X
تبلیغات
خاتون - تأثير بازي بر كودكان قبل از دبستان

مقدمه

فعاليت يکي از نيازهاي انسان و اساس رشد وتکامل است وبازي نوعي از فعاليتهاي آدمي است. کلمه بازي نزد عوام پيش پا افتاده و بي اهميت جلوه     مي کند. اما بازي براي يک کودک شغل وکار او محسوب مي شود وبه هيچ وجه از اين کار قصد اتلاف وقت ندارد. چنانچه نظريه اي مي گويد: بازي يک کار جدي است. بازي هر نوع فعاليتي است که فرد براي لذت بردن انجام مي دهد بدون اينکه به نتيجه نهايي آن توجه داشته باشد يا منتظر پاداشي باشد.

تاثیر بازی بر کودکان

اهميت بازي

با آنکه ميل به بازي در سنين بالا کم‌کم کاهش پيدا مي‌کند و کارهاي مهمي جاي آن را مي‌گيرد ولي به اعتقاد روان‌شناسان تا سالهاي پاياني عمر نيز تمايل به بازي در انسان وجود دارد هر چند شکل و ظاهر و هدف بازي عوض شده باشد. شايد کودک دليل بازي کردن خود را نداند و يا آنکه نتواند براي آن علتي بيان کند ولي با اين همه نتواند از بازي کردن دست بکشد. امروزه ثابت شده است که کودکاني که به اندازه کافي و به درستي بازي نمي‌کنند از رشد ذهني مناسب ، رشد اجتماعي درست بي‌بهره هستند. ويليام استون مي‌نويسد: بازي غريزه‌اي براي رشد و نمو استعدادها و يا تمرين مقدماتي براي اعمال آتي است.

خداوند نخستين دوره رشد انسان را با بازي همراه کرده است. در اسلام توصيه اکيد به اين موضوع شده است که کودکان را تا هفت سالگي آزاد بگذاريد تا بازي کنند. امام صادق عليه‌السلام فرموده‌اند: بگذار فرزندت تا هفت سال به بازي بپردازد، در هفت سال دوم به اوادب بياموز و در هفت سال سوم مراقب او باش. در روايتي آمده است که حضرت محمد صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم با جمعي از ياران از محلي عبور مي‌کردند کودکان را در حال خاک بازي ديدند برخي از ياران خواستند آنها را از بازي کردن باز دارند. پيامبر فرمودند: بگذاريد بازي کنند که خاک محل پرورش کودکان است.

اسلام علاوه بر آنکه از واپس زدن اين تمايل در کودکان جلوگيري مي‌کند توصيه مي‌نمايد که پدران و مادران امکانات لازم براي بازي کودک را فراهم کنند و در هر موقعيت و مقام اجتماعي نيز که هستند وقتي را براي بازي با فرزندان خويش اختصاص دهند و خيال نکنند که درصورت بازي کردن با فرزندانشان اقتدار يا متانت آنان خدشه‌دار مي‌شود. از ديدگاه ويجيناساکس روان‌شناس بازي و بازي درمانگر معروف ، بازي يکي از فعاليتها و اهداف مهم کودک در زندگي است. او نمي‌تواند از راه ديگري غير از بازي به کشف محيط پيرامون خود بپردازد. استعدادهاي خود و تواناييهايش را شناسايي کند و آنها را بکار بگيريد. کودک در حين بازي به تمرين زندگي بزرگسالي مي‌پردازد.

بازي و تعليمات ديني امروزه در روانشناسي كودك مي گويند: با بچه بايد بچه بود،و اين همان چيزي است كه هزارو 400 سال پيش در روايت‌هاي اهل بيت عليهم السلام مورد تا‡كيد قرار گرفته است .(من كان له في بيته صبي فليتصب له< ) هركس در خانه، كودكي دارد با او كودكانه رفتار كند> بنابراين ضرورت بازي كودكان و بازي كردن باآنها در 7 سال اول زندگيشان نه فقط ازسوي صاحب نظران توصيه مي‌شود بلكه پيشوايان اسلامي نيز آن را لازم دانسته و بر اساس آنچه كه در مورد زندگي حضرت محمد (ص ) و حضرت علي (ع) روايت شدهآنها با فرزندان خود بازي مي‌كردند تاكيد ديگر دين بر اين است كه نبايد در زمان كودكي از بچه‌ها كارهاي بزرگترها را توقع داشت، بچه بايد بچگي كند و بازي نمايد. لذا بچه تا 7 سالگي در منزل امير به حساب آمده است و در نوجواني وزير و ياور پدر و مادر.

همانطور كه مي بينيد علي رغم اينكه ظهور اسلام در محيطي كاملا بي‌فرهنگ و دور از تمدن بود ، اما برنامه و شيوه هاي ارائه شده از طرف اولياي دين , هميشه با انسانها از هر تمدن و فرهنگي سازگار است .
از جمله مواردي كه در شيوه تربيت حضرت زهرا (س) جايگاه خاصي داشت، تحرك و بازي كودكان بود . اين فعاليت و تكاپو به قدري براي سلامتي و رشد مناسب كودك، ضروري است كه حتي براي تشويق آنها به تحرك و بازي، بزرگترها نيز بايد تن به بازي و جست و خيز بدهند .

بازي در دوران كودكي به منزله واكنش كودك در برابر عوامل محيطي و بروز استعدادهاي نهفته اوست كه تاثيرات آن در كنار تقويت جسم و افزايش بنيه كودك، قابل توجه است . همچنين بازي، در پرورش نيروي ابداع و ابتكار كودك بي نهايت موثر است . بنا براين غفلت از بازي به هيچ وجه به صلاح كودك و والدين او نيست .

همبازي شدن رسول معظم اسلام (ص) با دخترش زهرا (س) بيانگر اين نكته مهم است كه بازي و تحرك كودك، يكي از لوازم تربيت صحيح محسوب مي شود . حضرت علي (ع) و فاطمه (س) در خانه به بازي بچه ها توجه كافي مبذول مي داشتند و همين امر موجب شادابي و نشاط روز افزون آنها مي شد .

حضرت فاطمه (س) از همان دوران كودكي با فرزندانش همبازي مي شد و به اين نكته توجه داشت كه در بازي، نوع الفاظ و حركات مادر، سرمشق كودك قرار مي گيرد ؛ بنابراين بايد از كلمات و جملات مناسبي استفاده كرد . علاوه بر اين بايد در قالب بازي و شوخي شخصيت كودك را تقويت كرد ، اورا به داشتن مفاخر و ارزش‌هاي اكتسابي تحريك و تهييج كرد . اينها همه مرهون در پيش گرفتن شيوه هاي صحيح در اين رابطه است .

معجزه ای برای رشد ذهنی کودک

نقش بازی در زمینه رشد شناختی کودک، نخستین بار توسط روانشناسی به نام «پیاژه» مطرح شد. مطابق با نظر این روانشناس، بازی زمینه ساز رشد شناختی کودک و پیش نیازی برای کسب مهارت های مختلف در زندگی محسوب می شود.

نقش بازی در زمینه رشد شناختی کودک، نخستین بار توسط روانشناسی به نام «پیاژه» مطرح شد. مطابق با نظر این روانشناس، بازی زمینه ساز رشد شناختی کودک و پیش نیازی برای کسب مهارت های مختلف در زندگی محسوب می شود.

در واقع، کودک از طریق محرک های محیطی و اسباب بازی ها، برای پاسخ به پرسش های ذهن و ارضای کنجکاوی های خود استفاده می کند.

روانشناسان معتقدند، کودکان از طریق بازی می توانند بدون دخالت دیگران، تجربه بیاموزند و بهترین روش ها را برای رسیدن به هدف کسب کنند.
برای نمونه، کودکان در بازی پرتاب توپ در اثر تمرین و تکرار و انجام آزمون های مختلف ، مناسب ترین و کوتاه ترین راه را برای پرتاب یا رسیدن به توپ انتخاب می کنند. بطور کلی بازی، رشد هوشی کودکان را تسریع می کند.
مطابق با تحقیقات، افرادی که در دوران کودکی اسباب بازی نداشته یا از انجام بازی های فکری و پیشرفته محروم بوده اند، پس از ورود به مدرسه در زمینه آموزشی و تحصیلی با مشکل روبه رو شده اند و کودکانی که از لحاظ دسترسی به محرک های محیطی آزاد بوده و فعالیت های جسمی و ذهنی بیشتری در مقایسه با دیگر کودکان داشته اند، از توانایی های ذهنی و اجتماعی بیشتری برخوردار بوده و به راحتی قادر به یادگیری مهارت های مختلف شده اند.

اسباب بازی های مناسب به کودکان کمک می کند تا رفتارهای اجتماعی مطلوب را بیاموزند. در بازی های اکتشافی، مانند قایم باشک یا پازل، کودک راه های مختلف را امتحان کرده و بهترین گزینه را انتخاب می کند. اینگونه بازی ها، توانمندی های ذهنی کودک را افزایش داده و روش های حل مسئله را به او آموزش می دهد. بازی های سازنده مانند خانه سازی با مکعب های کوچک، مهارت های عملی و روش های کاربردی و استفاده از اشیا را به کودک آموزش می دهد. بازی های گروهی که اغلب کودکان نقش های بزرگترها را به عهده می گیرند، بهترین روش برای افزایش مهارت های اجتماعی کودک است.

امروز، بازی درمانی، یکی از شیوه های درمان بیماری های غیرفیزیکی، اختلالات یادگیری و نارسایی های فکری است و روانشناسان، نتایج رضایت بخشی را از این شیوه درمانی بدست آورده اند. گفتنی است تأثیر بازی در پویایی ذهن، شادابی و سلامت در بزرگسالان گزارش شده است. روانشناسان معتقدند، خانواده هایی که فرزندان خود را از انجام بازی محروم می کنند یا امکانات را در اختیار آنها قرار نمی دهند، صدمات جبران ناپذیری را در زمینه رشد و کسب مهارت های لازم به آنها وارد می کنند.

تحقیقات نشان می دهد، بازی هایی از قبیل خاک بازی یا شن بازی، در صورتی که تحت نظارت و کنترل والدین انجام گیرد، در تخلیه انرژی و پویایی ذهن کودکان نقش مؤثری دارد.

توصیه می شود، والدین حتی الامکان از دخالت در بازی های کودکانه خودداری کنند و در صورت انجام بازی های خطرناک و تهدیدآمیز برای سلامتی، با ذکر علت، کودکان را از انجام آن منع کنند. همچنین، برخی از والدین، دختر بچه ها را تشویق به انجام بازی های پسرانه و بالعکس می کنند که این عمل از لحاظ روانشناسی، مانع از رشد فکری و شناختی کودک می شود.
«
بازی شغل کودک است» همه روانشناسان معتقدند کودکان به بازی نیاز دارند و هر عاملی که باعث شود کودک کمتر بازی کند، باید از زندگی او حذف شود.
ورزش های فردی یا گروهی، بازی های کامپیوتری و ویدئویی و یا حتی بازی های فکری، نباید جایگزین بازی های متداول مانند: قایم باشک، بگرد و پیدا کن و یا حتی بازی با ماشین و عروسک ها شود.

هیچ کس منکر تأثیر قابل توجه بازی های فکری بر رشد ذهن و استعدادهای کودک نیست، اما امروزه اکثر کودکان «بیش از حد» به چنین بازی هایی می پردازند، تا جایی که دچار بی علاقگی به بازی های حرکتی شده و تمایل به کم تحرکی پیدا می کنند. به نظر می رسد هر چیزی که کودک را به سمت سکوت سوق دهد، برای او خیلی مناسب نیست.

کودک حتی از ساده ترین بازی ها لذت می برد مثلاً زمانی که او روی یک صندلی می نشیند و یک قاشق را بارها روی زمین پرت می کند، ذهن او فعال تر می شود، چون سؤال هایی از این قبیل در ذهن او نقش می بندد:«مامان قاشق را دوباره به من می دهد»، «اگر قاشق را به سوی دیگری بیندازم، چه می شود»، «آیا هر بار افتادن قاشق یک صدا دارد !»

بد نیست بدانید کودکان به محض این که از چند روزگی، نسبت به محیط اطرافشان آگاه می شوند، نحوه حرکت و کارکرد هر شیء، برای آنها جالب می شود و قادر خواهند بود، مدت ها با اشیا سرگرم شوند و از طریق همین سرگرم شدن است که مهارت های اجتماعی را تمرین کرده و تفکر خلاق را می آموزند و از کشفیات خود لذت می برند.دکتر دیوید الکانید، روان پزشک معتقد است: بازی های بی تحرک مطلقاً تأثیر خوبی بر رشد ذهنی کودک ندارند. این قبیل بازی ها فقط باعث بروز بلوغ زودرس می شوند.

به علاوه اختصاص مدت زمان کم برای بازی کودک، از طرف والدین او تنها باعث ایجاد استرس، اضطراب و در نهایت افسردگی در وی می گردد. در عین حال باید به این نکته توجه داشت در نظر والدین، بازی نباید مبدل به یک «باید» برای کودک شود و ساعتی خاص به آن اختصاص یابد.کودک بازی می کند و از این کار لذت می برد زیرا چنین تفریحاتی برای او حالت خودانگیخته دارد، نه این که مانند یک تکلیف از پیش تعیین شده، انجام آن برای او از قبل مقرر شده باشد.تنها نقش مؤثری که والدین می توانند در مورد بازی کودک ایفا کنند، تشویق او و فراهم آوردن امکانات بازی، در حد مقدور است. باقی را باید به عهده خود او گذاشت.

اثر بازی

اگر انتظار داشته باشیم که کودک فعالیتی در حد فعالیت های بزرگسالان داشته باشد، انتظاری نامعقول است.زیرا این گونه فعالیت ها احتیاج به تجربه و معلومات دارد و کودک از آن ها محروم است. و اگر انتظار داشته باشیم که به خاطر نداشتن تجربه و معلومات، خاموش و ساکت و آرام و بی هیچ جنب و جوشی در گوشه ای بیارامد و دست به هیچ سرد و گرمی نزند. انتظاری است نامعقول تر(بهشتی،1367) با توجه به این که بازی برای رشد روانی کودک مهم و حیاتی است(اسرومن،2004). به طور خلاصه می توان اثرات بازی را این گونه بیان کرد:

1-کودک هنگام بازی بیشتر از هر چیز با اندام خود آشنا می شود. مانند بازی های اتل متل،تاپ تاپ خمیر،لی لی حوضک و ...

2-بازی کمک می کند تا حواس پنجگانه کودک تقویت شود. بسیاری از بازی ها همراه با تجربه و یا تقویت یکی از حواس پنجگانه است. هر قدر این حواس بهتر تقویت شوند، کودکان بهتر می توانند ببینند، بشوند،لمس کنند،بو بکشند،و بچشند.

3-بازی کمک می کند تا کودک با محیط اطراف خود آشنا شود.

4-بازی کمک می کند تا جسم کودک تقویت شود.

5-بازی به تقویت فکر کودک کمک می کند.

6-بازی به کودک کمک می کند تا روش شرکت در فعالیت های گروهی و اجتماعی را یاد بگیرد.

7-بازی کمک می کند تا کودک،مسائل و مشکلات خود را حل کند.

8-بازی به رشد کلامی کودک کمک می کند.

9-بازی به کودک فرصت می دهد تا هیجان و انرژی خود را مصرف کند.

10-بازی به کوودک فرصت می دهد تا با ارزش های زندگی آشنا شود.

11-بازی،تخیل کودک را تقویت می کند. و ... (نافعی و یوسفی 1380)

فواید بازی

بسیاری از والدین بازی را نوعی اتلاف وقت به حساب می آورند و تصور می کنند که بازی کاری عبث و بیهوده بوده و شایسته ی افراد با هوش و فهمیده نیست. این قبیل والدین به خاطر بالابردن شخصیت فرزندانشان، آنان را از بازی منع می کنند. در حالی که کودک عاشق بازی است و شاید پر رنج ترین و شدید ترین ناراحتی برای او همین منع از بازی باشد. بازی بزرگترین سرگرمی کودکان است.

بازی، حیات کودک

بازی و رشد

محرکی چون بازی بر رشد شناختی، عاطفی، اجتماعی و فیزیکی کودک تاثیر بسزایی دارد. تحقیقی نشان داده است، محیطی که کودک در آن شانس بازی ندارد، چه تاثیراتی بر او می گذارد؟ تعدادی از این کودکان در محیطهایی کاملاً ایزوله زندگی می کردند حتی تختهایشان طوری قرار داشت که بچه های هم اتاقی شان را نمی دیدند. یعنی نه تنها نمی توانستند با یکدیگر بازی کنند بلکه حتی از داشتن ساده ترین اسباب بازی هم محروم بودند. بچه های دو ساله مانند بچه های ده ماهه رفتار می کردند، قادر به راه رفتن و حرف زدن نبودند و حتی مانند آنها تغذیه نمی شدند، هیچ یک در مورد دستشویی رفتن هم آموزش ندیده بودند. آنها وقتی بزرگتر نزدیکشان می رفتند گریه می کردند و نیز مستعد انواع بیماریهای کودکان بودند. برای همه بچه های هشت ساله فقط یک مراقب وجود داشت، او به قدری گرفتار بود که نمی توانست، توجه لازم را به هریک داشته باشد.

برعکس بچه های مهدکودک به اسباب بازی علاقه نشان می دادند و با آنها بازی می کردند، با بزرگترها ارتباط نزدیک داشتند از بودن در کنار کسانی، آنها را در آغوش می گرفتند، غذا می دادند، حمام می کردند، تعجبی ندارد که این کودکان در سن دو سالگی می توانستند راه بروند، صحبت کنند و به تنهایی غذا بخورند. بچه هایی که در مهدکودک نگهداری می شدند، در همه زمینه ها با بچه هایی که در خانواده رشد کرده اند، برابری داشتند. در این پژوهش اهمیت بازی به همراه پرستار مهربان آشکار شد، چه او مادر باشد یا مربی مهدکودک،هیچ زمانی جز سالهای اولیه زندگی،بازی تاثیر خود را نشان نمی دهد. پس توجه به سالهای کودکی و تاثیر بازی ، ضرورت بسیاری دارند.

کودک هنگام بازی می تواند کشف کند چه کسی است و چه توانایی هایی دارد، دنیا چیست و چگونه خود را باید با محیط هماهنگ کند. به راستی بازی می تواند به کودک اعتماد به نفس دهد، بازی کردن بچه ها راهی است به سوی شکل گیری شخصیتی سالم و مفید. در نتیجه برای این که کودک در آینده، زندگی خوب و بالنده ای داشته باشد، فرایند بازی بسیار ضروری است.

بازی و شناخت

یکی از امتیازهای بازی این است که رشد شناختی کودک را گسترش می دهد. برای مثال بازیهای حسی-حرکتی، درک کودک را از دنیای اطرافش افزایش می دهد. بازیهای جسمی به او کمک می کند تا توانایی های خود را بشناسد، فعالیت جسمانی باعث می شود که تاثیراتی بر جسم کودک داشته باشد از آن جمله :

1-رشد عضلات بزرگ و کوچک

2-پرورش نیروی استراحت

3-سرعت و کشش صحیح غضلانی

4-کمک به حرکت سریع مفاصل

5-پرورش سلسله عضلات

6-تسریع گردش خون

 و آنها را بر طرف سازد. بازیهای نمادین، به او اجازه می دهد تا واقعیات را تغییر دهد(به حال تعلیق در آورد.)

توانایی کودک در بازی نمادین، نشانه نقطه عطفی در رشد شناختی اوست. چرا که به تدریج ذهن او قدرت شکافتن ظاهر واقعیات را نمایان می کند. در تخیلات او خرس عروسکی می تواند ناگهان زنده شود و سخن بگوید.

همانطور که قوه درک قوی تر می شود، بهتر می تواند با استفاده از تخیلاتش به خیالپردازی بپردازد.زمانی می رسد که او قادر است مانند بزرگترها تفکر انتزاعی داشته باشد. در طی بازی،کودک با مفاهیمی چون بزرگ-کوچک، بالا –پائین، پر یا خالی آشنا می شود و آنها را با وضوح بیشتری درک می کند.

بازی تخیلی به کودک کمک می کند تا بفهمد چه چیزی واقعی است و چه چیزی واقعی نیست و چه چیزی با تخیل قابل تغییر و چه چیزی تغییر ناپذیر است.

بازی کردن، کودک را قادر می سازد بر بعضی از امور پیرامونش تسلط پیدا کند، و دریابد که نمی تواند کاملاً همه امور را تغییر دهد و همه چیز را دست کاری کند. پس او این درس را یاد می گیرد که دنیای واقعی را نمی توان کاملاً تغییر داد.

بازی و گویش

بازی به عنوتن آزمایشگاه زیان نیز عمل می کند. مثلاً فرزند یک ساله شما کلمات جدید را تجربه می کند تا ذخایر لغوی اش را غنی تر سازد و حتی در مورد درک مطلب مهارتهای خود را افزایش دهد. در طی این مراحل بچه ها همواره لغات طنز آمیز را کشف می کنند، خودشان و دیگران را با کلماتی طنز که از خود در می آورند، سرگرم می کنند. برای خود همبازی خیالی تصور می کنند و مانند بهترین دوستشان با او مشغول گفتگو می شوند، چنین بازی های کلامی موجب می شود بینش شناختی کودکان گسترده تر گردد. اگر کودک در محیطی رشد کند که آرامش بر آن حاکم باشد، می تواند به آزمایش و اکتشاف دست بزند. بازی هم قابلیت تسلط به اطرافش را به او می دهد . او به تدریج که بزرگتر می شود ، از طریق بازی مهارتهای حل مسئله و خلاقیت را نیز فرا می گیرد و از طریق بازی های نمادین می تواند مشکلاتش را در فضایی امن تر تصور کند و راه حلهای متفاوت آن را با هم مقایسه کند.

تخیل انعطاف پذیر کودکف به او اجازه می دهد تا با استفاده از اشیاء اطراف خود، به خلاقیت بپردازد. بطور مثال یک قوطی را به جای طبل، یک تکه چوب را به جای اسب و یک برگ پهن بزرگ و پهن را به جای بشقاب در نظر بگیرد.

همچنین یم تجسم فعال به کودک کمک می کند تا از حالت بی حوصلگی و کسالت بیرون بیاید. مثلاً انتظار در مطب دکتر به نظرش کوتاه تر می آید. اما کودکی که خیالپرداز نیست، منتظر ماندندر مطب دکتر برایش یک عمر طول می کشد.

بازی کردن قدرت تمرکزحواس کودک را پرورش می دهد. از نتایج تحقیقات چنین بر می آید که بین خیالپردازی و آستانه دقت کودک ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. چرا که کمی خیالپردازی به کودک کمک می کند تا بتواند حسابی سرگرم باشد. پژوهشی بر کودکان پیش دبستانی ثابت کرده است بچه هایی که قادر نیستند خیالپردازی کنند، از دقت کمتری برخوردار هستند و تمایل بیشتری به پرخاشگری و رفتار مخرب (شیطنت) دارند.

بازی و نظم

از دیگر فواید بازی می توان درک نظم، ترتیب و توالی مشارکت را نام برد. قوانین بازی، نحوه شروع، ادامه و خاتمه آن، فرصت مناسبی برای کودک فراهم می کند تا درباره نظم نکات بیشتری بیاموزد. بازیهای نمایشی نیز همین فواید را دارند، مثلا فرزند شما هنگام خاله بازی، ابتدا به میهمانهایش که ممکن است چند حیوان عروسکی باشد، خوش آمد می گوید و آنها را روی صندلی شان می نشاند و با چای و کیک از آنها پذیرایی می کند. سپس ظرفها را تمیز می کند و در آخر به بدرقه شان می رود و با آنها خداحافظی می کند تمام این مراحل بیانگر آن است که رشد کودک از ترتیب و توالی به شکل مناسبی صورت گرفته است.

فواید عاطفی

همانقدر که بازی فواید شناختی دارد، برای بهزیستی کودکان، فواید عاطفی را نیز به همراه دارد. بازی های تخیلی سهم بزرگی در خنده و شادی های کودکانه دارد. چنین شادمانی کودک را از حالت خشک و ثابت بیرون می آورد. البته رضایت خاطر(خوشحالی) کودک بازتابی احساسی است که از خود دارد. بهترین بازی، آن است که عزت نفس را در کوئدک به جریان اندازد. بازی به بچه ها اجازه می دهد تا با شرایط کنار بیایند، از این رو موجب توانمندی و موفقیت در بزرگسالی می شود، هنگامی که فرزندتان موقع بازی، در تصور خود، خرس عروسکی اش را زنده فرض می کند یا بعضی غولها را می کشد یا اینکه وانمود می کند که مامور پست است، احساس برتری حاصل از آن به وضوح ، شکوفا شدن اعتماد به نفس را نشان می دهد. بازی کردن راهی برای بیان احساسات است چرا که به کودک این شانس را می دهد تا هیجانات منفی چون خشم،عصبانیت را خالی کند یا مفاهیم تلخی چون مرگ، بیماری و یا جدایی را درک کند. کودکی که به تازگی تحت عمل جراحی آپاندیس قرار گرفته،شاید هنگامی که به خانه بر می گردد، تجربه بیماری اش را با دکتر بازی نشان دهد. با این تفاوت که این بار او دکتر است و تمام امور تحت اختیار اوست. از این رو هنگام خشم ممکن است یک حیوان عروسکی را مثلاً به دلیل خطایی که مرتکب شده توبیخ کند و او را مورد عمل جراحی قرار دهد. با دوباره اجرا کردن چنین حوادثی ممکن و معکوس کردن نقش ها، کودک به تدریج در اثر بهبودی جراحات عاطفی، ترس یا خشم باقی مانده را از بین می برد. بازی به کودک کمک می کند با چنین وضعیت های ترسناکی مانند رفتن به مطب پزشک یا رفتن به مدرسه ، کنار بیاید و بهتر برخورد کند. گاهی کودک در برخورد با چنین بحرانهایی با خواهر، برادر و هم بازی اش و یا حتی خانواده اش دکتر بازی می کند. شاید هم همه سربازها یا حیوانات عروسکی اش را جمع کند و وانمود کند که در مدرسه جلسه گرفته اند. بطور کلی باید گفت علاقه به مسابقه و بازی اضطراب را تسکین می دهد و تا حدودی آن را در درمان می کند .

بازی به کودک اجازه خشونت می دهد تا تخلیه شود، به عبارتی از طریق بازی می تواند خشم خود را خالی کند و این امر برای او نوعی پذیرش اجتماعی محسوب می شود. بازی و ایفای نقش غول یا قهرمان ها به او اجازه می دهد حس کند قوی شده است و نیز بازی، بچه ها را در میان احساسات قوی درونی شان توانا می سازد، احساساتی که ناپیدا است.

فواید اجتماعی

بازی مهارت های اجتماعی کودک را افزایش می دهد. به ویژه نمایشی که نوعی بازی نمادین است می تواند همدلی را در کودک پرورش دهد. در این صورت او نه تنها وانمود می کند هویت دیگری دارد، بلکه عقاید و احساسات دیگران را نیز باید به نمایش بگذارد. بنابراین خاله بازی به کودک این شانس را می دهد که ازرفتار فرزند خود خوشحال یا عصبانی شود. پرستار به او کمک می کند نسبت به بیمارانش احساس همدردی کند. چنین بازی های نمادین به کودک کمک می کند، درک و شناخت او از دیگران بیشتر شود و نسبت به رفتار دیگران صبور باشد و تغییرات محیطی را بهتر بپذیرد.

بازی به کودکان اهمیت سازگاری و ارزش سازش را می آموزد. در این حین، فرزند شما بزرگ و بزرگتر می شود، به تدریج کمتر خود محوری را از خود نشان می دهد و بیشتر تمایل دارد، در بازی و مسابقات گروهی شرکت کند. بازی پایه های دوستی را بنا می نهد که شاید تا سالیان درازی ادامه یاد. سپس با وسیع شدن دنیای پیرامون کودک و عغییر یافتن تعاملات اجتماعی اش، به تدریج تاثیر نقش ها و رتبه های اجتماعی و روش برخورد با مردم را یاد می گیرد.

کمترین عملکرد بازی را می توان نقش انجام وظیفه ای دانست که هریک از کودکان در بازی های گروهی عهده دار می شوند، حتی ساده ترین شکل بازی به کودک نکات مهمی می اموزد، نکاتی چون رعایت نوبت، همکاری، رقابت عادلانه و برد و باخت منصفانه. بیشتر بازی های پیچیده بر اساس مهارت های اجتماعی ساخته شده و می شود که بدین سویله ارزش کار گروهی و روح حاکم بر تیم را تقویت می کند. چرا که از این طریق کاملاً محدودیت های مربوط به رقابت و بازی گروهی کاملاً نمایان می شود.

فواید فیزیکی

شاید آشکارترین فایده بازی تاثیر آن بر رشد جسمی کودک باشد. این تاثیر شامل رشد ماهیچه و توانایی آن است. مانند هماهنگی چشم و دست. همچنین می توان گفت عضلات بزرگ از طریق فعالیت های جسمی مانند دویدن،پریدن، دوچرخه سواری و شنا قوی می شود و عضلات کوچک از طریق فعالیت های حسی-حرکتی تقویت می شود. مانند نوزادی که تلاش می کند جغجغه اش را بگیرد یا پسری که برای نقاشی کردن و خط خطی کردن تلاش می کند. بازی نمادین می تواند فرصت های زیادی برای رشد فیزیکی فراهم کند در انواع مسابقات، مهارت های حرکتی و هماهنگی اعضا بدن افزایش می یابد.تجربه بازی حسی-حرکتی مانند جویدن، جغجغه، به طفل سفتی و مزه پلاستیک را می آموزد. فعالیت هیا حسی –حرکتی به بچه های بزرگتر این فرصت را می دهد تا اشکال، رنگ ها و سایزها را آزمایش کنند. همچنین فعالیت های جسمی منبع تحرک حسی است. برای مثال شنا به کودک اجازه می دهد خاصیت شناوری آب و کشش جاذبه زمین را تجربه کند، قدم زدن در جنگل و یا پارک به فرزند پیش دبستانی شما این شانس را می دهد که سنگ ها، برگ ها و پوست درخت را بشناسد، صدای پرندگان و شرشر آب جویبار را بشوند و گل ها را ببوید. در مجموع می توانید واکنش های کودک تان را نسبت محیط اطرافش تقویت کنید چرا که این تشویق در تمام طول عمر، او را تغذیه می کند و زنده نگه می دارد.

بازي ،ابزاري براي تجربه کردن

بازي راهي براي تجربه کردن هستن توسط ادراک است وکودک از اين راه خود را به شکل انساني، مستقل وتوانمند مي يابد. کارشناسان مي گويند: بازي راهي است که کودک آنچه را که کسي نمي تواندبه او بياموزد ياد مي گيرد. در دين مبين اسلام هم به بازي کردن توجه فراوان شده چنانچه حضرت علي (ع) مي فرمايد: کودک را بايد هفت سال آزاد گذاشت وپس ازآن در مدت هفت سال بايد به تربيت و ادب او اهتمام ورزيد. بنابراين کودک در هفت سال نخست زندگي خود آزاد است تاهمه چيز را تجربه کند. به هم بريزد،پرتاب کند،شيطنت و شلوغي کند و پدر ومادر با وجود زيان هاي احتمالي که اين کارهاي کودک دارد نبايد آزادي حرکت فرزند وجسارت وي در برخورد با اشياي مختلف را محدود کند واز سوي ديگر کودک در روند گسترش تجربيات خويش از هستي ، با احساس توانمندي ، استقلال به پايه ريزي شخصيتي استوار و برتر براي خويش اقدام مي کند شخصيتي آزاد نظير امام حسين(ع) که زير بار هيچ ظالمي کمر خم نمي کند. با ورودکودک به هفت سال دوم که از ديدگاه مکتب دوره آموزش کودک به شمار مي آيد بزرگترها مي توانند به بازي کودک جهت دهند وبازي را مشحون از توجه ،دقت ، همکاري ومسئوليت کنند. چرا که آنچه امروز کودکانه به نظر مي رسد در رشد سالم رواني کودک وپي ريزي شخصيت سالم او در بزرگسالي نقش بسزايي دارد. اگر کودک در کودکي از شيطنت و بازيگوشي منع شود در بزرگسالي با پيش گرفتن قهرها، لجبازي ها ،اعمال احمقانه و... بچگانه رفتار خواهد کرد.

بازي چه وقت وچگونه ؟

نوزاد از ميان تغذيه با شير مادر شروع به بازي مي کند او در فواصل شيرخوردن مکث کرده وبه اطراف نگاه مي کند گاه سينه مادر را بين آرواره ها مي گيرد و در هر حال بازيگوشي مي کند هنگامي که کودک بازي مي کند شما از هوشياري او غرق سرور مي شويد. به تدريج کودک مي آموزد که بيشتر بيدار بماند تا چيزهاي بيشتري ياد بگيرد . بيهوده حريره يا غلات به خورد اوندهيد تا به خواب رود اگر دست ها و پاهاي کودک آزاد باشد وبازيچه اي را در مسير نگاهش قرار دهيد که نور و رنگ داشته باشد در مدت بيداري گريه نخواهد کرد. بدترين محکوميت براي نوزاد اين است که او را به پشت بخوابانيد و وادارش کنيد درتمام مدت بيداري به سقف کسالت بار اتاق چشم بدوزد . کودک را در آ غوش بگيريد و با او بازي کنيد بگذاريد واکنش نشان دهدو آمادگي لازم براي پاسخ عاطفي به او را داشته باشيد. کودک از طريق بازي کردن با شما و ديدن پاسخ هاي شما مسائل گوناگون را فرا مي گيرد چنانچه براي مثال وقتي نوادگان حضرت رسول (ص) هنگام نماز بر دوش ايشان مي روند حضرت مانع بازي آ نها نمي شوند و وقتي کودکان کوچه هاي مدينه از حضرت مي خواهند تا ايشان اشتر آنها شوند ايشان تبعيت کرده و با تاخير انداختن نماز جماعت با آنها بازي مي کنند و به اين ترتيب به مسلمانان درس اکرام و احترام به کودکان را مي آموزند و راه رشد رواني سالم کودکان را که در هفت سال نخست عمر آ نها عمدتا در جريان بازي شکل مي گيرد نشــــــــان مي دهد . در حدود 9 ماهگي کودک دوست دارد اشيا را به زمين پرتاپ کند مطمئن باشيد که از انجام اين کار قصد آزار شما را ندارد. هر چند با ديدن ناراحتي شما گمان مي کند عمل خطايي از او سرزده البته نگران نشويد چون به اين ترتيب ياد مي گيرد که ديگران چندان از همه اعمال خوششان نمي آيد.

فوايد بازي

1- بازي وسيله اي براي مصرف انرژي اضافي است.

کودکاني که انرژي کمتري دارند ميل کمتري به بازي از خودنشان مي دهند. روايت شده که زيرک ترين کودکان اطفالي هستند که از مدرسه و محل درس گريزان هستند. يعني بازيگوش هستندو اضافه مي کند که اين حالت در کودکان نشان عقل و استقامت آنها در هنگام بزرگسالي است.

2- بازي فرصتي است براي يادگيري کنترل اعضا

 بازي به کودک کمک مي کند تا کنترل اعضاي بدنش را در دست بگيرد مهارت هاي بدني خود را کامل کند و بين عضلات خود هماهنگي ايجاد کرده وحواس پنجگانه خود را تقويت کند . هنگامي که کودک با انگشتان خودبازي مي کند در واقع با شيوه به کار بردن آنها آشنا مي شود . اگر دست ها در قنداق باشد و يا در دستکش پوشانيده شود فرصت مفيدي را در آموزش و بازي از او گرفته اند. بچه ها از طريق بازي مي توانند اعضا وعضلات واستخوانهاي خود را قوي سازد و خود را از حالت رکورد و افسردگي نجات دهند.

3- بازي راهي است براي غلبه برخشم ترس ، حسادت و غم واندوه
    ترس ها وحسادت هاي پنهان کودک گاهي به صورت غول يا مردگنده اي جلوه گر مي شوند که کودک با جنگ و گريز برآنها پيروز مي شود.آدم هاي بازي قادر نيستند به طفل صدمه بزنند و او به هر شکلي که دلش بخواهد آنها را اداره مي کند. گاهي طفل خود را به جاي شخصيت شرور قصه مي گذارد و هر بلايي که دوست داشته باشدبه سر بقيه مي آورد.

4-بازي موجب پيشرفت در تکلم کودک مي شود

ازآنجا که در يک بازي تخيلي قهرمان هاي مختلفي وجود دارند که بايد با هم تبادل افکار کنند در نتيجه با لهجه ها و لحن هاي مختلف صحبت مي کنند در نهايت موجب مي شود تا تکلم کودک بهبود يابد.

4- بازي کردن فرصت مناسبي براي يادگيري رفتار با ديگران است
    کودک از اين راه ياد مي گيرد که چگونه با کودکان ديگر رفتار کند ودر درک قوانين ومقررات نقش بسزايي دارد . کودکان ممکن است بر اسباب بازي ها با هم دعوا کنند. اما اين مسئله طبيعي است وشما نبايد دراين امر تا زماني که کار خيلي بالانگرفته دخالت کنيد بگذاريد تا کودکان خودشان ياد بگيرند که ورزشکار خوب يا برنده و بازنده خوبي باشند.

6- بازي در سلامت رواني کودک اثر دارد.

    معمولابچه هايي که به طور مرتب تربيت شده اندخيلي بيشتر عقده حقارت دارند زيرا آنها براي انجام کارهاي صحيح تحت فشار بوده اند واز خواسته هاي آنها جلوگيري شده است وهمين مطلب باعث ناراحتي وغصه آنها مي شود.

7- بازي براي کودک داراي ارزش وتربيت اخلاقي است طفل حق وباطل وگناه وثواب را درخانه ومدرسه ياد مي گيرد ولي اجراي مقررات اخلاقي در آنها به اندازه بازي جدي نيست. کودک مي داند که اگر بخواهد عضو پذيرفته و مورد توجه گروه باشد بايد با انصاف ومودب، درستکار، راستگو و خوددار باشد. اوهمچنين ضمن بازي اوضاع واحوال زندگي را درمي يابد و ياد مي گيرد که چگونه با آنها روبه رو شود.

علل بي علاقگي کودکان به بازي ها

- نداشتن همبازي: کودکاني که همبازي ندارند ومجبورند به تنهايي بازي کنند از پرداختن به بازي خودداري مي کنند.

- ضعف سلامتي: کودکاني که از نظر سلامتي ضعيف هستند انرژي کافي براي بازي هاي فعال را ندارند .

- نداشتن فرصت براي يادگيري: حتي اگر براي کودکان انواع وسايل بازي فراهم گردد ولي آنها ياد نگرفته باشند که از اين وسايل چگونه استفاده کنند بي ارزش خواهد بود. عدم تنوع اسباب بازي ها هم دراين بين خالي ازاهميت نيست.

چه اسباب بازي هايي براي بچه هاانتخاب کنيم؟

اسباب بازي هايي که براي کودکان انتخاب مي کنيد بايد :1- متحرک وقابل انتقال باشند 2- براي کودک تازگي داشته باشند 3- کودک را در رشد وتکامل حواس ، ادراک ، فاصله واندازه وشکل وصدا ياري دهند.

براي اينکه کودکان در بازي با اسباب بازي راحت باشند بايد اسباب بازي هاي ارزان قيمت در اختيار آنها گذاشت. در ضمن در خريد اسباب بازي ها به تمايلات کودک توجه کنيد نه خوشايند خود يا زيبايي اسباب بازي . در تمام اقسام بازي نبايد از تربيت اجتماعي کودک غافل شد و بهترين راه استفاده ازاسباب بازي هايي که با سرهم کردن آنها مي توان وسايل مختلفي ساخت امکانات زيادي براي خلق کردن واظهار وجود به کودک مي دهند. ماشين هاي کوچک، قطارهاي برقي واسباب بازي هايي ازاين قبيل روحيه تقليد از کار بزرگترها را در کودکان بيدار مي کنند ومحرک خلاقيت وابتکار درکودک هستند بازي با توپ طبق نظريه اي پيش درآمدي براي تقسيم کار درآينده است و به کودک امکان مي دهد که در يک زمان هم بدهد وهم بگيرد هم خودش باشد وهم ديگري. عروسک ويا حيوانات براي کودک ازهمراهاني محسوب مي شوند که به وي اطمينان داده و از او حمايت مي کنند و به کودک امکان مي دهند تا جدايي از مادر را بپذيرد .

بعضي از اسباب بازي ها شبيه اسلحه بوده وگرايش هاي خود آزاري وديگر آزاري را در کودکان رشد مي دهندو دادن اين قبيل اسباب بازي ها به کودکان کاري بيهوده وخطرناک است. در مورد انتخاب اسباب بازي هاي پسرانه و دخترانه نبايد زياده روي کرد چرا که پسران به اين شکل قلدر و دختران نازک نارنجي بار مي آيند. براي اسباب بازي هاي کودک قفسه يا کشو در نظر بگيريد و او را عادت دهيد که پس از اتمام بازي اسباب بازي هايش را درآنجا بگذارد. اين يکي از گام هاي اوليه انضباط آموزي است . در هنگام خريد وسايل نقليه هم يکي از مهمترين اصل ها اصل ايمني است بنابراين قطعات ريز وقابل بلع را در دسترس او نگذاريد.

اسباب بازي شکستني شي خطرناک است. رنگ هاي روي اسباب بازي ها هم نبايد از انواع معمولي ومسموم کننده باشد اسباب بازي ها را هميشه تميز نگه داريد تا کودک شما کمتر بيمار شود. درجواب اين سوال که کدام بازي بهتر است بايد گفت : همه بازي ها اهميت خاص خود را دارند وهر يک به نوعي در پيشرفت فيزيکي، حسي، هوشي يا اجتماعي کودک نقش موثري دارند. کم ارزش دانستن يک بازي به نسبت ديگري کاردرستي نيست.

 اگر او ترجيح مي دهد به جاي ساختمان بازي با ماشين بازي کند نگران شويد که چيزي نخواهدآموخت قوه، تخيل کودک تا بدان حد است که از هر نوع بازي مطلب مي آموزد ولذت مي برد و در نهايت همان طور که غزالي مي نويسد: سزاوار است که فرزندان به نو باوگان پس از بازگشت از درس به بازي مشغول شوند. اين عمل خستگي پي درپي درسي را ازآنان مي زدايد و نشاط جسمي وفکري به بار مي آورد.

هرگز پدران ومادران نبايد فرزندان خود را از بازي باز دارند و آنها را با پافشاري بي جا به تحصيل وادار کنند اين روش ثمري جز کشتن روح سرشار از نشاط کودک ، دلزدگي او نسبت به دانش افسردگي دايمي در زندگي و رکورد هوش وعقل ندارد هر گاه ما والدين وقتي شاد شويم که فرزندان ما آرام وساکت باشندحرکت نکنند وسخن نگويند ،پوشاک وسروصورت آنها در تمام روز تميز باشد دراين صورت نيازمنديم که خودمان را تغيير دهيم نه کودکان را. چرا که ما از ايشان انتظار داريم که خلاف طبيعت انساني باشند و اين هم فوق توانايي آنهاست.

بازي هاي جسمي

از قديمي ترين نوع بازي‌هاست، به ابزار مخصوص نيازمند است، هم به صورت انفرادي و هم به صورت گروهي انجام مي‌شود، براي مصرف انرژي اضافي بدن و نجات يافتن از خستگي و كسالت بسيار مفيد است و رفتارهاي نا آرام و پرخاشگري توام با عصبانيت كودك را كاهش مي دهد، مثل نشستن، سينه خيز رفتن، ايستادن، دويدن، بالا رفتن، پريدن، پرتاب كردن، اله كلنگ، سرسره، تاب، طناب، دوچرخه، توپ و ...

بازي هاي تقليدي

كودك به تقليد نقش‌هايي مي پردازد كه آن ها را باور كرده است. معمولا بهترين شخصيت‌ها براي شروع ايفاي‌نقش، والدين، برادران، خواهران و دوستان هستند. كودك از ايفاي نقش آنان لذت برده وتجربه كسب مي‌كند. در دوره دبستان بيشتر نقش معلمان را تقليد مي كند، در حالي كه در‌دوره نوجواني از تقليد رفتار بزرگسالان دوري مي كند و به تقليد رفتار همسالان مي‌پردازد كه اين خود آغازي است براي هماهنگي و همسو شدن با گروه هاي اجتماعي و ايفاي‌نقش هاي واقعي زندگي مثل خاله بازي، دكتر بازي، حمام كردن عروسك، مهماني رفتن، پليس بازي، آتش نشاني و ...

بازي هاي نمايشي

كودك در تقليد از بزرگترها از لباس و وسايل مخصوص آن ها نيز استفاده مي كند، مانند پسر كوچكي كه كت پدر را به تن كرده، عينك او را به چشم مي زند و يا دختر بچه اي كه كفش پاشنه دار مادر را پوشيده و به زحمت راه مي رود.


بازي‌هاي نمادي

زماني كه كودك‌دستيابي به ابزار و وسايل مورد نياز خود را غير ممكن مي بيند، نيازها و آرزوهاي‌خود را با استفاده از وسايل نمادين و از طريق بازي بيان مي كند. براي مثال بر تكه‌اي چوب سوار شده، اين طرف و آن طرف مي رود، مانند اينكه سوار بر اسبي شده و آن را‌هدايت مي‌كند. اين نوع بازي ها يكي از بهترين شيوه هاي بازي درماني محسوب مي‌شوند.

بازي هاي آموزشي

مهم‌ترين وسيله‌آموزش كودك، استفاده از وسايل بازي مناسب است، مانند مكعب هاي چوبي كه كودك با جور كردن و دسته بندي كردن آنها مي تواند با مسائل اساسي اما ساده و آسان رياضي آشنا شود. از خانه كوچك اسباب بازي براي آشنا كردن كودك با واقعيات‌هاي موجود زندگي مي‌توان استفاده كرد. بازي‌هاي آموزشي موجب تقويت حواس و رشد قواي ذهني و اجتماعي كودك مي شوند، به شرط آنكه سعي كنيم كنترل اصلي بازي در اختيار كودك باشد و جهت و مسير آن را تعيين كند.

بازي هاي خلاقيتي

كودك از طريق به‌وجود آوردن چيزي، عقايد و احساساتش را اظهار مي‌كند، مانند نقاشي، موسيقي، خمير بازي، شن بازي و يا استفاده از لغات كه او را قادر مي سازد تا در آينده داستان، شعر و نمايشنامه بنويسد خانه سازي با گل و گچ و خمير، خاك و ماسه، اسباب بازي هاي چند تكّه و ... هم از اين دسته هستند.

بازي هاي قاعده مند كه كودك توسط آنها رعايت قوانين را ياد مي گيرد مثل عمو زنجير باف، گرگم به هوا، قايم باشك، عمو رنگي، بالا بلندي و اخيراً هم سگا، پلي استيشن، رايانه...

انتخاب اسباب بازي

بازي از ضروريات زندگي كودك است و در رشد ذهني و جسمي كودك تا‡ثير ويژه اي دارد . بنابراين وسايلي كه براي بازي فرزندان انتخاب مي كنيد، بايد خصوصيات و شرايطي را دارا باشد تا اهداف ما را از بازي كودك برآورده ساخته و براي او مفيد باشد .

در انتخاب اسباب بازي و نوع بازي توجه به نكات زير مي تواند كمك كننده باشد:

اول اينكه هميشه سعي كنيد با توجه به سن و جنس كودك برايش اسباب بازي بخريد . اسباب بازي نبايد چندان گرانقيمت باشد كه كودك نتواند با خيال راحت آن‌را دستكاري كند . همچنين بايد بي خطر باشد و سلامت او را تهديد نكند . اسباب بازي‌هاي متنوع بخريد تا كودك احساس خستگي نكند ونوع آن به گونه اي باشد كه كودك را در رشد و تكامل حواس ياري دهد .سعي كنيد از خوردني‌ها به عنوان اسباب بازي استفاده نكنيد . هنگام خريد علاوه بر اينكه به نياز كودك توجه مي كنيد، دقت داشته باشيد كه اسباب بازي حتما ًبايد براي كودك خوشآيند باشد. هيچگاه به بازي جنبه تحميلي ندهيد و از مداخله نابجا‌در‌بازي ‌بچه‌ها ‌بپرهيزيد.‌حضور‌در‌يك‌بازي‌چند‌نفره مي‌تواند به رشد اجتماعي كودكتان كمك كند، پس سعي كنيد چنين محيطي را برايش فراهم كنيدو در ضمن بازي كودكان را به رعايت حق و عدالت تشويق كنيد . اگر كودك شما ميل به بازي ندارد به كشف علت بپردازيد و دردرمان آن كوشا باشيد . محيط بازي مطلوب، زيبا و دلپذيري را برايش فراهم كنيد. گاهي اوقات همبازي شدن با آنها براي هر دوتان بسيار جالب خواهد بود.

کودکان چگونه بازی می کنند

نوزادان (از زمان تولد تا ۱۲ ماهگی)

لگد زدن به یک کاسه سوپ و یا گاز زدن یک اسباب بازی، شاید در نظر والدین به نظر یک نوع بازی نباشد، اما برای یک نوزاد فعالیتی شاد ی آور و حتی ضروری است. زمانی که او بازی می کند ذهن وی شروع به سازماندهی اطلاعات و درک مفاهیم ضروری کرده و می آموزد که کنترل بیشتری بر حرکات و محیط اطرافش داشته باشد.

کودکان نوپا (یک تا سه سال)

دکتر الکانید معتقد است کودکان بین دو تا شش سال، بیشترین چیزها را از بازی هایی که خودشان پیدا کرده باشند، می آموزند. در واقع افزایش حس کنجکاوی و رشد توانایی های حرکتی کودک به این معناست که دنیایی برای اکتشاف در مقابل او قرار دارد؛ از کابینت های آشپزخانه گرفته تا مورچه هایی که در باغ رژه می روند!فراموش نکنید کودک در این سن مطلقاً نباید محدود شود، خصوصاً از لحاظ حرکتی و همچنین نباید کشفیات او را بی اهمیت تلقی کرد. زیرا این کار تأثیر نامطلوبی بر ذهن ناخودآگاه او می گذارد.

کودکان پیش دبستانی (سه تا پنج سال)

کودک در این سنین مهارت های کلامی خوبی پیدا کرده و مبدل به یک قصه گوی کوچک می شود. از این به بعد بازی های او با کلام نیز همراه می شوند و وی می آموزد تا برای هم بازی اش - از گربه حیاط گرفته تا کودک همسایه و حتی والدین - نقشی تعریف کند.

کودک در این سن کم کم مفاهیم پیچیده ای مانند: زمان و ارتباط بین اشیا و افراد را درک می کند. بازی های او نیز بیشتر به زندگی عادی شبیه می شود.

کودک در سنین مدرسه (پنج سال به بالا)

بزرگترین مشغولیت کودک در این سنین دوستانش هستند، خصوصاً آنهایی که علایق مشترکی با او دارند. همچنین در این طیف سن، مطرح کردن خود نیز در میان همسالان اهمیت خاصی پیدا می کند. در این مرحله قوانین واقعی در بازی های او جایگاه پیدا می کنند و همزادپنداری کودک با شخصیت های مهم زندگی اش بیشتر می شود.


نمودار نظریه پردازان

نظریه پرداز

تاریخ

نظریه

کریس آتی

قرن بیستم

مفهوم شمارش را به وجود آورد (الگوی رفتارهای قابل تکرار که در تجارت جذب می شوند) نظریه آتی مشاهدات ما از کودکان و در برنامه ریزی برنامه ها تاثیر دارد.

ژروم برونز

1915

برونر اعتقاد داشت که کودکان نیاز به فعالیت جسمانی و داشتن تجربه دست اول برای رشد عقیده و قدرت تفکر دارند. بازی بسیاری از این دست فرصتها را برای کودک فراهم می کند.

اریک .اچ

.اریکسون

1902-1979

اریکسون نشریه فروید در مورد شخصیت و فکر را توسعه داد. او علاقه مند به رابطه بین بازی فکری و احساسات بود نظریه او همچنین بازی بزرگسالان با کودکان را مقایسه می کند.

فردریک فروبل

1782-1852

فروبل حرکت کودکستان را شروع کرد. نظریه او در قلب تفکرات در مورد مراقبت سالهای اولیه زندگی آموزش و پرورش جا دارد.

فروبل معتقد بود که کودکان از طریق بازی فعال یاد می گیرند و یادگیری آنها موقعی که در بازیهای فکری و نقش بازی کردن که آنها را به تفکر عمیق وادار می کند موثر تراست.

برای فعالیت هایی که در فضای خارج حرکت آزادانه را تشویق و کودک را در کشف محیط خود درگیر می کندف ارزش زیادی اقئل بود.

همچنین به فعالیتهای ابداعی مثل هنر و کارهای دستی، موزیک و کتاب توجه داشت.

سوزان ایزاک

1885-1948

سوزان ایزاک تحت تاثیر کار فروبل بود. او بازی را وسیله ای برای کودکان برای بیان احساسات خودشان می دانست. او همچنین معتقد بود که یادگیری رسمی باید تا حدود سن 7 سالگی به تعویق افتد.

مازیا مونتسوری

1870-1952

ماریا مونتسوری پزشکی بود که با کودکان معلول کار می کرد. او به یادگیری سازمان یافته تا بازی خو انگیز توجه داشت. او نظریه خود را بر اساس این عقیده که کودکان فراگیر فعال هستند، و در مراحل مختلف اولیه رشد خود بیشتر دریافت کننده انواع متفاوت یادگیری هستند ساخته است. او اعتقاد داشت که کودکان قادر به ابتکار تا زمانی که سری فعالیتهای یادگیری سازمان یافته را نگذرانده باشند، نیستند.

 


منابع :

1.  نقش بازی در تکامل کودک(از تولد تا 6 سالگی)، مری.د.شرایدان،ترجمه: اعظم مقتدری.

2.  روانشناسی بازی از تولد تا دبستان،صادق طاهری،رضا عبدی مقدم.

3.  هفته نامه سلامت وکتاب بازی کودک در اسلام نوشته محمد صادق شجاعی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 20:43  توسط طاهره رحیم پور  |