تاریخ پیامبر اسلام(ص)

 (هجرت و حکومت)

هجرت و نقش دینی,سیاسی و اجتماعی آن

    واژه هجرت در عرف دینی به معنی «کوچ» و «خروج»از یک سرزمین به منظور حفظ و تحکیم مبانی عقیدتی و ایمانی است و «مهاجر»کسی است که از محدوده طاغوت و استبداد خارج میشود تا بتواند معاشرت,تربیت و عبادتش را متناسب با شریعت و آرمان خود ترتیب دهد.

    اصولا فلسفه هجرت در قرآن و سنت پیامبر گویای آن است که انسان درهرجا و هرجامعه ای به طبیعت فکری و کمال باطنی خویش دست نمی یابد بنابراین وظیفه یکایک افراد خواهان تکامل این است که از جامعه ای که در آن ظلم,زشتی,انسان پرستی و...رواج دارد روی گرداند و به جمعی که شرایط و زمینه یکتاپرست شدن و ماندن در آن بیشتر است,بپیوندند.

  از نظر عرف دینی,سیاسی,جامعه شناسی و اصول اخلاقی وعلمی,آنچه درعصر پیامبر رخ داد,به معنای واقعی هجرت است.زیرا هجرت ازدرون وسفر در عمق روح از هجرتهای بیرونی وسفرهای خاکی بالاتر است.

باید توجه داشت از نظر قرآن اصولا حتی هجرت آفاقی ویژه یک عصریا یک نسل یا مربوط به عصر پیامبر(ص)نیست.در برخی از سوره های قرآن از هجرت ابراهیم(ع)یاد میکندو نیز از هجرت موسی(ع)و قومش از مصربه سوی فلسطین مکرر سخن به میان می آورد.علاوه براین در بین اقوام دیگر(غیرمسلمان)نیز هجرت منشا قدرت و مایه پیشروی بوده است.جز آنکه هجرت اسلامی به لحاظ هدف از اینگونه مهاجرت ها ممتاز بوده است.

بنابر تعلیم اسلام چنانکه اشاره شد برای مال اندوزی وسلطه جویی نباید هجرت کرد بلکه برای خدا یعنی اقامه آیین و اشاعه شریعت وی باید حرکت نمود.پس اسلام هدف هجرت را از چپاول اقوام و تسلط بر سرزمین ها,به هدف معنوی برگرداند  دو نکته مهم در حاشیه مباحث هجرت:

1.پیامبر(ص)برعکس بسیاری از رهبران به محض احساس خطر,پیش از پیروانش از دام بلا نگریخت و آنها را درمیان مشکلات و سختی ها رها نکرد,بلکه پس از حرکت مهاجران به مدینه تصمیم به هجرت گرفت.

2.برخلاف بسیاری از رهبران,اموالی را که به رسم امانت نزد رسول خدا(ص)سپرده بودند غنیمت نشمرد و به همراه خود نبرد بلکه علی(ع) را در مکه گذاشت تا سپرده های مردم را بدانان بازگرداند,در حالی که همه آن مردم و صاحبان امانت از پیروان وی نبودند.

تأسیس ملت و گسترش اسلام

رسول خدا(ص)در روز دوشنبه در دهکده قبا در دو فرسخی مدینه مورد استقبال گروهی از اهالی مدینه و مکه قرار گرفت و تا پایان هفته-که منتظر کاروان اهل بیت نبوت و دیگر مسلمانان بود-مسجدی بنیاد نهاد.هیجان و سرور ساکنان یثرب که سه سال در اندیشه ایمان به رسول خدا به سر می بردند سرانجام در روز جمعه که مرکب پیامبر(ص)از محلی به نام«ثنیة الوداع»,تپه های خارج ازشهرمدینه سرازیر شد و به خاک یثرب گام نهاد,به اوج خود رسید.تأسیس مسجد,به مثابه یک نهاد اجتماعی,نشان وحدت مسلمانان, مرکز آموزش وپرورش وپرستش,مهمترین و نخستین اقدام عملی حضرت محمد(ص) در جهت پیوند دین و دانش بود و در کنار این مسجد مسکنی برای بینوایان و مهاجران تهیدست ساخته شد و معلمی وظیفه آموختن قرآن,خواندن و نوشتن به آنان را بر عهده گرفت.

وحدت جامعه در سایه پیوند معنوی افراد

اینکه وحدت و پویایی جامعه را تنها جهات سیاسی و حقوقی تامین نمیکند,از بدیهات دانش سیاسی است.درآن روزگار قویترین سنت اجتماعی که روح قبایل گوناگون آنها را به هم پیوند می داد,پیمان بین قبایل بود که«حلف» می نامیدند و در مکه و مدینه به انگیزه های مختلف بدین وسیله میان دو بیگانه, خویشاوندی استوار و نزدیک پدید می آمد. دو قبیله اوس و خزرج ومهاجران مکه زیربنای پدیده بزرگ اجتماعی و هسته مرکزی امت اسلامی در مدینه شمرده می شدند وجود رخنه در این بنا امری طبیعی به نظر می رسید.

اعراب بادیه نشین که اسلام می پذیرفتند نیز از تعصبی شدید برخوردار بودند. گوناگونی زبان,نژاد و زادگاه این تازه ایمان آورندگان,در آینده نزدیک دامنه اختلافات را فزونی می بخشید و اساس توحید و حکومت الهی را تهدید می کرد.یکی از راه های کاهش این خطر عقد اخوت بود.بدین ترتیب,مهاجران که

همه دارایی شان را در مکه به سودای حفظ دینشان نهاده بودند,در سرپرستی انصار قرار گرفته بودند و در مزرعه خانه و آسایش آنان شریک شدند. رهاورد دیگر این همبستگی دینی,احساس مسئولیت مسلمانان در برابر تنگدستی, بیماری و دشواریهای سیاسی و اجتماعی یکدیگر بود.

نکته نهایی در این بحث,تحلیل پیمان برادری پیامبر(ص)و علی(ع)است به ویژه آنکه پیامبر و علی هر دو از مهاجران بودند و رویکرد اجتماعی عقد اخوت باید به استحکام روابط مهاجران و انصار انجامد نه تحکیم مناسبات درون قبیله ای. آنچه در نگرش اجتماعی فرهنگی به این پیمان اهمیت می دهد,این است که اگر عقد اخوت میان رسول خدا و یک تن از اوس و خزرج بسته میشد,معضل تحریک دو گروه انصار پیش می آمد پیامبر با انتخاب علی هم بر همتایی او با خود تأکید ورزید و هم از بروز بحران وتعصبات جاهلی پیشگیری کرد.

همزیستی مسالمت آمیز در قالب نخستین قانون اساسی

براساس اسناد تاریخی در نخستین سال هجرت در خانه های مدینه افرادی با عقاید متضاد دیده می شدند و مسلمانان و مشرکان در حالی که خویشاوند یکدیگر به شمار می آمدند در یک خانه زندگی میکردند. تداوم این همزیستی با عنایت به وحدت نسبی کوتاه مدت ممکن بود ولی در دراز مدت چه بسا بحران آفرین می شد. در کنار این مجموعه متضاد فکری, یهودیان نیز در شهر زندگی می کردند.یهودیان یثرب,به رغم وحدت دینی مجموعه سیاسی و نظامی واحدی به شمار نمی آمدند و به دلیل تعارض و تضادهای درونی,در قالب گروه های پراکنده با تیره هایی از اوس وخزرج هم پیمان بودنداز سوی دیگر علاقه پیامبر(ص) به همزیستی و ایجاد زمینه های اجتماعی برای توسعه طبیعی اسلام,خطرهای جدی و تهدیدهای حتمی بدویان حجاز و اشراف قریش, پیامبر(ص)و مسلمانان را به سوی ایجاد یک اتحاد در قالب جامعه مدینه و تحت حکومت رسول خدا(ص)سوق داد.

بر این اساس به فرمان خدا, منشور مقدسی که بخشی از قانون اساسی  حکومت و تأمین کننده مصالح ملی امت اسلام شمرده می شد از سوی پیامبر(ص) اعلام گردید و مورد تصویب همگان قرار گرفت. این منشور از سه بخش اصلی تشکیل شده است:

1-روابط مسلمانان اوس و خزرج و مسئولیت متقابل انصار و مهاجر نسبت به یکدیگر در همان مقطع زمانی خاص.

2-قرارداد ترک تعرض بین مسلمانان و یهود.

3-بخش عمومی و جهانی که حافظ وحدت مسلمانان در همه زمان هاست.

این منشور- که پانزده قرن پیش منتشر شد و بیش از چهل بند دارد- امروز نیز برای از بین بردن مشکلات اجتماعی,حقوقی,اقتصادی,سیاسی و فرهنگی مسلمانان سودمند است. بدیع ترین ویزگی این قانون, احترام به مخالفان و رسمیت بخشیدن به حقوق اقلیت های دینی است. بندهایی از قانون نامه مدینه چنین است:

1.مسلمانان ملتی واحدند.

2.مسلمانان باید عدالت پیشه باشند و در برابر ستمگران متحد گردند,هر چند ستمگر فرزند خودشان باشد.

3.تنها مرجع اختلافات قضایی, حقوقی و جنایی, رسول خدا(ص) است.

4.اگر فردی از یهود اسلام آورد از کمک و یاری مسلمانان برخوردار خواهد بود و با دیگر مسلمانان تفاوتی ندارد.

-اما آیا همه جیز آن گونه که حضرت محمد(ص) در پی آن بود پیش رفت ؟

خیر پیامبراکرم(ص) که با اقبال مناسب مردم یثرب, نخستین اصول و پایه های تمدن و مدنیت جامعه اش را بر شکیبایی,تفاهم,نفی استبداد,مهربانی و همزیستی انسان نهاده بود, در داخل مدینه مورد تهدید مکیان قرار گرفت و عمر با برکت حضرت در طی ده سال در مدینه به درگیری با مثلث شوم شرک(اشراف قریش), نژاد پرستی(یهودیان), و نفاق( در میان مسلمانان) سپری شد.

از میان حرکتهای نظامی  که پیامبر اسلام در آنها شرکت داشت و به نحوی فرماندهی نظامی آنها را بر عهده داشت, نه غزوه (که شامل: بدر,احد, خندق, بنی قریظه, خیبر,  فتح مکه, حنین, طائف, و بنی مصطلق) که به درگیری مسلحانه انجامیده است و از این میان تنها جنگ بدر با مشرکان بود و در سایر نبردها رد پای یهودیان و منافقان را می توان یافت.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 15:23  توسط طاهره رحیم پور  |