·        تفاوت های عاطفی

از نظر روانی، احساسات زن جوشان تر از مرد است و زنان سریع الهیجان تر از مردها هستند. زنان محتاط تر، مذهبی تر، پر حرف تر و ترسوتر و تشریفاتی از مردان هستند. زنان به ارتباط های عاطفی علاقه نشان می دهند و احساس محبت در دختان بیش از پسران است.

زنان در علوم استدلالی و مسایل خشک عقلانی به پای مردها نمی رسند ولی در ادبیاتف نقاشی و سایر مسایلی که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مدها ندارند.

قدرت کتمان مردها بیشتر از زنان است. احساسات زن صلح جویانه و بزمی و احساسات مرد مبارزانه و جنگی است.

جینالمبروزو می گوید:

«زنان به سوی امور زنده (غیرانتزاعی) و سودمند تمایل دارند. زنان دیگر خواه هستند و از تصور این که زحمت آن ها موجب راحتی دیگران است خرسند شده و به هر رنجی تن می دهند. ولی مرد قیدی به مفید بودن اعمال خود برای دیگران نداشته و تنها منظورش آن است که خرسندی خاطر خویش را فراهم سازد.»

گفتنی است که صفات ذکر شده توسط خانم لمبروزو به صورت مطلق و برای همه مردان و زنان صادق نیست بلکه صفت غالبی زنان و مردان چنین است از این رو اگر در هر زمانی استثناهایی به وجود آمد از موارد نقض این قضایا نبوده  جزء غیر غالب ها محسوب می شوند.

برای مثال بسیاری از مردان بزرگ و اولیاء الهی که عمر خویش را صرف خدمت به بشریت کرده اند و با مولفه های اخلاقی و دینی زندگی می کنند این صفات را با نی شهرت که بیان شد ندارند.

جان گری می گوید:

«زن فقط احتیاج به گفتگو دارد و به نتیجه نمی اندیشد در حالی که مرد احساس می کند او توقع حل مشکلات را دارد.»

شاید یکی از دلایل جواز دادن وعده دروغ به همسر از نظر شرع مقدس اسلام، ارضاء نیاز روانی زنان است. زنان نیاز به گفتگو با همسر دارند و حتی اگر همسرشان به وعده هایش عمل نکند آن ها با صرف حرف زدن با او آرامش می یابند و در واقع پاسخی برای سئوال همیشگی خویش می یابند که «آیا او مرا دوست دارد؟»

روان شناسان می گویند زنانا حسابگر بزرگی هستند. آن ها در باطن حساب همه چیز را دارند. می پندارند یک روزباید همه حسابها تسویه شود.

این ویژگی زنان در روایات نیز به چشم می خورد آن جا که حضرت علی (ع) می فرماید:

«بارهای زندگی خویش را بر دوش زنان مگذارید و تا می توانید خود را از آنان بی نیاز کنید زیرا آن ها بسیار منت گذارند و نیکی را کفران می کنند.»

زن در مورد اموری که علاقمند به آن هاست و یا موجب ترس او می شوند زودتر و سریع تر تحت تاثیر احساسات خویش قرار می گیرد. در واقع مناشا رفتارهای زنان احساسات و عواطف آن هاست.

از دیدگاه روان شناسان و متخصصان فن، زنان در تحمل مسئولیت های سنگین و بارهای ثقیل و طاقت فرسا نسبت به مردان متفاوت بوده و آثار روانی تحمیل مسئولیت های بیش از حد توان زنان در جسم و روح آن ها کاملا مشهود است.

جان گری می گوید:

«زنان چون دارای دید بسیار باز و گسترده هستند احتیاجات دیگران آنها را خیلی زود کلافه می کند. زنان در آن واحد حواس خود را به چندین موضوع و مشکل معطوف می دارند و یکی از عواملی که باعث کلافه شدن زنان می شود این است که خیلی سریع توانایی خود را در تعیین اولویت امور از دست می دهند و نمی دانند کدام یک از مسایل را زودتر بررسی کنند .... این حالت سبب می شود که زودتر از مردان مغشوش و آشفته شوند و در یک لحظه احساس می کنند توانایی انجام هیچ کاری را ندارند.»

ولی مردان به علت هوشیاری و درایت مرکزی صمم تر از زنان بوده و کارآیی مثبت تری در انجام تکالیف سنگینی که به عهده دارند خواهند داشت. بسیاری از روان شناسان علت افسردگی در زنان را تحمیل وظایف و انتخاب اهدافی بیش از حد توان آنها و یا کمتر از توانش آنان ذکر کرده اند. از این رو حضرت علی (ع) به پیروان خویش در قالب نامه ای به امام حسن (ع) توصیه می فرماید که بر زنان بیش از توان آنها بارهای سنگین روحی و روانی حمل نکنید که آن ها موجوداتی لطیف بوده و محتاج به مراقبت هستند.

جینالمبروزو، روان شناس غربی می گوید:

«آن چه زن را به اتخاذ مهمترین تصمیمات خود برمی انگیزد احساسات قلبی اوست نه مقدمات عقلی ... در عالم انفعالات که ظاهرا عالمی مرموز است زن می تاند سیر و گردش نموده به خوبی در آن عالم نفوذ کند حال آن که مرد فقط در عالم منافع  سیر می نماید.»

شناخت دنیای احساسات و عواطف زنان و محدوده تاثیر آن بر دنیای بیرون نخستین گام به سوی شناخت واقعی زن و روان شناسی زنان است. حضرت امیر (ع) با شناخت عمیق و آگاهی نبت به این دنیای مرموز و ناشناخته خطاب به لشگری که آماده روبرو شدن با دشمن، در صفین بودند فرمود: «زنان را با آزار دادن تحریک نکنید، هرچند آبروی شما را بریزندف یا امیران شما را دشمنام دهند، که آنان در نیروی بدنی و روانی و اندیشه کم توانند، در روزگاری که زنان مشرک بودند مامور بودیم دست از آزارشان برداریم، و در جاهیت اگر مردی با سنگ یا چوب دستی به زنی حمله می کرد، او و فرزندانش را سرزنش می کردند.

به عبارت دیگر حضرت در این سخنان اشاره به کم بودن نیروی تحمل زنان در مواجهه با دشمن کرده و می فرماید آن ها زودتر از مردان تحت تاثیر احساسات خود واقع شده و به هیجان می آیند و تصمیمات آن ها و رفتارهایشان بر اساس عواطف و احساسات آن هاست که غلبه بر عقل و اندیشه ؟؟؟؟؟

در طبیعت، مرد بنده شهوت خویشتن است و زن در بند محبت مرد. مرد می خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می خواهد دل مرد را تسخیر کند.

پروفسور ریک در این مورد می گوید:

«زن و مرد از نظر ترکیب به کلی با هم فرق می کنند، علاوه بر این احساس این دو موجود هیچ وقت مقل هم نخواهند بود و هیچ گاه یک جور در مقابل حوادث و اتفاق ها عمکس العمل نشان نمی دهند.»

او مقایسه ای میان روحیه زن و مرد کرده و تفاوت های روانی آن ها را یافته و می گوید:

«برای مرد خسته کننده است که دائم زنی که دوستش دارد به سر ببرد اما هیچ لذتی برای زنان بالاتر از این نیست که همیشه در کنار مرد مورد علاقه خویش به سر برند. (البته این موضوع با توجه به فرهنگ و اعتقادات در بین افراد متفاوت است.)

خوشبختی از نظر مردها به دست آوردن مقام شخصیتی قابل احترام در اجتماع است ولی برای یک زن خوشبختی یعنی به دست آوردن قلب یک مرد و نگاهداری او برای تمام عمر. یک مرد همیشه می خواهد که زن مورد علاقه اش را به دین و ملیت خو در آورد و برای یک زن همان قدر که تغییر دادن نام خانوادگی بعد از ازدواج آسان است. عوض کردن دین و ملیت به خاطر مردی که دوستش دارد آسان است.»

با توجه به همه سونگری، در قوانیم شرع مقدس اسلام و نکته روان شناسی فوق که پس از سالها تحقیق و پژوهش به دست آمده است می توان رمز جایز نبودن ازدواج زن با مرد غیر مسلمان و حتی غیرشیعه را درک کرد. بنابر دین مبین اسلام مردان می توانند با هال کتاب و غیرشیعه ازدواج کنند ولی زنان مجاز به چنین پیوندی نیستند.

به راستی زنان با روحیه دیگرخواهی و وفاداری که نسبت به همسر خویش دارند اگر با غیر مسلمان ازدواج کنند بنا به نظر پرفسور ریک به همان مقدار که تغییر نام خانوادگی برای آن ها آسان است دین و ملیت خود را هم تغییر می دهند. ولی مردان بنا بر نظر روان شناسان خواستار این هستند که زن مورد علاقه خود را به دین خویش درآورند و با تاثیری که روی زنان دارند می توانند چنین کاری را انجام دهند و اینگونه به شمار مسلمانان اضافه خواهد شد.

حضرت امیر (ع) در این زمینه سخن زیبایی می فرماید:

«زنان، آرمانشان مردان هستند.»

زنان و مردان از نظر نوع استفاده از مکانزیمهای دفاعی متفاوت هستند و از نظر شخصیتی زنان حسودتر و کنجکاوتر از مردان هستند و اعتماد به نفس کمتری دارند. در هر حال نمود عاطفی زنان بیش تر از مردان است. برخی می نویسند:

«نقطه افتراق و تمایز بین زنان و مردان در دوست داشتن، در نمایش محبت و دوستی است.»

البته احساس خشم هم در زنان بیش از مردان است و نمایش آن هم بیشتر است.

 

·        تفاوت در برخورد با تنش ها

یکی از مسایل مهم در رابطه با زندگی فردی و اجتماعی افراد، چگونگی برخورد آن ها هنگام مقابله با سختی ها و تنش هاست. در زندگی با توجه به گستردگی روابط انسانی و تفاوت های فردی ناگزیر شاهد بروز حالتهای غیرطبیعی و تنش زا هستیم که با تنش زدایی افراد اندیشمند و آگاه برطرف می گردد.

تفاوت زن و مرد در مواجهه با این حالات یکی از مباحث جالب روان شناسی و جامعه شناسی است که با در نظر گرفتن این تفاوت ها می توان به حل مشکلات ناشی از آن پرداخت.

روان شناسان می گویند:

«زمانی که مرد تحت فشار و تنش است تعداد مراکز توجه او افزایش می یابد و حتی نسبت به سایرین بی اعتنا می شود. این حالت مردان باعث می شود که ظاهرا آن ها را خودخواه و بی مبالات نشان دهند. اما زنان در مواقع تنش هوشیار می شوند و در مورد آن هایی که دوست دارند هوشیارتر به نظر می رسند. مردی که مشکل شغلی دارد روی کار خود متمرکز می شود گویا خانواده را فراموش می کند اما زن که در محل کارش مضطرب است در این حالت نیازها و خواسته های خانواده اش را بیش تر احساس می کند. شوهر متمرکز می شود در حالی که زن گسترده تر و بازتر به مسایل می نگرد.»

پیش از این در مورد شیوه کار مرد و زن و نگرش آن ها به جهان هستی و مسایل اطراف آن ها سخن گفتیم و دانستیم که مردان بر روی یک موضوع به ویژه اگر مربوط به شغل و امور مردانه باشد متمرکز می شوند ولی زنان هر چیزی را با محیط اطراف آن می سنجند و به تناسب اهمیت بیش تری می دهند. در رابطه با چگونگی برخورد با تنش های موجود در زندگی این ویژگی های مردانه و زنانه حرف اول را می زنند. ما با مشاهده برخوردهای زنان در هر سطح و از هر نژاد که باشند می بینیم که حتی در اوج مشکلات و مصایب و سختی ها هرگز از وظایف تربیتی خویش غافل نمی شوند.

آن ها در هر حالتی رفتار فرزندان را کنترل می کنند و به میهمان های تازه از راه رسیده و دوستان خود توجه دارند. حتی به نظم موجود در مکانی که نشسته اند توجه دارند. اگرچه آواری از مصیبت ها و مشکلات بر سر آن ها فرو ریخته باشد.

هرگز از پذیرایی شرکت کندگان غافل نمی شوند و از طریق گوناگون و با تذکرهای مگرر به خدمتگزاران در مجلس سعی در حفظ آبروی خویش دارند.

حتی آنگونه که «جان گری» می گوید در سختی ها و تنش ها دید آن ها گسترده تر می شود و بیش از پیش به تحلیل مسایل می پردازند از طرفی در چنین مجالسی اگر رفتار مردان را مورد توجه قرار دهیم می بینیم که در مصیبت وارده و یا شادی متمرکز شده و کمتر متوجه مسایل پیرامون خود هستند. در واقع مردان احساس غمگینی عمیقی دارند و تفاوت عمده آن ها با زنان در غم و شادی، کیفیت نمود آن است. به عبارتی زن غم و شادی خود را بیش تر می نمایانند ولی در مردان کمتر نمود دارد.

اگرچه زنان بیش از مردان افسرده می شوند ولی این افسردگی سطحی است در حالی که افسردگی مردان عمقی است و سریعتر رو به افسردگی می گذراند.

در هر حال نمایش عاطفه در زن قوی تر است ولی در مرد عمیق تر است از این رو زنان قهرهای طولانی دارند و همه مظاهر عاطفه را از شادی و نفرت و خشم و دوست داشتن و ترس و ... در کوتاهترین مدت بروز می دهند.

نیاز حقیقی زن در مواقع سختی ها و تنش هاف محبت و عشق است نه موعظه و امر و نهی. در حالی که مردان در چنین حالات بحرانی نیاز به فرصت برای بررسی و سنجش عمل خویش دارند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:50  توسط طاهره رحیم پور  |