خالصانه براي خدا عبادت کنند که دين و برنامه از آن او است و نماز را بر پا داشته و زکات را بپردازند که اين، دين راست و محکم و مستقيم است.
گنبد و بارگاه و قبرهاي منسوب به پيامبران جعلي و دروغين است.
تنها دربار قبر ائمه دروغ پردازي نشده بلکه قبرهاي منسوب به پيامبران نيز، ساختگي است مانند: قبري که در دامنه کوهي در لبنان نزديک بعلبک که به آن قبر حضرت نوح مي گويند و يا قبري که در جلو مسجد جامع دمشق واقع است و به قبر حضرت هود معروف است که در واقع قبر معاويه پسر ابي سفيان است.
و يا قبر أبي ابن کعب (صحابي) در شرق دمشق در حالي که به اتفاق تمام علما ابي ابن کعب به دمشق نيامده و همچنين قبرهاي همسران پيامبر (اُمهات المؤمنين) در دمشق در حالي که همه آنان در مدينه منوره وفات يافته اند.
و يا قبر علي ابن حسين و امام جعفر صادق در مصر در حالي که علما بر ساختگي بودن آنان اتفاق نظر دارند و اين دو شخصيت بزرگوار هر دو در مدينه وفات يافته اند.
شيخ عبدالعزيز کناني در کتاب الحديث المعروف مي گويد: درباره قبر پيامبران به جز پيامبر خودمان هيچ حديث و روايت ثابت و مورد اطميناني در دست نيست و هستند کساني که گفته اند به جز قبر پيامبر خودمان تنها قبر حضرت ابراهيم صحيح است.
سبب اضطراب در تعيين محل قبر بزرگان چيست؟
علت اضطراب علما در تعيين و تشخيص محل قبر بزرگان اين بوده که محفوظ ماندن قبر از جمله مسائل ديني نيست چون پيامبر اکرم از اينکه قبر، محل سجده واقع شود نهي فرموده است.

(1/22)


پس چيزي که دانستنش جزو مسائل ديني نباشد، محفوظ ماندنش نيز واجب نيست. اما علمي که خداوند پيامبرش را براي آن فرستاده، محفوظ و نگهباني شده است همچنان که خداوند مي فرمايد: إنا نحن نزّلنا الذکر و إنا لحافظون ما خود قرآن را نازل کرده و خود نيز از آن محافظت مي کنيم.
در حديث صحيح موجود است که پيامبر فرمود: لا تزال طائفة من أمتّي ظاهرين علي الحق لا يضرهم من خالفهم و لا من خذلهم حتي تقوم الساعة هميشه عده ايي از امتم بر دفاع از حق باقي مي مانند، کساني که با آنان مخالفت مي کنند و يا مي خواهند آنها را ذليل و خوار کنند، نمي توانند به آنان ضرري برسانند و اين وضع ادامه دارد تا قيامت برپا خواهد شد.
ريشه اين دروغ پردازيها گمراهي و بدعت گزاري و شرک است. گمراهان گمان کرده اند که سفر کردن به سوي اين قبرها و نماز خواندن و نذر و نياز کنار آنها و بوسيدن و لمس کردن و غيره، عبادت و کار نيک محسوب مي شوند حتي مي بينيم که يکي از پيشوايان رافضي به اسم محمد پسر نعمان مشهور به شيخ صدوق و ملقب به مرتضي و ابي جعفر طوسي در کتابي تأليف کرده با نام ألحج الي زيارة المشاهد، در اين کتاب روايات زيادي در رابطه با زيارت قبر و سفر به سوي آنها را به پيامبر و اهل بيت نسبت داده که نمونه آن براي زيارت خانه خدا در دست نيست.
بيشترين رواياتي که در کتابش ذکر کرده واضح ترين دروغ و روشن ترين تهمت است و من بسيار بيشتر از اکاذيب و افترائات کتابهاي يهود و نصاري در آن کتاب دروغ و افترا را ديده ام، اين روايات را در اصل منافقين و کفار به وجود آورده و ساخته اند تا بدين شيوه بتوانند راه مردم از پيشرفت به سوي دين اسلام را گرفته، دينشان را فاسد کرده و نابود کننده اخلاص در عبادت و دين يعني شرک را برايشان اختراع کنند.

(1/23)


همچنانکه ابن عباس و عده ايي ديگر از سلف صالح در رابطه با اين آيه شريفه که درباره قوم نوح مي فرمايد: و قالوا لا تذرن آلهتکم و لا تذرن ودّاً و لا سواعاً و لا يغوث و يعوق و نسراً و قد أضلّوا کثيراً مي گفتند خدايان خود را ترک نکنيد و همچنين ودّ و سواع، يغوث، يعوق و نسر را ترک نکنيد و بدين شيوه مردمان زيادي را گمراه کردند.
(سلف) مي فرمايد: اين پنج نام، اسامي مردان صالحي از قوم نوح بوده وقتي مرده اند مردم روي قبر آنان عبادت کرده و سپس تصوير و مجسمه آنان را ساخته اند.
امام بخاري در صحيح خود ين داستان را به طور مفصل در اول کتاب قصص الأنبياء بيان فرموده است.
اين گونه شد که عده ايي از فلاسفه ستاره پرست و مشرک در تأييد اين شرک، کتابهايي تاليف کرده و گروه خبيث قرامطه باطنيه بر دشمني خدا و رسول به توافق رسيده تا به کمک يکديگر توانستند مردمان بسيار زيادي را گمراه کرده و از راه راست دورشان کنند.
کمترين علامت و نشانه آنان تعطيل مساجد و در مقابل تعظيم و بزرگداشت قبور ائمه است. آنها قبر ائمه را بزرگ داشته و آنها را (مانند خانه خدا) زيارت مي کنند قبرها را به گونه ايي براي خدا شريک قرار مي دهند که هرگز خدا و پيامبر و پيشوايان دين به آن امر نکرده بلکه خداوند متعال به شدت بندگان خود را از آن باز مي دارد.
و مسجد همان مکان مقدسي که خداوند به ساختن و عبادت و ذکر در آن امر فرموده را عملاً تخريب و ويران کرده اند نمازهاي جمعه و جماعت را به بهانه هاي واهي مانند: نماز فقط پشت سر معصوم جايز است، ترک مي کنند.
اولين کسي که قول به عصمت امام علي را اختراع کرد.

(1/24)


اولين کسي که قول به عصمت امام علي و خلافت بلافصل وي را ابداع کرد رئيس اين منافقان عبدالله پسر سبأ يهودي بود، اين مرد در اصل يهودي بوده و به ايمان و اسلام تظاهر مي کرد و همچنان که بولص دين نصاري را به فساد کشاند، ابن سبأ نيز خواست دين اسلام را به فساد بکشاند، امام علي در عهد خلافت خويش وقتي شنيد که ابن سبأ به ابوبکر و عمر اهانت مي کند خواست تا وي را به قتل برساند اما او فرار کرد.
کساني نيز بودند که امام علي را خداي خويش مي دانستند امام علي آنان را با آتش سوزاند و در رابطه با کساني که وي را بر ابوبکر و عمر برتري مي دادند فرمود: هر کدام از آنان را بگيرم حدّ مفتري (هشتاد ضربه شلاق) را بر وي جاري مي کنم.
اين گمراهان دروغ پرداز، دنباله روان منافقين و کفار مهمترين شعار دين اسلام و ستوان آن را تعطيل کرده و بزرگترين سنت و روش از سنن هايت پيامبر را ترک کرده اند با چنين بهانه ايي پوچ و بي معنا در نماز جمعه و جماعت شرکت نمي کنند.(1)
دارندگان اين عقيده در ميان مساجد و مقابر فرقي نگذاشته و انواع عبادت مانند: نماز، دعا، تلاوت قرآن، ذکر و غيره را همانند مساجد در مقابر نيز مشروع و روا مي دانند حتي گاهاً با زبان حال يا مقال عبادت در کنار قبر را بر عبادت در مساجد برتري مي دهند در بسياري از موارد اگر يکي از آنان قصد توبه و عبادت کند، فوراً به نزد قبر يکي از بزرگان رفته و در آنجا آنچنان با جديت به دعا و گريه و خشوع و خضوع و توبه کردن مي پردازد که هرگز در مساجد و يا نيمه هاي شب و سجده هاي وي براي پروردگار چنين حالتي ديده نمي شود.
__________
(1) - ديديم که در ايران تا حکومت شيعه تشکيل نشد جمعه و جماعت وجود نداشت و اولين نماز جمعه تهران به امامت طالقاني پس از تشکيل حکومت و پيروزي انقلاب اقامه شد (مترجم).

(1/25)


کار به جايي رسيده که بيشتر آن جاهلان چگونه قوم نصاري از حضرت عيسي و مادرش کمک و ياري مي طلبند، اينها نيز مردگان را به ياري و کمک مي خوانند آن هم در کارهايي از قبيل حل مشکلات بر آورده شدن نيازها، آساني کارها، غلبه بر دشمن، دفع مصيبت و بلا و امثال اينها که جز در توان پروردگار زمين و آسمان نيست.
حتي وقتي يکي از آنان به حج مي رود هدف اصلي و نيت دروني اش انجام عبادتي نيست که خدا بر وي فرض کرده و شعار يکتاپرستي آئين ابراهيمي است بلکه مقصود اصلي وي از حج کردن، زيارت مدينه است و حتي هدف وي از زيارت مدينه نيز کاري نيست که پيامبر اکرم او را به انجام آن تشويق کرده همچنان که مي فرمايد: صلاة في مسجدي هذا خير من الف صلاة فيما سواه إلا المسجد الحرام خواندن يک نماز در مسجد من بهتر از خواندن هزار نماز در ساير مساجد است جز مسجد الحرام.
و در مدينه منوره نيز به کارهايي اهميت نمي دهد که خداوند به آن امر فرموده از قبيل فرستادن درود و سلام بر پيامبر اکرم، اطاعت امر و تبعيت از سنتهاي ايشان، احترام و بزرگداشت وي به نحوي که او را از خانواده، ثروت، اولاد، اقوام و حتي از نفس خويش محبوب تر بداند. بلکه تنها منظور وي از سفر به مدينه، زيارت قبر پيامبر و چند قبر ديگر است که نه تنها خدا و پيامبرش به آن امر نفرموده اند بلکه ياران پيامبر نيز آن را انجام نداده و ائمه و پيشوايان ديني هم تأييد نکرده اند.
بعضي مواقع زيارت قبر را بر حج خانه خدا برتري داده و يا آن دو را با هم برابر مي دانند، در هر حال به اتفاق تمام علما، تمام اين موارد گمراهي آشکار و انحراف از دين است.
نهي از سفر به قصد زيارت قبر، رأي جمهور علما است.

(1/26)


اصل سفر کردن به قصد زيارت قبر، نزد جمهور علم نامشروع است حال فرقي ندارد آن قبر پيامبر يا غير پيامبر باشد حتي رأي جمهور بر اين است در صورت وقوع چنين سفري آن مسافر به علت معصيت بودن سفرش نمي تواند نمازهايش را شکسته بخواند بلکه بايد تمام آنها را کامل بخواند براي اين برخورد شديد نيز به اين حديث صحيح پيامبر استناد کرده اند که مي فرمايد: لا تشدّ الرّحال إلا إلي ثلاثة مساجد المسجد الحرام و المسجد الأقصي و مسجدي هذا به سوي هيچ مکاني بار سفر نبنديد جز به سوي سه مسجد: 1- مسجد الحرام 2- مسجد الأقصي 3- همين مسجد خودم (جاي شک و ترديد نيست که) پيامبر از همه بيشتر به اين مسئله علم و آگاهي داشته است. کليه احاديثي که در رابطه با زيارت قبر آمده ضعيف بلکه بيشتر آنان ساختگي و جعلي هستند. تا حدي که امام مالک و بسياري ديگر از مجتهدين امت اسلام مي گويند: کراهت دارد بگويي: قبر پيامبر را زيارت کردم، مشروع و مستحب اين است که وقتي به نزد قبر پيامبر رسيدي، بر وي سلام کني، همانند صحابه و تابعين که چنين کرده اند، اين موضوع در جاهاي ديگر روشن گشته است.
يکي ديگر از اعمال نامشروعي که از آن نهي شده طواف کردن غير کعبه است. تمام مسلمانان بر اين متفق اند که طواف فقط مخصوص بيت المعمور بوده و جايز نيست اماکني همچون صخره بيت المقدس، حجره پيامبر، قبه کوه عرفات و غيره را طواف کرد.
و همچنين بر اين نيز متفق اند که لمس کردن و بوسيدن نيز، جز براي رکن يماني و حجر الأسود نامشروع و ناروا است حجر الأسود لمس گشته و بوسيده مي شود و رکن يماني فقط لمس مي شود چون قول به بوسيدن رکن يماني ضعيف است.
اما بوسيدن و لمس کردن اماکني همچون گوشه هاي بيت الله الحرام، دو رکن شامي، مقام ابراهيم، صخره بيت المقدس، حجره پيامبر، قبر پيامبران و اوليا و غيره همگي نامشروع و ناروا است.

(1/27)


پيامبر اکرم از اينکه امتش مانند يهود و نصاري گردد، هشدار داده است.
در صحيحين (مسلم و بخاري) از ابي هريرة روايت است که پيامبر اکرم فرمود: قاتل الله اليهود و النصاري اتخذوا قبور أنبيائهم و في رواية لمسلم لعن الله اليهود و النصاري اتخذو قبور أنبيائهم مساجد خداوند يهود و نصاري را نابود کند که قبر پيامبران خود را محل سجده قرار داده اند و در روايت مسلم آمده که خدا يهود و نصاري را لعنت کند که قبر پيامبران خود را سجده گاه قرار داده اند.
و همچنين در صحيحين از ام المؤمنين عايشه و ابن عباس روايت است که: لما نزل برسول الله طفق يطرح خميصة له علي وجهه: فإذا اغتمّ بها کشفها عنه وجهه فقال و هو کذالک لعن الله اليهود و النصاري اتخذوا قبور انبيائهم مساجد يحذر ما صنعوا پيامبر اکرم در مرض الوفاتش هر بار که احساس شدت درد مي کرد با تکه پارچه ايي صورت مبارکش را مي پوشاند اما به محض اينکه مقداري آرام مي شد، فوراً پارچه را بر مي داشت و در همان حالت مي فرمود خدا يهود و نصاري را لعنت کند که قبر پيامبران خود را محل سجده قرار داده اند پيامبر به وسيله اين جملات به امت خود از ارتکاب چنين عملي هشدار مي داد.
و دوباره در صحيحين از ام المؤمنين عايشه روايت است که فرمود: قال رسول الله في مرضه الذي لم يقم منه لعن الله اليهود و النصاري اتخذوا قبور انبيائهم مساجد و اولا ذالک أبرز قبره غير أنه خشي أن يتخذ مسجداً پيامبر اکرم در همان مريضي آخر که از آن بر نخواست فرمود: خداوند يهود و نصاري را لعنت کند که قبر پيامبران خود را محل سجده قرار دادند، و اگر پيامبر چنين نمي فرمود، قبرش را بلند مي کرديم اما ترس از اين بود که مبادا سجده گاه مردم قرار بگيرد.

(1/28)


در صحيح مسلم از جندب بن عبدالله روايت است که فرمود: سمعت رسول الله قبل موته بخمس إني أبرؤ الي الله أن يکون لي منکم خليل فأن الله اتخذني خليلاً کما اتخذا ابراهيم خليلاً و لو کنت متخذاً من امتي خليلا لاتخذت أبابکر خليلا ألا و إن من کان قبلکم اتخذوا قبور أنبيائهم مساجد ألا فلا تخذوا القبور مساجد فإني أنهاکم عن ذالک من از اينکه در ميان شما خليلي(1)انتخاب کنم برائت خود را به نزد خدا اعلام مي کنم خداوند مرا به عنوان خليل خود انتخاب فرموده و اگر قرار بود در ميان امتم کسي را به عنوان خليل انتخاب کنم، ابوبکر را انتخاب مي کردم، آگاه باشيد امتهاي قبل از شما قبر پيامبران خود را به محل نماز تبديل کرده بودند، بيدار باشيد شما قبرها را سجده گاه قرار ندهيد من شما را از چنين کاري باز مي دارم.
و همچنين در صحيح مسلم از ابو مرثد غنوي روايت است که پيامبر فرمود: لا تجلسوا علي القبور و لا تصلّوا اليها روي قبر ننشينيد و به سوي ان نماز نخوانيد.
از ابوسعيد خدري نيز روايت است که مي فرمايد: پيامبر اکرم فرمود: الأرض کلها مسجد إلا المقبرة و الحمام همه جاي سرزمين محل سجده است جز گورستان و حمام.(2)
در صحيحين از ام المؤمنين عايشه روايت است که فرمود: لمّا اشتکي النبي ذکر له بعض نسائه أنها رأت کنية بأرض الحبشة يقال له: مارية و کانت أم سلمة و أم حبيبة أتيا أرض الحبشة فکرتا من حسنها و تصاويرها فيها فرفع رأسه فقال: أولئک إذا مات فيهم الرجل الصالح بنوا علي قبره مسجداً و صوّروا فيه تلک الصّور اولئک شرار الخلق عندالله.
__________
(1) - خليل به دوستي گفته مي شود که محبت وي در دل بالاترين محبت باشد. النهاية في غريب الحديث و الأثر ج1 باب خاء (مترجم).
(2) - ابوداود، ابن ماجه و ترمذي آن را روايت کرده بعضي از آنها آن را مرسل دانسته و حافظ آن را صحيح مي داند.

(1/29)


وقتي پيامبر اکرم مريض شد همسرش ماريه کنيسه ايي را که در سرزمين حبشه ديده بود برايش تعريف مي کرد، ام سلمه و ام حبيبه (که در وقت هجرت) به حبشه رفته بودند از زيبائيها و تصاوير داخل آن گفتند، پيامبر اکرم سرش را بلند کرد و فرمود: آن قوم (نصاري) اگر مرد صالحي در ميان آنها بميرد بر قبرش مسجدي ساخته و آن تصاوير را داخل آن مي برند آنان بدترين مخلوق نزد خدايند.
ابن عباس مي فرمايد: لعن رسول الله زوارات القبور و المتخذين عليها المساجد و السرج(1)
پيامبر خدا زنان زيارت کننده قبر را لعنت کرده و همچنين بر کساني که بر روي قبر، مسجد ساخته و آن را چراغاني مي کنند لعنت فرستاده است.
امام مالک در موطأ از پيامبر اکرم نقل کرده که فرمود: اللهم لا تجعل قبري و ثنا يعبد پروردگارا قبر مرا بتي قرار نده که پرستش شود.
و همچنين در سنن ابي داود نيز آمده که پيامبر فرمود: لا تتخذوا قبري عيداً و لا تتخذوا بيوتکم مقابر قبر مرا محل رفت و آمد قرار ندهيد و منازل خود را به گورستان تبديل نکنيد (پس عبادت در گورستان حرام و نامشروع است) اما عبادت در مساجد مانند: نماز، تلاوت قرآن، دعا و غيره (امري مشروع و دستور خدا است اين آيات قرآن را ببينيد که همگي آنها انسان را به عبادت در مساجد تشويق مي کنند).
و من أظلم ممن منع مساجد الله أن يذکر فيها اسمه و سعي في خرابها چه کسي ظالمتر از آن کسي است که (مردم را) از ذکر و ياد خدا در مساجد منع کرده و در ويراني مسجد تلاش مي کند؟
إنما يعمر مساجد الله من آمن بالله و اليوم الأخر و أقام الصلاة کساني مساجد را آباد مي کنند که به خدا و روز قيامت ايمان داشته و نماز را برپاي مي دارند.
__________
(1) - ابوداود، نسائي و ترمذي آن را روايت کرده و تزمذي آن را حسن دانسته است.

(1/30)


قل أمر ربي بالقسط و أقيموا وجوهکم عند کل مسجد بگو پروردگارم به عدالت دستور داده و امر فرموده که در هر مسجدي عبادت خود را براي خدا خالص کنيد.
و أن المساجد لله فلات دعوا مع الله أحداً مساجد متعلق به خدايند پس همراه خدا کسي ديگر را نخوانيد.
في بيوت أذن الله أن ترفع و يذکر فيها اسمه در خانه هايي که خدا اجازه داده بر پا گشته و در آنها ذکر و ياد خدا گردد.
و لا تباشروهن و أنتم عاکفون في المساجد در حالي که در مساجد مشغول اعتکاف هستيد با همسران خود مقاربت نکنيد.
در صحيحين آمده که پيامبر اکرم فرمود: صلاة الرجل في المسجد تفضل علي صلاته في بيته و سوقه بخمس و عشرين درجة و في لفظ صلاة الجماعة أفضل من صلاة أحدکم بخمس و عشرين درجة. نماز انسان در مسجد 25 برابر برتر از نماز وي در منزل و يا مغازه اش مي باشد و در لفظي ديگر مي فرمايد: نماز جماعت 25 درجه برتر از نماز هر کدام از شما (بصورت انفرادي است).
در حديث صحيح آمده که پيامبر بزرگوار مي فرمايد: أثقل الصلاة علي المنافقين صلاة العشاء و صلاة الفجر و لو يعلمون ما فيهما لأتوهما و لو حبواً و لقد هممت أن آمر بالصلاة فتقام ثم آمر رجلا فيصلي بالناس ثم أنطلق برجال معي، معهم حزم من حطب الي قوم لا يشهدون الصلاة فأحرق عليهم بيوتهم بالنار سنگين ترين نماز بر دوش شما منافقين نمازهاي عشاء و صبح است و اگر مي دانستند چه اجر و پاداشي در آن دو نماز وجود دارد خود را به مسجد مي رساندند حتي اگر تنها روي دست و زانو ممکن بود، براستي که مي خواستم دستور به برپايي نماز جماعت داده و مردي را براي امامت نماز انتخاب کنم و سپس با مرداني که هيزم و چوب خشک همراه دارند بروم و منازل کساني را که در نماز جماعت حاضر نشده اند بسوزانم.

(1/31)


در صحيح سملم از ابوهريره روايت شده که أتي النبي رجل أعمي فقال رسول الله إنه ليس لي قائد يقودني إلي المسجد فسأل رسول الله أن يرخص له فلما ولي دعاه فقال: هل تسمع النداء بالصلاة؟ قال نعم قال: فأجب مرد نابينايي به محضر پيامبر آمده و گفت: اي پيامبر خدا کسي را ندارم که دستم را گرفته و مرا به مسجد برساند و از پيامبر درخواست کرد تا اجازه دهد نمازهايش را در منزل بخواند پيامبر به وي اجازه داد اما وقتي مرد خواست برود پيامبر وي را صدا زد و فرمود: آيا صداي اذان را مي شنوي؟ آن مرد گفت: بله، پيامبر فرمود: پس بايد اجابت کني (به مسجد بيايي).
همچنين در صحيح مسلم آمده که عبدالله ابن مسعود فرموده است: من سرّه أن يلقي الله غداً مسلماً فليحافظ علي هذه الصلوات حيث ينادي بهنّ فإن الله شرع لنبيّکم سنن الهدي و إنهن من سننن الهدي و لو أنکم صليتم في بيوتکم کما يصلي هذا المتخلف في بيته لترکتم سنة نبيّکم و لو ترکتم سنة نبيکم لضللتم و ما من رجل يتطهر فيحسن الطهور ثم يعمد إلي مسجد من هذه المساجد إلا کتب الله له بکل خطوة يخطوها حسنة و يرفعه بها درجة و يحط عنه بها خطيئة و لقد رأتينا و ما يتخلف عنها إلا منافق معلوم النفاق و لقد کان الرجل يؤتي به يهادي بين رجلين حتي يقام في الصّف.

(1/32)


هر کس که دوست دارد فرداي قيامت به صورت يک مسلمان به حضور خدا برسد، از اين نمازها محافظت کند براستي که خداوند سنتهاي هدايت را براي پيامبر شما مشروع فرموده و اين نمازها از جمله آن سنتها هستند و اگر شما مانند اين فردي که از نماز جماعت تخلف کرده و در منزل خود نماز را خوانده در منازلتان نمازها را بخوانيد راه و روش پيامبرتان را ترک کرده ايد و اگر راه و روش وي را ترک کنيد گمراه مي شويد هر کس که وضوي صحيحي گرفته و سپس به يکي از مساجد برود با هر قدمي که بر مي دارد خداوند براي وي حسنه ايي نوشته، درجه ايي مقامش را بلند کرده و گناهي را از وي پاک مي کند (شما) ما را مي ديديد (در زمان پيامبر) جز منافعي آشکار هيچ کس از نماز جماعت تخلف نمي کرد. (به تحقيق مي ديدي اگر کسي مريض بود با وجود مريضي اش) خود را در ميان دو نفر آويزان مي کرد و آن دو نفر وي را کمک کرده و مي آوردند تا داخل صف نماز جماعت مي شد.
اين فصل بسيار وسيع است که ما با کتابهايي که بر راه و روش هدايت در اين مورد نوشته ايم، بسيار هشدار داده ايم که به راستي جدايي است ميان اهل توحيد دنباله روان آئين ابراهيمي و تابعين ديني که خداوند پيامبرانش را براي تحقق بخشيدن به آن فرستاده و کتابهايش را نيز به همين منظور نازل فرموده و در ميان کساني که حق را با باطل پوشانده و توحيد را با شرک آميخته اند.
(اين آيات قرآن را بنگريد که همگي به توحيد امر کرده و از شرک حذر
مي دهند).
و اسأل من أرسلنا من قبلک من رسلنا أجعلنا من دون الرحمن آلهة يعبدون درباره کساني که قبل از تو به عنوان پيامبر آنها را فرستاده ايم بپرس،آيا به جز خداي مهربان خداياني را براي پرستش قرار داده ايم؟

(1/33)


و ما أرسلنا من قبلک من رسول إلا نوحي اليه أنه لا إله إلا أنا فاعبدون ما هيچ پيامبري را قبل از تو نفرستاده ايم مگر اينکه به او وحي کرده ايم که هيچ معبود بر حقي جز من وجود ندارد پس فقط مرا پرستش کنيد.
و لقد بعثنا في کل امة رسولاً أن اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت در ميان هر امتي پيامبري را مبعوث کرديم تا آن قوم الله راپرستش کرده و از طاغوت دوري گزينند.
و ما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين به آنها امر نشده بود جز اينکه خالصانه براي الله عبادت کنند که دين، فقط از آن او است.
فأقم وجهک للدين حنيفاً فطرة الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذالک الدين القيم و لکن اکثر الناس لا يعلمون ينبين اليه و اتقوه و أقيموا الصلاة و لا تکونوا من المشرکين من الذين فرقوا دينهم و کانوا شيعاً کل حزب بما لديهم فرحون.
خود را براي عبادت و دين پاک خدا خالص کنيد، اين فطرت خداوندي است که مردم را بر آن آفريده و آفرينش پرورگار غير قابل تغيير است، اين دين محکم و استوار است اما بيشتر مردم نمي دانند به سوي خدا برگشته و تقواي او را داشته باشيد و نماز را براي داشته و از زمره مشرکين قرار نگيريد مشرکيني که دين خود را پارچه پارچه کرده و به گروههاي متعددي تقسيم شده اند و هر حزبي به برنامه خود شادمان است.

مجموع الفتاوي جلد 4 ص498 به بعد با تصرفي اندک.

(1/34)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:56  توسط طاهره رحیم پور  |